ابهام درنسب امامزادگان وعلل آن

 

نسب واقعی اغلب امامزادگان مدفون درایران ازجمله آنانی که که درمنطقه آران وبیدگل ،کاشان ومناطق دیگرهستند برای مانامشخص و مبهم است.این ابهام درنسل ونسب ان بزرگواران  رادرچندعلت میتوان جستجو کرد.:


١_  در بسیاری از موارد در ذکر پدران‌ صاحب‌ مرقد تا اتصال‌ به‌ معصوم‌ از باب‌ اختصار در نسب‌، نام‌ یک‌ یا چند واسطه‌ حذف‌ شده‌ است‌، بدانسان‌ که‌ اکنون‌ در نقاط‌ مختلف‌  همچون شهرستان ماآران وبیدگل امامزاده‌هایی را میبینیم‌ که‌ به عنوان فرزند امام‌ موسی کاظم‌ (ع‌) یادیگرائمه معرفی شده‌اند، حال‌ آنکه‌ آن‌ حضرت‌ به‌ نقل‌ منابع‌ این همه فرزندنداشته است.  حضرت‌ امام‌ رضا (ع‌) بیست‌ویک‌ برادر بیش‌ نداشت‌،واسامی والقاب قریب به اتفاق آنها درکتب نسب آمده است. بنابراین‌ بقیه‌، فرزندزادگان‌ و نبیره‌ و احفاد و ذراری امام‌ موسی کاظم‌ (ع‌) هستند که‌ در نسبت شان‌ یک‌ چند واسطه‌ حذف‌ گردیده‌ و این‌ موضوع‌ آنان‌ را به‌ شکل‌ فرزند بلافصل‌ امام‌ در آورده‌ است‌.

-2بسیاری از سادات‌ از ترس‌ عمال‌ جور در خفا به‌ صورت‌ پنهان‌ بدین‌ مرز و بوم‌ آمدند و مجهول‌وار زیستند و ارباب‌ انساب‌ و نقبای سادات‌ را از احوال‌ و پایان‌ کار ایشان‌ اطلاعی به‌ دست‌ نبوده‌ و متعرض‌ نام شان‌ در کتاب‌های انساب‌ نشده‌اند. چون‌ فوت‌ کردند در محل‌، ارباب‌ خیر بقعتی برروی مزار ایشان‌ بساختند و لوحه‌ نامشان‌ را برآن‌ نصب‌ کردند، لکن‌ ترجمه‌ حالشان‌ ناگفته‌ ماند.

3-   برخی از لوحه ها ‌یی که‌ در روز فوت‌ برای نصب‌ بر مزار این‌ بزرگواران‌ فراهم‌ می‌آمد به‌ خط‌ کوفی بوده و در زمان‌های بعد که‌ آنها را به‌ خط‌ ثلث‌ یا نسخ‌ برمی‌گرداندند، دشواری‌های خط‌ کوفی در اعجام‌ و اعراب‌ و قرائت‌ و گاه‌ فرسوده‌ شدن‌ و ریختن‌ برخی کلمات‌ سبب‌ تحریف‌ و تصحیف‌ می‌شد، چنان که‌ مثلا حسین‌ به‌ صورت‌ حسن‌ و نقی به‌ صورت‌ تقی و عبیدالله‌ به‌ صورت‌ عبدالله‌ و ظاهر به‌ صورت‌ طاهر در می‌آمد و از این‌ دست شواهد زیادی وجود دارد.

 

بنای  بقاع‌ امامزاده‌ها



از دیرباز به‌ حکم‌ پاره‌یی اخبار، ظاهرا نخستین‌ بنا بر روی مرقد معصوم‌زادگان‌ در همان‌ زمان‌ دفن‌شان‌ به‌ صورت‌ سایبانی ساده‌ به‌ وسیله‌ علاقه‌مندان‌ به‌ خاندان‌ نبوت‌ و ارادت مندان‌ اهل‌ بیت‌ عصمت‌ و طهارت‌ (ع‌) به‌ وجود می‌آمد و به‌ مرور، دیگر نکوکاران‌ چیزی برآن‌ می‌افزودند تا آنکه‌ زمان‌ چندانی نمی‌گذشت‌ که‌ صورت‌ زیارت گاهی با آلت‌ و عدت‌ به‌ خود می‌گرفت‌.

برای مثال احداث‌ زیارت گاه‌ حضرت‌ معصومه‌ (س‌) را در قم‌ چنین‌ نوشته‌اند: «پس‌ از رحلت‌ حضرت‌ فاطمه‌ (س‌) در قم‌، نخستین‌ بنا که‌ عبارت‌ بود از سایبان‌ بوریایی به‌ وسیله‌ شیعیان‌ که‌ ساکن‌ قم‌ و معروف‌ به‌ خاندان‌ سعد اشعری بودند بر روی قبر گذارده‌ شد. پس‌ از مدت‌ کمی یکی از دختران‌ حضرت‌ امام‌ محمدتقی (ع‌) به‌ نام‌ سید زینب‌ به‌ قم‌ آمد و قبه‌ با گنبد ساده‌یی بر روی قبر بنا نهاد

از آن‌ پس‌ که‌ سادات‌ علوی در تبرستان‌ صاحب‌ قدرت‌ شدند و حکومت‌ به‌ سال‌ 270 ق‌ به‌ محمد بن‌ زید علوی رسید و بعد که‌ آل‌ بویه‌ روی کار آمدند، امر آباد ساختن‌ مرقد مطهره‌ و بقاع‌ متبرکه‌ مورد توجه‌ خاص‌ قرار گرفت‌.

پس‌ از آن‌ نیز این‌ مهم‌ ادامه‌ یافت‌ و هنوز قرنی نگذشته‌ بود که‌ به‌ عهد سلجوقیان‌ مجدالملک‌ از وزیران‌ شیعی مذهب‌ آن‌ سلاله‌ بدین‌ امر قیام‌ کرد.

عبدالجلیل‌ رازی در النقض‌ می‌نویسد: «وزیر سعید شهید مجدالملک‌ اسعد بن‌ محمد بن‌ موسی البراوستانی القمی قدس‌الله‌ روحه‌ با بزرگی رفعت‌ و قبول‌ و حرمت‌، خیرات‌ بسیار فرمود، چون‌ قبه‌ امام‌ حسن‌ بن‌ علی و علی زین‌العابدین‌ و محمدالباقر و جعفرالصادق‌ (ع‌) به‌ بقیع‌، که‌ هرچهار معصوم‌ در یک‌ حظیره‌ مدفون‌اند و عباس‌ عبدالمطلب‌ در آنجا مدفون‌ است‌ به‌ مدینه‌ رسول‌ (ص‌) به‌ گورستان‌ بقیع‌ و مشهد موسی کاظم‌ و محمد تقی (ع‌) به‌ مقابر قریش‌ هم‌ او فرموده‌ است‌ به‌ بغداد و مشهد سید عبدالعظیم‌ حسنی به‌ شهر ری و بسی از مشاهد سادات‌ علوی و اشراف‌ فاطمی (ع‌)، با آلت‌ و عدت‌ و شمع‌ و اوقاف‌ که‌ همه‌ را دلالت‌ است‌ برصفای اعتقاد او و درم‌ قابل‌ تربت‌ حسین‌ بن‌ علی (ع‌) در کربلا مدفون‌ است‌

 

منابع‌:
- تاریخچه‌ وقف‌ در اسلام‌،

- تاریخ‌ طبرستان‌ و رویان‌ و مازندران‌