گنگ خوابدیده:


این وبلاگ که غالبابحثهای جنجال برانگیزاجتماعی وسیاسی راانتخاب میکند این باربااین تیتر
«کوتاهی وخسران محمد هلال پسر علی در حادثه کربلا »

به سراغ برخی ازاولادبنی هاشم رفته که به زعم اودرماجرای عاشورا قصورورزیدندودرقیام حسینی شرکت نکردند.ایشان بعنوان مثال ازامامزاده محمدهلال وامامزاده هاشم وحتی ابن عباس ومحمدحنفیه نام میبردومی افزاید:
« تمام کسانی از قوم بنی هاشم از جمله محمد هلال پسر علی وهاشم بن علی که در حادثه کربلا امام حسین را تنها گذاشتن اهل خسران بودند در تذکره محمد هلال که مدفن آن در آران است آمده است که ایشان در زمان حرکت امام به کوفه در طائف بوده است

طائف نزدیک مکه ویکی از روستاهای خوش آب وهوای حجاز است ایشان طی سه ماهی که حسین در کربلا حضور داشته، باید به حسین ملحق می شده است کوتاهی ایشان در پاسخ به هل من ناصر ینصرنی حسین اگر توجیه پذیر باشد هجرت آن به ایران و نپیوستن به توابین توجیه پذیر نیست اینکه در تذکره محمد هلال می نویسند با برادرش عون در خراسان با کفار جنگید و بعد به طرف کاشان ، نوش آباد و آران آمد این دردی را دوا نمی کند سند من نامه امام حسین به برادرش محمد حنفیه است که در اصل سند تردیدی نیست  محمد حنفیه که اصلا هیچ بهانه ی نداشته است ابن عباس به عنوان حبرالامه کوتاهی وخسرانش زیاد است یکی از دلایل ما این است :نامه ‏امام حسین‏(ع) به بنی‏ هاشم . »
http://fkaarani.blogfa.com/post-289.aspx

دراینجا مجال برای نقدابحاث مطرح شده توسط ایشان نیست وآنرابه فرصتی دیگرمی سپاریم و نقدآن رابه عهده خوانندگان محترم میگذاریم.

بیدارباش:

زیرسوال بردن برخی سنتهاوآیینهای مذهبی درهیئات مثل علم کشی وحمل علمات را رامطرح نموده ومیگوید:

«نباید این سنت هارازیرسوال گرفت هرشهرو منطقه ای به طریقی ارادت خود را به اهل بیت نشان می دهندواین منطقه هم اینگونه است.حتی مدتی مسئولین به دنبال جمع کردن علم ها بودندومی گفتند نماد های دیگرراتبلیغ می کند.آیاواقعا دراین مدت انحرافاتی به واسطه ایناعلم براعتقادات ما گذاشته است یا خیر؟

به نظرم این علم شاید اسباب خیری شده که عده ای اهل نماز و دیانت که نیستندحداقل برای خودی نشان دادن و قدرت نمایی دنبال الم راه می افتند تاروضه ای یا سخنی به گوششان بخورد شایدتحت تاثیرقرارگیرندمگرداستانهایی ازاین قبیل مانند رسول ترک و..را درگذشته نشنیده ایم .پس نباید سنت های گذشته راهمه را به توپ بست.هرکسی به اندازه شعورومعرفتش ازاین آستانه روزی می گیردوهرکس این سنت هارا قبول ندارد می توانددربرنامه های دیگر عزاداری که درسطح شهرستان کم هم نیست شرکت کند.»
 
http://www.tonbon.blogfa.com/

وامابعد:
جناب عنایتی اززاویه ای دیگربه هیات و حسینیه محل خودپرداخته وازاینکه دکورتریبون مداح به شیوه ای شادی افزا!مزین شده ودرعین حال تاثیرگذاراست ابرازرضایت میکندواززحتکشان محل وهیات به نیکی یادمیکند:

