لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ ‌[9-128]

 

به یقین، رسولی از خود شما بسویتان آمد که رنجهای شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است!

 

Certainly a Messenger has come to you from among yourselves; grievous to him is your falling into distress, excessively solicitous respecting you; to the believers (he is) compassionate



إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا ‌[الاحزاب33-33]

 

خداوند فقط می‏خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.


Allah only desires to keep away the uncleanness from you, O people of the House! and to purify you a (thorough) purifying

 

 

 

رحلت جانگداز نبی مکرم اسلام،حضرت ختمی مرتبت،خاتم الانبیا محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم و شهادت مظلومانه سبط اکبرش حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام  وشهادت ثامن الحجج حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد.

 

رحلت  پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و اله)
در روز بیست و هشتم صفر سال 11 هـ .ق. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و اله) در مدینة منوره در 63 سالگی به شهادت رسیدند و مسـلمانان را در غـم و ماتمی بزرگ فرو بردند.
آخرین فرستادة خداوند در‌ آخرین لحظات عمر پر برکت خود، قلم و کاغذ طلب کردند. عمر فریاد زد : الرّجل لیهجر، حسبنا کتاب الله ؛ رهایش کنید! همانا این مرد هذیان می‌گوید!‌ کتاب خدا ما را بس است.
در آن جمع کنار بستر پیامبر که به اصطلاح به عیادت آمده بودند ـ عده ای به حمایت عمر برخاسته، گفتند: « عمر راست می‌گوید!» عده‌ای دیگر با آن‌ها مخالفت کردند. نزاع بالا گرفت و پیامبر(صلی الله علیه و اله) به آن بی شرمان فرمودند: « از نزد من خارج شوید که نزاع و درگیری نزد من سزاوار نیست.
آیا این وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ)بود مراعات مقام کسی که قرآن درباره اش می گوید:  ؛ (پیامبر) هرگز به هوای نفس خود سخن نمی‌گوید. سخن او(هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى چیزی جز وحی خدا نیست.
پس از ارتحال رسول خدا در حالی که امیرمؤمنان(علیه السلام) به تدفین پیامبر مشغول بودند، عده‌ای از سران و سیاستمداران مهاجر و انصار در سقیفة ‌بنی ساعده گردهم آمده، به مجادله و منازعه پرداختند تا جانشین پیامبر را تعیین کنند .

بدن مطهرحضرت (صلی الله علیه و اله) که عمری در راه اعتلای کلمه توحید تلاش و پیکار و در برابر انواع دشمنی‌ها و دسیسه‌های مشرکان ایستادگی کرد به خاک سپرده شد و نزد پروردگار خویش آرام گرفت. اما حوادث پس از رحلت ایشان و بی‌حرمتی به بیت وحی و به شهادت رساندن تنها دخترشان، ‌غصب خلافت و شکافتن فرق نازنین مولای متقیان علی(علیه السلام) و... گویی، آرامش را حتی در آن عالم از حضرت رسول(صلی الله علیه و اله) سلب کرد.
زبانة آتش هولناکی که در کنار بستر پیامبر افروخته شد، در خانة اهلبیت پیامبر(علیهم السلام) را سوزاند و باعث شد تا پهلوی سرور زنان عالم و تنها دختر او مجروح شود و فرزندی که در جنین داشت به شهادت رسد. آتش جنگ نهروان از همان آتش سقیفه نشأت گرفت و بر امیرمؤمنان(علیه السلام) تحمیل شد و در نهایت فرق همایونی حضرتش را در محراب نماز غرق در خون کرد. همان جهل و عناد باعث شد تا فرزند نازنین او، حسن بن علی(علیه السلام) مظلومانه به شهادت رسد. زبانه‌های همان آتش در روز عاشورا بر خیمه‌های حسینی افتاد واهل بیتش را آواره بیابانها کرد. این بلای هولناک امامان شیعه(علیهم السلام) را یکی پس از دیگری به شهادت رساند.
و اگر ما از درک و حضور امام عصر (عج) محروم هستیم، همه از کجراهی و انحرافی است که پس از شهادت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و اله) در مسیر بشریت قرار گرفت.

شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)

امام حسن مجتبی علیه السلام پیشوای دوم جهان ‏تشیع که نخستین میوه پیوند فرخنده علی‏ علیه السلام با دختر گرامی پیامبر اسلام ‏صلی الله علیه و آله و سلم بود، در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه ‏دیده به جهان گشود.

حسن بن علی علیه السلام بیش از چند سال از دوران جد بزرگوارش را درک نکرد زیرا او تقریبا هفت ‏سال بیش‏ نداشت که پیامبر اسلام بدرود زندگی گفت.پس از درگذشت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تقریبا سی سال در کنار پدرش ‏امیر مؤمنان ‏علیه السلام قرار داشت و پس از شهادت علی‏ علیه السلام (در سال 40 هجری) به مدت 10 سال امامت امت را به عهده گرفت و در سال 50 هجری با توطئه معاویه ‏بر اثر مسمومیت در سن 48 سالگی به درجه شهادت ‏رسید و در قبرستان «بقیع‏» در مدینه به خاک سپرده شد.    

