میلاد پیامبر اعظم، حضرت محمدبن عبداللّه صلی الله علیه و آله وامام جعفرصادق علیه السلام مبارک باد

 

 

      ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد     

   دل رمیده ما را انیس و مونس شد

 

 

هفدهم ربیع الاول روز بسیار بزرگ و خجسته‌ای است چرا که روز میلاد پر برکت خاتم الانبیاء، محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله وسلم) است و همچنین این روز مصادف است با میلاد بنیانگذار مذهب جعفری حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام)، این دو مناسبت ارزشمند را به ساحت مقدس امام عصر (ارواحنا له الفدا) و به شما دوستان عزیز تبریک و تهنیت می گویم.

همانطور که یا شنیده اید و یا در کتابها مطالعه کرده اید، در هنگام  ولادت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) معجزاتی رخ داد که بیانگر اهمیت و بزرگی این واقعه مهم می‌باشد.

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) در این راستا می فرماید:

«نوری از سرزمین حجاز بر آمد تا به مشرق رسید؛ آتشکده فارس پس از هزار سال خاموش شد؛ ایوان کسری شکست و چهارده کنگره‌ی آن سقوط کرد؛ تمامی بت ها در بتکده با صورت بر زمین افتادند؛ سرزمین خشک سماوه آب پیدا کرد. شیاطین دور شدند و ابلیس از ورود به آسمانهای هفتگانه محروم شد.»

این روز خجسته و مبارک به دلیل جایگاه برجسته‌ای که دارد، اعمال خاصی برای آن سفارش شده است که به برخی از آنها اشاره می کنم:

1) غسل؛

2) روزه؛ و روایت شده است که روزه این روز برابر با یکسال روزه داری است.

3) زیارت حضرت رسول از نزدیک و دور؛

4) زیارت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)؛

5) گرامی داشتن این روز به صدقه دادن، خیرات نمودن، شاد نمدن مؤمنین و...

 

آمد و «محمد» و «امین» شد

آمد و «محمد» نامیده شد؛ نامی که پیش از او نبود! تمام پیامبران و فرشتگان او را می ستودند و می ستایند؛ که «کریم» و کرامتش زبانزد خاص و عام بود؛ چنان که پروردگار بدین وصفش ستود.

در مکه، چون وی را می آزردند، به کوه ها پناه می برد و دل و جان به خدا می سپرد. خدیجه علیهاالسلام و علی علیه السلام همه این ها را می دیدند؛ اما چون او را می یافتند، می شنیدند:

«اَللّهُمَّ اهْدِ قَومی فاِنَّهم لا یَعلَمُون؛ خدایا! اینان را هدایت گردان، که نادانند».

مهرت را در دل هاشان افکن، که نامهربانند... .

آمد و «رحمت» نامیده شد؛ برای همه آفریدگان ـ از خوبان و بدان ـ ؛ چندان که به خیل کافران، روی می آورد و در هدایتشان پافشاری می کرد. رنج ها و دردها می کشید؛ ولی هرگز از مهربانی دریغ نمی ورزید.

آمد و «متوکل» نامیده شد؛ که هماره به خدا اعتماد داشت؛ نه به دنیا... روزی از دشمنانش کسی در گیر و دار نبردی او را ـ تنها ـ در حالی که خواب بود، دید؛ شمشیر بر وی برکشید و پرسید:

ـ چه کسی تو را از دست من نجات می دهد؟

فرمود: خدا!

سپس آن کافر، ترسان از این همه صلابت، دست هایش لرزید و بر زمین فرو لغزید. آن گاه رسول اکرم صلی الله علیه و آله شمشیر در دست، بازپرسید: کدامین کس، ناجی ات می شود؟

و صدایی لرزان شنید: بزرگواری شما!

آمد و «امین» نامیده شد؛ چنان که «عبداللّه » بود؛ «مصطفی» و... برترین پیامبر و آفریده است؛ که آیینش مطابق فطرت آدمیان، و معجزه اش بیان کننده هر چیز در هر زمان و مکان... و این است سرّ خاتمیت.

در محضر کلام نبوی

و آن گنجینه حکمت و خاتم نبوت، مفهوم «عدالت» را در قالب گهر گفته ای بر زبان آورد و رمز و راز صاحبان این فضیلت را در یک روایت، آشکار کرد:

«مَن صاحَبَ النّاسَ بِالَّذی یُحِبُّ اَن یُصاحِبُوهُ کانَ عَدلاً؛ هر کس با مردمان چنان رفتار کند، که دوست دارد آنان با او رفتار کنند، اهل عدالت است».

