المصباح

ماه عزای حسین(2)

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۳:٥٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

اشعارحلول ماه محرم(1)

 

 

ماه ماتم 

 

 

یابن الحسن بیا که حلول محرم است

شادی به ما حرام شد ایّام ماتم است

شرمنده شد بهار زگلزار کربلا

بلبل کند نوا که خزان محرم است

ما عاشقان لاله سرخ پیمبریم

از عطر او بهشت خداوند خرم است

صد مرده زنده میشود از ذکر یا حسین

مولای ما معلم عیسی بن مریم است

عیسی اگر در آخر عمرش به عرش رفت

قنداقه حسین شرف عرش اعظم است

با یوسفش مقایسه کردم نگار گفت

او شاه مصر باشد و این شاه عالم است

ما را نیاز سیر چمن نیست در بهار

روی حسینیان گل و این اشک شبنم است

ای صاحب عزل به عزا خانه ها بیا

یاران سینه زن همه در زیر پرچم اند

گر وعده بهشت به ما میدهد بهار

ما نیستیم طالب رضوان مسلّم است

بر عاشقان سیاحت گلزار حرام شد

خاکم به سر که قامت سرو علی خم است

ای آب بس کن این همه جوش و خروش را

در پیش چشم ما علی اصغر مجسم است

سقا ز تشنگان حرم شرمسار شد

شرمنده خجالت او نهر عَلقَم است

چون محتشم بخواند به پیمبر ز سوز دل

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باشد قرار و وعده ما جنت الحسین

اینجا برای سینه زدن جایمان کم است

باز این چه شورش است که در خلق عالم است                          باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
                                 
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
                                       
گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
                                     
پرورده کنار رسول خدا حسین

کشتی شکست خورده توفان کربلا
                                         
در خاک و خون فتاده به میدان کربلا

از آب هم مضایقه کردند کوفیان                                            خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

 

 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

هلال محرم

ارباب صدای قدمت می آید

هنگامه اوج ماتمت می آید

مااندر غم تاب وتب توسوخته ایم

چندروزدگرمحرمت می آید

 

 

 

پرسیدم:ازهلال ماه، چراقامتت خم است؟

 آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است.

گفتم:  که چیست محرم؟باناله گفت:

ماه عزای اشرف اولادآدم است

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٤٧ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

تست آی کیو

 تست هوش ( تست آی کیو (


1-
-در یک مسابقه دو سرعت شرکت کرده اید. از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

2-
اگر در مسابقه قبل از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

3-
این تست هوش را فقط ذهنی حل کنید.


عدد 1000 را فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با 1000 جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. دوباره با 1000 جمع کنید. حاصل را با 20 جمع کنید. 1000 را به حاصل قبل اضافه کنید و در پایان 10 تا به حاصل اضافه کنید. حاصل چند است؟

4-
آبروتون در خطره. زود سوال زیر رو جواب بدید.


پدر ماری، پنج تا بچه داره: به نام های Nana و Nene و Nini و Nono. اسم بچه پنجمی چیه؟

5-
بعضی از ماه ها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟

6-
اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت یک عدد قرص بخور چقدر طول می کشد تا تمام قرصها خورده شود؟

7-
قصد دارید ساعت 8 شب بخوابید. ساعت را کوک می کنید که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار می شوید، چند ساعت در خواب بوده اید؟

8-
عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟

9-
چوپانی 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

10-
فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟

11-
اگر 2 سیب از 3 سیب بردارید چند سیب دارید؟

12-
اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟


پاسخ تست هوش و تست آی کیو :


1-
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.

2-
اگر جواب شما این است که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. چطور می توان از نفر آخر سبقت گرفت؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید

3-
به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است. باور ندارید! با ماشین حساب حساب کنید.

4-
جواب: Nunu؟ نه! البته که نه. اسم بچه پنجم ماری است. یک بار دیگه سوال رو بخوانید.

5-
تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند.

6-
یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1.5 و بعدی را در ساعت 2 می خورید.

7-
ساعت کوکی شب و روز را تشخیص نمی دهد. پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ می زند که ساعت 9 شب است. پس یک ساعت خوابیده اید.

8-
حاصل 70 است. (تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است.

9-
کاملاً روشن است که او همان 9 گوسفند را خواهد داشت.

10-
سفید. چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در قطب جنوب باشد و در آنجا همه خرس ها سفیدند.

11-
همان2 سیب.

-12-
خوب خودتونید دیگه (نام خودتان)

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:۱۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

مباهله پیامبر(ص)

روزمباهله

 

بخش با صفای « نجران » ، با هفتاد دهکده تابع خود ، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است . در آغاز طلوع اسلام ، این نقطه تنها منطقه مسیحی نشین حجاز بود که به دلایلی از بت پرستی دست کشیده ، و به آئین مسیح گرویده بودند.

پیامبر اسلام به موازات مکاتبه با سران دول و مراکز مذهبی جهان ، نامه ای به اسقف نجران ، نوشت و طی آن نامه، ساکنان نجران را به آئین اسلام دعوت نمود. اینک فرازی از نامه آن حضرت: « به نام خدای ابراهیم ، اسحاق و یعقوب. ( این نامه ای است) از محمد پیامبر خدا به اسقف نجران : خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش می کنم ، و شما را از پرستش « بندگان» ، به پرستش « خدا» دعوت می نمایم . شما را دعوت می کنم که از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند وارد آئید ، اگر دعوت مرا نپذیرفتید ( لااقل ) باید به حکومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید ( که در برابر این مبلغ کم ، از جان و مال شما دفاع می کند) و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود. »

نمایندگان پیامبر که حامل نامه بودند ، وارد نجران شده و نامه پیامبر را به اسقف مسیحیان نجران دادند. وی نامه را با دقت خواند و برای تصمیم ، شورایی مرکب از شخصیتهای بارز مذهبی و غیر مذهبی تشکیل داد. شورا نظر داد که گروهی به عنوان « هیئت نمایندگی نجران » به مدینه بروند ، تا از نزدیک با پیامبر صلی الله علیه و آله دیدار کرده ، دلائل نبوت ایشان را مورد بررسی قرار دهند . بدین ترتیب ،  شصت تن از ارزنده ترین و داناترین مردم نجران انتخاب گردیدند ، که در رأس آنان سه تن از پیشوایان مذهبی قرار داشت:

1- « ابو حارثة بن علقمه» ، اسقف اعظم نجران که نماینده رسمی کلیساهای روم در حجاز بود.

2- « عبدالمسیح» ، رئیس هیئت نمایندگی که به عقل ، تدبیر و کاردانی شهرت داشت.

3- « اَیهَم» ، که فردی کهنسال و یکی از شخصیتهای محترم ملت نجران به شمار می رفت.

 

مذاکره نمایندگان نجران

 

بالاخره نمایندگان نجران ، به دیدار پیامبر اکرم (ص) آمده و به مذاکره پرداختند ، در این مطلب ، گوشه ای از مذاکرات آنها می پردازیم :

پیامبر (ص) ، من شما راوآنان را به آئین توحید ، پرستش خدای یگانه و تسلیم در برابر اوامر او دعوت نمود.

نمایندگان نجران درنهایت امرگفتند : گفت و گوهای شما ما را قانع نمی کند. راه این است که در وقت معینی با یکدیگر مباهله نمائیم ، و بر دروغگو نفرین بفرستیم ، و از خدا بخواهیم دروغگو را هلاک و نابود کند.

در این هنگام ، حضرت جبرائیل نازل گردید ، آیه مباهله را  آورد و پیامبر را مأمور ساخت تا با کسانی که با او مجادله می کنند و حق را نمی پذیرند به مباهله برخیزد:

« فمن حاجک فیه من بعد ما جائک من العلم فقـُل تعالوا نَدعُ ابنائنا وَ ابنائکُم وَ نِسائنا و نِسائکُم وَ انفُسَنا وَ انفُسَـکُم ثُمَّ نبتـَهـِل فـَنَجعل لعنة الله علی الکاذبین.» ( آل عمران /61)

طرفین به فیصله دادن مسئله از طریق مباهله آماده شدند و قرار بر این شد که فردای آن روز برای اثبات حقانیت خود مباهله نمایند.

