المصباح

بدون شرح

حی علی الصلوه

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٢۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠
comment نظرات ()

شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

 دخترخورشید

 

به گواه تاریخ نگاران و مقتل نویسان رحلت شهادت‌ گونه رقیه (س) اندکی پس از واقعه خونین کربلا در سال شصت و یکم هجری رخ داده است و در این هنگام وی سه یا چهار ساله بوده است و نخستین نکته شگفت درباره حضرت رقیه (س)، شاید همین باشد که با چنین عمر کوتاهی، از مرزهای تاریخ عبور کرد و به جاودانگی رسید، آن گونه که برادر شیرخوارش علی ‌اصغر (ع) به چنین مرتبه‌ای نایل شد.به عبارت دیگر یکی از جلوه‌های رویداد بزرگ عاشورا تنوع سنی شخصیت‌های آن می‌باشد که از پایین‌ترین سن آغاز و به بالاترین سنین (حضرت حبیب‌ بن مظاهر) ختم می‌گردد. نکته قابل تأمل دیگر در بررسی این مهم آن است که در پدید آوردن این حماسه بی ‌بدیل و شکوهمند تنها یک جنسیت سهیم نبوده، بلکه در کنار اسامی مردان و پسران جانباز و ایثارگر این واقعه، نام زنان و دختران نیز حضوری پررنگ و تابناک دارد.
مصائب و شدائدی را که رقیه (س) از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام متحمل می‌شود، آنچنان تلخ و دهشتناک است که وجدان هر انسان آزاده و صاحبدلی را می‌آزارد و قلب و روح را متأثر و مجروح می‌سازد. تحمل گرمای شدید کربلا همراه با تشنگی، حضور در صحنه شهادت خویشاوندان، اسارت و ناظر رفتارهای شقاوت آلود بودن، آزار و شکنجه‌ های جسمی و روحی فراوان، دلتنگی برای پدر در خرابه شام و ... نشانگر مصائب عظمایی است که یک کودک خردسال با جسم و روح لطیف خود با آن مواجه شده است. از دیگر سو همین قساوت سپاه یزید است که بر عظمت نهضت سترگ عاشورا می‌افزاید، زیرا حضرت امام حسین (ع) با شناخت و پیش‌بینی تمام این مصائب و شدائد به قیام در راه احیاء دین جد بزرگوار خویش قد علم فرمود و چنین دشواری‌هایی نتوانست هیچ گونه خللی بر عزم استوار آن حضرت در راه آزمایش بزرگ الهی پدید آورد.
 رقیه (س) برهان بزرگ دیگری است بر حقانیت قیام امام حسین (ع) که تنها کسی می‌تواند چنین به مبارزه و مقابله با ستم برخیزد که مقصدی الهی داشته باشد، و رقیه (س) برهان بزرگ دیگری است بر مظلومیت عترت پاک پیامبر (ص) و رسواکننده سیاهکارانی است که داعیه جانشینی رسول خدا (ص) را سر دادند و رقیه (س) برهان بزرگ دیگری است برای آن که اوج توحش و سنگدلی دژخیمان دستگاه بنی ‌امیه برای همیشه تاریخ به اثبات بماند، و رقیه (س) فاتح شام و سفیر بزرگ عاشورا در این سرزمین است، و رقیه (س) برهان بزرگ دیگری است بر این حقیقت بزرگ که حق بر باطل پیروز خواهد شد و اینک پس از قرن‌های متمادی آنان که به مرقد مطهر آن حضرت در شام مشرف می‌شوند به عینه تفاوت میان مقام و مرتبه این کودک سه ساله را با خلیفه جابری چون یزید درمی‌یابند.

آرامگاه‎‎‎ ملکوتی‎ دخت‎ سه سـالـه امـام‎‎ سـوم شیعیان‎ در شام‎ کنـار بـاب‎ "الفـرادیـس " مابین‎ کوچه‎ های‎ تاریخی‎ و پر ازدحام‎ دمشـق‎ است‎‎ که‎‎ هر ساله بسیاری‎ از شیفتگان‎ اهل‎ بیت (ع) را از مناطق‎ مختلف‎ جهان‎ به‎ سوی‎ خود جلب‎ می‎کند.

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٧ دی ۱۳٩٠
comment نظرات ()

جدال باکابوس مرگ

 
جدال 23 ساله سلمان رشدی مرتد با کابوس مرگ

 با وجود گذشت 23 سال از صدور فتوای تاریخی حضرت امام خمینی(ره) علیه نویسنده کتاب آیات شیطانی، سلمان رشدی مرتد 59 ساله هنوز از کابوس مرگ از سوی فرزندان معنوی حضرت روح‌الله گریزان است.

23 سال پیش، در بهمن ماه سال 1367 انتشار فتوایی از سوی حضرت امام خمینی(ره)، خطاب به مسلمانان، دنیا را تکان داد.
در این فتوا که حضرت روح الله آن را از جماران صادر فرموده بودند، آمده بود:
« انا للّه و انا الیه راجعون
به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان مى‌رسانم مؤلف کتاب آیات شیطانى که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم و چاپ و منتشر شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتواى آن، محکوم به اعدام مى‌باشند.
از مسلمانان غیور مى‌خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاً آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسى جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس در این راه کشته شود، شهید است. انشاءاللّه.
ضمناً اگر کسى دسترسى به مؤلف کتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نماید تا به جزاى اعمالش برسد.
والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته »

پس از این حکم تاریخی، رسانه‌های غربی برای نجات جان سلمان رشدی اینگونه القا کردند که اگر سلمان رشدی توبه کند، حکم اعدامش لغو می‌شود اما دفتر امام خمینی(ره) بلافاصله این توطئه را اینگونه خنثی کرد:
اطلاعیه دفتر امام خمینی(ره) خطاب به ملت مسلمان ایران و مسلمانان جهان در مورد وجوب قتل سلمان رشدى و تکذیب شایعات( 29 بهمن 1367)
« رسانه‌هاى گروهى استعمارى خارجى به دروغ به مسئولین نظام جمهورى اسلامى نسبت مى‌دهند که اگر نویسنده کتاب آیات شیطانى توبه کند حکم اعدام درباره او لغو مى‌گردد.
امام خمینى-مد ظله-فرمودند: این موضوع صددرصد تکذیب مى گردد.
سلمان رشدى اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامى هم خود را به کار گیرد تا او را به درک واصل گرداند.
حضرت امام اضافه کردند: اگر غیر مسلمانی از مکان او مطلع گردد و قدرت این را داشته باشد تا سریع‌تر از مسلمانان او را اعدام کند، بر مسلمانان واجب است آنچه را که در قبال این عمل می‌خواهد به عنوان جایزه یا مزد عمل به او بپردازند. »

14 کشور اروپایی پس از آن یکباره سفرای خود را از ایران خارج کردند و پس از گذشت چند ماه، مجبور به بازگشت به ایران شدند و با شرمساری سفارت خانه‌های خود را از نو بازگشایی کردند.
سلمان رشدی از لحظه صدور حکم امام خمینی(ره) مخفی شد و پلیس انگلیس (اسکاتلندیارد) حفاظت از وی را در مکانهائی نامعلوم برعهده گرفت. هزینه‌های محافظت از او در سال بین یک تا 10 میلیون پوند تخمین زده می‌شد؛ در حدی که یکبار شاهزاده چارلز (ولیعهد انگلستان) اعلام کرد: سلمان رشدی سرباری پرخرج برای مالیات دهندگان انگلیسی است.
همچنین شرکت هواپیمایی "بریتیش ایرویز"، حضور رشدی را در هواپیماهای خود تا سال 1998 ممنوع اعلام کرده بود و شرکت هواپیمایی «ایرکانادا» چند سال پیش سفر رشدی را با پروازهای خود غیرممکن اعلام نمود.
سلمان رشدی با وجود خشم جهان اسلام علیه خود، از تجدید چاپ کتاب کفرآمیز خود صرف نظر نکرد و زمانی که انگلستان حاضر به چاپ ارزان قیمت این کتاب (بدون جلد گالینگور و با کاغذ کاهی) نشد، آن را به آمریکا برد و به صورت ارزان قیمت (برای سهولت خرید عمومی‌ آن) به چاپ رساند.
سلمان رشدی در یکی از آخرین کتاب‌های خود، به فلاکت و ذلت پس از انتشار کتاب "آیات شیطانی" اشاره می‌کند. وی در کتاب خود با اشاره به مجروحیت مترجم ایتالیایی کتابش توسط مسلمانان ایتالیایی تا سر حد مرگ و به هلاکت رسیدن مترجم ژاپنی آیات شیطانی بر اثر حمله مسلمانان ژاپنی، از روز اعدام ناشر نروژی کتابش به این شکل یاد می‌کند: «روزی که ناشر نروژی مورد اصابت گلوله قرار گرفت یکی از بدترین روزهای عمر من است.»
او در آن ایام تنها طی 20 روز 13 بار محل خواب خود را تغییر داد. چنان فضای جهنمی بر زندگی او حاکم گردید که همسرش از وی جدا شد و در مطبوعات وی را «فردی بزدل» نامیدند.
حتی کار به جایی رسید که تنها چند ماه پس از فتوای تاریخی حضرت امام خمینی(ره)، مصطفی مازح جوان لبنانی خود را برای اجرای حکم امام خمینی به انگلیس رساند و در هتل محل نگهداری سلمان رشدی مستقر شد که پیش از انجام عملیات، بمب منفجر شد و مصطفی در راه اجرای حکم تاریخی اعدام سلمان رشدی به شهادت رسید.
در سال‌های اخیر، سلمان رشدی در آمریکا زندگی می‌کند و علاوه بر آن که به ریاست انجمن قلم آمریکا رسید، توسط دولت آمریکا محافظت می‌شود.
اختاپوس رسانه‌ای غرب تاکنون بارها اعلام کرده است که حکم اعدام این نویسنده از طرف ایران پس گرفته شده است که هر بار با واکنش سریع رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، این مسئله تکذیب و اعلام شد که حکم یک مرجع قابل نقض نمی‌باشد و حتی پس از فوت او نیز بر همه مسلمانان لازم‌الاجراست. آخرین بار نیز در پیام رهبر معظم انقلاب به حجاج بیت الله الحرام در سال 1383 بر مهدورالدم بودن سلمان رشدی و لازم‌القتل بودن او تأکید شد.
در طول23 سال گذشته، هم رشدی و هم حامیانش در مقابله با مسلمانان سنگ تمام گذاشتند تا شاید بتوانند این حکم تاریخی را شکسته و یا رخنه‌ای در آن ایجاد کنند ولی چیزی عاید آنها نشد و مسلمانان جهان همچنان مترصد موقعیتی هستند تا به وظیفه انقلابی و شرعی خود عمل کنند.
بوق‌های تبلیغاتی، محافل مساله‌دار و کسانی که با دریافت پول و رشوه در این سالها با رشدی همدردی و همراهی می‌کردند، همه و همه از حیثیت خود سرمایه گذاری کردند ولی نتوانستند برای رشدی چیزی بیشتر از آنچه در ابتدا داشت، یعنی برگه حکم اعدام، بدست بیاورند، با این تفاوت که همه حامیان رشدی به اندازه خود وی در این زمینه رسوا شده و ثابت کردند که از دست آنها هم کاری ساخته نیست و سلمان رشدی پنجاه و نه ساله باید تا ابد از کابوس مرگ ازسوی فرزندان معنوی حضرت روح الله گریزان باشد.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠
comment نظرات ()

مناسبات ماه صفر

ماه صفر

 

امروزروزاول ماه صفراست.ماه صفرماه مصائب اهل بیت پیامبراست.اسارت آل الله درسفرشام وشهادت حضرت رقیه درروزپنجم این ماه ازیکسوشهادت نبی مکرم (ص)وامام حسن مجتبی (ع)وآغازغصب خلافت ازسوی دیگرازمصایب متواصلی است که شیعه رادراین ماه داغدارنموده است.

این ماه به نحوست (نحسی)معروف است.برای رفع نحوست ان هیچ چیز بهترازتصدق ودعاواستغفارنیست.

عزاداریتان درسوگ حسین (ع)مقبول.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٤٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
comment نظرات ()

تسلیت شهادت امام سجاد(ع)

شهادت یادگارواقعه خونبارعاشوراحضرت امام

علی بن الحسین سیدالساجدین زین العابدین

علیه السلام تسلیت باد

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٢:۳٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

وقت اضافی برای خدا

وقت اضافی برای خدا

 

چقدر خنده داره
که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!
چقدر خنده داره
که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره
که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می‌گذره!
چقدر خنده داره
که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
چقدر خنده داره
که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می‌کشه لذت می‌بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی‌گنجیم اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی‌تر از حدش می‌شه شکایت می‌کنیم و آزرده خاطر می‌شیم!
چقدر خنده داره
که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!
چقدر خنده داره
که سعی می‌کنیم ردیف جلو صندلی‌های یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صف نماز جماعت یک مسجد تمایل داریم!
چقدر خنده داره
که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی‌کنیم اما بقیه برنامه‌ها رو سعی می‌کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

چقدر خنده داره
که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می‌کنیم اما سخنان قران رو به سختی باور می‌کنیم!

چقدر خنده داره
که همه مردم می‌خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!

چقدر خنده داره
که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می‌کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می‌گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می‌شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می‌کنیم!

از:ویگل

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٤٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

شعری درسوگ حسین (ع)

 

 

 

 

 

نمی‌دانم تو را در ابر دیدم یا کجا دیدم

به هر جایی که رو کردم فقط روی تو را دیدم

تو را در مثنوی، در نی، تو را در‌ های و هو، در هی
تو را در بند بند ناله‌های بی‌صدا دیدم

تو مانند ترنم، مثل گل، عین غزل بودی
تو را شکل توسل، مثل ندبه، چون دعا دیدم

دوباره لیلة القدر آمد و شوریدگی‌هایم
تب شعر و غزل گل کرد و شور نینوا دیدم

شب موییدن شب آمد و موییدن شاعر
شکستم در خودم از بس که باران بلا دیدم

صدایت کردم و آیینه‌ها تابید در چشمم
نگاهم را به دالان بهشتی تازه وا دیدم

نگاهم کردی و باران یک ریز غزل آمد
نگاهت کردم و رنگین کمانی از خدا دیدم

تو را در شمع‌ها، قندیل‌ها، در عود، در اسپند
دلم را پَرزنان در حلقه پروانه‌ها دیدم

تو را پیچیده در خون، در حریر ظهر عاشورا
تو را در واژه‌های سبز رنگ ربنا دیدم

تو را در آبشار وحی جبرائیل و میکائیل
تو را یک ظهر زخمی در زمین کربلا دیدم

تو را دیدم که می‌چرخید گردت خانه کعبه
خدا را در حرم گم کرده بودم، در شما دیدم

شبیه سایه تو کعبه دنبالت به راه افتاد
تو حج بودی، تو را هم مروه دیدم، هم صفا دیدم

شب تنهای عاشورا و اشباحی که گم گشتند
تو را در آن شب تاریک، «مصباح الهدی» دیدم

در اوج کبر و در اوج ریای شام ـ ‌ای کعبه ـ
تو را هم شانه و هم شان کوی کبریا دیدم

دمی که اسب‌ها بر پیکر تو تاخت آوردند
تو را‌ ای بی‌کفن، در کسوت آل عبا دیدم

دلیل مرتضی! شبه پیمبر! گریه زهرا(س)
تو را محکمترین تفسیر راز «انّما» دیدم

هجوم نیزه‌ها بود و قنوت مهربان تو
تو را در موج موج ربنا در «آتنا» دیدم

تو را دیدم که داری دست در دستان ابراهیم
تو را با داغ حیدر، کوچه کوچه، پا به پا دیدم

تو را هر روز با ‌اندوه ابراهیم، همسایه
تو را با حلق اسماعیل، هر شب همصدا دیدم

همان شب که سرت بر نیزه‌ها قرآن تلاوت کرد
تو را در دامن زهرا(س) و دوش مصطفی(ص) دیدم

تنور خولی و تنهایی خورشید در غربت
تو را در چاه حیدر همنوای مرتضی دیدم

سرت بر نیزه قرآن خواند و جبرائیل حیران ماند
و من از کربلا تا شام را غار حرا دیدم

به یحیی و سیاوش جلوه می‌بخشد گل خونت
تو را ‌ای صبح صادق با امام مجتبی(ع) دیدم

تو را دلتنگ در دلتنگی شامی غریبانه
تو را بی‌تاب در بی‌تابی طشت طلا دیدم

شکستم در قصیده، در غزل، ‌ای جان شور و شعر
تو را وقتی که در فریاد «ادرک یا اخا» دیدم

تمام راه را بر نیزه‌ها با پای سر رفتی
به غیرت پا به پای زینب کبری(س) تو را دیدم

دل و دست از پلیدی‌های این دنیا شبی شستم
که خونت را حنای دست مشتی بی حیا دیدم

چنان فواره زد خون تو تا منظومه‎ی شمسی
که از خورشید هم خون رشیدت را فرا دیدم

مصیبت ماند و حیرت ماند و غربت ماند و عشق تو
ولا را در بلا جستم، بلا را در ولا دیدم

تصور از تفکر ماند و خون تو تداوم یافت
تو را خون خدا، خون خدا، خون خدا دیدم

از:علیرضا قزوه

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

عزاداری حسینی

 

 

تجلیل  ازعزاداری حسین(ع)


عزاداری و بیان فضائل اهل بیت، نمونه‌ای از یاد نیکی است که خدا به پیغمبرش می‌فرماید و رفعنا لک ذکرک.

توجه دلها به اهل بیت، نمونه‌ای از دعای ابراهیم است که از خدا خواست خدایا، دلهای مردم را به سوی خاندانش سوق دهد. (فاجعل افئدة من الناس تهوی الیهم) عشق به اهل بیت مصداق روشن وعده‌ای است که خداوند به مؤمنین داده که «سیجعل لهم الرحمن ودّا»

در مراسم عزاداری و نقل فضائل مطالبی را به خوبی درک می‌کنیم:



به خوبی می‌فهمیم که چگونه فرجام نیک برای متقین است. (و العاقبة لاهل التقوی)
به خوبی می‌فهمیم که چگونه نقشه‌های شیطانی ضعیف است و چگونه نقشه بنی‌امیه نقش بر آب شد. (ان کید الشیطان کان ضعیفا)
به خوبی می‌فهمیم که چگونه خداوند حق را بر سر باطل کوبید و آن را دمغ کرد. (بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه)
به خوبی می‌فهمیم که چگونه خواستند نور خدا را خاموش کنند، ولی خدا هر روز آن را برافروخته‌تر می‌کند. (یریدون ان یطفئوا نورالله بافواههم)

بنا به روایات، در تاریخ انبیاء و پیامبر اسلام و اهل بیت، همه آنان برای امام حسین اقامه عزاداری می‌کردند. البته اقامه عزاداری خواندن تاریخ کربلا در منزل نیست. بلکه مثل برپایی نماز، نیاز به یک توجه و عنایت و حرکت و حماسه دارد.

امروز دشمنان ما اقرار می‌کنند که ما حریف شیعیان نمی‌شویم، زیرا آنان دو بال قوی دارند؛ بال سرخ که عاشوراست و بال سبز که انتظار حضرت مهدی است. آنان از شهادت نمی‌ترسند. از محاصره نظامی، اقتصادی، تبلیغاتی، شهادت، اسارت نمی‌ترسند. چون رهبرشان امام حسین آن گونه در محاصره اقتصادی قرار گرفت که آب خوردن برای اطفال نداشت و آنگونه در محاصره نظامی قرار گرفت که هفتاد و دو نفر میان سی هزار دشمن قرار گرفتند و آنگونه در میان هیاهوی مخالفان قرار گرفت که هنگام سخن گفتن امام با هیاهو، جلوی شنیدن مردم را گرفتند؛ اما شهادت و اسارت را پذیرفت و زیر بار زور نرفت. الگوی شیعیان چنین فردی است.

از سوی دیگر، اینها به کمتر از رهبر معصوم و عدالت عمومی روی کره زمین با هیچ فردی قانع نمی‌شوند و هیچ حکومتی با هیچ شیوه‌ای اینان را راضی نمی‌کند و اینان همچنان در انتظار آن رهبر غایب هستند و ارادتی که به علما و مراجع دارند، به دلیل آن است که این افراد را نایب آن سرور می‌دانند.

