یا بنتَ موسى وابـنةَ الأطهـارِ       أختَ الـرضـا وحبیبةَ الجبّار

أنتِ الـودیعةُ للإمام على الورى     فخر الکریم وصاحب الأسرارِ

لا زلتِ یا بنت الهدى معصومةً           مِن کلّ ما لا یَرتـضیه الباری

مَن زار قبرَکِ فی الجِنان جزاؤهُ      هذا هو المنصوصُ فی الأخبارِ

 

کوثر همیشه جاری ، کریمه اهل بیت


ضریح نورانی ات را در آغوش می گیریم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنیم. باورمان نمی شود! آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ایم! تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است!
حضرت فاطمه معصومه(س) در روز اول ذیقعده سال 173 هجری، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. این بانوی بزرگوار، از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاک سیرت و نیکو سرشت به شمار می رفت. پدران این خاندان، همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت، گوهرهای تابناک امامت و سکان داران کشتی انسانیت بودند.
حضرت معصومه (س) در خاندانی که سرچشمه علم و تقوا و فضایل اخلاقی بود، پرورش یافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوی گرامی به شهادت رسید، فرزند ارجمند آن امام، یعنی حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نیز بر عهده گرفت.
در اثر توجهات زیاد آن حضرت، هر یک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامی والا دست یافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکی در این باره میگوید: «هر یک از فرزندان ابی الحسن موسی معروف به کاظم، فضیلتی مشهور دارد». بدون تردید بعد از حضرت رضا (ع) در میان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمی و اخلاقی، والا مقام ترین آنان است. این حقیقت از اسامی، لقب ها، تعریف ها و توصیفاتی که ائمه اطهار (ع) از ایشان نموده اند، آشکار است و این حقیقت روشن می سازد که ایشان نیز چون حضرت زینب (س) «عالمه غیر معلمه» بوده است.
حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشیع است و مقام علمی بلندی دارد. نقل شده که روزی جمعی از شیعیان، به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (ع) و پرسیدن پرسش هایی از ایشان، به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش های خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکی خردسال بیش نبود، تحویل دادند. فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام رفتند، ولی هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش های خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدی به خدمت امام برسند، غافل از این که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتی پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان، شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار در بین راه با امام موسی بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. وقتی امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدایش.
درباره فضیلت زیارت حضرت معصومه (س) روایات فراوانی از پیشوایان معصوم رسیده است. از جمله، هنگامی که یکی از محدثان برجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفیاب می شود، امام هشتم خطاب به ایشان می فرماید: «ای سعد! از ما در نزد شما قبری است». سعد می گوید: فدایت شوم! آیا قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر (س) را می فرمایید؟ می فرماید: «آری، هر کس او را زیارت کند، در حالی که به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.
پیشوای جهان تشیع امام جعفر صادق (س) نیز در این باره می فرماید: «هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب گردد». و در حدیث دیگری آمده است: «زیارت او، هم سنگ بهشت است».
حضرت فاطمه معصومه (س) بانویی بهشتی، غرق در عبادت و نیایش، پیراسته از زشتی ها و شبنم معطر آفرینش است. شاید یکی از دلایل «معصومه» نامیدن این بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلی یافته است. بر اساس پاره ای از روایات، این لقب از سوی امام رضا (ع) به این بانوی والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقیه بلند اندیش و سپید سیرت شیعه، علامه مجلسی (ع) در اینباره میگوید: امام رضا (ع) در جایی فرمود: «هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است».
حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقیهان گران قدر شیعه، به لقب «کریمه اهل بیت» یاد می شود. از میان بانوان اهل بیت، این نام زیبا تنها به آن حضرت اختصاص یافته است. بر اساس رویای صادق و صحیح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آیت الله مرعشی نجفی، این لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در این رؤیا، امام صادق (ع) به آیت الله نجفی که با دعا و راز و نیاز، تلاش پیگیری را برای یافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کریمه اهل بیت.
فاطمه معصومه (س) از جهت شخصیت فردی و کمالات روحی، در بین فرزندان موسی بن جعفر (ع) بعد از برادرش، علی بن موسی الرضا (ع) در والاترین رتبه جای دارد. این درحالی است که بنا بر مستندات رجالی، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بین این همه بانوی گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شیخ عباس قمی آنگاه که از دختران موسی بن جعفر (ع) سخن می گوید، درباره فاطمه معصومه (س) می نویسد: «بر حسب آنچه به ما رسیده، افضل آن ها، سیده جلیله معظمه، فاطمه بنت امام موسی (ع) معروف به حضرت معصومه است.
حضرت فاطمه (س) پس از ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قید حیات بود و سپس دعوت حق را لبیک گفت و به سوی بهشت برین پرواز کرد. این حادثه در سال 201 هجری رخ داد. سلام بر این بانوی بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اینک آفتاب حرم باصفایش، زمین قم را نورانی کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پیام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتی. ای فاطمه! در روز قیامت، شفیع ما باش که تو در نزد خدا، جایگاهی ویژه برای شفاعت داری.