 

پیامبر اکرم به مباهله می رود

وقت مباهله فرا رسید . قبلاً پیامبر و هیئت نمایندگی « نجران» ، توافق کرده بودند که مراسم مباهله در نقطه ای خارج از شهر مدینه، در دامنه صحرا انجام بگیرد. پیامبر از میان مسلمانان و بستگان خود ، فقط چهار نفر را برگزید که در این حادثه تاریخی شرکت نمایند. این چهار تن ، جز علی بن ابی طالب (ع) ، فاطمه دختر پیامبر (س) و حسن و حسین علیهما السلام نبودند ، زیرا در میان تمام مسلمانان نفوسی پاک تر ، و ایمانی استوارتر از ایمان این چهار تن ، وجود نداشت.

پیامبر (ص) ، فاصله منزل و نقطه ای را که قرار بود در آنجا مراسم مباهله انجام گیرد ، با وضعی خاص طی نمود. او در حالی رهسپار محل قرار شد که حضرت حسین (ع) را در آغوش و دست حضرت حسن (ع) را در دست داشت ، فاطمه (س) به دنبال آن حضرت و علی بن ابی طالب (ع)  پشت سر وی حرکت می کردند ؛ پیامبر (ص) این چنین  گام به میدان مباهله نهاد ، او پیش از ورود به میدان « مباهله» ، به همراهان خود گفت: من هر وقت که دعا کردم ، شما دعای مرا با گفتن آمّین بدرقه کنید.

سران هیئت نمایندگی نجران ، پیش از آنکه با پیامبر (ص) روبرو شوند به یکدیگر می گفتند: هرگاه دیدید که « محمد» ، افسران و سربازان خود را به میدان مباهله آورد ، و شکوه مادی و قدرت ظاهری خود را نشان ما داد در این صورت ، وی فردی غیر صادق است و اعتمادی به نبوت خود ندارد. ولی اگر با فرزندان و جگر گوشه های خود به « مباهله» بیاید و با وضعی وارسته از هر نوع جلال و جبروت مادی ، رو به درگاه الهی گذارد ؛ پیداست که پیامبری راستگو است و به قدری به خود ایمان و اعتقاد دارد که نه تنها حاضر است خود را در معرض نابودی قرار دهد ، بلکه با جرأت هر چه تمامتر ، حاضر است عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد خود را ، در معرض فنا و نابودی قرار دهد.

سران هیئت نمایندگی در این گفتگو بودند که ناگهان ، چهره نورانی پیامبر اکرم (ص) با چهار تن دیگر نمایان گردید.

همگی با بهت و حیرت به چهره یکدیگر نگاه کردند ، و از اینکه او فرزندان معصوم و بی گناه ، و یگانه دختر و یادگار خود را به صحنه مباهله آورده ؛ انگشت تعجب به دندان گرفتند. آنان دریافتند که پیامبر ، به دعوت و دعای خود اعتقاد راسخ دارد والّا یک فرد مردد ، عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی و عذاب الهی قرار نمی دهد.

اسقف نجران گفت: من چهره هائی را می بینم که هر گاه دست به دعا بلند کنند و از درگاه الهی بخواهند که بزرگترین کوهها را از جای بکند ، فوراً کنده می شود. بنابراین ، هرگز صحیح نیست ما با این افراد ِ با فضیلت ، مباهله نمائیم ؛ زیرا بعید نیست که همه ما نابود شویم ، و ممکن است دامنه عذاب گسترش پیدا کند ، همه مسیحیان جهان را بگیرد و در روی زمین حتی یک مسیحی باقی نماند.

 

انصراف هیئت نمایندگی از مباهله

هیئت نمایندگی با دیدن وضع یاد شده ، وارد شور شدند و به اتفاق آراء تصویب کردند که هرگز وارد مباهله نشوند ، آنان حاضر شدند که هر سال مبلغی به عنوان «جزیه» ( مالیات سالانه ) بپردازند و در برابر آن ، حکومت اسلامی از جان و مال آنان دفاع کند. پیامبر اکرم (ص) رضایت خود را اعلام کرد و قرار شد آنها هر سال در ازای پرداخت مبلغی جزئی ، از مزایای حکومت اسلامی برخوردار گردند.

سپس پیامبر اکرم (ص) فرمود: عذاب ، سایه شوم خود را بر سر نمایندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از درِ ملاعنه و مباهله وارد می شدند ، صورت انسانی خود را از دست داده ، در آتشی که در بیابان برافروخته می شد ، می سوختند و دامنه عذاب به سرزمین« نجران» نیز کشیده می شد

.

منبع: فروغ ابدیت ، جعفر سبحانی ،  ج2.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:۱٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٩ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

خطبه بدون نقطه حضرت علی علیه السلام باترجمه فارسی

خطبه بدون نقطه امیر المومنین
 

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ. الواحدُالأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ. سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ َحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها. الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ. عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ. وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ. أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً. صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ. أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً. اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها. هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً. اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ. عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم. وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.

ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.

یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی.
شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.
معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید.
کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد.
بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است.
خداوند این امّت را به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی.
درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر.
او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ و فراگیر).
از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را – و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها (:و تشویش دلها) و روی کردِ درماندگی و پریشانی به سوی به آنهاست – بشناسید.
منبع:
نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه ج 1 ص 100 خ 21، بحار الانوار ج 9 ط قدیم به نقل از سفینة البحار ج 1، تاریخ عماد زاده ج امیر المؤمنین ص
438

 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٦ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

تبریک عیدغدیر

 

 

 

عید اکمال دین، سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیرالمومنین علیه السلام بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد

 

کل عام وأنتم والأمة الاسلامیة بألف خیر بمناسبة عید الغدیر الأغر أعاده الله علینا وعلیکم بالخیر والبرکات

 

 

 

روز عید غدیر خم از شریف‌ترین اعیاد امت من است.     پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله(

 

- اگر خلق عالم علی را می‌شناختند، دوستش می‌داشتند و اگر خلق عالم علی را دوست می‌داشتند، جهنم آفریده نمی‌شد.

.

- - ای علی تو نشان هدایت این امتی؛ هر کس تو را دوست بدارد، رستگار شود و هر کس تو را دشمن بدارد، به هلاکت افتد.    پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله(

- خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت.  حضرت) فاطمه زهرا (علیهاالسلام

 

 

اعمال روز عید غدیر


روز هیجدهم
روز عید غدیر عظیمترین اعیاد است و مبعوث نفرموده حق تعالى پیغمبرى را مگر آنکه عید کرده است این روز را و حرمت آن را دانسته است و نامش ‍ در آسمان روز عهد معهود است و نامش در زمین روز میثاق است و روایت است که از حضرت صادق علیه السلام پرسیدند که آیا مسلمانان را عیدى هست غیر از جمعه و اضحى و فطر فرمود بلى عیدى هست که از همه حرمتش بیشتر است

راوى گفت کدام عید است فرمود که آن روزى است که نَصْبْ کرد حضرت رسول (ص) حضرت امیرالمؤ منین  علی (ع) را به خلافت خود و فرمود که هر که من مولى و آقاى اویم پس على مولى و آقا و پیشواى او است و آن روز هیجدهم ذى الحجّه است راوى گفت که چه کار در آن روز باید کرد فرمود که باید روزه بدارید و عبادت کنید و محمد و آل محمدعَلیهمُ السلام را یاد کنید و بر ایشان صَلَوات بفرستید و وصیّت کرد رسول خدا(ص) امیرالمؤ منین علی  (ع) را که این روز را عید گرداند و هر پیغمبرى وصىّ خود را وصیّت مى کرد که این روز را عید گردانند و در حدیث ابن ابى نَصر بَزَنطى است از حضرت رضاعلیه السلام که فرمود اى پسر ابى نصر هر کجا که باشى سعى کن که روز غدیر نزد قبر مطهّر حضرت امیرالمؤ منین  علی (ع) حاضر شوى بدرستى که خدا در این روز مى آمرزد از هر مرد مؤ من و زن مؤ منه گناه شصت ساله ایشان را و در این روز آزاد مى کند از آتش جهنّم دو برابر آنچه آزاد کرده است در ماه رمضان و شب قدر و شب فطر و یک درهم که در این روز به برادران مؤ من بدهى برابر است با هزار درهم که در اوقات دیگر بدهى و احسان کن در این روز به برادران مؤ من خود و شاد گردان هر مرد مؤ من و زن مؤ منه را به خدا قَسَم که اگر مردم فضیلت این روز را بدانند چنانکه باید هر آینه هر روز ده مرتبه ملائکه با ایشان مصافحه کنند .