عزاداری هماهنگی با انبیا و اهل بیت و همنوایی با حضرت مهدی است. امام صادق ـ علیه السلام ـ به شاعری فرمود: شنیده‌ام مرثیه می‌خوانی؟ گفت: بله. فرمود: بخوان. امام آنگونه با صدای بلند گریه کرد که از کوچه صدای حضرت شنیده می‌شد.
عزاداری هماهنگی با فرشتگان و بهشتیان است. امام زمان ـ علیه السلام ـ می‌فرماید: ای حسین، عزاداری تو در اعلی علیین اقامه شده و حتی حورالعین در عزاداری تو به صورت خود سیلی می‌زنند. (و لطمت علیک الحورالعین)
عزاداری نوعی بیعت با امام از راه دور و از طریق احساسات است.
عزاداری ارعاب ستمگران و اعلام حمایت از مظلومان است.
عزاداری، نشان دادن الگو به همه اقشار است. به نوجوان می‌گوید از حضرت قاسم (پسر سیزده ساله امام حسن مجتبی که در کربلا بود) یاد گیرید که اگر بناست رهبر مردم، جنایتکاری مثل یزید باشد، مرگ از عسل شیرین‌تر است. به جوان می‌گوید از علی اکبر یاد گیرید که به پدر خود گفت اگر راه ما حق است، هیچ باکی نیست.
عزاداری یعنی مخالفت و حذف همه سیاست‌های انحرافی.
عزاداری یعنی زنده نگاه داشتن خاطرات فداکاران. (بر همه افرادی که توان دارند، حج واجب شده و بخشی از اعمال حج، زنده نگاه داشتن خاطرات ابراهیم و اسماعیل و هاجر است. زائران خانه خدا در صفا و مروه شبیه‌سازی می‌کنند و همچون هاجر با هیجان می‌دوند، تا آن خاطره زنده بماند و ما همان گونه که از پدر و پسر و همسر در مکه تجلیل می‌کنیم، باید از امام حسین و فرزندان و اصحاب و زینب کبری و خاندان او نیز تجلیل کنیم.)

شاید اگر بگوییم تجلیل ما در کربلا باید بیش از مکه باشد، سخنی گزاف نگفته‌ایم، زیرا در مکه ابراهیم و اسماعیل آماده گذشت از جان شدند. ولی قتلی صورت نگرفت؛ اما در کربلا علاوه بر قتل، قطعه قطعه شدند. در مکه چند ساعتی برای کودک آنجا (اسماعیل) آب نبود، ولی بعد آب زمزم از زمین جوشید. ولی در کربلا آب نجوشید؛ بنابراین تجلیل فداکاران که در مراسم حج آمده، بزرگداشت فداکاری آنان است.

عزاداری یعنی اجتماع، تعهد، غیرت، حرکت هدفمند.
عزاداری یعنی وحدت ملی (ترک و فارس، عرب و عجم، زن و مرد با هر نوع لهجه و آداب و رسوم)
عزاداری یعنی یک بسیج ده‌ها میلیونی همراه با سوز بدون اجبار و بدون چشم‌داشت؛ عاشقانه و هر سال.
عزاداری یعنی صبر و مقاومت را ببین و یاد گیر.
عزاداری یعنی بلند نگاه داشتن پرچم مقاومت، مبارزه، مکتب، انقلاب، ایثار، اخلاص، شجاعت.
عزاداری یعنی یک کلاس عمومی تعلیم و تهذیب؛ رضاخان که مأمور محو اسلام بود، به فکر منع عزاداری افتاد.
عزاداری یعنی نگه داشتن قانون پیروزی خون بر شمشیر؛ همان چیزی که امروز در بیداری اسلامی کشورها دیده می‌شود.
عزاداری یعنی عالی‌ترین نوع تنفر از ظلم و ظالم.
عزاداری یعنی قساوت‌زدایی و تحریک عواطف و مظلوم‌یابی و ظالم‌کوبی.
عزاداری یعنی بزرگ داشتن شعائر.
عزاداری یعنی نفوذ در دل مردم دنیا، تا آنجا که گاندی می‌گوید: رهبر من امام حسین است، تا آنجا که در دانمارک که کاریکاتور پیغمبر را کشیدند، بزرگترین اجتماع روز عاشورا برای شیعیان در خیابان‌ها جلوه می‌کند.
عزاداری یعنی دعوت به حق و منطق، ولی در قالب احساسات و هنر.
عزاداری بستری برای میلیون‌ها سفر به شهر و روستا و در سایه آن صله رحم و بازدید از وطن و انواع کمک‌ها.
عزاداری بستری برای ده‌ها هزار هجرت روحانیون به دورترین نقاط دنیا و رساندن پیام اسلام.
(در سایه عزاداری است که در خیابان‌های نیویورک نماز جماعت برپا می‌شود)
عزاداری بستری برای رشد حماسه‌ها، اشعار و هنرها و ایثار به دیگران و بستری برای بذل جان و مال است.
عزاداری یعنی تعطیل کردن بازارها و خیابان‌ها و به فکر مظلوم افتادن و ظالم را محاکمه کردن.
عزاداری یعنی از جرقه‌ها جریان ساختن.
عزاداری یعنی خود را در آیینه کمال دیدن. امام از جان، مال، فرزند، وطن، همسر، مسکن، لباس، غذا، طفل، جوان، اصحاب و ... گذشت، فقط از دین نگذشت. ما چه کرده‌ایم؟
عزاداری یعنی محو طبقات؛ تاجر و فقیر، شهر و روستا، زن و مرد، کوچک و بزرگ، همه یکسو شدن.
در عزاداری می‌آموزیم که در سخت‌ترین شرایط از خدا راضی باشیم که امام حسین ـ علیه السلام ـ فرمود: «رضاً برضاک» و در سخت‌ترین شرایط به سراغ غیرخدا نرویم. که فرمود: «لا معبود سواک».
در عزاداری می‌آموزیم به ولایت الهی وفادار باشیم. هرچند دو دستمان قطع شود.
در عزاداری می‌آموزیم که له می‌شویم، ولی شکسته نمی‌شویم.
در عزاداری است که می‌شنویم درهای غیب به روی افراد باز می‌شود.
در عزاداری می‌آموزیم که بالاترین هدف، رضای ولی خدا و امام معصوم است.
در عزاداری می‌آموزیم اقامه نماز حتی به قیمت هر کلمه یک تیر.
در عزاداری می‌آموزیم آنچه مهم است، اراده است. سن مهم نیست. نوجوان باشد یا سالمند. (قاسم یا حبیب)
در عزاداری می‌آموزیم بالاترین سختیها افرادی را حتی از مستحبات دور نمی‌کند.
در عزاداری می‌آموزیم که چگونه مسلمان به خاطر پیروی از طاغوت و علاقه به دنیا از کفار بدتر می‌شود. (مسیحیان همین که دیدند پیامبر اسلام با دختر و فرزندش برای مباهله آمده، حیا کردند. ولی طرفداران بنی‌امیه با اینکه دیدند امام حسین با زن و بچه به کربلا آمده، حیا نکردند)
در عزاداری می‌آموزیم که چگونه انسان از گرگ درنده‌تر می‌شود و غرور و تکبر و ریاست، نااهلان را تا آنجا پیش می‌برد که چوب بر لب و دندانی می‌زند که از آن دعای عرفه صادر شده و پیغمبر آن را می‌بوسیدند.
در عزاداری می‌آموزیم که انسان وجود خطرناکی است که اگر خدا او را حفظ نکند، به جای معرفت و دوستی و پیروی اهل بیت که مزد رسالت است، اهل بیت را به نحو بی‌نظیری شهید می‌کنند و حتی از کشتن کودک و آتش زدن خیمه و ... نمی‌گذرد.
در عزاداری با مدیریت بحران آشنا می‌شویم، که امروز در دانشکده‌های مدیریت یک فصل مهمی را به خود اختصاص داده.
عزاداری یعنی بیدار کردن خفتگان، تعلیم جاهلان، به غیرت آوردن بی‌تفاوتان؛ هرچند به قیمت زیر سم اسب رفتن باشد.
از کربلا می‌آموزیم که حق‌الناس بر هر چیزی مقدم است. (امام حسین ـ علیه السلام « زمین کربلا را خرید، تا خونش در زمین مردم ریخته نشود و زایرانش در ملک مردم پا ننهند.)

در کربلا می‌آموزیم توجه به برده و آزاد یکسان است. (امام حسین هم سر علی اکبر را در بغل گرفت، هم سر غلام را)
از کربلا می‌آموزیم سر از بدن جدا می‌شود، ولی از قرآن جدا نمی‌شود. (سر امام بالای نی قرآن خواند.)
از کربلا می‌آموزیم که چگونه افرادی به خاطر جایزه و حکومت ری گول خوردند.
در عزاداری می‌آموزیم که باید کارهای خیر عمومی باشد. امام صادق فرمودند زنها هم در عزاداری شرکت کنند.
در عزاداری می‌آموزیم که احکام الهی باید همه جا پیاده شود.
عزاداری نماد بزرگی از تولی و تبری است.
در عزاداری می‌آموزیم که یک تیم هفتاد و دو نفری در نیم روز می‌توانند برای ابد الگو باشند.
در عزاداری می‌آموزیم می‌توان یک بسیج سریع، خالص برای اهداف بلند به راه انداخت.
عزاداری نیابت بردار نیست؛ یعنی نمی‌توان کسی به جای دیگری در مجلسی شرکت کند، بلکه خودش باید دل بدهد، دل بسوازند، اشک بریزد، خرجی بدهد، حرکت کند.
در عزاداری می‌آموزیم که باید از بازماندگان همدردی کنیم. این مسأله به قدری مهم است که حتی ریاکاری در آن جایز بوده و مستحب است خودتان را به صاحب عزا نشان دهید.

در پایان به چند نکته فقهی اشاره کنم:


1 ـ لب زدن به هر خاک حرام است، جز خاک کربلا.
2 ـ در حرم کربلا مثل خانه خود نماز را چهار رکتی می‌توان خواند؛ یعنی در آنجا احساس غربت نکن.
3 ـ به گفته روایات خاک کربلا رمز قبولی نماز است.
4 ـ خاک کربلا انیس مرده در قبر است.
5 ـ خاک کربلا رمز امان و بیمه کالاهای تجاری است.
6 ـ تسبیح خاک کربلا نشان وفاداری به شهدای کربلاست. همانگونه که طرفداران رنگ قرمز و آبی با همان پرچم و اتوبوس تظاهرات می‌کنند، شیعیان نیز با داشتن خاک کربلا وفاداری خود را اعلام می‌کنند که ما طرفدار تیمی هستیم که زیر بار زور نرفت و تسلیم طاغوت نشد.
7 ـ جالب آن است که دعایی که برای آب فرات آمده، همان دعایی است که برای آب زمزم است؛ «اللهم اجعله علماً نافعا و رزقاً واسعاً و شفاعاً من کل داء».
8 ـ با اینکه آب فرات پیش از شهادت بوده و اکنون این آب، آب زمان امام حسین نیست، اما به خاطر کوچکترین مناسبت باید در بستر زنده نگه داشتن کربلا مورد توجه قرار گیرد.
9 ـ با اینکه قبر مرده عادی را پس از متلاشی شدن بدن و یا سی سال می‌توان نبش کرد، ولی قبر شهید را حتی اگر یک سرباز ساده باشد، برای هیچ وقت نمی‌توان نبش کرد.
10 ـ وظیفه ما زنده نگه داشتن آثار و یادگارهای شهداست. همان گونه که امام صادق‌ـ علیه السلام‌ ـ پیراهن امیرالمؤمنین را که در آن شهید شده بود، نگاه داشته و گاهی به مهمانهای خود نشان می‌داد و امام سجاد فرمود: پیراهن پدرم را که در آن شهید شده و مادرم آن را بافته، به ما برگردانید.

منبع:برگرفته ازسخنرانی آقای قرائتی

 

 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٤٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

تفاوتهای حسین وحوسین

از حسین تا حوسین!

فلسفه عزاداری حسینی، زنده نگه داشتن اسلام و مکتب اهل بیت( ع) است، اما بعضا بر اثر ورود آسیب‌ها، آفات و تحریفات این هدف و فلسفه اصلی تا حدودی فراموش و اهداف کاذب دیگری جایگزین آن شده است، مطلب زیر یادداشتی است ازسهراب محمودی که به آسیب شناسی عزاداری سالار شهیدان امام حسین علیه السلام در برخی مجالس پرداخته است..
سلام و درود خدا بر آنهایی که در عزای سالار شهیدان گریه می کنند.

متاسفانه در برخی مجالس عزاداری و نحوه تعزیه گردانی و مجلس سینه زنی سنتی سالار و سرور شهیدان امام حسین علیه السلام بیشتر به یک مجلس گردانی ظاهری تبدیل می شود و بیم آن می رود که دل‌های پاک و باصفای آن عزیزان از درونی کردن شعائر و ارزش‌های عاشورایی فاصله بگیرد و بیشتر روبنایی شود، بگونه ای که فقط به ریتم آهنگ و هارمونی نوحه توجه شود تا به عمق مصیبت و دلسوختگی و پاک باختگی در آن.

این تذکر از باب تکریم شعائر روضه امام حسین (ع) و مجالس، بدور از هرگونه تعریض و خدای ناکرده تردید در نیت دلسوختگان حسینی گفته می شود تا در آن گوشه چشمی از حضرت ابا عبدالله و ولی عصر روحی فدا بر دل‌های سوخته ما نیز بشود. در مقام نمادشناسی نام مبارک امام حسین علیه السلام تبدیل به حوسین می شود؛ تا همه چیز تحت الشعاع هروله ها وحوسین حوسین‌های تامل برانگیز شود!

تفاوت‌های «حسین» و «حوسین»

1- حسین علیه السلام یکی بیشتر نیست، امام حوسین‌ها متفاوت است و حوسین این مداح با حوسین آن مداح فرق می کند.

2- یاران حسین علیه السلام او را بنده خدا می دانند، ولی یاران حوسین فریاد حوسین اللهی سر می دهند.

3- حسین علیه السلام نماز را در بحبوحه جنگ در اول وقت به جای می آورد، اما حوسین نماز صبح را فدای مجالس شبانه می کند.

4- درد حسین علیه السلام درد دین و شرافت انسانی بود، اما همه مشکل حوسین عطش و سیراب کردن بستگانش بود .

5- ظهر عاشورا در مجلس حسین علیه السلام صدای الله اکبر و حی علی الصوه به گوش می رسد، اما در مجلس حوسین فریاد حوسین حوسین به جنگ اذان می رود.

6- حسین علیه السلام را باید از مطهری ها شناخت، اما حوسین را در لابلای آواز ناعالمان و ناعارفان باید جست.

7- حسین علیه السلام برای تمام سال زنده است و الگویی برای هر لحظه زندگی ماست، اما حوسین فقط ده روز سال جلوه می کند و بقیه سال بهانه ای است برای دور هم جمع شدن دوستان.

8- دوستان حسین علیه السلام ناخودآگاه خون گریه می کنند اما دوستان حوسین خودآگاه خودزنی و مجلس گرمی می کنند و هر کس کبودی صورت و سینه اش بیشتر باشد مقرب تر است .

9- حسین علیه السلام برای گفتن حرف خود به چیزی نیاز ندارد اما حوسین به طبل و بوق و کرنا و سبک پاپ نیاز دارد.

10- در مجلس حسین علیه السلام رسیدن به معرفت مهم است، اما در مجلس حوسین ترتیب صفها و ریتم نوحه و بالا و پایین پریدن‌ها.

11- حرارت حسین علیه السلام هرگز در دل‌ها سرد نمی شود، اما حرارت حوسین بعد از یک شور زدن سرد می شود .

12- عاصیان و گنهکاران برای شفاعت و توبه به مجلس حسین علیه السلام می روند، اما در مجلس حوسین برای مجلس گردانی و ندانسته گاهی با مزاحمت برای دیگران وآلودگی به گناه.

13- حسینی ها قبولی را به اطاعت از خدا و خلوص نیت و پاکی دل می دانند، اما حوسینی ها می گویند: هر چه می خواهد دل تنگت بکن فقط یا حوسین فراموش نشود .

عزیزان آنکه در کربلای 61 هجری به شهادت رسید امام حسین (ع) بود نه حوسین!

 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:۳۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

زهیروضحاک

در یک قدمی بهشت و جهنم

 

گاهی وقت‎ها آدم در می‌ماند در حکمت خدا و ماجرای تاریخ. اینکه فردی مثل زهیر که اصرار داشت با امام برخورد نکند، با یک دیدار شیفته پسر رسول خدا شد و جانش را نثار او کرد، و اینکه از طرفی ضحاک نامی درست در لحظه تنهایی امام او را رها کرد و رفت دنبال کار و بار خود.

زهیربن قین

"زهیر بن قین بن قیس انماری یجلی" از مردان شریف و بزرگ قبیله خود بود که در کوفه در میان قوم خود می‌زیست او مردی شجاع بود و دلاوری‌های وی در جنگ‌ها مشهود و معروف بود، زمانی که اعراب به ایران حمله کردند، زهیر جوان بود. روزی از سلمان شنید که هیچ افتخاری بالاتر از این نیست که آدم در کربلا، به نوه پیامبر کمک کند.

زهیر در ابتدا عثمانی و از طرفداران عثمان بود، ولی پس از آن که در سال 60 هجری با خانواده‌اش از سفر حج باز می‌‌گشت تلاش می‌کرد تا کاروانش با کاروان امام در یک‌جا منزل نکند. او دوست نداشت با امام دیداری داشته باشد، ولی به خاطر اصرار همسرش و یادآوری حرف سلمان، پیش امام رفت و شیفته امام شد.

در اثر هدایت الهی از عقیده خود دست کشید و از شیعیان علی و اهل بیت علیهم السلام شد و با امام حسین علیه السلام همراه شد و به کربلا آمد.

وی از حامیان و یاران درجه اول سیدالشهداء علیه السلام بود و سخنان و مبارزات وی به آن گواهی می‌دهد، زهیر از فرماندهان بزرگ سپاه امام علیه السلام است که حضرت وی را به فرماندهی میمنه (سمت راست) سپاه خود گمارد وی چندین بار سپاه دشمن را نصیحت کرد و آنان را از رو در رویی با امام علیه السلام بیم داد.

هنگامی که شمر و همراهانش به خیمه‌های امام حسین علیه السلام حمله کردند، زهیر بن قین و چند تن از یاران امام، شمر و اصحابش را از خیمه‌ها دور ساختند و چند تن از آنها را کشتند، و نیز بعد از آنکه حبیب بن مظاهر به شهادت رسید و آتش جنگ شعله‌ور شد، زهیر به همراه حر بن یزید مبارزه ای دلاورانه کرد و هر گاه یکی از آنان در محاصره دشمن قرار می‌گرفت، دیگری وی را نجات می داد.

پس از مبارزه حر، پس از آنکه امام علیه السلام نماز ظهر را به جا آورد، زهیر دوباره به میدان رفت و دلاورانه جنگید و کسی همانند مبارزه و دلاوری‌های زهیر را کسی ندیده و نشنیده است. می‌گویند زهیر در این مبارزه 120  نفر را به هلاکت رساند تا آنکه شهید شد

ضحاک بن عبدالله مشرقی

 فرزند عبدالله مشرقی همراه با پسر عمویش عمروبن قیس مشرقی، در دهکده «قصربنی مقاتل» با حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بین راه کربلا ملاقات کردند، امام آنها را به یاری طلبید، "عمرو" عذر خواهی کرد و گفت: من مردی عیال وار و سال‌خورده و بدهکار به مردم هستم و اموال مردم نزد من است من باید بروم. ولی ضحاک، دعوت امام را قبول کرد و گفت: ای پسر پیغمبر به شرط اینکه هرگاه که یاری من دیگر بی نتیجه بود، و نفعی نداشت، بیعت خود را از من بردارید. حضرت هم قبول کردند.

این‌چنین ضحاک با قافله اهل بیت وارد کربلا شد، در صبح روز عاشورا در حمله اول شرکت کرد و نماز ظهر را همراه امام به جای آورد. او وقتی که دید سپاه بنی امیه با اسب های خود در یک هدف گیری، اسب های اصحاب امام را هدف قرار داده و از پای در می آورند، اسب خودش را در یکی از خیمه ها پنهان کرد و پیاده جنگید. در مقابل امام علیه السلام، دو نفر از دشمن را که پیاده می جنگیدند به قتل رساند و دست یکی دیگر را از تنش قطع کرد که حضرت هم درحق او دعا کردند و فرمودند: خداوند دست تو را قطع نکند و خدا در دفاع از اهل بیت پیغمبرت، جزای خیر به تو عطا نماید.

