پاسخ آیت‌الله میلانی به  شبهه تاریخی ازدواج ام کلثوم(س)باعمر(2)

 

ازدواج حضرت ام‌کلثوم (س) با عمر بن خطاب، شبهه‌ای است که برخی اهل سنت با استناداتی تاریخی آن را مطرح می‌کنند اما آیت‌الله میلانی پاسخی مستند و تاریخی به به این شبهه داده‌اند.

اخیراً شبهاتی در رابطه با ازدواج عمر بن خطاب خلیفه دوم اهل سنت با حضرت ام کلثوم س) آخرین فرزند امیرالمؤمنین علی (ع) و حضرت صدیقه طاهره (س) مطرح شده است که پاسخگویی به آن شبهه امری لازم می‌نماید.

 آیت‌الله العظمی میلانی (ره) از علمای برجسته تشیع این شبهه تاریخی را با استناد به مدارک و اسنادی جمع‌آوری و در قالب کتاب شریف «ازدواج ام‌کلثوم با عمر» به یادگار گذاشته‌اند.

اینک چکیده‌ای از متن این کتاب شریف جهت استحضار علاقه‌مندان به خاندان عمت طهارت به شرح ذیل منتشر می‌شود:‌

 هدف از نگارش این کتاب، پژوهشى پیرامون روایات ازدواج امّ کلثوم دختر امیر مؤمنان على علیه‌السلام ـ با عمر است. رویدادى که همواره گروهى براى انکار وقایع تلخ و حوادث ناگوار صدر اسلام در رابطه با حضرت على(ع) و حضرت زهرا(س) بدان استدلال مى‌کنند و مى گویند که "اگر آنچه مشهور است که عمر به خانه حضرت على هجوم آورد و منجر به شهادت حضرت صدّیقه گردید، صحّت داشت، چنین ازدواجى صورت نمى‌گرفت؛ آنها می‌گویند این ازدواج واقع شده و از این رو، آن حوادث، اصلى ندارند و بین حضرت على و عمر رابطه حسنه برقرار بوده است.

 

این نوشتار، تحقیقى درباره روایات ازدواج ام‌کلثوم با عمر است تا معلوم گردد که آیا استدلال مذکور تمام است و یا پوچ و بى حاصل؟

 

روایات اهل سنت درباره این ازدواج

 

یکى از روایات مشهور در بین اهل سنت، روایتى است که براساس آن ادّعا گردیده که امیر مؤمنان على علیه‌السلام دخترش امّ‌کلثوم را به ازدواج عمر بن خطّاب درآورده است؛ آنان این روایت را در کتاب‌هایشان نقل کرده‌اند و ما اصل آن را از مشهورترین کتاب هایشان نقل مى نماییم:

 

- روایات ابن سعد در «الطبقات الکبرى»؛ قدیمى‌ترین راوى و ناقل این روایت ـ تا جایى که ما مى دانیم ـ محمّد بن سعد بن مَنیع زُهْرى ـ درگذشته 230 ـ نویسنده کتاب «الطبقات الکبرى» است. او در این کتاب، چند روایت را در این موضوع نقل مى نماید که بدین قرار است:

امّ کلثوم، دختر على بن ابى طالب (ع) و مادرش فاطمه، دختر رسول خدا(ص) بود. او هنوز دختر نابالغى بود که عمر بن خطّاب او را به همسرى گرفت. ثمره این ازدواج یک پسر به نام زید و یک دختر به نام رقیّه است. امّ کلثوم همسر عمر بود تا این که او کشته شد. پس از عمر، عون بن جعفر بن ابى طالب بن عبدالمطَّلِب او را به همسرى خود برگزید ولى عون نیز درگذشت. سپس برادر عون، محمّد بن جعفر بن ابى طالب همسر او شد، او نیز درگذشت. آن گاه برادرش عبداللّه بن جعفر بن ابى طالب، پس از وفات خواهرِ امّ کلثوم، زینب دختر على بن ابى طالب، او را به همسرى خود درآورد.

 

با این حال، امّ کلثوم در خانه عبداللّه بن جعفر درگذشت و از هیچ یک از آن ها فرزندى به دنیا نیاورد.

انس بن عیاض از جعفر بن محمّد (امام صادق علیه السلام) از پدر بزرگوارش نقل مى‌کند که حضرتش فرمود: عمر بن خطّاب، از امّ کلثوم دختر على بن ابى طالب خواستگارى کرد و على(ع) اظهار داشت که من دخترانم را براى پسران جعفر نگه داشته‌ام.

عمر گفت: اى على! او را به ازدواج من درآور، به خدا سوگند! در روى زمین مردى را سراغ ندارم که همنشینى و حُسن صحبت با او را همانند من رعایت کند.

على در پاسخ فرمود: این کار را انجام مى دهم؛ آن گاه عمر به جایگاه مهاجرین که بین قبر و منبر رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله بود و على، عثمان، زبیر، طلحه، عبدالرحمان بن عوف آن جا مى نشستند و هر گاه خبرى از گوشه و کنار به عمر مى رسید، به نزد آن ها مى آمد و ایشان را آگاه مى کرد و درباره آن با ایشان مشورت مى کرد ـ رفت و گفت: به من تهنیت بگویید.