 

 

 

لاح الغدیر فکل الکون یبتسم

       

      و فی الوجوه سمات الخیر ترتسم

 لاح الغدیر فطیب الذکریات شذی  

               

  تروی القلوب ، و یروی لحنها النغم

               

مدّت الیه أیادی البشر ، یشهدها  

  

                 جمع غفیر به الاعراب و العجم

 

 

 (السید محمد جمال الهاشمی)

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

ولادت امام علی النقی علیه السلام

 

 

 

 

 

 

ولادت باسعادت امام‌ هادی‌ علیه السلام

 

 

تولد این‌ امام‌ در پانزدهم‌ ذی‌ حجه‌ سال‌ دویست‌ وچهاردهم‌ هجری‌ درشهر مدینه‌ بوده‌ است‌.نام مادرش‌سمانه‌ بوده‌ وپدرش‌ امام‌جواد(ع‌)است‌.نام‌ آن‌ بزرگوار،علی‌ والقابش‌نقی‌،طیب‌،امین‌، هادی‌، ناصح‌،فتاح‌،مرتضی‌،فقیه‌،عالم‌ ومتوکل‌ بوده‌وکنیه‌ اش‌ ابوالحسن‌ است‌.به‌ حضرت‌ ابن‌ الرضا هم‌ می‌ گفته‌ اند.در سن‌شش‌ سالگی‌ به‌ مقام‌ امامت‌ رسید وسی‌ وسه‌ سال‌ مقام‌ امامت‌ را به‌عهده‌ داشت‌ ودر سال‌ دویست‌ وپنجاه‌ وچهار در سن‌ چهل‌ سالگی‌بدست‌ معتمد عباسی‌ که‌ برادر معتز خلیفه‌ بود،بشهادت‌رسید.مرقدشریفش‌ در سامراء است‌.

مسعودى در مروج الذهب نقل کرده است که به متوکل خبر مى‏دهند در منزل امام نامه‏ها و سلاحهایى است که شیعیان او از قم فرستاده‏اند و او با این سلاحها قصد شوریدن بر دولت را دارد.متوکل جماعتى از غلامان ترک را شبانه به منزل امام فرستاد ولى چیزى در منزل او نیافتند و او را در حالى دیدند که لباسى پشمین یا مویین پوشیده و بر روى ریگ روى به قبله نشسته و مشغول نماز یا خواندن آیات قرآن است.او را با همان وضع پیش متوکل بردند و گفتند که در خانه‏اش چیزى نیافته، او را در حال عبادت دیده‏اند.متوکل در آن شب به شراب مشغول بود و چون امام را دید او را تکریم کرد و پهلوى خود نشانید و جام شراب را به او تعارف کرد.حضرت سوگند یاد کرد که شراب با پوست و گوشت و خون او آشنایى ندارد.متوکل از او خواست که برایش شعرى بخواند و حضرت عذر آورد که در شعر قلیل الروایه است.اما متوکل اصرار کرد و امام چون اصرار او بدید اشعارى در بى‏ثباتى و بى‏وفایى دنیا خواند که متوکل و حاضران را به گریه درآورد و متوکل او را با احترام روانه منزل کرد.

وقتی‌ متوکل‌ دستور داد امام‌ هادی‌(ع‌) را به‌ مجلس‌ شراب‌ او بیاورندوبه‌ امام‌ ابتدا اصرار برخوردن‌ شراب‌ نمود وچون‌ امتناع‌ امام‌ را دیدتکلیف‌ بر شعر گفتن‌ نمود،امام‌ اشعاری‌ را خواندند که‌ وضع‌ مجلس‌ راعو.ض‌ کرد واشک‌ به‌ چشمان‌ نحس‌ متوکل‌ آمد ودستور داد امام‌ را بااحترام‌ برگردانند.ابیات‌ امام‌ بشرح‌ زیر است‌:
باتوا علی‌ قلل‌ الاجبال‌ تحرسهم*‌غلب‌ الرجال‌ فلم‌ تنفعهم‌ القلل‌
واستنزلوا بعد عزٍ من‌ معاقلهم‌*واسکنوا حُفراً یا بئس‌ ما نُزلوا
ناداهم‌ صارخ‌ٌ من‌ بعد دفنهم*‌این‌ الاساور والتیجان‌ والحُلل‌
این‌ الوجوه‌ اللتی‌ کانت‌ منعّمة*‌من‌ دونها تضرب‌ الاستار والکُلل‌
فافصح‌ القبر عنهم‌ حین‌ سائلهم*‌تلک‌ الوجوه‌ علیها الدود تنتقل‌
قدطال‌ مااکلوا دهداً و قدشربوا*واصبحوا الیوم‌ من‌ بعد الاکل‌ قد اُکلوا
ستمگران‌ در قله‌ های‌ برفراز کوه‌ با نگهبانانی‌ نیرومند بسر می‌بردند.ولی‌ با آمدن‌ مرک‌ این‌ کوه‌ ها سودی‌ برای‌ آنان‌ نداشت‌.
بعد از عزتی‌ که‌ داشتند باغ‌ مردنشان‌،به‌ سوراخهایی‌ افتادند چه‌ بدفرودآمدنی‌ بود؟
وقتی‌ آنها را داخل‌ قبر گذاشتند،صدائی‌ آمد که‌ :کجاست‌ آن‌ تخت‌ هاوتاج‌ ها ولباسها؟
کجا هستند آن‌ صورتهایی‌ که‌ غرق‌ در نعمت‌ بودند.وهمیشه‌ زیر پرده‌ هاوپشه‌ بندها قرار داشتند؟
ناگاه‌ قبر با زبان‌ فصیح‌ از طرف‌ این‌ مرده‌ ها جواب‌ داد:کرمها بر این‌صورتها می‌ غلطند!
یک‌ عمر طولانی‌ خوردند وآشامیدند.حالا خودشان‌ توسط‌ کمرمهاخورده‌ می‌ شوند.»

 

فرزندان امام

 

 

1-امام‌ حسن‌ عسگری‌(ع‌)2-حسین‌ 3-سید محمد که‌ مقام‌ بسیاروالائی‌ دارد ومرقدش‌ در نزدیکی‌ سامراء است‌.4-جعفر معروف‌ به‌جعفر کذاب‌ که‌ ادعای‌ امامت‌ بعد از امام‌ عسگری‌ را داشت‌.
وقتی‌ جعفر متولد شد،دیدند امام‌ هادی‌(ع‌)ناراحت‌ است‌.علتش راپرسیدند.فرمود:عده‌ ای‌ بدست‌ این‌ پسر از راه‌ حق‌ منحرف‌ می‌ شوند.

