نگاهی به فیلم موهن آمریکایی وپاسخ به شبهات



درهفته های اخیرفیلمی  موهن علیه مقدسات دین اسلام  تولیدومنتشرشده که شخصیت والای پیامبراکرم (ص)راهدف قرار داده است.
فیلم مذکور از سوی تری جونز، کشیش ضد اسلام اهل فلوریدای آمریکا، منتشر واو اعلام کرده‌ انتشار این فیلم  به مناسبت سالگرد حملات یازده سپتامبر صورت گرفته است.
در این فیلم دوساعته، شخصیت ارزشمند پیامبر اکرم (ص) به طنز گرفته شده و این چهره پاک، فردی ترسیم شده‌ است که گناهان بسیاری مرتکب می‌شود.
(سَم باسیل) نویسنده و کارگردان این فیلم، که «برائت از مسلمانان» نام دارد یک یهودی آمریکایی اهل کالیفرنیا و شاغل در بخش مستغلات است، اما پخش و توزیع فیلم را تری جونز برعهده دارد.
 
سم باسیل که هم‌اینک در مخفیگاه به‌ سر می‌برد به «وال‌ استریت جورنال» گفته‌ است که «بیش از ۱۰۰ یهودی با اعطای ۵ میلیون دلار» در تأمین مالی این فیلم کمک کرده‌اند و این فیلم با شرکت ۶۰ هنرپیشه و ۴۵ نفر پشت صحنه در سه ماه ساخته شده‌ است.
گذشته از صحنه‏ های سخیفی که ارزش بیان ندارد، یکی از شیطنتهای فیلم آن است که مسلمانان را افرادی شکنجه‏ گر معرفی کرده است و در صحنه ای از فیلم یک زن سالخورده به نحو عجیبی شکنجه می شود؛ در حالی که در تاریخ اسلام چنین چیزی مشاهده نمی شود.
در این فیلم نقش پیامبر(ص) را یک بازیگر آمریکایی با رفتاری کمدی و توهین‌آمیز بازی می‌کند و در آن تلاش شده است تا نزول وحی بر پیامبر(ص) را دروغ معرفی برای تخریب شخصیت عظیم پیامبر(ص)، اوصاف ناپسندی به آن حضرت در فیلم موهن «برائت از مسلمانان» مانند قدرت‌طلبی و خودپسندی نسبت داده می‌شود.
 در این فیلم با وقاحت تمام چنین تصویر می‌شود که هدف پیغمبر(ص) از ایجاد دین اسلام، کسب قدرت و منافع مادی بود نه یک دین راستین آسمانی .
دراینجا ابتدابه مشخصات فیلم اشاره ای نموده وآنگاه به شبهات آن پاسخ میدهیم.

 


 مشخصات فیلم
 
 نام فیلم: برائت از مسلمانان (زندگی محمد رسول اسلام(
 سناریست، تهیه کننده و کارگردان: سام باسیل (به انگلیسی: (Sam Bacile
 محصول: 2011 ـ ایالات متحده آمریکا
 زمان: 120 دقیقه
 حامیان مادی: صهیونیست‏ها.
 حامیان معنوی: «عصمت زقلمه» رییس دولت خودخوانده قبطی (هیئت عالی حکومت قبطیان مهاجر در آمریکا) ـ «موریس صادق» وکیل قبطی دادگستری ـ «تری جونز» کشیش قرآن‏سوز آمریکایی.
 
 داستان فیلم

 این فیلم با صحنه‌هایی از حملات گروه‌های تندرو به یک داروخانه مربوط به پزشکی قبطی در مصر آغاز می‏شود. در این صحنه چند مسلمان با محاسن بلند با چوب و چماق به داروخانه این پزشک حمله می‏کنند و با حمله ناجوانمردانه به همسر وی، مغازه اش را ویران می کنند؛ اما پلیس مصر تنها نظاره گر این حادثه است.
 فیلم پس از این بخش، به حیات پیامبر اعظم(ص) در صدر اسلام منتقل می‌شود و با پخش صحنه های مبتذل علاوه بر توهین به پیامبر اکرم(ص)، دین اسلام را به عنوان "سرطان" و مسلمانان را افرادی خشن، عقب مانده و طرفدار خونریزی نشان می دهد.
البته این امری بدیهی است که در صحیح بخاری ودیگرصحاح سته روایاتی مجعول خرافی ونادرست است که سازندگان بااستنادبه این رویات درپی مشوه نمودن چهره پیامبر(ص) مابرآمده اند.