ضحاک زمانی که دید که بیشتر اصحاب به شهادت رسیدند و جز یکی دو نفر باقی نمانده اند، خدمت ابا عبدالله آمد و عرض کرد: یابن رسول الله، به خاطر دارید که بین من و شما چه شرطی بود؟ حضرت فرمودند: آری. من بیعت خود را از گردن تو برداشتم ولی تو چگونه می توانی از بین سپاه دشمن فرار کنی؟ ضحاک گفت: من اسب خود را در خیمه ای پنهان کردم و به همین جهت هم بود که پیاده می جنگیدم. سپس از حضرت اجازه گرفت از ادامه جنگ منصرف شد و به پشت جنگ برگشت و اسب خود را برداشت و عصر روز عاشورا، خاندان وحی را رها کرد. او که مردی شجاع و جنگجو بود سوار بر اسب شد، به قلب سپاه بنی امیه حمله نمود و لشگر دشمن را شکافت و عده ای را به قتل رساند و عده ای را زخمی کرد و از بین آن لشگر عبور کرد تا به شهر و دیار خود برگردد.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

قدیمی ترین تابلو ازواقعه عاشورای 61هجری

قدیمی ترین تابلوی عاشورا

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

درختی که درعاشوراخون می گرید(زرآبادقزوین)

درختی که درعاشوراخون میگرید(زرآبادقزوین)

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

وقایع کربلاتاکوفه

  کربلاتاکوفه

 


11 محرم

 

عمر سعد ملعون روز یازدهم تا وقت ظهر در کربلا ماند، و بر کشتگان سپاه خود نماز گذارد و آنان را به خاک سپرد. وقتى روز از نیمه گذشت فرمان داد تا دختران پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را بر شتران بى جهاز سوار کردند و سید سجاد (علیه السلام ) را نیز با غل جامعه بر شتر سوار کردند. هنگامى که آنان را از قتلگاه عبور دادند و نظر بانوان بر جسم مبارک امام حسین (علیه السلام ) افتاد لطمه ها بر صورت زدند و صدا به صیحه و ندبه برداشتند.
 تشکیل مجلس ابن زیاد
روز یازدهم عمر سعد به کوفه آمد. ابن زیاد اذن عمومى داد تا مردم در مجلس حاضر شوند. سپس راءس مطهر امام حسین (علیه السلام ) را نزد او گذاشتند و او نگاه مى کرد و تبسم مى نمود و با چوبى که در دست داشت جسارت مى نمود.


حرکت اهل بیت امام حسین (علیه السلام ) به سوى کوفه
عصر روز یازدهم اهل بیت (علیهم السلام ) را با حالت اسارت به طرف کوفه بردند). نزدیک غروب حرکت کردند و شبانه به کوفه رسیدند. لذا آن بزرگواران داغدار و مصیبت زده را تا صبح پشت دروازه هاى کوفه نگه داشتند. هنگام صبح عمر سعد ملعون از کوفه خارج شد، و بسان فرماندهى که از فتوحات خویش خوشحال است همراه اسراء وارد کوفه شد.


12 محرم


 دفن شهداى کربلا
روز دفن بدنهاى مطهر سید الشهدا (علیه السلام ) و اهل بیت و اصحاب آن حضرت ، توسط امام سجاد (علیه السلام ) به یارى جمعى از بنى اسد است .


 ورود اهل بیت (علیهم السلام ) به کوفه


روز دوازدهم روز ورود اهل بیت (علیهم السلام ) با حالت اسارت به کوفه است . در این روز ابن زیاد فرمان داد که احدى حق ندارد با اسلحه از خانه بیرون آید، و ده هزار سوار و پیاده بر تمام کوچه ها و بازار موکل گردانید، که احدى از شیعیان امیر المؤ منین (علیه السلام ) حرکتى نکند. سپس فرمان داد سرهایى را که در کوفه بود برگردانند و در پیش روى اهل بیت (علیهم السلام ) حرکت دهند، و با هم وارد شهر کرده در کوى و بازار بگردانند.
مردم با دیدن حالت زار ذریه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و سرهاى بر نیزه و بانوان و مخدرات در هودجهاى بدون پوشش ، صدا به گریه بلند نمودند. زینب کبرى ، ام کلثوم ، فاطمه بنت الحسین و امام زین العابدین (علیهم السلام ) به ترتیب با جگرهاى سوزان و قلوب دردناک ایراد خطبه نمودند، که عده اى از لشکر با دیدن این اوضاع از کرده خود پشیمان شدند، اما هنگامى که خیلى دیر شده بود!!

روز شهادت حضرت سجاد (علیه السلام )
شهادت امام زین العابدین (علیه السلام ) بنابر قولى در این روز در سال 94 هجرى در سن 57 سالگى واقع شده است .


13 محرم


 اسراى اهل بیت (علیهم السلام ) در مجلس ابن زیاد
پس از آنکه اسرا و سرهاى مقدس شهدا را در کوفه گردانیدند، ابن زیاد در کاخ خود نشست و دستور داد سر مطهر امام حسین (علیه السلام ) را در برابرش گذاشتند. آنگاه زنان و کودکان آن حضرت را به همراه امام سجاد (علیه السلام ) - در حالیکه به طناب بسته بودند - وارد مجلس نموده ، در برابر تخت آن ملعون ایستاده نگاه داشتند. در این حال درباریان آن ملعون به تماشا ایستاده بودند.


 اسراى اهلى بهت (علیهم السلام ) در زندان کوفه
پس از مجلس شوم ابن زیاد، اهل بیت (علیهم السلام ) را با غل و زنجیر وارد زندان کوفه نمودند.
 خبر شهادت امام حسین (علیه السلام ) در مدینه و شام
ابن زیاد به مدینه و شام نامه نوشت و خبر شهادت امام حسین (علیه السلام ) را منتشر ساخت .
شهادت عبد الله بن عفیف
عبد الله بن عفیف از دى بزرگوارى از اصحاب امیر المؤ منین (علیه السلام ) بود و در جنگهاى جمل و صفین دو چشم خویش را از دست داده بود. لذا مشغول عبادت بود.
او هنگامى که شنید پسر زیاد ملعون به امیر المؤ منین و امام حسین (علیه السلام ) نسبت کذب مى دهد، از میان جمعیت برخاست و گفت : ساکت باش اى پسر مرجانه ، دروغگو توى و پدر تو که به تو این مقام را داد. اى دشمن خدا! فرزندان پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را مى کشى و در منابر مؤ منین اینچنین سخن مى گویى ؟ ماءموران خواستند متعرض او شوند که با کمک قبیله اش به خانه رفت ، ولى بعد آمدند و خانه او را محاصره کردند. پس از رشادتهاى او و دخترش دستگیر شد و همانطور که از خدا خواسته بود به دست بدترین خلق یعنى ابن زیاد به شهادت رسید.


15 محرم

فرستادن سرهاى مطهر شهدا به سوى شام
بنابر بعضى اقواى ، در این روز سرهاى مطهر اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام ) را به سوى شام حرکت دادند. البته بعد اءهل بیت (علیهم السلام ) سرهاى مطهر را به بدنها ملحق کردند.

20 محرم


دفن بدن جون در کربلا
بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعى از بنى اسد بدن شریف جون غلام ابى ذر غفارى را پیدا کردند در حالى که صورتش نورانى و بدنش معطر بود و سپس او را دفن کردند..
جون کسى بود که امیر المؤ منین (علیه السلام ) او را به 150 دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامى که ابوذر را به ربذه تبعید کردند این غلام براى کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیر المؤ منین (علیه السلام ) بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبى (علیه السلام ) و سپس به خدمت امام حسین (علیه السلام ) رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.
هنگامى که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین (علیه السلام ) آمد و براى میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست . حضرت فرمودند: در این سفر به امید عافیت و سلامتى همراه ما بود! اکنون خویشتن را به خاطرما مبتلا مساز.
جون خود را بر قدمهاى مبارک امام حسین (علیه السلام ) انداخت و بوسید و گفت : اى پس رسول خدا، هنگامى که شما در راحتى و آسایش بودید من کاسه لیس شما بودم ، و حال که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنیم ؟
جون با خود فکر کرد: من کجا و این خاندان کجا؟! لذا عرضه داشت : آقاى من ، بوى من بد است و شرافت خانوادگى هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است . یا اباعبدالله ، لطف فرموده مرابهشتى نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگى به دست آورم و رو سفید شوم . نه آقاى من ، از شما جدا نمى شود تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد. جون مى گفت و گریه مى کرد به حدى که امام حسین (علیه السلام ) گریستند و اجازه دادند.
با آنکه جون پیر مردى 90 ساله بود، ولى بچه ها در حرم با او انس فراوانى داشتند. او به کنار خیمه ها براى خداحافظى و طلب حلالیت آمد، که صداى گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هر یک را به زبانى ساکت کرد و به خیمه ها فرستاد و مانند شیرى غضبناک روى به آن قوم ناپاک کرد. او جنگ نمایانى کرد، تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخمهاى فراوانى به او وارد کردند. هنگامى که روى زمین افتاد، امام حسین (علیه السلام ) سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست ، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشید و فرمود: اللهم بیض وجهه و طیب ریحه و احشره مع محمد و آل محمد (علیهم السلام ): بارالها رویش را سفید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت (علیهم السلام ) محشورش نما.
از برکت دعاى حضرت روى غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوى عطر از وى به مشام رسید. چنانکه وقتى بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٤۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

عاشورای حسینی

 

 

السلام علیک یااباصالح المهدى (عج)

اجرک الله فی مصیبه جدک الحسین علیه السلام

 

یا آدم! از شدت عطش چشمان حسین آسمان را مانند دود میبیند.... 

ای ابراهیم ! و تو کشنده فرزندت نیستی .این شان حسین است . 

....و ابراهیم سخت گریست و فرمود: ای پروردگار من! کاش اذن قربان کردن  اسماعیل را به من می دادی، تا داغی بر دل می داشتم و در یکی ازمصائب حسینت با اوهمدردی میکردم.

وخداوند فرمود:ای ابراهیم! تو بر او گریستی و با انجام این کار با او شریک شدی.

 

عاشورای حسینی بر شمادلدادگان کوی عشق تسلیت باد

 

 

وقایع عاشورا

 

  1. شهادت امام حسین (علیه السلام)


در این روز در سال 61 ه‍ که روزجمعه بوده آقا و مولایمان حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام ) در سن 58 سالگى (و یا56 و یا 57 سالگى ) بعد از نماز ظهر، مظلومانه و با حالت تشنگى و گرسنگى در زمین کربلا به شهادت رسیدنداین روز، روز باریدن خون از آسمان است ، و روزى است که شهادت اهل بیت و اصحاب امام حسین (علیه السلام ) در آن به وقوع پیوسته است.
چهار هزار ملک در این روز به زمین کربلا براى نصرت آن حضرت آمدند، و چون اجازه نیافتند تا ظهور حضرت مهدى (علیه السلام ) گریه کنان نزد قبر آن حضرت ماندگارند. در این روز ترک خوردن و آشامیدن بخصوص از غذاهاى لذیذ مناسب است.


 2. شهادت حبیب بن مظاهر اسدى کوفى .
 3. شهادت مسلم بن عوسجه .
 4. شهادت حربن یزید ریاحى .
5.  شهادت جون مولى ابى ذر الغفارى .
 6. شهادت همسر وهب ، به دست رستم غلام شمر.
7.  شهادت شبیه ترین مردم به رسول خدا (صلى الله علیه و آله )، على اکبر (علیه السلام ) فرزند بزرگ سید الشهداء (علیه السلام ) عموىوالامقام حضرت صاحب الامر (علیه السلام ).
8.  شهادت قاسم بن الحسن (علیهما السلام )
9  شهادت عبد الله بن الحسن (علیهما السلام )
 10 شهادت قمر منیر بنى هاشم حضرت عباس بن على بن ابى طالب (علیهم السلام )
 11. شهادت مولانا الرضیع باب الحوائج على اصغر (علیه السلام ).
12. آمدن ذوالجناح با یال و کاکل خونین به سوى خیمه فاطمیات براى آوردن خبر شهادت آن حضرت .
13. ماتم و ناله و گریه پردگیان حرم بر سید الشهداء (علیه السلام )و اولاد و بستگان و اصحاب آن حضرت .
14. غارت اموال از خیام امام حسین (علیه السلام ).
15. فرار فاطمیات و علویات در بیابانها بعد از شهادت آقا و سرور شان اباعبدالله (علیه السلام ).
16. غارت کردن لباس و زره و... از بدن مطهر شهداى کربلا.
17. جدا شدن سرهاى مطهر امام حسین (علیه السلام ) و اهل بیت و اصحاب آن حضرت .
18. به آتش کشیدن خیمه هاى آل الله ، فرزندان رسول خدا و على مرتضى و فاطمه زهرا (علیهم السلام )
19. شهادت دختران کوچک در کنار خیمه ها.
20. گریه و ماتم بر سید الشهدا (علیه السلام ) و عزاى زمین و زمان ، عرش و آسمان ، جن و انس و ملک و وحوش بر آن حضرت .
در این روز ملکى ندا کرد: اى امت ظالمى که عترت پیامبر خود را کشتید، خداوند شما را موفق به درک عید فطر و قربان نفرماید.
21. راءس مطهر امام حسین (علیه السلام ) در کوفه
عصر عاشورا راءس مطهر و نورانى امام حسین (علیه السلام ) را توسط خولى بن یزید اصبحى ملعون حمید بن مسلم از دى به کوفه فرستادند.
22. خونین شدن ریشه هر گیاهى که از زمین کشیدند، از مصیبت عظماى آن روز.
23. قتل ابن زیاد
ابن زیاد در روز عاشوراى سال 67 ه‍ به فرمان مختار به جزاى ظاهرى اعمالش رسید و کشته شد.حصین بن نمیر و جمعى از قتله امام حسین (علیه السلام ) نیز همراه ابن زیاد به قتل رسیدند).
ابن زیاد ملعون به دست ابراهیم پسر مالک اشتر نخعى کشته شد، و سر نحسش را براى مختار فرستادند. مختار هم سر او را براى امام زین العابدین (علیه السلام ) فرستاد. هنگام وارد کردن سر ابن زیاد حرت مشغول غذا خوردن بودند. لذا سجده شکر به جاى آورده فرمودند: ((روزى که ما را بر ابن زیاد وارد کردند غذا مى خورد. من از خدا خواستم که از دنیا نروم تا سر او را در مجلس غذاى خود مشاهده کنم ، همچنان که سر پدر بزرگوارم مقابل او بود و غذا مى خورد. خداوند به مختار جزاى خیر دهد که خونخواهى ما را نمود)). سپس حضرت به اصحاب خود فرمود: همه شکر کنید.
 24. قیام حضرت مهدى (علیه السلام )
به روایتى حضرت بقیه الله الاعظم حجه بن الحسن العسکرى ارواحنا فداه در این روز قیام خواهند کرد..
 25. وفات ام سلمه
در این روز در سال 62 - 63 ه‍ ام سلمه همسر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) از دنیا رحلت فرمود.

هنگام حرکت امام حسین (علیه السلام ) از مدینه به مکه ام سلمه آمد و خبر شهادت آن حضرت را که از پیامبر (صلى الله علیه و آله ) شنیده بود با اندوهى فراوان بازگو کرد. امام حسین (علیه السلام ) محل شهادت و موضع دفن خود و اصحابشان و... را به معجزه نشان دادند. سپس مقدارى از خاک آن بقعه طیبه را به ام سلمه دادند و در نزد آن حضرت بود تا روز عاشورا که ام سلمه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را با حالتى گرد آلود و ژولیده مو در خواب دید، و عرض کرد: یا رسول الله ، این چه حالت است که در شما مى نگرم ؟ فرمودند: ((اى ام سلمه ، حسین مراکشتند و دیشب براى او و اصحاب او قبر مى کندم.
وقتى از خواب بیدار شد دید خاکى که پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و امام حسین (علیه السلام ) به او داده بودند به خون تازه تبدیل شده است.

 

اصلاًحسین جنس غمش فرق می کند

این راه عشق پیچ وخمش فرق می کند 

اینجاگدا همیشه طلبکار می شود 

اینجا که آمدی کرمش فرق می کند 

شاعر شدم برای سرودن برایشان 

این خانواده، محتشمش فرق می کند 

"صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین" 

عیسای خانواده دمش فرق می کند 

از نوع ویژگی دعا زیر قبه اش 

معلوم می شود حرمش فرق می کند 

تنها نه اینکه جنس غمش جنس ماتمش 

حتی سیاهی علمش فرق می کند 

با پای نیزه روی زمین راه میرود 

خورشید کاروان قدمش فرق می کند 

من از حسینُ منی پیغمبر خدا 

فهمیده ام حسین "همش" فرق می کند.

 

 

 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:۱۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

نکاتی درآموزش روضه خوانی ومرثیه سرایی

90نکته مرثیه خوانی

 

-1- در مرثیه خوانی به «خدا» توکل کنیم.
-2- در مرثیه خوانی توسل به معصومان و کمک از آنان بویژه حضرت فاطمه‏ی زهرا و امام حسین و حضرت مهدی - علیهم‏السلام - را فراموش نکنیم.
-3 در مرثیه خوانی، از خاندان عصمت و طهارت - علیهم‏السلام - با احترام یاد کنیم، مثلا برای مرد (علیه‏السلام) و برای زن (علیهاالسلام) را به کار بریم.
-4- از خدا بخواهیم تا خاندان عصمت و طهارت بویژه حضرت مهدی - علیهم‏السلام - به جلسات مرثیه خوانی ما عنایت کنند و در این گونه مجالس تشریف بیاورند و چشمان گنهکار ما را به جمال دل آرای خویش نورانی بفرمایند.
5- -اگر به مرثیه خوانی علالقه داریم از خاندان عصمت و طهارت بویژه حضرت فاطمه‏ی زهرا و امام حسین و امام زمان - علیهم‏السلام - بخواهیم تا ما را در زمره‏ی مرثیه خوانان واقعی خود قرار دهند.
6- -مرثیه خوانی از نعمتهایی است که خداوند و خاندان عصمت و طهارت علیهم‏السلام - به دوستان خود عطا می‏کند، پس آن را دست کم نگیریم و کم ارزش نکنیم.

7- می‏توانیم ثواب مرثیه خوانی خود را به معصومان - علیهم‏السلام - یا مراجع تقلید - رضوان الله علیهم - و یا پدر و مادر و فامیل و مانند آن هدیه کنیم.
8- خواندن مرثیه را به عنوان انجام عبادت و وظیفه‏ی شرعی بدانیم.
9- در هنگام مرثیه خوانی با طهارت و با نظافت باشیم.
10- می‏توانیم پیش از مرثیه خوانی دو رکعت نماز بخوانیم و از خدا بخواهیم تا ما را در مرثیه خوانی موفق بدارد.
11- شایسته است پیش از خواندن مرثیه جمله‏ی «یا اباعبدالله ادرکنا» یا جمله‏ی «یا صاحب الزمان ادرکنا» و یا جمله‏ی «یا فاطمة الزهراء ادرکینا» را از قلب خود بگذرانیم و یا بر زبانمان جاری نماییم.
12- پیش از مرثیه خوانی درباره‏ی آن فکر نماییم که چگونه آن را آغاز کنیم، چگونه آن را ادامه دهیم و چگونه آن را به پایان بریم و بطور کلی چگونه آن را بیان نماییم.
13- مرثیه را با نام و حمد خدا و درود و صلوات بر پیامبر گرامی اسلام - صلی الله علیه و آله - و ائمه‏ی معصومین - علیهم‏السلام - و بیزاری از دشمن آنان آغاز کنیم. مثلا بگوییم: «بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمن، ثم الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‏القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین».
14- می‏توانیم مرثیه را نیز با نام خدا و یاد صفات خدا آغاز کنیم. مثلا بگوییم: «بسم الله الرحمن الرحیم، یا رحمان یا رحیم...».
15- پس از ذکر نام و صفات و حمد خدا و درود بر معصومان می‏توانیم چند بیت شعر بخوانیم و یا خاطره و داستانی را ذکر کنیم و سپس اصل مرثیه را بازگو نماییم.
16- اگر شعر یا خاطره و یا داستانی پیش از خواندن اصل مرثیه مورد استفاده قرار می‏گیرد، سعی شود آن قدر طولانی نگردد که از اصل مرثیه بیشتر شود و اصل مرثیه و هدف و محتوای آن را تحت الشعاع خود قرار دهد.

