اخیرایکی ازدوستان درکامنتی دررابطه با وبلاگ بنده نظری داده اندکه به لحاظ اهمیت موضوع کامنت ایشان راطرح  نموده و درمقام پاسخگویی برخواهم آمد:


« وبت را که نگاه می کنم با خود می گویم

اگر عمر به ایران حمله نکرده بود  وابو

موسی اشعری کاشان را فتح نمی کرد  و

صفویه شما را شیعه نکرده بود چه می

کردید؟احتمالا یک زرتشتی بودی با آرامش بیشتر  !!»


دوست عزیز:برایم مشخص نیست که آیا این مطالب انعکاس عمیق اعتقادات قلبی شماست یاخواسته ایدبه هرحال درمقام شبهه افکنی برایید.درهرصورت درموردپذیرش دین اسلام ازسوی ایرانیان  کتب متعددی نوشته شده .بعنوان نمونه کتاب دیباچه ای بر رهبری تالیف دکترصاحب الزمانی رابخوانبد دراین کتاب آمده :
«توده‌های مردم ایران نه تنها در خود در برابر جاذبه جهان‌بینی و ایدئولوژی ضد تبعیض طبقاتی اسلام مقاومتی احساس نمی‌کردند، بلکه درست در آرمان آن، همان چیزی را می یافتند که قرن‌ها به بهای آه و اشک و خون خریدار و جاننثار و مشتاق آن بودند و عطش آن را از قرن‌ها در خود احساس میکردند ...
توده‌های نسل اول ایران در صدر اسلام، در برابر آرمان رهایی‌بخش آیین نو، نه تنها با شعارهای تبلیغاتی مردم‌فریب خوش ظاهر بی باطن روبرو نگشتند، نه تنها فقط پیامبر اسلام بارها تصریح کرده بود که: «من انسانی همانند شما هستم.»! و یا «بین سیاه حبشی و سید قرشی جز به پرهیزکاری و تقوا تفاوتی وجود ندارد.»! بلکه عملا نیز روش حکومت خلفای راشدین به ویژه علی(ع) را در حد خواب و خیال افسانه‌آمیزی، بی‌پیرایهتر از آنچه خود میخواستند و آرزویش را در دل داشتند ساده یافتند ...!
مولف سپس چنین میگوید: اسلام نقطه عطفی را در فلسفه رهبری تودهها به میان کشیده بود " شبان " را برای حراست " گله " میدانست، نه گله را برای اطفاء خون آشامی شبان گرگ سیرت.
اسلام حماسه آزادی توده‌ها به‌شمار میرفت رهبر برای مردم یا مردم برای رهبر؟!
این بود پرسش تازه‌ای که اسلام در برابر فلسفه سیاسی دنیای قدیم و ایران ساسانی به وجود آورده بود! در جنگ‌های هفتصد ساله ایران و روم هیچ‌گاه چنین مسألهای در برابر تودهها مطرح نگشته بود!
سیاست خودکامه هر دو امپراطوری یکی بود؛ مردم برای رهبر، توده‌ها فدای طبقات ممتاز... بارگاه بی‌پیرایه علی(ع) در کوفه قرار داشت و موالی و ایرانیان با آن تماس نزدیک داشتند، سادگی آن را تنها به وصف نمی‌شنیدند، بلکه به رأی‌العین با دیدگان خویش به خوبی می‌دیدند!»
از این رو اگر توده‌های ستم‌دیده ایرانی بدین دعوت لبیک اجابت گفتند شگفتی ندارد!
ایرانیان از اول قومی اصیل و هنر پرور و بامنطق بوده اند که حتی چند صد سال قبل از ظهور اسلام خدای اسمانهارا می پرستیدند و اگر هم کسی قرار باشد اسلام را به ایران وارد کند وجود نازنین علی ابن ابی طالب و حسنین است نه کس دیگر.


درهرصورت برای پاسخ به مطلبی که درکامنت فوق عنوان کرده اید اگرمنظورتان شخص  بنده است، ممکن است چنین باشد که شما می‌فرمایید و نمی‌توان به طور قطع و یقین بیان داشت که خیر . اما اگر این قاعده را یک قانون جبری تلقی نمایید، اصلاً چنین نیست. چرا که انسان مختار و به صورت دائم در حال انتخاب است و حق ندارد که تابع محیط شود. و به همین دلیل است که در مقابل انتخاب خود مسئول و پاسخگو می‌باشد، و گرنه حساب و کتاب و بهشت و جهنم معنا و جایگاهی نداشت.
دقت شود که در اسلام و به ویژه در تشیع، اصول عقاید تحقیقی است. یعنی انسان باید خودش برسد و تقلید در اصول به هیچ وجهی جایز نیست. خواه مسلمان ملاصدرا (ره) باشد و یا یک پیرزن عوام که با توجه به چرخ ریسندگی خود به قانون «حرکت و محرک» و ناگزیری از وجود خداوند متعال پی برده بود.درهرصورت من باادله وبراهین متقن ومحکم (ازهمه  نوعش ،نظری فلسفی ،عرفانی ) معتقدبه ایدئولوژی ازنوع اسلامی آن هم مکتب حقه شیعه اثناعشری بوده وتا آخرین لحظه بحول وقوه الهی پایبندبه آن خواهم بودوبه چنین ایده واعتقادی افتخارمیکنم.