اکنون می پردازم به شبهات مطرح شده  وپاسخ به آن:



پاسخ به شبهه زن بارگی پیامبر


یکی از مواردی که در فیلم موهن به ساحت رسول اعظم(ص) دستمایه قرار گرفته، تعداد ازدواج‌های پیامبر(ص) است.
در سکانس‌هایی از این فیلم موهن، پیامبر(ص) را ـ نعوذبالله ـ فردی جاه‌طلب نشان می‌دهد که به یارانش دستور کشتن مردان قبایل غیر مسلمان می‌دهد تا به این ترتیب زنان آن‌ها را به غنیمت گیرد! در ادامه سکانس‌هایی پخش می‌شود که زبان از توصیف آنها شرم دارد.
این شبهه موضوع جدیدی نیست و همواره از سوی معاندان در طول تاریخ اسلام مطرح می‌شود.

انگیزه‌های ازدواج حضرت، نه از سر شهوت‌رانی و خوشگذرانی، بلکه اساساً بر طبق دستور الهی و بر پایه مصالح و مقتضیات اسلام در آن مقطع زمانی صورت گرفته بود.
ابوسفیان این دشمن پیامبر، وقتی از ازدواج ایشان با دختر خود،‌ زمانی که دخترش در حبشه تنها مانده بود، ‌آگاه شد، گفت:‌ «پشت این مرد به زمین مباد».
شرایط زمانی ازدواج‌ها که در اوج سختی و فشار جنگ‌ها بود و از طرفی ازدواج با زنان بیوه که برخی چندین بار ازدواج کرده بودند و همسر نگرفتن از انصار که به راحتی اسلام را پذیرفته بودند و عدم انتقاد از ازدواج‌های پیامبر در زمان ایشان همگی از این مطلب نشان دارد که این ازدواج‌ها بر پایه مصالح و اقتضائات زمان بوده است نه از سر لذت که برخی در پی القای آن هستند.
انگیزه‌های ازدواج‌های حضرت را به صورت کلی می‌توان در سه بخش انگیزه‌های سیاسی و اجتماعی، اخلاقی و دینی تحلیل و تبیین کرد که به آنها اشاره می‌‌شود.



الف‌)انگیزه‌های سیاسی و اجتماعی (همبستگی با اقوام مختلف)



هنگامی که پیامبر ندای اسلام را بلند کرد، تنها بود و تا مدت‌‌ها جز عده‌ای محدود به او ایمان نیاوردند، او بر ضد تمام معتقدات خرافی عصر و محیط خود قیام کرد و به همه اعلام جنگ داد،‌ طبیعی است که همه اقوام و قبایل آن محیط بر ضد او بسیج شوند و باید از تمام وسایل برای شکستن اتخاذ نامقدس دشمنان استفاده کند که یکی از آنها ایجاد رابطه خویشاوندی از طریق ازدواج با قبایل مختلف بود؛ زیرا محکم‌ترین رابطه در میان عرب جاهلی، رابطه خویشاوندی محسوب می‌شد و داماد قبیله را همواره از خود می‌دانستند و دفاع از او را لازم و تنها گذاشتن او را گناه می‌شمردند، قرائن زیادی در دست داریم که نشان می‌دهد ازدواج‌های پیامبر لااقل در بسیاری از موارد، جنبه سیاسی داشته است.
در راستای این اهداف، پیامبر (ص) با عایشه دختر ابوبکر از قبیله بزرگ «تیم»،‌ با حفصه دختر عمر از قبیله بزرگ «عدی»، با ام‌حبیبه دختر ابوسفیان از قبیله نامدار بنی‌امیه، ام‌سلمه از بنی مخزوم، سوده از بنی‌اسد، میمونه از بنی‌هلال و صفیه از بنی‌اسرائیل پیوند زناشویی برقرار کرد، ازدواج مهمترین پیوند و میثاق اجتماعی است؛ به ویژه در آن فرهنگ، تاثیر بسیاری از خود به جا می‌گذارد.
در آن محیط که جنگ، خونریزی و غارتگری رواج داشت، بلکه به تعبیر ابن‌خلدون، ‌جنگ و خونریزی جزو خصلت ثانوی آنان شده بود، بهترین عامل بازدارنده از جنگ‌ها و عامل وحدت و الفت، پیوند زناشویی بود.
با دقت در ازدواج‌های حضرت، به این نکته پی می‌بریم که همسران حضرت تنها از میان مهاجران و نه انصار بود، برای اینکه اتحاد و همدلی بین حضرت و انصار وجود داشته و به واسطه‌ای نیاز نبود؛ اما بین حضرت و قبایل مهاجر، کدورت و دشمنی‌هایی اتفاق افتاده بود که عقد ازدواج آنها را به عقد دوستی و وحدت تبدیل می‌کرد، به همین جهت پیامبر (ص) با قبایل بزرگ قریش، به ویژه با قبایلی که بیش از دیگران با پیامبر (ص) دشمن بودند، مانند بنی‌امیه و بنی‌اسرائیل، ازدواج کرد؛ اما با قبایل انصار که از سوی آنان هیچ خطری احساس نمی‌شد و آنان نسبت به پیامبر (ص) دشمنی نداشتند، ‌ازدواج نکرد.
«گیورگیو» نویسنده مسیحی می‌نویسد: محمد (ص) ام‌حبیبه را به ازدواج خود درآورد تا بدین ترتیب داماد ابوسفیان شود و از دشمنی قریش نسبت به خود بکاهد، در نتیجه پیامبر با خاندان بنی‌امیه و هند زن ابوسفیان و سایر دشمنان خونین خود خویشاوند شد و ام‌حبیبه عامل بسیار مؤثری برای تبلیغ اسلام در خانواده‌های مکه شد».



