خاطرات جلاد وهابیت

 

شنیده بودیم که در قرون وسطی باگیوتین یاچیزی شبیه آن اعدامی هاراگردن میزدند تاهم مجرم رامجازات کرده باشند وهم درس عبرتی به بقیه جنایتکاران بدهند.ولی من فکرمیکنم دراین عصروزمانه که عصرارتباطات وپبشرفتهای خیره کننده بشری لقب گرفته، این مجازاتهای عهدجاهلیت بشر فقط دریک جا اجرامیشود وآن جایی نیست جزسرزمین حکومت وهابیت خبیث .دولت وحکومتی که باجنایات ضدبشری ،تخریب  آثارفرهنگی واتحادباصهیونیستهادیگر آبرویی برای اسلام نگذاشته است.
درپست امروز خاطرات میرغضب وهابیت رابرایتان رامیگذارم که بتازگی درپایگاه (شیعه آنلاین)درج شده. بخوانید وخودقضاوت کنید.

 

(محمد سعد البشی، هر روز تا ۷ نفر را گردن می زند.
اولین کارش را در سال ۱۹۹۸ در جده انجام داد. گناهکار، با دست و پای بسته و چشمبند به چشم ایستاده بود. با یک ضربه ی شمشیر سرشو قطع کردم. سرش چندین متر اون طرفتر پرتاب شد.
عصبی بودم. آدم های زیادی داشتن تماشا میکردن. هر چند این اضطراب ناشی از نگاه کردن مردم دیگه از بین رفته. » او می گوید موقع کار آرامش دارد چون در حال انجام عمل الهی است.
«خیلی ها که به عنوان شاهد، صحنه ی گردن زدن رو می بینند غش میکنند. من نمیدونم اگه دل دیدن این صحنه هارو ندارن برای چی میان. چی؟ خودم؟ من خیلی راحت می خوابم
قبل از هر اعدامی او نزد خانواده ی قربانی میرود و از آنها میخواهد قاتل را عفو کنند.
« من همیشه، تا آخرین دقیقه، این امید رو دارم و دعا میکنم که خدا یک زندگی تازه به گناهکار ارزانی کند. همیشه این امیدو زنده نگه میدارم. »
البشی فاش نمیکند که به خاطر هر اعدام چقدر پول میگیرد و میگوید این یک توافق محرمانه با حکومت است. ولی اصرار دارد بگوید انعامی که میگیرد اهمیتی ندارد. « افتخار من اینست که حکم خدا را اجرا میکنم. »
به هر حال، او فاش میکند که شمشیرش چیزی حدود ۲۰۰۰۰ریال سعودی (تقریبا ۳۳۰۰ یورو) می ارزد.
« این شمشیر هدیه ای از طرف حکومته. من ازش مراقبت میکنم و هر از گاهی تیزش میکنم و اطمینان حاصل میکنم که لکه های خون روش باقی نمونده باشه.
این شمشیر خیلی تیز هست. مردم شگفت زده میشن که با چه سرعتی سر رو از بدن جدا میکنه. »
« همینکه قربانیان وارد میدان اعدام میشن، خودشونو از قبل تسلیم مرگ کردن. هر چند ممکنه هنوز امیدوار باشن که در آخرین دقیقه از طرف اولیا دم بخشیده بشن.تنها گفتگویی که بین من و اعدامی ها صورت میگیره اینه که من ازشون میخوام شهادتین رو بخونن. با قرائت شهادتین، فکر و دل اونا مشغول میشه.
وقتی زندانیا به وسط میدان اعدام میرسن نا و توانشونو از دست میدن. بعدش من حکم اعدامو میخونم و در یک چشم به هم زدن گردن زندانی رو میزنم. »
بی شک او تعدادی از زنان را هم اعدام کرده است. « علی رغم اینکه من از خشونت علیه زنان بیزارم ولی وقتی پای حکم الهی در میون باشه، حتما اونو انجام خواهد داد. »
تفاوت زیادی بین اعدام زنان و مردان وجود ندارد جز اینکه زنان باید موقع اعدام حجاب داشته باشند و به جز البشی کسی اجازه ندارد به آنها نزدیک شود. برای اعدام کردن زنها او میتواند از اسلحه هم استفاده کند.«
بستگی به این داره که خود اونا کدومو انتخاب کنن. بعضی وقتا میخوان من از شمشیر استفاده کنم و بعضی وقتا هم از اسلحه. ولی بیشتر وقتها اعدام شدن با شمشیرو ترجیح میدن»
به عنوان یک جلاد باتجربه، البشی ۴۲ ساله،‌ وظیفه ی تربیت جانشین را هم عهده دار شده.
با افتخار میگوید: «من پسر ۲۲ ساله ام، المساعد‌ رو، با موفقیت به عنوان یک جلاد آموزش دادم و او برای این کار تایید و انتخاب شد.»
آموزشها روی نکاتی مثل اینکه چطور شمشیر را در دست بگیرد و به کجا ضربه بزند، متمرکز شده بود و البته بیش از اینها، شامل مشاهده ی عملی اعدام برای کارآموز بود.
کار یک جلاد همه اش کشتن نیست. بعضی وقتها میتواند قطع عضو هم باشد. «برای قطع عضو، به جای شمشیر از یک چاقوی تیز مخصوص استفاده میکنم. وقتی میخوام دست رو قطع کنم از مفصل قطع می کنم. ولی در مورد پا، اولیا امر برام مشخص میکنن که از کجا قطع کنم و من هم تبعیت میکنم.»
البشی خودش را مردی خانواده دوست توصیف میکند. وقتی ازدواج کرد که جلاد شده بود و همسرش اعتراضی به شغلش نداشت. « اون فقط از من خواست که با دقت فکر کنم.»پدر هفت فرزند، پدربزرگ هم شده. «دخترم، پسری به اسم حزه داره که مایه ی فخر و شادی من هست. »ادامه میدهد:« بعد از اون، پسرام هستن. بزرگترینشون سعد هست. و البته مساعد، کسی که جلاد بعدی خواهدبود.