المصباح

استادنظام وفا

استادنظام وفا

بیست و یکم فروردین ماه، یکصد و بیست و سومین سالروز تولد استاد نظام وفا است. شاعر و نویسنده­ی سلیم­النفسی که در تاریخ معاصر ایران همواره با نیکنامی از او یاد شده است. نظام وفا از جامعه­ی آران و بیدگل (آران) برخاسته است. آنهایی که در شهر ما، پایی به سن گذاشته­اند و با مقوله­ی فرهنگ، سر و کاری جدی دارند،  او را خوب می­شناسند.

نظام وفا نماد هوّیت فرهنگی ماست . او را،هم می­توان با مطالعه­ی آثارش شناخت، هم با تحقیقِ* دو جلدی ارزنده­ای که آقای عبدالله مسعودی در مورد این شاعر و نویسنده­ی قابل احترامِ جامعه­ی آران و بیدگل، انجام داده است. در شهر ما در چند سال اخیر، دو کار در خورِ تقدیر دیگر نیز برای ماندگار ماندن نام نظام وفا صورت گرفته است. اولی نامگذاری مرکز تحقیقات معلمان است که توسط مدیریت آموزش و پرورش این شهر به نام نظام وفا صورت گرفت و دومی نامگذاری خیابانی است که در مرکز شهر به همت شهرداری و به قصد یادبودِ نویسنده­ی «یادگار اروپا» و سراینده­ی مثنوی­های «حبیب» و «رباب» و صاحب نمایشنامه­های «ستاره و فروغ» و «فروز و فرزانه» و سناریویِ «پیروزی دل» و ... تحقق یافت. ولی این­ها کافی نیست. حقیر در نوشته­های پراکنده­ای که در گوشه و کنار مطبوعات محلی چاپ شده است، چند بار یادآور شده­ام که نسل امروز به هر وسیله­ای که هست باید در جریانِ تاریخ و فرهنگِ گذشته­ی دیارِ آباء و اجدادی خود قرار بگیرد تا بتواند بهتر به درکِ شرایط امروز برسد و راه خود را در کوران مشکلات فردا پیدا کند. سهراب در شاهنامه، سمبل نو جویی و نوخواهی است. اما جانِ خود را در مسیرِ جستجوی هویتِ گذشته (پدر) از دست داد. از کنار این اسطوره­ها نباید با بی­اعتنایی گذشت.

برگزاری یک همایش برای بزرگداشت نظام وفا طرحی بود که دو سه سال پیش توسط چند تن از دست­اندرکارانِ فرهنگی شهر ریخته شد. ولی نمی­دانم بنا به چه دلایلی متوقف ماند . ولی باید طرح مزبور مجدداً در دستور کار قرار بگیرد. و روی آن کار شود. نظام وفا در طول زندگی 80 ساله­ی خود، احدی را نیازرده است. یک نجیب­زاده­ی به تمام معناست که برای رسیدن به آزادی، رنج زندان را نیز بر خود هموار کرده است. و همه­ی کسانی که با او حشر و نشر داشته­اند از قِبلَش سود جسته­اند. حضورش در عرصه­ی ادب و فرهنگ و سیاستِ نیمه­ی اول قرن بیستم (مشروطه به این سو) حضور پر رنگی است که با تعقیب خط سیرِ خاطرات و نوشته­ها و شعرهایش (اتوبیوگرافی­ها) می­توان به شبکه­ی وسیعی از تعاملات شکل گرفته در عرصه­های یاد شده، دسترسی یافت. او به رغم نزدیکی به مراکز قدرت و احترامی که از سوی نهادهای سیاسی رسمی مملکت برخورداربود ، هیچ گاه جذب نهاد قدرت نگشت و همواره سعی کرد تا یک معلّم باقی بماند. اظهارات شخصیت های برجسته فرهنگی کشور را در مورد او در کتاب دو جلدی آقای مسعودی بخوانید تا لب به آفرین بگشایید. ( من امیدوارم درفرصتی دیگر روی دو موضوع در مورد نظام وفا صحبت کنم. 1- تاثیری که او روی نیما یوشیج داشت. 2- علاقه ای که به خاندان عصمت و طهارت داشته است و مراثی که دراین مورد از ایشان به جای مانده است.)

نظام وفا در مورد زادگاه خود، سخن، فراوان دارد. یکی از شعرهای او که در مورد «آران» گفته شده است، را در همین شماره­ بخوانید و نوعِ نگاهِ او نسبت به مسقط الرأس خویش را دریابید. ولی بسیار جای تأسف است وقتی که ما می­خواهیم خلأ شخصیتی خود را با اباطیل پر کنیم، بوسیله­ی ساخته و پرداخته­ کردنِ داستان­های دروغین و توهین­آمیز در محور شخصیت یکی از منسوبینِ ساده­دلِ او کلّی حظ می­کنیم. ولی وقتی پای شخصیتِ فرهنگی و ادبی و سیاسی نظام وفا پیش می­آید، حرفهایی می­زنیم که شناعت چندش­آوری در بر دارد. خدایش بیامرزد مرحوم حاج آقا سید جواد بنی­طبا بیدگلی معلمِ متین و با شخصیت و با سوادِ دهه­ی سیِ آران و بیدگل را. وقتی که در آن سال­ها توانست اولین دبیرستانِ شهر در محلِ خانه­ی حاج حبیبِ خرّاط آرانی - واقع در میدان بزرگ، خیابان محمدهلال (ع) – را بنا نهد، چه هوشیارانه نام نظام وفا را برای آن انتخاب کرد. مرحوم بنی طباء حتماً به این نکته واقف بود که مدارس متعددی درسراسر ایران ، نام نظام را روی سردر خود دارد. 

ولی امروز در شرایطی که کراتِ آسمانی به نام مشاهیر علم و فرهنگ و ادب نامگذاری می­شود، ما از نامگذاری یک خیابان به نام فرزانه­ای که متعلق به همین آب و خاک است رو ترش می­کنیم.

 منبع:وبسایت استادنظام وفا

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٢:٠٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۱
comment نظرات ()

شهادت حضرت زهراسلام الله علیها

سخنرانی‌‌ حضرت‌ زهرا علیهالسلام در مسجدالنبی

 

این سخنرانی تاریخی ده‌ روز پس‌ از رحلت‌ پیامبردرمسجدالنبی درحضورمهاجروانصارایرادگردیده است.

 

"شما ای‌ مردم‌ بر پرتگاه‌ آتش‌ بودید و از فرط‌ ذلت‌ نزد دیگران، همچون‌ جرعه ‌آبی‌ در دست‌ تشنه‌ کامی‌ یا لقمه‌ای‌ در دست‌ گرسنه‌ای‌ و یا چون‌ آتشی‌ که‌ شخص‌ مستعجلی‌ از آن‌ برگیرد. شما لگدکوب‌ و پایمال‌ بودید و از آب‌ متعفن‌ با سرگین‌ شتر می‌‌آشامیدید و از برگ‌های‌ خاک‌مال‌ و علف‌ بیابان‌ می‌خوردید. ذلیل‌ بودید و زبون‌ می‌زیستید و هر آن‌ مضطرب‌ بودید که‌ مبادا از این‌ سوی‌ یا آن‌ سوی‌ به‌ شما هجوم‌ آورند و به‌ اسارتتان‌ ببرند. شما این‌ بودید تا خداوند به‌ دست‌ محمد صلی الله علیه و آله با همه‌ آنچه‌ بر او گذشت‌ رهایتان‌ کرد. چه‌ سختی‌ها که‌ نکشید و چه‌ شکنجه‌ها که‌ ندید.

هرگاه‌ شاخی‌ از شاخ‌های‌ شیطان‌ و گردنکشی‌ از یارانش‌ سر بر می‌داشت‌ و فتنه‌ای‌ از مشرکان‌ به‌ خونخواری‌ دهان‌ می‌گشود، او برادرش‌ علی علیه السلام را در کام‌ آتش‌ رقصان‌ آن‌ و در گلوگاه‌ خطر می‌افکند و او‌ نیز، تا مغز دشمن‌ را نمی‌کوفت‌ و آتش‌ سرکش‌ فتنه‌ را به‌ آب‌ شمشیرش‌ خاموش‌ نمی‌کرد، آرام‌ نمی‌گرفت. در همه‌ این‌ مدت، علی علیه السلام در راه‌ خدا سختی‌ می‌کشید و به‌ آب‌ و آتش‌ می‌‌زد. در کار خدا از جان‌ مایه‌ می‌‌گذارد و همواره‌ به‌ رسول‌ خدا نزدیک‌ بود. در میان‌ دوستان‌ و سربازان‌ خدا وقف‌ راه‌ خدا بود و مدام‌ خود را به‌ مشقت‌ می‌انداخت. در دریای‌ رنج‌ فرو می‌رفت‌ و هرگز در راه‌ خدا به‌ ملامت‌ مردم‌ وقعی‌ نمی‌نهاد و به‌ ستوه‌ نمی‌آمد.

ولی‌ شما چه؟ در تمام‌ آن‌ روزها، در رفاه‌ و عیش‌ بودید، خوش‌ می‌گذراندید و زندگی‌ می‌کردید و بی‌درد بودید. هرگاه‌ درگیری‌ و نبرد پیش‌ می‌آمد، خود را کنار می‌کشیدید و ما را تنها می‌گذاردید و از جنگ‌ می‌گریختید.

"برای‌ تمام‌ کسانی‌ که‌ می‌خواهند الهی‌ زندگی‌ کنند، فاطمه علیهاالسلام دفاع‌ از حریم‌ ولایت‌ را، زیباتر از هر کس‌ به‌ معرض‌ نمایش‌ گذارد. خطبه‌ غَرایش‌ در مسجد مدینه، گواه‌ فصاحت‌ و بلاغت‌ بی‌نظیر آن‌ حضرت‌ است. مضامین‌ عالی‌ خطبه، اسلام‌ راستین‌ را معرفی‌ می‌کند و اهمیت‌ ولایت‌ و امامت‌ را روشن‌ می‌سازد.

... به‌ کجا می‌روید؟ چه‌ می‌کنید؟ هنوز پیکر پیامبر تازه‌ است؛ آیا می‌گویید که‌ محمد مُرد و همه‌ چیز تمام‌ شد؟ هرگز!

... هان‌ می‌بینم‌ که‌ اینک‌ باز زمین‌گیر شده‌اید و دل‌ به‌ تن ‌آسایی‌ و راحت‌ طلبی‌ و دنیا خواهی‌ داده‌اید و قصد همیشه ‌ماندن‌ در دنیا کرده‌اید و کسی‌ را که‌ به‌ قبض‌ و بسط‌ کار حکومت‌ سزاوارتر است، دور رانده‌اید و با راحتی‌ و عیاشی، خلوت‌ کرده‌اید.

... بدانید اگر همه‌ شما هم‌ کافر شوید و به‌ حق‌ پشت‌ کنید، خداوند همچنان‌ ستوده‌ است‌ و احتیاجی‌ به‌ شمایان‌ ندارد.

و بدانید آنچه‌ را که‌ اینک‌ گفتم؛ گفتم، در حالی‌ که‌ می‌دانستم‌ هرگز یاوری‌ نخواهید کرد. ولی‌ آنچه‌ گفتم‌ راز دل‌ غمین‌ من‌ بود که‌ در سینه‌ جمع‌ شده‌ و دود حزن‌ و اندوه‌ من‌ بود که‌ در دل‌ خسته‌ام‌ متراکم‌ شده‌ و آه‌ آتش ‌افروزی‌ که‌ از سینه‌ دردمند من‌ شعله‌ کشیده؛ تنها خواستم‌ با شما حجت‌ را تمام‌ کرده‌ باشم.

 

از: کتاب‌ "زندگانی‌ حضرت‌ فاطمه (س)"، نوشتهِ دکتر اسماعیل‌ حسینی

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٥٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۱
comment نظرات ()

عاشق شدن


اقتـضای طبیـعت


هندویی عقربی را دید که در آب برای نجات خویش دست و پا میزند ...
هندو به قصد کمک دستش را به طرف عقرب دراز کرد اما عقرب تلاش کرد تا نیشش بزند !
با این وجود مرد هنوز تلاش میکرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد اما عقرب دوباره سعی کرد او را نیش بزند !
مردی در آن نزدیکی به او گفت : چرا از نجات عقربی که مدام نیش میزند دست نمیکشی ؟!
هندو گفت : عقرب به اقتضای طبیعتش نیش میزند. طبیعت عقرب نیش زدن است و طبیعت من عشق ورزیدن ...
چرا باید از طبیعت خود که عشق ورزیدن است فقط به علت این که طبیعت عقرب نیش زدن است دست بکشم ؟!
هیچگاه از عشق ورزیدن دست نکش همیشه خوب باش حتی اگر اطرافیانت نیشت بزنند ...

از:کلبه راز


+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩۱
comment نظرات ()

ولادت حضرت زینب کبری (س)

 

السلام علیکِ یا زینب کبری

 السلام علیکِ یا بنت رسول الله

 السلام علیک یا بنت امیرالمومنین

 

ای فروغ تابنده کوثر!

ای پرستار شهادت!

تو بانوی فصاحتی و اعجاز.

نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد،

اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت.

 

ولادت باسعادت علیامخدره بانوی دوسراحضرت صدیقه صغری زینب کبری سلام الله علیها درایام بهارونوروزبرشمامبارک. 

 
 
+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٥٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٩ فروردین ۱۳٩۱
comment نظرات ()

صله ارحام درنوروز

 

نوروزوصله رحم

 

یکی ازمحاسن عیدنوروز انچام صله رحم است که بسیارموردتاکیددین مامیباشد.

امام صادق علیه السلام فرمود: "صل رحمک ولو بشر به من ماء" یعنى پیوند با خویشاوندانت برقرار کن ولو به اندازه یک بار نوشیدن آب باشد؛ مقدار واجب از صله رحم آن مقدارى است که از قطع رحم خارج شود و بیشتر از آن مستحب خواهد بود.

 

صله ارحام یک عمل پسندیده و نیک است و براى صله ارحام درجات متفاوتى وجود دارد، پائین ترین مرتبه صله ارحام سلام کردن است؛لازم است ارحام از همدیگر دورى نکنند و بین خودشان پیوند برقرار سازند و چون تشخیص بین مراتب و درجات صله ارحام که کدام واجب و کدام مستحب است مشکل است به همین جهت در صورت امکان جمع کردن بین تمام مراتب آن راه نجات است.

 

بدون شک صله رحم بخصوص با والدین، زندگى را پر ثمر و همچون فصل بهار، سبز و خرم خواهد نمود. صله رحم نماد روشن فرهنگ اسلامی، انسانى در خانواده و جامعه است. امام باقر(ع) فرمود: صله رحم، کارها را پاک و مبارک کند و بلا را بگرداند و اموال را بیفزاید و عمر را بلند کند و روزى را فراوان نماید و نزد خانواده محبوبیت آورد.

 

رسول خدا(ص) فرمود: به حاضر و غایب امتم تا آنها که در پشت مردان و رحم زنانند تا قیامت سفارش مى کنم که صله رحم کنند اگر چه تا یک سال راه از او دور باشند، زیرا این کار از دیانت است. امام رضا (ع) فرمود: صله رحم کن ولو به یک جرعه آب باشد، و بهتر چیزى که با آن صله رحم شود جلوگیرى از آزار خویشان است، صله رحم مرگ را عقب می اندازد و دوستى خانواده میآورد.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۳٩۱
comment نظرات ()

معجزات شهدا

حاج آفابایدبرقصه 

 

"چند سال قبل اتوبوسی از دانشجویان دختر یکی از دانشگاه‌های بزرگ کشور آمده بودند جنوب. چشم‌تان روز بد نبیند... آن‌قدر سانتال مانتال و عجیب و غریب بودند که هیچ کدام از راویان، تحمل نیم ساعت نشستن در آن اتوبوس را نداشتند. وضع ظاهرشان فوق‌العاده خراب بود. آرایش آن‌چنانی، مانتوی تنگ و روسری هم که دیگر روسری نبود، شال گردن شده بود.

اخلاق‌شان را هم که نپرس... حتی اجازه یک کلمه حرف زدن به راوی را نمی‌دادند، فقط می‌خندیدند و مسخره می‌کردند و آوازهای آن‌چنانی بود که...

از هر دری خواستم وارد شوم، نشد که نشد؛ یعنی نگذاشتند که بشود...

دیدم فایده‌ای ندارد! گوش این جماعت اناث، بده‌کار خاطره و روایت نیست که نیست!

باید از راه دیگری وارد می‌شدم... ناگهان فکری به ذهنم رسید... اما... سخت بود و فقط از شهدا بر‌می‌آمد...

سپردم به خودشان و شروع کردم.

گفتم: بیایید با هم شرط ببندیم!

خندیدند و گفتند: اِاِاِ ... حاج آقا و شرط!!! شما هم آره حاج آقا؟؟؟

گفتم: آره!!!

گفتند: حالا چه شرطی؟

گفتم: من شما را به یکی از مناطق جنگی می‌برم و معجزه‌ای نشان‌تان می‌دهم، اگر به معجزه بودنش اطمینان پیدا کردید، قول بدهید راه‌تان را تغییر دهید و به دستورات اسلام عمل کنید.

گفتند: اگر نتوانستی معجزه کنی، چه؟

گفتم: هرچه شما بگویید.

گفتند: با همین چفیه‌ای که به گردنت انداخته‌ای، میایی وسط اتوبوس و شروع می‌کنی به رقصیدن!!!

اول انگار دچار برق‌گرفتگی شده باشم، شوکه شدم، اما چند لحظه بعد یاد اعتقادم به شهدا افتادم و دوباره کار را به آن‌ها سپردم و قبول کردم.

دوباره همه‌شون زدند زیر خنده که چه شود!!! حاج آقا با چفیه بیاد وسط این همه دختر و...

در طول مسیر هم از جلف‌بازی‌های این جماعت حرص می‌خوردم و هم نگران بودم که نکند شهدا حرفم را زمین بیندازند؟ نکند مجبور شوم...! دائم در ذکر و توسل بودم و از شهدا کمک می‌خواستم...

