اشعارحلول ماه محرم(1)

 

 

ماه ماتم 

 

 

یابن الحسن بیا که حلول محرم است

شادی به ما حرام شد ایّام ماتم است

شرمنده شد بهار زگلزار کربلا

بلبل کند نوا که خزان محرم است

ما عاشقان لاله سرخ پیمبریم

از عطر او بهشت خداوند خرم است

صد مرده زنده میشود از ذکر یا حسین

مولای ما معلم عیسی بن مریم است

عیسی اگر در آخر عمرش به عرش رفت

قنداقه حسین شرف عرش اعظم است

با یوسفش مقایسه کردم نگار گفت

او شاه مصر باشد و این شاه عالم است

ما را نیاز سیر چمن نیست در بهار

روی حسینیان گل و این اشک شبنم است

ای صاحب عزل به عزا خانه ها بیا

یاران سینه زن همه در زیر پرچم اند

گر وعده بهشت به ما میدهد بهار

ما نیستیم طالب رضوان مسلّم است

بر عاشقان سیاحت گلزار حرام شد

خاکم به سر که قامت سرو علی خم است

ای آب بس کن این همه جوش و خروش را

در پیش چشم ما علی اصغر مجسم است

سقا ز تشنگان حرم شرمسار شد

شرمنده خجالت او نهر عَلقَم است

چون محتشم بخواند به پیمبر ز سوز دل

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باشد قرار و وعده ما جنت الحسین

اینجا برای سینه زدن جایمان کم است

باز این چه شورش است که در خلق عالم است              باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
                 
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
                    
گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
                   
پرورده کنار رسول خدا حسین

کشتی شکست خورده توفان کربلا
                     
در خاک و خون فتاده به میدان کربلا

از آب هم مضایقه کردند کوفیان                       خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

/ 5 نظر / 12 بازدید
مصطفی

سلام. قشنگ بود ایول. ایمل بزن برام

قرایت خیابان شهدا

با سلام. باتشکر جا داشت از اشعار مولا نا حاج سلیمان صباحی استفاده می کردید. به قول اقای علیجانزاده استاد ادبیات این شهر اشعار صباحی محتوای بالاتری دارد. خدا این دو مدیحه سرای اهل البیت را رحمت نماید.

عاشق کوهستان

سلام علیکم عالی بود ممنون

حسینی

سلام و خسته نباشید شعر زیبای “صد مرده زنده میشود از ذکر یاحسین” متعلق به استاد کلامی زنجانیه. خیلی گشتم دنبال شاعرش تا پیداش کنم. تو فضای نت جایی ذکر نشده و جالب اینجاس که تخلص شعرو تغییر دادن تو وبلاگا! لطفا شما در اقدامی ارزشمند با ذکر تخلص این شعر قشنگو دوباره آپ کنین چون محتشم بخوان به پیمبر کلامیا باز این چه شورش است که در خلق عالم است کتاب کلام دل نوشته ولی اله کلامی زنجانی. ص ۱۱۵