امام-رضا-26899

نمیشه به ایران حمله کرد!

 

روزنامه الحیات در گزارشی نوشت:  روزنامه بریتانیایی گاردین در 14 می درباره دیدار دوم ایهود اولمرت نخست وزیر پیشین اسرائیل با جورج بوش نوشت که اولمرت از بوش خواسته به اسرائیل اجازه حمله به تاسیسات هسته­ای ایران بدهد و بوش اجازه نداده است، چندان مهم نیست این گزارش صحیح است یانه. مهم آن راه و روشی است که ایران اتخاذ کرده که همان طور که در گزارش گاردین آمده باعث شده رئیس جمهوری امریکا نسبت به تقاضای اولمرت اعتراض کند و آن را مردود بداند.

چنین معروف است که هیچ حمله نظامی از سوی اسرائیل ممکن نیست مگر این که موافقت امریکا را در پی داشته باشد. زیرا همان طور که می­دانیم اگر جنگنده­های اسرائیلی بخواهند به حریم هوایی ایران تجاوز کنند و به تاسیسات هسته­ای ایران برسند باید از فراز مناطقی که امریکایی­ها در آنجا پایگاه دارند، بگذرند. نزدیک­ترین راه­ها هم فضای هوایی عراق است. علاوه بر آن از آنجا که عمده سلاح­های اسرائیل امریکایی است باید برای استفاده از آنها از ایالات متحده اجازه بگیرند. از این رو اگر به منطق رجوع کنیم در می­یابیم که هر گونه حمله نظامی به ایران حداقل تا زمانی که جورج بوش رئیس جمهوری امریکا باشد، غیر ممکن است.

موضوعی که همان طور که روزنامه گاردین به آن اشاره کرده، بوش بسیار تلاش کرده به مهمان اسرائیلی خود آن را بفهماند. علاوه بر آن آنچه که احتمال حمله به ایران را بیش از پیش دور می­سازد، تغییر چهره سیاسی در اسرائیل است. اگر اولمرت لازم بود برای افزایش اعتماد نسبت به خود بر طبل حمله به ایران بکوبد، اکنون تسیبی لیونی نخست وزیر جدید اسراییل نیازی به آن ندارد. همین اتفاق در خود امریکا نیز در حال رخ دادن است. موضوعی که حرف حمله به ایران را بیش از پیش دور خواهد کرد.

تهران از ابتدا بر دو موضوع بسیار تکیه کرد و اجازه نداد آن دو موضوع بهانه­ای به دست امریکایی­ها بدهد. همین امر باعث شده جورج بوش فکر حمله به ایران را از سر باز کند.

طبیعتا ایران به آسانی گزارش­هایی را که این روزها منتشر می­شود پیروزی سیاست خود می­داند. زیرا افزایش فشارها را با بردباری تحمل کرده و بر سر مسئله هسته­ای خود به هیچ عنوان کوتاه نیامده است. تهران از ابتدا بر دو موضوع بسیار تکیه کرد و اجازه نداد آن دو موضوع بهانه­ای به دست امریکایی­ها بدهد. موضوعی که باعث شده جورج بوش فکر حمله به ایران را از سر باز کند. نخست این که امریکا به خوبی می­داند، واکنش ایران در صورت حمله چه خواهد بود. ایران به صورت مستقیم یا توسط حزب الله، فقط به اسرائیل حمله نخواهد کرد بلکه در داخل خود ایالات متحده نیز دست به اقدامات تلافی جویانه خواهد زد. موضوعی که ایالات متحده را وا می­دارد تا نگذارد حادثه­ای مانند 11 سپتامبر تکرار شود. زیرا در آن صورت تمام تلاش­هایش در مبارزه با تروریسم کاملا بر باد خواهد رفت. موضوع دیگر، احتمال بسیار پایین کسب پیروزی در صورت حمله به ایران است.