می‌دانستم در اثر یک حادثه، یادمان شهدای طلائیه سوخته و قبرهای آن‌ها بی‌حفاظ است...

از طرفی می‌دانستم آن‌ها اگر بخواهند، قیامت هم برپا می‌کنند، چه رسد به معجزه!!!

به طلائیه که رسیدیم، همه‌شان را جمع کردم و راه افتادیم ... اما آن‌ها که دست‌بردار نبودند! حتی یک لحظه هم از شوخی‌های جلف و سبک و خواندن اشعار مبتذل و خنده‌های بلند دست برنمی‌داشتند و دائم هم مرا مسخره می‌کردند.

کنار قبور مطهر شهدای طلائیه که رسیدیم، یک نفر از بین جمعیت گفت: پس کو این معجزه حاج آقا! ما که این‌جا جز خاک و چند تا سنگ قبر چیز دیگه‌ای نمی‌بینیم! به دنبال حرف او بقیه هم شروع کردند: حاج آقا باید...

برای آخرین بار دل سپردم. یا اباالفضل گفتم و از یکی از بچه‌ها خواستم یک لیوان آب بدهد.

آب را روی قبور مطهر پاشیدم و...

تمام فضای طلائیه پر از شمیم مطهر و معطر بهشت شد... عطری که هیچ جای دنیا مثل آن پیدا نمی‌شود! همه اون دخترای بی‌حجاب و قرتی، مست شده بودند از شمیم عطری که طلائیه را پر کرده بود. طلائیه آن روز بوی بهشت می‌داد...

همه‌شان روی خاک افتادند و غرق اشک شدند! سر روی قبرها گذاشته بودند و مثل مادرهای فرزند از دست داده ضجه می‌زدند ... شهدا خودی نشان داده بودند و دست همه‌شان را گرفته بودند. چشم‌ها‌شان رنگ خون گرفته بود و صدای محزون‌شان به سختی شنیده می‌شد. هرچه کردم نتوانستم آن‌ها را از روی قبرها بلند کنم. قصد کرده بودند آن‌جا بمانند. بالاخره با کلی اصرار و التماس آن‌ها را از بهشتی‌ترین خاک دنیا بلند کردم ...

به اتوبوس که رسیدیم، خواستم بگویم: من به قولم عمل کردم، حالا نوبت شماست، که دیدم روسری‌ها کاملا سر را پوشانده‌اند و چفیه‌ها روی گردن‌شان خودنمایی می‌کند.

هنوز بی‌قرار بودند... چند دقیقه‌ای گذشت... همه دور هم جمع شده بودند و مشورت می‌کردند...

پرسیدم: به کجا رسیدید؟ چیزی نگفتند.

سال بعد که برای رفتن به اردو با من تماس گرفتند، فهمیدم دانشگاه را رها کرده‌اند و به جامعه‌الزهرای قم رفته‌اند ... آری آنان سر قول‌شان به شهدا مانده بودند ..."

منبع:حی علی الجهاد

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ فروردین ۱۳٩۱
comment نظرات ()

سال91 سال حمایت ازتولیدملی

سال1391

سال حمایت ازتولیدملی

کاروسرمایه ایرانی

 

باز آقا محضرت عرض ارادت میکنیم
آسمان را روشن از شمع ولایت میکنیم


گفته ای تولید ملی، گفته هایت روی چشم!
باز از سرمایه و از کار ایرانی حمایت میکنیم


ما پر از کار مضاعف ،همت افزون تریم
باجهاد اقتصادی، خرق عادت میکنیم


بازهم چشمان دنیا خیره بردستان ماست
چشم دنیا را به دست خود هدایت میکنیم


کشور ما با فروغ احمدی روشن شده
گفتمان را، گفتمان عشق و ایثار و شهادت می کنیم

سال نو تفسیر این بیداری اسلامی است
برتمام خاک دنیا ما سرایت میکنیم

پرچم عدل خمینی دست مهدی(عج) میدهیم
ماجهان را پر ز تکبیر عدالت می کنیم

شعر از اکبر شهبازی

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۱
comment نظرات ()

ثواب صلوات

 صلوات هم مداداست هم مدادپاک کن

 

اولین مطلب رادرسال 91 تیمنا درباب صلوات فرستادن می آورم.

 

 آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی دراین زمینه حدیثی راازامام عسکری علیه السلام ذکرمیکند:


« أَکْثِرُوا ذِکْرَ اللَّهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله وسلم)فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات‏»
امام عسکری (علیه السلام)درپایان این روایت می فرمایند:

زیاد درود بر پیامبر بفرستید، « وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ ». حضرت سفارشات قبل را بدون علّت فرمودند و فقط برای همین سفارش علّت فرمودند: « فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات » چون صلوات بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) ده حسنه محسوب می‌شود.
صلوات هم نقش اثباتی دارد وهم نقش محوی.  اینکه حضرت می‌فرمایند: هر یک صلوات وقتی در نامه عمل ثبت و ضبط می‌شود، ده حسنه نوشته می‌شود، نقش اثباتی است. از طرف دیگر حضرت در روایت دیگری می‌فرمایند، نقش محوی نیز دارد، یعنی نقش استغفار هم دارد.
در روایت متعدّد داریم که صلوات نقش نفیی هم دارد، یعنی از یک طرف حسنه نوشته می‌شود از طرف دیگر، سیّئه‌ای هم پاک می‌شود، به تعبیر دیگر صلوات، دو چهره‌ای است؛ این که می گویند: بهترین ذکر صلوات است، به علّت دو چهره‏ای بودن او است. صلوات هم مداد است، هم مداد پاک کن. لذا بسیار به صلوات سفارش شده است.
جنبه ضریب صلوات بسیار بالا است . در یک روایت داریم وقتی کسی صلوات بفرستد، برایش ده حسنه می‌نویسند، از آن طرف ملائکه هفتاد صلوات برای او می‌فرستند، از طرف دیگر هم خدا هفتصد درود بر او می‌فرستد. ما نمی‌دانیم که در فرستادن یک صلوات چه خبرها است. لذا امام عسکری (علیه السلام) سفارش  به صلوات فرمودند.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٤٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٥ فروردین ۱۳٩۱
comment نظرات ()

تبریک سال نو

سال نومبارک

 

 

      یا مقلب القلوب والابصار       یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول والاحوال    حول حالنا الی احسن الحال

 

کل یوم لا یعصی الله فیه فهو عید

 


نوبهار امید و موسم طراوت از گرد راه می رسد تا غبار کهنگی و نومیدی را کنار زند ،این سرسبزی و سربلندی کائنات را به فال نیک می گیریم.

دراین جنبش پرترنم،توفیق وکامیابی وسلامتی وامید،تاروپودسفره سرسبزتان باد.

 حلول سال نو و بهار طبیعت را خدمت همه ایرانیان عزیز تبریک و تهنیت عرض نموده و از درگاه ایزد منان سالی پر خیر و برکت مسئلت می نمایم.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٠٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

دیدگاه اسلام درباره مراسم نوروز

دیدگاه اسلام درباره نوروز

 

بسیاری از آداب نوروز نظیر لباس نو پوشیدن و عیدی دادن، از تأکیدات اسلام است.

از منظر دین خداوند با آفرینش طبیعت نعمتهای فراوانی در اختیار انسان قرار داده که جوهره و لازمه بهره‎مندی از این نعمتها بجا آوردن سپاس و شکرگزاری از خالق آن است.

این اظهار تشکر با شادی و خرمی عمومی همراه است که در همه ادیان الهی روزی برای شکرگزاری و تشکر از خالق مشخص شده است.

شادی با اظهار محبت کردن به خدا و همنوعان و برطرف کردن کینه و گناهان از وجود و صاف کردن قلب و دل توأم است، البته فرهنگهای مختلف شیوه ابراز شادی مخصوص به خود را دارند.

شکرگزاری از خالق یک شکرگزاری عمومی است و نباید این شادی از کسی گرفته و شادی به نفرت تبدیل شود.

در آیات الهی به کرات آمده است که نعمتهای خدا را به زبان بیاورید و یکی یکی بشمارید. شکرگزاری و به زبان آوردن نعمتها یک فرهنگ عمومی در اسلام است. همچنین در اسلام توصیه شده اگر کسی را دوست داریم به طور زبانی به او بگوییم و دوستی خود را به او اظهار کنیم. البته عقل عرفی، اظهار شکرگزاری را مشخص می‎کند و نیازی به چارچوب تعیین کردن برای ابراز شادیها در اسلام نیست.

فرهنگ نوروز در اسلام مورد تأیید و تأکید قرار گرفته و امام صادق و امام موسی بن جعفر(ع) عید را به ایرانیان تبریک می‎گفتند و عنوان می کردند هر روزی که انسان گناه نکند آن روز عید است. بنابراین بازگشت به فطرت الهی و سلامت ذات و پاک کردن کینه‎ها و پوشیدن لباس نو و دید و بازدید عید و هدیه و عیدی دادن همه مورد تأیید اسلام بوده و هست.

سرزدن به یکدیگر چند روز یکبار از سفارشان دین اسلام است که در ایام رمضان و نوروز مردم بیشتر به دید و بازدید می‎روند و برای هم هدیه و عیدی می‎برند، این یک فرهنگ عمومی در اسلام است.

استاد جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی حجت الاسلام دکتر محمد ثقفی

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

تابهار

 

تابهار....

 

انگار همین دیروز بود

خونه تکونی کردیم

سبزه کاشتیم

ماهی قرمز خریدیم

سیب و سماق و سکه حاضر کردیم

سمنو پختیم

عیدی بین ورق های قرآن گذاشتیم

تا لحظه حساس تحویل سال برسه

                                                   واکنون یکسال گذشت...
 

                                                                   

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

ویژگیهای انسانهای موفق

ویژگیهای افراد موفق

 

آدم های موفق خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند، متحد می‌کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می‌دانند و می توان گفت آدم های موفق 30 فرق کلی با دیگران دارند که دانستن آنها بد نیست :

1. فرصت‌هایی را می‌بینند و پیدا می‌کنند که دیگران آنها را نمی‌بینند.

2. از مشکلات درس می‌گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می‌بینند.

3. روی راه‌حل‌ها تمرکز می‌کنند.

4. هوشیارانه و روشمندانه موفقیت‌شان را می‌سازند، در زمانی که دیگران آرزو می‌کنند موفقیت به سراغ‌شان‌ آید.

5. مثل بقیه ترس‌هایی دارند ولی اجازه نمی‌دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

6. سوالات درست را به شیوه صحیح از خود می‌پرسند. سوال‌هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می‌دهد.

7. به ندرت از چیزی شکایت می‌کنند و انرژی‌شان را به خاطر آن از دست نمی‌دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی‌بافی و بی‌ثمر بودن است.

8. سرزنش نمی‌کنند (واقعا فایده‌اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می‌گیرند.

9. وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت‌شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت‌شان پیدا می‌کنند و بیشتر از ظرفیت‌شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می‌کنند.

10. همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه‌ریزی کرده و فکر می‌کنند تا وقتی که کارشان را انجام می‌دهند استرس کمتری داشته باشند.

11. خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند، متحد می‌کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می‌دانند.

12. بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت‌انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می‌کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی‌گذارند زندگی‌شان اتوماتیک‌وار سپری شود.

13. به‌وضوح و دقیقا می‌دانند که چه چیزی در زندگی می‌خواهند و چه نمی‌خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی می‌کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.

14. بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می‌کنند.

15. در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی‌کنند و زندگی‌شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی‌دهند.

16. آنها دانش‌آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می‌کنند. آنها از راه‌های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می‌گیرند.

17. همیشه نیمه پر لیوان را می‌بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.

18. دقیقا می‌دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی‌شان را با از شاخه‌ای به شاخه‌ای دیگر پریدن از دست نمی‌دهند.

19. ریسک‌های حساب‌شده‌ای انجام می‌دهند؛ ریسک‌های مالی، احساسی و شغلی.

20. با مشکلات و چالش‌هایی که برایشان پیش می‌آید سریع و تاثیرگذار روبه‌رو می‌شوند و هیچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی‌کنند. با چالش‌ها روبه‌رو می‌شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می‌برند.

21. منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی‌مانند تا آینده‌شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می‌سازند.

22. وقتی بیشتر مردم کاری نمی‌کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می‌کنند.

23. بیشتر از افراد معمولی روی احساسات‌شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ‌گاه برده احساسات‌شان نمی‌شوند.

24. ارتباط‌گرهای خوبی هستند و روی رابطه‌ها کار می‌کنند.

25. برای زندگی‌شان برنامه دارند و سعی می‌کنند برنامه‌شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه‌ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.

26. در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می‌خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می‌فهمند.

27. ارزش‌های زندگی‌شان معلوم است و زندگی‌شان را روی همان ارزش‌ها بنا می‌کنند.

28. تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می‌دانند که پول و موفقیت مترادف هم نیستند. آنها می‌دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی‌ها خیال می‌کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته‌اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.

29. اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده‌اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می‌روند که کمتر کسی می‌تواند برود، شاد می‌شوند.

30. از خودشان مطمئن هستند.

 از:مجله موفقیت

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

قحطی گذشت

 

 

قحطی گذشت وایثار

 

شب عیداست ومردم ازکارگروکامندوتاجروداراونداردرتکاپوی خریدلباس وکفش و..برای خانواده.شبهابازارهادی وبازاربزرگ کاشان وفروشگاه عرضه کالا مملوازجمعیت ..

من اوایل دهه شصت نوجوانی بیش نبودم، اما خوب به خاطردارم آن روزهایی را که تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ایی زرد رنگ داروگر بود.

سس مایونز کالایی لوکس به حساب می آمد و ویفر شکلاتی یام یام تنها دلخوشی کودکی بود.
صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت، بگو مگو ها سر کپسول گاز که با کامیون در محله ها توزیع می شد، خالی کردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب. روغن، برنج و پودر لباسشویی جیره بندی بود، نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت و پوشیدن کفش آدیداس یک رویا بود. همه اینها بود، بمب هم بود و موشک و شهید و ... اما کسی از قحطی صحبت نمی کرد!
یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری کمک های مردمی وارد کوچه می شد بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود.
همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود.
امروز اما فروشگاه های مملو از اجناس لوکس خارجی در هر محله و گوشه کناری به چشم می خورند وهرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست.
از انواع شکلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا موبایل و تبلت، داروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا بستنی با روکش طلا، رینگ اسپرت تا... و حال با تن های فربه، تکیه زده بر صندلی ها نرم اتومبیل های گرانقیمت از شنیدن کلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم.
مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید!
مبادا زیتون مدیترانه ایی نایاب شود!
اشتهایمان برای مصرف، تجمل، پز دادن و له کردن دیگران سیری ناپذیر شده است.
ورشکسته شدن انتشارت، بی سوادی دانش آموز ها و دانشجوهامان، بی سوادی استادها، عقب افتادگی در علم و فرهنگ و هنر، تعطیلی مراکز ادبی فرهنگی و هنری و ... برایمان مهم نیست ولی از گران شدن ادکلن مورد علاقم مان سخت نگرانیم!
می شود کتابها نوشت.خلاصه اینکه این روزها لبخند جایش را به پرخاش داده و مهربانی به خشم.
هرکس تنها به فکر خویش است به فکر تن خویش! به فکررانندگی خویش به فکرریاست وقدرت خویش وبه فکر....
قحطی امروز قحطی انسانیت است قحطی همدلی قحطی گذشت وایثارگری.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٠٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

نمای خلیج فارس ازفضا

خلیج همیشه فارس

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

انتخابات مجلس نهم سالم وبی شبهه برگزارگردید

 

اسناد سلامت انتخابات مجلس نهم

 

هنوززمزمه هایی ازتقلب در حوزه های انتخابیه  شنیده میشود .اسناد زنده و متقنی از سلامت دستگاه های اجرایی و نظارت در انتخابات های برگزار شده قابل مشاهده است و چشمان بصیر مردم نیز با تیزبینی هرچه تمام مشاهده می کنند.
شکست پروین احمدی نژاد خواهر رئیس جمهور در گرمسار زادگاه خانوادگی شان با اختلاف دو هزار رای نشان داد که یکی از پاکترین انتخابات ها را داشته و مردم آنچه را به صندوق ها ریخته اند خوانده شده است.
همچنین ناکامی سید احمد موسوی در اهواز که برخی رسانه ها از وی به عنوان کاندیدای پست ریاست مجلس از سوی حامیان رئیس جمهور نام می بردند از دیگر سند های محکم سلامت انتخابات نهم است که باید در اوراق پاکی و صداقت نظام به ثبت برسد.
در ادامه می توان به شکست عباس زاده مشکینی دبیر کمیسیون ماده ۱۰ احزاب وزارت کشور در مشکین شهر هم اشاره کرد که وی هم از حامیان جدی احمدی نژاد در دولت نهم و دهم بوده است.
از سوی دیگر شکست ها و ناکامی های پیاپی کاندیداهای منتسب به دولت به ویژه اسفندیار رحیم مشایی نشان داد که سالم ترین انتخابات را مانند گذشته داشته ایم. روز پنجشنبه در خبرها آمده بود رحیم مشایی به وسیله یک فروند بالگرد سفری به استان مازندران داشته و از نزدیک وضعیت کاندیداهای منتسب به خود را بررسی کرده است اما با وجود چنین حمایت هایی، این مردم غیرتمند خطه مازندران و گیلان بودند که با همت مسوولان پاک دست هیات های اجرایی و نظارت، به کاندیداهایی دیگر رای دادند و نتیجه انتخابات هم آنچه که جناب مشایی و حامیان وی می خواستند نشد.
شکست حسین زاده، داماد امیر احمدی نژاد(برادر محمود احمدی نژاد) در آزاد شهر،رای آوری قاطع خواهر زاده خاتمی در اردکان،رای آوردن تاجگردون چهره جنجالی اصلاح طلبان از گچساران، راهیابی چهار نماینده اصلاح طلب به دور دوم در شهر ایلام و دهها و صدها مورد دیگر نشان داد این انتخابات نیزهمچون سال88 به سلامت کامل اجراگردیده است.