 

شاگردان امام

 
1-حسین‌ بن‌ سعید اهوازی‌ که‌ بوسیله‌ او افرادی‌ مانند علی‌ بن‌ مهزیارواسحاق‌ بم‌ ابراهیم‌ وعلی‌ بن‌ ریان‌ شیعه‌ شدند.
2-خیران‌ خادم‌ که‌ ازخادمان‌ ویاران‌ امام‌ رضا(ع‌) وامام‌ جواد(ع‌) وامام‌ هادی‌(ع‌)بوده‌ است‌.
3-ابوهاشم‌ جعفری‌ که‌ بسیاری‌ از روایات‌ امام‌ هادی‌(ع‌) وامام‌عسگری‌(ع‌) بوسیله‌ او نقل‌ شده‌ است‌.
4-عبدالعظیم‌ حسنی‌ که‌ با چهارواسطه‌ به‌ امام‌ حسن‌ مجتبی‌(ع‌) می‌ رسد.
5-علی‌ بن‌ جعفر که‌ وقتی‌متوکل‌ دچار مریضی‌ شد،دستور داد تا زندانیان‌ علوی‌ بخصوص‌ جعفررا آزاد کردند وبعد از آن‌ بهبود یافت‌.
6-این‌ سکیت‌ اهوازی‌ که‌ به‌ دوپسرمتوکل‌ درس‌ می‌ داد وشیعه‌ بودن‌ خود را پنهان‌ داشته‌ بود.اما روزی‌متوکل‌ از او پرسید که‌ پسران‌ من‌ افضلند یا حسن‌ وحسین‌؟ابن‌ سکیت‌گفت‌:من‌ قنبر غلام‌ علی‌ را از پسران‌ تو برتر می‌ دانم‌!متوکل‌ دستور داد تازبان‌ اورا از پشت‌ سر درآوردند واورا بشهادت‌ رساندند.

 

منبع: منتهی الامال، جلد2


+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات ()

فتاوای جدید اسلام آل سعود

بازهم فتواهای مضحک وهابیها

 

«مرکز فرهنگ عربی» در بیروت اخیرا کتابی منتشر کرده که به عجیب ترین و خنده دار ترین فتواهای وهابیت اختصاص دارد.

نویسنده این کتاب "احمد عرفج" از کشور عربستان سعودی است. وی پیش بینی کرده که کتابش یکی از پرفروش ترین کتاب های سال در نمایشگاه های مختلف جهان عرب شود. او همچنین معتقد است که این کتاب خشم شدید وهابیون را بر می انگیزد.

وی در مقدمه کتاب خود برای نمونه به چند فتوای بسیار مسخره که توسط سرشناس ترین چهره های وهابیت صادر شده، اشاره کرده است. از جمله این فتواهای عبارتند از:

 1- حرام بودن پوشیدن کفش پاشنه بلند

 2- خوردن غذا با قاشق

3- داشتن راننده یا خدمتکار در منزل

 4- دست تکان دادن به بازیکنان فوتبال

 5- نوشتن مقاله در مطبوعات

 6- انداختن عبا روی کتف

 7- پوشیدن دام توسط زنان و غیره.

 از:شیعه آنلاین

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات ()

نتایج مسابقات قران آران وبیدگل درسال1389

سی وسومین دوره مسابقات حفظ و قرائت قرآن کریم شهرستان آران و بیدگل با شناخت نفرات برتر درمحل کانون فرهنگی تربیتی عربیان به کار خود پایان داد.

دررشته حفظکل قرآن آقای'حامد مهرآبادی' و خانم  'ام هانی خدمتکار' توانستند مقام نخست این مسابقات را به خود اختصاص دهند.
'میثم امیری' و' زینب نراقی' در حفظ 20 جزء، 'علی اصغر قدیری مفرد' و ' فضه صالحی' در حفظ 10 جزء قرآن کریم به عنوان نفرات برتر این مسابقات انتخاب شدند. 
'هادی حیدری' و 'محدثه رضایی' در حفظ 10 جزء شکوفه ها ، 'مهدی مداحی' و 'زینب امین پور' در حفظ پنج جزء و 'علی بذر افشان' و 'فریده امین' در حفظ 5/2 جز را به عنوان نفرات برتر این رشته اعلام کرد. 

دررشته مفاهیم  آقایان عبدالعظیم خدمتی و خادم زاده به ترتیب رتبه های اول ودوم راکسب نمودند.
 در رشته قرائت بزرگسالان نیزآقای 'حسن احمدی زاده' وخانم ' زهرا دشتی' به عنوان نفرات برتر معرفی شدند.
'مهدی عباسیان' و 'زهرا ستاری' در رشته ترتیل و 'سید مهدی حسین خواه'در رشته قرائت شکوفه ها و 'محمد جواد نصیری' و 'زهرا سلمانی' هم در رشته ترتیل شکوفه ها هم به عنوان نفراول این دور مسابقات معرفی شدند. 
برگزیدگان این دوره از مسابقات به مرحله استانی راه می یابند.
این دوره از مسابقات با حضور 130 قاری و در دو بخش خواهران و برادران در رشته های قرائت، ترتیل، مفاهیم وحفظ (کل،20 جزء، 10 جزء، 5 جزء و 2.5 جزء) قرآن کریم در دو گروه سنی زیر 16 سال و بزرگسال به مدت دو روز در شهرستان آران و بیدگل برگزار شد.

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات ()

زندگی امام محمدباقرعلیه السلام

 

 امام باقرالعلوم علیه السلام

 

امام محمد باقرعلیه السلام در روز جمعه یا دوشنبه یا سه شنبه غره ماه رجب درسال 56 هجرى، در مدینه به دنیا آمد آن حضرت 57 سال در این جهان زیست. از این مدت چهار سال با جدش امام حسین (ع) و پس از وى 35 سال با پدرش زندگى کرد و هیجده سال بقیه عمرش را به تنهایى به سر برد. بنابر روایتى که در کافى از قول امام صادق (ع) نقل شده است، وى 19 سال و دو ماه بیش از پدرش زیسته است و در همین دوران، مامت‏شیعیان را عهده‏دار بوده است. امام باقر (ع) در مدت امامت‏خود چند صباحى از خلافت ولید بن عبد الملک و نیز خلافت‏سلیمان بن عبد الملک و عمر بن عبد العزیز و یزید بن عبد الملک را درک کرد .

 

شهادت امام باقرعلیه السلام

امام باقر (ع) پس از عمرى تلاش در میدان بندگى خدا و احیاى دین و ترویج‏علم و خدمات اجتماعى به جامعه اسلامى، در روز هفتم ماه ذو الحجه سال 114 رحلت کرد.

منابع روایى و تاریخى علت وفات آن حضرت را مسمومیت دانسته‏اند، مسمومیتى که دستهاى حکومت امویان در آن دخیل بوده است

از برخى روایات استفاده مى‏شود که مسمومیت امام باقر (ع) به وسیله زین آغشته به سم، صورت گرفته است، به گونه‏اى که بدن آن گرامى از شدت تأثیر سم‏بسرعت متورم گردید و سبب شهادت آن حضرت شد.

در این که چه فرد یا افرادى در این ماجراى خائنانه دست داشته‏اند، نقلهاى روایى و تاریخى از اشخاص مختلفى نام برده‏اند.

بعضى از منابع، شخص هشام بن عبد الملک را عامل شهادت آن حضرت دانسته‏اند. بخشى دیگر، ابراهیم بن ولید را وسیله مسمومیت معرفى کرده‏اند.

برخى از روایات نیز زید بن حسن را که از دیر زمان کینه‏هاى عمیق نسبت به امام باقر (ع) داشت، مجرى این توطئه به شمار آورده‏اند.

به طور مسلم وفات امام باقر(ع) در دوران خلافت هشام بن عبد الملک رخ داده است،  زیرا خلافت هشام از سال 105 تا سال 125 هجرى استمرار داشته، و آخرین سالى که مورخان در وفات امام باقر (ع) نقل کرده‏اند 118 هجرى مى‏باشد.  

با این که نقلها بظاهر مختلف است، اما با اندکى تأمل در منابع روایى و تاریخ، بعید نمى‏نماید که همه آنها به گونه‏اى صحیح باشد زیرا عامل شهادت آن حضرت لازم نیست یک نفر باشد بلکه ممکن است افراد متعددى در شهادت امام باقر (ع) دست داشته‏اند که هر روایت و نقل، به یکى از آنان اشاره کرده است.

با توجه به برخوردهاى خشن و قهر آمیز هشام با امام باقر (ع) و عداوت انکار ناپذیر بنى امیه با خاندان على (ع) شک نیست که او در از میان بردن امام‏باقر (ع) ـ اما بشکلى غیر علنى ـ انگیزه‏اى قوى داشته است.