 

تاسیسات هسته­ای ایران در سرتاسر این کشور پراکنده است و این باعث می­شود که ایالات متحده نتواند به صورت متمرکز وارد عمل شده و علیه ایران دست به حمله بزند و جنگی همانند عراق به راه بیندازد. از این رو بدیهی است اگر با ایران وارد جنگ شود یا حتی اسرائیل به تنهایی بخواهد به ایران حمله کند، یک نبرد گسترده و تمام عیار به راه خود افتاد. از این رو اسرائیل هم نمی­تواند حمله­ای مشابه حمله­ای که در زمان صدام حسین به تاسیسات هسته­ای عراق در اوزیراک انجام داد، ترتیب دهد. حمله­ای که صدام حسین جرات نیافت کوچکترین واکنشی نسبت به آن از خود نشان دهد.

اگر نگاهی به خاورمیانه بیندازیم به خوبی می­بینیم که ایران در لبنان و فلسطین و دیگر کشورهای عربی چه منافعی به دست آورده و چه ثمراتی را برای همان کشورها به ارمغان آورده است.

این یک پیروزی بسیار مهم برای ایران است و ابعاد استراتژیک آن به اندازه­ای است که لازم است کشورهای منطقه در کنار آن به خوبی بایستند تا از منافع آن استفاده کنند. بی­شک کشورهای منطقه از حمله نظامی اسرائیل به ایران هیچ سودی نخواهند برد و خوب هم می­دانند که چنین حمله­ای چه مضرات گسترده­ای برایشان در پی خواهد داشت. تجربه ثابت کرده، پیروزی­هایی که ایران کسب می­کند تا چه اندازه برای هم­پیمانانش مفید است و توانسته هم­پیمانی امریکا و اسرائیل را تحت تاثیر قرار دهد. اگر نگاهی به خاورمیانه بیندازیم به خوبی می­بینیم که ایران در لبنان و فلسطین و دیگر کشورهای عربی چه منافعی به دست آورده و چه ثمراتی را برای همان کشورها به ارمغان آورده است.

از این رو باید گفت، بهترین راه بر سر مسئله برنامه هسته­ای ایران در پیش گرفتن راه گفت و گو با این کشور است. همان طور که محمد البرادعی رئیس سازمان بین­المللی انرژی اتمی نیز گفته است: «اگر ایالات متحده می­تواند پای میز مذاکره با کره شمالی­ای که نظام آن را دموکراتیک نمی­داند و اتفاقا سلاح هسته­ای دارد، بنشیند و گفت و گو کند نمی­فهمم چرا نمی­تواند با ایران همین کار را بکند؟»

منبع: تابناک

 

هک سایت‌های مذهبی یا جنگ طایفه‌های اسلامی؟

 

گروهی از هکرهای عرب، حدود 300 سایت مراجع شیعه و سایت‌های مذهبی ایرانی را هک کرده و در واقع جنگ هکرها آغاز شد؛ پس از آن هکرهای شیعه اقدام به انتقام اینترنتی از قرضاوی و دیگر مبلغان مذهبی عرب کردند.

رسانه‌های عربی منطقه، اقدامات اخیر برخی گروه‌های مذهبی در هک کردن سایت‌های تبلیغی شیعه و اقدامات متقابل برخی گرو‌ه‌های مذهبی شیعی را جنگ طایفه‌ای بین ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس تلقی کردند.

به گزارش سرویس بین‌الملل «تابناک» به نقل از «ایلاف»، پس از اینکه هکرهای ایرانی، سایت روزنامه الخلیج امارات را هک کردند، گروهی از هکرهای عرب، حدود 300 سایت مراجع شیعه و سایت‌های مذهبی ایرانی را هک کرده و در واقع جنگ هکرها آغاز شد؛ پس از آن هکرهای شیعه اقدام به انتقام اینترنتی از قرضاوی و دیگر مبلغان مذهبی عرب کردند و این جنگ با هک شدن 77 پایگاه وهابیت با شدت هر چه تمامتر ادامه پیدا کرد.

این در حالی است که با بودجه میلیاردی حامیان جریان‌های سلفی منطقه حملات اینترنتی علیه پایگاه‌های شیعیان و حتی سایت‌های دولتی وابسته به دولت‌های شیعی افزایش چشمگیری پیدا کرده است.