ابارک واهنی النبی المختاروالائمه الاطهاروشیعتهم الابرار بمولدامام المهدی (عج) 

حکومت عادلانه ی مهدی علیه السلام پراقتدارترین حکومتهایی خواهد بود که زمین بر روی خود دیده است. آسمان وزمین وتمامی نیروهای طبیعی وماورای طبیعی در پشتیبانی واستواری وبرقرار ساختن پایه های شکوهمند آن دست به همکاری مشترک می زنند وآن، حکومت عدل ومهر، تنها حکومت در سراسر جهان خواهد بود. به همین جهت عناصر فاسد وگروههای راهزن ومتجاوز وآفتهای امنیت، اصولا امکان تشکیل نمی یابند. چرا که دست قدرتمند ودقیق عدالت، آنان را در همان نخستین مرحله، به کیفر شایسته وبایسته می رساند.

علاوه بر آنچه آمد، مردم بر اثر طرحها، برنامه ها، تربیتها، رفتار وگفتار آن حضرت وبه دست یارانش به مراحل والایی از رشد فکری وعقیدتی، علو نفس وشرافت انسانی اوج می گیرند که خویشتن را فراتر از ارتکاب گناه وتجاوز به مال وجاه وهستی مردمان می نگرند.

با این بیان، روشن است که پایه های استوار آرامش وامنیت جهانی در کران تا کران جامعه ی بزرگ انسانی پی ریزی می گردد.

وبدینسان چگونگی تحقق بخشیدن به امنیت، در همه ی ابعاد به دست توانا واندیشه ی والای آن حضرت پی می بریم.

 

شایسته است به این نکته اشاره گردد که نعمت امنیت در حکومت آن گرامی، تنها ویژه ی جامعه ی انسانی نیست بلکه شامل حیوانات نیز می گردد، حیوانات با یکدیگر براساس عدالت روبرو می گردند وهم با انسانها. از این رو نه انسانها از سوی حیوانات احساس خوف می کنند ونه حیوانات ناتوان از حیوانات قوی می هراسند وروح مهر والفت در میان آنان حاکم می گردد.

در این مورد به برخی روایات اشاره می رود:

1- امام باقر علیه السلام در روایتی پیرامون اصل امنیت در دوران آن حضرت فرمود:

(... وتخرج العجوز الضعیفة من المشرق، ترید المغرب، لا ینهاها احد...).(1)

یعنی: وزن سالخورده وناتوان از شرق تا غرب عالم می رود بی آنکه از هیچ کس وهیچ چیزی احساس ناامنی واذیت وآزار نماید.

2- امیرمؤمنان علیه السلام ضمن بیانی فرمود:

(... حتی تمشی المرأة بین العراق والشام، لا تضع قدمیها الا علی النبات وعلی رأسها زینتها، لا یهیحها سبع ولا تخافه). (2)

یعنی: در عصر حکومت آن اصلاحگر بزرگ، امنیت کامل همه جا برقرار می گردد تا آنجایی که یک زن، در کمال امنیت وآزادی، راه میان عراق تا شام را می پیماید وپای خویش را جز بر سبزه زارها وبوستانهای خرم وآباد نمی نهد ودر حالی که جواهرات خویش را بطور آشکار بر سر وسینه دارد، نه درنده ای او را خواهد ترساند ونه ناامنی وخطری او را تهدید خواهد کرد.

3- ونیز فرمود:

(لو قد قام قائمنا... ولذهبت الشحناء من قلوب العباد واصطلحت السباع والبهائم).(3)

یعنی: هنگامی که قائم ما قیام کند... کینه وعداوت از دلهای بندگان ریشه کن می شود ودرندگان وحیوانات نیز، اصلاح خواهند شد.

وفرمود:

(وترعی الشاة والذئب فی مکان واحد ویلعب الصبیان بالحیات والعقارب، لا یضرهم شی ء ویذهب الشر ویبقی الخیر). (4)

یعنی: در روزگار او، گرگ وگوسفند در یک مکان می چرند وکودکان با عقربها ومارها بازی می کنند وچیزی به آنان زیان نمی رساند. همه ی بدیها وشرارتها از جهان رخت برمی بندد وشایستگیها می ماند.