بدیهى است که هشام براى عملى ساختن توطئه خود، از نیروهاى مورد اطمینان خویش بهره جوید، از این رو ابراهیم بن ولید  را که عنصرى اموى و دشمن اهل بیت (ع) است به استخدام مى‏گیرد و او امکانات لازم را در اختیار فردى که از اعضاى داخلى خاندان على (ع) بشمار مى‏آید و مى‏تواند در محیط زندگى امام باقر (ع) بدون مانع راه یابد و کسى مانع او نشود، قرار دهد، تا به وسیله او برنامه خائنانه هشام عملى گردد و امام به شهادت رسد.

امام باقر (ع) این چنین به شهادت رسید و به ملاقات الهى شتافت و در بقیع، کنار مرقد پدر بزرگوارش امام سجاد (ع) و عموى پدرش حسن بن على (ع) مدفون گشت.  

 

ازکتاب: زندگى سیاسى امام باقر (ع)،

نویسنده: احمد ترابى

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات ()

ارتحال آیه الله خراسانی

رحلت آیت‌الله سید اسدالله خراسانی

آیت الله سید اسدالله خراسانی ، استاد حوزه و از علمای بزرگ کاشان به دیارباقی شتافت.

 

آیت الله سید اسدالله خراسانی پس از 8 سال بیماری ، بامداد دیروز در سن76 سالگی در بیمارستان شهید بهشتی کاشان درگذشت.

 آیت‌الله سید اسدالله خراسانی در سال 1313 در خانواده‌ای مذهبی و عالم‌ پرور دیده به جهان گشود . وی پس از طی مقدمات دروس حوزوی راهی قم شد و در محضر علمایی چون آیت‌الله داماد و امام خمینی (ره) کسب فیض نمود و سپس در اوایل دهه پنجاه به کاشان مراجعت کرد و به تدریس در مدارس علمیه و حوزه علمیه کاشان پرداخت .

این عالم وارسته از یاران صدیق انقلاب و از رزمندگان دوران دفاع مقدس بود و تاسیس موسسه خیریه ولی عصر کاشان از خدمات اجتماعی آن مرحوم است .

پیکر این عالم بزرگوار 9 صبح پنج شنبه از مدرسه علمیه امام خمینی (ره) کاشان به سمت مزار علامه فیض کاشانی تشییع می شود.

حسینعلی حاجی معاون استاندار و فرماندار کاشان به همین مناسبت سه روز عزای عمومی در شهرستان اعلام کرد.

رحلت این عالم وارسته وربانی رابه عموم امت ولایتمدارکاشان وآران وبیدگل بویژه خانواده ایشان تسلیت میگوییم.  

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٢۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات ()

مناسبات ووقایع ماه ذی حجه

مناسبات ماه ذی الحجه

 

در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که عبادت و کار نیک در هیچ ایامى به اندازه این ایام (ده روز اول ماه ذى الحجّه) فضیلت ندارد.

افزون بر اینها، هم صدا شدن با زوار خانه خدا در این ماه، و یاد و خاطره مراسم باشکوه حج و معنویت و برکات آن، حال و هواى دیگرى به انسان مى دهد؛ مخصوصاً براى کسانى که در سلک زوار سعادتمند خانه خدا قرار گرفته اند، یا با یاد و خاطره آنها همراهند.
وجود دو عید مهم اسلامى عید قربان (عید اضحى) و عید غدیر (عید ولایت) و روز عرفه و خاطره دعاى عجیب و بسیار گرانبهاى امام حسین(علیه السلام) در عرفات، شکوه و عظمت خاصى به این ماه بخشیده، و سزاوار است همه مؤمنان از فضاى آکنده از معنویت این ماه غافل نشوند و در خودسازى و تهذیب نفس بکوشند .

 

 

اول ذی الحجه

 

سالروزازدواج حضرت علی”عوحضرت زهرا”س

روزازدواج .خانواده

******

ششم ذی الحجه

شهادت مظلومانه زائران خانه خدابه دستورآمریکا
وبه دست ماموران آل سعود(۱۳۶۶ه.ش،۱۴۰۷ه.ق)

*****

هفتم ذی الحجه

شهادت امام محمدباقر”ع(۱۱۴ه.ق)

******

هشتم ذی الحجه

حرکت امام حسین”عازمکه به سوی کوفه(۶۰ ه.ق).

وارد کردن امام موسی کاظم”ع به زندان بصره(۱۷۹ه ق)

******

نهم ذی الحجه

شهادت مسلم بن عقیل “عدرکوفه(۶۰ه ق)

روزعرفه- روز نیایش

******

دهم ذی الحجه

عیدسعیدقربان

******

دوازدهم ذی الحجه

روز بزرگداشت شیخ مفید

******

سیزدهم ذی الحجه

درگذشت علامه محقق آقابزرگ تهرانی(۱۳۸۹ه.ق).

******

چهاردهم ذی الحجه

معجزه شق القمر از سوی پیامبر”ص”

******

پانزدهم ذی الحجه

ولادت حضرت امام علی النقی الهادی”ع(۲۱۲ه.ق).

******

هجدهم ذی الحجه

عیدبزرگ وسعیدغدیرخم(۱۰ه.ق)

اقدام مردم برای بیعت با علی”ع(۳۵ه ق)

*******

بیست ودوم ذی الحجه-

شهادت میثم تمّار در کوفه(۶۰ه ق)

******

بیست وچهارم ذی الحجه

روزمباهله پیامبراسلام”ص”(۱۰ه.ق)

انگشتر بخشی حضرت علی”ع به مستمند و نزول آیه ولایت(۱۰ه ق)

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٦:٥٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات ()

ذکری استشهادالامام الجوادعلیه السلام

 

 

 

 

 

 

 

شهادت امام جواد (ع)

 

 

 

هویه الامام الجوادعلیه السلام

 

الاسم : محمد .

 

اللقب : الجواد .

 

الکنیة : أبو جعفر .

 

اسم الأب : الإمام الرضاعلیه السلام

 

تاریخ الولادة : 195 هجری .

 

تاریخ الشهادة : 220 هجری .

 

محل الدفن : الکاظمیة العراق .

 

 

 

من کلماته المضیئة :

 

عزِّ المؤمن غناه عن الناس .

 

المؤمن یحتاج إلى ثلاث خصال : توفیق من الله و واعظ من نفسه وقبول ممن ینصحه .

 

یوم العدل على الظالم اشدّ من یوم الجور على المظلوم .

 

حسب المرء من کمال المروءة ترکه ما لا یجمل به .

 

لن یستکمل العبد حقیقة الإیمان حتى یؤثر دینة على شهوته .

 

موت الإنسان بالذنوب أکثر من موته بالأجل ، وحیاته بالبر أکثر من حیاته العمر .

  

مثأبین ومأجورین جمیعا  نسألکم الدعاء  موفقین لکل خیر

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٠۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات ()

عکسی منتشرنشده ازلحظه ترورشهیدصدربدست عوامل صدام

لحظه ترورشهیدصدر

العلماء باقون مابقی الدهر

 

تصویرفوق لحظه ترور شهید محمد صادق صدر رانشان میدهدکه برای اولین بارمنتشر شده این تصاویر ازاداره امنیتی سابق  عراق بدست امده که بعد ازدقایقی از ترورشهید صدر وفرزندش مصطفی گرفته شده. گفته شده کسی که این تصویر را گرفته از عوامل اطلاعاتی بعث بوده است.

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات ()

دحوالارض

روز رویش

25  ماه ذی القعده  روز «دحوالارض» است. در متون و روایات دینی، ‌برای این روز و شب پیش از آن آثار و برکاتی فراوان ذکر شده است.
دحو الارض، مطابق با بیست و پنجم ماه ذوالقعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید.
از این روز، بخش هایی از کره زمین ـ که سراسر از آب بود ـ شروع به خشک شدن نمود تا کم کم به شکل امروزی درآید. مطابق روایات، اولین نقطه ای که از زیر آب سر برآورد مکان کعبه شریف و بیت ا... الحرام بود.
به نظر برخی از مفسران، آیه 30 سوره نازعات (والارض بعد ذلک دحاها) به همین واقعه اشاره دارد.

