پیشگویی حضرت علی(ع)ازحوادث عراق

ومن خطبة له علیه السلام

وهی إحدی الخطب المشتملة علی الملاحم

الْحَمْدُ للهِِ الْأَوَّلِ قَبْلَ کُلِّ أَوِّل، وَالْآخِرِ بَعْدَ کُلِّ آخِر، بِأَوَّلِیَّتِهِ وَجَبَ أَنْ لاَ أَوَّلَ لَهُ، وَبِآخِرِیَّتِهِ وَجَبَ أَنْ لاَ آخِرَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلهَ إِلاَّ اللهُ شَهَادَةً یُوَافِقُ فِیهَا السِّرُّ الْإِعْلاَنَ، وَالْقَلْبُ اللِّسَانَ.

أَیُّهَا النَّاسُ، لاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شِقَاقِی، وَلاَ یَسْتَهْوِیَنَّکُمْ عِصْیَانی، وَلاَ تَتَرَامَوْا بِالْأَبْصَارِ عِنْدَ مَا تَسْمَعُونَهُ مِنِّی. فَوَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ، وَبَرَأَ النَّسَمَةَ، إِنَّ الَّذِی أُنَبِّئُکُمْ بِهِ عَنِ النَّبِیِّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، مَا کَذَبَ الْمُبَلِّغُ، وَلاَ جَهِلَ السَّامِعُ. لَکَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَی ضِلِّیلٍ قَدْ نَعَقَ بِالشَّامِ، وَفَحَصَ بِرَایَاتِهَ فِی ضَوَاحِی کُوفَانَ. فإِذَا فَغَرَتْ فَاغِرَتُهُ، وَاشْتَدَّتْ شَکِیمَتُهُ، وَثَقُلَتْ فِی الْأَرْضِ وَطْأَتُهُ، عَضَّتِ الْفِتْنَةُ أَبْنَاءَهَا بِأَنْیَابِهَا، وَمَاجَتِ الْحَرْبُ بِأَمْوَاجِهَا، وَبَدَا مِنَ الْأَیَّامِ کُلُوحُهَا، وَمِنَ اللَّیَالِی کُدُوحُهَا. فَإِذَا یَنَعَ زَرْعُهُ، وَقَامَ عَلَی یَنْعِهِ، وَهَدَرَتْ شَقَاشِقُهُ، وَبَرَقَت بَوَارِقُهُ، عُقِدَتْ رَایَاتُ الْفِتَنِ الْمُعْضِلَةِ، وَأَقْبَلْنَ کَالْلَیْلِ الْمُظْلِمِ، وَالْبَحْرِ الْمُلْتَطِمِ. هذا، وَکَمْ یَخْرِقُ الْکُوفَةَ مِنْ قَاصِفٍ، وَیَمُرُّ عَلیْهَا مِنْ عَاصِفٍ ! وَعَنْ قَلِیلٍ تَلْتَفُّ الْقُرُونُ بِالْقُرُونِ، وَیُحْصَدُ الْقَائِمُ، وَیُحْطَمُ الْمَحْصُود

 

 

 

 

ستایش و اندرز ستایش خداوندی را که اول هر نخستین است و آخر هر گونه آخری، چون پیش از او چیزی نیست باید که ابتدایی نداشته باشد، و چون پس از او چیزی نیست پس پایانی نخواهد داشت، و گواهی میدهم که جز او خدایی نیست، و خدا یکی است، آن گواهی که با درون و برون قلب و زبان، هماهنگ باشد.

ای مردم! دشمنی و مخالفت با من شما را تا مرزگناه نراند، و نافرمانی از من شما را به پیروی از هوای نفس نکشاند، و به هنگام شنیدن سخن من، به گوشه چشم، یکدیگر را ننگرید. خبر از حوادث خونین آینده سوگند به آنکس که دانه را شکافت، و جانداران را آفرید، آنچه به شما خبر میدهم از پیامبر امین (ص) است نه گوینده دروغ گفت و نه شنونده ناآگاه بود گویا میبینم شخص سخت گمراهی را که از شام فریاد زند و بتازد و پرچمهای خود را در اطراف کوفه بپراکند، و چون دهان گشاید، و سرکشی کند، و جای پایش بر زمین محکم گردد، فتنه فرزند خویش را به دندان گیرد، و آتش جنگ شعلهور شود، روزها با چهره عبوس و گرفته ظاهر شوند و شب و روز با رنج و اندوه بگذرند. و آنگاه که کشتزار او به بار نشست، و میوه او آبدار شد، و چون شتر مست خروشید، و چون برق درخشید، پرچمهای سپاه فتنه از هر سو به اهتزاز درآید، و چونان شب تار و دریای متلاطم به مردم روی آورند. از آن بیشتر، چه طوفانهای سختی که شهر کوفه را بشکافد، و چه تندبادهایی که بر آن وزیدن گیرد، و به زودی دستجات مختلف به جان یکدیگر یورش آوردند، آنها که بر سر پا ایستادهاند درو شوند، و آنها که بر زمین افتادن

د لگدمال گردند!