ب)انگیزه‌های اخلاقی


نکته دیگری که بسیار حائز اهمیت است، اینکه با دقت در سیره پیامبر(ص) می‌توان دریافت که هیچ‌گاه مقصود ایشان از این ازدواج‌ها، تمایلات جنسی نبوده است، با تأمل در ازدواج‌های حضرت، ما شاهد انگیزه‌های اخلاقی نوعاً حمایت مادی یا معنوی از زنان (همسران) هستیم که شواهد زیر این ادعا را ثابت می‌کنند:
1. ایشان در طولانی‌ترین بخش عمر خویش یعنی از 25 تا 50 سالگی فقط با همسر اول خویش حضرت خدیجه زندگی کرد و تا او زنده بود، همسر دیگری اختیار نکرد؛ در حالی که ایشان در سن جوانی بودند، بعد از خدیجه نیز تا یک سال ازدواج نکرد، ازدواج‌های متعدد پیامبر(ص) در هفت سال آغازین هجرت بوده است؛ یعنی در حد فاصل سنین 54 تا 61 سالگی بوده است.
2. علاوه بر این شکی نیست کسانی که به زن‌دوستی و شهوت‌رانی نظر دارند، به طور معمول به دنبال جمال، زیبایی و زنان جوان هستند، ولی در سیره پیامبر اکرم(ص) نه تنها چنین چیزی وجود ندارد، بلکه ما شاهدیم که ایشان بعد از ازدواج با دختر باکره با بیوه‌زنان و حتی با زنان پیر ازدواج می‌کند و این با انگیزه شهوانی مشابهتی ندارد.
3. علت ازدواج ایشان با ام‌حبیبه (رمله) دختر ابی‌سفیان به این خاطر بود که شوهرش در حبشه نصرانی شد، ولی او مسلمان باقی ماند؛ پس رسول خدا(ص) برای حمایت از او به صورت غیابی با ایشان ازدواج کرد و نجاشی حاکم حبشه از طرف پیامبر عقد را جاری ساخت.
در اینجا به صورت واضح می‌توان انگیزه دینی و حمایتی پیامبر را دید و این کار با سخن کسانی که این ازدواج‌ها را با انگیزه شهوت‌ می‌دانند سازگار نیست؛ چون این زن در حبشه بود و حتی زمان برگشت او مشخص نبود.
4. ازدواج گاهی برای حفظ جان برخی از زنان مسلمان صورت می‌گرفت. درباره سوده بنت زمعه این جهت را بیان کردند؛ چون همسر خود را از دست داده بود و اقوام او همه کافر بودند که درباره او خطر کشته شدن یا اسارت و شکنجه وجود داشت، رسول خدا(ص) با ازدواج، او را نجات داده و در پناه خود قرار داد.
5. رسول خدا(ص) برای کمک و تأمین زندگی برخی از زنان که بیوه شده بودند، با آنها ازدواج کرد؛ مانند ازدواج با زینب بنت خزیمه که در جاهلیت به خاطر انفاق به فقرا و مساکین به ام‌مساکین شهرت داشت، اما بعدها وی خود فقیر و تهیدست شده بود، پیامبر با ازدواج با او در پی حفظ آبروی وی برآمد.
6. انگیزه ایشان در ازدواج با ام‌سلمه این بود که او دارای کودکان یتیمی بود که قادر به اداره آنها نبود.
7. در برخی از ازدواج‌ها، انگیزه پیامبر، رهایی اسرا و آزادسازی آنها بود؛ چنان‌که با صفیه دختر حیی بن‌ اخطب یهودی ازدواج کرد که دختر بزرگ یهودیان بود و او را از اسارت آزاد کرد.
8. حضرت با ازدواج با جویره دختر حارث بن ابی‌ضرار رییس طایفه بنی‌المصطلق که به اسارت درآمده بود، موجبات آزادی همه اسرای این قبیله را فراهم آورد؛ چون مسلمانان دیگر وقتی دیدند این طایفه با پیامبر خویشاوند شدند، همگی اسرای این قوم را که در دست داشتند، آزاد کردند و مردمان بنی‌المصطلق وقتی این رفتار را دیدند، همگی به اسلام گرویدند.
این تعبیر لطیفی است که نشان می‌دهد ازدواج پیامبر با زنان متعدد و مختلف برای حل یک سلسله مشکلات اجتماعی و سیاسی بوده است.