ماه ذوالقعده (یا همان ذیقعده در تلفظ فارسی) اولین ماه از ماه‌های حرام است. ماه‌های حرام زمان‌هایی هستند که جنگ در آنها ممنوع بوده و احکام ویژه‌ای نیز از جهت شرعی و فقهی دارند.
اما استفاده اخلاقی و تربیتی که از این حکم می توان کرد این است که: «اگر جنگ و نزاع میان مردمان در این ماه حرام شده است» حتما منازعه و محاربه با خداوند باید بیشتر مورد نفرت قرار گیرد. لذا شایسته است انسان مومن در این ماه ها بیشتر به فکر باشد تا اندیشه و اعضای او با گناه و معصیت، به مخالفت با خداوند برنخیزد.

مناسبت های دیگر این روز

گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده اند که اهمیت آنرا دوچندان نموده اند؛ از جمله:
 میلاد ابوالانبیاء حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام .
 میلاد حضرت عیسی مسیح علیه السلام .

 خروج رسول اکرم صلی الله علیه و آله از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلام الله علیهما و نیز تمامی همسران و بسیاری از اصحاب پیامبر (ص) نیز ایشان را همراهی می‌کردند.
در روایتی نیز آمده است که قائم (عج) در همین روز قیام خواهد کرد.

 

 فضیله یوم دحوالأرض

لیلة دحو الارض (انبساط الارض من تحت الکعبة على الماء) ، وهی لیلة شریفة تنزل فیها رحمة الله تعالى، وللقیام بالعبادة فیها أجر جزیل، وروی عن الحسن بن علیّ الوشّاء قال : کنت مع أبی وأنا غلام فتعشّینا عند الرّضا (علیه السلام) لیلة خمسة وعشرین من ذی القعدة ، فقال له: لیلة خمس وعشرین من ذی القعدة ولد فیها ابراهیم (علیه السلام)، وولد فیها عیسى بن مریم (علیه السلام)، وفیها دحیت الارض من تحت الکعبة، فمن صام ذلک الیوم کان کمن صام ستّین شهراً، وقال على روایة اخرى: ألا انّ فیه یقوم القائم (علیه السلام)

وهو أحد الایّام الاربعة التی خصّت بالصّیام بین أیّام السّنة، وروی انّ صیامه یعدل صیام سبعین سنة، وهو کفّارة لذنوب سبعین سنة على روایة أخرى، ومن صام هذا الیوم وقام لیلته فله عبادة مائة سنة، ویستغفر لمن صامه کلّ شیء بین السّماء والارض، وهو یوم انتشرت فیه رحمة الله تعالى، وللعبادة والاجتماع لذکر الله تعالى فیه أجر جزیل . وقد ورد لهذا الیوم سوى الصّیام والعبادة وذکر الله تعالى والغُسل عملان :
الاوّل صلاة
الثّانی : الدّعاء(انه ورد فی المفاتیح الجنان (
اعلم انّ السّید الدّاماد (رحمه الله) قال فی رسالته المسمّاة الاربعة ایّام فی خلال أعمال یوم دحوّ الارض انّ زیارة الرّضا (علیه السلام) فی هذا الیوم هی أکد آدابه المسنونة کذلک، ویتأکّد استحباب زیارته (علیه السلام) فی الیوم الاوّل من شهر رجب الفرد، وقد حثّ علیها حثّاً بالغاً .

 

 

 

 

 


 اعمال شب و روز دحو الارض

1- روزه :

روز دحوالارض از چهار روزی است که در تمام سال به فضیلت روزه گرفتن، ممتاز است و در روایتى آمده است که روزه‏اش مثل روزه هفتاد سال است ؛ و در روایت دیگر کفاره هفتاد سال است و هر که این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بسر آورد از براى او عبادت صد سال نوشته شود ؛ و هر چه در میان آسمان و زمین وجود دارد براى کسی که در این روز روزه‏دار باشد استغفار می‌کنند. و این روزى است که رحمت خدا در آن منتشر گردیده و از براى عبادت و اجتماع به ذکر خدا در این روز اجر بسیارى است و از براى این روز به غیر از روزه و عبادت و ذکر خدا و غسل دو عمل وارد است .
2-غسل
3- دعا
4- نماز مخصوص این روز
5-  زیارت حضرت امام رضا علیه السلام :
که بهترین و بافضیلت‌ترین عمل مستحبی این روز است.
6- ذکــر خداوند :
البته معنای ذکر، فقط گفتن الفاظ و اوراد و نام‌های خداوند نیست. بهترین نوع ذکر خدا، به یاد خدا بودن و او را بر اعمال و گفتار و کردار خویش ناظردانستن است.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٠٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات ()

ماهیت صوفیه

 صوفی گری

 
در صدر اسلام پیروان رسول خدا(ص) با نام های «مسلمان»، «عابد»، «صحابه»، و «شیعه» شناخته می شدند اما واژه «صوفی» از قرن دوم هجری پدید آمد. عده ای که خود را از جامعه و سرنوشت مسلمانان کنار کشیده بودند با نام «صوفی» شناخته شدند.
به لحاظ تاریخی اینان سابقه زیادی دارند. در زمان جنگهای اسپارت در یونان باستان، آنان که شهامت جنگ را نداشتند به گوشه نشینی پرداخته و از جنگ فرارکردند. صوفیانی که در عالم اسلام پدید آمدند تحت تاثیر رهبانیت مسیحی و ریاضت های غیرشرعی مرتاضان هندی بودند. اولین «خانقاه» را یک معمار مسیحی مصری برای ابوهاشم صوفی در کوفه ساخت. معمولا این صوفیان یا دراویش در برابر ائمه اطهار(ع) موضع گیری می کردند.
تصوف دارای فرقه های بسیار زیادی است. آنچه در غرب ایران شایع است فرقه اهل حق، نقشبندیه، قادریه و بکتاشیه است که غالبا اینان به مذهب اهل سنت گرایش دارند. اما دراویشی که در قم و تهران یافت می شوند غالبا نعمت اللهی بوده و پیرو سلطان محمد گنابادی هستند که وی ادعا کرده است که تصوف را از معصوم علیشاه رکنی فرا گرفته و او شخصیتی است هندی که از مرتاض های بت پرست هندی تصوف را آموخته است.
سلطان محمد گنابادی درسال 1327 توسط مرحوم آخوند خراسانی مرتد اعلام شد و مردم او را به قتل رساندند. پس از وی فرزند او ملاعلی نور علیشاه و پس از وی فرزندش صالح علیشاه قطب دراویش شد. پس از او سلطان حسین تابنده معروف به رضا علیشاه قطب آنان شد که درسال 1371 شمسی از دنیا رفت. وی در زمان طاغوت از طرفداران و مدافعان نظام پهلوی بوده به طوری که ارتشبد نصیری رئیس ساواک و اسدالله علم از مریدان وی گردیدند.
شهید ثانی(ره) در کتاب درایه خود فرموده: «صوفیه جعل حدیث را جایز دانسته و به نفع خود حدیث جعل می کنند». شیخ مفید(ره) رساله ای در مذمت و رد آنان تالیف کرده و شیخ حرعاملی کتاب اثنا عشریه را در نکوهش اینان به نگارش درآورده است.دراویش غالبا طرفدار اباحه گری بوده و به شریعت یا احکام فقهی متعهد نبوده و به اسم آنکه طرفدار طریقت و باطن دین هستند ظواهر شرع را زیر پا می گذارند و در مساجد شرکت نمی کنند. ولی در خانقاه که شرکت در آن به فتوای مراجع حرام است شرکت می کنند.
اما سه نکته پایانی
1- بسیاری از صوفی های فعلی ایران از وضعیت سران خود بویژه در گذشته اطلاع صحیح و جامعی ندارند بنابراین می توان گفت فریب مباحث به ظاهر معنوی و عرفانی مرشدان خود را می خورند.
2- از سالها پیش آیت الله العظمی بروجردی قصد از بین بردن خانقاه صوفی ها را داشتند که متاسفانه ابزار قانونی آن را نداشتند. پس از پیروزی انقلاب، سران صوفیان در لوای آزادی عمل مذاهب در ایران به شدت بر فعالیت خود افزودند تا جائی که تبدیل به یک ابزار برای سیاسیون و دولت های خارجی در ایران شده اند.
3- علمای ما به خوبی درباره فرقه های منحرف تحقیق داشته اند و علت مخالفت و نقد خود را به این فرقه ها خصوصا صوفی گری اعلام کرده اند. کتاب جلوه حق تالیف حضرت آیت الله مکارم شیرازی یکی از این کتابهاست که 40 سال پیش تالیف شده است.