«امسال حسینیه با آرایش ملایمی تزئین شده بود .قبلا جایگاه منبر و مدّاح عبوس بود .
ولی امشب شاد می نمود .
 وقتی حاج حسین (قانع) برنامه اش را شروع کرد ،خرد سال ها  روی پایش نشسته بودند ، منظّم .
 و هر چه دایره ،وسیع می شد بر سن افراد سینه زن اضافه می شد.
 حسابی در مردم شور ایجاد کرد و حسابی گریه گرفت.
 شاید درست نباشد در اینجا از کسان خاصی نام ببرم. ولی برای این هیئت ٬خیلی زحمت کشیده می شود . 
  من هر کس  را که برای شاد نگه داشتن مردم محلّه ام تلاش کند ،دوستش دارم. »
http://www.va-ama-bad1.blogfa.com/
البته من متوجه نشدم منظورایشان ازاین جمله آخری چیست وشادنگه داشتن مردم چه سنخیتی بامحرم وحسینیه دارد؟

 


 دلنوشته ها:

درمتن نوستالژی گونه خود یادی ازذاکران گذشته هیات دربریگ میکند:
        «  ای خدا دستم زتن جدا شد         زینب اسیر شمر بی حیا شد
این صدای مرحوم آقا ولی اربابی است که پنجاه سال پیش هنگامی که هیئت سلمقان به حسینیه دربریگ  وارد می شد می خواند . دیگر صدای مداحی مرحوم احمد جعفری ( همان که داروخانه اش معروف بود ) در هیئت دربریگ به گوش نمی رسد صدای دهل زدن مرحوم عباس سربندی ( عباس عمو قاسم ) به گوش نمی رسد صدای خوانندگی مرحوم محمد استاد جعفر به گوش نمی رسد . ولیکن هیئت ها بزرگتر و بیشتر شده است .

در طول تاریخ چه بسیار انسان ها با یاد حسین و به برکت خون او هدایت یافته اند چه کسانی که خود را مستحق شفاعت او کرده اند . ای حسین تو چه کردی که عالمی را دیوانه خود کردی هر جا اسم تو هست برکت و نور و روشنائی است یکی از عرفا می گوید یک قطره اشک برای تو ای حسین دریا های آتش را خاموش می کند .
امسال همه بلند می شویم و به هیئت خواهیم رفت حتی آنهائی که در طول عمرشان یکبار هم به هیئت و دسته نرفته اند اصلاً اینقدر دسته ها بزرگ خواهند شد که همه به هم متصل خواهند شد همه یک طنین و یک صدا خواهند شدیا حسین»


http://www.nafandary.blogfa.com/

دیگه چه خبر:

«سیدکویر»باانتخاب این تیتر

منم ابالفضل العباسم بیا مبارزه کنیم.

می نویسد:اون موقع هایی که سریال جمونگ نشون میداد یه بنده خدایی می گفت ما بنا به دلایلی این فیلم را نگاه نمی کردیم یه روز یکی از رفقام با خانواده شان آمدند خونمون پسری داشت هم سن و سال پسر خودم؛ شمشیر پلاستیکی خودش را بیرون آورد و به پسرم گفت: "من جمونگم بیا بجنگیم" فرزند من هم که نمی دونست جمونگ کیه و هاج و واج مونده بود؛ نا گهان پرید توی اتاق و شمشیرش را در آورد و دوید به سمت اون بچه و گفت: "منم ابالفضل العباسم بیا مبارزه کنیم".
برام خیلی جالب بود با خودم گفتم چطور میشه فرزندانمون رو اینگونه پرورش بدیم که توی موقعیتهای متفاوت واکنشهایشان دینی باشه؟
به این نتیجه رسیدم که در مرحله اول وظیفه والدین است که با فرا گرفتن تکنیکهای لازم و رعایت نکات ریز و ظریف فرزندشون را دینی تربیت کنند.
www.aival.blogfa.com