از علی آموز اخلاص عمل

شیر حق را دان منزه از دغل


در غزا بر پهلوانی دست یافت

 زود شمشیری برآورد و شتافت


او خدو انداخت بر روی علی

 افتخار هر نبی و هر ولی


او خدو انداخت بر رویی که ماه

سجده آرد پیش او در سجده‌گاه


در زمان انداخت شمشیر آن علی

 کرد او اندر غزایش کاهلی


گشت حیران آن مبارز زین عمل

             وز نمودن عفو و رحم بی‌محل


می‌گویند عمروبن عبدود، بار اول که زمین خورد به روی علی تف انداخت، حضرت از روی سینه‌ او بلند شد، همه تعجب کرده بودند او که با این زحمت چنین دیوی را بر زمین زد پس چرا او را نکشت؟ حضرت مجددا عمرو را بر زمین زد و این بار او را کشت. علت را پرسیدند، فرمود: «وقتی بر من تف انداخت خشم بر من غلبه کرد، اگر او را در آن حال می‌کشتم در راه خدا نبود و حالت انتقام و قتل پیدا می‌کرد. او را رها‌ کردم و آن‌قدر کوشش کردم تا بر خشم غلبه کردم. وقتی دفعه‌ دوم او را زمین زدم و کشتم برای خدا و نیت لالله بود.»
درس‌هایی که از این حکایت می‌توان گرفت فراوان‌اند، از جمله:

1- فرصت دادن به خود و عجولانه تصمیم نگرفتن (صبر)،

 2- کمک گرفتن از نیروی عقل برای غلبه بر طغیان خشم، هرچند که می‌دانم برای همه‌مان واقعاً مشکل است،

 3- یاد‌آوری نیت و هدف اصلی از انجام آن عمل (گاهی فراموش می‌کنیم که هدف اصلی‌مان از انجام یا خودداری از انجام کاری چه بوده است). در چنین صورتی است که حتی دفاع از حق هم فقط برای ادای وظیفه می‌شود، نه از روی حس انتقام و کینه‌کشی و دشمنی و در جهت آزار دیگران و از همه بیشتر آزارِ خودمان.


کسی که خشمش در مهار عقل و نیتِ خیرش است، نه ترس از ضایع شدنِ حقش دارد، نه مدام از این‌که چرا این جواب را به فلان کس ندادم و چرا آن واکنش را در آن زمان نشان ندادم، در حال خودخوری است، و نه مجبور است برای آرام کردن مغز و قلبش بعد از هر بار عصبانی شدن و درگیری با دیگران قرص‌های مختلف مصرف کند یا زیر سِرُم برود. بلکه با آرامشی که از قدرت و تسلط او بر شرایط ناشی می‌شود‌ـ با تکیه بر عقل خود، و توکل بر خالق خود‌ـ مسایل را مدیریت می‌کند. دیگر درس نخواندن و شیطنت فرزند خردسالش نمی‌تواند او را از کوره به در ببَرَد، همچنین ناسازگاری‌های همکاران، همسایگان، بستگان و... حتی فراز و فرود شرایط اجتماعی کشورش یا کل جهان.
 «برای پخته شدن، کافی است هنگام عصبانیت از کوره در نروید.» آیا موفقیت چیزی غیر از این است که در روابط فردی و اجتماعی، شغلی و خانوادگی، هر‌چه پخته‌تر عمل کنیم؟ صبور و انعطاف‌پذیر بودن خیلی سخت است، اما همان کوره‌ای است که ما را پخته می‌کند. اگر در ابتدای کار نمی‌توانیم با خونسردی و تدبیر، مشکلاتمان را حل کنیم، لااقل نقش آدم‌های خونسرد را که می‌توانیم بازی کنیم.