خبر دادن امام حسن(ع)از شهادت امام حسین(ع)

 

مجلسی نقل کرده که:چون شهادت امام حسن(ع) نزدیک شد ساعات پایانی عمر آن حضرت فرا رسید زهر در بدن او اثر گذاشت و رنگ او دگرگون گشته سبز شد امام حسین(ع) پرسید:«چرا رنگت به سبزی گراییده است؟» امام حسن(ع)گریست و فرمود:برادر جان!حدیث جدم درباره ی من و تو تحقق یافت.سپس دست در گردن امام حسین(ع) انداخت و بسیار گریستند.پس پرسید:آن حدیث کدام است؟

فرمود:جدم فرمودند در شب معراج چون به باغهای بهشت در آمدم و بر منازل مومنان گذر کردم دو قصر عالی در کنار هم دیدم که ویژگی آنان یکی بود جز آنکه یکی از زبرجد سبز و دیگری از یاقوت سرخ بود.پرسیدم :ای جبرئیل!این دو قصر از آن کیست؟گفن:یکی از آن حسن و دیگری از آن حسین.پرسیدم:چرا رنگ آنها یکی نیست؟

جبرئیل ساکت ماند و پاسخی نداد.پرسیدم چرا سخن نمی گویی؟گفت:از تو شرمسارم.گفتم:تو را به خدا سوگند!پاسخم ده.

گفت:اما سبزی قصر حسن از آن روست که او با زهر به شهادت می رسد و هنگام مرگ رنگ او از زهر سبز می شود و اما سرخی قصر حسین از آن روست که او با شمشیر و نیزه کشته می شود و هنگام مرگ رنگ او از خون سرخ می شود.

 پس هر دو گریستند و صدای شیون حاضران برخاست.

 

 

  

 

زندگانی امام رضا(ع)

 

نام مبارکش علی، لقب مشهور آن حضرت، رضا و کنیه معروف ایشان، ابوالحسن است. پدر بزرگوارش، امام موسی بن جعفر(ع)، هفتمین امام شیعیان و مادر آن حضرت بانویی پاکدامن و پرهیزکار به نام تکتم که بعدها طاهره نامیده شد. همسر مکرمه حضرت رضا علیه السلام اُمّ ولًد مادر امام جواد (ع) است.


نسب امام رضا(ع)


او علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی ابی طالب(ع) هشتمین امام اهل بیت است، که در مدینه متولد شده، و در طوس وفات یافته است.


ولادت و شهادت امام رضا(ع)


درتعیین ماه و سال تولد آن حضرت، اختلاف زیادی وجود دارد،.
تولّد آن حضرت درمدینه در روز پنجشنبه یا جمعه 11 ذی الحجّه، یا ذی القعده، یا ربیع الاول سال 148 یا 153 هـ اتفاق افتاده است.
درتعیین ماه و سال شهادت آن حضرت، اختلاف زیادی وجود دارد. شهادت آن بزرگوار، آخر ماه صفر، و به ظن قوی قول شیخ صدوق که وفات آن امام را درسال 203 ذکر کرده است، و این همان سالی است، که مأمون به سوی عراق رهسپار شده است، و این که وفات آن حضرت سال206 بوده، قطعاً صحیح نیست زیرا مأمون در سال 204 وارد بغداد شده، و مسلم است که وفات امام(ع) درهنگامی واقع شده که او راهی سفر بغداد بوده است.


فرزندان امام رضا(ع)


در شماره و اسامی فرزندان امام(ع) نیز اختلاف است، گروهی آنها را پنج تن پسر و یک دختر نوشته اند، به نامهای محمد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، حسین و عایشه.
سبط بن جوزی در تذکره الخواص، آنان را چهار تن، که با حذف حسین، به شرحی که ذکر شده نام برده است، اما شیخ مفید براین باور است، که امام هشتم(ع) را، فرزندی جز امام محمد جواد(ع) نبوده است، و ابن شهرآشوب و طبرسی در اعلام الوری، نیز بر همین اعتقاد می باشند، و اما درکتاب العدد القویه تعداد فرزندان آن حضرت دو فرزند پسر، به نامهای محمد و موسی، ذکر شده است و آنچه درکتاب قرب الاسناد آمده است، این قول را تقویت می کند، و آن این است که بزنطی به امام هشتم (ع) عرض کرد، درچند سال پیش پرسیدم که جانشین شما کیست؟ فرمودید فرزندم، و در آن روز فرزند نداشتید، و اکنون خداوند به شما دو فرزند عطا فرموده است، کدام یک از این دو جانشین شماست؟ در عیون اخبار الرضا آمده که امام دختری به نام فاطمه داشته است.
آنچه  محقق است این است که امام هشتم(ع) فرزندی جز امام محمد جواد(ع) نداشته، و آنچه غیر از این گفته شده، به ثبوت نرسیده است، و خداوند به حقیقت حال داناتر است.

آن حضرت دنباله حکومت هارون رشید را که ده سال و بیست و پنج روز بود درک کرد. سپس امین از سلطنت‏خلع شد و عمویش ابراهیم بن مهدى براى مدت بیست و چهار روز به سلطنت نشست. آنگاه دوباره امین بر او خروج کرد و براى وى از مردم بیعت گرفته شد و یکسال و هفت ماه حکومت کرد ولى به دست طاهر بن حسین کشته شد. سپس عبد الله بن هارون، مامون، به خلافت تکیه زد و بیست‏سال حکومت کرد. امام رضا (ع) پس از گذشت پنج‏یا هشت‏سال از خلافت مامون به شهادت رسید.

نعزی مولانا وسیدنا صاحب العصر والزمان عجل الله تعالى فرجه الشریف وشیعه امیرالمؤمنین بمناسبة ذکرى استشهادالنبی الاکرم محمدبن عبدالله سلام الله علیه والسبط الاکبرالإمام الحسن المجتبی علیه السلاموالامام الرضاصلوات الله علیهم اجمعین