إلى کل معلم علمنا حرفاً من حروف الهجاء ..
إلى کل معلم أدبنا بالآداب الفاضلة ..
إلى کل معلم حثنا على الأخلاق الحمیدة ..
إلى کل معلم شغل فکره لیوصل إلینا شیئاً من علمه ..
إلى کل معلم تحمل أعباءنا وصبر علینا ..
إلى کل معلم اهتم بمشاکلنا وکان لنا والداً وأخاً وصدیقاً.
إلى کل معلم یبذل من ماله ووقته وجده وفکره من أجلنا ..
إلى کل معلم مخلص غیور على أبناء ومصلحة أمته ..
إلیک یامعلمی الفاضل ..
یا معلم الأجیال..
یا شمعة أضاءت الحیاة ..
یا صاحب الفعل الجمیل ..
یا صاحب القلب الکبیر ..
یا منبع الإحسان ..
نهدی إلیک الشکر والعرفان ..
وقبلة الوفاء فوق هامک المرفوع ..
على مدى الزمان ..
ونرفع الأکف للرحمن .. بالثناء .. والدعاء ..
أن تبلغ العلا .. وتکسب الرضا ..
وتسکن الجنان ..
أحبتی
بالکلمات التی تجمع الحروف بین سطور من فرح وحزن وألم تجد قلوبنا تهاتف قلوب بعض...بظل من الحب والأخوة معا ...إخوانی لعل فی تلک الأیام یود الواحد منا أن یحتفل احتفالا یکرم فیه هؤلاء العظماء ...هؤلاء الذین یذوبون کالشموع مضیئین بنور العلم...نعم إنه المعلم...الذی أفنى عمره لیضیء تلک الشموع الصغیرة مقابل احتراق شمعته ...

 

 

 

می توان در سایه آموختن 

                   گنج عشق  جاودان اندوختن

اول از استاد، یاد آموختیم        

                   پس، سویدای سواد  آموختیم

از پدر گر قالب تن یافتیم         

                   از معلم جان روشن   یافتیم

ای معلم چون کنم توصیف تو    

                 چون خدا مشکل توان تعریف تو

ای تو کشتی نجات روح ما        

                 ای به طوفان جهالت نوح  ما

یک پدر بخشنده آب و گل است   

               یک پدر روشنگر جان و دل است

لیک اگر پرسی کدامین برترین     

                آنکه دین آموزد و علم  یقین

استاد حسین شهریار

 مقام معلم 

اى تو مرا نادره آموزگار، افسر زرین به سر روزگار،روشنى جان من از جان توست خنده من از لب خندان توست.

معلمى سوختن است، سوختنى که مى‏سوزد ولى نمى‏سوزاند، هدایت مى‏کند و گمراه نمى‏سازد، آتش درونش برد است و سلام،و دود او همچون عود،و رایحه‏اش جهانگیر. معلم چراغ هدایت و کشتى نجات است. معلم راهنماى خوبى‏ها و نیکى‏ها و هدایتگر و بیدار کننده است. معلمى، همان‏گونه که معلم پیر انقلاب ‏رحمه الله فرموده، شغل انبیاست وامت‏ سرگردان را از وادى جهل و ضلالت ‏به سر منزل هدایت و سعادت و از دریاى پر تلاطم فساد و انحراف به ساحل امیدبخش نجات و نیکبختى مى‏رساند. سرنوشت جوامع بشرى مرهون سعى و تلاش آموزگاران و معلمان است. معلم بود که معاویه پسر یزید بن معاویه را آن چنان تربیت کرد که به یکباره راه و رسم غلط و ظالمانه پدرش را کنار گذاشت و در سلک عابدان و زاهدان و هدایت‏ یافتگان درآمد. همین معلمان بودند که مصلحان بزرگى چون امام خمینى (‏ره)، شهید مطهرى(‏ره)و شهید بهشتى‏(ره) به جامعه تقدیم کردند؛بزرگانى که هر کدام منشا خیرات و برکاتى براى مسلمانان شدند.

در قدرت و توان هیچ ‏کس نیست که مقام و ارزش معلم را برشمارد. چنان‏ که هیچ کس را یاراى آن نیست که فعل ایزد بستاید و یا نقش عظیم رسولان الهى را بر کاغذ بنشاند.

از اینرو، خداوند متعال نسبت ‏به شأن و مقام عالم و متعلم عنایت‏ خاصى مبذول داشته و آنان را بر سایر طبقات ممتاز ساخته است. او به شخصیت آنان ارج نهاده و براى آنان امتیاز ویژه‏اى قائل شده است.