یک پرسش: ممکن است این سؤال در ذهن شما پدید آید که: (چگونه ممکن است درندگان اصلاح گردند با اینکه می دانیم سرشت وغریزه ی آنها شکار ودریدن است؟)

پاسخ این است که: این کار شگرف وتحول اعجازآمیز، ممکن است از طریق اعجاز صورت گیرد. زیرا خدایی که درندگان را آفرید واین غریزه وطبیعت را در وجود آنان قرار داد، به آسانی می تواند خوی درندگی ار از آنها سلب کند وآنها را همانند حیوانات اهلی رام سازد که خطری از آنها متوجه آدمیزاد وهمنوعانشان نگردد.

سؤال دیگر: ممکن است سؤال شود که: (چگونه این کار ممکن است با اینکه می دانیم که غذای مورد نیاز برخی درندگان وحیوانات وحشی، تنها در گوشت خلاصه می شود؟)

جواب: حیوان شناسان تصریح می کنند که غذای درندگان وحیوانات وحشی منحصر به گوشت نیست، بلکه گوشت از لذیذترین غذاهای آنهاست ودر صورتی که بدان دسترسی نداشته باشند با برگ درختان وگیاهان وگلها نیز می توانند نیاز غذایی خود را برطرف سازند.(5)

 

آری! وبدینسان عصر ظهور وروزگار حکومت امام مهدی علیه السلام روزگار صلح وصفا وآرامش وامنیت وعدالت وآزادی به تمام معنا وبه مفهوم حقیقی آن خواهد بود.

اصلاحات عمومی در عصر ظهور

مرحوم شیخ طوسی در کتاب خویش برخی از اصلاحات عمومی را که در عصر ظهور وبه دستور امام مهدی علیه السلام رخ می دهد، برمی شمارد. وخاطر نشان می سازد که همه ی اینها براساس مصالح ودلایل حکیمانه ای صورت می گیرد.

برخی از آنها عبارتند از:

1- حل مشکل عبور ومرور وگشودن گره ی کور ترافیک:

در این رابطه است که روایات، بیانگر توسعه ی راهها وگسترش بخشیدن به خیابانها تا عرض شصت متر است.

2- مسدود ساختن پنجره هایی که به کوچه ها، خیابانها، راه عبور ومرور مردم گشوده شده ونیز جلوگیری از نصب چنین پنجره هایی:

روشن است که پنجره های مشرف به کوچه وخیابان وراه عبور ومرور مردم، نقش ویرانگری در بنیانهای اخلاقی ومفاسد وجنایات خانواگی دارد، زیرا این پنجره ها بویژه در فصل تابستان که معمولا گشوده اند اندرون خانه ها وهر آنچه در آن می گذرد، همه را نشان می دهد.

3- تخریب وجلوگیری از احداث بالکنها:

چرا که نوعی تجاوز به حریم کوچه وخیابان است. وشاید دلیل آن همه همین باشد چرا که کوچه وخیابان وفضای آن، از آن مردم وبالکنها نوعی تصرف در این حق ملی وعمومی است.

4- جلوگیری از نصب ناودانها بسوی کوچه وخیابان:

که این کار نیز بویژه برای جلوگیری از آلودگی محیط وحفظ سلامت وبهداشت

عمومی وجلوگیری از ریخته شدن آب بر سر رهگذران وسلامت عبور ومرور وپرهیز از خطر لغزش وغلطیدن وسقوط افراد بویژه کودکان وسالخوردگان، ضروری است.