ج)انگیزه‌های دینی


چنان که اشاره شد، بعضی از ازدواج‌های پیامبر (ص) به امر الهی و به منظور اثبات یک حکم دینی یا برداشتن سنت جاهلی بود که خود حضرت پیش‌قدم می‌شدند؛ اینجا می‌توان به ازدواج با زینب بنت جحش اشاره کرد.
در اسلام «پسرخوانده» حکم پسر واقعی را ندارد و زن پسرخوانده بر مرد محرم نیست؛ در حالی‌که در جاهلیت احکام پسر واقعی را بر پسر خوانده سرایت می‌دادند، از آن جمله زن پسرخوانده محرم بود، اسلام این حکم را باطل کرد. پیامبر (ص) به دستور خدا با زینب بنت حجش که همسر مطلقه زید بن حارثه، پسرخوانده پیامبر بود، ازدواج کرد، تا حکم جاهلی را در عمل باطل کند و مردم، پذیرای نقض حکم جاهلی باشند.
اگر این ازدواج صورت نمی‌گرفت، ممکن بود زید بن‌ حارثه، یا پسرش اسامه بن ‌زید، بعد از رحلت پیامبر به عنوان پسر و وارث پیامبر مطرح می‌‌شد و مسیر امامت و وراثت خاندان پیامبر (ص) دگرگون می‌شد.
2- پاسخ به شبهه ظلم به همسران
برخی ادعا میکنند که طبق نص صریح قرآن(احزاب:51) حضرت محمّد(ص) اجازه داشته است که بین زنانش به تساوی رفتار نکند و وقت خود را به صورت مساوی بین آنها تقسیم ننماید.
اکنون به  بررسی این شبهه میپردازیم:
به گفته مفسران وقتى بعضى زنان پیغمبر(ص) روى همچشمى و حسادت حضرت را آزردند و نفقه بیشترى مى‏خواستند و پیغمبر(ص) از آنها کناره گرفت و آیه تخییر [آیات 28 و 29 از سوره احزاب‏] نازل شد. پیغمبر (ص) مأمور گردید به زنانش پیشنهاد نماید که بین دنیا و آخرت یکى را برگزینند و آنها که دنیا را برگزینند طلاق دهد و آنها که خدا و رسول اللّه (ص) را برگزیدند «امّ المؤمنین» نامیده شدند و از ازدواج بعد از پیغمبر (ص) براى همیشه ممنوع گردیدند و پیغمبر (ص) هر کدام را مایل بود نزد خود جا دهد و نوبت هر یک را خواست به تأخیر اندازد، و زنان پیغمبر (ص) راضى شدند بر اینکه صاحب نوبت باشند یا نباشند، و اینکه برخى از لحاظ نفقه و معاشرت امتیاز داشته باشند، هر طور پیغمبر (ص) بخواهد عمل کند. و همگى رضایت دادند و البته پیغمبر (ص) با آن وسعت نظر و اختیار که خدایش داده بود همه را بهره برابر قرار داد. پس تا اینجا مشخص است، که زنان مجبور به قبول شرایط نبودند و میتوانستند طلاق بگیرند و مشخص است که زنان پیامبر رضایت هم داشته اند، پس ظلمی به زنان پیامبر نشده است.