17- چناچه شعر یا داستان یا خاطره و یا نظایر آن در مرثیه خوانی مورد استفاده قرار گرفتند، باید از نظر محتوا درست و از نظر مدرک صحیح و معتبر باشند.
18- شایسته است از اشعار عرفانی مربوط به مرثیه در همه جا استفاده نشود، زیرا عرفان، زمینه و یا زمینه سازی می‏خواهد.
19- در آغاز راه و پیش از خواندن مرثیه، آن را در خانه یا مانند آن تمرین و حفظ کنیم، تا در هنگام خواندن مرثیه دچار اشتباه و یا فراموشی نشویم.
20- اگر شنوندگان برای شنیدن مرثیه بطور پراکنده نشسته‏اند، در صورت امکان از آنان بخواهیم به صورت جمعتر بنشینند.
21- سعی کنیم تا مرثیه را بدون مقدمه چینی و زمینه سازی شروع ننماییم. به قول معروف، فوری به «گودال قتلگاه» نرویم.
22- برای مقدمه چینی و زمینه سازی می‏توان مرثیه را با عرض سلام بر معصوم یا شهید مورد نظر، و یا همان گونه که گفته شد با خواندن شعر و ذکر داستان و خاطره‏ای مربوط به مرثیه‏ی مورد نظر آغاز کنیم.
23- گاهی برای آغاز یا پایان مرثیه‏ی سرور شهیدان می‏توانیم این سلامها را بخوانیم: «السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین [و رحمة الله و برکاته ]».
24- در آغاز یا پایان مرثیه‏ی هر معصومی - علیه‏السلام- می‏توانیم قسمتی از دعای توسل را که مربوط به آن معصوم است بخوانیم، مثلا برای مرثیه‏ی امام حسین - علیه‏السلام- عرض کنیم: «[السلام علیک] یا اباعبدالله یا حسین بن علی ایها الشهید یابن رسول الله یا حجة الله علی خلقه یا سیدنا و مولینا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عند الله اشفع لنا عندالله».

25- معمولا مرثیه دارای سه مرحله است: یک: مقدمه، دو: اوج و سه: فرود. بعد از رسیدن مرثیه به مرحله‏ی اوج و سوزناک خود، آن را زیاد طول ندهیم، یعنی مرحله‏ی فرود مرثیه را کوتاه کنیم، که گاهی مرثیه حتی بدون فرود نیز خوانده می‏شود.
26- مرحله‏ی اوج مرثیه، مرحله‏ای است که گره مرثیه گشوده می‏شود و سوزناکترین قسمت مرثیه است. بدین جهت مرحله‏ی اوج مرثیه را زود بیان نمی‏کنیم.
27- وقتی مرثیه به مرحله‏ی اوج خود رسید سوز و گدازی را در شنوندگان برانگیزانیم و «تحولی درونی» در آنها به وجود آوریم به گونه‏ای که حالت توجه به معارف بلند عاشورایی با آن سوز و گداز همراه گردد.
28- در اوج مرثیه با کلماتی مانند «یا حسین» و «یا زهرا» توسل را بیشتر و داغتر کنیم.
29- اگر مرثیه را همراه با سخنرانی انجام می‏دهیم شایسته است که ارتباط موضوع سخنرانی با موضوع مرثیه را فراموش نکنیم و ارتباط بین آن دو را در نظر داشته باشیم، و به اصطلاح سخنوران مرثیه خوان «گریز» بزنیم.
30- شایسته است مرثیه را با خواندن دعا و فاتحه و صلوات و قیام برای حضرت مهدی - عجل الله تعالی فرجه الشریف - به پایان بریم.
31- پس از پایان مرثیه می‏توان آیه‏ی «و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون: و ستمکاران بزودی خواهند دانست که به چه مکانی باز می‏گردند.» و یا آیه‏ی «الا لعنة الله علی الظالمین: آگاه باشید نفرین خدا بر سمتمکاران است»، را خواند.
32- بعد از خواندن آیاتی که گفته شد می‏توانیم برای استجابت دعا پنج بار آیه‏ی «امن یجیب المظطر اذا دعاه و یکشف السوء» را بخوانیم.
33- می‏توانیم پس از «امن یجیب» این دعا را بخوانیم «اللهم انا نسئلک و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الاعز الاجل الاکرم بحق محمد و علی و فاطمة و الحسن و الحسین و التسعة المعصومین من ذریة الحسین» و سپس ده بار «یا الله» بگوییم و آن گاه دعاهای دیگر را بخوانیم.

34- اگر هنگام مرثیه خوانی، مطلب یا شعر بعدی را فراموش کردیم، مطلب یا شعر قبلی را تکرار می‏کنیم و شرح می‏دهیم و در ضمن این کار به جستجوی مطلب یا شعر بعدی می‏پردازیم تا آن را به یاد آوریم.
35- برای مرثیه خوانی اگر می‏توانیم در جایی قرار گیریم که مشرف بر شنوندگان باشیم.
36- شایسته است موانع تمرکز حواس را از محل مرثیه خوانی حذف کنیم. گاهی این کار با تذکری از سوی مرثیه خوان می‏تواند انجام گیرد.
37- در آغاز مرثیه می‏توانیم از شنوندگان بخواهیم تا سرها را به زیر بیندازند، دلها را روانه‏ی کربلا کنند و زانوی غم در بغل بگیرند.
38- تا می‏توانیم مدت و مقدار مرثیه را در مدت زمانی که از ما خواسته‏اند انجام دهیم، یعنی مرثیه را بموقع شروع کنیم و بموقع خاتمه دهیم.
39- در ابتدای مرثیه صدای خود را خیلی بالا نبریم و بلند نکنیم، تا برای ادامه‏ی مرثیه نیز نفس داشته باشیم.
40- گاهی گلو و دهان مرثیه خوانهای مبتدی خشک می‏شود و یا نفس آنان کم می‏آید، این امری طبیعی است که به مرور زمان از بین می‏رود. ولی نکات مرثیه خوانی مانند نکته‏ی قبلی را نیز باید رعایت کرد، تا با چنین مشکلی روبرو نشد.
41- اگر صدای شما گرفته یا سرما خورده و یا ناصفاف است، چنانچه می‏توانیم در رفع آن بکوشیم و یا خودمان پیش از خواندن مرثیه به شنوندگان آن را بگوییم.
42- سعی کنیم برای خواندن مرثیه، شروع خوب، گیرا و جذابی داشته باشیم.
43- تلاش کنیم خودمان نیز همراه خواندن مرثیه بسوزیم و اشک بریزیم و گریه کنیم که گفته‏اند: «آنچه از دل برآید، لا جرم بر دل نشیند».
44- اگر هنگام خواند مرثیه، خودمان گریه نمی‏کنیم (بکاء)، دست کم حالت گریه به خود بگیریم (تباکی).
45- سوز و حال و گریه در مرثیه خوانی را از خود خدا و معصومان - علیهم‏السلام - طلب کنیم.
46- خود را برتر از مرثیه خوانهای دیگر ندانیم و متواضع باشیم. مثلا نگوییم: «من یک ساعت مرثیه خوانی کردم ولی فلانی کم آورد».
47- علاقه و تمرین و صدق و اخلاص و تقوا از عوامل موثر در مرثیه خوانی است؛ پس به آنها توجه بیشتری کنیم.
48- تعدا کم یا زیاد جمعیت در اخلاص ما برای مرثیه خوانی تاثیر نگذارد. مثلا نگوئیم: «دیشب در مجلسی مرثیه خوانی کردم که غلغله بود و جای سوزن انداختن نبود».
49- اگر از مرثیه خوانی ما انتقاد سودمندی کردند، ناراحت نشویم و آن را بپذیریم.
50- از تحقیر مرثیه خوانهای دیگر به گونه‏های مختلف خودداری کنیم، مثلا نگوئیم: «روی فلانی را کم کردم».
51- اگر برای مرثیه خوانی به ما هدیه‏ای ندادند ناراحت نشویم، زیرا پاداش اصلی و حقیقی این کار نزد خدا است.
52- به خاطر حضرت فاطمه‏ی زهرا و امام حسین - علیهاالسلام - برای مرثیه خوانها احترام ویژه‏ای قائل باشیم. پس حداقل می‏توانیم به احترامشان از جای خود برخیزیم و یا دست آنان را ببوسیم.
53- هنگام مرثیه خوانی با مدیریت خود، کنترل مجلس را به عهده بگیریم، زیرا ممکن است در بعضی موارد، کنترل مجلس را از دست بدهیم و یا دیگران بخواهند نظم مجلس را به هم بزنند.
54- تجربیات مرثیه خوانی خود را در اختیار دیگران قرار دهیم و در این مورد نیز سخاوتمند باشیم، که خیر و برکت نزد خداست.
55- حتما بر موضوع و محتوای مرثیه تسلط کافی داشته باشیم. مثلا بدانیم در آغاز و مقدمه‏ی مرثیه چه چیزهایی را باید بخوانیم و در اوج و فرود مرثیه چه چیزهایی را باید بگوییم.

56- در آغاز راه و پیش از خواندن مرثیه، یک بار دیگر مرثیه را مطالعه و مرور کنیم تا مرتکب اشتباهی نشویم.
57- می‏توانیم در ابتدای مرثیه خوانی موضوع مرثیه را به شنوندگان بگوییم، مثلا به آنان بگوییم: «امشب می‏خواهم روضه‏ی حضرت علی اکبر -علیه‏السلام- را برای شما بخوانم».
58- اگر چراغهای مجلس مرثیه خوانی خاموش شوند، شاید حزن و اندوه بیشتری بر آن مجلس حاکم گردد؛ پس در مواردی به این نکته توجه داشته باشیم.
59- در مرثیه خوانی از طرح سئوالات و شبهات بدون پاسخ پرهیز نماییم. مثلا در مرثیه‏ی حضرت فاطمه‏ی زهرا - علیهاالسلام - این سوال را مطرح نکنیم که چگونه ممکن است حضرت فاطمه‏ی زهرا - علیهاالسلام - بعد از مرگش، دستهای خود را از کفن بیرون آورد و امام حسن و امام حسین - علیهاالسلام - را در آغوش بگیرد و بعد پاسخ آن را هم ندهیم.
60- مطالب احتمالی و مشکوک در مرثیه خوانی مانند حضور حضرت لیلا - علیهاالسلام - در کربلا را به صورت قطعی و یقینی ذکر نکنیم و یا حتی از ذکر آنها خودداری نماییم.
61- بدون ضرورت، مرثیه را تکرار نکنیم و از دوباره خوانی بپرهیزیم.
62- می‏توانیم از آیات، روایات، شعر، داستان و خاطره، مثال و تشبیه، ضرب المثل، آمار و اخبار صحیح و دقیق، سخنان عالمان و بزرگان و دانشمندان نظیر حضرت امام خمینی - قدس سره الشریف - و جملات و قطعه‏های ادبی و زیبایی که متناسب با موضوع و محتوای مرثیه باشند استفاده نماییم.
63- -اگر در خواندن مرثیه دارای سبک خاصی هستیم، آن قدر تمرین و ممارست داشته باشیم تا آن سبک را از دست ندهیم.
-64- در آغاز راه می‏توانیم پیش از مرثیه خوانی چند نفس عمیق بکشیم، تا ترس و دلهره‏ی ما از بین برود و آرامش جای آن را بگیرد.
-65- بطور طبیعی مرثیه خوانی کنیم و خود را به تکلف و زحمت نیندازیم.
-66- نزد عموم از به کارگیری کلمات و لهجه‏ی خاص و محلی در مرثیه خوانی خودداری کنیم و از داشتن تکیه کلام پرهیز نماییم.

-67- به مرثیه‏ای که می‏خوانیم، خودمان اعتقاد داشته باشیم، تا این اعتقاد در شنوندگان نیز تاثیر معنوی و عاطفی بگذارد.
68- -از دروغها و تحریفاتی که در مرثیه‏ها صورت گرفته است با اطلاع باشیم تا آنها را نخوانیم.
-69- مواظب باشیم برای گریاندن مردم، مرثیه‏ها را کم و زیاد و تحریف نکنیم تا مثلا سوزناک شوند و مردم را به گریه اندازند.
-70- توجه داشته باشیم که مرثیه خوانی با زبان محاوره‏ای دلنشین‏تر از مرثیه خوانی با زبان مکاتبه‏ای است.

- 71- برای برانگیختن شور و احساس شنوندگان باید خودمان در هنگام مرثیه خوانی شور و سوز و احساس نیز داشته باشیم.
-72- در آغاز مرثیه خوانی ترس و لرز و دلهره و ضربان شدید قلب امری طبیعی است، از این رو یاس را به خود راه ندهیم و مرثیه خوانی را در «جاهای مختلف» و در حضور «جمعیتهای گوناگون» تمرین و دنبال کنیم تا ترس و دلهره‏ی ما از بین برود.

73 - مرثیه خوان باید آنچنان ورزیده باشد که اگر به او گفتند در سه دقیقه مرثیه خوانی کند بتواند، و چنانچه به وی گفتند در سی دقیقه مرثیه خوانی کند باز هم بتواند.
74-  اگر در آغاز راه هستیم به خود «تلقین» کنیم که می‏توانیم مرثیه خوانی نماییم، زیرا تلقین یکی از راههای تعلیم و تعلم است.
-75- مرثیه‏ها را مطابق فهم و موقعیت فردی، سنی، زمانی و مکانی شنوندگان انتخاب کنیم و بخوانیم. مثلا برای نوجوانان مرثیه‏ی حضرت قاسم - علیه‏السلام- و برای کودکان مرثیه‏ی حضرت رقیه - علیهاالسلام - و برای بانوان مرثیه‏ی حضرت زینب - علیهاالسلام - را بخوانیم.
-75- می‏توانیم از مرثیه‏ها نکات اخلاقی، تربیتی، سیاسی، تاریخی و نظامی را استفاده کنیم و آنها را برای شنوندگان بازگو نماییم. یک فرمانده‏ی نظامی می‏گفت: «گاهی مواقع از مراثی امام حسین - علیه‏السلام- و پیکار او با دشمنانش، نکات نظامی را برداشت می‏کنیم».
76- -معمولا از تعابیری که مخصوص همان زمانها بوده است استفاده کنیم، مثلا به جای خیمه کلمه‏ی چادر یا سنگر و به جای عمود، کلمه‏ی گرز را به کار نبریم.
-77- مجالس دعا، ختم و مانند آن زمینه‏ی خوبی برای یادگیری و شروع مرثیه خوانی است.

-78- جلسه‏ی مرثیه می‏تواند برای مخاطبان، جلسه‏ی توبه و بازگشت به سوی خدا نیز باشد، به آن توجه کنیم و از آن استفاده نماییم.

79- -مرثیه خوان نباید بر مسموعاتی (شنیده‏ها) که به نظر دروغ و غیر صحیح یا غیر قابل قبول است تکیه کند.
80- -اگر مثلا در دو جا مرثیه خوانی می‏کنیم بهتر است برای هر کدام مرثیه‏ی جداگانه و یا دو قسمت مختلف از یک مرثیه را بخوانیم، زیرا در بعضی موارد ممکن است برخی از شنوندگان هر دو جا یکی باشند.
81- -مرثیه‏ها را طوری بازگو نکنیم که خواری و ذلت خاندان عصمت و طهارت - علیهم‏السلام - از آن برداشت شود.
-82- در مرثیه می‏توان به جای آمار و اعدادی که از نظر صحت مورد تردید و یا انکار است، به کلماتی از قبیل (جمعیتی بسیار)، (عده‏ای زیاد)، (تعدادی فراوان) اکتفا نمود، مثلا به جای اینکه بگوییم: «امام حسین - علیه‏السلام- چندین هزار نفر از دشمنان را کشت»، بهتر است بگوییم: «امام حسین - علیه‏السلام- تعداد فراوانی از دشمنان را کشت».
-83 شایسته است از ذکر مراثی یا آماری که موجب انکار یا عکس العمل منفی شنوندگان می‏شود خودداری کنیم. بویژه در مقابل شنوندگانی که کمتر از اعتقاد راسخ و ایمان بالا برخوردار هستند. مثلا در چنین مجالسی شاید لازم نباشد که بگوییم: «نوجوان کربلا حضرت قاسم - علیه‏السلام - سی و پنج نفر از دشمنان را کشت».
-84 می‏توانیم برخی از قسمتهای مرثیه یا اشعار و رجزهای آن را با همان زبان عربی بخوانیم و سپس آنها را ترجمه کنیم، مگر در مواری که ترجمه‏ی آنها لازم نباشد.
-85- اگر از کلمات و جملات عربی در مرثیه خوانی استفاده می‏کنیم آنها را بطور صحیح تلفظ کنیم، بویژه در مجالسی که آشنایان به زبان عربی مانند علما و طلاب حضور دارند.
86  -اگر به زبان عربی آشنایی داریم، مراثی حضرت فاطمه‏ی زهرا - علیهاالسلام - در جلد (43) بحار الانوار و مراثی امام حسین و اصحابش -- علیهم‏السلام – رابخوانیم.

87- خواندن مرثیه را بیش از حد، طولانی نکنیم، تا موجب ملال و خستگی شنوندگان نشود و بر آنان اثر منفی نگذارد؛ بویژه در مجالسی که علاقه و زمینه‏ی کمتری نسبت به مرثیه در آنها وجود دارد، از طولانی کردن مرثیه خودداری نماییم.
88- از کتابهای مقتل (مقاتل) و مرثیه‏هایی که دارای مدرک و سند و مأخذ صحیح و معتبر هستند استفاده کنیم، و از هر مرثیه خوانی، مرثیه‏ها را نقل ننماییم و برای دیگران نخوانیم. کتابهای منتهی الامال، نفس المهموم و بیت الاحزان محدث قمی، لهوف سید بن طاووس، جلاء العیون مجلسی و ارشاد شیخ مفید در زمینه‏ی مرثیه خوانی کتابهای خوب، مفید و معتبری هستند.
89-اگر مأخذ و مدرک مرثیه را به شنوندگان بگوییم بهتر است، بخصوص در مجالسی که طلاب، علما و بزرگان حضور دارند.
90- از بانی و مؤسس و دست اندرکاران مجلس روضه خوانی تشکر و قدردانی نماییم، اما به صورت مبالغه‏آمیز و خارج از حد و فراتر از واقعیت نباشد.

 منبع:پایگاه آوینی (باتصرف)

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٢۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

درمحرم یک تلنگری به خودمان بزنیم

امام حسین(ع):

الناس عبیدالدنیا

 

یکی گوید عزای من حسین (ع ) است 

 ولی دانم غذایش از حسین (ع ) است

یکی گوید وفای من حسین (ع ) است 

 ولی دانم ردایش از حسین (ع ) است

یکی گوید مراد من حسین (ع ) است 

 ولی دانم مریدش از حسین (ع ) است

یکی گوید جانم از حسین (ع ) است

 ولی دانم جایش از حسین (ع ) است

تو که گویی عزایت از حسین (ع ) است 

 خجالت کش که مجلس بی حسین (ع ) است

تو که گویی وفای تو حسین (ع ) است

 بدان که آن ردایت بی حسین (ع ) است

تو که گویی مراد تو حسین (ع ) است 

 چرا چشمت به دنبال " مرید بی حسین (ع ) " است

تو که گویی جانت از حسین (ع ) است 

 به تو هشدار جایت بی حسین (ع ) است

 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۳:۱۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٩ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

مداحان معروف کشوری

 


مداحان اهل بیت
 


حاج منصور ارضی
 
 
حاج منصور  مداح ارشد،پیش کسوت ،پیرغلام اهل­بیت و تاج ­سر هیاتی­ های امروزی است که سابقه ­ی جبهه روحش را صیقل داده است. حاج منصور بصیرت جوانان را مهمتر از شور آنها می­داند لذا در بحبوحه روضه­هایش ناگهان مسایل اجتماعی را مطرح می­کند. سالهاست که شبهای جمعه­ دعای کمیل او برای فرشتگان آسمانی و ناسیان زمینی آشناست. حاجی بشدت حضرت رقیه­ای است و شاید امروز دیگر صدایش با ملاک و معیارهای زمینی چندان زیبا و گوش­نواز نباشد ولی این نفس جرحه جرحه شده­ی اوست که جوانان شیعه را در آسمانها به گردش می­برد.
 
 
حاج محمود کریمی


او از هم­ردیفان حاج ­سعید حدادیان محسوب شده و اغلب هیاتش در امام­زاده علی­ اکبر چیذر برگزار می­شود. نوحه­ های واحد او بی­ تردید در ایران بی­همتاست. حاج محمود بشدت ابوالفضلی ع است و در روضه ­های حضرت عباس گریه­ هایش از کنترل خارج می­شود. امروزه محمود کریمی در بین مداحین هم­دوره­اش پرطرفدارترین مداح است.
 
