علل دین گریزی در نسل حاضر

 و راهکارهایی برای بهبود آن

 

به سادگی نمیتوان گفت، نسل امروز جوانان ما دین گریز و احیانا دین ستیز هستند. اینان نسبت به واقعیات موجود جامعه، دیدگاه‏های متفاوتی دارند و چه بسا بخشی از آن دیدگاه‏ها و نارضایتیها، وارد باشد؛ ولی ممکن است، بعضی از جوانان با توجه به شرایط محیطی و خانوادگی، از نارضایتی بیشتری برخوردار باشند و بعضی از نارساییها را ناشی از قوانین دینی بدانند ودر نتیجه اشکالات خویش را متوجه دین بکنند. البته کارآمدی دین بحثی است و کارآمدی برخی از مدیران بحث دیگر. اتفاقا در برخورد با این جوانان و گفت‏وگو با آنان، غالبا تصریح میکنند که اشکالات آنان نه به اصل دین؛ بلکه به مدیران و کارگزاران بر میگردد. بنابراین، بیتردید میتوان گفت: جوانان کشور از بهترین جوانان از حیث سلامت فکری، روحی و دینی میباشند البته سرمایه‏گذاری کلان دشمنان دین و کشور، برای تسخیر این دژ مستحکم و انحراف جوانان، خطری بزرگ است؛ که باید نسبت به آن هوشیار بود.

 به هر حال، دین‏گریزی _هر چند در حد خیلی ضعیف_ عوامل متعددی دارد؛ از جمله:

1. تبلیغات سوء دشمنان و ایجاد و القای شبهه درباره دین

 2. روش‏های نادرست در آموزش دینی در دوران کودکی و نوجوانی،

 3. ضعف و سستی بنیان‏های دینی در خانواده،

4. گرایش به سوی تمایلات و هواهای نفسانی،

 5. ضعف بینش و نداشتن آگاهی درست از ماهیت دین و نقش و کارکرد آن در تأمین سعادت دنیوی و اخروی انسان.

 6. ناکارآمدی برخی از مدیران جامعه در اجرای برنامه‏های اعلام شده‏ حکومت دینی، در نتیجه، بیپاسخ ماندن نیازهای اولیه اجتماعی جوانان (ازدواج، اشتغال، مسکن و...)،

 7. عدم توزیع عادلانه امکانات و فرصت‏ها در برخی از ادارات و دستگاه‏های کشور،

 8. درگیری برخی گروه‏ها و جناح‏های سیاسی برای کسب قدرت سیاسی و در نتیجه، ایجاد یأس و ناامیدی جوانان برای نیل به خواسته‏های مشروع خویش. برای مبارزه با دین‏گریزی باید پس از بررسی همه جانبه علل و عوامل آن، راه‏کارهای مناسب را برگزید. آنچه در جامعه امروز ما بسیار مهم است، ایجاد موجی سهم‏گین و توفنده در برابر تهاجم فرهنگی دشمنان و ارایه چهره زیبای دین و زدودن غبار خرافات و کژاندیشیهاست، در این صورت دین با جذابیت فوق‏العاده‏ای که دارد، با توان‏مندی جوانان را به سوی خود فرا میکشاند. از طرف دیگر شدیدا باید مواظب خطر دگرگونی در هویت فرهنگی و گرایش‏های نسل جوان بود.

 یکی از خطرات جدی فرهنگ مهاجم غرب این است که جوانان را چنان به سوی تمایلات شهوانی و آزادیهای جنسی سوق دهد که اساسا گرایش به دین و دیانت در آنان رنگ بازد و دیگر برای آنان حق و باطل چندان اهمیتی نداشته باشد. به هر حال، جوانی، از بزرگ‏ترین نعمت‏های الهی به بشر است و مثل هر نعمت خداداد دیگر، باید از آن استفاده‏ای بهینه‏ کرد. جوانان، گران‏بهاترین سرمایه‏های کشورها به هنگام جنگ و صلح بوده و به عنوان سربازان و مدیران بالقوه در عرصه‏های سیاسی، اجتماعی، علمی، فرهنگی و... به شمار میآیند. بنابراین، باید با برنامه‏ریزی دقیق، موانع پیش‏روی نسل حاضر (عوامل دین گریزی پیش گفته) را زدود و برای مشکلات آنان، راه‏کارهای عملی ارائه کرد.