نتایج انتخابات مجلس درآران وبیدگل وکاشان

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٥٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

فاصله مشارکت درانتخابات ایران بامدعیان دموکراسی

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٢۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

جشن حماسه وحدت

 

حماسه حضور93/0 درانتخابات مجلس

 

مصلی نمازجمعه آران وبیدگل شامگاه یکشنبه 14 اسفند شاهد تجمع هزاران نفراز مردم غیورآران وبیدگل وکاشان وسفیدشهر وابوزیدآبادومناطق دیگربودکه آمده بودند درجشن حماسه حضورنوددرصدی انتخابات دوره نهم مجلس شرکت کنند.انبوه جمعیت بحدی بودکه مصلی گنجایش این همه جمعیت رانداشت وعده کثیری ازهمشهریان ایستاده شاهدمراسم بودند.بعدازفریضه نمازجماعت مغرب وعشابه امامت امام جمعه محترم وتلاوت آیاتی ازکلام الله مجید ابتدامجری برنامه آقای میثم آقابیکی مراسم راباشعرزیبای وطن سروده علیرضا شجاع پورآغازنمودکه حال وهوای خاصی به جشن وحدت داد.آنگاه جناب سرهنگ کسایی زادگان فرمانده ناحیه بسیج مقاومت سپاه آران و.بیدگل سخنرانی  نمودوسپس جناب تیمسارمنصوری به ایرادسخن پرداخت وبامردم پیمان بست که به عهدی که بارهبری وملت بسته پایبندخواهدبود.واینکه اواکنون نماینده تمام مردم کاشان وآران وبیدگل است.لذانگاه اوبه تمامی مناطق عادلانه خواهدبودوالبته بعلت محرومیت منطقه ابوزیدآبادوسفیدشهر به این مناطق نگاهی ویژه خواهدبود. 

وی مهمترین موضوع روز دنیای اسلام را تقویت وحدت اسلامی بیان کرد و افزود: ایران اسلامی در سایه وحدت و پیروی از منویات مقام معظم رهبری توانسته در دنیا در تمام موضوعات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مطرح باشد.

 منصوری حضور در انتخابات 12اسفند را تجدید میثاق با مقام معظم رهبری، آرمان‌های امام (ره)، انقلاب و شهدای اسلام خواند و گفت: ملت بیدار ما همیشه ثابت کرده است با منطق، رعایت قانون و رضای خداوند سرنوشت خود را رقم می‌زند و توجه‌ای به تبلیغات مسموم بیگانگان ندارد.نماینده منتخب مردم آران و بیدگل و کاشان در نهمین دوره مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: نماینده مجلس باید برای رفع مشکلات مردم تلاش کند و در تمام صحنه‌هایی که مردم به وی نیاز دارند، فعالانه حضور یابد .وی همچنین از حجه السلام والمسلمین شیخ احمدروحانی ونیزآقای معینی تقدیروتشکرویژه نمود.

سخنرانی منصوری بارهاباصلوات وتکبیرموردتشویق جمعیت حاضرقرارگرفت.درپایان مراسم مداح گرامی جناب آقای اخباری دقایقی به مداحی وقرائت اشعارپرداخت.درخاتمه چندبیت ازاشعارقرائت شده رادراینجامی آورم:

دیدند فراست توبرجای بماند

انگشت تحیر به لب دنیاماند

والله به تاریخ نخواهندنوشت

سیدعلی خامنه ای تنهاماند

 

اسفندنود بهاربیداری ماست

سرمنشا خرسندی و هرشادی ماست

عباسعلی که شهرتتش منصوری است

اومنتخب خلوص وشیدایی ماست

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:۳۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

راهکارهای تقویت وحدت درآران وبیدگل

 

راهکارهای تقویت وحدت درآران وبیدگل

 

«واعتصموابحبل الله جمیعا ولاتفرقواواذکروا اذکنتم اعداء فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا»

«به ریسمان الهی چنگ زنیدوپراکنده نشویدوبیادآوریدزمانی راکه بایکدیگردشمن بودیدوخداونددلهایتان رابه یکدیگرمهربان نمودوبااین نعمت الهی بایکدیگربرادرگشتید»                                                              قران کریم

 

بحمدالله انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی باموفقیت وسلامت  به پایان رسیدومردم ولایتمداروشهیدپرورشهرستان آران وبیدگل نیزباحضورنودوهشت درصدی خوددراین دوره بیعت مجدد خودراباآرمانهای امام راحل(رض)و مقام معظم رهبری  اعلام داشتندومشت محکمی به یاوه سرایان وبدخواهان انقلاب دادند.

این انتخابات فراترازنتیجه آن پیام مهم وبرجسته ای داشت.وآن اینکه مردم نجیب وولایتمدار این منطقه ونیزاهالی  مناطق محروم حومه آن باشرکت یکپارچه خوداعلام نمودندکه عزم آن دارنددست دردست یکدیگرگذاشته وبه کدورتهاواختلافات 50 سال اخیرخودسرپوش نهاده وبرای ساختن وآبادکردن شهرستان به شکل جدی تر تلاش کنند.

اکنون وظیفه مسوولان اجرایی شهرازنماینده جدید،شورای شهر،امام جمعه وفرمانداروشهردارگرفته تامسوولین ومجریان وروسای ادارات چیست؟به پاس قدردانی ازاین حضوریکپارچه که درسطح کشور حضوری بی نظیربوده است ازمسوولین شهرستان خواستاریم اکنون راهکارهای اجرایی جهت تقویت این حس همیاری وایثارگری رافراهم نموده وراه رابرای ریشه کن نمودن عوامل تفرقه آمیزو توسعه همه جانبه شهرستان وحومه هموارسازند.

اینک برخی ازراههای پیشنهادی :

1- تشکیل کمیته وحدت وهمدلی .

2- توجیه نمودن فرهنگیان ومجریان آموزشی جهت تقویت حس همدلی ووحدت ونهادینه کردن آن دربین دانش آموزان ودانشگاهیان.

3- دعوت ازمردم هردومنطقه آران وبیدگل جهت شرکت دراجتماعات  ومحافل یکدیگر(هماننداول انقلاب )

4-استفاده ازمناسبتهایی چون روزعاشوراو21ماه رمضان جهت مشارکت عموم مردم دربرنامه های دوطرف

5- نامگذاری شعب بانکها بانام خیابانها (نه بانام منطقه)

6-راهکارهایی جهت مشخص کردن نامی جدیدبرای شهرستان که برازنده جامعه شهیدپرور آران وبیدگل باشد.

7- شناسایی وبرخورد باعواملی که  دربین دومنطقه بذرنفاق وتفرقه رایجادمی نمایند.

8-.....

البته تقویت حس همدلی وحدت دراین 7 پیشنهادخلاصه نمی شودبلکه مجریان امرباتشکیل کمیته وحدت راههای دیگری رابایدیافته وآن رااجرایی سازند.

امیداست مسوولان شهرستان این فرصت بدست آمده رامغتنم شمرده و بابرداشتن گامهای محکمتر وبدورازاختلافات جناحی وقومی برای این ملت  دلاورکه وارثان حقیقی انقلابندبیش ازپیش تلاش نموده ودراین راستا زخمهای کهنه شده بدبینی واختلاف وتفرقه سالهای اخیرراعلاج نموده وبااین اقدام دین خودرابه مردم وشهداوامام ادانمایند.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٥٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

ثمره اتحادمردم آران وبیدگل

کمترین ثمره وحدت  

ثمره اتحادمردم آران وبیدگل

 

بالاخره بذراتحادوهمددلی درآران وبیدگل ثمر داد ومردم باحضورنودوهشت درصدی درانتخابات مجلس دهم به کاندیدای خودجناب آقای منصوری رای مثبت دادند.ما این نهال نوپای وحدت ویکدلی راآبیاری کرده وبرای توسعه همه جانبه شهرمان باغض نظرازکدورت ها و اختلافات سابق درراه شکوفایی شهر دست بدست یکدیگرداده و درراه اعتلای ارزشهای اسلامی وآرمان امام راحل (رض)و720شهید شهرمان ،باپیروی ازرهنمودهای مقام عظمای ولایت دراین مسیر تلاش خواهیم نمود.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٤۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

کاندیداها به هوش باشید

 آن کسانی که درانتخابات (مجلس)رای نمی آورندبه هوش باشندآن کلاهی که برسررای نیاوردگان سال 88 رفت برسرآنان نیاید.

رهبرمعظم انقلاب (بهمن 90)

 

 

 

 

 

 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٥۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

علت ترس ازمرگ

 

چرا از مرگ می‌ترسیم؟

 

راننده زمانی در جاده می ترسد که یا بنزین ندارد یا قاچاق حمل کرده یا اضافه سوار کرده یا با سرعت غیر مجاز رفته یا جاده را گم کرده یا در مقصد جایی را آماده نکرده و یا همراهانش نااهل باشند.

اگر انسان برای بعد از مرگ خود، زاد و توشه لازم را برداشته باشد، کار خلاف نکرده باشد، راه را بداند، در مقصد جایی را در نظر گرفته باشد و دوستانش افراد صالح باشند و حرکتش طبق مقررات و مجاز باشد، نگرانی نخواهد داشت.

 حجت الاسلام و المسلمین قرائتی

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٥٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

حسرت

ای کاش...

 

   هرچه تلاش می‌کنم (یا بقول عام هرچه زور می‌زنم) نمی‌تونم تعریف جامع و کاملی برای واژه‌ی حسرت‌آمیز "ای ‌کاش" بیاورم. واژه‌ای که قریب‌به‌اتفاق انسان‌ها در مراحل مختلف زندگیشان استفاده می‌کنند. بطور کلی اگر بخواهیم کاربرد واژه‌ی "ای‌کاش" را در مراحل زندگی یک انسان عادی، ترسیم کنیم اینگونه می‌شود:

 کودکی:

ای‌کاش، بابام برام یه دوچرخه‌ی دنده‌ای می‌خرید.

ای‌کاش، بیشتر می‌تونستم بازی کنم.

ای‌کاش، بیشتر تعطیل بودیم.

 ***

جوانی:

ای‌کاش بیشتر درس می‌خوندم.

ای‌کاش در تصمیم گیری ها عجله نمی کردم

ای‌کاش کمتر وقت تلف می‌کردم

*** 

میانسالی:

ای‌کاش فلان شغل را انتخاب می‌کردم یا نمی‌کردم.

ای‌کاش برای آستین بالا کردن کمی صبر می‌کردم.

ای‌کاش فلان زمینه را تو فلان جا می‌خریدم.

 ***

پیری:

ای‌کاش پیری نبود.

ای‌کاش نمی‌مردیم.

ای‌کاش یه باردیگه جوون می‌شدیم.

ای کاش یه بار دیگه میشد به دنیا اومد.

*** 

روز قیامت:

ای‌کاش غفلت نمی‌کردم.

ای‌کاش گناه نمی‌کردم.

ای‌کاش بیشتر مراقب اعمال خودم بودم.

ای‌کاش بیشتر عمل نیک داشتم.

ای‌کاش نافرمانی دستورات الهی را نمی‌کردم.

سخن‌گناه کاران: ای‌کاش می‌شد یه بار دیگه برگشت تو دنیا.

سخن گناه‌کاران با گناهان سنگین: ای کاش همان خاک بودم و ...

«یالیتنی کنت ترابا...»

 

ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم،

 سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم،

بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم،

 سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا

حد مناسبی پرورش دهم،  سپس می تونستم به کار برگردم،

 اما برای بازنشستگی تلاش کردم، اما اکنون که در حال مرگ هستم،

ناگهان فهمیده ام که فراموش کرده بودم زندگی کنم
 
لطفا اجازه ندهید این اتفاق برای شما هم تکرار شود.

قدر دادن موقعیت فعلی خود باشید و از هر روز خود لذت ببرید.

 برای به دست آوردن پول، سلامتی خود را از دست می دهیم

سپس برای بازیابی مجدد سلامتی مان پول مان را از دست می دهیم.
گونه ای زندگی می کنیم که گویا هرگز نخواهیم مرد
و گونه ای می میریم که گویا هرگز زندگی نکرده ایم

 

 

از:آوای بیدگل (باتغییر)

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٠٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

انتخابات مجلس شورای اسلامی

 

منظور امام از حال فعلی افراد

 

چندوقت قبل آقای منتجب نیا می گفت چرا حرف امام را تحریف می‌کنید. منظور امام این بود که کسانی که قبلا مشکل داشتند و لی الآن خوب شده‌اند معیار حال فعلی آنهاست و باید آنها را نیز از خود بدانیم!

 گفتم خیر اصلا این منظور امام نیست. میزان حال فعلی افراد است برای کسانی است که خوش سابقه بوده‌اند. امثال طلحه و زبیر حال فعلی آنها ملاک است نه وضعیت گذشته آنها. منِ نوعی، نخست وزیر امام بودم- بگذریم که چه خون دل‌هایی به همه دادی!- حالا چه کاره‌هستی؟ رئیس مجلس بودی حالا چه وضعیتی داری؟

 یک مثالی را قبلا هم گفتم ولی پوزش می‌خواهم که الآن هم می گویم، وقتی که مردم جلوی دارالعماره کوفه جمع شدند و گفتند که امیر قوم ما آمده و مدتی است که از او خبری نیست. می توانستند حکومت را برگردانند چرا یکباره مردم از مقابل دارالعماره برگشتند؟ در صورتی که قشون شام که می گفتند دروغ بود. آیا به هانی بی اعتقاد بودند؟ خیر او را قبول داشتند. علت این بود که شخصی به نام شریح قاضی بالای دارالعماره گفت: هانی اینجا ضیف مکرم است -در صورتی که دنده‌هایش شکسته بود و صورتش خونی بود، - ولی مردم حرف شریح را قبول کردند ، برای اینکه بالای سر شریح تابلویی بود که نوشته‌بود قاضی دوران حضرت امیر علیه السلام.

 ممکن است بگویید مردم حق داشتند حرف شریح را قبول کنند. من می‌گویم خیر حق نداشتند. چون اگر شریح قاضی دوران حضرت علی است الآن در دارالعماره ابن زیاد چه می‌کند؟!خوب اگر شخصی با دشمن نیست الآن در صف دشمن چرا حضور دارد؟ حالا شخصی با سابقه بد توبه کرده است. چه توقعی دارید؟ کفش دزد را که پیش نماز قرار نمی دهند!

از:تابناک

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

انتخابات 12 اسفند

می گویند تقوا از تخصص لازم تر است.

آن را می پذیرم.اما می گویم آنکس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد بی تقواست.

                                                                     "شهید چمران"

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٢٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

نظر شان استون درباره رهبرمعظم انقلاب

 

شان‌علی استون: درود بر آیت الله خامنه‌ای

شان استون  فرزندالیوراستون فیلمسازبزرگ آمریکایی هفته گذشته درحضورآیت الله ناصری دراصفهان به دین مبین اسلام مشرف گردید وشهادتین رابه زبان جاری کرد.

سایت باراک اوباما دات آی آر با شان استون پیش از اسلام آوردن وی و در جریان کنفرانس هالیوودیسم گفت‌وگویی انجام داد که یکی از سئوالات پرسیده شده چنین است:

نظر شما درباره آیت الله خامنه‌ای چیست؟

من در مورد ایشان چیز زیادی نمی‌دانم و البته نمی‌خواهم در سیاست قاطی بشوم. در غرب صحبت‌های ایشان به دست ما نمی‌رسد ولی حرفی که چند روز پیش زدند حرف زیبایی بود که هیچ کسی از رهبران دنیا این حرف‌ را نمی‌زند. ایشان گفت که انسان‌ها چهره‌ای از خدا در روی زمین هستند و درود بر ایشان به خاطر این حرف.

آیت‌الله خامنه‌ای تنها رهبری است که اینطور حرف می‌زند. این صحبت‌ها صحبت‌هایی است که مردم در غرب، به شدت با آن سمپاتی نشان می‌دهند. اگر به زمان رنسانس برگردیم، می‌بینیم این حرف‌های خوب در غرب نیز زده می‌شد اما متاسفانه قطع شد. فرق بین انسان و حیوان چیست و اگر انسان به ارزش‌ها توجه نکند، فقط همدیگر را می‌کشند تا زنده بمانند. فاشیسم و کاپیتالیسم همواره در حال کشت و کشتار مردم دنیا هستند چون این بخش از انسانیت را حذف کرده‌اند.

نکته دیگری که باید اضافه کنم، این است که همیشه برای ما چهره آقایان خمینی و خامنه‌ای را با تصاویری عصبانی و عبوس نشان می‌دهند اما من در تهران تصاویری از این دو شخص دیدم که بسیار زیبا و در حال لبخند زدن بودند و با تصویرسازی که در کشور من از آن‌ها می‌شد کاملاً متفاوت بود.

 علی اشتون

'شان استون' کارگردان و هنرپیشه صاحب نام هالیوود که در ایام دهه فجر به ایران سفر کرده بود و با محمود احمدی نژاد هم دیدار داشت، مصاحبه ای جالب و خواندنی با شبکه آمریکایی سی ان ان انجام داد که بخشی از این مصاحبه در پی می آید.

'شان استون' که در جریان سفر اخیر به ایران به دین اسلام گروید و نام 'علی' را برای خود انتخاب کرد، حرف های جالبی در برنامه معروف 'پیرس مورگان' سی ان ان به مجری این برنامه گفت که حکایت از تاثیر عمیق سفر وی به ایران بر افکار و عقاید این هنرمند بزرگ آمریکایی دارد.

شان استون و امروز 'علی استون' فرزند 'اولیور استون' فیلم ساز بزرگ و یهودی آمریکایی است که در بهمن ماه گذشته به همراه گروهی از هنرپیشگان و فعالان سینمای هالیوود و به نمایندگی از جانب پدرش به ایران سفر کرده بود.