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام
تویـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو بـــر آن مقام رفیــع و بـر این مقام، ســلام

 

السیّدة فاطمة المعصومة (س)

هی السیّدة فاطمة المعصومة بنت الإمام موسى بن جعفر الکاظم علیه السّلام، سلیلة الدوحة النبویّة المطهّرة، وغصن یافع من أغصان الشجرة العلویة المبارکة، وحفیدة الصدّیقة الزهراء علیها السّلام، المحدِّثة، العالمة، العابدة. اختصّتها ید العنایة الإلهیّة فمنّت علیها بأن جعلتها من ذریّة أهل البیت المطهّرین. حدّثت عن آبائها الطاهرین علیهم السّلام، وحدّث عنها جماعة من أرباب العلم والحدیث، وقد ورد فی بعض التواریخ أنّ الإمام الرضا علیه السّلام لقّبها بالمعصومة.

ولادتها ونشأتها


وُلدت السیّدة المعصومة فی المدینة المنورة، وترعرت فی بیت الإمام الکاظم علیه السّلام، فورثت عنه من نور أهل البیت وهدیهم وعلومهم فی العقیدة والعبادة والعفّة والعلم، وعُرفت على ألسنة الخواصّ بأنّها کریمة أهل البیت علیهم السّلام.
نشأت السیّدة فاطمة تحت رعایة أخیها الإمام الرضا علیه السّلام، لأنّ الرشید العبّاسی أمر أبیها عام ولادتها، فأودعه سجونه الرهیبة الواحد تلو الآخر، إلى أن اغتاله بالسمّ عام 183هـ، فعاشت السیّدة المعصومة مع إخوتها وأخواتها فی کنف الإمام الرضا علیه السّلام. وقد أجمع أصحاب السیر والتراجم على أنّ أولاد الإمام الکاظم علیه السّلام کانوا أعلاماً لائحة فی العبادة والتقوى والنُّسک.

الظروف الاجتماعیّة والسیاسیّة
ولدت السیّدة المعصومة فی عهد الرشید العبّاسیّ، ففتحت عینیها منذ صغرها على وضع سلطوی إرهابیّ؛ فلقد قامت أرکان الدولة العبّاسیّة على أنقاض الدولة الأمویّة، وتستّر العبّاسیّون وراء شعار رفعوه فی بدایة أمرهم هو «الرضا من آل محمّد» لیوهموا طائفة من المسلمین الموالین لأهل البیت علیهم السّلام، لکنّهم ما إن تسنّموا سدة الحکم واستتبّت لهم الأمور حتّى قلبوا لأهل البیت ظهر المجنّ، وامتدّت أیدیهم بالقتل والبطش والقمع لکلّ من یمتّ لهذه الدوحة العلویّة الشریفة بصلة، فلاحقوا أئمّة أهل البیت علیهم السّلام وقتلوهم وسجنوهم.