- پاسخ به شبهه قدرت‌طلبی



پیامبر اکرم(ص) گذشته از جایگاه معنوی و سمت پیامبریش به اعتراف دوست و دشمن، فردی برجسته و ممتاز بوده است و این برجستگی و امتیاز ایشان از کودکی، جوانی و قبل از بعثت در ایشان آشکار بوده و در همان ایام، آن حضرت به «محمد امین» شهرت داشته است.
واقدی می‌نویسد: «آن‌چنان خداوند اخلاق پسندیده به آن حضرت عنایت کرده بود که لقب امین بر او غلبه یافت و در سراسر مکه به امین معروف شد».
قرائن زیادی در دست است که نشان می‌دهد ایشان میان مردم شناخته شده بودند و بانوی بزرگی مانند خدیجه(س) با همین شناخت بود که با ایشان ازدواج کرد؛ در حالی که خواستگاران زیادی داشت، خدیجه(س) شریف‌ترین، ثروتمند‌ترین و زیبا‌ترین زن قریش بود و همه مردان قریش خواهان همسری او بودند، بزرگان قوم از او خواستگاری کردند و اموال فراوانی به او پیشنهاد کردند؛ اما حضرت خدیجه(س) همه را رد و محمد(ص) را انتخاب کرد که او را به اخلاق کریمانه، شرافت نفس و سجایای اخلاقی می‌شناخت.
بعد از بعثت، آن حضرت در همه جهات کامل‌ترین و بهترین الگو برای مسلمانان بود: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ»، در واقع، اخلاق نیک و پسندیده ایشان بود که مردم را به سوی ایشان می‌کشاند و خدای تعالی در قرآن درباره اخلاق ایشان می‌فرماید: «به برکت رحمت الهی با آنان مهربان و پرمهر شدی و اگر درشت خو و سخت‌دل بودی، مردم از پیرامون تو پراکنده می‌شدند»، «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ »
همچنین خدای تعالی به ایشان دستور می‌دهد: با محبت و تواضع از مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند، استقبال کن و بال و پر خود را برای آنها بگستران؛ «وَ اخفِض جَناحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ ِمنَ المُومِنین».
همه این موارد نشان دهنده اخلاق نیکو و پسندیده رسول خدا(ص) است و به هیچ وجه این صفات ناپسند ذکر شده چون جاه‌طلبی، قدرت‌طلبی، خودخواهی و تن‌آسایی در وجود آن حضرت راهی نداشته است که در اینجا به طور اختصار به این موارد نیزاشاره می‌کنیم:


الف ـ نپذیرفتن وعده‌های دنیوی و حکومتی مشرکان مکه


پیامبر اکرم(ص) به شهادت تاریخ، فردی جاه‌طلب نبوده و کسی نمی‌تواند ادعا کند که آن حضرت از جایگاه رسالت خویش سوء استفاده کرده است، گزارش‌های تاریخی که در دست است، معلوم می‌سازد که ایشان هیچ‌گاه در پی جاه‌طلبی نبود.
وقتی قریش مکه پیشنهاد دادند که ایشان دست از دعوت و رسالت خویش بر دارد و آنها پیامبر(ص) را ثروتمند‌ترین فرد خود کرده و بهترین زنان را برای او بگیرند و حتی ایشان را بر خود حاکم سازند؛ پیامبر(ص) هیچ گاه حاضر نشد با این وعده‌ها که در واقع وعده‌های حقیقی بود، دست از رسالت خود بردارد؛ چرا که ایشان در راستای انجام وظایف پیامبری خود قدم بر می‌داشت، نه آن‌که در پی کسب جاه و مقام باشد، پیامبر(ص) هیچ‌گاه در اصول اسلام با کسی معامله نکرد.
ابن هشام نقل می‌کند: «آن‌گاه که قبیله بنی عامر به او پیشنهاد دادند که حاضر به حمایت از ایشان هستند، به شرطی که بعد از او جانشینی با آنها باشد، پیامبر نپذیرفت و فرمود: این کار در حیطه اختیارات من نیست».