5- جلوگیری از کندن چاههای فاضلاب در کوچه وخیابان... ودیگر اصلاحات در سطح شهر ومحل زندگی جامعه....(6)

آری! خواننده ی عزیز! آنچه پیرامون زندگی جامعه در عصر درخشان امام مهدی علیه السلام از نظرتان گذشت، قطره ای ناچیز از دریای بی کرانه ی مواهب، نعمتها وبرکات وشکوهی است که جامعه ی انسانی در حکومت آن حضرت از آنها بهره ور می گردد زیرا روایاتی که از زندگی سعادتمندانه در عصر ظهور سخن می گوید پرتو ناچیزی از شکوه وعظمت، رفاه وآسایش، امنیت وآزادی، عدالت وافتخاری را باز می گوید که در حکومت او نصیب جامعه ی انسانی می گردد. خدا می داند روایاتی که پیرامون این روزگار درخشان وطلایی از پیامبر گرامی وامامان اهل بیت علیهم السلام آن هم با رعایت سطح بینش ودانش واندیشه ی مردم صادر شده است در چه حجم بزرگی بوده که متأسفانه به دلیل آفتهای ی چون: سوزانیدن کتابخانه ها واز بین بردن کتابها وروایات، به دست ما نرسیده است.

وتازه اینها، غیر از آن حقایقی است که در عصر ظهور وبه دست مبارک آن گرامی در راه سعادت وآسایش انسانها انجام می شود. وامامان اهل بیت علیهم السلام با توجه به سطح دانش واندیشه ی محدود مردم از بیان آنها صرف نظر نموده اند.

کوتاه سخن اینکه: بشریت در عصر درخشان امام عصر علیه السلام از سعادتمندانه ترین وشکوهبارترین زندگی بهره ور خواهد گشت. وانواع نعمتهای مادی ومعنوی برای او فراهم خواهد بود.

شیعه در عصر امام مهدی

شیعه، این پیروان مذهب خاندان وحی ورسالت، از همان روزهای رحلت پیامبر گرامی تاکنون، همواره مورد فشار وستم قرار گرفته وحقوق وآزادی آنان پایمال شده است.

به همین جهت است که: تاریخ اینان، لبریز از قربانیان وشهیدان گرانقدر وراستینی است که در طول تاریخ به دست بیدادگران کشته شده ومورد تبعید وطرد وسرکوب قرار گرفته اند وجرمشان تنها این بوده است که پیرو امیرمؤمنان علیه السلام بوده اند.

شیعه، پس از رحلت پیامبر در هر عصر وزمان در همه ی جهان اسلام، همواره هدف قلمهای مسموم است ودر این مدت، حکومتها وسلسله هایی که در نقاط مختلف جهان اسلام، قدرت را به کف گرفته اند، با قدرت وامکانات بسیار با این مذهب وپیروانش به جنگی بی رحمانه ونابرابر برخاسته اند.

با مراجعه به کتابهای تاریخی می توان انواع مصائب وسختیهایی را که بر اینان رفته است، مطالعه کرد. ودریافت که از همان آغاز کار، شیعه وتشیع از (سلمان) گرفته تا (عمار)، (عبدالله بن مسعود)، (ابی ذر غفاری)، (مالک بن نویره) و... تا دیگران، همواره زیر سهمگین ترین فشارهای ظالمانه بوده اند. با نگرشی به جنگ جمل، صفین، نهروان ویورشهایی که در زمان عنصر پلید وخودکامه اموی (معاویه) بر شهرهای شیعه وخانه ها وشخصیتهای وارسته وشایسته ی آن نمودند وتا شهادت امیرمؤمنان علیه السلام ومسموم ساختن فرزندش حضرت مجتبی علیه السلام... تا فاجعه ی جانسوز کربلا وپیامهای آن... وتا شهادت هشت امام خاندان وحی ورسالت پس از امام حسین یکی پس از دیگری وتا هزاران نمونه ی دیگر از نمونه هایی که بر صحت ودرستی دیدگاه ما، دلالت می کند همه وهمه، این واقعیت را نشان می دهد که پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم تاکنون، شیعه همواره هدف تیرهای ستم وقلمهای مسموم وحکومتهای خودکامه بوده است.

رژیم اموی وعثمانی ودیگر رژیمهای خودکامه وزمامداران ستم وتباهی، همه، تلاش ارتجاعی خویش را برای از میان برداشتن شیعه وتشیع بکار گرفتند.