از:موحد

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:۱٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۸ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات ()

راه‏اندازی سایت‏های متعددعلیه شیعیان

 

اقدام اخیر وهابیت:

 

 

راه‏اندازی سایت‏های متعددضد شیعه

 

 

طی چند هفته گذشته و پس از آنکه سخنان تفرقه‏انگیز «یاسر الحبیب» یک روحانی‏نمای مقیم لندن، درباره برخی افراد مورد احترام اهل سنت به شکل گسترده منتشر شد، ده‏ها سایت و پایگاه اینترنتی به سردستگی وهابیون و افراطیون سلفی برای اهانت به مقدسات و بعضا معتقدات اساسی و ریشه‏ای شیعه راه‏اندازی شده و فعالیت سایتهای سابق نیز شدت یافته است.

در این سایت‏ها که بعضا نامهای مقدس شیعی را دارند، بدترین اهانتها و بی‏حرمتی‏ها را به عقاید شیعه روا می‏دارند؛ از جمله:

ــ در سایتی تحت عنوان «منتدیات امام الزمان» یعنی "انجمن اینترنتی امام زمان"، مطالبی وجود دارد که همگی در رد وجود مبارک امام عصر(عج) هستند. همچنین در این سایت مطالبی همچون اهانت به مراجع شیعه، بخصوص حضرت امام خمینی(ره) دیده می‏شود. از دیگر مقالات آن می‏توان به مقاله موهنی اشاره کرد که نام آن ـ نعوذ بالله ـ این است: «ابلیس من موالی علی بن ابی‏طالب»!

ــ سایت دیگری با عنوان «منتدیات الصدیقة عائشة» به عنوان "انجمن طرفداران عایشه" راه‏اندازی شده که در آن تأثیرات عایشه را در قرآن، سنت، ادبیات و هنر بررسی کرده است(!). این سایت، عایشه را با القابی چون "فقیهه"، "محدثه"، "صدیقه"، "طاهره" و... معرفی کرده است. القابی که همگی مختص به فاطمه زهرا(س) است و در فرهنگ شیعی و به طور کلی اسلامی سابقه نداشته تا این القاب را به امهات المؤمنین نسبت دهند. حتی در برخی مقالات موجود در این سایت، وقیحانه در رد مختص بودن این صفات و القاب به حضرت زهرا(س) و حتی معصوم بودن ایشان صحبت شده است.

ــ در یکی از این سایت‏ها ایرانیان را با الفاظی چون رافضی، مجوسی و مشرک نام می‏برند و صدها عکس و فیلم از مراسم عزاداری شیعیان در مضاجع شریف اهل بیت(ع) و نیز خیابان‏های ایران و عراق قرار داده شده و اینها را نشانه مشرک خواندن شیعیان دانسته است!

ــ از دیگر پایگاه‏های اینترنتی مشابه، می‏توان سایت‏هایی چون "انجمن دفاع از صحابه"، "انجمن اهل سنت" و "انجمن عمامه"(!) را نام برد. سایت اخیر، سراسر اهانت است به روحانیت شیعه و علمای اسلام است؛ آن هم تنها به جرم پوشیدن لباسی مشابه لباس «یاسر الحبیب» روحانی‏نمای لندنی.

سایت دیگری به نام "السرداب" که تبلیغات شیطانی‏‏اش درباره عقاید شیعیان از دیگر سایت‏ها بیشتر و اخبار دروغش درباره‏ی علماء و مراجع شیعه به روزتر است، فیلم‏ها و کلیپ‏های ویدیویی کوتاهی در سایت خود گذاشته است که همگی موهن به اعتقادات شیعی است. از جمله این ویدیوها، فیلمی است با نام "عمامه" که علمای شیعه‏ی عراق را به سخره گرفته است. همچنین فیلمی به نام "الطریق الی الکربلاء" در این سایت موجود است که وقایع کربلا و علت واقعی قیام اباعبدالله(ع) را زیر سؤال می‏برد!

 یکی دیگر از کلیپ‏های این سایت، فیلمی از جشن سالمرگ خلیفه دوم در محل مقبره ابولؤلؤ در کاشان است که در پایین این صفحه، نظرات به اصطلاح خوانندگان وجود دارد که در آن به تشیع و ایرانی‏ها اهانت‏های بی‏حد و حصری شده است.

همچنین پس از این واقعه در سایت‏های معتدل سنی که داعیه‏ی حمایت از مسلمانان بدون توجه به مذاهب و نژاد آنها داشتند (مانند سایت‏های "المسلم" و "اسلام تودی") نیز اهانت‏هایی به عقاید شیعیان وارد می‏شود. مثلا در مقاله‏ای در سایت المسلم، امام زمان(عج) را "امام خرافی دوازدهم شیعیان" نام برده است.

این در حالی است که پس از سخنان یاسر الحبیب «حضرت آیت الله العظمی خامنه‏ای» اهانت به مقدسات تشیع را حرام اعلام کردند و «آیت الله العظمی مکارم شیرازی» الحبیب را شخصی سفیه یا مزدور دانستند. همچنین علمای شیعه‏ی کشورهای کویت و عربستان ـ از جمله «شیخ عَمری»، «شیخ حسین معتوق»، «شیخ حسن صفار»، «شیخ علی آل‏محسن»، «شیخ عبدالجلیل السمین»، «شیخ نمر» و «سید هاشم السلمان» ـ مواضع سختی در برابر وی گرفته و او را از خود طرد کرده‏اند.

شایان ذکر است یاسر الحبیب که صلاحیت پوشیدن لباس روحانیت را ندارد و مورد تأیید حوزه‏های علمیه و مراجع عظام هم نیست سخنانی بر زبان آورد که علاوه بر ایجاد تفرقه، بهانه‏ی لازم برای تکفیر و شیعه‏کشی را نیز به دست وهابیون و تروریست‏های تکفیری می‏دهد. وی متأسفانه نظرات بسیار توهین‏آمیزی نیز درباره علمای شیعه ـ از جمله «آیت الله شهید سید محمدباقر صدر» و «مرحوم آیت‏الله بهجت» ـ دارد که از بازگویی آن معذوریم.

جالب اینکه در پی ایجاد برخی فشارهای حقوقی بر وی، دولت انگلستان و سازمان‏های به اصطلاح حقوق بشری این کشور، از او حمایت می‏کنند!

 

لازم به ذکراست مقام معظم رهبری دراین راستا اهانت به صحابه حضرت محمد(ص) و همسران آن حضرت راتحریم نمود.

 

 

تشکر الازهر از فتوای حضرت آیت‏الله العظمی خامنه‏ای

رئیس دانشگاه علوم اسلامی الازهر مصر با صدور بیانیه‏ای از فتوای مقام معظم رهبری در تحریم اهانت به صحابه حضرت محمد(ص) و همسران حضرت رسول اکرم(ص استقبال کرد.

در بیانیه "احمد الطیب"  ـ شیخ الازهر ـ آمده است: این فتوا در زمان مناسب برای جلوگیری از شکاف و بستن درهای فتنه صادر شده است.