راستی! در سالیاد رسول سبز تعهد، امین قافله نور، دلیل خلقت آدم و... آیا به چند فضیلت - از سیرتش - روی آورده ایم و خالق خویش را، خشنود کرده ایم؟

 

لما بلغ عبدالله بن عبدالمطلب زوجه عبدالمطلب آمنة بنت وهب الزهرى ، فلما تزوجها حملت برسول الله صلى الله علیه واله ، فروی عنها أنها قالت : لما حملت برسول الله صلى الله علیه واله لم أشعر بالحمل ولم یصبنی ما یصیب النسآء من ثقل الحمل ، ورأیت فی نومی کأن آتیا أتانی وقال لی : قد حملت بخیر الانام ، فلما حان وقت الولادة خف ذلک علی حتى وضعه صلى الله علیه واله ، وهو یتقی الارض بیدیه ، وسمعت قائلا یقول : وضعت خیر البشر ، فعوذیه بالواحد الصمد ، من شر کل باغ وحاسد ، فولدت رسول الله صلى الله علیه واله عام الفیل لاثنتى عشرة لیلة من شهر ربیع الاول یو مالاثنین ، فقالت آمنة : لما سقط إلى الارض اتقى الارض بیدیه ورکبتیه ، ورفع رأسه إلى السمآء ، وخرج منی نور أضاء ما بین السمآء والارض ، ورمیت الشیاطین بالنجوم ، وحجبوا عن السمآء ، ورأیت قریش الشهب والنجوم تسیر فی السمآء ، ففزعوا لذلک وقالوا : هذا قیام الساعة ، واجتمعوا إلى الولید بن المغیرة فأخبروه بذلک ، وکان شیخا کبیرا مجربا ، فقال : انظروا إلى هذه النجوم التی یهتدى بها فی البر والبحر ، فإن کانت قد زالت فهو قیام الساعة ، وإن کانت هذه ثابتة فهو لامرقد حدث ، وابصرت الشیاطین ذلک فاجتمعوا إلى إبلیس فأخبروه بأنهم قد منعوا من السمآء ، ورموا بالشهب ، فقال : اطلبوا ، فإن أمرا قد حدث ، فجالوا فی الدنیا ورجعوا فقالوا : لم نر شیئا ، فقال : أنا لهذا ، فخرق ما بین المشرق والمغرب فانتهى إلى الحرم فوجد الحرم محفوفا بالملائکة ، فلما أراد أن یدخل صاح به جبرئیل فقال : اخسأ یاملعون ، فجاء من قبل حرآء فصار مثل الصر قال : یا جبرئیل ما هذا ؟ قال : هذا نبی قد ولد وهو خیر الانبیاء ، قال : هل لی فیه نصیب ؟ قال : لا ، قال : ففی امته ؟ قال : نعم ، قال : قد رضیت ، قال : وکان بمکة یهودی ، یقال له : یوسف ، فلما رأى النجوم یقذف بهاو تتحرک قال : هذا نبی قد ولد فی هذه اللیلة ، وهو الذی نجده فی کتبنا أنه إذا ولد وهو آخر الانبیاء رجمت الشیاطین ، وحجبوا عن السمآء ، فلما أصبح جاء إلى نادی قریش وقال : یا معشر قریش هل ولد فیکه اللیلة مولود ؟ قالوا : لا ، قال : أخطأکم والتوراة ، ولد إذا بفلسطین ، وهو آخر الانبیاء وأفضلهم ، فتفرق القوم فلما رجعوا إلى منازلهم أخبر کل رجل أهله بما قال الیهودی ، فقالوا : لقد ولد لعبد الله بن عبدالمطلب ابن فی هذه اللیلة ، فأخبروا بذلک یوسف الیهودی ، فقال : قبل أن أسألکم أو بعده ، فقالوا : قبل ذلک ، قال : فأعرضوه علی ، فمشوا إلى باب آمنة فقالوا : اخرجی ابنک ینظر إلیه هذا الیهودی ، فأخرجته فی قماطه فنظر فی عینیه ، وکشف عن کتفیه ، فرأى شامة سودآء بین کتفیه ، علیها شعرات ، فلما نظر إلیه وقع إلى الارض مغشیا علیه ، فتعجبت منه قریش و ضحکوا ، فقال : أتضحکون یا معشر قریش ، هذا نبی السیف لیبیرنکم ، وقد ذهبت النبوة من بنی إسرائیل إلى آخر الابد ، وتفرق الناس یتحدثون بما أخبر الیهودی .

منبع: بحار الانوار، ج 15، ص 257.ومفاتیح الجنان ص490