امروز پنجم محرم است .آسمان هم دراندوه زمینیان به گریه افتاده ودراین مصیبت بی انتها اشک می ریزد.این روزهاوشبها مراسم برگزاری عزاداری  وبیرون آمدن هیئات ودستجاتهادارد به اوج خودنزدیک میشود.سری می زنیم به مطالب این روزهای وبلاگ نویسان شهر.

 

ازسیدکویرشروع میکنم.

دیگه چه خبر:

 

سیدازنفوذ مدپرستی ومدگرایی به عزاداری هاشکوه کرده وباارائه تصاویری  مناسب متن خودمینویسد:
«ماها شمشیرهامون را بر فرقمان کوبیدیم تا خوراک دین ستیزی رسانه های بیگانه شویم گفتیم این مد روزه
کوفیان هلهله کردند تا نشنوند سخنان حق عاشورائیان را ؛ گفتند این  مد روزه
ماها طبلهامون را بی شناخت از قیام حسینی بزرگتر می کنیم میگیم حالا این مد روزه
کوفیان یکی یکی برای حضور در صحنه جنگ جمع می شدند گفتند امروز این  مد روزه
ماها در تماشاخانه عزاداریها ؛  سیاه پوش جمع شدیم بی معرفت به نهضت حسینی ؛ گفتیم حالا این مد روزه
کوفیان برای شهید کردن امام حسین (علیه السلام) متفق القول شدند و متحد ؛ گفتند این حالا  مد روزه
ماها هر کدوم در چند قدیمون تکایای جداگانه زدیم و سینه زنی های جداگاته تشکیل دادیم چون حالا تفرقه در جمع عزاداریهای ما ؛ مد روزه
کوفیان ناموس کاروان حسینی را از میان نامحرمان بردند ؛ گفتند این  مد روزه
ماها در وبلاگهامون کنار دخترکان عاشق ؛ از قیام حسینی نوشتیم گفتیم این مد روزه...
و این چنین امام حسین (علیه السلام) مظلوم تاریخ گشت
چون نشنیدیم
صدای حی علی الصلاه او را در ظهر عاشورا
چون نشنیدیم
حجاب و عفاف کاروان زینبی را»


www.aival.blogfa.com/


فقط برای شما:


شکوه جناب ایمانی ازفرقه گرایی ومحله بازی درمراسم عزاداری هیئتهای شهراست .ازاینکه یک پیرغلام امام حسین  که عمروجوانی خودرادراین خانه سپری کرده ومدعی مدال نوکری است ولی دریغ ازیک ذره شعورحسینی که حاضرنمیشودپرچم فاطمیه یک محل وهیات دیگردرمحل خودش نصب شود.
« مگر حضرت ابوالفضل  فخارخانه و محله یزلان  با هم  چه تفاوتی دارند که اگر امشب  یک
دسته از هیئت ابوالفضل فخارخانه به هیئت ابوالفضلی یزلان  رفته و عزاداری کنند صدها جفت چشم حیرت زده آنان را نظاره می کنند و هزاران سوال که هیئت یزلان کجا و اینان کجا....
برنامه ریزی از اصول مهم زندگی فردی و اجتماعی انسان است ولی "نگرانی های سردمداران هیئت مبنی بر اینکه اگر هیئت ما با هیئت ایشان با هم مواجه شوند چه هنگامه ای بپا خواهد شد! مرا بسیار آزرده خاطر می کرد و بر پریشانی و آشفتگی هایم می افزود. 
 چـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا؟
من نگرانم از اینکه در آتیه  فرقه گرایی ها ومسائلی چون /فاطمیون/حسینیون/قاسمیون ومسلمیون و اصغریه و ابوالفضلیه؛دیوانگان و شیفتگان؛ بین جوامع مسلمان ما تفرقه و جدلی
 ایجاد کند که جبران آن امکان پذیر نباشد.
 بیایید بیاندیشیم  و بیاموزیم چگونه در مسیر  پیامبروعلی بودن را/و بیاموزیم ؛ حسین گونه و
 فاطمه و زینب گونه زیستن را.»