ب ـ عدم بسط حکومت با جنگ و سلطه


یکی از نشانه‌های قدرت‌طلبی، آغاز جنگ و گسترش قلمرو خود است؛ اما پیامبر اکرم(ص) اگر چه خواهان اقتدار در اداره جامعه بود، ولی به هیچ وجه ایشان فردی قدرت طلب نبود که بخواهد همه امکانات را در اختیار بگیرد، بلکه آن‌گونه که رضایت خاطر خدا بود، انجام می‌داد.
جنگ‌های پیامبر اکرم(ص) عموماً دفاعی بود که یا برای دفاع از شهرها و یا جلوگیری از حمله و یا تنبیه متجاوزان صورت می‌گرفت. آنچه ایشان تأکید داشت، گسترش و توسعه اسلام در میان قبایل بود، وقتی که قبیله‌ای مسلمان می‌شد، امور قبیله را به خودشان واگذار می‌کرد و حتی دستور می‌داد، زکات را از ثروتمندان گرفته و در میان فقرای خودشان تقسیم کنند که این مسئله باعث مشکلات بعد از آن حضرت شد که تعدادی از قبایل مانند عصر پیامبر خواهان مصرف شدن زکات در میان خود بودند و نمی‌خواستند زکات را به مدینه بفرستند؛ در حالی که حکومت ابوبکر می‌خواست زکات تنها در دست او باشد؛ لذا این کار شورش‌هایی در پی داشت که از آن به شورش‌های رده تعبیر می‌شود.


ج ـ مشاوره با مردم


در سیره پیامبر اعظم(ص) -چه قبل از بعثت و چه بعد از بعثت ـ حتی یک مورد خودخواهی نقل نشده است و ایشان شخصی بود که با هر کسی سازگاری داشت، در اداره شهر مدینه نیز همواره با مسلمانان و اصحاب خود مشورت می‌کرد و گاهی بر خلاف میل و نظر خود، نظرات آنها را مقدم می‌داشت؛ مانند جریان احد.


 پاسخ به شبهه تن‌‌آسایی



نسبت تن‌آسایی و تنبلی به پیامبر(ص)، دور از انصاف است؛ چرا که همه عمر ایشان، کار و تلاش بود و البته ایشان را نمی‌توان با افراد عادی قیاس کرد، بلکه ایشان در هر کاری همواره از همسالان عصر خود جلوتر بود و گذشته از جنبه پیامبری، همسالان پیامبر، ایشان را فردی برتر و چالاک می‌دانستند؛ حتی پیغمبر(ص) پیش از بعثت برای عبادت نیز به غاری که در منطقه صعب‌العبوری در اطراف مکه بود می‌رفت و در آنجا عبادت خود را انجام می‌داد و راضی نمی‌شد که تنها در خانه به عبادت بپردازد.
پیامبر اکرم(ص) به تعبیر امروزی یک ملت بود؛ چنان‌چه خدا از حضرت ابراهیم(ع) به عنوان یک امت تعبیر می‌کند، آن حضرت(ص) در مدینه حدود 80 جنگ انجام داد؛ یعنی ایشان فرمانده نظامی و هم رهبر سیاسی و هم عالی دینی بود که باید مسائل دینی مردم را پاسخ می‌گفت و هم معلم جامعه بود.
با همه این مشکلات و برنامه‌ها، ایشان عابد‌ترین فرد در میان امت بود و به حدی عبادت می‌کرد که زنان ایشان به او اعتراض می‌کردند که خدا به ایشان وعده بهشت داده و نباید خود را این همه به زحمت بیندازد و این علاوه از برنامه ایشان برای نوشتن قرآن بود، اگر با دیده انصاف بنگریم، آیا واقعا صحیح است که به ایشان اتهام تن‌آسایی داد؟!


منابع:
1-«درباره پیامبر اعظم(ص)» ازمحمدحسن قراملکی
2-(اسباب النزول، ترجمه ذکاوتی)
3-تفاسیر سوره احزاب وحشر