استادنظام وفا

بیست و یکم فروردین ماه، یکصد و بیست و سومین سالروز تولد استاد نظام وفا است. شاعر و نویسنده­ی سلیم­النفسی که در تاریخ معاصر ایران همواره با نیکنامی از او یاد شده است. نظام وفا از جامعه­ی آران و بیدگل (آران) برخاسته است. آنهایی که در شهر ما، پایی به سن گذاشته­اند و با مقوله­ی فرهنگ، سر و کاری جدی دارند،  او را خوب می­شناسند.

نظام وفا نماد هوّیت فرهنگی ماست . او را،هم می­توان با مطالعه­ی آثارش شناخت، هم با تحقیقِ* دو جلدی ارزنده­ای که آقای عبدالله مسعودی در مورد این شاعر و نویسنده­ی قابل احترامِ جامعه­ی آران و بیدگل، انجام داده است. در شهر ما در چند سال اخیر، دو کار در خورِ تقدیر دیگر نیز برای ماندگار ماندن نام نظام وفا صورت گرفته است. اولی نامگذاری مرکز تحقیقات معلمان است که توسط مدیریت آموزش و پرورش این شهر به نام نظام وفا صورت گرفت و دومی نامگذاری خیابانی است که در مرکز شهر به همت شهرداری و به قصد یادبودِ نویسنده­ی «یادگار اروپا» و سراینده­ی مثنوی­های «حبیب» و «رباب» و صاحب نمایشنامه­های «ستاره و فروغ» و «فروز و فرزانه» و سناریویِ «پیروزی دل» و ... تحقق یافت. ولی این­ها کافی نیست. حقیر در نوشته­های پراکنده­ای که در گوشه و کنار مطبوعات محلی چاپ شده است، چند بار یادآور شده­ام که نسل امروز به هر وسیله­ای که هست باید در جریانِ تاریخ و فرهنگِ گذشته­ی دیارِ آباء و اجدادی خود قرار بگیرد تا بتواند بهتر به درکِ شرایط امروز برسد و راه خود را در کوران مشکلات فردا پیدا کند. سهراب در شاهنامه، سمبل نو جویی و نوخواهی است. اما جانِ خود را در مسیرِ جستجوی هویتِ گذشته (پدر) از دست داد. از کنار این اسطوره­ها نباید با بی­اعتنایی گذشت.

برگزاری یک همایش برای بزرگداشت نظام وفا طرحی بود که دو سه سال پیش توسط چند تن از دست­اندرکارانِ فرهنگی شهر ریخته شد. ولی نمی­دانم بنا به چه دلایلی متوقف ماند . ولی باید طرح مزبور مجدداً در دستور کار قرار بگیرد. و روی آن کار شود. نظام وفا در طول زندگی 80 ساله­ی خود، احدی را نیازرده است. یک نجیب­زاده­ی به تمام معناست که برای رسیدن به آزادی، رنج زندان را نیز بر خود هموار کرده است. و همه­ی کسانی که با او حشر و نشر داشته­اند از قِبلَش سود جسته­اند. حضورش در عرصه­ی ادب و فرهنگ و سیاستِ نیمه­ی اول قرن بیستم (مشروطه به این سو) حضور پر رنگی است که با تعقیب خط سیرِ خاطرات و نوشته­ها و شعرهایش (اتوبیوگرافی­ها) می­توان به شبکه­ی وسیعی از تعاملات شکل گرفته در عرصه­های یاد شده، دسترسی یافت. او به رغم نزدیکی به مراکز قدرت و احترامی که از سوی نهادهای سیاسی رسمی مملکت برخورداربود ، هیچ گاه جذب نهاد قدرت نگشت و همواره سعی کرد تا یک معلّم باقی بماند. اظهارات شخصیت های برجسته فرهنگی کشور را در مورد او در کتاب دو جلدی آقای مسعودی بخوانید تا لب به آفرین بگشایید. ( من امیدوارم درفرصتی دیگر روی دو موضوع در مورد نظام وفا صحبت کنم. 1- تاثیری که او روی نیما یوشیج داشت. 2- علاقه ای که به خاندان عصمت و طهارت داشته است و مراثی که دراین مورد از ایشان به جای مانده است.)

نظام وفا در مورد زادگاه خود، سخن، فراوان دارد. یکی از شعرهای او که در مورد «آران» گفته شده است، را در همین شماره­ بخوانید و نوعِ نگاهِ او نسبت به مسقط الرأس خویش را دریابید. ولی بسیار جای تأسف است وقتی که ما می­خواهیم خلأ شخصیتی خود را با اباطیل پر کنیم، بوسیله­ی ساخته و پرداخته­ کردنِ داستان­های دروغین و توهین­آمیز در محور شخصیت یکی از منسوبینِ ساده­دلِ او کلّی حظ می­کنیم. ولی وقتی پای شخصیتِ فرهنگی و ادبی و سیاسی نظام وفا پیش می­آید، حرفهایی می­زنیم که شناعت چندش­آوری در بر دارد. خدایش بیامرزد مرحوم حاج آقا سید جواد بنی­طبا بیدگلی معلمِ متین و با شخصیت و با سوادِ دهه­ی سیِ آران و بیدگل را. وقتی که در آن سال­ها توانست اولین دبیرستانِ شهر در محلِ خانه­ی حاج حبیبِ خرّاط آرانی - واقع در میدان بزرگ، خیابان محمدهلال (ع) – را بنا نهد، چه هوشیارانه نام نظام وفا را برای آن انتخاب کرد. مرحوم بنی طباء حتماً به این نکته واقف بود که مدارس متعددی درسراسر ایران ، نام نظام را روی سردر خود دارد. 

ولی امروز در شرایطی که کراتِ آسمانی به نام مشاهیر علم و فرهنگ و ادب نامگذاری می­شود، ما از نامگذاری یک خیابان به نام فرزانه­ای که متعلق به همین آب و خاک است رو ترش می­کنیم.

 منبع:وبسایت استادنظام وفا