فقیهان بداندیش ووابسته به حکومتها، به ریختن خون شیعیان ومباح شمردن مال وعرض آنان فتوا دادند. وفراتر از آن با صدور حکم ارتجاعی وظالمانه برخاسته از تعصب کور، نسبت کفر وشرک به آنان دادند وانواع تهمتها ودروغها را نثار آنان نمودند.

آری!... شیعه، اینگونه زیر فشار بود وتنها در زمان (آل بویه)، (حمدانیان)، (فاطمیان)، (صفویان) و... قدرت ونفوذ بدست آورد واندکی به حق حیات وآزادی دست یافت.

اما این دورانها نیز کوتاه مدت بود ورنجها پس از انقراض هر یک از این رژیمهای چندگانه، بار دیگر بر سر شیعه فرود می آمد. کتابخانه ها به آتش کشیده می شد ومسجدها ویران می گشت. خونها بر روی زمین می ریخت وداراییها، غارت ومباح می شد. میلیونها انسان رانده می شدند ویا از وطن خویش به کشورهای بیگانه بناگزیر هجرت می کردند وآثار واخبار آنان بریده می شد واز بین می رفت.

در سایه ی حکومتهای غیر شیعه، شیعیان همواره مورد ستم وبدرفتاری مأموران وحاکمان وامیران قرار می گرفتند. فشار ومراقبت شدید، سانسور بر مطبوعات، ممافل ومجالس حسینی، مدارس ومساجد، کتابخانه ها وشخصیتهای بزرگ ومتفکران شیعه، همه وهمه از چهره های بدرفتاری ورابطه ی ظالمانه با این جمعیت است.

درست به هنگام نوشتن این سطور اخبار ناراحت کننده ای از رنجها، مصیبتها وفجایعی که بر شیعیان در جنوب لبنان، پاکستان، هند، عراق ودیگر کشورهای خاورمیانه فرو باریده است، می شنویم. زندانها از مردان وزنان وجوانان وسالخوردگان آنان لبریز است. کودکان در زندان، دیده به جهان می گشایند وبیماران وسالخوردگان در زندان از دنیا می روند. داراییهای آنان مصادره وبه غارت می رود وخانه ها با اثاثیه وامکانات موجود با بی رحمی، ظلم وجور، وحشیگری وخشونت از دست آنان گرفته می شود.

هر لحظه، گروهی را بسان گوسفند قربانی که به کشتارگاه می برند، به دارها وچوبه های مرگ می سپارند. ودولتها ورژیمها بر این همه فجایع ومصائب دهشتناک بی تفاوت نظاره می کنند. تو گویی بر همه ی این بیدادگران وشقاوتها راضی اند وروی موافق نشان می دهند.

به هر حال بهتر است که این سخن تلخ وغمبار ودردآور را که زندگی را برای هر غیرتمند وبا وجدانی تلخ وتیره وتار می سازد، همین جا رها کنم وبه بحث بازگردم که سخن از موقعیت شیعه در عصر امام مهدی علیه السلام بود.

موقعیت شیعه

 

لازم به یادآوری است که: شیعیان وپیروان خاندان وحی ورسالت که عقیده به امام مهدی علیه السلام دارند واو را دوازدهمین امام معصوم می شناسند، هم اکنون شمارشان به صدها میلیون نفر می رسد. واینان به هنگامه ی ظهور امام مهدی علیه السلام در طلیعه ی یاران او هستند. روشن است که شیعیان در عصر ظهور به اوج اقتدار وشکوه وخواهند رسید. در آن روزگار، نه حکومت منحرف وبیدادگری وجود خواهد داشت که اینان از او بهراسند ونه قدرتی که از آن در حذر باشند.

