لطفا نوجوانتان را دین زده نکنید

 

گاهی اوقات دوستان وهمکاران ازوضعیت کنونی جامعه وچالشهای فرهنگی ومشکلات فراروی خانواده ها درقبال تربیت فرزاندانشان ناله وشکایت می کنندوالحق هم این وضعیت برای مربیان و خانواده های دلسوز جای شکوه دارد.دراین راستانکات قابل تاملی درپایگاه تبیان خواندم ومناسب دیدم که خوانندگان وبلاگ هم  ان رابخوانند.امانکات ازاین قرار است:

1- والدین

و مربیان نقش بسیار با اهمیتی در ایجاد اعتقادات مذهبی صحیح و جهت‌دهی نوجوانان و جوانان در پیروی از اصول مذهبی و اخلاقیات پسندیده ایفا می‌نمایند.

روابط آموزشی- مذهبی می‌بایست براساس انس و الفت، دوستی و محبت، اطلاع و آگاهی و استدلال منطقی صورت گیرد.

 عقاید و آرای مذهبی باید طوری منظم، هدفدار، هماهنگ و هدایت کننده و قابل اجرا به آنها عرضه شود که زمینه را برای اختلاف و تضاد و درگیری فراهم نسازند. ضمنا باید آنها را به تفکر با شیوه درست آشنا نمود و اعتقاد به مبانی دینی و جهان‌بینی توحیدی و خداشناسی، نبوت، معاد ، امامت و رهبری و عدالت را براساس تفکر و برهان عقلی و بینش مذهبی در آنها به‌وجود آورد و نیز کتب مناسبی را که جوابگوی سوالات و اشکالات نوجوانان و جوانان با اصول استدلالی و منطقی باشد به آنان معرفی کرد، زیرا آنها تشنه اطلاعات در زمینه‌های فوق می‌باشند ، و با این عمل خلاء مذهبی در آنها پر خواهد شد و دچار ویرانی فکر و اندیشه نمی‌شوند.

طرز ارائه مسائل مذهبی به نوجوانان و جوانان بسیار اهمیت دارد زیرا مسائلی را در این دوره باید برای آنها گفت که از دین زده نشوند ، و در عین حال باید آن مسائل را با زندگی تطبیق داد.

2- طرز ارائه مسائل مذهبی به نوجوانان و جوانان بسیار اهمیت دارد زیرا مسائلی را در این دوره باید برای آنها گفت که از دین زده نشوند ، و در عین حال باید آن مسائل را با زندگی تطبیق داد.

این موضوعات باید طوری ارائه شود که آنها احساس کنند امور مذهبی قابل پیاده شدن در زندگی روزمره می‌باشد و حتی گاهی می‌توانند احتیاجات روانی خود را نیز با این امور برطرف نمایند. تنها موعظه کردن از طریق والدین، مربیان و با علمای دین در خانه و مدرسه و مسجد کافی نیست، باید مسائل دینی را با تجربه و عمل توام نمود تا به این زودی‌ها از فکر نوجوان خارج نشود و اثرش در رفتار  او ثابت بماند.

تفکر مذهبی، تقوا، فضیلت، شجاعت و پرهیزکاری، ایمان، اخلاق، کمال، دفاع از محرومین و جهاد در راه خدا را باید عملا به آنها آموزش داد و از طریق ارائه الگوهای صحیح به آنان آموخت که از هر پوچ و کهنه‌ای دست بردارند و عملا به کردارها و رفتارهای ارزنده برسند.

3- باید دین و علم را با هم به نوجوانان و جوانان آموزش داد و تذکر این امر برای آنها لازم است که این دو از یکدیگر جدا نیستند ، بلکه زوجی هستند که باید یکدیگر را درک کنند، و باید به آنها آموخت که دین و علم و عقل با هم هماهنگ هستند و مطالب دینی، عقلی و بعضا علمی است. 