یکی از سوال های پیرس مورگان مجری معروف سی ان ان که جای 'لری کینگ' معروف را در این شبکه پر کرده است، این بود که 'واکنش پدر شما به عنوان یک فیلم ساز و کارگردان بزرگ یهودی به مسلمان شدن شما چه بود؟'

  استون در پاسخ گفت:دلایلم را به پدرم توضیح دادم و به نظر او هم این دلایل منطقی بود. پدرم به من گفت که همچنان محکم و استوار در کنارم خواهد ماند.

این پاسخ استون موجب تعجب مجری سی ان ان شد.

 مجری سی ان ان در ادامه مصاحبه به دیدار شان استون با احمدی نژاد در ایران اشاره کرده و با توجه به اینکه این هنرپیشه و کارگردان هالیوود اصالتا یک یهودی است، سوالی در باره 'هولوکاست' از او پرسید. سوال این بود: احمدی ن‍‍ژاد در سال 2009 برای اولین بار هولوکاست را یک دروغ نامید. نظر شما در این باره چیست؟

شان استون جواب داد: البته من در دیداری که با احمدی نژاد داشتم هیچ صحبتی در باره هولوکاست با او نداشتم. اما صرف نظر از اینکه آقای احمدی نژاد به هولوکاست اعتقاد دارد یا نه، باید بگویم که اصلا عادلانه و توجیه پذیر نیست که سرزمین فلسطین به بهانه هولوکاست اشغال شود و من هرگز راضی نیستم که کشورم به خاطر هولوکاست هزینه بپردازد.

این هنرپیشه هالیوود همچنین در خصوص ادعاها مبنی تهدید بودن ایران برای رژیم صهیونیستی گفت: این یک دروغ بزرگ و ایران هرگز تهدید نیست. آنچه باعث نگرانی من می شود این است که مبادا اسراییل برای حمله پیش دستانه به ایران چراغ سبز بگیرد. در صورت حمله اسراییل به ایران روسیه به عنوان همسایه ایران بیکار نخواهد نشست و در این صورت باید منتظر وقوع جنگ جهانی سوم باشیم.

شان استون در پاسخ به سوال مجری سی ان ان در باره برنامه هسته ای ایران هم گفت: ایران حق دارد که از فناوری تولید انرژی هسته ای برخوردار باشد. در دیداری که با احمدی نژاد داشتم از او در باره بمب هسته ای و ادعاهایی که در این زمینه علیه ایران مطرح می شود سوال کردم او با اطمینان گفت که ایران هیچ گونه بمب هسته ای یا برنامه ای برای ساختن آن ندارد.

وقتی مجری سی ان ان از شان استون در باره حرف های رییس جمهوری ایران و اینکه گفته می شود احمدی نژاد به دنبال از بین بردن رژیم صهیونیستی است افزود:اگر احمدی ن‍ژاد گفته است که اسراییل باید از بین برود، منظور او لزوما از بین بردن اسراییل با سلاح نیست درست همانگونه که شوروی سابق هم بدون هیچ گونه جنگ و بدون دخالت هیچ گونه سلاح فروپاشید. از بین بردن اسراییل هم لزوما نیازمند سلاح نیست و حرف های منطقی هم گاهی می تواند موجب از بین رفتن یک رژیم شود.

منبع:رجانیوز

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

زیارت عاشورا

 

محرم 90

محرم سال1348

 فضیلت زیارت عاشورا

 

گرچه محرم وصفرمدتی است به پایان رسیده  ولی دردواندوه اهل بیت پیامبرویادگارآل محمد(ص)حضرت ولیعصرهمچنان ادامه دارد.یکی ازشیوه های همدردی باآن حضرت خواندن زیارت عاشوراست. امروزدراین باب ودرموردسند این زیارت قدسی وفضیلت آن برایتان مینویسم.ماراهم دعاکنید.

جناب علقمه از امام باقر (ع)زیارتی را نقل می کند که هر جا از زیارت عاشورا و آثار و برکات آن چیزی گقته شده یا می شود ،مقصود همین زیارت است.

این زیارت که می توان از دور یا نزدیک آن را خواند از آثار و برکات فوقالعاده ای برخوردار است
در فضیلت این زیارت همین بس که برخلاف سایر زیارات که از معصومین (ع) نقل شده، این زیارت به شکل حدیث قدسی روایت شده ، یعنی ائمه هدی (ع) آن را از پیامبر اکرم نقل کرده اند:که جبرئیل امین آن را از سوی خداوند آورده است، اضافه بر این طبق روایتی از امام صادق(ع) ، آن حضرت و اجداد معصومش ضمانت کرده اند که هرکس این زیارت را بخواند زیارتش مقبول درگاه خدا و دعایش مستجاب و اهل بهشت خواهد بود.
لذا امام باقر (ع) فرمودند: اگر توان داری که هرروز امام حسین را با این زیارت، زیارت کنی چنین کن که تمام آنچه از ثواب گفته شد برایت نوشته می شود. إن شاء الله تعالی...

صفوان می گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: بر خواندن این زیارت (عاشورا) مواظب باش. پس بدرستی که من، ضامن قبولی زیارت کسی هستم که از دور و نزدیک، این زیارت را بخواند، که سعی او مشکور باشد، سلام او به آن حضرت برسد و خدا او را نومید نگرداند. ای صفوان! این زیارت را به این مضمون از پدرم یافتم، و پدرم از پدرش علی بن الحسین (علیه السلام) و او از حسین (علیه السلام) و او از برادرش حسن (علیه السلام) و او از پدرش امیرالمؤمنین (علیه السلام) با همین مضمون و امیرالمؤمنین (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علی هو آله و سلم) با همین عبارات و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از جبرئیل(علیه السلام) با همین مضمون و جبرئیل از خدای متعال با همینمضمون. همانا خدای عزوجل به ذات مقدس خود قسم خورده که هر کس حسین (علیه السلام) را به این جملات، زیارت کند چه از راه دور و چه از راه نزدیک و سپس دعای بعد از آن را بخواند، زیارت او را قبول می کنم و درخواست او را- به هر قدر که باشد- برمی آورم. پس از حضورمن با نومیدی برنمی گردد، و او را با چشم روشن و حاجت برآورده شده و فوز بهشت و آزادی از دوزخ برمی گردانم و شفاعت او را در حق هر کس که شفاعت کند- جز در مورد دشمن خاندان پیغمبر- می پذیرم.  

السلام علی الحسین، و علی علی بن الحسین، و علی اولاد الحسین، و علی اصحاب الحسین.                                             

 

 

 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٠٢ ‎ق.ظ ; شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

نمازمایه آرامش دلهاست

  

 

 

 

بنده من نمازبخوان

 

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.
بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.

 


خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

 


خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

 


خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟

 


خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله
بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

 


خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله
بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم
خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم
بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد

 


خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده
او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید

 


خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!

 


خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شونماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد.
ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟


خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد…

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:۱٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

ده صفت نیکوی سگ

ده خصلت نیکوی سگ



مرحوم نخودکی به نقل از امیر المومنین ارواحنا فداه می فرمایند:

خنک آن کس که چون سگان ، زندگى کند. در این حیوان ده خصلت است که مؤ من به داشتن آنها سزاوار است .
نخست : آنکه سگ را در میان مردمان ، قدرى نیست و این ، همان حال مسکینان و بیچارگان است .
دوم : آنکه مالى و ملکى از آن او نیست و این همان صفت مجردان است .
سوم : آنکه او را خانه و لانه اى معین نیست که و هر جا که رود، رفته است و این علامت متوکلان است .
چهارم : آنکه اغلب اوقات گرسنه است و این ، عادت صالحان است .
پنجم : آنکه اگر صد تازیانه از دست صاحب خود خورد، در خانه او را رها نمى سازد، و این صفت ، مریدان است .
ششم : آنکه شب هنگام بجز اندکى نمى آرمد، و این حالت محبان و دوستداران است .
هفتم : آنکه رانده مى شود، و ستم مى کشد، لیکن چون بخوانندش ، بدون دلگیرى از مى گردد و این ، نشانه فروتنان است .
هشتم : آنکه بهر خوراک که صاحبش به او مى دهد، راضى است و این حال قانعان است .
نهم : آنکه بیشتر لب فرو بسته و خاموش است و این علامت خائفان است .
دهم : آنکه چون بمیرد، میراثى بجاى نگذارد، و این حالت زاهدان است.

منبع: کتاب نشان ازبی نشانها . ص 276 (نویسنده علی مقدادی )اصفهانی)

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٠٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٠
comment نظرات ()

شعری درباره شهرستان کویری آران بیدکل

 

برج قدیمی مجداباد

قصیده ای درباره مردم شهرستان کویری آران بیدکل:

 

امروز شعری راکه درباره شهرمان آران وبیدگل سروده ام دراین پست می آورم . شهری که زادگاه 720 شهیدسرافرازوصدهاجانبازوایثارگروآزاده ومهدمردمان نجیب وخونگرم وزحمتکش این خطه کویری است .این شعرتضمین شده ازشعر(وطن)آقای شجاع پوراست که توسط آقای علیرضا عصاراجراگردید.امیدوارم مقبول نظرخوانندگان افتد.یاعلی

 

 

 

 

دارالشهداء

 

وطن یعنی همه آب وهمه خاک                وطن یعنی همه عشق وهمه پاک

به گاه شیرخواری گاهواره                        به روزودردپیری راه چاره

وطن یعنی نمکزارومرنجاب                     وطن  چراغ دستی و شب آب

وطن دروازه های عهدقاجار                     هادیه وعلی جیجی ،سوراخ بار

وطن یعنی دشتهای تشنه آب       وطن بندریگ وسمبک و ،دولاب                     

وطن یعنی پدریعنی عزیزان                      وطن رفتن به هیئت بارفیقان

وطن یعنی شعربافی جولابافی                  قالی پنجاه وهشت خونه بافی

کویروچاله وریگ بیابان                                زیارتگاه بینی هرخیابان

وطن یعنی امامزاده هادی                         وطن یعنی سلیمان صباحی

وطن یعنی امامزاده قاسم                          هلال بن علی یاشازده هاشم

وهفت تن زاده موسی بن جعفر                  سلیمان وحسین گلهای پرپر

وطن یعنی متوسل ،ملامختار                      ومیرزاعبدالباقی عالم بیدار

وطن یعنی معزالدین وجعفر                         وملاعاملی عالم  اشهر

وطن یعنی شهید شمس ابادی                  فدایی گشت ازبهرآزادی

وطن یعنی دودست ازجان کشیدن            سوی فکه طلائیه دویدن

وطن یعنی سرافرازان شهیدان                اربابی ها عربیان نوذریان

شهیدان بخاک وخون فتاده                       بنی طباملکیان حسن زاده

وطن یعنی سرای بیدگلی ها                   فخارخونه دروازه ، توده ایها

وطن یعنی آران بادهنویها                       وشادوجنگلته ،چارسوقی ها

دربریگ وجلال آبادودهنو                         همه یک شهرندبسازیم ازنو

سرمحله وکوچه یخچال                           بیاییددوربریزیم هرقیل وقال

وطن یعنی حلیم ودیگ وصحرا              وطن یعنی چتربازی ،جمعه شبها

وطن بازی گوهست وتاویزی                    وطن سیبی بی چیدن ازتوقاضی

وطن یعنی همه آب وهمه خاک                وطن یعنی رعیتهای چالاک

وطن یعنی شکوه سرفرازی                    مبارکه ،حسن ابادوقاضی

وطن یعنی به فرهنگ آشنایی                  دُرلفظ دهی راهمنوایی

همه یک جان ویک دل بودن ما                  به دامان وطن آسودن ما

وطن یعنی گذشته حال فردا                     تمام سهم یک ملت زدنیا

وطن یعنی  عزیزان ورفیقان                      چه فرقی میکندبیدگل یاآران

وطن یعنی پدر،مادر،نیاکان                        آرون بیدگل ،وطن ،مهدشهیدان

 

 

 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:۳٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

تصاویرراهپیمایی بهمن 57 وبهمن90درآران وبیدگل

 

تصاویرراهپیمایی بهمن 57 وبهمن90درآران وبیدگل

 

سال 1357آران وبیدگل

بهمن 90 آران وبیدگل

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

آیا فقط شیعیان به بهشت میروند؟

 

آیا فقط مسلمانان و در میان آنها فقط شیعیان به بهشت می‌روند؟

 

 

این سؤال به انحای متفاوت در سایت‌هایی که فعالیت‌شان به دین‌زدایی اختصاص دارد، مطرح شده است. از سرنوشت ادیسون گرفته تا کافری که خیر است و ... سؤال و شبهه‌پراکنی کرده‌اند!

برای پاسخ به به نکات ذیل اشاره می‌گردد:

الف بسیاری از کسانی که نام اسلام و تشیع را بر خود نهاده‌اند نیز به بهشت نمی‌روند. معاویه، شمر، خولی، مأمون، هارون و بسیاری از مفسدین و جنایتکاران معاصر نیز ادعای اسلام و بعضاً تشیع داشته و دارند و حتی بسیاری از صاحبان باطن خبیث و ظاهر آراسته نیز به جهنم می‌روند. از امام علی و امام حسین (ع) نقل است که فرمودند: خداوند متعال راجع به بهشت‌اش گول نمی‌خورد.

ب - دقت شود که بهشت، سیب و گلابی یا آب، برق، تلفن، یارانه و یا در نهایت مسکن نیس بهشت، سیب و گلابی یا آب، برق، تلفن، یارانه و یا در نهایت مسکن نیست که معترض شویم چرا به این گروه می‌دهند و به آن گروه نمی‌دهند؟ ت که معترض شویم چرا به این گروه می‌دهند و به آن گروه نمی‌دهند؟ یا چرا به یک گروه خاص می‌دهند و به سایرین نمی‌دهند؟!

بلکه همان‌گونه که زمین جایگاه گیاهان، جانوران و سایر جانداران و از جمله انسان است، بهشت نیز جایگاه مقربین درگاه الهی است. یعنی جایگاه موحدین - مؤمنین و عاملین به عمل صالح.

پس، هر کس به خدای واحد و احد معرفت و ایمان داشته باشد، به معاد، حساب و کتاب و ثواب و عقاب ایمان داشته باشد، به خدا شرک نورزد و یا کافر نگردد، اوامر او را اطاعت کند و نه دعوت شیاطین از نوع جنیان و انسان‌ها و یا فرامین هوای نفس را و هر کس عمل صالح انجام دهد، به بهشت می‌رود.

ج - بهشت و جهنم، نتیجه‌ی چگونگی ایمان و عمل انسان در طول حیات و زندگانی در دنیاست. و حاکم، قاضی، داور و گزینش کننده و حکم دهنده نیز همان کسی است که عالم هستی و از جمله انسان و قوانین عمل و نتیجه‌ی عمل و نیز بهشت و جهنم را خلق کرده است و شرایط رسیدن به رشد، کمال و مقام قرب خودش را بیان نموده است.

بدیهی است که نزد عقل سلیم یک انسان نیز روندگان به هر سمت و سویی، به یک هدف و نقطه‌ی واحد و مشابهی نمی‌رسند و عالم و جاهل – عادل و ظالم – کافر و مؤمن – مشرک و موحد و در نهایت اهل عمل صالح و مفسد و تبه‌کار یکسان نیستند، چه رسد نزد خداوند حکیم و عادل. لذا فرمود:

«قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ لا یَمْلِکُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمى‏ وَ الْبَصیرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُماتُ وَ النُّورُ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَکاءَ خَلَقُوا کَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِمْ قُلِ اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّار» (الرعد، 16)

ترجمه: بگو پروردگار آسمانها و زمین کیست؟ بگو خدا است، بگو پس چرا غیر او را اولیاء گرفته‏اید، با اینکه ایشان اختیار سود و زیان خویش را ندارند، بگو آیا کور و بینا یکسان است؟ و آیا ظلمات و نور یکسان است؟ آیا آنها شریکانى براى خدا قرار داده‏اند (و) همانند خلقت خدا خلقتى کرده‏اند؟ و خلقت‌ها به نظر ایشان در هم شده است؟ بگو خالق همه چیز خداست، و او یگانه و مقتدر است‏.

د - گاهی کثرت کفار، مشرکین، منافقین و اهل فسق و فجور و جنایت، انسان را به تعجب وا می‌دارد و شیطان و شیاطین نیز القاء می‌کنند که «آیا یعنی این همه انسان به جهنم می‌روند؟!»

گاهی کثرت کفار، مشرکین، منافقین و اهل فسق و فجور و جنایت، انسان را به تعجب وا می‌دارد و شیطان و شیاطین نیز القاء می‌کنند که «آیا یعنی این همه انسان به جهنم می‌روند؟!»خداوند متعال خود صاحبان خرد را مخاطب قرار داده و پاسخی منطقی و حکیمانه به این شبهه می‌دهد، چرا که هر عقل و منطقی می‌پذیرد که نباید نتیجه و جایگاه همگان، با هر باور و عملی که دارند، نزد خداوند متعال یک‌سان باشد.

«قُلْ لا یَسْتَوِی الْخَبیثُ وَ الطَّیِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَةُ الْخَبیثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (المائده، 100)

ترجمه: بگو [اى محمد] هرگز پاک و ناپاک مساوى نیستند هر چند زیادى ناپاکان شما را به تعجب وا دارد، پس اى خردمندان از خدا بترسید باشد که رستگار شوید.

