آمارنسبی امامزادگان درایران

 

 

 

 طبق یک آماری  که  به وسیله سازمان اوقاف بعدازانقلاب تهیه شده ،در داخل محدوده شهرهای ایران یکهزار و پنجاه و نه امامزاده وجود دارد (تنها استان سیستان و بلوچستان است که در آن هیچ امامزاده ای دیده نشده است).

امادر باره آمارقدیمی امامزادگانی که به شهرهای ایران مهاجرت نموده اند دو کار آماری مختصر داریم. یکی کتاب منتقله الطالبیه است که در اصل درباره محلهای مهاجرت سادات نگاشته شده و دیگری کتاب الفهرست منتجب الدین که فهرست علمای شیعه را در قرن پنجم و ششم بدست داده است.

براى دریافت وضعیت نسبى تشیع  وسادات علوی ردر ایران، مى‏توان از محل‏هایى که مهاجران علوى در آنها ساکن بوده‏اند، استفاده نمود. البته تعیین این مکانها به عنوان محلهاى شیعى، به صورت قطعى امکان پذیر نیست. چرا که به عنوان نمونه، اصفهان با تمام سنى گرى متعصبانه خود که گاهى معاویه را تا حد پیامبرى بالا مى برده و حتى درگیریهاى مکررى با قمى‏ها به عنوان شیعه داشته  باز محفلى براى «سادات» بوده است. البته همین مهاجرتها، به تدریج بنیه شیعه را در این شهر نیز قوى کرد. به طورى که یکى دو سه قرن بعد از سفر مقدسى در قرن چهارم بدان شهر، مشاهده مى‏کنیم که این شهر نیز گرفتار درگیریهاى شیعه و سنى است . و همین، نشانه توسعه تشیع در این شهر است که از جمله زمینه‏هاى آن وجود همین «سادات علوى» است. در سایر شهرها هم قضیه به همین شکل است.

با این حال با استفاده از کتاب «منتقلة الطالبیه» که پیرامون، مهاجرت و محل اسکان بعضى از علویان است، مى‏توان نقاطى را مشخص کرد. تحقیق بیشتر، مستلزم آن است تا هر یک از این افراد شناخته شده و واسطه آنها تا ائمه (ع) ، مورد بررسى قرار گیرد. اگر تعداد واسطه، بین آنها پنج نفر تا امام سجاد باشد و فرضا 35 سال را براى هر واسطه در نظر بگیریم، طبعا حد فاصل بین امام سجاد (ع) و این امامزاده، 175 سال یعنى: نزدیک به دو قرن است. حدود یک قرن نیز از آغاز هجرت تا شهادت امام سجاد (ع) است. بنابر این به احتمال قوى، شهادت و یا رحلت چنین امام زاده‏اى، باید اواسط قرن سوم و یا اوائل قرن چهارم باشد. در این صورت، مى‏توانیم تا حدودى به نفوذ تشیع، و یا ایجاد زمینه آن به واسطه چنین فردى از اولاد ائمه (ع) پى ببریم.

ناگفته نماند که اصولا این افراد که براى آنها، مقبره‏اى ساخته شده، جزو شخصیتهاى مهم علوى بوده‏اند. و لذا محبوبیت آنها به این اندازه بوده که از همان زمان شهادت، چنین احترامى براى آنها قائل شوند. و قبر آنها از دید دیگران مخفى نماند.

طبعا این شخصیت، مى‏بایست تأثیرات مذهبى و سیاسى بر مردم داشته باشد. از آنجا که این افراد، عموما شیعه بوده‏اند به احتمال بسیار قوى، چنین تأثیرى را به اطرافیان خود نیز منتقل کرده‏اند. هنگامى که مقبره«محمد بن جعفر الصادق(ع) » در «سرخس» شهرت مى‏یابد، این مى‏تواند نشانه نفوذ اهل بیت (ع) در همان دورانهاى اولیه اسلام باشد.

کتاب«منتقلة الطالبیة» در قرن پنجم هجرى، نگارش یافته است. و لذا نتایجى که ذیلا ما انتظار مى‏بریم، تا حدود همین قرن است. به تعبیر دیگر، شهرهایى که در ایران، محل مهاجرت علویان بوده و ما مى‏خواهیم نفوذ عقاید شیعى را در آن دنبال کنیم، طبعا تا قرن پنجم، ادامه مى‏یابد. در اینجا ما فهرست اسامى شهرها را با تعداد سادات علوى ساکن آنها که نام برده شده، ذیلا نقل مى‏کنیم:  


بروجرد، 4 نفر.

اصفهان، 33 نفر.

راوند، 3 نفر.

ری:66نفر

قم، 23 نفر.

تستر،(شوشتر) 2 نفر.

 جندى شاپور، 2 نفر.

 جیرفت، 2 نفر

 گیلان، 4 نفر

جرجان، 32 نفر.

خراسان، 15 نفر.

دیلم، 6 نفر.

رامهرمز، 3 نفر.

رویان، 2 نفر.

 سابور 3 نفر.

سیرجان، 2 نفر.

سجستان، 3 نفر.

سمرقند، 15 نفر.

 شیراز، 23 نفر.

 چالوس، 14 نفر.

 طبرستان، 76 نفر.

 طالقان، 2 نفر

طبس، 2 نفر.

طوس، 6 نفر.

فارس، 6 نفر.

 فسا، 5 نفر.

قزوین، 27 نفر.

کازرون، 2 نفر.

کرمان، 7 نفر

.مرو، 8 نفر.

نیشابور، 21 نفر

ورامین، 3 نفر.

همدان، 11 نفر.

 یزد، 2 نفر.

 آذربایجان، 3 نفر.

 ابهر، 5 نفر

اردبیل، 2 نفر.

 اهواز، 35 نفر.

ارجان، 8 نفر.

 

همانگونه که گفتیم، این تعداد مى‏تواند درصد گسترش تشیع را نشان دهد.

و اینکه در طبرستان تعداد 76 نفر و در رى 66 نفر و در قم 23 نفر و....(البته نسبت به اصل جمعیت) وجود دارد، مى‏تواند آنچه را که ما در نظر داریم، یعنى نشان دادن وسعت تشیع نشان دهد.

البته باید توجه داشت که مؤلف کتاب «منتقلة الطالبیة»، تنها اسامى تعدادى از علویان را نوشته است. و ایشان در نقاط مورد نظر، استقصاء نکرده است.

به مرور زمان و در قرن چهارم و پنجم، بر شوکت«سادات» افزوده گردید.و در بغداد گسترش طالبیین، ایجاب مى‏کرد که از طرف خلفاى بغداد، «نقبائى» براى آنها قرار داده شود. در قرن چهارم، مدتى «شریف رضى» و پدرش، چنین نقابتى را در عهده داشتند. در حالیکه شیعه امامى بودند، در شهرهاى ایران نیز سادات، مقامى افزون از حد تصور داشتند. و حتى در شهرهائى که «دار السنة» محسوب مى‏شود، باز همین شرافت براى آنها وجود دارد. در مورد قرن پنجم، گزارش دقیقى از بزرگان سادات در شهرها داریم که «عبد الجلیل رازى»، آن را نقل کرده است . از جمله در شهرهاى اصفهان، قزوین، رى، نیشابور و بعضى از شهرهاى دیگر.

منابع:

 عمدة الطالب( ابن عنبة) ، بحار الانوار، ج 50 ، کریمان، قصران، تاریخ طبرى، ج 6 ، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران  ، تاریخ کاشان (ضرابی)، تاریخ تشیع درایران(جعفریان)