 
حاج احمد واعظی

مداح مشهدی که بشدت حضرت زهرایی است. وقتی حاج احمد در روضه ­ی حضرت زهرا عنان از کفَش رها شود دیگر فقط خدا می­تواند دل او و دوستانش را آرام کند. برای فیض بردن از مجلس شوریدگی او لازم نیست عاشق باشی فقط کافی است در مجلسش حضور فیزیکی داشته باشی. خدا ما را هم با شیفتگان زهرا محشور کند
 
 
سعید حدادیان

 حاج­ سعید را مداح جبهه­ ها می­شناسند. در بین مداحهای نسل اول انقلاب او بیشترین سبک مداحی را دارد. حدادیان مسئول فرهنگی دانشگاه تهران است و خود را شاگرد حاج ­منصور می­داند و هنوز هم با حاجی برنامه ­ی مشترک دارد. زیارت عاشورای او فراموش نشدنی است. هیاتش در مهدیه­ ی بزرگ امام ­حسن ودرچیذر برگزار می­شود و سالهای اخیر پسر نوجوانش، محمدحسین هم مداحی می­کند.
 
 
حاج­ حسین سازور


 او پا منبری­های ثابت و خاص خودش را دارد. سبک مداحی او به شدت مورد علاقه قدیمی­هاست و بیشتر روضه می­خواند و در روضه ­هایش ظرایف و لطایفی می­گوید که رندان و عشاق اهل­بیت را می­سوزاند. روضه­ های پرمایه او را نمی­توان در هر حالی گوش کرد و باید شرایط روحی مناسبی فراهم باشد تا حق روضه­ هایش ادا شود.
 
 
حاج ­حسن خلج


هیات حاج­ حسن بیشتر در خیابانهای پیروزی و نبرد برپا می­شود. امروزه او جزو سنگین­ترین مداحها محسوب می­شود ولی روزگاری بشدت مورد طعن بوده است. حاج ­حسن بر مبانی موسیقی تسلط کامل دارد ولی بیشتر اهل روضه است. روضه ­هایش شبیه روضه­ های سازور و حاج­علی انسانی بوده و اشک مهمترین اندوخته­ ی مراسمات حاج­ حسن است.
 
 
حاج اسماعیل اخباری


متولد آذر 1332 وخواهرزاده مداح مرحوم علی اخباری است و پس از چند دهه مداحی تبدیل به یکی از محبوب ترین مداحان منطقه شده است.صدای دلنشین ونوای سنتی اوبرای مردم کاشان وآران وبیدگل یاداورخاطرات بسیاری است .ازعزاداری های حسینی  وشورمحرم بعدازانقلاب گرفته تامراسم تشییع جنازه شهدای هشت سال دفاع مقدس ومجالس موالیدوووفیات ائمه علیهم السلام و مجالس ترحیم.
شاید یکی از دلایل ماندگاری و تأثیرگذاری مداحی او بر دل ها بی شک بتوان در مرام و شخصیت واخلاص او جست و جو کرد. رموزی که اکثر مداحان قدیمی از آن بهره مند بودند وی کماکان معتقدبه سبکهای سنتی است وسبکهای پاپ مداحی را  در شأن مجالس اهل بیت نمی داند.
 
 
صادق آهنگران
 
 
محمدصادق آهنگری که با نام صادق آهنگران معروف است (زاده ٬۱۳۳۶ اهواز) یکی از مداحان سرشناس ایران می باشد.وی در اهواز بدنیا آمد و همانجا بزرگ شد ولی اصالتا دزفولی است. وی مداحی را از نوجوانی و با خواندن در هیاتها آغاز کرد. وی در زمان انقلاب شعارگو بود و پس از انقلاب به فعالیت در کمیته پرداخت. وی در ۲۳ سالگی ازدواج کرده است و سه پسر و یک دختر دارد. وی درجبهه به خواندن دهاهای بین نماز٬ دعاهای کمیل ٬ خواندن در سینهزنیها و خواندن در هنگام عملیاتها میپرداخت. اولین نوحه ای که از وی بطور سراسری پخش شد٬ نوحهی «ای شهیدان به خون غلتان خوزستان درود» سروده ی حبیب الله معلمی ملقب به فردوسی جنگ بود   از جمله دیگر کارهای مشهور بعدی وی میتوان به «ای لشگرصاحب زمان آماده باش» و «با نوای کاروان» اشاره کرد. وی پس از جنگ در تهران در رشته زبان و ادبیات فارسی تا مقطع کارشناسی به تحصیل پرداخت. وی هماکنون مسئول مسئول ستاد اجرای هیات رزمندگان و امور شهرستانها است.


 حاج محمدرضاطاهری
 
وی در نوحه ها و مولودی ها سبک خاص و زیبایی را دارد که صدای خوب چاشنی آن شده و یک اثر زیبا را خلق میکند.استفاده از اشعار مناسب و زیبا و با مفهوم از جمله ویژگیهای مرثیه های خوانده شده توسط حاج محمد رضا طاهری میباشد.


 
مداحان جوان


 
مجید رمضانی


مداحی که به تازگی در محیط بسیج رشد کرده است و اشعارش بوی شهادت و امام زمان می­دهد. نوحه­های رمضانی ادبیات بچه حزب­ اللهی­ ها را دارد و بخاطر صداقتش بسیار دلنشین است که صدای خوش او نیز به این جذابیت افزوده است. خدا او را با شهدا محشور کند.


سید مهدی میرداماد


 در اسفند ماه سال 1357 در یکی از محله های جنوب شهر اهوازبدنیاآمد.از سال 74 الی 80 سطح یک حوزه  رابا پیش زمینه مداحی و ستایشگری اهلبیت گذراند.این چند سال نقاط قابل توجهی را در خود جای میداد ، از تشکیل هیئت انصار الشهدا و برپایی نمایشگاه های کوثر ولایت در قم و جنوب تا برگزاری جلسات هفتگی در مهدیه اسلامی به همراه دوستان طلبه ، از ورود به مجموعه هیئت خادم الرضا (ع) و آغاز رفاقت با حاج محمود کریمی تا آشنایی با حاج مهدی سلحشور و آغاز یک دوره جدید همخوانی در هیئت ثارالله ....آشنایی با جلسات متعدد و بهره گیری از مکتب های مختلف مداحی و شاگردی اساتید بنام و پیشکسوتی مانند حاج منصور ارضی ، حاج علی انسانی ، حاج حسن خلج ، و ... راهیابی به جلسات مهم و قابل توجهی مانند حرم مطهر امام رضا علیه السلام ، حرم حضرت معصومه سلام الله علیها ، مسجد مقدس جمکران ، بیت رهبری ، مهدیه تهران و ... تجربه های گرانبهایی را در اختیاراو قرار داد. سیدیکی ازمشهورترین مداحان بااخلاص قم وکشوراست ومجالس پرشوری دارد.


 
مهدی سلحشور


از مداحهای جوان قمی است که صدای بم او بیشتر به مدحهای جلالی می­خورد تا جمالی. مهدی سلحشور برادر کوچکتر فرج­الله سلحشور، کارگردان معروف سینماست. این طلبه که در قم به خودسازی مشغول است روحیه­ای بسیجی دارد.


نریمان پناهی


 نریمان برادر شهید بوده و هیاتش اغلب در میدان منیریه است. سابقا حرف و حدیثهایی را در خصوص میان­دارهای هیاتش شایع کردند ولی نریمان پناهی که این روزها کمتر صدای زیبایش را می­شنویم، مردی میانسال­، جا افتاده و بی­حاشیه می­باشد که خلوص در عمل برای او یک سرلوحه است. نریمان بیشتر توجهش معطوف به خود امام حسین و روضه­های روز عاشوراست. با اینکه او به مقتضای سنش، اغلب شعرهای قدیمی و سبکهای قدیمی می­خواند ولی گویا هیچگاه نوحه­هایش کهنه نمی­شود و هر سال محرم پرطرفدارترین صدا در ماشینهای بالای شهر تهران است!


مهدی مختاری


جوان پاک سسیستانی  باصدای حجیم و زبانِ دل پر دردش  که شبیه لحن مهدی اکبری است. مختاری علاقه زیادی به سبکهای قدیمی دارد. این طلبه که زندگی خودش را وقف اهل­بیت کرده است علیرغم شهرتش، بیشتر تمایل دارد در شهرهای کوچک و روستاها مداحی کند. این جوان که خیلی زود با همه صمیمی می­شود، براحتی دعوت جوانان شهرهای کوچک از انارک یزد گرفته تا نهبندان سیستان و روستاهای شمال را می­پذیرد چون معتقد است شهرهای بزرگ به اندازه کافی مداح مشهور دارند.
 
 
حمید علیمی


شاید بتوان علیمی را شاگرد سیدذاکر نامید، او در مراسمات مشترک با سیدذاکر مشهور شد. اشعارش اغلب عرفانی و اخلاقی است. او می­تواند غزلهای عرفانی را در فضای هیاتهای امروزی ناله کند. معاشقه­های او در میان روضه­هایش کم ­نظیر است و قلب هر شنونده­ای را تکان می­دهد. این جوان کاشانی که تلاش می­کند با یاد اهل­بیت مکارم اخلاقی را کسب کند در میان مدح اهل­بیت، اشعار اخلاقی و خودسازی را نیز می­آمیزد.

 

سیدعلی مومنی


مومنی هم از مداحهای بسیار جوان کاشان است که به سبکهای علیمی نزدیک است و علیرغم ظاهر کوچکش صدای پخته­ای دارد که می­تواند به راحتی زیر یا بم شود. از او مداحیهای زیادی منتشر نشده است ولی نوای جان­خراش نوحه­هایش دوستداران زیادی بین جوانان دارد.
 
 
مهدی اکبری


این جوان مشهدی، مانند محمود کریمی شیفته حضرت عباس است و مانند مهدی سلحشور بیشتر جلالی است و گاهی پدرش میاندار هیاتش می­شود. مهدی اکبری روضه­هایش را با صلابت می­خواند و در وصف ابهت اهل­بیت سنگ تمام می­گذارد. این مداح اهل­بیت به مکارم اخلاق هم توجه خاصی دارد.
 
 
جواد مقدم


مداح جوان تهرانی  که نوحه­هایش همیشه بدیع و بعضا به زبان ترکی است. او به دستگاههای سنتی مسلط است و گاهی قدیمی­ها شکل خواندن او را نمی­پسندند. با اینحال صدای بسیار زیبا و غزلهای برگزیده و پرمغز و اشکهای او در میان نوحه ­هایش باعث می­شود که گاهی تنها صدای او توانایی آشفتن دلهای بی­درد و یا آرام کردن دلهای شکسته را داشته باشد. جواد مقدم ساکن اطراف آزادی تهران است و خودش را مقلد آقای بهجت و پیرو مقام معظم رهبری معرفی کرده و ایشان را نایب امام زمان می­داند.
 
 
 
نزار القطری

 وی تحصیلاتش را در قطر به اتمام رسانده است. از شش سالگی به مدرسه رفته و در هشت سالگی شروع به حفظ قرآن کرده و توانسته نیمی از قرآن را از بر کند.
اسم اصلی نزار القطری، نزار فضل الله روانی است (یعنی اسم پدرش فضل الله است) و در تاریخ پنجم ژوئن 1971 در قطر به دنیا آمده. او به زبان های عربی، فارسی، انگلیسی و اردو تسلط کامل دارد.
 
نزار قطری دارای سه فرزند است با نام های کوثر، حسین و علی. نزار القطری مدتی مقیم لندن بوده است و در حال حاضر در کویت ساکن است
.
وی تحصیلاتش را در قطر به اتمام رسانده است. از شش سالگی به مدرسه رفته و در هشت سالگی شروع به حفظ قرآن کرده و توانسته نیمی از قرآن را از بر کند.
او همچنین توانسته است در کودکی، هفت بار بین همسالان خودش مقام اول در رشته حفظ قرآن را به دست آورد.
 
مداحی را از 8 سالگی و با دو بیت از قصیده ای که مادرش زمزمه می کرد شروع کرد. زمانی که مشتاقانه برای قرائت قرآن به حسینیه می رفت. جالب است که به خاطر اینکه از آن قصیده فقط دو بیت را حفظ کرده بود ، در مداحی هایش همان دو بیت را نزدیک به بیست بار می خواند!
در همان ایام بود که روزی قصیده مشهور «خیرة الله من الخلق أبی» را خواند.
و از آن زمان تا کنون در پایان تمام مجالسی که نزار قطری در آن مداحی می کند، این قصیده را تکرار می کند و هر شب آن را می خواند.
نزار قطری 28 سال است که این قصیده را می خواند
 
اجرای نوحه عربی فارسی «أنا مظلوم حسین» در تاریخ 22 دی ماه 1386 در کربلای معلا توسط «نزار القطری» بوده است که شبکه سوم سیما بعد از اخبار شبانگاهی 24 دی ماه، برای اولین بار آن را پخش کرد مداحی زیبای نزار القطری در تاریخ ۲۲ دی ماه ۱۳۸۶ در کربلای معلی اجرا شده وتاکنون بارها از سیمای جمهوری اسلامی و رادیو پخش شده است. این مداحی که بصورت عربی - فارسی اجرا شده با استقبال گسترده هموطنانمان مواجه شده است.
 


حسین سیب سرخی


سیبسرخی هم از مداحهای شرق تهران است. او به اصول موسیقی و آواز کلاسیک بسیار مسلط است و همین توانایی او را در زیبایی مدح اهلبیت کمک کرده است.
سیب سرخی هیچگاه از ملودیهای تند پاپ در هیاتها استفاده نمیکند و به مدحهای تاریخی اهلبیت بسیار علاقمند است.


 
عبدالرضاهلالی
 
هیئت الرضا میدان امام حسین خ دماوند قاسم آباد حسینه صباق چی متولد 1360 , اصالتا خرمشهری است و بزرگ شده تهران است ,متاهل و دارای دو کودک , دیپلمه نقشه کشی ساختمان و دانشجوی انصرافی حقوق قضایی , در حال حاضر در تهران پارس سکونت میکند.در سن, 12 13 سالگی در هیئت الرضا قاری قرآن بود و در همان سنین با شرکت در مجالس حاج منصور ارضی تقریبا آداب مداحی را آموخت , تا قبل از سال 1379 تنها اهالی منطقه میدان خراسان تهران او را به عنوان مداحی جوان میشناختند , اما از سال 1382 با برپایی هیئت الرضا در مسجد جامع ابوذر نام او نیز به عنوان مداحان سرشناس اضافه شد .
 


+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٢۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

چاووش عزای حسین

 

 محرم نخستین ماه از ماه‌های دوازده گانه قمری و یکی از ماه‌های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شده بود.
شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای نماز و آداب خاصی است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان بیان شده است.
محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است.
حوادث و وقایع فراوانی در ماه محرم رخ داده است که در زیر اشاره ای کوچک به آنها میکنیم:

غزوه ذات الرقاع، فتح خیبر، ازدواج حضرت زهرا، ورود امیر مؤمنان علی علیه السلام، حادثه خونین کربلا - تاسوعا و عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام و اسارت خاندان امام به کوفه و شام.

همچنین نقل است که به خلافت رسیدن عثمان، قتل محمد امین برادر مأمون عباسی، قتل جعفر برمکی و انقراض آل برمک و دولت برامکه، واقعه هولاکو و مستعصم و انقراض دولت بنی عباس در این ماه بوده است.

عروج حضرت ادریس به آسمان، استجابت دعای حضرت زکریا علیه السلام، عبور حضرت موسی علیه السلام از دریا و غرق شدن فرعونیان در نیل و عذاب اصحاب فیل نیز در ماه محرم رخ داده است.

وامامهمترین همه اینهادراین ماه واقعه عاشوراست که دلها رامجذوب خودکرده است.

 

یا صاحب الزمان (عج) 

ای میراثدار حزن و مظلویت وغمهای دشت کرب و والبلاء

ای لبیک گوی هر صبح و شام جد غریبت حسین(ع) و ای بیننده مصایب عمه مظلومه ات

ما نیز آرزوی پدرمان ابراهیم حنیف را داریم و کاش دست پرمهر پدرانه و ولایتی خود را

ازسنیه محبین بر می داشتید تابا شما اندکی همنوا می شدیم و از داغ های شما می کاستیم

اگرچه به قیمت ذوب شدن در مصایب مظلوم دشت نینوا باش

 و تو نیز ای عزیزگرامی  !

اگر در این ایام دلی بریان وسوخته یافتی و اشکی مهیا نمودی برکف نیاز به درخانه آن کریم بی نیازببر

و تنها فرج مهدیش (عج) را بخواه.

  

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

محرم ماه عزای حسین

 

تامحرم....

 

 

هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله

 این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله

 

 

دوباره چون هر سال محرم؛ لهیب واقعه عاشورا بالا گرفته و به تاوان تنها چند روزعطشناک تک تک ثانیه های بشر را تا نفخ صور ندبه می کند. 

نه اینست که عاشورا خاطره داغیست ؛ درگذشته ای دور!

بلکه هر سال محرم اباعبدالله حسین (ع) رامنع از از فراتش کنندو بر داغ فرزندانش بر او بخندند. 

هر سال محرم صدای واعطشای حسین (ع) ،مادر را به شهقه وخواهر را لرزه در می آورد .

هر سال محرم بازوان حیدری سقای عاشورا ، بر شاپرکان رفته از هوش در گاهواره خون می گرید. 

هر سال محرم چشمان زیبای قمر منیر بنی هاشم ،از شرم نگاه های نیمه جان و پرتمنای و لبان ترک خورده  

اما خاموش مولازاده هایش ؛ به باران تیرها پناهنده می شود. 

هر سال محرم صدای شیهه اسب بی صاحب ،حوریان باوقار بهشتی را ؛چون دخترکان مادر مرده به سرخه و مویه می دارد. 

هر سال محرم خیمه های نبوی را به تاوان شکسته شدن هبل ها و لاتها به آتش کشند. 

هرسال محرم به تاوان عفوهاوگذشتهای نبوی وعلوی از هنده ها وعایشه ها خاندان اورا به اسارت برند. 

هر سال کوفیان گرده های نان امیر(ع) را به کودکانش صدقه دهند!! 

هرسال و از زمان آدم صفی الله  تا روز حشر خدا روضه بر حسین (ع)می خواند.

 

السلام علیک یااباصالح المهدى (عج)السلام علیک یاامین الله فى ارضه وحجته على عباده

(یاصاحب الزمان آجرک الله فی مصیبه جدک الحسین)

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٤٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

بسیج

                  هفته بسیج

 


تشکیل بسیج مستضعفین، ارتش بیست میلیونی به فرمان امام خمینی (ره) هوشیاری و درایت بی نظیر حضرت امام خمینی (ره) از جمله اساسی ترین عوامل در جهت خنثی سازی توطئه ها به حساب می آید که به برکت این دوراندیشی و هدایت انقلاب در مسیر اصلی خود، زمینه انقلاب دوم فراهم آمد و با سقوط لانه جاسوسی امریکا در تهران و برملاشدن ماهیت سلطه جو و تجاوزکارانه امریکا، شیطان بزرگ با ضربه ای سخت و جبران ناپذیر روبرو شد.
بر این اساس امام امت در پنجم آذرماه سال 58، یعنی در مدتی کمتر از یک ماه بعد از انقلاب دوم، فرمان تاریخی تشکیل بسیج را صادر فرمودند:
یک مملکت بعد از چند سالی که بیست میلیون جوان دارد باید بیست میلیون تفنگدار داشته باشد و بیست میلیون ارتش داشته باشد و یک چنین مملکتی آسیب پذیر نیست و مردم دلسوخته و مسلمان پاکباخته که دل در گرو عشق به انقلاب و هدفهای والای آن داشتند، با آمادگی و قصد و اراده خلل ناپذیر جهت پاسداری از دستاوردهای انقلاب گروههای مقاومت مردمی را درپایگاههای بسیج و در آن زمان در مساجد سراسر کشور تشکیل دادند.
اولین تجربه آنها به صورت عملی یاری رساندن به سپاه و کمیته در قالب رویارویی با ضدانقلاب و خنثی سازی توطئه های آنها بود و از این راه نقش موثری در خدمت به انقلاب و اهداف الهی آن هم نشان دادند.
با هجوم و تجاوز ارتش عراق به کشور اسلامیمان در شهریور 59 این اعتقاد که یک سازماندهی جهت تشکیل بهتر نیروهای مردمی بوجود آید، قوت گرفت و از آن پس نیروهای مردمی صاحبان اصلی انقلاب اسلامی جهت حضور گسترده در جبهه گروه گروه به بسیج ملحق گردیدند و عملیاتهایی چون طریق القدس، حصر آبادان، فتح المبین، ثامن الائمه و الفجر 8 ، کربلای 5 و .... از دستاوردهای عظیم این تشکل الهی بود.
اگر امروز توفیق این را داشته ایم که کشور اسلامیمان و ملت سلحشور آن را از گزند نابکاران و نااهلان تاریخ حفظ کنیم به یمن حضور گسترده بسیج بوده و لاغیر. چنان که رهبر فقید انقلاب اسلامی حضرت امام (قدس سره) فرمودند:
رحمت و برکات خداوند بر بسیج مستضعفان که بحق پشتوانه انقلاب است.
آری رزمنده بسیجی، ضمن توان رزمی بسیار بالا در نبرد نامنظم، جنگجوی قابلی دردفاع منظم بحساب می آید تا حدی که سلاحهای سنگینی چون توپ و تانکهای پیش رفته را به حرکت در آورده و روبروی دشمن قرار داده.
هدف از تشکیل واحد بسیج مستضعفین ایجاد توانایی های لازم در کلیه افراد معتقد به قانون اساسی و اهداف انقلاب اسلامی به منظور دفاع از کشور، نظام جمهوری اسلامی و همچنین کمک به مردم به هنگام بروز بلایا و حوادث غیرمترقبه یا هماهنگی مراجع ذیربط می باشد.