السیّدة المعصومة ترحل طلباً لأخیها علیهما السّلام
اکتنفت السیّدةَ المعصومة علیها السّلام ـ ومعها آل أبی طالب ـ حالةٌ من القلق الشدید على مصیر الإمام الرضا علیه السّلام منذ أن استقدمه المأمون إلى خراسان. لقد کانوا فی خوف بعدما أخبرهم أخوها أبو الحسن الرضا علیه السّلام أنّه سیُستشهد فی سفره هذا إلى طوس خاصّة وأنّ القلوب الکلیمة ما تزال تَدمى لمصابهم بالکاظم علیه السّلام الذی استُقدم إلى عاصمة الحکم بغداد، فلم یخرج من سجونها وطوامیرها إلاّ قتیلاً مسموماً. کلّ هذا یدلّنا على طرف ممّا کان یعتمل فی قلب السیّدة المعصومة علیها السّلام، ممّا حدا بها ـ حسب روایة الحسن بن محمّد القمّی فی تاریخ قم ـ إلى شدّ الرحال، لتتحسّس عن أخیها الإمام.
وهکذا رحلت تقتفی أثر أخیها الرضا علیه السّلام، والأمل یحدوها فی لقائه حیّاً، لکنّ وعثاء السفر ومتاعبه اللذینِ لم تعهدهما کریمة أهل البیت أقعداها عن السیر، فلزمت فراشها مریضة مُدنَفة، ثمّ سألت عن المسافة التی تفصلها عن قم ـ وکانت آنذاک قد نزلت فی مدینة ساوة ـ فقیل لها إنّها تبعد عشرة فراسخ، فأمرت بإیصالها إلى مدینة قم، فحمُلت إلیها على حالتها تلک، وحطّت رحالها فی منزل موسى بن خزرج بن سعد الأشعریّ، حتّى توفیّت سلام الله علیها بعد سبعة عشر یوماً.
وفی أصحّ الروایات أن خبرها لمّا وصل إلى مدینة قم، استقبلها أشراف قم، وتقدّمهم موسى بن خزرج، فلمّا وصل إلیها أخذ بزمام ناقتها وقادها إلى منزله، وکانت فی داره حتّى تُوفیّت... فأمرهم بتغسیلها وتکفینها، وصلّى علیها، ودفنها فی أرض کانت له، وهی الآن روضتها، وبنى علیها سقیفة من البَواری، إلى أن بَنَت زینب بنت محمّد الجواد علیه السّلام علیها قبّة.

عمر السیّدة فاطمة المعصومة
لم تتوفّر مصادر تاریخیّة موثّقة تحدّد سنة ولادة السیّدة فاطمة المعصومة علیها السّلام، وقد ذکر البعض أنّها وُلدت سنة 173 هجریّة، فیما ذکر آخرون أنّ ولادتها کانت سنة 183هـ وهو قول فیه نظر؛ لأنّنا نعلم أنّ الإمام الکاظم علیه السّلام استُشهد سنة 183هـ، ونعلم کذلک أنّه استُدعی قبلَ ذلک مِن قِبل الرشید فأُرسل إلى البصرة فحُبس فیها سنة، ثمّ نقل إلى بغداد فحبس فیها ثلاث سنین، حتّى استشهد.
وإذا أخذنا بالقول أنّ السیّدة قد ولدت سنة 173هـ، فإنّ عمرها الشریف سیکون عند وفاتها سنة 201هـ فی حدود 28 عاماً. بَیْد أنّ المعصومة علیها السّلام ـ على أیّة حال ـ لا تتأخّر عن سنة 179هـ وهی سنة اعتقال والدها الکاظم علیه السّلام، فیکون عمرها الشریف 22 سنة فی أقلّ التقدیرات.