4- نوجوان نیازمند یک تکیه گاه نیرومند و قوی می‌باشد ، تکیه گاهی که در همه حوادث بتواند به آن پناه ببرد ، از او کمک بخواهد و به اتکای او آرام و مطمئن زندگی کند. اگر تکیه گاه و پناهگاه او والدین ، مربیان ، دوستان، سیاستمداران و حتی بزرگان دینی باشند ، با از بین رفتن آنها و یا سقوط آنها نوجوان هم سقوط خواهد کرد ، بنابراین به وجود آوردن این اعتقاد عمیق که تنها تکیه گاه قوی خداوند قادر است که هرگز سقوط نخواهد کرد و باید به او متصل شد و او را انتخاب نمود، باعث می‌گردد که نوجوان خود را در زندگی نبازد ، دچار شکست و تزلزل نشود ، از انحرافات و لغزش‌ها دور بماند ، شخصیت و معنویت خویش را از دست ندهد و خود راه کمال را در پیش گیرد. وابستگی و پذیرش این غایت و مقصودی که ورای این عالم مادی، جامعه، اجتماع و محیط می‌باشد ، خود معنای عمیق و با ارزشی برای زندگی کردن به او می‌بخشد و در مصیبت‌ها و حوادث‌ ناگوار، او دارای چنان قوت روحی مخصوص و شکیبایی خواهد بود که مجال همه گونه تدبیر را به وی خواهد داد.

کسانی که در مورد دین با نوجوانان و جوانان صحبت می‌نمایند ، خود باید الگوی واقعی دین باشند و به آنچه که می‌گویند عمل نمایند.

5- کسانی که در مورد دین با نوجوانان و جوانان صحبت می‌نمایند ، خود باید الگوی واقعی دین باشند و به آنچه که می‌گویند عمل نمایند ، ایمان و اعتقاد قوی به مذهب داشته باشند ، به خصوص معلمین دینی باید از بین شخصیت‌های لایق و عالم انتخاب شوند و احاطه علمی کافی به آنچه که می‌باید گفته شود داشته باشند و اعمال خود را با اهداف مذهبی تطبیق دهند، توانایی پاسخ دادن به سوالات نوجوانان را داشته باشند و بتوانند خرافات را از نظریات صحیح دینی جدا کرده، به دانش‌آموزان ارائه دهند ، از نظر اخلاقی، خود الگوی اخلاق باشند، با اخلاص، مهربان، انسان دوست و علاقه‌مند به کار خود باشند، سعه صدر و وسعت نظر داشته باشند ، بر نفس خود غالب باشند و از اعتدال در امور خارج نشوند ، با حوصله ، صبور و با تدبیر باشند و از نظر ظاهر نیز آراسته و تمیز و مرتب باشند که دانش‌آموز قطعا تحت تاثیر چنین معلمی قرار خواهد گرفت 

6- فلسفه اصول عبادی را برای نوجوانان و جوانان باید به خوبی و به طور مطلوب و جذاب بیان نمود و در مواقع  دعا، دلیل علمی و روانی این درخواست‌ها و توسلات را باید گفت، و نیز اثری را که این درخواست‌ها در اعمال ما می‌گذارند ، توضیح داد. باید برای نوجوان تفهیم شود که دعا عامل سکون و بی‌تحرکی و ایستادن نیست، دعا عامل فریب و تخریب نیست، بلکه برعکس عامل حرکت است و او را به مقصد راهنمایی می‌کند و راه را به او نشان می‌دهد، هدف را معین می‌کند و امید‌بخش است، روح و روان انسان را صفا و جلا می‌دهد و او را به نیکی و سلامت می‌کشاند و مسیر حرکت و رفتن و جریان داشتن و شدن را به وی می‌نمایاند.

بردن نوجوانان و جوانان به مجالس مذهبی که مطالب مطرح شده در آن مجالس در خور سن و سال و فهم و دانش آنها باشد.

7- بردن نوجوانان و جوانان به مجالس مذهبی که مطالب مطرح شده در آن مجالس در خور سن و سال و فهم و دانش آنها باشد و همچنین دیدار افراد سلیم النفس و پاک دل، مومن و متقی و عالم باعث می‌گردد که روح دینی و فطرت مذهبی آنها پرورش یابد. 

8- و بالاخره عبور دادن منطقی نوجوانان و جوانان از احساسات خام مذهبی به بینش مذهبی که با تعقل و تفکر همراه باشد و کمک کردن به ایجاد ارتباط آنها با خدا، ارتباط آنها با خودشان، ارتباط آنها با دیگران، ارتباط آنها با جهان هستی و کشف حقایق ناشی از این ارتباطات که با چون و چرا و سوال و جواب به دست می‌آید، یکی از وظایف سنگین مربیان است. 

والدین عزیز راه سختی در پیش دارید اما با توکل به خدا و سعی و تلاش حتما موفق می شوید و فرزندتان از نوجوانی به سلامت عبور خواهد کرد.

 

از:تبیان