آن ها به او تهنیت گفته و پرسیدند: اى امیر مؤمنان، براى چه کسى به تو تهنیت بگوییم؟

گفت: براى دختر على بن ابى طالب.

سپس آن ها را از قضیّه آگاه ساخت و گفت: پیامبر صلّى اللّه علیه وآله فرمود که "کلّ سبب و نسب منقطع یوم القیامة إلاّ سببی ونسبی"

«هر پیوند خویشاوندى ـ نسبى باشد یا سببى ـ در روز رستاخیز گسسته خواهد شد، جز نسب و خویشاوندى من»

* نکته: اینکه کسی برود و به عده‌ای بگوید به من به خاطر فلان موضوع تهنیت بگویید، از آداب جاهلی بود و رسول خدا می‌فرمودند که به جای اینگونه تهنیت گویی، بگویید که خدا مبارک گرداند.

 

--روایت سوّم: وکیع بن جَرّاح از هُشام بن سعد از عطاء خراسانى نقل مى کند که عمر براى امّ کلثوم دختر على، چهل هزار درهم مهریّه قرار داد.

 

 

-- روایت چهارم: محمّد بن عمر واقدى و دیگران گفته اند: هنگامى که عمر بن خطّاب، از دختر على خواستگارى کرد، على فرمود: اى امیر مؤمنان! او دختربچّه است؛ عمر گفت: به خدا سوگند! هدف تو این نیست؛ ولى من مى دانم که هدف تو چیست! پس از آن على، امّ کلثوم را خواست. پس او را آماده کردند و آراستند(!!) آن گاه حضرتش پارچه اى خواست و آن را تا کرد و به امّ کلثوم فرمود با این پارچه به نزد امیرالمؤمنین برو و بگو پدرم مرا فرستاد و سلام رساند و گفت که اگر پارچه را پسندیدى، آن را بگیر وگرنه آن را باز گردان(!!).

 

وقتى امّ کلثوم نزد عمر آمد، عمر گفت: خدا به تو و به پدرت برکت دهد، من پسندیدم.

 

امّ کلثوم به نزد پدرش بازگشت و گفت: او پارچه را باز نکرد و جز من، به چیز دیگرى نگاه ننمود(!!).

 

 روایت اهل سنت از فرزند حضرت ام‌کلثوم و عمر

اهل سنت با نقل روایاتی می‌گویند، پس از آن، على(ع)، امّ کلثوم را به ازدواج عمر درآورد و او پسرى به نام زید برایش به دنیا آورد.

یکى از محورهاى قابل بررسى در این داستان ساختگى، ازدواج امّ کلثوم پس از مرگ عمر است.

در چندین روایت بیان شده است که پس از عمر، عون، سپس محمّد بن جعفر، امّ کلثوم را به همسرى گرفتند; ولى همین کسانى که قائل به ازدواج آن دو با امّ کلثوم شده اند، گفته اند: عون و محمّد در نبرد شوشتر کشته شدند و این نبرد در دوران خلافت عمر روى داد.

شایان ذکر است که نبرد شوشتر در دوران خلافت عمر روى داده است و تاریخ نگاران، به صراحت این موضوع را بیان کرده اند؛ ابن حجر نیز این موضوع را تایید کرده است.

برخی راویان اهل سنت روایت کرده‌اند که حضرت ام‌کلثوم در زمان معاویه درگذشته است و پیش از اینکه از دنیا برود، همسر عبداله به جعفر(ع) بوده است؛ معنای این روایت آن است که عبدالله ابن جعفر همزمان دو خواهر را به همسری گرفته است چرا که حضرت زینب(س) همسر عبدالله بن جعفر بود و حضرت نیز تا بعد از واقعه عاشورا یعنی چندسال پس از مرگ معاویه و شهادت برادرش در کربلا، زندگی کرده‌اند لذا این روایت نیز دچار خدشه و ایراد است چرا که براساس تعالیم اسلامی ازدواج دو خواهر با یک نفر به هیچ وجه جایز نیست.

احتمالى که در این زمینه قوى به نظر مى‌رسد این است که سازندگان این داستان براساس همان روایتی که عمر از پیامبر نقل کرده بود، در پى فضیلت‌‌سازی برای عمر بن خطاب بوده‌اند.

نکته دیگر اینکه، دانشمندان گفته‌اند که وقتى عمر مُرد، امّ کلثوم هنوز کوچک و نابالغ بود؛ یکى از آن دانشمندان شیخ ابو محمّد نوبختى از پیشینیان امامیّه است؛ وى در کتاب «الإمامه» خود مى نویسد: امّ کلثوم، صغیر و نابالغ بود و عمر پیش از این که با او زفاف نماید، مُرد.

در عین حال تعداد زیادی از علمای برجسته شیعه اصل این ازدواج را انکار کرده‌اند که از آن جمله می‌توان به شیخ مفید، سیّد مرتضى و سیّد ناصر حسین فرزند نویسنده «عبقات الانوار» رحمهم اللّه و تعداد دیگری از علما اشاره کرد.

 از:گروه فرهنگی آنا