از این رو اگر در روح وروان ومعنویات آنان دگرگونی ژرف ومهمی روی دهد، یک پدیده طبیعی است وتردیدی نیست که روح در بدن، اثر کاملی می گذارد. از این رو اگر روح، توانمند وپراقتدار گشت، جسم نیز نیرومند می شود. واگر روح ضعیف وناتوان بود، جسم نیز ناتوان خواهد شد وبی تردید شیعیان از نظر روحی ومعنوی به بالاترین درجه ی کارآیی واقتدار وتوانایی در تدبیر امور وتنظیم شئون جامعه ی بزرگ اسلامی در سراسر گیتی اوج می گیرند. واین رشد همه جانبه بویژه هنگامی نصیب آنان خواهد گشت که دست توانمند عنایت امام مهدی علیه السلام بر سر آنان ولطف ومهر او شامل حالشان باشد. آنگاه است که این توانمندی جسمی وروحی واخلاقی وانسانی در همه ی ابعاد به بهترین وزیباترین شکل ممکن، چهره خواهد گشود.

اینک نمونه هایی از این روایات که بدین واقعیت اشاره دارد:

1- امام صادق علیه السلام فرمود:

(ویکون شیعتنا فی دولة القائم علیه السلام سنام الأرض وحکامها، یعطی کل رجل منهم قوة أربعین رجلا).(7)

یعنی: شیعیان ما، در حکومت قائم علیه السلام سروران وزمامداران زمین وفرمانروایان آن هستند وبه هر کدام قدرت ونیروی چهل قهرمان داده می شود.

2- ونیز فرمود:

(ان الله نزع الخوف من قلوب شیعتنا وأسکنه قلوب أعدائنا، فواحدهم أمضی من سنان وأجرأ من لیث، یطعن عدوه برمحه ویضربه بسیفه ویدوسه بقدمیه).(8)

یعنی: خداوند خوف وترس را از قلوب شیعیان ما برکنده وآن را در قلب دشمنان ما جای می دهد. از این رو هر کدام از آنان برنده تر از نیزه وپرشهامت تر از شیرند. دشمنان را با سرنیزه ی خویش زخم کاری می زنند وبوسیله ی شمشیر از پای درمی آورند وپایمال می سازند.

3- امام باقر علیه السلام در روایتی پیرامون عصر ظهور فرمود:

(اذا وقع أمرنا وخرج مهدینا کان أاحدهم أجرا من اللیث وامضی من السنان، یطأ عدوه بقدمیه ویقتله بکفیه). (9)

یعنی: هنگامی که دوران حکومت ما فرا رسد ومهدی ما قیام کند، پیروان او هر کدام از شیر پرشهامت تر وجسورتر، از سرنیزه برنده تر وکاراتر است. دشمنان خویش را پایمال می سازد واز پا درمی آورد.

4- امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:

(کأنی انظر الی شیعتنا بمسجد الکوفة، قد ضربوا الفساطیط یعلمون الناس القرآن...). (10)

یعنی: گویی من به مسجد کوفه می نگرم که در آن خیمه ها برافراشته شده وقرآن را به مردم آموزش می دهند.

5- امام باقر علیه السلام فرمود:

(من أدرک قائم أهل بیتی، من ذی عاهة برأ ومن ذی ضعف قوی). (11)

یعنی: هرکسی قائم خاندان ما را درک کند، اگر دارای نقص ومعلولیت باشد، به برکت او سالم می شود وهر ضعف وناتوانی داشته باشد برطرف وتوانمند می گردد.

6- وفرمود:

(... اذ قام قائمنا، وضع یده علی رؤوس العباد فجمع بها عقولهم). (12)

یعنی: هنگامی که قائم ما قیام کند دست تکامل دهنده ی خویش را بر سر بندگان خدا می گذارد وبه برکت آن، اندیشه ها وعقلهای آنان را رشد وکمال می بخشد.

7- ونیز فرمود:

(انه لو کان ذلک - ای: ظهور الامام المهدی - أعطی الرجل منکم قوة أربعین رجلا، وجعل قلوبکم کزبر الحدید، لو قذفتم بها الجبال فلقتها وأنتم قوام الأرض وخزانها). (13)

یعنی: هنگامی که او قیام کند به هر کدام از شما پیروان خاندان پیامبر، توانایی وبینش واقتدار چهل قهرمان میدان جهاد اعطا می گردد ودلهایتان بسان قطعات آهنی می شود که اگر بوسیله ی آنها به کوهها کوبیده شود، متلاشی می گردند. شمایان در عصر او، تدبیرگر امور وبرپا دارنده ی زمین وزمان وخزانه دار آن، خواهید بود.