پس، اگر کسی به جای خدای واحد، احد و بدون مثل و مانند، معتقد شد که خدا سه تاست و «اب، ابن و روح‌القدس» هر سه یکی و خدا هستند و در نهایت نیز خدایش را به صلیب کشیده شده دانست، یا کسی معتقد شد که موسی یا عزیر (ع) پسران خدا هستند، یا در کتابش آورد که خدا پایین آمده و با پیامبرش داود (ع) کشتی گرفته است، یا معتقد شد که خدای روشنایی و سپیدی و خدای تاریکی و خاموشی متفاوت است و این دو خدا همیشه با یک دیگر در نزاع بوده و صبح‌ها او غالب می‌گردد و شب‌ها این، یا کسی [مانند سلفی‌ها و وهابی‌ها] بر این باور شد که خداوند متعال جسمی مانند بشر، منتهی بسیار بزرگ‌تر دارد، یا کسی به پیامبر خدا ایمان نیاورد و یا مدعی ایمان شد اما تابع او نگردید، یا کسی به گناه، فسق، فجور، جنایت و ... خو کرد و بنده‌ی هوای نفس خود شد، در بهشت جایگاهی ندارد.

حال اگر گفتند این صفات، مشخصات و شاخصه‌هایی که بیان شد، فقط به مسلمین و در میان آنها به شیعیان صدق می‌کند، معلوم می‌شود که خودشان نیز می‌دانند که صراط مستقیم کدام است؟ و با شانتاژ و ضد تبلیغ نیز حکمت، عدالت و رحمت خداوند متعال و سبحان متغیر نشده و قوانین حکیمانه‌ی خلقت نیز مبدل نمی‌گردد.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

22 بهمن 90

22بهمن 1390تهران

تظاهرات 22بهمن90تهران

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

میلادحضرت محمد(ص)وامام صادق(ع)

میلاد پیامبر اعظم، حضرت محمدبن عبداللّه صلی الله علیه و آله وامام جعفرصادق علیه السلام مبارک باد

 

 

      ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد     

   دل رمیده ما را انیس و مونس شد

 

 

هفدهم ربیع الاول روز بسیار بزرگ و خجسته‌ای است چرا که روز میلاد پر برکت خاتم الانبیاء، محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله وسلم) است و همچنین این روز مصادف است با میلاد بنیانگذار مذهب جعفری حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام)، این دو مناسبت ارزشمند را به ساحت مقدس امام عصر (ارواحنا له الفدا) و به شما دوستان عزیز تبریک و تهنیت می گویم.

همانطور که یا شنیده اید و یا در کتابها مطالعه کرده اید، در هنگام  ولادت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) معجزاتی رخ داد که بیانگر اهمیت و بزرگی این واقعه مهم می‌باشد.

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) در این راستا می فرماید:

«نوری از سرزمین حجاز بر آمد تا به مشرق رسید؛ آتشکده فارس پس از هزار سال خاموش شد؛ ایوان کسری شکست و چهارده کنگره‌ی آن سقوط کرد؛ تمامی بت ها در بتکده با صورت بر زمین افتادند؛ سرزمین خشک سماوه آب پیدا کرد. شیاطین دور شدند و ابلیس از ورود به آسمانهای هفتگانه محروم شد.»

این روز خجسته و مبارک به دلیل جایگاه برجسته‌ای که دارد، اعمال خاصی برای آن سفارش شده است که به برخی از آنها اشاره می کنم:

1) غسل؛

2) روزه؛ و روایت شده است که روزه این روز برابر با یکسال روزه داری است.

3) زیارت حضرت رسول از نزدیک و دور؛

4) زیارت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)؛

5) گرامی داشتن این روز به صدقه دادن، خیرات نمودن، شاد نمدن مؤمنین و...

 

آمد و «محمد» و «امین» شد

آمد و «محمد» نامیده شد؛ نامی که پیش از او نبود! تمام پیامبران و فرشتگان او را می ستودند و می ستایند؛ که «کریم» و کرامتش زبانزد خاص و عام بود؛ چنان که پروردگار بدین وصفش ستود.

در مکه، چون وی را می آزردند، به کوه ها پناه می برد و دل و جان به خدا می سپرد. خدیجه علیهاالسلام و علی علیه السلام همه این ها را می دیدند؛ اما چون او را می یافتند، می شنیدند:

«اَللّهُمَّ اهْدِ قَومی فاِنَّهم لا یَعلَمُون؛ خدایا! اینان را هدایت گردان، که نادانند».

مهرت را در دل هاشان افکن، که نامهربانند... .

آمد و «رحمت» نامیده شد؛ برای همه آفریدگان ـ از خوبان و بدان ـ ؛ چندان که به خیل کافران، روی می آورد و در هدایتشان پافشاری می کرد. رنج ها و دردها می کشید؛ ولی هرگز از مهربانی دریغ نمی ورزید.

آمد و «متوکل» نامیده شد؛ که هماره به خدا اعتماد داشت؛ نه به دنیا... روزی از دشمنانش کسی در گیر و دار نبردی او را ـ تنها ـ در حالی که خواب بود، دید؛ شمشیر بر وی برکشید و پرسید:

ـ چه کسی تو را از دست من نجات می دهد؟

فرمود: خدا!

سپس آن کافر، ترسان از این همه صلابت، دست هایش لرزید و بر زمین فرو لغزید. آن گاه رسول اکرم صلی الله علیه و آله شمشیر در دست، بازپرسید: کدامین کس، ناجی ات می شود؟

و صدایی لرزان شنید: بزرگواری شما!

آمد و «امین» نامیده شد؛ چنان که «عبداللّه » بود؛ «مصطفی» و... برترین پیامبر و آفریده است؛ که آیینش مطابق فطرت آدمیان، و معجزه اش بیان کننده هر چیز در هر زمان و مکان... و این است سرّ خاتمیت.

در محضر کلام نبوی

و آن گنجینه حکمت و خاتم نبوت، مفهوم «عدالت» را در قالب گهر گفته ای بر زبان آورد و رمز و راز صاحبان این فضیلت را در یک روایت، آشکار کرد:

«مَن صاحَبَ النّاسَ بِالَّذی یُحِبُّ اَن یُصاحِبُوهُ کانَ عَدلاً؛ هر کس با مردمان چنان رفتار کند، که دوست دارد آنان با او رفتار کنند، اهل عدالت است».

راستی! در سالیاد رسول سبز تعهد، امین قافله نور، دلیل خلقت آدم و... آیا به چند فضیلت - از سیرتش - روی آورده ایم و خالق خویش را، خشنود کرده ایم؟

 

لما بلغ عبدالله بن عبدالمطلب زوجه عبدالمطلب آمنة بنت وهب الزهرى ، فلما تزوجها حملت برسول الله صلى الله علیه واله ، فروی عنها أنها قالت : لما حملت برسول الله صلى الله علیه واله لم أشعر بالحمل ولم یصبنی ما یصیب النسآء من ثقل الحمل ، ورأیت فی نومی کأن آتیا أتانی وقال لی : قد حملت بخیر الانام ، فلما حان وقت الولادة خف ذلک علی حتى وضعه صلى الله علیه واله ، وهو یتقی الارض بیدیه ، وسمعت قائلا یقول : وضعت خیر البشر ، فعوذیه بالواحد الصمد ، من شر کل باغ وحاسد ، فولدت رسول الله صلى الله علیه واله عام الفیل لاثنتى عشرة لیلة من شهر ربیع الاول یو مالاثنین ، فقالت آمنة : لما سقط إلى الارض اتقى الارض بیدیه ورکبتیه ، ورفع رأسه إلى السمآء ، وخرج منی نور أضاء ما بین السمآء والارض ، ورمیت الشیاطین بالنجوم ، وحجبوا عن السمآء ، ورأیت قریش الشهب والنجوم تسیر فی السمآء ، ففزعوا لذلک وقالوا : هذا قیام الساعة ، واجتمعوا إلى الولید بن المغیرة فأخبروه بذلک ، وکان شیخا کبیرا مجربا ، فقال : انظروا إلى هذه النجوم التی یهتدى بها فی البر والبحر ، فإن کانت قد زالت فهو قیام الساعة ، وإن کانت هذه ثابتة فهو لامرقد حدث ، وابصرت الشیاطین ذلک فاجتمعوا إلى إبلیس فأخبروه بأنهم قد منعوا من السمآء ، ورموا بالشهب ، فقال : اطلبوا ، فإن أمرا قد حدث ، فجالوا فی الدنیا ورجعوا فقالوا : لم نر شیئا ، فقال : أنا لهذا ، فخرق ما بین المشرق والمغرب فانتهى إلى الحرم فوجد الحرم محفوفا بالملائکة ، فلما أراد أن یدخل صاح به جبرئیل فقال : اخسأ یاملعون ، فجاء من قبل حرآء فصار مثل الصر قال : یا جبرئیل ما هذا ؟ قال : هذا نبی قد ولد وهو خیر الانبیاء ، قال : هل لی فیه نصیب ؟ قال : لا ، قال : ففی امته ؟ قال : نعم ، قال : قد رضیت ، قال : وکان بمکة یهودی ، یقال له : یوسف ، فلما رأى النجوم یقذف بهاو تتحرک قال : هذا نبی قد ولد فی هذه اللیلة ، وهو الذی نجده فی کتبنا أنه إذا ولد وهو آخر الانبیاء رجمت الشیاطین ، وحجبوا عن السمآء ، فلما أصبح جاء إلى نادی قریش وقال : یا معشر قریش هل ولد فیکه اللیلة مولود ؟ قالوا : لا ، قال : أخطأکم والتوراة ، ولد إذا بفلسطین ، وهو آخر الانبیاء وأفضلهم ، فتفرق القوم فلما رجعوا إلى منازلهم أخبر کل رجل أهله بما قال الیهودی ، فقالوا : لقد ولد لعبد الله بن عبدالمطلب ابن فی هذه اللیلة ، فأخبروا بذلک یوسف الیهودی ، فقال : قبل أن أسألکم أو بعده ، فقالوا : قبل ذلک ، قال : فأعرضوه علی ، فمشوا إلى باب آمنة فقالوا : اخرجی ابنک ینظر إلیه هذا الیهودی ، فأخرجته فی قماطه فنظر فی عینیه ، وکشف عن کتفیه ، فرأى شامة سودآء بین کتفیه ، علیها شعرات ، فلما نظر إلیه وقع إلى الارض مغشیا علیه ، فتعجبت منه قریش و ضحکوا ، فقال : أتضحکون یا معشر قریش ، هذا نبی السیف لیبیرنکم ، وقد ذهبت النبوة من بنی إسرائیل إلى آخر الابد ، وتفرق الناس یتحدثون بما أخبر الیهودی .

منبع: بحار الانوار، ج 15، ص 257.ومفاتیح الجنان ص490



+ عبدالعظیم خدمتی ; ٢:۳۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

ماجرای شهادت حضرت محسن (ع)به روایات اهل سنت

شهادت حضرت محسن(ع) ازدیدگاه اهل تسنن

 

از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(ع) و اهانت به آنبزرگوار این است که: آیا (چنان که شیعیان می‏گویند) به ساحت حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او وفرزندش گردید یا خیر؟
 
برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه ازتاریخ خودداری نموده ‏اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: «جساراتی راکه مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقلکرده است.[1]
 
البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانه خالی کرده‏اند؛ چنان که سید مرتضی رحمة ‏الله علیه در این زمینه می‏گوید:
 
«در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت هایی که به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفه با فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود وقنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقلآنها خودداری نمودند.»[2]
 
مسعودی در قسمتی از کتاب خود آورده است:«فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْمُحْسِنا؛پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده وهجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»[3]
 
اما منابع اهل سنت:
 
1- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (548 - 479 ق.) نقل کرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ،به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمه علیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.»[4]
 
همین قول را اسفرائینی (متوفای 429 ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَالْعِتْرَةِ ،عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیت علیهم السلام جلوگیری کرد.»[5]
 
2- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید:«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت  زد که محسن را سقط نمود.»[6]
 
3- مقاتل بن عطیه می‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردم بیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتشکشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمر آن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ در به سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.»[7]
 
4- ابن ابی الحدید نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا ماننداسیران دیگر آزاد شد.
 
ابو العاص به پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم وعده داد که پس از مراجعت به مکه،وسائل مسافرت دختر پیامبر(ص) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم به زید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقع کجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(ص) ازمکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بنالاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود رابر کجاوه دختر پیامبر(ص) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد وبه مکه بازگشت. پپامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و درفتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباح شمرد.»
 
ابن ابی الحدید می‏گوید:
 
«من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبرصلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباح شمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه علیهاالسلام را ترسانیدند که باعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح می‏شمرد.»
 
ابن ابی الحدید می‏گوید، به استادم گفتم:
 
«آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم می‏گویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟
 
پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقل نکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است.»[8]
 
این قصه، به خوبی نشان می‏دهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خودابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف می‏کند؛ آن جا که می‏گوید: «عَلی اَنجَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهی از اهلحدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان می‏گویند نقل کرده‏اند.[9]
 
5- سکونی یکی از راویان اهل سنت است[10]او می‏گوید: «نزد امام صادق علیه‏السلام رفتم؛ در حالی که غمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیه‏السلام فرمود:ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسرنبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمین بر می‏دارد و روزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی می‏کند و از رزق شمانمی‏خورد (پس چرا ناراحتی؟).»
 
سکونی می‏گوید: (با کلمات امام صادق علیه‏السلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود:
 
«ما سَمیْتَها؟ قُلْتُ: فاطِمَةَ. قالَ: آهْ آهْ ثُم وَضَعَ یَدَهُ عَلی جَبْهَتِهِ وَ کَانی بِهِ قَدْ بَکی وَ قالَ: اِذا سَمیْتَها فاطِمَةَ فَلاتَسُبها وَلا تَضْرِبْها وَلاتَلْعَنْها. هذَا الاِسْمُ مُحْتَرَمٌعِنْدَالله‏ِ عَزوَجَل وَ هُوَ اِسْمٌ اِشْتَق مِنْ اِسْمِهِ لِحَبیبَتِهِ الصدیقة» وَ کانَ الاِمامُ لَما سَمِعَ بِاسْمِ فاطِمَةَ ذکر جَدتَهُ وَمَصائبَها وَلَمْ یَزَلْ یَذْکُرُ وَ یَقُولُ: وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَنقُنْفُذَ مَوْلی فُلان[11]چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانی‏اش گذاشت و گویا گریه می‏کرد و فرمود: حال که اورا فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نام در نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبه خود صدیقه گرفته است. (آن گاه سکونی می‏گوید:) همیشه امام صادق علیه‏السلام اینگونه بود که وقتی نام فاطمه علیهاالسلام را می‏شنید به یاد جده‏اش (فاطمه) ومصیبت های او می‏افتاد و همیشه تذکر می‏داد و می‏گفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمه علیهاالسلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او وارد ساخت.
 
توجه دارید که سکونی با همه وثاقتی که دارد، اینجا تعصب سنی‏گری خویش را نشان داده و ذیل کلام امام صادق علیه‏السلام را حذف و تحریف نموده است. با این حال، مطلب روشن است که سبب شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام همان ضرباتی بود که به دست قنفذ وعمر بر آن حضرت وارد شد.
 
چنان که ابابصیر از امام صادق علیه‏السلام متن کامل کلام حضرت را به این صورت نقل نموده است:« وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها، سبب فوت فاطمه علیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمرزد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدت بیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگان خویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)[12]


 

 
 
1- شرح نهج البلاغه، ج2، ص60.
 
2- سید مرتضی، تلخیص شافی، ج3، ص76، تلخیص شیخ طوسی.
 
3- اثبات الوصیة، مسعودی، (چاپ بیروت) ص153 و در برخی چاپها ص 23 ـ 24.
 
4- الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج1، ص57.
 
5- اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص107.
 
6- الوافی بالوفیات، صفدی، ج5، ص347 ر.ک: سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج2،ص292.
 
7- الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة، ص160 ـ 161.
 
8- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج14، ص193/ ر.ک: زندگی علی علیه‏السلام ،ص252.
 
9- شرح نهج البلاغه، ج2، ص21.
 
10- سه نفر از راویان اهل سنت، از امامان شیعه علیهم‏السلام روایت نقل نموده‏اند که علمای شیعه آنان را ثقه می‏دانند و به سخن آنان اطمینان دارند وروایات آنها را می‏پذیرند: سَکُونی؛ نَوْفِلی؛ خَلُوقی.
 
11- شجره طوبی، محمدمهدی حائری، ص417، (منشورات شریف رضی).
 
12- بحار الانوار، ج43، ص170.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:۳۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

وقایع انقلاب اسلامی ایران در یک نگاه

تاریخ انقلاب اسلامی ایران در یک نگاه
 

10فروردین 1340 (پنج شنبه)

ـ وفات آیت‌الله العظمی حاج سید حسین بروجردی

آیت‌الله العظمی حاج سید حسین بروجردی با سی واسطه نسبت به حضرت امام حسن مجتبی (ع) می‌رساندند. در سال 1253 ش در بروجرد متولد شده و در سن 18 سالگی برای تکمیل تحصیل به اصفهان رفت و پس از ده سال به نجف اشرف عزیمت نموده و به درس آیت‌الله خراسانی وارد گردید. ایشان پس از مراجعت و اقامت در بروجرد به قم مهاجرت کرده و به عنوان مرجع تقلید شیعیان جهان معرفی گردیدند و مدت 16 سال مرجعیت عامه را عهده‌دار بودند.

16 مهر 1340

ـ تصویب قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی

رژیم پهلوی بعد از وفات آیت‌الله بروجردی زمینه را برای پاک کردن اسلام از متن فعالیت‌های مردم ایران مناسب دید و به این دلیل قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی را به تصویب دولت و مجلس وقت رساند و آن را در مطبوعات اعلام کرد. در این قانون قسم به قرآن و شرط مسلمان بودن برای نمایندگان مجلس حذف شده بود و همین باعث اعتراض علمای اسلام و مردم مسلمان گردید.

8 آذر 1341

ـ لغو قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی

با اعتراض علمای اسلام از جمله آیت‌الله روح‌الله خمینی و آیت‌الله حائری و دیگر علما و حضور گسترده مردم در پشتیبانی از علمای اسلام پس از مکاتبات و تظاهرات و اعتراضات ، دولت خائن ا سدالله علم قانون فوق را ملغی اعلام کرد.