بسیج جایگاهی ملکوتی است. مکانی برای درس چگونه زیستن انسانها، جایگاه عشق و صفا و صمیمت و در یک کلام، شهید جبهه ها و قهرمان یا مظلوم پشت جبهه هاست.

بیش از یکسال از صدور فرمان امام خمینی (رحمة الله علیه) مبنی بر تشکیل بسیج نگذشته بود که رژیم بعثی عراق در تحقق اهداف پلید نظام سلطه جهانی، هجوم همه جانبه خود را به میهن اسلامی ما آغاز کرد.
انقلاب اسلامی در آن اوضاع بحرانی ناشی از دگرگونی ها و تغییر و تحولات آن زمان، هیچ گونه، آمادگی لازم را برای مقابله با متجاوزان بعثی نداشت. ارتش جمهوری اسلامی ایران که با حمایت امام خمینی (رحمة الله علیه) توانسته بود جایگاه خود را پیدا نماید، در حال خودسازی و تثبیت نظم و انظباط بود. سپاه پاسداران هم که نهادی نوپا و برای حفظ امنیت شهرها به وجود آمده بود، فاقد هرگونه تجهیزات لازم و تجربه کافی برای مقابله با تجاوز خارجی بود.
از آن سو دشمن هم با ارتشی تا بن دندان مسلح و برخوردار از پشتیبانی قدرتهای استعمارگر، کشور را مورد هجوم قرار داد. در این اثنا بود که نقش بسیج به عنوان یک نیروی جوشیده از متن مردم انقلابی، در صحنه دفاع مقدس ظهور پیدا کرد. دشمن که سودای فتح سه روزه را در سر می پروراند، در همان روزهای نخستین با مردمی مواجه شد که با دست خالی به دفاع از کیان مقدس نظام اسلامی خود برخاسته بودند و از ایثار خون خویش دریغ نمی کردند، جوانان سلحشوری که به فرمان امام (رحمة الله علیه) در پایگاههای مقاومت تحت نام "بسیجی" گرد آمده بودند و با کوچکترین اشاره ایشان به جبهه های نبرد می رفتند و تا آخرین قطره خون خویش ایستادگی و مقاومت می کردند.
در طول هشت سال دفاع، بسیج آن چنان درخشید که دشمنان اعتراف کردند که "قدرتی در بسیج نهفته است که می تواند با یکایک ارتش های کلاسیک جهانی مقابله کند". بسیج علاوه بر حضور در خط مقدم نبرد وظیفه جذب، آموزش و سازماندهی نیروهای مردمی و اعزام آنها را به جبهه های نبرد برعهده داشت و در این مدت توانست جمیعت مؤمن و صاحب ارزشی را از امت حزب الله، در درون خود بپروراند و پایه ریزی ارتش مردمی را دنبال کند و سرانجام پس از هشت سال دفاع مقدس، بسیجیان مظلوم و سلحشور جبهه های توحید به همراه امت شهیدپرور، از این آزمایش الهی سربلند و پیروز بیرون آمدند.
از نوجوان 13 ساله تا پیرمرد 80 ساله در میان خیل عظیم شهدای بسیجی مشاهده می شود. امام راحل این چهره های مظلوم را به شایستگی تمام به تصویر کشیدند و فرمود:
شما آئینه مجسم مظلومیت ها و رشادت های این ملت بزرگ، در صحنه نبرد و تاریخ مصور انقلابید. شما فرزندان دفاع مقدس و پرچمداران عزت مسلمین و سپر حوادث این کشورید.




+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:۳٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

معجزه شق القمر

شق القمر


طبق روایات مشهور، مشرکان نزد رسول خدا(ص) آمدند و گفتند: اگر راست مى گویى و تو پیامبرى، ماه را براى ما دو نیم کن، فرمود: اگر این کار را انجام دهم، ایمان مى آورید؟ عرض کردند آرى!!
شب چهاردهم ماه  ذی حجه بود پیامبر از پیشگاه پروردگار تقاضا کرد آنچه خواسته اند به او بدهد ناگهان ماه به دو نیم شد و رسول خدا(ص) آنها را یک یک صدا زد و فرمود: ببینید، خداوند در سوره قمر مى فرماید: «اِقْتَرَبَتِ السّاعَةُ وانْشَقَّ القَمَر واِنْ یَرَوا آیةً یُعْرِضوُا وَ یَقوُلُوا سِحرٌ مُسْتَمِر» یعنى قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت پیامبر(سوره قمر، آیه ۱) آخر الزمان مبعوث شده و بعث آن، دلیل بر نزدیک شدن قیامت است و ماه به معجره او شکافت ولى کافران هنگامى که نشانه بر صدق دعوت پیامبر(ص) را مى بینند اعراض کرده و مى گویند این سحرى همیشگى است که مکرر از او سر مى زند.

اکتشافات و مطالعات امروز چنین امرى را نه تنها محال نمى داند بلکه نمونه هاى آنها مشاهده مى شود مثلا پیدایش منظومه هاى شمسى که اول جزء خورشید بودند بعد جدا شدند و نیز شهابها، سنگهاى آسمانى هستند که از کرات جدا مى شوند، این دلیل متقن است که در اجرام آسمانى جدا شدن امکان پذیر است.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٠٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()

بازخوانی موضوع غدیر وردشبهات اهل تسنن

بازخوانی  موضوع غدیر وردشبهات

 

سال دهم هجرت که اسلام در اوج قدرت بود سال ویژه‌ای برای اسلام بود. از بت و بت پرستی در منطقه خبری نبود و آیین اسلام به لطف خداوند در منطقه منتشر شده بود. در همین سال برای پیامبر صلی الله علیه ‌وآله یقین حاصل شد که این سال، آخرین سال عمر شریفش است. سوره فتح نازل شد و پیامبر را به استغفار فرا خواند. این استغفار پیام از دنیا رفتن پیامبر بود و جبرئیل هر سال یک بار بر ایشان قران را قرائت می‌کرد اما در سال دهم دو بار این کار را انجام داد و پیامبر اکرم صلی الله علیه ‌وآله فرمود: برداشت من این است که آخر عمر من هست.
چون آخر عمر پیامبر بود، ایشان در صدد برآمدند کارهای ناتمام از جمله مساله خلافت و ولایت بعد از خود را به پایان برسانند تا بعدها کسی نگوید پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه ‌وآله همه کارهایش خوب و بجا بود و هر چیزی را به نحو کامل انجام می‌داد اما مساله به این مهمی را روشن نکرد و از دنیا رفت!
بهترین جا برای آن، مراسم حج بود که مردم جمعند. آن سال تاکید کردند که بروید در همه جا، اعلام کنید که هر کس از زن و مرد استطاعت دارد حتما به حج امسال بیاید که سفارشات لازم را در میان خواهم گذاشت.

بی‌سابقه‌ترین حج تاریخ در سال دهم

به علت تاکید و سفارش پیامبر اکرم صلی الله علیه ‌وآله، بی سابقه ترین حج تاریخ از زمان ابراهیم علیه السلام تا زمان پیامبر اکرم، آن حج بود که حدود ۱۲۰ هزار نفر آمده بودند.
در یکی از روزها پیامبر صلی الله علیه ‌وآله لازم دید وصیت‌های خود را به گوش مسلمانان برساند. نزدیکی‌های ظهر بود که پیامبر دستور توقف داد و یکی دو ساعت طول کشید تا یکصد و بیست هزار حاجی توقف کنند و آماده شوند تا پیامبر اکرم صلی الله علیه ‌وآله سفارشات خود را بفرماید. جایگاهی برای ایشان آماده کردند و چون صدای پیامبر به همه جمعیت نمی‌رسید لذا در فواصل معین اشخاصی را گذاشتند تا سخنان پیامبر را کلمه به کلمه تکرار کنند و از این طریق همه مردم سخنان ایشان را بشنوند.
پیامبر اسلام صلی الله علیه ‌وآله مردم را به وحدت سفارش کردند و حالا چه عاملی باعث شد تا ایشان مردم را چنین به وحدت فرا بخوانند، احتمالا مسائل بعدی را در نظر داشتند و به همین جهت سفارش به وحدت کردند. مسائل توحید و نبوت و معاد و اینها را مطرح کردند تا رسیدند به این حدیث معروف که «انى تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتى و انهما لن تفترقا حتّى یردا علىّ الحوض» یعنی من در میان شما دو یادگار گرانبها مى‏گذارم: قرآن و خاندانم و این دو هرگز از هم جدا نمى‏شوند، تا هنگامى که در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. به تعبیر من مبادا بعدها این دو را از هم جدا کنید و کسانی فقط به قرآن چنگ بزنند و عترت را رها بکنند و کسانی فقط به عترت چنگ بزنند و قرآن را رها بکنند. این دو از هم جدا نمی‌شوند تا به من برسند.

مهمترین هدف پیامبر(ص) بیان مساله ولایت

پیامبر از این حج، اهدافی داشت. یکی اینکه وصیت‌های خود را بفرماید. دیگری اینکه حج صحیح و کامل را به مسلمانان بیاموزد. چون از زمان ابراهیم علیه‌السلام تا زمان پیامبراکرم صلی‌ الله علیه و آله به قدری کارهای خرافی از طرف بت پرستان، مشرکان، یهودی‌ها و مسیحی‌ها به اعمال حج اضافه شده بود که عمل حج، عملی سخت و کمر شکن شده بود. در واقع اعمال حج انحرافات زیادی پیدا کرده بود که لازم بود همه آنها از بین برود و حج صحیح ارائه شود. دیگری ملاقات با مردم و وداع با آنها بود. خیلی از مردم با اینکه مسلمان شده بودند پیامبر اسلام را از نزدیک ندیده بودند و چون آخر عمر شریف ایشان بود از همه خداحافظی و وداع کرد که گریه مردم را در پی داشت.
همه اینها انجام دادنش آسان و راحت بود اما مساله‌ای بود که گفتنش بسیار سخت بود و آن مساله ولایت و زعامت امت اسلام است. اواخر عمر شریف پیامبر است و ایشان این سال از دنیا می رود. تکلیف آینده امت اسلام باید روشن شود. مردم حق دارند بگویند آقا شما امسال از دنیا می‌روید تکلیف ما بعد از شما چیست؟ در مسائل دینی به چه کسی مراجعه کنیم؟ در مسائل حکومتی به چه کسی مراجعه کنیم؟ بعد از شما زعیم و زمامدار و رهبر و پیشوای ما کیست؟ اگر همینطور بدون تعیین این امور از دنیا برود مردم حق دارند بگویند پیامبر اکرم صلی‌ الله علیه و آله همه کارهایش خوب و بجا بود و به جزئی‌ترین کارها اهمیت می‌داد اما مساله به این بزرگی و با اهمیتی را روشن نکرد و مردم را به مشکلات و سرگردانی انداخت! 
برای این که این مشکل هم ایجاد نشود پیامبر اکرم صلی‌ الله علیه و آله مصمم بود در این حج، برای همه مسلمانان این مساله را روشن کند تا مردم بعد از ایشان گمراه نشوند. چون تنها برخی از مردم، سفارشات قبلی پیامبر درباره علی را شنیده‌ بودند اما همه مسلمانان از آن آگاه نبودند.
البته مطرح کردن این مساله، بسیار سخت بود. اگر چه مردم، مسلمانان شده‌اند و برای حج آمده‌اند اما هنوز عمومیت، از جاهلیت فاصله زیادی نگرفته‌اند، امتیازات قبیله‌ای هنوز در ذهن آنها بود، قبیله‌ها با هم رقیب بودند، زعیم و رهبر از هر قبیله‌ای تعیین شود دیگران خواهند گفت ما هم مسلمان شده‌ایم! ما هم جبهه رفته‌ایم! ما هم جنگ کرده‌ایم! ما هم شهید و جانباز داده‌ایم! ما هم در صحنه بوده‌ایم!

امیرمومنان علی علیه‌السلام از همه اصحاب از هر جهت، برجسته‌تر بود اما مطرح کردن ایشان مشکلاتی داشت. این جوان در همه جبهه‌ها از اسلام دفاع کرده بود و اتفاقا همین مساله، مشکل ساز شده بود. در صورت خلیفه ‌شدن، یکی می‌گوید علی، قاتل پدر من است، یکی می‌گوید علی قاتل پسر من است، یکی می‌گوید علی قاتل برادر، عمو و دایی من است. به هر حال بیشتر مردمی که بعدها مسلمان شدند خود و یا اطرافیانشان در صف مشرکان با مسلمانان جنگیده و تلفات داده بودند. از این رو، پیامبر، نگران بود، نگران وحدت و اتحاد مسلمانان بود. از طرفی هم نگران بود که اگر علی را مطرح نکند، مسئول خواهد بود. این مسائل باعث شد پیامبر اکرم صلی‌ الله علیه و آله آن روز، این مساله را مطرح نکرد و دستور داد بروید و ادامه اعمال حج را انجام دهید و مردم با گریه و زاری به جهت وداع پیامبر، حرکت کردند. 
حج آن سال نیز تمام شد اما پیامبر اکرم صلی‌ الله علیه و آله همچنان در این فکر بود که این مساله مهم همچنان مانده و زمان هم که می‌گذرد. مسلمانان گروه گروه می‌آمدند و خداحافظی می‌کردند و می‌رفتند. عده‌ای مسیر برگشتشان با پیامبر یکی نبود ولذا تغییر مسیر می‌دادند و پیامبر اکرم صلی‌ الله علیه و آله همچنان نگران که مساله ولایت و سرپرستی هنوز گفته نشده است. این دغدغه‌ها و نگرانی‌های پیامبر در کتب تاریخی ذکر شده است.

جانشینان حضرت موسی و عیسی همانند پیامبر اسلام، ‌۱۲ نفر بودند

مساله جانشینی از نظر نقلی که بسیار معتبر است و دیگر انبیا هم برای خود جانشین معین کرده‌اند. حتی جانشینان حضرت موسی و عیسی علیهما السلام مثل پیامبر اسلام، ۱۲ نفر بود و این از سنن الهی است. از نظر عقلی هم انسان می‌پذیرد که پیامبر بزرگ خدا، بهتر از همه، اصحاب و دوستان و یارانش را می‌شناسد و بهتر از دیگران می‌داند چه کسی شایستگی رهبری امت خود را دارد.

تا اینکه ۱۸ ذی الحجه فرا رسید. پیامبر صلی‌ الله علیه و آله در فکر بود که جبرئیل نازل شد و آیه ۶۷ سوره مائده را آورد. ما حتی اگر تاریخ و روایات را لحاظ نکنیم، از خود این آیه خیلی از مسائل روشن می‌شود. خداوند فرمود: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ» یعنی اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملًا (به مردم) برسان! و اگر نکنى، رسالت او را انجام نداده‏اى! خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏دارد و خداوند، جمعیّت کافران (لجوج) را هدایت نمى‏کند. 
پیامبر اکرم صلی‌ الله علیه و آله خطاب قرار گرفت که همین الان رسالتت را ابلاغ کن! حضرت یک قدم هم جلوتر نرفت! همانجا ایستاد و دستور ایستادن داد! دستور داد کسانی که رفته‌اند برگردند، کسانی که هنوز نرسیده‌اند برسند. سوالات شروع شد: چه شده؟ مگر پیامبر همه وصیت خود را نکرد؟ باید منتظر بمانیم ببینیم چه می‌فرمایند. 
عبارت «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ» خیلی عجیب است. می‌فرماید اگر ابلاغ نکردی رسالتت ناتمام است. اینجا دو مساله بیشتر نیست یا ابلاغ چیزی که نازل شده یا ابطال و ناتمام شدن رسالت! و پیامبر اکرم صلی‌ الله علیه و آله راه سومی ندارد.
این آیه نشان می‌دهد که پیامبر اسلام، مساله بسیار مهمی را باید ابلاغ کند که برابری می‌کند با رسالتش. یعنی اگر ابلاغ نکند رسالتش ناتمام و باطل می‌شود. این چه پیامی می‌تواند باشد؟ آیا زکات است؟ با زکات، اسلام کامل می‌شود؟ آیا مهربانی با یهودیان است؟ با مهربانی به یهودی‌ها ، اسلام کامل می‌شود؟ به زن و بچه مهربانی کنید، علی دوست من است ... اینها که نیست! چیزی است که رسالت را تکمیل می‌کند و بدون آن رسالت ناتمام است!
 بعد، آیه می‌فرماید: وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ (خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، نگاه مى‏دارد) مردم چه کسانی‌اند؟ بعضی‌ها گفته‌اند پیامبر از یهود می‌ترسید!‌ یهود کجا بود؟ اسلام در اوج اقتدار بود. بعضی‌ها می‌گویند از کشورهای روم و ایران و ... ترس داشت! جواب این است که آنها با پیامبر، کاری نداشتند، اینها نیست، ترس از همین مردم مسلمان است که به خاطر مشکلات خود و هوا و هوس، مساله ولایت را تحمل نکنند. آن روز ترس از بت پرست و مشرک و یهود و اینها مطرح نبود. 
همانطور که بعد از وفات پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله بیشتر همان حاجی‌ها که در غدیر بودند منکر قضیه شدند، برخی از آنها جنگهای جمل و صفین و نهروان را علیه علی علیه السلام به راه انداختند و حتی تعدادی از آنها در جنگ کربلا هم بودند و فرزندان رسول خدا را به شهادت رساندند.
بعد از وفات پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله، هر چه به برخی گفتند جریان غدیر چه بود؟ از ترس و یا هر علت دیگر منکر شدند و گفتند یادمان نیست! نشنیدیم. در حالی که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله به هر طرف برگشت و فرمود آیا شنیدید که چه گفتم؟ گفتند بله ای رسول خدا! 
اولین بار طلحه اعتراض کرد که چرا حق علی را ضایع کردید؟ با شمشیر به او حمله کردند و گفتند می‌کشیمت! صدای نفاق و تفرقه از تو بلند است و نیز عمار را کتک زدند ولذا بیشتر مردم از ترس لب فرو بستند و ساکت ماندند. پس ترس از مسلمانهایی است که ایمانشان قوی و کامل نیست، مسلمانانی که ظاهرا با پیامبر هستند اما قلب و دلشان به پیامبر محکم نشده است. لذا قرآن کریم می‌فرماید خداوند تو را از مردم نگه می‌دارد.
سوال این است که پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله چه مطلبی را ابلاغ کرد که مکمل رسالتش شد و دین خدا یعنی اسلام کامل گشت؟ آیا غیر از ولایت و رهبری امت، چیزی همسنگ و همطراز رسالت می‌تواند باشد؟ قطعا نمی تواند لذا حرف کسانی که می‌گویند پیامبر تنها دوستی علی را مطرح کرده یا تنها می‌خواسته عداوت ایجاد شده بین او و برخی دیگر را بر طرف کند خیلی دور از ذهن است و اصلا با منطق و عقل جور در نمی‌آید.
به همین جهت بود که پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله با مقدمات، فرمایشات خود را بیان کرد تا بفهماند مساله بسیار مهمی در کار است و بعد از ابلاغ پیام الهی، سه روز مردم توقف داشتند و به امیرالمومنین علی علیه السلام تبریک گفتند و با ایشان بیعت کردند.