شرحی بر این روایات

واقعیت این است که مذهب شیعه در همه ی اصول، پایه ها، تعالیم ومفاهمیم خود، مذهب استقلال، جدیت، تلاش، فداکاری، نشاط وکوشش در میدان عمل، در گسترده ترین شکل وحدود است. وغنای فرهنگی وعلمی وفکری آن به گونه ای وصف ناپذیر است که آن را از دیگر مذاهب امتیاز می بخشد.

این مذهب، اگر براستی آنگونه که می باید شناخته شود ومورد عمل قرار گیرد، بی تردید ثمرات مثبت آن در بالاترین مرحله وشگفت انگیزترین چهره ها در کران تا کران جامعه، جلوه گر می گردد. ولی با دریغ وتأسف بسیار باید اعلان کرد که این مواهب وتواناییها وکارآییها واستعدادهایی که شیعه در همه ی قرون واعصار از آن بهره ور بوده، همواره با وحشیانه ترین سرکوب نه تنها کنار گذاشته شده وپایمال گشته، بلکه زیر فشار استبداد واختناق، منجمد گردیده وهرگز میدان مساعدی برای شکوفایی وشرایط درستی برای ظهور وبروز نیافته است.

اما در هنگامه ی ظهور وپس از آن، این مواهب آشکار واین استعدادها وکارآییها رشد می کند وتلاش وکوششها زنده می گردد وابتکارها وابداعها یکی پس از دیگری ولادت می یابد.

از این رو، شگفتی ندارد که شیعیان در عصر حاکمیت امام مهدی علیه السلام پرشهامت ترینهای روزگار گردند. چرا که شجاعت آنان تحت رهبری پیشوای تحول آفرین وپیشتازی که می خواهد ریشه های ستم وتباهی را، یکسره از بیخ وبن برکنده وعدالت، فضیلت، نیک بختی وامنیت را در سراسر گیتی گسترش بخشد، بدانان باز می گردد.

واینجاست که شیعه در شهامت، شجاعت، جسارت وقوت قلب، از شیر، پرشهامت تر می گردد. وتوان واقتدار روحی وروانی اش در عضلات وسازمان جسم او اثر می گذارد. وآنگاه است که دشمن حق ستیز وستمکار خویش را با مشت ولگد نابود می سازد. همانگونه که دیگر قهرمانان توحید، گاه، ناگزیر می شدند که با یک مشت، کار بیدادگر وشرارت پیشه ای را یکسره کنند: (... فوکزه موسی فقضی علیه).(14)

آری! عناصر ناتوان از شیعیان نیز، چه ناتوان از نظر جسم وچه روح، در آن شرایط رشد دهنده وتعالی بخش، همه ی ضعفها وناتوانیهایشان به سرعت وقدرت به توانایی، دلاوری، قهرمانی واقتدار، تبدیل می گردد وهمه ی بیماریهایشان از بین می رود واز سلامت وصحت جسم وروان برخوردار می شوند.

در مورد روایتی که می فرماید: (امام مهدی علیه السلام دست توانمندش را بر سر بندگان قرار می دهد وبه برکت آن، اندیشه ها وعقلها به کمال می رسد...). دو احتمال است:

1- نخست اینکه: سخن حقیقی باشد وبدین معنا که آن حضرت پس از ظهور، دست شفابخش امامت را بر سر هر کس که اراده فرمود بگذارد وآنگاه به برکت او، خرد آن فرد، کامل واندیشه ی او از راه اعجاز، رشد کند وبه عالیتری مدارج کمال وجمال معنوی وروحی اوج گیرد.

2- دوم اینکه: این جمله، رمز ورازی باشد که بیانگر تصرف آن حجت خدا در اندیشه های مردم است. چنانکه گویی به شستشوی مغزی پرداخته وهمه ی بافته های ذلتبار واثرات سوء فشارها، اختناقها، سادگیها وناتواناییها را بکلی پاک وپاکیزه بشوید ودور بریزد وآنگاه با افشاندن بذر دانش وبینش، نصایح حکیمانه وپند واندرزهای رسا ودانشهای مفید وارزشهای والای عقیدتی واخلاقی و... خواسته ی خویش را که کمال عقلها واندیشه ها در شیعیان است، تحقق بخشد.