19 دی 1341

ـ اعلام انقلاب سفید

رژیم پهلوی و در رأس آن محمدرضا در جهت خواستهای استعمارگرانه امریکا و همچنین تغییر فکر مردم ایران دستورالعمل دیکته شده استکبار را که در کشوهای دیگر به اجرا درآمده بود به عنوان انقلاب سفید به مردم ایران عرضه نمود و آن را به رفراندم گذاشت.

 

2بهمن 1341

ـ تظاهرات مردم در تهران

با تحریم رفراندم از طرف امام خمینی بازار تهران تعطیل شد و مردم در اطراف بازار اجتماع کردند و گروهی به منزل آیت‌الله خوانساری و آیت‌آلله بهبهانی رفتند.

1 فروردین 1342

ـ اعلام عزای عمومی در عید نوروز

امام خمینی برا ی جوابگویی به اقدامات شاه و اطرافیانش عید نوروز سال 1342 را عزای عمومی اعلام کرد مردم مسلمان ایران با برافراشتن پارچه سیاه به ندای او لبیک گفتند و روحانیون از خطرات دولت برای اسلام صحبت کردند.

2 فروردین 1342 (جمع)

ـ تهاجم رژیم پهلوی به مجلس سوگواری در مدرسه فیضیه

عصر این روز مراسم عزاداری در مدرسه فیضیه قم برپا بود که سربازان مسلح و مأمورین امنیتی محل را محاصره نمودند و سپس گروهی از آنها با لباس مبدل به درون مدرسه رفتند و در میان سخنرانی یکی از گویندگان به او حمله کردند. سپس به طلاب مدرسه فیضیه حمله نمودند و آنها را از حجره‌هایشان به بیرون پرتا ب کردند و با به شهادت رساندن گروهی از آنان در تاریکی شب محل را ترک کردند.

13 خرداد 1342 (دوشنبه)

ـ دستگیری حضرت امام خمینی

بعد از سخنرانی تاریخی امام خمینی در عصر عاشورای 1342 ش که در آن رژپم پهلوی و ایادی آن را محکوم نمود نیمه شب کامیونهایی از سربازان و مأموران امنیتی خانه ایشان را محاصره کرده و ایشان را بازداشت نموده و به تهران منتقل کردند، مأمورین حضرت امام خمینی را یک روز در باشگاه افسران و بعد در زندان قصر به مدت 19 روز و پس از آن در پادگان عشرت‌آباد محبوس ساختند.

15 خرداد 1342 (چهارشنبه(

ـ قیام ملت ایران در اعتراض به دستگیری امام خمینی

پس از اعلام خبر دستگیری امام خمینی ، مردم مسلمان قم جلوی خانه آیت‌الله گلپایگانی و صحن مطهر حضرت معصومه (س) تجمع نموده و پس از صدور بیانیه‌ای به تظاهرات پرداختند و با شعار یا مرگ یا خمینی از حرم بیرون آمدند ولی فاصله‌ای را طی نکرده که با رگبار مسلسل مواجه شدند و درگیری بسیار شدیدی بین مردم و مأمورین به وجود آمد، مأمورین مردم را محاصره کرده و به تیراندازی پرداختند. در این هنگام حاج مصطفی خمینی پسر امام از مردم خواست به خانه‌هایشان بروند. در شهرهای دیگر هم درگیری بین مردم و مأمورین رژیم پهلوی باعث به شهادت رسیدن عده زیادی از مردم گشت و رژیم خون‌آشام پهلوی توانست با اعلام حکومت نظامی و ایجاد وحشت و کشتار وسیع انقلاب مردم را برای مدتی مهار نماید.

11 مرداد 1342 (جمعه(

ـ آزادی از زندان و بازداشت خانگی امام خمینی

پس از تظاهرات 15 خرداد رژیم که از عواقب بازداشت امام خمینی هراس داشت ایشان را از زندان پادگان عشرت‌آباد به منزلی مربوط به ساواک در داودیه تهران منتقل نمودند و آنجا را تحت نظر کامل قرارداد ولی ساعتی بعد سیل جمعیت به سوی داودیه سرازیر شد. در این منزل بود که روحانیون وقایع 15 خرداد را برای امام تشریح کردند و اطلاع مردم از قیام مردم ایشان را به سختی منقلب نمود تا آنجا که فرمود: «تا ملت عمر دارد غمگین در مصیبت 15 خرداد است …. واقعه 15 خرداد پشت ما و هر مسلم غیرتمندی را می‌شکند.»

17 فروردین 1343 (دوشنبه(

ـ آزادی امام خمینی از بازداشت خانگی

امام خمینی پس از 9 ماه بازداشت خانگی ساواک، آزاد گشته و روز 18 فروردین 1343 (سه‌شنبه) به منزل شخصی خود در قم مراجعت نمودند.

3 مرداد 1343 (شنبه(

ـ تصویب قانون کاپیتولاسیون

طبق این قانون، مأمورین سیاسی و مستشاران خارجی در ایران از تقعیب قانون و جزایی مصون هستند و در صورت ارتکاب جرم یا عمل خلاف قانون به کشورشان جهت بررسی یا محاکمه عودت داده خواهند شد. رژیم پهلوی از ترس عکس‌العمل مردم خبر تصویب این قانون را تا مدتی اعلام نکرد.

4 آبان 1343 (دوشنبه)

ـ پایداری امام خمینی در برابر کاپیتولاسیون

بعد از انتشار خبر تصویب قانون کاپیتولاسیون و پایمال کردن حقوق ملت ایران در برابر یک عده افراد خارجی، حضرت امام خمینی در این روز طی یک سخنرانی مشروح این قانون را برای مردم با عبارت ساده و قابل فهم عرضه می‌نماید و مردم را به قیام برای کسب استقلال و حقوق خود فرا می‌خوانند.

13 آبان 1343 (چهارشنبه(

ـ‌ تبعید حضرت امام خمینی به ترکیه

پس از سخنرانی امام خمینی در رابطه با قانون کاپیتولاسیون و هراس حکومت از تکرار حماسه پانزده خرداد رژیم تصمیم بر تبعید ایشان می‌گیرد و در شب 13 آبان خانه ایشان را با صدها کماندو و چترباز مسلح محاصره نموده و پس از دستگیری ایشان را به تهران منتقل می‌نماید و مستقیما به فرودگاه مهرآباد می‌برند و از آنجا با هواپیما به ترکیه منتقل نمودند و ایشان را به محلی به نام بورسا تبعید کردند. رژیم برای جلوگیری از قیام مردم شهرهای مهم ایران را به اشغال قوای نظامی درآورد و به هیچ کس اجازه خروج از خانه را نمی‌دهد و بدین شکل رژیم توانست از خروش مردم در امان بماند.

1 بهمن 1343

ـ اعلام انقلابی حسنعلی منصور

حسنعلی منصور که نخست وزیر شاه بود توسط برادران بخارایی و مرتضی نیک نژاد از هیأتهای مؤتلفه اسلامی اعدام گردید.

21 فروردین 1344

حمله به محمدرضا پهلوی در کاخ مرمر توسط سرباز شهید رضا شمس‌آبادی

26 خرداد 1344

چهارتن از جانبازان هیأتهای مؤتلفه اسلامی (بخارایی ـ امانی ـ ‌هرندی‌ ـ‌ نیک نژاد) به دست رژیم پهلوی به شهادت رسیدند.

13 مهر 1344

ـ تغییر محل تبعید امام خمینی به نجف اشرف

رژیم که از حرکت‌های انتقامی علیه خودش به واسطه تبعید حضرت امام وحشت داشت تصمیم گرفت به حالت تبعید امام خمینی پایان دهد بدون اینکه ایشان را به کشور بازگرداند. به همین دلیل با دولت عراق مذاکراتی به عمل آورد و موافقت این دولت را جلب نمود و امام خمینی و فرزندش حاج مصطفی را به عراق و شهر نجف اشرف انتقال داد.

17 دی 1346

جهان پهلوان غلامرضا تختی به دست ساواک رژیم پهلوی به شهادت رسید.

20خرداد 1349

آیت‌الله محمدرضا سعیدی در زندان و شکنجه‌گاههای رژیم پهلوی به دلیل طرفداری از آیت‌الله خمینی توسط ساواک به شهادت رسید.

8 اردیبهشت 1350

کارگران کارخانه جهان چیت کرج که برای احقاق حق خود قیام کرده بودند توسط ارتش قتل عام شدند.

7 دی 1353

آیت‌الله حسین غفاری در زندان رژیم پهلوی به شهادت رسیدند .

29 خرداد 1356

دکتر علی شریعتی در خارج از کشور به وسیله ساواک رژیم پهلوی به شهادت رسید.

15 خرداد 1356

امیرعباس هویدا نخست وزیر 13 ساله رژیم پهلوی به دلیل فساد و عدم کارآیی دولتش استعفا نمود و جمشید آموزگار به عنوان نخست وزیر منصوب گردید.

1 آبان 1356

ـ شهادت فرزند امام

حاج سیدمصطفی خمینی فرزند بزرگ امام خمینی در عراق به دست عوامل و مأمورین امنیتی ساواک رژیم پهلوی با همکاری رژیم بعث عراق به شهادت رسید.

17 دی 1356

ـ مقاله روزنامه اطلاعات و توهین به امام خمینی

به مناسبت سالروز سیاه کشف حجاب مقاله‌ای تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به قلم احمد رشیدی مطلق به چاپ رسید که در آن به روحانیت به ویژه آیت‌الله العظمی امام خمینی اهانت شده بود و نویسنده با وقاحت تمام ایشان را که تمام وجودش در خدمت اسلام و مردم بود مستقیما مورد اهانت قرار داده بود.

18 دی 1356

ـ عکس‌العمل مردم برابر مقاله اطلاعات

موجی از خشم و نفرت سرتاسر ایران را فرا گرفت ولی در قم بلافاصله نتایج آن ظاهر گشت مدارس علمیه، منابر و نماز جماعت تعطیل گردید. مردم به طرف منزل آیات عظام حرکت کردند تا صدای اعتراض خود را وسعت بخشند. تعدادی از نسخ روزنامه اطلاعات پاره شد و تظاهرات اوج گرفت که با حمله پلیس به زد و خورد تبدیل شد و پس از مدتی پایان گرفت.

19 دی 1356 (دوشنبه)

ـ قیام خونین مردم قم

طبق قرار طلاب همگی جلوی مدرسه علمیه خان و میدان آستانه جمع شدند و به سوی منزل علمای اسلام حرکت کردند و تا ظهر این برنامه و حضور گسترده مردم ادامه داشت تا اینکه مأمورین جلوی مردم قرار گرفتند و به دستور ساواک آنها را به گلوله بستند و تعداد زیادی از مردم بی‌گناه را به خاطر حفظ احترام مرجع تقلیدشان که خواسته آنها بود به شهادت رساندند.

29 بهمن 1356 (شنبه)

ـ قیام مردم تبریز

به مناسبت چهلم شهدای قم مردم تبریز به پا خاستند و حرکت آغاز شده را تداوم بخشیدند در این روز در تبریز عزای عمومی اعلام شد و علمای تبریز مجلس ختم برگزار نمودند. پلیس اطراف مسجد را محاصره نمود و از ورود جمعیت ممانعت کرد و اجتماع مردم متراکم شد و پلیس برای ارعاب و متفرق نمودن شروع به تیراندازی هوایی کرد و مردم به مأمورین حمله نمودند و با شعار درود بر خمینی و مرگ بر شاه راه‌پیمایی بزرگی را آ‎غاز کردند و پلیس که قدرت مقاومت را از دست داده بود از ارتش کمک خواست و تظاهرات مردم به خاک و خون کشیده شد.

10 فروردین 1357 (پنج شنبه)

ـ قیام مردم یزد

در روزهای نهم و دهم فروردین مردم یزد به تبعیت از رهبر انقلاب عید را تحریم کردند و برای بزرگداشت شهدای تبریز، خود را مهیا ساختند. در روز چهارشنبه 9 فروردین مردم بعد از مراسم به خیابان ریختند و با شعارهای درود بر خمینی و مرگ بر شاه به راه‌پیمایی پرداختند و روز پنج شنبه 10 فروردین به دعوت آیت‌الله صدوقی تعطیل عمومی اعلام گشت و مردم در مساجد گرد آمدند و بازگشت امام خمینی و آزادی زندانیان سیاسی و نابودی رژیم پهلوی را خواستار شدند و در خاتمه جلسه به خیابان آمدند اما با تمرکز قوای پلیس و ارتش مواجه شدند. تیراندازی آغاز شد و گروهی به شهادت رسیدند و عده زیادی مجروح گردیدند.

25 اردیبهشت 1357 (دوشنبه)

در پی اوج‌گیری تظاهرات و درگیریهای مردم با عوامل رژیم پهلوی ‎‎، دولت آموزگار به مأمورین نظامی و انتظامی در برابر آشوبها دستور شدت عمل داد.

15 خرداد 1357 (دوشنبه(

به مناسبت سالگرد 15 خرداد در تهران و شهرستانها تعطیل و اعتصاب سراسری اعلام گردید.

30 تیر 1357 (جمعه(

ـ تولد منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج(

مردم ایران برای نشان دادن نفرت خویش از رژیم پهلوی مراسم چراغانی و جشن شادی در این روز خجسته را تحریم کردند.

31 تیر 1357 (شنبه)

حجت‌الاسلام شیخ احمد کافی خطیب مشهور در اثر تصادف کشته شد.

21 مرداد 1357 (شنبه(

درگیری خونین در اصفهان و اعلام حکومت نظامی در این شهر که توسط فرماندار نظامی شهر به اجرا درآمد.

25 مرداد 1357 (چهارشنبه)

ـ اعلام حکومت نظامی توسط دولت آموزگار

دولت برای کنترل اوضاع در سطح کشور بخصوص در استانهایی که افراد خارجی در آن حضور بیشتری دارند در چند شهر اعلام حکومت نظامی نمود.

28 مرداد 1357 (شنبه)

ـ فاجعه سینما رکس آبادان

رژیم پهلوی برای ارعاب و ایجاد وحشت در میان مردم دستور به آتش کشیدن سینما رکس آبادان را داد در حالی که مردم بی‌خبر و بی‌گناه مشغول تماشای فیلم بودند. این فاجعه باعث مرگ 400 الی 60 انسان بی‌گناه گردید.

5 شهریور 1357 (یک شنبه)

ـ سقوط دولت جمشید آموزگار

در پی رسوایی فاجعه سینما رکس آبادان و عدم توفیق دولت آموزگار در سرکوب مردم و ایجاد اصلاحات در جهت تحکیم رژیم پهلوی‌، آموزگار را از مقام خود استعفا داد.

ـ تشکیل دولت شریف امامی

در پی سقوط دولت آموزگار، شریف امامی استاد اعظم لژ فراماسونری در ایران مأمور تشکیل دولت گردید.

13 شهریور 1357 (دوشنبه)

ـ راه‌پیمایی عید فطر

نماز عید فطر با حضور میلیونها نفر از مردم با ایمان تهران برگزار شد و بعد از نماز عید مردم به راه‌پیمایی پرداختند و خواستار لغو حکومت شاهنشاهی شدند.

17 شهریور 1357 (جمعه)

ـ جمعه سیاه

پس از راه‌پیمایی عید فطر و عدم دخالت قوای انتظامی مردم امیدوار شدند که قوای انتظامی به راه‌پیمایی‌های آرام کاری نخواهند داشت. جمعه 17 شهریور مردم صبح زود به حرکت در آمدند. در همین هنگام دولت ساعت 6 صبح در تهران و 12 شهر بزرگ دیگر حکومت نظامی اعلام کرد و مردم که از این امر اطلاع نداشتند دسته دسته به طرف محل تجمع که میدان ژاله (شهدا) بود حرکت کردند و در میدان با سربازان سر تا پا مسلح مواجه شدند. آنها مردم را محاصره نمودند و سپس شلیک کردند و به قصد کشتن آنها را هدف قرار دادند. در این فاجعه هزاران نفر در سراسر کشور و از جمله میدان شهدا (ژاله سابق) تهران به شهادت رسیدند.

25 شهریور 1357

ـ زلزله طبس

زلزله در استان خراسان باعث ویرانی کامل شهر طبس و صدها روستای این استان گردید. در این فاجعه هزاران نفر در زیر آوار کشته دشند.

2 مهر 1357

منزل امام خمینی در عراق توسط پلیس این کشور محاصره گردید .

3 مهر 1357

حزب رستاخیز که توسط رژیم پهلوی تأسیس شده بود منحل گردید.

10 مهر 1357

ـ هجرت امام خمینی از عراق به کویت

با افزایش فشارها و جلوگیری دولت عراق از فعالیت‌های سیاسی حضرت امام خمینی ایشان تصمیم به خروج از این کشور گرفتند. به همین دلیل به طرف کویت حرکت کردند. امام دولت کویت به ایشان مجوز ورود به کویت را ندادند.

13 مهر 1357

- هجرت امام خمینی از عراق به پاریس

در پی عدم ورود امام خمینی به کویت و جلوگیری دولت عراق از بازگشت ایشان به نجف اشرف، امام خمینی تصمیم می‌‌‌‌‌‌گیرند برای ادامه مبارزه به فرانسه مهاجرت نمایند.

17 مهر 1357

ـ تغییر مکان امام خمینی از پاریس به دهکده نوفل لوشاتو

ـ دولت فرانسه از فعالیت‌های سیاسی آیت‌الله خمینی جلوگیری می‌نماید.

19 مهر 1357

اعتصاب کارکنان مطبوعات در سراسر کشور آ‎غاز گردید.

24 مهر 1357

ـ رژیم پهلوی مسجد جامع کرمان را به آتش کشید.

ـ به مناسبت چهلم شهدای 17 شهریور عزای عمومی اعلام شد.

29 مهر 1357

ـ اعتصاب کارکنان صنعت نفت

با اعتصاب همگانی کارکنان و کارمندان صنعت نفت پالایشگاههای سراسر کشور در خطر تعطیل شدن قرار گرفت.

