فطرس ملک

 

به فرمایش قرآن مجید،( فرشتگان درباره امور الهى عصیان نمى ورزند.) به تعبیر امام على(ع)، آنان نفس اماره ندارند و عقل و نور محض هستند. اما این کلام به معناى مجبور بودن ملائکه نیست. قرآن مجید مى فرماید: (خداوند به آسمان و زمین فرمود: بیایید چه از روى اختیار و چه از روى اکراه. آن دو گفتند: ما با اختیار آمدیم.)

به طور قطع فرشتگان از عالم جمادات و نباتات و حیوانات والاتر و باعظمت ترند. کلمات امام على(ع) در نهج البلاغه به نوعى بر اختیار ملائکه دلالت دارد. آن حضرت در وصف ملائکه مى فرماید: کندى غفلت ها بر قاطعیت کوشش و تلاش آنان نفوذى ندارد و عوامل فریبنده شهوات، دست به سوى همت هاى آنان نمى یازد. نسبت دادن مقولاتى به فرشتگان از قبیل: همت و عزم، بر وجود اراده و حتى عزم آنان، که از آثار اختیار است، دلالت دارد. علامه طباطبائى(ره) مى گوید: (تکلیف فرشتگان با تکلیف انسان ها تفاوت دارد. فرشتگان، خلقى از مخلوقات خدا هستند که داراى ذوات پاک نورانى بوده و اراده نمى کنند مگر آن چه را خدا اراده کرده و انجام نمى دهند مگر آن چه را فرمان داده است; از این رو در عالم فرشتگان، جزا و پاداش و ثواب و عقابى در کار نیست و در حقیقت، ملائکه مکلف به تکالیف تکوینى اند نه تشریعى.)

علامه جعفرى(ره) نیز در شرح این کلام امیرالمؤمنین(ع) که (فرشتگان اسیران ایمانند) مى نویسد: (اتصاف فرشتگان به صفات و اخلاق فاضله و امتیازات عالیه، از روى یک جریان جبرى محض نمى باشد، لذا این جمله را نباید به معناى ظاهرى آن که جبر است، منظور نمود; بلکه باید به گونه اى تفسیر کرد که اتصاف فرشتگان به صفات و اخلاق فاضله سازگار بوده باشد. مى توان گفت: به جهت فهم و درک عالى که فرشتگان درباره ضرورت و عظمت ایمان دارند، به قدرى اشتیاق و علاقه آنان به ایمان شدید است که شبیه به اسیر و وابسته به ایمان مى باشند.)

بنابراین مى توان گفت: (فرشتگان مجبور به عبادت نیستند، بلکه مجبول به عبادت اند; یعنى سرشت آن ها به گونه اى است که شوق به عبادت، ایشان را به پرستش واداشته و آنان را در بندگى حق تعالى بى تاب نموده است.)

اما داستان  فطرس ملک را که بعضى از کتاب ها آورده اند، در یکى از جزیره هاى دری، بال و پرش بر اثر کندى و سستى در انجام امر الهى شکسته شد و به برکت امام حسین(ع) خداوند دوباره به او بال عطا کرد و به آسمان رفت، بعضى از بزرگان در صحت این حدیث خدشه کرده اند. علامه طباطبائى(ره) مى گوید: (باید دانست که تمام گروه هاى فرشتگان، به تصریح قرآن و روایات متواتر، معصوم اند. تنها در پاره اى از روایات مانند قصه فطرس خلاف این معنا بیان شده است. این روایات علاوه بر این که خبر واحدند، خالى از ابهام نیز نیستند.)عده‏اى دیگر از بزرگان معتقدند، داستان فطرس با آیات صریح قرآن که ویژگى‏هاى فرشتگان را برشمرده، آن‏ها را بندگان مطیع و کریم و شایسته خداوند معرفى مى‏کند و از هر نوع سرپیچى و نافرمانى پیراسته مى‏داند، سازگارى ندارد؛ پس باید این گونه روایات را نادرست شماریم؛ و به فرض درستى‏شان، بدان سبب که نکته‏اى فراتر از ادراک ما دارند، باید علمش را به اهلش یعنى اولیاى برگزیده الهى واگذاریم و خود را در فهم آن ناتوان بدانیم.

در مقابل عده‏اى بر این باورند که فرشتگان اصناف و درجه‏هاى گوناگون دارند. گروهى مقرّبند و گروهى در درجه پایین‏تر جاى گرفته‏اند. آیاتى که هر گونه نافرمانى و سرپیچى را از فرشتگان نفى مى‏کنند، به فرشتگان مقرب مربوط است. فطرس از فرشتگان مقرب نبود تا از هر نوع سرکشى پیراسته باشد؛ به ویژه آن که تخلّف و سرپیچى فطرس در برخى روایات کندى و سستى ورزیدن خوانده شده که نوعى ترک اولى است نه گناه.
چنان که پیامبران(ع نیز درجات مختلف دارند:
«
تلک الرسل فضّلنا بعضهم على بعض؛ بعضى پیامبران را بر بعضى برترى بخشیدیم
عده‏اى از انبیاء ترک اولى داشتند؛ ولى جمعى مانند پیامبر بزرگوار اسلام(ص) و خاندان پاکش جز اراده الاهى اراده‏اى نداشتند و حتى از ترک اولى نیز پیراسته بودند.