آفات مداحی

 

یکی از آفاتی که بنیان فرهنگ عاشورا رابه شدت مورد تهدید وتزلزل قرار داد،جایگزین کردن محبت به جای معرفت وآگاهی در طول تاریخ است،آنهم محبتی که پیش از شناخت است نه بعداز آن.هر سال در دهه عاشورا روز و شب،نقل مناقب وکرامات میشود وبه بیان خوارق عادات وعجایب زندگی شخصی و خصوصیات غیبی ومعجزاتی که پیش از خلقت عالم و آدم و قبل از تولد و ..... از امام حسین سر زده است،میپردازند.البته اینها موضوعاتی صحیح وغیرقابل انکار است اما در این باره که امام که بود اندیشه هایش چه بود،چه ها گفت و درمدت پنجاه سال حیاتش پیش از عاشوراکجا بود که یکباره از پشت ابرهای خاموشی و فراموشی ظاهر شد ،چه میکرد؟چند بررسی علمی ودقیق و مستند در باره واقعه عاشورا میتوان یافت؟

با هدف تجلیل از ائمه،به تحقیر آنان می پردازیم وبه جای آنکه با عاشورا خود را بالا ببریم،امام حسین وخاندانش راپایین می آوریم. امروزه شاهدبازگشت برخی از روضه ها ،برنامه ها ،تفکرات وشیوه هایی هستیم که در گذشته تضعیف یا نابود شده بودند.روضه به مثابه ی نماد تفکرکلامی سیاسی شیعه  واجد بار احساسی وعاطفی بسیار قوی بوده است.انبوهی هیات های عزاداری،علیرغم زوایا وجنبه های مثبت آن،میتواند به کثرت غلو وخرافات منجر شود.رقابت وچشم وهم چشمی بین هیات ها،خود یکی از عوام تولیدخرافه هاست.غلو درانتساب اشعار غنایی موهن به ائمه وتشبیهات وتکرار مداوم آنها(مثل کلب الحسین ،سگ حسین بودن وعوعوکردن)یا غلو دربیان مصائبی مثل شهادت حضرت زهرا،علی اکبر و.....نمونه های ناچیزی از جایگزینی محبت به جای معرفت است.

رواج پاره ای از زبان حال های غیر مستند ،بی ریشه ومبتذل نیز تبعات منفی جدی ای در پی داشته ودارد.از سویی با این توجیه که این مسائل صرفا زبان حال هستند،موجد گونه  ای از مشروعیت و وجاهت برای زبان حال های نا موثق می شوند وازسوی دیگر به شکل گیری احساسات وعواطف مبالغه آمیز وغیر واقعی مخاطبان جوان وکم اطلاع منجر خواهد شد.

.ای کاش شاعران ومرثیه سرایانبه بجای خوارداشت روزگار وبیان ذلت وضعف امام حسین و اصحاب پاکش ،درعاشورا اندکی هم به اصل واقعه می پرداختندو بااین توجیه که در شعر ، اکذب احسن است از خود رفع مسئولیت نمی کردند.بی شک مظلومیت امام حسین با وجود چنین یاران ومداحانی نه تنها کم نمی شود بلکه مضاعف و صد چندان میشود.

 تولید انبوه مداح غیر کیفی درسطح جامعه امروز ایران،از دیگر آفتهای فرهنگ عاشوراست.امروزه به جای محتواگرایی استاد محورانه،نوعی سطحی وسخیف از شور آفرینی نوار محورانه دیده میشودومتاسفانه  آگاهی ودانش پاره ای از مداحان در باره ی ادبیات وشعر ،بسیاراندک است واز سوی دیگرحوصله وظرفیت اغلب مخاطبان نسبت به استماع اشعار محکم وناب در قالب قصیده ومثنوی نیز کاهش فزاینده ای یافته است.بر همین مبنا،ادبیات غنایی در عرصه ی عزاداری ها زیادشده است.البته این امر فی نفسه منفی قلمداد نمیشود،لیکن کاربرد مبتذل وسطحی آن محل بحث است وایراد اصلی در اینجاست که اشعارمزبور،بیش وپیش از آنکه مسبوق ومصبوغ به آثار ادبی عرفانی وحماسی باشند،از ترانه های کوچه بازاری وعامیانه ی سطحی سرچشمه گرفته اند و شگفت اینکه حتی شیوه اجراوسبک نیز بر همان نسق گذشته است.

شیوه های ناموجه وغیر صحیح سینه زنی وزنجیرزنی نیز ازجمله تحول های ناصواب در شکل عزاداری است.معضل وآسیب جدی درسینه زنی ها از اینجاناشی می شود که بعضا سینه زنی ها به به حرکات نمایشی ناشایست وزائد آلوده شده واین حرکات عزاداری رااز سادگی ومحتوی تهی کرده است.

علاوه براین درعرصه مداحی،دانش مداحی به توانایی صوتی واحرایی تقلیل یافته و شعرو اثر قوی وغنی هیچ جایگاهی ندارد،درحالیکه مهمترین رکن درمداحی ،مطالعه جدی مقاتل ودواوین  شعرا و....است.امروزه درصد خیلی کمی از مداحان اهل مطالعه اندوبا اندکی تامل درمراسم متعدد ومتنوع میتوان به وضوح در یافت که بسیاری ازاشعار به جای آنکه تفکربرانگیز باشد،ترحم برانگیزند.