8 آبان 1357

آیت‌الله طالقانی از بند رژیم پهلوی آزاد شدند.

10 آبان 1357 (چهارشنبه

ارتش کنترل تأسیسات نفتی کشور را در دست گرفت.

13 آبان 1357 (شنبه)

ـ تظاهرات دانش‌آموزان

و دانشجویان در مقابل دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شد.

ـ آیت‌الله مفتح از زندان آزاد گردید.

15 آبان 1357 (دوشنبه)

ـ استعفا و سقوط کابینه شریف امامی در پی حوادث خونین 13 آبان اعلام گردید.

ـ تشکیل دولت نظامی به نخست وزیری ژنرال ازهاری اعلام گشت.

10 آذر 1357 (جمعه)

فریاد الله‌اکبر بر فراز بامها،‌ سراسر کشور را فرا گرفت.

11 دی 1357 (دوشنبه(

ـ روزهای خونین در مشهد مقدس

با اوج‌گیری تظاهرات مردم مشهد سربازان و مأمورین امنیتی در روزهای 9 ،‌ 10 و 11 دی ماه با حمله به حرم مطهر امام رضا (ع) و مردم در خیابانها و بیمارستانها عده زیادی را به شهادت رساندند و گروهی را مجروح نمودند.

16 دی 1357 (شنبه)

ـ دولت نظامی ازهاری سقوط کرد.

ـ‌ شاهپور بختیار از اعضای جبهه ملی ایران مأمور تشکیل کابینه از طرف محمدرضا پهلوی گردید و به سمت نخست وزیر منصوب شد.

23 دی 1357 (شنبه)

به دستور امام خمینی شورای انقلاب تشکیل گردید.

26 دی 1357 (سه شنبه)

ـ شاه رفت

ایران امروز غرق در نور و گل و شیرینی بود و مردم فرار محمدرضا پهلوی را جشن گرفتند. شاه که برای فرار خود معالجعه بیماری را دست‌آویز قرار داده بود در حقیقت برای انجام کودتایی دیگر به سبک 28 مرداد 1332 آماده می‌شد.

29 دی 1357 (جمعه)

اصول جمهوری اسلامی در راه‌پیمایی میلیونی مردم ایران اعلام گردید.

3 بهمن 1357 (سه شنبه)

شورای سلطنت که برای حفظ رژیم سلطنتی در ایران تشکیل شده بود منحل گردید.

4 بهمن 1357 (چهارشنبه)

برای جلوگیری از حضور امام خمینی در بین مردم ایران ارتش فرودگاه مهرآباد را به اشغال درآورد.

5 بهمن 1357 (پنج شنبه)

دولت بختیار 3 روز فرودگاههای کشور را بست.

7 بهمن 1357 (شنبه)

ـ‌ تحصن روحانیون مبارز در دانشگاه تهران در اعتراض به بستن فرودگاهها آغاز شد.

ـ راه‌پیمایی میلیونی مردم در تهران به مناسبت 28 صفر برگزار گردید.

9 بهمن 1357 (دوشنبه(

ـ فرودگاه برای ورود امام خمینی بازگشایی شد

در پی اعتصابات و تظاهرات و راه‌پیمایی مردم که خواستار بازگشایی فرودگاه مهرآباد بودند. دولت بختیار فرودگاه مهرآباد را از اشغال نظامی خارج کرد.

11 بهمن 1357 (چهارشنبه(

ـ مأمور ارتش در خیابانهای تهران

دولت برای ترساندن مردم و ایجاد حکومت وحشت با انجام رژه نظامیان در تهران و ترویج شایعه کودتا توسط ارتش دست به حیله دیگری برای انحراف مبارزات مردم ایران زد.

12 بهمن 1357 (پنج شنبه(

ـ ساعت 9 و 27 دقیقه و 30 ثانیه حضرت امام خمینی پس از پانزده سال تبعید پای بر خاک ایران گذاشتند.

ـ فرمانداری نظامی بر اثر فشار مردم راه‌پیمایی و تظاهرات را برای 3 روز آزاد اعلام کرد.

ـ‌ نظامیان مستقر در تلویزیون به طور ناگهانی پخش مراسم استقبال را قطع کردند.

17 بهمن 1357 (سه شنبه(

ـ ‌بر اساس پیشنهاد شورای انقلاب، حضرت امام خمینی دولت موقت را به مردم معرفی نمودند.

ـ دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان تشکیل گردید.

19 بهمن 1357 (سه شنبه(

ـ‌ راه‌پیمایی مردم ایران در حمایت از دولت موقت انجام شد.

ـ‌ نیروی هوایی ارتش با حضرت امام خمینی بیعت کردند.

ـ‌ حضرت امام خمینی به زیارت حضرت عبدالعظیم (س) رفتند.

20 بهمن 1357 (جمعه(

ـ‌ طرفداران قانون اساسی با تجمع در استادیوم امجدیه (شهید شیرودی‌) دست به تظاهرات زدند.

ـ‌ ساعت 9 شب سربازان گارد شاه به پادگان نیروی هوایی در شرق تهران (خ دماوند) حمله نمودند.

ـ‌ مردم برا ی کمک به سربازان نیروی هوایی مسلح شدند.

21 بهمن 1357 (شنبه(

ـ دولت بختیار زمان حکومت نظامی را افزایش داده و حکومت نظامی را از ساعت 4 بعدازظهر اعلام نمود.

ـ حضرت امام خمینی دستور شکستن زمان حکومت نظامی و حضور مردم در خیابانها را صادر نمودند.

ـ‌ در تهران و شهرستانها بین سربازان گارد و مردم مسلح درگیریهای بسیار شدید رخ داد.

22 بهمن 1357 (دوشنبه)

ـ تهران صحنه جنگ خونین مسلحانه بین مردم و سربازان طرفدار رژیم پهلوی گردیده است.

ـ با تسلیم تمامی نیروهای نظامی و پیروزی مردم مسلمان ایران رژیم ستمشاهی پس از 57 سال ظلم و ستم متلاشی گردید.

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

نه ربیع

 

 نهم ربیع الاول

 

امروزه ضمن برداشت هایی غیر مستند از واژه تبرّی، اعمالی در جامعه اسلامی اتفاق می افتد که بی شکّ مقبول امامان شیعه نیست و با سیره ی متعالی آنان در تضادّ است.در این نوشتار برآنیم تا درباره ی  تبرّی وشیوه های صحیح اْن مطالبی بنویسیم.

 

تبرّی یعنی چه ؟

 

« تبری به دوری و جدا شدن از چیزی گفته می شود که در نزدیک شدن به آن کراهت است. »
و « ‌‌ ابراز برائت خداوند از کافران به معنای دور ساختن آن ها از رحمتش می باشد.  »

چرا تبری ؟

اگر تبری از دشمنان خدا وجود نداشته باشد، مرزهای دوستی و دشمنی به هم می‌ریزد و حق و باطل در هم می‌آمیزد . اگر ظالم، مطرود نگردد، اگر گمراهی نکوهیده نشود، اگر بد کاران مورد عداوت قرار نگیرند، تباهی نهادینه می‌شود؛ فساد مقبول می‌گردد و تبه کاران بی‌پروا می‌شوند.

برائت یعنی؛ حق و دیگر هیچ، برائت یعنی دشمنی با دشمنان خدا.
 تبری نجستن از دشمنان، عامل هم‌گرایی، تقلید، تشبه و هضم شدن در فرهنگ دشمن می‌شود.
مرزهای اعتقادی را باید توان‌مند‌تر از مرزهای جغرافیایی، پاس داشت.
در این باره، آیات و روایات فراوانی وارد شده است هم چون: جامعه‌ای نخواهی یافت که به خدا و روز رستاخیز ایمان داشته باشد و با دشمنان خدا و رسول، دوستی کنند.  بی‌تردید چنین کسانی تبری قلبی ندارند.

امام رضا ( علیه السلام ) می فرمایند : 

 کمال و نهایت دین در ولایت ما و برائت از دشمنان ماست. 
دیگر اینکه شخصی به امام صادق علیه السلام عرضه داشت : همانا شخصی است که محبت شما را در دل دارد اما در برائت از دشمنان شما ضعیف است.
 امام صادق علیه السلام در پاسخ فرمودند: دروغ میگوید کسی که گمان می کند دوستدار ماست اما از دشمنان ما برائت نمی جوید.

تبرّی ، بدون شناخت ؟!

تبرّی دو مرحله دارد :
1- شناخت حق و باطل
2- دوری جستن و فاصله گرفتن از باطل
وقتی حارث بن حوط در جنگ به علی ( علیه السلام ) می گوید: از نظر من طلحه و زبیر و عایشه بر حق هستن.
حضرت علی ( علیه السلام ) می فرماید: ای حارث به راستی تو حق را نشناختی تا بتوانی اهلش را بشناسی و همین طور باطل را نشناختی تا اهلش را بشناسی  » 
شیوه های تبری

الف) قلبی
 قلب انسان کانون تمایلات، مهرورزی‌ها و کینه‌توزی‌ها و محل بروز گرایش‌هاست؛ از این رو تبری قلبی نقشی سرنوشت ساز در زندگی انسان‌ها دارد. باید به دشمنان خداوند متعال دل نبست و از آنان نفرت داشت باید به دشمنان اولیای خداوند مهر نورزید و از آنان در دل بغض داشت .

ب) زبانی
باید با زبان از دشمنان خداوند و از دشمنان اولیای او تبری جست. البته نه با فحش و رکیک گویی و یاوه پردازی که دین ما با هرزه گویی و هرزه گرایی سر ستیز دارد.
قرآن کریم می‌گوید: معبودهای مشرکان را دشنام نگویید، چون ممکن است که آن‌ها هم از روی جهل، خدا را که معبود شماست، دشنام گویند. گفته‌اند که مسلمانان بت‌های مشرکان را دشنام می‌دادند، خدا آنان را از این کار نهی کرد؛ مبادا که آن‌ها خدا را از روی جهالت، ناسزا گویند. 
دشنام در اثر نبودن منطق و در اثر زبونی است؛ پس لازم است افراد، تا آن جا که می‌توانند، طرف مقابل خود را با منطقی شایسته و بیانی استوار، قانع سازند.

ج) عملی
ما باید هم در دل و هم در زبان و هم در عمل، تبری داشته باشیم .
تبری در عمل جلوه‌های گوناگونی دارد:
یکی از ‌آن‌ها نداشتن تشبه به کفار است. این که تشبه به کفار را ناروا دانسته‌اند، برای تبری عملی و حفظ هویت دینی است. سید کاظم یزدی(ره) زمانی که فرهنگ غرب هجوم آورده‌ بود، کلاه ایتالیایی را حرام کرد.

امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) درباره تشبه، جمله زیبایی دارند که بسیار درس آموز است. حضرت می‌فرمایند: اگر شما بردبار نیستید، خود را شبیه بردباران سازید. شیوه بردباران را پیشه کنید. و بعد فرمودند: اندک است کسی که به جامعه‌ای شباهت پیدا کند، مگر این که به زودی از آنان می‌شود.
یکی دیگر از نمونه‌های عملی نداشتن تبری است. نجس دانستن مشرکان از دیگر تبلور‌های برائت عملی است.
مجاز نبودن ازدواج با آنان نیز این مرز جدایی را مستحکم‌تر می‌کند.
مباح نبودن ذبیحه آنان، علاوه بر پاسداری از مرزهای اعتقادی، از توان اقتصادی آنان می‌کاهد.
دو گزارش از خسارت هایی که نتیجه جهالت ها است 

قبل از پرداختن به حدیث معروف رفع القلم ، لازم است دو جریان را برای شما عزیزان نقل کنیم، تا هدف نویسندگان این مقاله کمی روشن شود .

حقیقت این است که ما فقط و فقط به خاطر خشنودی دل فاطمه زهرا (سلام ا... علیها) اقدام به تهیه این مقاله کردیم و دلیل پرداختن به این موضوع هم زیان هایی است که از روی جهالت به مکتب اسلام وارد شده است و موجب می شود بعضی از دوستداران فاطمه زهرا (سلام ا... علیها ) در دیگر کشور ها یا در نقاطی که اکثریت با اهل سنت است ، سختی های فراوان را تحمل کنند . 

شما عمرکشون کنید ماهم ...

آیت الله مظاهری می فرماید: « من کفایه و مکاسب را پیش  آیت الله مرعشی گذراندم. یک روز ایشان تعریف می کردند:

پدرم از علمای نجف بود. شاگردی سنی مذهب داشت. بالاخره این شاگرد پس از اتمام درسش به محل سکونتش برگشت. او اهل کرمانشاه بود. بعدها که پدرم عازم ایران بود در کرمانشاه توقف کرد. پدرم گفت: قافله ما غروب رسید کرمانشاه. وحشت کرده بودم، چون آن زمان وضع کرمانشاه و کردستان روی قاعده شیعه و سنی گری خیلی بد بود. اتفاقا آن شاگرد سنی را دیدم. مرا با خود به خانه اش برد. خیلی هم پذیرایی کرد. آخر شب بهم گفت: آقا ما جلسه ای داریم شما هم بیایید برویم. پدر می گوید: مرا بردند آن جلسه. دیدم آن سیبیل گنده ها دارند می آیند. تعجب کردم چه خبراست؟ ترسیده بودم. یک وقت دیدم یک جوانی زیر غل و زنجیر آوردند. یک سفره چرمی هم پهن کردند، اورا نشاندند روی سفره، یک کسی با یک ضربت گردن آن جوان  را زد. غل و زنجیر را باز کردند، او هی دست وپا می زد، آن ها هم قاه قاه می خندیدند.

پدرم گفت: من بیهوش شدم. کم کم مرا بهوش آوردند. گمان کرده بودند منم شیعه هستم و می خواستند مرا نیز بکشند. شاگردم بهشان گفت: نه بابا ایشان استاد من است، ایشان از آن سنی های داغ است.
بالاخره مرا نجات داد. در خانه بهم گفت: اقا من سنی ام اما مرید شما هستم. نمی خواستم ناراحتتان کنم. اما شما را بردم آنجا تا یک پیام به علمای نجف بدهید و آن اینکه شما عمرکشون راه بیندازید ما هم اینجور می کنیم. ما رسممان این است، یک شیعه را یک جا پیدا کنیم زندانی اش می کنیم تا شب چهارشنبه. در آن شب جمع می شویم برای رضایت خدا، قربة الی الله آن شیعه را می آوریم و این بلا را که دیدی به سرش می آوریم.

بی بصیرتی ما، کشته شدن دیگران

 

گاهی افراد بدون توجه به شرایط کنونی محیط خود و دیگران بی پروا شروع به لعن کردن می کنند. اینگونه رفتارهای عوامانه باعث به خطر افتادن جان بسیاری از افراد شده است. داستان زیر فقط یک نمونه از آن ها را بیان می کند.



عرض حال یکی از پیشوایان جعفری مذهب بخارا به مقام منیع ریاست روحانی اسلام در نجف اشرف

بسم الله الرحمن الرحیم
« به عرض حضور مبارک حجت الاسلام و المسلمین آیت الله فی العالمین (متعنا الله بطول بقائه ) می رساند:
... لابد اخبارات اینجانب به سمع مبارک رسیده است که اهل عامه ( اهل سنت ) حکم به کفر و امر به قتل و غارت ما دادند، طائفه مردان و زنان و اطفال صغار را کشتند، حتی زن حامله را در میان عام شکمش را دریده و جنین هشت ماهه را بیرون آورده و پاره پاره نموده اند بعضی از دخترها را به کنیزی بردند. و دکاکین و خانه های ما را غارت نمودند، در میان کوچه و بازار دشنام دادند و تهمت ها بستند،الی الان هم فارق از بلیه نیستیم، بعد از این هم معلوم نیست که حال ما چگونه خواهد شد، سبب این گونه صدمات به ما از بی تقیه گی مصنفان و مولفان و نویسندگان چاپ خانه ها می باشد. توقع از ارباب نوع، این که امر بفرمایند تا لعن و طعنه را از کتب بردارند و بعد چیزی که باعث بر این گونه صدمات و ابتلائات می شود، ننویسند. »
ضمنا باید توجه کرد  که این حوادث در زمانی رخ داده است که خطر فتنه گری و لجن پراکنی رسانه های جمعی تحت تسخیر غرب و وارثان خاندان امیّه عربستان وجود نداشته! و فقط خبر برگزاری چنین جلساتی انتقال می یافته است .

سال 1328 هـ .ق، به روایت  مجله « درة النجف »

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٠۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

شهادت امام حسن عسکری علیه السلام

 

 سالروز شهادت امام حسن بن علی العسکری (علیه السلام)

 

 به محضر مبارک امام عصر (عج)  تسلیت باد

 

 

 

ابوالأدیان گوید: من خدمتکار امام حسن عسکری (علیه السلام) بودم و نامه‌های حضرت را به شهرها حمل می‌نمودم. در آن بیماری که امام یازدهم به دنبال آن به شهادت رسید بر آن حضرت وارد گشتم. (ظاهرا آن بیماری به علت خورانیدن زهر توسط معتمد عباسی به آن حضرت بود.) 

حضرت نامه‌هایی را به من دادند و فرمودند که اینها را به مدائن برسان. تو 14 روز حضور نخواهی داشت (سفر تو 14 روز طول خواهد کشید) و روز 15 به سامرا وارد می‌شوی و صدای شیون از خانه من می‌شنوی و من در آن هنگام بر روی مغسل قرار دارم (مرا در آن هنگام غسل می‌دهند). ابوالأدیان گوید: گفتم ای آقای من، امر امامت پس از شما با کیست؟ حضرت فرمود: کسی که جواب نامه های مرا از تو بخواهد. گفتم: بیشتر راهنمایی کنید، فرمودند: کسی که بر من نماز گزارد، او قائم پس از من است. گفتم: باز هم  بیشتر راهنمایی کنید. حضرت فرمود: کسی که از درون همیان خبر دهد، قائم پس از من است. هیبت امام عسکری (علیه السلام) مانع شد که من سؤال نمایم که منظور امام کدام همیان است. نامه‌ها را به مدائن بردم و جواب آنها را گرفتم.