خداوند مردم را ۳ روز در منطقه بسیار بد آب و هوا نگه داشت تا جریان ولایت از یادها نرود.

آنجا منطقه بی آب و علفی بود. عمدا خداوند آنها را در این منطقه بد آب و هوا و بد بو (جایی که لجن می‌ماند و بوی بدی از آن بالا می‌آید) سه روز نگه داشت تا برای همیشه برنامه ولایت و امامت در یادها بماند و از یادها نرود و حتی رسم عرب این بود که تشتی را از خون یا آب و گاهی هم عطر و گلاب پر می‌کردند و دست خود را داخل آن تشت آب می‌کردند و بیعت می‌کردند. لذا آن روز تشتی از آب پر کردند و امام علی علیه‌السلام دست خود را داخل آب برد و زنان هم به این وسیله دست خود را داخل تشت کردند و با علی بیعت کردند.
اولین کسی که به علی علیه‌السلام تبریک گفت عمر بن خطاب بود که گفت: «بخ بخ لک یا علی اصبحت مولای و مولا کل مومن و مومنة» این مقام بر تو مبارک باد! امروز مولای من و مولای همه مومنان شدی
سه روز بیعت کردن حدود یکصد هزار جمعیت برای چه بود؟‌ اگر مساله، دوستی ساده پیامبر با علی بود که نیاز به تبریک نداشت.

پیامبراکرم صلی‌الله علیه و آله پیش از بیان مساله مهم ولایت و امامت، این سؤال را مطرح فرمود: «الَسْتُ أَولى بِکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ؟» آیا من از خود شما به شما سزاوارتر و شایسته‏تر نیستم؟ یعنی حضرت پرسید: آیا من پیامبر بر جان و مال شما ولایت دارم؟ همه جواب مثبت دادند. در حقیقت پیامبر اشاره به این آیه کردند که خداوند متعال می‌فرماید: «النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» (احزاب/۶) یعنی پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است‏.
حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه دست على علیه السلام را گرفت و آن قدر بالا برد که سفیدى زیر بغل هر دو براى مردم نمایان گشت، و او را به همه مردم معرفى نمود. سپس فرمود: «سزاوارتر بر مؤمنان از خود آنها کیست؟» همگى گفتند: «خدا و پیامبر او داناترند!» پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «خداوند، مولاى من، و من مولاى مؤمنان هستم، و من بر آنها از خودشان اولى و سزاوارترم! هان اى مردم! «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ اللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَاحِبَّ مَنْ أحِبَّهُ وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَیثُ دارَ» هر کس من سرپرست و مولاى او هستم على مولاى او است. خداوندا! کسانى که على را دوست دارند، دوست بدار؛ و کسانى که او را دشمن بدارند دشمن دار. خدایا! آنها که على را یارى کنند یارى کن، و آنها که دست از یارى او بردارند آنها را از یارى خود محروم ساز، و حق را بر محور وجود او بگردان!»
این ولایت، مکمل رسالت است. این جمعیت هنوز پراکنده نشده بود که جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً «امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم» (مائده/۳) 
پیامبر صلى الله علیه و آله پس از جمله «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ ...» چنین فرمود: «اللَّهُ أَکْبَرُ عَلى‏ إکْمالِ الدِّینِ وَ إتْمامِ النِّعْمَةِ وَ رِضَى الرَّبِّ بِرِسالَتِى وَ الْوِلایَةِ لِعَلىٍّ مِنْ بَعْدِى» یعنی اللّه اکبر بر کامل نمودن این دین و به سرحد کمال رساندن نعمت و رضایت پروردگار.
 حسان بن ثابت، فرصت را مغتنم شمرد و با کسب اجازه از محضر پیامبر صلى الله علیه و آله، اشعارى سرود و نزد پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله آنها را خواند، که دو بیت آن بسیار گویاست:
فقال لَهُ قم یا علىُّ فانّنى / رضیتک من بعدى إماماً و هادیاً
فمن کنت مولاه فهذا ولیّه / فکونوا له اتباع صدق موالیاً
یعنى: «به على فرمود برخیز که من تو را براى جانشینى و راهنمایى مردم پس از خویش انتخاب کردم. هر کس من مولا و سرپرست او هستم على مولاى او است و شما در حالى که او را از صمیم دل دوست مى‏دارید، از پیروان او باشید»
کوچکترین تردید و کمترین ابهامی در حدیث غدیر وجود ندارد مگر بر کسی که حقیقت روشن را نادیده بگیرد.

منبع: گروه معارف دانشگاه تهران

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()

فدک


بخشیدن فدک به حضرت زهرا(س)


در چهاردهم ذیحجه سال هفتم هجرى قمرى فدک به حضرت زهرا بخشیده شد و حضرت پیامبر(ص) در این بخشش شاهد گرفتند. قول دیگر ۱۵ رجب است.
جبرئیل نازل شد و از طرف خداوند عرضه داشت: فدک را به فاطمه(س) عطا کن. پیامبر(ص) به حضرت زهرا فرمود: «خداوند فدک را براى پدرت فتح کرد و چون لشکر اسلام آن را فتح نکرده مخصوص من است. خداوند دستور داده آن را به تو بدهم. از سوى دیگر مهریه مادرت حضرت خدیجه(س) بر عهده پدرت مانده و پدرت در قبال مهریه مادرت و به دستور خداوند، فدک را به تو عطا مى کند. آن را براى خود و فرزندانت بردار و مالک آن باش».
حضرت زهرا عرض کرد: تا شما زنده اید بر من و مال من صاحب اختیار هستید. پیامبر فرمود: «ترس از آن دارم که نااهلان تصرف نکردن تو را در زمان حیاتم، بهانه اى قرار دهند و بعد از من آن را از تو منع کنند».
حضرت فاطمه عرض کرد: آن گونه که صلاح مى دانید عمل کنید. پیامبر(ص) امیرالمؤمنین(ع) را فرا خواند و فرمود: «سند فدک را به عنوان بخشوده و اعطاى پیامبر بنویس و ثبت کن». على(ع) آن را نوشت و پیامبرو اُم ایمن شهادت دادند، سپس پیامبر(ص) فرمود: اُم ایمن زنى از اهل بهشت است.

 



به غارت بردن حجر الاسود



چهاردهم ذیحجه سال ۳۱۷ هجرى قمرى قرامطه به سر کردگى ابوطاهر قرمطى وارد مکه شدند و دست تعدى بر مسلمین بردند و بسیارى را در مسجدالحرام کشتند و در چاه زمزم ریختند.
آنها جامه کعبه را برداشته و بین خود تقسیم کردند، اموال حاجیان و خانه هاى مکه را غارت کردند و در کعبه و حجرالاسود را از جا کندند و حجرالاسود را با خود به هَجر بردند که بیش از بیست سال نزد آنها بود.
امیر بغداد و عراق پنجاه هزار دینار به آنها داد تا حجرالاسود را برگردانند، ولى قبول نکردند، تا اینکه در زمان مطیع الله در سال ۳۳۹ هجرى قمرى به دستور عبیدالله مهدى اسماعیلى حجرالاسود را به مکه برگرداندند.


منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی

 

 

 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:۳۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()

تبریک عیدغدیر

عیدغدیرمبارک

 

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین واولاده الائمه علیهم السلام

 

خجسته عید سعید غدیر خم، عید امامت و ولایت، بر دل دادگان آستان هدایت و شیعیان رهرو سعادت مبارک و تهنیت باد.

 

بوی خوش بهشت از کنار آن آبگیر، یعنی غدیر عرشیان و بهشتیان، جان ها را می نوازد این چه بوی خوشی است که حتی پس از عبور صدها سال هنوز فضای جان مشتاقان را می نوازد.

غدیر تکرار اولین است در کلام آخرین، همان کلام نورانی که در اولین پیام، علی را به برادری و وصایت خواند و در غدیر، اعلام ولایت و امامت او را فرمود.

مهر بی مثال از آفتاب، نورانی تر و گرما بخش تر، صبحگاهان به اشارت او سر از خواب بر می دارد. ستارگان آسمان نیز وامدار نیم نگاه اویند و ما هم جرعه نوش جام ولای آن بزرگ، آن عزیز، آن مهربان تر از پدر، آن جاری از باران و آن خوب تر از پاکی که:

شرف، بازوت گیرد تا بخیزد

محبت، آب بر دست تو ریزد

چه گویم مهربانی مادر توست

نگاه راستی در جست و جویت

و ما چه گوییم تو ای مهربان مولای کریم، که پایمردانه بر زبر کائنات ایستاده ای و زمین و هر آنچه در آنست در مشت تو و زمان، رشته آویخته از سرانگشت تو. ورود عظیم تاریخ جویباری که خیزاب امواجش از قوزک پایت در نمی گذرد.

و ما با کدامین زبان و احساس تو را روایت کنیم تو ای که پیامبر در شانت فرموده است:

"هر کس علی را در قلبش دوست بدارد، خداوند ثواب تمام بندگان را به او عطا می فرماید."

تو را با کدامین زبان بسرائیم که خداوند در قرآنش در آیات مختلف تو را مدح فرموده است و زیباتر آن که شاعر سرود:

فی شانک قد نزل القرآن و ما دمک الله اکبر.

و اینک وارث غدیر، صاحب دست بیعت علوی، مالک ملک حیدری، والی سرزمین صفدری، مهر سپهر سروری، حجة بن الحسن العسکری در کنار غدیر روزگاران ایستاده است و از سر شوق و افتخار بر دستان مبارکش بوسه می زنیم و بر بیعت با او دل نازنین صدیقه کبری، فاطمه زهرا علیها السلام را شادمان می سازیم.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٢٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()

افنخاری دیگربرای شاه مردان

 

                 

 

آخرین ساعات حضورپیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) در مکه است و به زودی کاروان حجاج به قصد بازگشت به دیار خویش ، حرکت خواهد کرد.

امروز نیز افتخاری دیگر برای شاه جوانمردان به همراه دارد.آری امروز جبرئیل بر پیامبر خدا نازل میگردد و از جانب پرودگار ، مدال و عنوان زیبای " امیرالمومنین " را اختصاصا برای ابوالحسن علی ابن ابی طالب (علیه السلام) به همراه می آورد. پیامبر خدا نیز دستور می دهند تا یکایک یارانشان صاحب ذوالفقار را ملاقات کنند و ایشان را با عنوان امیر اهل ایمان بخوانند:

" السلام علیک یا امیر المومنین "

این دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) بعضی از صحابه را خوش نمی آید و ناخرسندانه می پرسند:  ‌" آیا این عنوان از سوی خداوند و رسول اوست ؟! "

پیامبر رحمت آزرده خاطر و غضبناک می فرمایند : " این حقی است از طرف خدا و ورسولش. خداوند این دستور را به من داده است ." آنگاه اندیشناک از فرجام آخرین رسالت خویش یعنی تعیین جانشین ، راه می سپرد .به راستی این چنین مسلمانانی در فردای نزدیک چگونه سر تسلیم در برابر فرمان عظیم پروردگار فرود خواهند آورد ؟

نطفهء نخستین توطئه ها در همین روزها در مکه بسته شده است .گفته های پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم ) از رحلت قریب الوقوع حضرتش خبر می دهد و همه چیزاز جانشینی امیرالمومنین (علیه السلام ) بعد از ایشان حکایت دارد .آنان که سال های سال در اندیشه وآرزوی تکیه زدن بر جایگاه حکومت بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) ، دندان طمع تیز کرده بودند،اینک حلقه فتنه آراسته می کنند و برای فرداهاهم قسم میشوند که :

" اگر محمد از دنیا رفت یا کشته شد ، نمی گذاریم خلافت و جانشینی او در اهل بیتش مستقر شود"

این متن پیمانی بود که پنج نفر از یاران نقاب به چهره و منافق پیشهء پیامبر، نوشته و در میان کعبه در زیر خاک نهان کرده بودند ؛ پیمانی که با عنوان " صحیفه ملعونه " از آن یاد می شود و پیامبربزرگ  (صلی الله علیه و آله و سلم ) در خطبه غدیر نسبت به آن هشدار می دهند .

 

آیا مسلمانان به این هشدار توجه کردند؟!

 بر گرفته از کتاب ۲۳ روز با غدیر - دکتر عدنان درخشان

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:۳٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()

غدیروموضوع ولایت فقیه

غدیرواصل ولایت فقیه

 

مسئله غدیر از دو دیدگاه اصل و اهمیت و محتوای غدیر قابل بررسی است. 
محتوای غدیر حقیقتی است که به راحتی نمی‌توان از آن گذشت، البته تلاش‌های بسیاری در طول تاریخ صورت گرفته تا غدیر و حقیقت و محتوای آن شناسانده شودوبسیاری از زوایای پنهان غدیر به برکت حرکت شیعه و علمای بزرگ شیعه تا به امروز زنده نگه داشته شده است. 
مااگر تنها ظاهر غدیر را ببینیم و به محتوای آن توجه نکنیم به عمق حقیقت غدیر دست نمی‌یابیم. معرفی حضرت علی(ع) به عنوان جانشین پیامبر، تثبیت جایگاه ائمه معصومین(ع) و تداوم این امر بعد از معصومین(ع) و در زمان غیبت امام عصر(عج) از مهم‌ترین زوایای واقعه بزرگ غدیر است. غدیر یک جریان جاری و مستمر است که همه روزه و در همه مراحل زندگی ما باید نمود داشته باشد. 
لبه تیز حملات دشمن امروز متوجه ولایت فقیه است و اگر بگوئیم دشمن همه تلاش خود را متوجه ولایت فقیه کرده است گزاف نگفته‌ایم چراکه از این منظر ضربه‌های بسیاری خورده است.
چهره غدیر تمام عیار در چهره ولایت فقیه آشکار می‌شود.محور فعالیت غدیر، تثبیت و نهادینه کردن منطقی بحث ولایت فقیه با پشتوانه استدلالی و احادیث نبوی(ص) و احادیث معصومین(ع) در اذهان جامعه است. اگر با این دید به غدیر نگاه کنیم غدیر را احیا کرده‌ایم و اگر غافل شویم به آن سمتی می‌رویم که دشمن می‌خواهد.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٥۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()

مقاله بیداری اسلامی(به عربی)

الصحوه الاسلامیه



ان التغیرات ظهرت فی عالمنا الاسلامی مع الثورة الاسلامیة فی ایران بقیادة الامام الخمینی (قدس سره) وعلى الرغم من الجهود التی بذلت فی العقود الثمانیة الاولى من القرن العشرین من قبل المفکرین لکن المنعطف الحقیقی من الصحوة حصلت مع الامام (رض) وهو امام الصحوة والتغییر من الربع الاخیر من القرن العشرین ولا زالت آثار حرکته مستمرة.
لقد قدم الامام (رض)تجربة نموذجیة وتجربة معاصرة وجمهوریة اسلامیة وناصر المظلومین ودعم المقاومین، والیوم یتابع ویقود ویرعى القائد الخامنئی المسار ویوضح الشعارات ویحمل لواء الکرامة والاستقلال والاستقامة لتکون الصحوة فی مسارها الصحیح لاستثمارها لخیر الامة جمعاء. 

 ان شعوب منطقتنا فیها کل الخیر وقد اقبلت بسرعة الى دین الله تعالى عقب عقود ضحلة فتت فیها الاستکبار بلداننا وشوه فیها افکار امتنا وتصدى فیها من ناحیة ومفکرون من ناحیة اخرى فاضاعوا طریقها.
ان شعوب المنطقة فی فلسطین ومصروافغانستان والعراق ولیبیا وترکیا وفی کل موقع بحاجة لقیادة حکیمة تعرف البدایة والنهایة وتوضح المنهج والاهداف وترسم الاولویات حتى لا تضیع اثناء الطریق.
 ابناء الصحوة یواجهون اخطارا ابرزها التماهی مع مشاریع امیرکا واسرائیل وان ما یمیزنا کصحوة ان نکون فی الخندق الآخر ولیس فی الخندق الامیرکی او الاسرائیلی ویجب ان یکون هناک فاصل حقیقی فی المشاریع التی تریدها امیرکا.
وفی الختام  نرجو انطلاقة الصحوة مستمرة ولن تتوقف ونرجو الاتقع  فی الفتن المختلفة بما فیها المذهبیة او القومیة والوطنیة .

ولذلک فلینا العمل معا سائلا الباری عز وجل ان یوفق الامة الاسلامیة لکی تقود نتائجها الخیرة لمصلحة اجیالها القادمة.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٤۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()

تبریک عیدقربان

روز بندگی ومعرفت (روزعرفه)

وعید تجلیل ازایثاروفداکاری

(عیدقربان)مبارک باد.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:۱٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()

ایران درگذرتاریخ

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()

10 مقام افتخارآمیزامیرمومنان علی (ع)دریک ماه

10 مقام  افتخارآمیزامیرمومنان علی (ع)درماه ذی الحجه

 

درماه ذیحجه، آخرین ماه از سال هجری قمری وقایع و افتخاراتی  نصیب امام اول مسلمین حضرت علی(ع) گردیده است که دراینجابرمی شمارم..

 


1- اولین افتخاری که نصیب امام(ع) گردید، ابلاغ سوره برائة به مشرکین مکه در اولین روز از ماه ذیحجه می‌باشد.
2- افتخار دوم، عقد آن حضرت با دختر پیغمبر اکرم(ص) است که به روایتی در روز اول و به روایتی دیگر در روز ششم این ماه به وقوع پیوسته است.
3- خاتم‌بخشی وی می‌باشد که آیه شریفه «‌انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون» که دلیل بر اثبات امامت و ولایت آن حضرت می‌باشد نیز دراین باره نازل گردید.
4- بستن در خانه‌های صحابه است که به خانه خدا و مسجد شریف باز می‌شد‌؛ غیر از خانه علی(ع) که این اتفاق نیز در روز عرفه یعنی نهم این ماه بزرگ به وقوع پیوست.

 


5-  زفاف علی ابن ابیطالب(ع) با فاطمه زهرا(س) در شب نوزدهم این ماه اتفاق افتاده است.

 


6- خوابیدن حضرت علی(ع) در بستر رسول خدا(ص) است که در شب بیست و چهارم این ماه اتفاق افتاد و به «لیلة المبیت» معروف است و هجرت پیامبر اسلام به مدینه ـ که مبدأ تاریخ مسلمین و سرآغاز عظمت اسلام است ـ از همان شب شروع شد.

 


در عظمت آن شب پیغمبر اکرم(ص) فرمود: هر نفسی که علی(ع) در آن شب می‌کشد از عبادت جهانیان برتر بود، زیرا با این عمل، حضرت علی(ع) حاضر شد جان خود را فدای حضرت محمد(ص) نماید.

 


7- نزول سوره «هل اتی» در شأن وی و خاندان شریفش بود که در بیست وپنجم این ماه واقع شد و باعث آن ایثار و فداکاری بزرگی بود که آن حضرت و خانواده بزرگوارش در ظرف سه روز که روزه نذری داشتند، در موقع افطار، غذای خود را در راه خدا به مسکین، یتیم و اسیر دادند و خود با آب، روزه گشوده و با گرسنگی سر کردند.

 


8- خاتم‌بخشی . آیه شریفه «‌انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون» که دلیل بر اثبات امامت و ولایت آن حضرت می‌باشد نیز درباره وی نازل گردید.


9- مهمترین افتخاری که نصیب حضرت علی(ع) در این ماه گردید، رسیدن به مقام و جایگاه امامت بود که در واقعه «غدیر خم» رخ داد و پیامبر اسلام در برابر چندین هزار مسلمان، دستان حضرت علی(ع) را بالا برد و فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله».
یعنی «هر کس که من مولای او هستم، علی نیز مولای اوست. خدایا دوست بدار هر که علی را دوست دارد و دشمن بدار هر که علی را دشمن دارد و یاری ده هر که علی را یاری دهد و منکوب کن هر که ترک یاری علی نماید».
10- موضوع مباهله و نزول آیه شریفه «انفسنا» می‌باشد و خلاصه آن این است که پس از مباحثه طولانی پیامبر اسلام(ص) با نصاری، وقتی نتیجه‌ای حاصل نشد و نصاری اصرار ورزید؛ آیه «انفسنا» به شرح ذیل نازل گردید:
«فمن حاجک من بعد جائک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین»؛ یعنی «ای پیامبر، هر کس پس از علم تو بر حقانیت خویش از این پس با تو محاجه و مکابره کند، بگو بیائید شما و فرزندان و زنان و کسانی که بــــه منزله جان خــــود آنها را دانسته و گرامی می‌شماریم حاضر کنیم و در حق یکدیگر نفرین نمائیم تا هر یک از ما وشما باطل است نابود گردد». 