http://aib1963.blogfa.com/


واما بعد:
سوژه (روضه حر)راانتخاب کرده وازتوبه حروعاقبت بخیری اش مینویسدواینکه اینقدرروضه حروحالت پشیمانی اوبرایش سوزناک وگریه خیزاست روضه رقیه اینگونه نیست.
« ولی وقتی به واقعه حُرّ می رسم، یقینم می شود که واقعه کربلا بستر بزرگی است برای توبه.
 گفت و گوی امام ( ع ) با حُرّ راه گلو را برای گریه می بندد.
و بازگشت پسر یزید ریاحی به بستر اصیل انسانی (به نظر من) بزرگترین رهاورد بشری است برای رستگارشدن از مسیر کربلا و عاشورا.
 شهادت حسین (ع ) اگر هیچ سودی برای تاریح نداشته باشد، شکوفا شدن انسانیّت انسان که در وجود حُرّ عینیّت یافت، درس جاودانه و ابدی عاشوراست.
 مگر حُرّ اولیّن شهید رکاب حسین (ع) نبود.
 بنابراین گریه برحسین ( ع ) گریه بر غفلت زدگی ما نیز هست. »


http://www.va-ama-bad1.blogfa.com/

 

 


ناگقته ها:


ناگفته هانیزسراغ حرکات نووابداعات تازه عزاداری هارفته ومینویسد:
«گروه دمامه زنی آمدند در جلو هیئت برنامه اجرا کردند در داخل حسینه به شکلی دیگر این
مراسم را به اتمام رساندند و رفتند.
تا جایی که من یادم می آید در جلو هیئت یکی شیپور می زد و یک چاووش خوان نیز با اسبی
که احتیاج به مهار کردن آن نبود می آمد و نوحه و شعر می خواند.
حالا چه شده نمی دانم.
کار نداریم بعد از دمامه نوبت به علامت و سلام دادن آن شد و بعد از آن هم دهلهایی که هر
شخصی را به وجد در می آورد و انرژی عجیبی می داد...
تنوع در عزاداریهای محرم هم شده زحمتی برای عزادارن هر سال باید طرحی جدید بیاورند
حفظ سنتهای قدیم درست با ابداع رسم های جدید چه کنیم.
امسال دمامه زنی و سال بعد هم منتظر حرکات نمایشی اسبها و خواباندن شتران در جلو
حسینیه باشید.»

http://negofteh.persianblog.ir/



سطری به یادگار


این وبلاگ درمتن خود تذکری بجا داده وآن اینکه دراین ماه محرم حتمابیادپدرها ومادرهاوبخصوص بیمارانی که گوشه خانه ها وبیمارستانها بستری اندوآرزوی شرکت دراین جلسات رادارندباشیم وبرایشان دعاکنیم.
«این شب ها کسانی را در هیئت ها می بینی که خودی نشان می دهند
اما ماه هاست سراغی از پدر و مادرشان نگرفته اند
پدری که دستشان را گرفت و حسینیه آمدن را یادشان داد
و مادری که وقت شیردادن او، برای آقا (ع) اشک می ریخت
***
برای هیئت ماشین ها هم حرفی نمی زنم
عیبی ندارد هرجور دلتان می خواهد برای  آقا (ع) عزاداری کنید
لا اقل وقتی خانم های دسته گلتان و فرزندان دلبندتان را سوار ماشین می کنید
و دور می زنید، یاد پدر پیرتان و مادر مریضتان یا مادربزرگ خانه نشینتان هم
باشید که این شب ها دلشان لک زده برای حسینیه ی محله تان!
یاد دوستی باشید که مدتی قبل تصادف کرده واین شب ها خانه نشین است ...
او که پارسال کنار شما زنجیر می زد و بر سینه می کوبید...
انصاف نیست امسال کسی سراغش را نگیرد و سوار ماشینش نکند و دورش نزند
پارسال درست این شب ها پای برادرم شکسته بود ...
فقط خدا می داند چه بر سر یک هیئتی می آید وقتی خانه اش کنار حسینیه باشد
و صدای طبل و دهل ها و ....
فقط خدا می داند محرم پارسال مخصوصا شب هشتم چه بر او گذشت ...
یادتان نرود خانه نشین ها را»

http://www.deltarak.blogfa.com/