همانگونه که امام به من فرموده بودند تا به سامرا بازگشتم، 15 روز گذشت. و در این هنگام مشاهده نمودم که  صدای ناله و شیون از خانه امام عسکری بلند است و پیکر مطهر امام را غسل می‌دهند و بر در خانه جعفر کذاب (برادر ناخلف امام عسکری (علیه السلام)) ایستاده است و مردم او را به خاطر شهادت امام عسکری (علیه السلام) تعزیت می‌دهند و به خاطر جانشینی ایشان، به او تهنیت گویند. ابو الادیان گوید: با خود گفتم که اگر این شخص فاسد زمام امامت مسلمین را بر عهده گیرد، همانا امامت باطل خواهد گشت.

در این هنگام شخصی خطاب به جعفر کذاب گفت که برادر شما را کفن نموده‌اند، پس برخیز و بر او نماز گزار. جعفر کذاب به همراه مردمی که اجتماع نموده بودند، به خانه وارد شد و بر بالای پیکر مطهر حضرت ایستاد تا نماز را اقامه نماید. هنگامی که می‌خواست تکبیر بگوید، ناگاه کودکی گندمگون، پیچیده موی و گشاده دندان جلو آمد و ردای او را گرفت و فرمود: ای عمو، عقب بایست، من برای نماز گزاردن بر پدرم سزاوارترم.

پس آن کودک بر امام یازدهم نماز گزارد و آن حضرت را کنار قبر مطهر امام هادی (علیه السلام) دفن نمود. سپس به من فرمود: ای بصری، جواب نامه‌هایی را که در نزد توست به من بده. من جوابها را به او دادم و در نزد خویش گفتم که 2 نشانه محقق شد. اما هنوز مسأله همیان باقی مانده است.

ما نشسته بودیم که فردی از جانب شهر قم آمد و به دنبال امام عسکری (علیه السلام) می‌گشت. هنگامی که از شهادت حضرت مطلع گشت، با راهنمایی عده‌ای به نزد جعفر کذاب رفت و گفت: در نزد ما نامه‌ها و مقداری پول است (که از جانب مردم برای امام عسکری (علیه السلام) آورده‌ایم) پس بگو این نامه‌ها از کیست و پول چه میزان است؟ جعفر خطاب به او گفت آیا از من توقع داری که غیب بدانم؟ در این هنگام خادمی وارد گشت و گفت در نزد شما نامه‌های فلان و فلان هست و مقدار پول نیز 1000 دینار است که 10 دینار آن آب طلا دارد. پس آنان نامه‌ها و پول را به او دادند و گفتند کسی که تو را فرستاده  امام پس از امام عسکری است ...

و بدین ترتیب بود که بر طبق مشیت الهی، وجود مقدس امام عصر (عج) پس از پدر بزرگوار خویش، و در سنین کودکی همانند یحیی نبی (که بنا بر نص آیه قرآن در کودکی به رسالت رسید)، زمام امامت را از جانب خداوند بر عهده گرفتند.

امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمودند:

"پارساترین مردم کسی است که در نزد شبهات (اموری که شخص حرمت یا حلیت آنها را نداند) توقف نماید (و به پیش نرود)؛ عابدترین مردم کسی است که واجبات را بر پا دارد؛ زاهدترین مردم کسی است که حرام را رها نماید؛ سختکوش‌ترین مردم کسی است که گناهان را ترک کند."

از :منتخب الاثر، تالیف آیت الله العظمی صافی گلپایگانی »

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

کفران نعمت

(لئن کفرتم ان عذابی لشدید) ابراهیم/آیه 7

 

سکه گران شده ....قیمت ارزبالارفته،...ولی بحمدالله وفورنعمت هست .بالاترازهرچیزامنیت هست.که کمترجایی این اطراف پیدامیشود.دراینجا متنی راازتاریخ ایران بخوانید عبرت آموز وخودقضاوت نمایید:

«فقط گوشت اسب و خر به قیمت گزاف فروخته میشد .مردم سگ و گربه را وحشیانه دنبال میکردند وآنهاراباحرص وولع میخوردند و حتی ازخوردن موش ابا نداشتند.به قول یکی ازمورخان ایرانی :«مردمی که جامه ابریشمین برتن داشتند مثل کرم ابریشم به خوردن برگ درختان میپرداختندمردم فقیرتر ازاستیصال ،کفش های کهنه و چرم های گندیده و پوست درختان و حتی فضله چارپایان را جمع آوری میکردند و میخوردند.درنتیجه عده زیادی ازآنها دراثرغذای ناسازگار و گرسنگی بیمار شدند و مردند.
الکساندرکشیش مینویسد که دراواخرماه شمشیرگرسنگی چنان تیزشدکه وقتی بیماری میمرد ،دوسه نفربی درنگ گوشت های گرم اوراکنده بدون فلفل یا چاشنی میخوردند؛ و اگرپسریادخترجوانی دیده میشدآنهارابرای سدجوع به داخل منازل میکشاندند و میکشتند».گذشته ازاین ،گوشت انسان اغلب دردکانها به اسم دیگر فروخته میشد.

 محمود (افغان )فرمان داد که پنجاه دخترارمنی رابگیرند .زیباترین آنها راخودنگهداشت وباقی را به افسران وحشی اش بخشید .گریه وزاری این دختران سیه روز چنان رقت آوربود که حتی افغان های سنگدل به رحم آمدند و درنتیجه به برخی ازآنها اجازه داده شد به منازل خود بازگردند. ولی افغانها پس ازسقوط شهر که به شهرارواح تبدیل شده بود ،دخترکان مظلوم ایرانی را بدون کوچکتریت ترحمی میان خودتقسیم نمودند».

( مربوط به فجایع تاریخ ایران درزمان انقراض صفویه وحمله افغانها به ایران)
از:[مجمع التواریخ-محمدخلیل ص58)

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٠٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

خرافات مربوط به ماه ربیع الاول

 

 

رواج خرافه بشارت بهشت با آغاز ماه ربیع الاول

 

با پایان یافتن ماه صفر و حلول ماه ربیع الاول شاهد رواج یک باور غلط در جامعه ایمانی هستیم که در شرایط کنونی از طریق پیامک یا ایمیل، منتشر می‌شود. این باور غلط که به صورت بشارت بهشت از قول پیامبر صلوات الله علیه و آله در راستای خوشنودی ایشان از پایان یافتن ماه صفر و آغاز ماه ربیع الاول صورت می‌گیرد، متأسفانه باعث شده اصل و شأن حدیث، مورد غفلت قرار گرفته و مفهوم آن وارونه جلوه داده شود.

مرحوم استاد علی اکبر غفاری صفت، از اساتید و صاحب‌نظران برجسته در حوزه علوم حدیث، نقل میکندکه حتی این باور غلط در برخی نقاط ایران به صورت سنگ زدن به درِ مساجد بعد از اذان صبح روز اول ربیع الاول، انجام می‌شده است.

و اما اصل واقعه چیست؟

لازم به ذکر است این روایت در شأن یکی از بهترین صحابه‌ی پیامبر بزرگوار اسلام صلوات الله علیه و آله است که به دلیل رواج آن باور غلط، محور حدیث، به کلی فراموش شده است.

این حدیث در باب «معنى قول النبی ص من‏ بشرنی‏ بخروج‏ آذار فله الجنة» از کتاب معانی الاخبار (النص / 204) و همچنین کتاب علل الشرایع مرحوم شیخ صدوق (ج 1 / ص 175) و در روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه اثر مرحوم محمد تقی مجلسی (ج 13 / ص 3) بیان شده:

سلسله سند به صحابی بزرگوار، عبدالله بن عباس منتهی می‌شود که ایشان اصل واقعه را این‎گونه توصیف می‌کند:

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‏ کَانَ النَّبِیُّ ص ذَاتَ یَوْمٍ فِی مَسْجِدِ قُبَا وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِهِ،

از ابن عباس نقل شده که گفت: روزی پیامبر (ص) به همراه تعدادی از اصحاب‌شان در مسجد قبا نشسته بودند،

فَقَالَ أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ عَلَیْکُمُ السَّاعَةَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ،

رسول خدا (ص) فرمود: اولین کسی که الان بر شما وارد می‌شود، مردی از اهالی بهشت است،

فَلَمَّا سَمِعُوا ذَلِکَ قَامَ نَفَرٌ مِنْهُمْ فَخَرَجُوا وَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ یُحِبُّ أَنْ یَعُودَ لِیَکُونَ أَوَّلَ دَاخِلٍ فَیَسْتَوْجِبَ الْجَنَّةَ،

برخی از اصحاب تا این سخن را شنیدند، برخاسته و از مسجد خارج شدند، تا دوباره وارد شده و اولین کسی باشند که بهشت بر او واجب می‌شود،

فَعَلِمَ النَّبِیُّ ص ذَلِکَ مِنْهُمْ فَقَالَ لِمَنْ بَقِیَ عِنْدَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ: إِنَّهُ سَیَدْخُلُ عَلَیْکُمْ جَمَاعَةٌ یَسْتَبِقُونَ. فَمَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّةُ،

پیامبر (ص) متوجه شده، و به بقیه اصحاب که نزد ایشان بودند، فرمودند: اکنون جماعتی در حال سبقت گرفتن از یکدیگر، بر شما وارد می‌شوند، (ولی از میان آنها) کسی که پایان یافتن ماه آذار (نام یکی از ماه‌های رومی معادل ماه خرداد و در آن زمان معادل ماه صفر) را بر من بشارت بدهد، اهل بهشت است،

فَعَادَ الْقَوْمُ وَ دَخَلُوا وَ مَعَهُمْ أَبُو ذَرٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ،

آن جماعت برگشتند و وارد شدند و ابوذر رضی الله عنه نیز همراه‌شان بود،

فَقَالَ لَهُمْ فِی أَیِّ شَهْرٍ نَحْنُ مِنَ الشُّهُورِ الرُّومِیَّةِ؟

پیامبر به آنها فرمود: ما در کدام‌یک از ماه‌های رومی هستیم؟

فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ قَدْ خَرَجَ آذَارُ یَا رَسُولَ اللَّهِ.

ابوذر گفت: یا رسول الله! ماه آذار به پایان رسیده است.

فَقَالَ ص قَدْ عَلِمْتُ ذَلِکَ یَا أَبَا ذَرٍّ وَ لَکِنِّی أَحْبَبْتُ أَنْ یَعْلَمَ قُومِی أَنَّکَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ کَیْفَ لَا یَکُونُ ذَلِکَ وَ أَنْتَ الْمَطْرُودُ عَنْ حَرَمِی بَعْدِی لِمَحَبَّتِکَ لِأَهْلِ بَیْتِی فَتَعِیشُ وَحْدَکَ وَ تَمُوتُ وَحْدَکَ وَ یَسْعَدُ بِکَ قَوْمٌ یَتَوَلَّوْنَ تَجْهِیزَکَ وَ دَفْنَکَ أُولَئِکَ رُفَقَائِی فِی الْجَنَّةِ الْخُلْدِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُون‏

پیامبر فرمود: ای اباذر! من این مسأله را می‌دانستم ولی دوست داشتم قوم من بدانند که تو مردی از اهالی بهشتی، و چطور این‌گونه نباشد، در حالی که تو بعد از من به دلیل محبتت به اهل بیتم، از حرم من طرد (تبعید) می‌شوی، تنها زندگی می‌کنی و تنها می‌میری، و قومی که امر کفن و دفن تو را انجام می‌دهند، به واسطه‌ی تو خوشبخت می‌شوند، آنها دوستان من در بهشتی هستند که به پرهیزکاران وعده داده شده است.

تذکر فوق برای بیان این مسأله است که در بین کتب حدیث، تنها روایتی که اشاره به پایان یافتن ماه صفر و آغاز ربیع داشته باشد، همین روایت است؛ بنابراین لازم است جامعه‌ی مؤمنین، در عین توجه به مناسبت‌های دینی از ترویج باورهای غلط و وارونه از دین اجتناب کرده و با آغاز ماه ربیع الاول، یادآور بزرگواری، زندگی و منش حضرت اباذر به عنوان یار باوفای امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام و یکی از صحابه‌ی پیامبر صلی الله علیه و آله باشند که به مقام اهل بیتی ایشان نائل شد. («یا أباذرّ، إنّک منّا أهل البیت» أمالی مرحوم شیخ طوسی / النص / ص 525).

با توجه به مضمون روایت ذکر شده، امید است که با آغاز ماه ربیع، مانند گروهی که با دفن و تکریم حضرت اباذر علیه السلام، به عنوان «دوستان پیامبر صلی الله علیه و آله در بهشتی که به پرهیزکاران وعده داده شده» معرفی شدند، ما نیز با یادآوری مقام و تأسّی به او که در راه محبت اهل بیت و وفاداری به ایشان، در سخت‌ترین شرایط، جانش را فدا کرد، به جایگاه ایشان نائل شویم.

منبع:

 کتاب تلخیص مقباس الهدایه علامه مامقانی ،تحقیق: استاد علی اکبر غفاری صفت

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٤٤ ‎ق.ظ ; شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

مناسبات ماه ربیع الاول

 

 ماه نوروسرور

 

ماه ربیع الاول ازماه‌هاى بسیار پربرکت و پرخاطره‌ای است که سزاوار است، همه علاقه‌مندان مکتب اهل بیت(ع) آن را ارج نهند و گرامى بدارند.
در شرح رخدادهای مختلف واقع شده در ماه ربیع الاول می‌خوانیم؛ 


شب اول (لیله المبیت):


این شب به نام «لیلة المبیت» مزین است، در این شب یک حادثه مهم تاریخى واقع شده است؛ در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(ص) از مکه به قصد هجرت به سوى مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیرمؤمنان حضرت على(ع) براى اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر آن حضرت خوابید و مشرکان قریش که خانه رسول خدا(ص) را محاصره کرده بودند، به گمان آن که ایشان در بستر آرمیده است، تا صبح منتظر ماندند و چون صبحگاهان با شمشیرهاى برهنه به منزل آن حضرت هجوم بردند تا رسول اللّه(ص) را بکشند، حضرت على (ع) را دیدند که از آن بستر برخاست، بدین ترتیب، پیامبر گرامی اسلام(ص) در فرصتى مناسب خود را از چنگال مشرکان قریش نجات داد و امام علی(ع) نیز با این فداکارى، عشق، علاقه و برادرى خود را نسبت به ایشان نشان داد؛ این در حالى بود که هر زمان ممکن بود کسى را که در آن بستر خوابیده بود به قتل برسانند.
بنابراین آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَئُوفٌ بِالْعِبادِ; (سوره بقره، آیه 207) بعضى از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودى خدا مى فروشند; و خداوند نسبت به بندگان مهربان است» در حق امیرالمومنین (ع) نازل شد.
سال هجرت رسول خدا (ص) مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحولى عظیم در جهان اسلام روى داد.

روز هشتم ربیع الاول:

در روز هشتم این ماه در سال 206 هجری قمری، شهادت امام حسن عسکرى(ع) طبق روایتى واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزمان، حجه بن الحسن ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ آغاز گردید.

 

روز نهم ربیع الاول:

بنا به برخی نقلهادراین روز عمربن خطاب که براثرحمله فیروزغلام ایرانی مغیره بن شعبه باخنجرزخمی شده بود کشته گردید.مرگ عمربن سعدبن ابی وقاص نیزدراین روزنقل شده است.

روز دهم ربیع الاول:

روز ازدواج رسول خدا (ص) با حضرت خدیجه کبرى(ع) است به همین مناسبت روزه این روز به عنوان شکرگزارى مستحب شمرده شده است.

روز دوازدهم ربیع الاول:

این روز مطابق نظر مرحوم شیخ کلینى و مسعودى و همچنین مشهور میان اهل سنت، روز ولادت با سعادت نبى مکرم اسلام حضرت محمد (ص) است.

همچنین در این روز، رسول خدا (ص) بعد از 12 روز که مسیر راه میان مکه و مدینه را پیمودند وارد مدینه شدند و نیز روز انقراض دولت بنى مروان در سال 132 هجری قمری است.

روز چهاردهم ربیع الاول:

در سال 64 هجری قمری در چنین روزى، یزید بن معاویه به هلاکت رسید.

وى پس از سه سال و نه ماه خلافت که همراه با جنایات عظیمى بود - که مهمترین آن واقعه کربلا و شهادت حضرت ابى عبداللّه الحسین (ع) و یارانشان است - در سن سى و هفت سالگى در منطقه «حوران» زندگیش به پایان رسید; جنازه اش را در دمشق دفن کردند، ولى اکنون اثرى از آن نیست.

شب هفدهم ربیع الاول:

طبق روایات مشهور شیعه، شب ولادت حضرت خاتم الانبیاء رسول معظم اسلام (ص) است و شب بسیار مبارکى است.

همچنین یکسال قبل از هجرت رسول خدا (ص)، در چنین شبى معراج آن حضرت صورت گرفت.

روز هفدهم ربیع الاول:

همان گونه که گفتیم مشهور میان علماى امامیه آن است که روز هفدهم ربیع الاول، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمد بن عبداللّه (ص) است و معروف آن است که ولادتشان در مکه معظمه، واقع شده است و زمان ولادت آن حضرت هنگام طلوع فجر، روز جمعه، سال عام الفیل بوده است. (عام الفیل سالى است که ابرهه با لشکرش که بر فیل سوار بودند به قصد تخریب کعبه آمد، ولى همگى نابود شدند و پیامبر مکرم اسلام در همان سالی به دنیا آمدند که این رخداد به وقوع پیوست).

همچنین در چنین روزى در سال 83 هجرى قمرى، ولادت امام صادق (ع) واقع شده است و از این جهت نیز بر اهمیت این روز افزوده شده است.

المصباح حلول این ماه پربرکت ونورانی رابه خوانندگان عزیزتبریک میگوید.

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٢:۳٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

← صفحه بعد صفحه قبل →