آری اینها تمام افتخاراتی است که در ماه ذیحجه نصیب مولای متقیان علی(ع) گردید و جمع شدن این همه اتفاق در یک ماه خاص و برای یک شخص از عجایبی است که رموز الهی پاسخگوی آن می‌باشد.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٤٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()

شهادت امام جواد علیه السلام تسلیت باد

شهادت امام جوادالائمه علیه السلام

 

 

ابن ابی داود، یکی از قاضیان معروف زمان معتصم، می‌گوید:
امام جواد علیه السلام در مجلسی با استناد به آیات قرآن و روایات پیامبر خدا برای معتصم ثابت کرد که حد دزدی، قطع انگشتان دست است. سپس انگشتان شخصی که اعتراف به دزدی کرده بود، طبق حکم امام جواد علیه السلام و به فرمان معتصم قطع شد.
سه روز پس از این ماجرا نزد معتصم رفتم و گفتم:« خیر خواهی برای امیر المؤمنین امری واجب است.» بعد به او گفتم در مجلسی که همه فقها و دانشمندان، وزیران، نویسندگان و فرماندهان جمع شده اند و اخبار آن به گوش مردم می رسد، صلاح نیست خلیفه همه نظرها را رد کند و نظر فردی را که فقط عده‌ای از مردم معتقد به امامتش هستند، بپذیرد.
معتصم از شنیدن این حرف رنگ به رنگ شد و تازه فهمید چه اشتباهی کرده.
فردای آن روز به یکی از وزیرانش دستور داد امام جواد علیه السلام را به منزل خودش دعوت کند و به او غذای زهرآلود بدهد. امام جواد علیه السلام به او فرمود:« می‌دانید که من در مجالس شما حاضر نمی‌شوم.»
وزیر گفت:« من فقط شما را دعوت کرده‌ام. دوست دارم پا روی چشم من بگذارید و داخل خانه من بشوید. این را مایه برکت خانه‌ام می دانم.»
امام جواد علیه السلام با اصرار صاحبخانه و بدون تمایل قلبی، دعوتش را پذیرفت.
امام وقتی وارد منزل او شد و قدری از غذایش را تناول فرمود، احساس مسمومیت کرد. مرکب سواری خود را طلب کرد و در پاسخ صاحبخانه که گفت« تشریف داشته باشید،» فرمود:« از خانه‌ات خارج شوم، برای خودت بهتر است.»
پس از آن شب، امام جواد علیه السلام پیوسته در حال بیماری و تهوع به سر می‌برد تا از دنیا رحلت فرمود.

بحار الانوار، ج 50، ص 6.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٥ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()

استانداران امیرالمومنین (ع)درایران

 

استانداران ایران درزمان حضرت علی علیه السلام


ایران درزمان صدراسلام، بسیار پهناور و دارای شهرهای زیادی بود. و از سوی حضرت علی (ع)، حاکمان و استاندارانی برای اداره آن تعیین و اعزام شدند. نام بسیاری از این کارگزاران در تاریخ آمده است که در زیر تنها اسامی و زمان حکمرانی آنان را برمی شماریم .


استان خوزستان( اهواز)

 

پیش از نبرد صفین امیر مؤمنان(ع) "خرّیت بن راشد" را بر امارت شهر اهواز منصوب فرمود. او به آن نواحی رفت و امور آن سرزمین را سامان بخشید. وقتی جنگ صفین با حکمیت به پایان رسید، خرّیت از نتیجه آن آگاه شد. او این امر را نپسندید و با لشکر مجهز با بیت المال اهواز، اعلان جنگ با امام(ع) نمود.
 امام یکی از یاران شجاع خویش به نام معقل بن قیس را برای سرکوبی او فرستاد و سرانجام خریت کشته شد.


استان کرمانشاه و نهاوند(استان دینوریاماهان)


امام علی(ع) به هنگام حرکت از مدینه به سوی عراق در سال 36 هجری قمری، "عبدالرحمن بُدیل بن ورقاء خزاعی" را به استانداری سرزمین ماهان اعزام نمود.


استان اصفهان و همدان و ری

 
پس از نبرد جمل و استقرار امیر مؤمنان در کوفه، "مخنف بن سلیم" از سوی حضرت به
استانداری اصفهان و همدان منصوب شد. او حدود شش ماه حاکم اصفهان و همدان بود که با شروع جنگ صفین، با اجازه امام راهی جنگ شد. او به هنگام حرکت به سوی عراق "حرث بن ربیع" را در اصفهان و "سعید بن وهب" را در همدان جانشین خود قرار داد.


"یزید بن قیس ارحبی" دیگر شخصیت سیاسی دهه سوم و چهارم هجری

است که پس از نبرد صفین و قبل از جنگ نهروان، به استانداری اصفهان و

ری و همدان منصوب شد.

 

ابن اثیر در الکامل آورده است:
پس از جنگ نهروان "حُجَیّه تیمی" از سوی امام علی(ع) به فرمانداری ری منصوب شد.


این انتصاب شاید بدان جهت بود که قلمرو حکومت "یزید بن قیس" بسیار گسترده بود و به تقاضای او برای منطقه ری حاکم دیگری منصوب شد.

 

 

 

استان قزوین


ربیع بن خیثم کوفی، که ظاهراً خواجه ربیع ِمدفون در مشهد است، از سوی امیر مؤمنان، مدتی متصدی پست فرمانداری قزوین بود.

 



استان فارس


از استانداران فارس که نام او در تاریخ آمده است، "زیاد بن ابیه" می باشد. او در سال 39 از سوی امام به استانداری فارس منصوب گشت و تا هنگام غارت "بُسر" در این سرزمین حکمرانی کرد.

علاوه بر این، شهرهای استان فارس نیز دارای فرماندارانی بود که تاریخ نام چند تن از آنان را آورده است؛ نخست "منذر بن جارود" فرماندار اصطخر فارس،
 و دیگری "مَصقلة بن هبیره شیبانی" فرماندار اردشیر خُرّ (فیروزآباد فارس).

 

استان کرمان


بلاذری می نویسد: امیر مؤمنان، عبدالله بن اَهتم را به استانداری کرمان منصوب نمود. به نظر می رسد این انتصاب پس از جنگ جمل و استقرار امیر مؤمنان در کوفه بود.
دیگر استاندار کرمان، زیاد بن ابیه بود. همان گونه که آوردیم او در سال 39 هجری به استانداری فارس و کرمان منصوب شد.


استان آذربایجان


نخستین کارگزار امام در آذربایجان "اشعث بن قیس" بود. او استاندار عثمان در این منطقه بود
که از سوی امام برای مدت اندکی ابقا شد.

پس از او "سعید بن حارث خزاعی" که مدتی فرماندهی پلیس حکومت را بر عهده داشت، به استانداری آذربایجان منصوب شد

دیگر استاندار آذربایجان "قیس بن سعد انصاری" است. او پس از برکناری از استانداری مصر و حضور در نبرد صفین، به سمت استاندار آذربایجان منصوب شد.

استان سیستان (سجستان)

 

 

"عون بن جعده"، نخستین کارگزار علی(ع) در منطقه سجستان بود. پس از او "ربعی بن کَأْس" استاندار آن سرزمین شد.

استان خراسان


امیر مؤمنان به هنگام عزیمت به عراق درسال 36 هجری، "جعدة بن هبُیره"، پسرخواهر خود را به استانداری خراسان منصوب و به آن دیار اعزام نمود
.

 

تاریخ امیرالمومنین علی (ع)

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٢٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()

مشتی خاک به پیشگاه خداوند متعال

وصیتنامه یک شهید

 

در پشت جنازه‌ام شعارهای «حسین حسین» و «یا مهدی» سر بدهید که آقایم شب اول قبر به داد من روسیاه برسد. یک شاخه گل سرخ و یک قطعه عکس امام خمینی را در قبرم بگذارید تا آنها را به آقا و مولایم حسین (ع) بدهم، اگر چه نمی‌دانم در آن لحظه چه بگویم. اگر می‌شود یک مقدار خاک کربلا در قبرم بگذارید و جنازه ام را نیمه شب دفن کنید و...

 

در میان گلزار شهدای عزیز و بزرگوار قزوین، مزاری است که نام و نشان ندارد و تنها روی آن نوشته‌اند: «مشتی خاک به پیشگاه خداوند متعال». به راستی این مزار، در خود چه گوهری را پنهان کرده است؟ او کسی نیست جز شهید «علی قاریان پور» که در 22 سالگی از مشهد شلمچه به آسمان پرواز کرد.


شهید بسیجی، علی قاریان پور، آنقدر سریع آمد و رفت که چشمان خیلی‌ها در راهش باز ماند. علی که هنوز اشک‌‌هایش در سینه زنی‌ها برای آقا امام حسین (ع) و میدان داری‌هایش را که گاهی به بیهوشی در راه  مقتدایش منتهی می‌شد، نمی‌شود فراموش کرد.


دوست دارم تشنه از دنیا بروم



او در کمال صداقت و عاشقانه در بخشی از وصیتنامه‌اش نوشت: اگر جنازه ام به دست شما رسید و برای دیدنم آمدید، با چادر سفید بیایید که انگار به عروسی عزیز خود می‌روید و در روز تشییع جنازه هم با چادر سفید باشید که انگار عزیز خود را به حجله دامادی می‌برید.در پشت جنازه‌ام شعارهای «حسین حسین» و «یا مهدی» سر بدهید که آقایم شب اول قبر به داد من روسیاه برسد. یک شاخه گل سرخ و یک قطعه عکس امام خمینی را در قبرم بگذارید تا آنها را به آقا و مولایم حسین (ع) بدهم، اگر چه نمی‌دانم در آن لحظه چه بگویم.
اگر می‌شود یک مقدار خاک کربلا در قبرم بگذارید و جنازه ام را نیمه شب دفن کنید و بروید ببینید که چرا فاطمه (س) به علی(ع) فرمودند که مرا نیمه شب دفن کن!
و چون همه ما از خاک آمده ایم و به خاک برمی‌گردیم، بر روی سنگ قبرم نوشته شود: «مشتی خاک به پیشگاه خداوند متعال» و در آخر دوست دارم در آخرین لحظه زندگی، لب تشنه از دنیا بروم.

راوی: حسن شکیب زاده

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

اعجازحضرت زهرا(س)

 کرامتی ازحضرت زهرا(س) 

 

انس بن مالک می‌گوید: روزى حجّاج بن یوسف

ثقفى مرا نزد خویش احضار کرد و درباره جریان

به هم زدن و مخلوط کردن غذاى داخل دیگ به

وسیله دست، که توسّط حضرت فاطمه زهراء

سلام اللّه علیها انجام گرفته بود، سؤال کرد.

گفتم : روزى عایشه به حضور فاطمه زهرا علیها

السلام آمد و دید که آن حضرت مشغول پختن

حریره براى دو فرزندش حسن و حسین علیهما

السلام است.

او دید فاطمه سلام الله علیها مقدارى آرد و شیر

و روغن داخل دیگ ریخته بود و آن را روى اجاقى

که آتش زیر آن شعله ور بود قرار داده؛ و با

انگشت خود، حریره داخل دیگ را در حالى که

مى‌جوشید و غُل غُل مى‌کرد، به هم مى‌زد و

مخلوط مى‌نمود.

عایشه با دیدن چنین صحنه‌اى بُهت زده گشت و

با حیرت و تعجّب ، از منزل دختر پیامبر خدا صلّى

اللّه علیه و آله خارج شده و به سوى منزل

پدرش ، ابوبکر حرکت کرد.

و چون به منزل پدرش وارد شد، گفت: پدر! هم

اکنون جریان عجیبى را از فاطمه زهرا دیدم که

مرا به حیرت و تعجّب واداشته است .

او را دیدم در حالى که دیگ حریره ، روى اجاق

آتش مى جوشید، با انگشت خویش آنها را به

هم مى زد و مخلوط مى‌نمود.

ابوبکر گفت: دخترم ! این موضوع را مخفى دار،

مبادا کسى متوجّه شود، که این امر بسیار مهمّ

و عظیم است .

ولى همین که پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و

آله از این جریان آگاه شد، بالاى منبر رفت و پس

از حمد و ثناى الهى ، فرمود: مردم از دیدن

صحنه جریان دیگ و آتش تعجّب مى کنند و آن را

جریانى عظیم و غیر قابل قبول مى پندارند.

و سپس افزود: سوگند به آن کسى که مرا به

رسالت مبعوث کرده و به نبوّت خویش بر

انگیخته است ، باید بدانید که خداوند متعال

آتش و حرارت آن را بر جسد فاطمه و بر خون و

مو و تمام اجزاء بدنش حرام گردانیده است .

همانا فاطمه و شیعیانش (پیروان واقعى در

عمل و گفتار) از حرارت آتش در امان خواهند

بود، و بلکه آتش و خورشید و ماه و ستارگان و

کوه ها، همه و همه در طاعت فاطمه و نسل او

یعنى ؛ اهل بیت عصمت و طهارت علیهم

السلام مى باشند.

و همچنین جنّیان در رکاب آخرین فرزندش ، امام

زمان علیه السلام با مخالفان و ظالمان

مى جنگند.

و در آن هنگام ، زمین تمام برکات و گنجینه ها و

مخازنش را تسلیم مهدى موعود عجّل اللّه

تعالى فرجه الشّریف خواهد نمود.

پس واى به حال کسى که در فضائل و مناقب

بى شمار فاطمه شکّ کند، خداوند لعنت کند آن

کسانى را که به هر عنوانى، کینه و دشمنى

شوهرش ، علىّ بن ابى طالب را در دل دارند و

امامت او و دیگر فرزندانش را نپذیرند و انکار

کنند.

و در پایان افزود: بدانید و آگاه باشید که فاطمه

علیها السلام در صحراى محشر بیش از دیگران

شفاعت مى نماید و شفاعتش پذیرفته و مقبول

درگاه خداوند متعال قرار خواهد گرفت .

 

منبع: الثّاقب فى المناقب، ص 293، ح 250.

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

خاطره

نمازی در آغوش موج



وقتی که در عملیات کربلای 3 دچار مد و امواج متلاطم آب شده بودیم و من نگران و متحیر٬ ستون در حال حرکت را در داخل آب کنترل می‌کردم٬ دیدم یکی از بچه‌ها سرش را بدون حرکت داخل آب قرار داده است. نگران شدم. شانه‌اش را گرفتم و تکان دادم و سرش را بلند کردم. با نگرانی و تعجب پرسیدم: چی شده؟ چرا تکان نمی‌خوری؟ خیلی خونسرد و بدون نگرانی گفت: مشغول نماز شب بودم. در ضمن با طناب متصل به ستون٬ بقیه را همراهی می‌کردم.
اطمینان و آرامش این نوجوان بسیجی٬ زبانم را بند آورده بود. گفتم: اشکالی ندارد. ادامه بده٬ التماس دعا.
صبح روی سکوی «الأمیه» آن نوجوان اولین شهیدی بود که به دیدار پروردگار نایل آمد.

منبع:کتاب «شکسته‌های ایستاده»

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

نامه نگاری انیشتین وآیت الله بروجردی(رض)

نامه نگاری انیشتین با آیت الله بروجردی

 

آلبرت اینشتین در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein – 1954 یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر  تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی و.. .ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده  ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.

از آنجمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد  معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول  معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:                   E = M.C2 >> M = E :C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد. در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - انیشتین نظریه ی اخباریون شیعه را ( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند..

در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند... . اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ "بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها  با لفظ"حسابی عزیز" یاد کرده است.

3000000دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل" بنز" از یک عتیقه فروش یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است. اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود.

منبع: مرجع متخصصین ایران

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٤٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

مستندنگاری پیامبران مدفون درایران

پیامبران مدفون درایران

 

این هفته برخی ازخبرگزاری ها وسایتها به نقل ازدبیر ستاد بقاع متبرکه و گردشگری مذهبی از مستند‌نگاری 31 پیامبر مدفون در ایران خبر دادند.
حجت‌الاسلام فخر‌الدین صابری اظهار داشته است: اسامی 31 پیامبر مدفون در ایران جمع‌آوری شده است که پس از جمع‌آوری مستندات، اطلاعات آن‌ها به صورت کتاب منتشر خواهد شد.
صحت و سقم وجود این پیامبران در ایران هنوز بدست نیامده است و مؤسسه ای به نام دایرة المعارف بقاع متبرکه در قم می‌تواند اطلاعات جمع‌آوری شده درباره این پیامبران را تأیید یا رد کند.
اظهار نظر درباره صحت و سقم اطلاعات مربوط به پیامبران در حوزه اطلاعات هر کسی نیست بلکه باید فرد، عالم به علم "انساب" باشد علمی که حتی در حوزه‌های علمیه هم تدریس نمی‌شود اما خوشبختانه مدیرعامل مؤسسه دایرةالمعارف بقاع متبرکه، متخصص این علم است و یافته‌های مربوط به این پیامبران نیازمند تأیید ایشان است.

طبق اطلاعات ونقلهای غیرمستنداز مجموع ۱۲۴ هزار پیامبر حدود ۳۱ پیامبر در ایران دفن شده‌اند که تعدادی از آن‌ها شامل "سیم و لام" در سمنان، "خالد بن سنان عبسی" در گلستان، "یوشع" در اصفهان، "حیقوق" در تویسرکان، "حجی" در همدان، "قیدار" در زنجان، "اشموئیل" در ساوه، "دانیال نبی" در خوزستان، "شعیب نبی" در خوزستان، "باحزقیل" در دزفول، "روبین" در میامی، "جرجیس" در شوشتر، "یونس" در گناباد، "یعقوب" در گرگان، "ابراهیم خلیل" در سوسنگرد، "اسحاق و اسماعیل" در جاده دزفول، "صالح پیامبر" در شوشتر، "ایوب" در بجنورد و... است.

مقبره 10 هزار و 500 امامزاده و 33 پیامبر در کشور ،ایران را به قطب امامزادگان در جهان تبدیل کرده است.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٢:۱٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

تبریک

ولادت باسعادت سلطان سریرارتضاآقاعلی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه والثنا’برهمگان مبارک

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

دهه کرامت

دهه کرامت

 

دهه کرامت، دهه اول ماه ذی‌العقده است . آغازش با ولادت حضرت معصومه (علیهااالسلام) و پایانش با ولادت حضرت ابوالحسن علی بن موسی‌الرضا(علیه السلام) می‌باشد. این دهه یادآور بسیاری از مطالب عالی و مفاهیم بلند و سازنده و ارزشمند است. دهه کرامت یادآور لطیف‌ترین علائق و مهر و وفاهای کم‌نظیر یک خواهر نسبت به مقام شامخ و معنوی برادر است.

مهر و وفایی که خواهر مهربان و دلداده را به هجرت وادار نموده و غربت و بیماری و مرگ در فصل جوانی را برای او آسان کرده است.

مهربانی که جز در مورد امام حسین و حضرت زینب (علیهما‌السلام) سابقه ندارد..

دهه کرامت تداعی کننده عزم و قاطعیت و اراده آهنین زنان بزرگ و بانوان والامقام و گرانقدر جهان می‌باشد.

دهه کرامت یادآور تحول آفرینی بانوان آسمانی است و این که می‌توانند رهبری دل‌های صدها میلیون مسلمان را در طی اعصار عهده‌دار بشوند.

دهه کرامت یادآور زهرا و زینب (سلام‌الله علیهما‌السلام) است.دهه کرامت یادآور تمام خوبی‌هاست. و یادآور جمال انسانی است.

دهه ی مبارک و میمون کرامت و تولد حضرت معصومه (س) و برادر گرامیشان حضرت رضا(ع) ، اسوه ی مهربانی ورافت را به تمامی مسلمین جهان تبریک عرض می نمایم.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:۱٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

میلادسلاله عصمت مبارک

 

 

یا رب چه قشنگ است وچه زیباحرم قم

چون جنت اعلاحرم محترم قم

بانوی جنان اخت رضا دخترموسی

دردانه زهرا(س)وملائک خدم قم

این م‍‍ژده بس اوراکه بهشت است جزایش

هرکس که زیارت کندش درحرم قم

 

شکوفایی غنچه بوستان عصمت فاطمه معصومه سلام الله علیهامبارکباد.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٧ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

← صفحه بعد صفحه قبل →