پروردگار عالم، دانش و معرفت را از لحاظ شرافت و ارزش در اوج همه مراتب و مقامات قرار داد و بر آدم ابوالبشرعلیه‏السلام منت نهاد؛ «وَ عَلَّمَ آدَمَ السماءَ کُلَّها...» (بقره/31) در اولین سوره‏اى هم که بر پیامبر خاتمش ‏صلى الله علیه وآله فرو مى‏فرستد ارزش نعمت علم و دانش را بازگو مى‏نماید و خود را اول معلم عالم وجود قلمداد مى‏کند: « إقرَا وَ رَبُّکَ الاکرَم الذّی عَلَّمَ بِالْقَلَم ، عَلَّمَ الانسان ما لَم یَعلَم .» (علق/3- 4- 5) در برخى دیگر از آیات کتاب متین خود نیز به صراحت، برترى معلمان را بر سایر خلق برمى‏شمارد و آنان را بر تارک تمامى طبقات مردم قرار مى‏دهد؛ «... قُل هَل یَسَتوی الذینَ یَعلَمونَ و الذین لایَعلَمُون إنَما یَتَذَکَّرُ اُولُوا الالْباب.» (زمر/9) در زمینه اهمیت کار معلمى همین بس که او فرمود: «...مَناحیاها فَکانَّما احیَا الناسَ جمیعا ...» (مائده/ 32) ؛ هر کس نفسى را زنده کندبهواقع، تمام جهانیان را زنده گردانیده است (با توجه به اینکه زنده کردن روح و دل آدمى به علم و دانش برتر از زندگى بخشیدن به بدن مادى است.) و همین افتخار براى معلم بس که اگر تا قیامت‏بدان مباهات کند برازنده اوست.

در میان احادیث پیامبر اکرم و ائمه اطهارعلیهم ‏السلام روایات مربوط به ارزش و اعتبار علم و عالم و متعلم به قدرى فراوان است که احصاى تمامى آنها نزدیک به محال مى‏نماید. پیامبر گرامى اسلام‏ صلى الله علیه وآله مى‏فرمایند:" تمامى جنبندگان روى زمین و ماهیان دریا و هر موجود زنده‏اى در فضا و همه اهل آسمان و زمین براى معلمى که نیکى به مردم بیاموزد طلب آمرزش مى‏کنند. دانشمند و دانشجو در پاداش با یکدیگر برابرند و در روز قیامت ‏بدین سبب، بسان دو اسب مسابقه با یکدیگر به رقابت مى‏پردازند." (1)

پیشواى سوم مکتب ما وقتى معلمى سوره حمد به فرزند دلبندش مى‏آموزد به پاس احترام و قدردانى از معلم، هزار دینار و هزار حله به او مى‏بخشد، دهان او را نیز پر از درّ مى‏گرداند. وقتى برخى از کوته ‏نظران بر او خرده مى‏گیرند که چرا چنین کردى، مى‏فرماید:"این پاداش (بى‏مقدار) کجا و ارزش واقعى تلاش و آموزش او کجا؟(2) "

بى‏سبب نیست که معلم پیر انقلاب، امام راحل‏قدس سره، در شان معلم مى‏فرماید: «مقام معلم مقام والایى است، مقامى بالاتر از مقام معلم نیست.»

مقام معظم رهبری نیز در این باره مى‏فرمایند: «واژه معلم... جزو واژه‏هاى مقدس است. در جامعه ما، که اساس در تعلیم و تزکیه و تربیت قشرهاى گوناگون است، معلم مقام ویژه‏اى دارد.»

همیشه روزگار از بدو خلقت و حتى پیش از آن، تا خدا بوده و هست معلم بوده و هست و هر روز، روز معلم است، اما در انقلاب عزیز ما، این روز، مصادف با سال روز شهادت پاره تن امام راحل ‏قدس سره، شهید مرتضى ‏مطهرى ‏رحمه الله است؛ همو که خلعت معلمى بر قامت رسایش برازنده ‏بود و علاوه بر برخوردارى از «مداد العلماء» با نثار خون خویش مصداق «دماء الشهداء» نیز گردید و از دو ویژگى علم و شهادت بهره ‏مند شد. یاد او و تمامى معلمان راستین بشریت گرامى باد.

1-بحارالانوار ، ج 2، ص‏17.

2-بحارالانوار ، ج 44، ص‏19.