به هر حال، جامعه ی تشیع در عصر ظهور در ابعاد فکری وعقیدتی وفرهنگی... به تبلور بی نظیری مفتخر خواهد شد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

(ان قائمنا اذا قام مد الله لشیعتنا فی أسماعهم وأبصارهم، حتی لا یکون بینهم وبین القائم برید یکلمهم فیسمعون وینظرون الیه وهو فی مکانه). (15)

یعنی: هنگامی که قائم ما قیام کند، خداوند در دستگاه شنوایی وبینایی شیعیان ما، گستردگی وکشش ویژه ای می بخشد تا میان آنان ومهدی ما واسطه ونامه رسان یا فاصله ای نباشد.

از این رو آن حضرت با آنان سخن می گوید وسخنانش را همگی می شنوند ودر حالیکه او در اقامتگاه خویش است، جمال دلآرای او را می نگرند ومی بینند وسخنان روحبخشش را می شنوند.

ونیز فرمود:

(ان المؤمن فی زمان القائم وهو بالمشرق لیری اخاه الذی فی المغرب وکذا الذی فی المغرب یری أخاه الذی بالمشرق). (16)

یعنی: مؤمن در عصر قائم در حالیکه در مشرق است، برادر خویش را که در مغرب است می بیند وهمانگونه آنکه در مغرب است برادر مؤمن خویش را در مشرق می بیند.

این دو روایت را در روزگار ما به ظاهر می توان به دستگاه تلویزیون انطباق داد. از این رو می توان اظهار نظر کرد که امام عصر علیه السلام بر صفحه ی تلویزیون ظاهر می گردد تا بدان وسیله، پیام ودیدگاههای تربیتی وآموزشهای اسلامی خویش را به جهانیان بیان کند ودر نتیجه، مردم جهان در شرق وغرب زمین، آن گرامی را در حالیکه در اقامتگاه خویش است، خواهند دید وپیام جانبخش او را خواهند شنید، همانگونه که اینکه کاربرد تلویزیون، انتقال صدا وتصویر از نقطه ای به دیگر نقاط گیتی است.

ونیز می توان گفت: شیعیان که در آن روزگار، جامعه ی بزرگ جهانی را تشکیل می دهند هر کدام می توانند دیگری را بر صفحه ی تلویزیون بنگرد وسخن او را بشنود.

امام باقر علیه السلام فرمود:

(... ویخرج الناس خراجهم علی رقابهم الی المهدی ویوسع الله علی شیعتنا ولو لا ما یدرکهم من السعادة لبغوا). (17)

یعنی: مردم، مالیات اموال وامکانات خویش را خود به دلخواه وافتخار بسوی دولت مهدی می برند وخداوند بر شیعیان ما چنان وسعت وبرکت ورفاه وامکاناتی ارزانی می دارد که اگر حقیقت سعادت ونیکبختی را می فهمیدند وبه ارزشهای اخلاقی آراسته نبودند، مست امکانات می شدند وبه طغیان وتجاوز سر برمی داشتند. اما آنان به دلیل رشد فکری وتکامل عقلی، خدای را سپاس می گذارند وبه وظایف خویش در نهایت جدیت عمل می کنند.

این روایت ارزنده، نشانگر اوج رشد فکری وتکامل عقلی شیعیان در عصر ظهور وارزیابی درست رخدادها ودریافت وتحلیل صحیح وآگاهانه ی امور است. ونیز بیانگر این نکته ی دقیق که آنان با وجود برخورداری از نعمت رفاه وامکانات گسترده واحساس قدرت وشوکت، نه راه سرکشی وطغیانگری در پیش می گیرند ونه به آفت سستی وکسالت وعیاشی رو می آورند، با اینکه طبیعت انسانهای ساخته نشده به گونه ای است که به هنگام احساس قدرت وبی نیازی، طغیان می کنند.