خطبه 151-فتنههای آینده

 

ارزش شهادتین خدای را میستایم، و در راندن شیطان، و دور ساختن و نجات پیدا کردن از دامها و فریبهای آن، از خدا یاری میطلبم، و گواهی میدهم که جز خدای یگانه معبودی نیست، و شهادت میدهم، که حضرت محمد (ص) بنده و فرستاده برگزیده و انتخابشده او است، که در فضل و برتری، همتایی ندارد و هرگز فقدان او جبران نگردد، شهرهایی به وجود او روشن گشت، پس از آنکه گمراهی وحشتناکی همه جا را فرا گرفته بود، و جهل و نادانی بر اندیشهها غالب و قساوت و سنگدلی بر دلها مسلط بود، و مردم حرام را حلال میشمردند، و دانشمندان را تحقیر میکردند، و جدای از دین الهی زندگی کرده و در حال کفر و بیدینی جان میسپردند.

نکوهش مردم گمراه شما ای عربها، هدف تیرهای بلا هستید که نزدیک است، از مستیهای نعمت بپرهیزید، و از سختیهای عذاب بترسید و بگریزید، و در فتنههای درهم پیچیده، به هنگام پیدایش نوزاد فتنهها و آشکار شدن باطن آنها، و برقرار شدن قطب و مدار آسیای آن، با آگاهی قدم بردارید. فتنههایی که به رهگذرهای ناپیدا درآید، و به زشتی و رسوایی گراید، آغازش چون دوران جوانی خوش و دلربا، و آثارش چون آثار باقیمانده بر سنگ خارا زشت و دیرپاست، که ستمکاران آن را با عهدی که با یکدیگر دارند، به ارث میبرند، نخستین آنان پیشوای آخرین و آخرین گمراهان اقتداکننده به اولین میباشند، آنان در به دست آوردن دنیای پست بر هم سبقت میگیرند، و چونان سگهای گرسنه، این مردار را از دست یکدیگر میربایند، طولی نمیکشد که پیرو از رهبر، و رهبر از پیرو، بیزاری میجویند، و با بغض و کینه از هم جدا میشوند، و به هنگام ملاقات، همدیگر را نفرین میکنند. خبر از آینده خونین عرب سپس فتنهای سر برآورد که سخت لرزاننده، درهم کوبنده و نابودکننده است، و قلبهایی پس از استواری میلغزند، و مردانی پس از درستی و سلامت، گمراه میگردند، و افکار و اندیشهها به هنگام هجوم

این فتنهها پراکنده و عقاید پس از آشکار شدنشان به شک و تردید دچار میگردد، آن کس که به مقابله با فتنهها برخیزد کمرش را میشکند، و کسی که در فرو نشاندن آن تلاش میکند، او را درهم میکوبد، در این میان فتنهجویان چونان گورخران، یکدیگر را گاز میگیرند، و رشتههای سعادت و آیین محکم شدهشان لرزان میگردد، و حقیقت امر پنهان میماند، حکمت و دانش کاهش مییابد، ستمگران به سخن میآیند، و بیاباننشینها را درهم میکوبند، و با سینه مرکبهای ستم، آنها را خرد مینمایند، تکروان در غبار آن فتنهها نابود گردند، و سواران باقدرت در آن به هلاکت میرسند، فتنهها با تلخی خواستهها وارد میشود، و خونهای تازه را میدوشد، نشانههای دین را خراب، و یقین را از بین میبرد، فتنههایی که افراد زیرک از آن بگریزند، و افراد پلید در تدبیر آن بکوشند، آن فتنهها پررعد و برق و پرزحمت است. در آن پیوندهای خویشاوندی قطع میگردد و از اسلام جدا میگردند، فتنهها چنان ویرانگرند که تندرستها بیمار، و مسکنگزیدگان کوچ میکنند،

 

در آن میان کشتهای است که خونش به رایگان ریخته، و افراد ترسویی که طالب امانند، با سوگندها آنان را فریب میدهند، و با تظاهر به ایمان آنها را گمراه میکنند. رهنمودها در مقابله با فتنهها پس سعی کنید شما پرچم فتنهها و نشانههای بدعتها نباشید، و آنچه را که پیوند امت اسلامی بدان استوار است، و پایههای طاعت بر آن پایدار بر خود لازم شمارید، و بر خدا، ستمدیده وارد شوید نه ستمگر، از درافتادن درون دامهای شیطان، و قرار گرفتن در وادی دشمنیها بپرهیزید، و لقمههای حرام به شکم خود راه ندهید، شما در برابر دیدگان خداوندی قرار دارید که گناهان را حرام کرد و راه اطاعت و بندگی را آسان فرمود