وصیّة الإمام الکاظم وصدقته
جعل الإمام الکاظم علیه السّلام ـ فی وصیّته ـ أمر تزویج بناته بید ولده الإمام علیّ بن موسى الرضا علیه السّلام دون بَنیه الآخرین، وأنّه ـ وهو الأعرف بمناکح قومه ـ إن شاء تزویج أخواته من الأکفاء فعل، وإن أراد أن یترک تزویجهنّ ـ لعدم وجود الأکفاء، أو لوجود ظروف قاهرة ـ ترک. کما نلاحظ أنّ الإمام الکاظم علیه السّلام تصدّق بأرض ـ حدّدها بحدودها ـ على أولاده وبناته ما دُمنَ لم یتزوّجن ولم یکن لهنّ معیل، فإن عادت إحداهن، بعد زواجها، ـ کأنْ یُتوفّى زوجها ـ عاد إلیها سهمها من الصدقة، وأضحى شأنها شأن من لم تتزوّج من أخواتها.

حول زواج السیّدة المعصومة
إنّ نظرة فاحصة إلى مُجمل الأوضاع العصیبة التی عاصرتها السیّدة المعصومة علیها السّلام، والضغط الشدید والارهاب اللذین تعرض لهما العلویّون والطالبیّون فی عهد الرشید، انتهاءً بالاعتقال والقتل الفجیع الذی تعرّض له کبیرهم الإمام الکاظم علیه السّلام.. یجعلنا ندرک سبب عدم زواج السیدة المعصومة وأغلب بنات الإمام الکاظم علیه السّلام.
ولقد کان العلویّون والطالبیّون مُلاحَقین مُشرّدین، یلاحقهم جلاوزة الرشید أینما حَلُّوا. أما الأکفاء من الآخرین، فالظاهر أنّ أحداً منهم لم یجرؤ ـ وقد عرف عداء الرشید للکاظم علیه السّلام ـ على التعرّض لسخط هارون من خلال مصاهرته للإمام الکاظم علیه السّلام، کما ندرک الحکمة التی جعلت الإمام الکاظم علیه السّلام ـ وهو العارف بهذا الظرف العصیب ـ یخصّص أرضاً معیّنة لتُوزّع عائداتها على بناته إن فقدن المُعیل الذی یُعیلهنّ.
ویبقى أمر عدم زواج السیّدة المعصومة، وأغلب أخواتها الأخریات من بنات الإمام الکاظم علیه السّلام أحد الشواهد على الظلم والإرهاب اللذین تعرّض لهما أهل البیت علیهم السّلام فی زمن العبّاسیین عامّة، وفی عصر الرشید على وجه الخصوص.


هل استشهدت المعصومة بالسمّ ؟
ذکر بعض المصادر أنّ المأمون لمّا بلغته أخبار القافلة التی تحرّکت من المدینة إلى خراسان، وفیها اثنان وعشرون علَویّاً، وعلى رأسها السیّدة فاطمة بنت موسى علیها السّلام، وأنّ عدد أفراد القافلة یتعاظم کلّما تقدّمت فی مسیرها، أوعز بالتصدّی لها، فتصدّى لها جماعة من جلاوزة النظام، وقتلوا وشرّدوا کلّ من کان فیها. وقیل إنّ السمّ دُسّ بعد ذلک إلى السیّدة المعصومة فی مدینة ساوة، فلم تلبث إلاّ أیّاماً قلیلة حتّى فارقت الحیاة .

دفن السیّدة المعصومة
روى الحسن بن علیّ القمّی أنّ فاطمة (المعصومة) رضی الله عنها لمّا توفیّت وغُسلّت وکُفّنت، حُملت إلى مقبرة (بابلان) ووضعت على حافّة سرداب حُفر لها، فاختلف آل سعد فی مَن یُنزلها إلى السرداب، ثمّ اتّفقوا على أن یتولّى ذلک خادم لهم صالح کبیر السنّ، فلمّا بعثوا إلیه رأوا راکبَین مُقبلَین من جانب الرملة وعلیهما لِثام، فلمّا قَرُبا من الجنازة نزلا وصَلّیا علیها، ثمّ نزلا السرداب وأنزلا الجنازة ودفناها فیه، ثمّ خرجا ولم یُکلّما أحداً، ورکبا وذهبا ولم یدرِ أحد مَن هما.