برای نمونه: کارگر وکشاورز، معمولا هنگامی که وسایل وامکانات زندگی بطور گسترده بر ایشان فراهم باشد چه بسا که کار وکشاورزی را بخاطر احساس بی نیازی رها کنند وبا این عمل ناهنجار، نظام جامعه را دچار اختلال سازند. چرا که اگر صاحبان مشاغل وحرفه ها بخاطر احساس بی نیازی به منافع ودرآمد کار خویش آن را تعطیل کنند، نظام اجتماعی از هم می پاشد... اما در عصر ظهور، بخاطر تکامل عقلها ورشد افکار واندیشه ها، مردم در شرایطی هستند که کار را نه بخاطر درآمد ومنافع آن، بلکه بخاطر احساس مسئولیت، آن هم در اوج بی نیازی وبرخورداری ورفاه، به شایستگی انجام می دهند واین مفهوم سخن حضرت باقر علیه السلام است که می فرماید:

(آنان بخاطر آراستگی به ارزشهای اخلاقی وبخاطر احساس مسئولیت در برابر جامعه ی مترقی خویش، با وجود امکانات گسترده ی زندگی ورفاه وغنا، کار خویش را در نهایت جدیت وپشتکار به انجام می رسانند وهرگز مست قدرت وشوکت وامکانات نمی گردند.

 

پاورقى ها:


(1) ینابیع المودة، ص 423، غیبت نعمانی، ص 181، باب 10 و معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام، ج 5، ص 29 از منابع متعدد.

(2) بحارالانوار، ج 52، ص 319، معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام، ج 3، ص 59.

(3) مدرک یاد شده.

(4) عقدالدرر، باب 7، ص 159، رجوع شود به معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام، ج 1، ص 532.

(5) شاید مراد این باشد که انسانهای گردنکش و درنده خوی در سایه ی حکومت عدل گستر حضرت، آنچنان رام می شوند که جرئت تجاوز به حریم افراد ضعیف را ندارند و نیز کودکان بی پناه از گزند ظلم ستم پیشگان در امان خواهند بود.

(6) غیبت شیخ طوسی، ص 282، وبحارالانورا، ج 52، ص 339. (اذا قام القائم علیه السلام... یوسع الطریق الأعظم فیصیر ستین ذراعا... ویسد کل کوة الی الطریق وکل جناح وکنیف ومیزاب الی الطریق).

(7) بحارالانوار، ج 52، ص 372 ومعجم احادیث الامام المهدی علیه السلام، ج 4، ص 6.

(8) بحارالانوار، ج 52، ص 332، الاختصاص، ص 8 ومعجم احادیث الامام المهدی علیه السلام، ج 3، ص 284.

(9) بحارالانوار، ج 52، ص 372 ومعجم احادیث الامام المهدی علیه السلام، ج 3، ص 284.

(10) غیبت نعمانی، باب 21، حدیث 3، ص 317 ومعجم احادیث الامام المهدی علیه السلام، ج 3، ص 126.

(11) بحارالانوار، ج 52، ص 335.

(12) بحارالانوار، ج 52 واکمال الدین، ص 675 ومعجم احادیث الامام المهدی علیه السلام، ج 3، ص 325.

(13) بحارالانوار، ج 52، ص 330.

(14) سوره قصص، آیه 15. یعنی: موسی مشت محکمی بر سینه ی او زد وکار او را ساخت. (بر زمین افتاد ومرد)..

(15) کافی، ج 8، ص 240، خرائج، ج 2، ص 840 ومعجم احادیث الامام المهدی علیه السلام، ج 4، ص 57.

(16) حق الیقین، ج 1، ص 229، بحارالانوار، ج 52، ص 391 ومعجم احادیث الامام المهدی علیه السلام، ج 4، ص 56.

(17) بحارالانوار، ج 52، ص 345 ومعجم احادیث الامام المهدی علیه السلام، ج 5، ص 29 از منابع متعدد.

برگرفته ازپایگاه مرکزالدراسات التخصصیه فی الامام المهدی