احمد الطیب در بیانیه خود افزود: «با تمجید و خرسندی ، فتوای مبارک حضرت امام علی خامنه‏ای را در خصوص تحریم اهانت به صحابه رضوان الله علیهم یا تعرض به همسران حضرت رسول ( ص ) دریافت کردم . این فتوایی است که با دانش صحیح و درک عمیق از خطرناکی آنچه که اهل فتنه انجام می‏دهند صادر شده و بیانگرعلاقه واشتیاق به وحدت مسلمانان است .»

وی افزوده است:« آنچه که باعث می شود بر اهمیت این فتوا افزوده شود، آن است که عالمی از علمای بزرگ مسلمان و از بزرگترین مراجع شیعه و به عنوان رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران ؛ چنین فتوایی را صادر کرده است.»

الطیب در بیانیه خود تصریح کرده است: «من از جایگاه علم و با توجه به مسئولیت شرعی که دارم می گویم تلاش برای وحدت مسلمانان، واجب است و اختلاف بین پیروان مذاهب اسلامی باید به اختلاف نظر بین علما و صاحب نظران محدود بماند و به وحدت امت اسلامی لطمه نزند که خداوند فرموده است "ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم و اصبروا ان الله مع الصابرین" ».

الطیب افزود: «من همچنین اعلام می‏کنم هرکسی که در بین مسلمانان فتنه افکنی کند، گناهکار و مستحق عذاب الهی و مطرود شدن از سوی مردم است

شیخ الازهر از امام علی خامنه‏ای به خاطر فتوای مبارکی که در زمان مناسبش صادر شده است و باعث می شود شکاف اختلافات پر شود و درهای فتنه بسته شود، قدردانی کرده است.

شیخ الازهر همچنین از خداوند خواسته است این فتوا آغاز خیر و ابتدای تلاش جدی برای متحد کردن مسلمانان باشد و به دعوت آنهایی که به غلو یا افراط گرایی و یا فتنه افکنی و اختلاف افکنی دعوت می کنند، توجهی نشود .

منبع: خبرگزاری اهل بیت

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:۳۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٦ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات ()

آیا کوروش همان «ذوالقرنین» مطرح درقرآن است؟

آیا کوروش همان «ذوالقرنین» قرآن است؟

 

 

 

به احتمال زیاد ذوالقرنین همان کوروش یکى از پادشاهان هخامنشى در ایران است که سال‌ها بر ایران سلطنت داشته است و شاید بتوان گفت یکی از افتخارات ما ایرانیان داشتن پادشاهی است که در قرآن از او به نیکی یاد شده است

خداوند در قرآن کریم در سوره‌ی کهف‌، آیات ۸۳ تا ۹۸ از شخصی ملقب به «ذوالقرنین» یاد کرده است که البته در مورد نام واقعی این فرد، میان مفسران و محققان اختلاف است.

درمورد شأن نزول این آیات از ظاهر اسلوب آیات این برداشت می‌شود که شخصی از پیامبر (ص) از ذوالقرنین سؤال کرده است و این آیات در پاسخ سؤال ان فرد نازل شده است. اما هویت «ذوالقرنین» در قرآن بحث مهمی درباره‌ی یکی از مسائل تاریخی است که محققان قدیم و جدید در آن متحیر بوده‌اند.

در مورد خصایص ذوالقرنین در قرآن آمده است:

۱- قرآن از قول سؤال کنندگان لقب ذوالقرنین را مطرح کرده است؛ یعنی این نام یا لقب را قرآن از خود وضع نکرده بلکه آنان که درباره‌ی این شخص از پیامبر (ص) سؤال کرده بودند این لقب را بر او نسبت داده‌اند؛ « ویسئلونک عن ذی القرنین »

۲- خداوند او را ملک و اسباب فرمانروایی بخشیده و غلبه برای او مهیا کرده بود.

۳- فتوحاتی که وی در جنگ‌های عظیم خویش بدست آورده بود از سه جهت توصیف شده است: اول از سمت غربی تا جایگاهی بوده است که در آنجا خورشید گویی در چشمه‌ای فرو می‌رفت. دوم از سمت شرقی تا جایگاهی بوده است که به سرزمینی می‌رسید که آبادانی نبوده و در آن قبایل بدوی سکونت داشته‌اند. سوم به جایگاهی رسیده بود که در آن تنگنای کوهی بوده است و از پشت کوه گروهی موسوم به یاجوج و ماجوج ساکن بوده‌اند که بر اهالی این سرزمین از هر سو می‌تاختند و به غارت می‌پرداختند و آنان مردمی وحشی و محروم از مدنیت و خرد بوده‌اند‌.

۴- پادشاه در تنگنای کوه برای حفظ مردم از دستبرد و غارت یاجوج و ماجوج سدی بنیان نهاد.

۵- این سد تنها از سنگ و آجر ساخته نشد بلکه در آن آهن و مس نیز به کار رفته بوده و به همین خاطر سدی بلند درست شده بود بطوریکه که غارتگران از دستبرد بدان عاجز آمدند.

۶- این پادشاه به خدا و به آخرت ایمان داشته است.

۷- پادشاهی دادگر بود و نسبت به رعیت عطوفت داشت و هنگام کشورگشایی کینه ورز و قتال نبوده است و از این رو زمانی که بر قومی در غرب چیره شده است مردم گمان کرده‌اند که او هم مانند دیگر کشورگشایان خونریزی را آغاز خواهد کرد ولی او این کار را نکرده است بلکه به آنان گفته است: پاکان شما هیچ‌گونه بیمی در دل راه ندهند و هر یک از شما که عملی نیکو کند پاداش آنرا خواهد دید. با آنکه آن قوم بی یاور و دادرسی در چنگال قدرت او بودند با ایشان شفقت کرد وبه دادگری و نیکوکاری دل آنان را بدست آورد.

۸- به مال آزمند نبوده است زیرا هنگامی که برای ساخت سد، مردم خواستند به جمع آوری مال بپردازند از قبول آن امتناع کرد و گفت آنچه را خدای به من ارزانی داشته مرا از اموال شما بی‌نیاز می‌کند لیکن مرا به قوت بازو یاری دهید تا برای شما سدی آهنین بسازم.

اما آنچه مهم است این است که این پادشاه که بوده و در کجا ظهور کرده و چرا بدین لقب شگفت‌انگیز ملقب شده است؟ آیا براستی پادشاهی که بدین لقب نامیده شده وجود داشته است یا کلمه‌ی خرافی و یکی از اساطیر اولین است؟ این مسائل و بسیاری از پرسش‌های دیگر پیرامون این مسئله هست و در طی قرون و اعصار گذشته خاطر دانشمندان و محققان را به خود مشغول کرده است. لیکن هیچ پاسخ مقنعی بدان نداده‌اند.

در مورد اسم و هویت ذوالقرنین اسامی مختلفی در روایات توسط بزرگان و مفسران ذکر شده است. در این روایات از افرادی همچون «عیاش» ، «اسکندر مقدونی» ، «مرز یابن مرز به یونانى» ، «مصعب بن عبدالله بن قحطان» ، «صعب بن ذى المراثد» ، «شین هوانک تی‌» ، «عبدالله بن ضحاک» ، «کوروش کبیر» و نام برده شده است. هر یک از این بزرگان هم کوشیده‌اند تا ویژگی‌های قرآنی ذکر شده را با او تطبیق دهند.

در این میان کسانی هم بوده‌اند که با دلیل و مدرک این افراد منتسب به ذوالقرنین را رد کرده‌اند. به عنوان مثال فخر رازى در تفسیر خود اصرار دارد که ذوالقرنین را همان اسکندر مقدونى معرفی کند، و در این باره گفتارى دارد که خلاصه‌اش این است:
قرآن دلالت مى‌کند که قلمرو حکومت ذوالقرنین تا به آخر غرب و شرق و سمت شمال رسید و بنابر شهرت تاریخى کسى که حکومتش به این حد رسید، جز اسکندر شخص دیگرى نیست ، چه آنکه اسکندر بر تمام کشورها مسلط شد سپس به مصر رفت اسکندریه را ساخت و سپس وارد شام شد و هر جا قدم مى نهاد آنجا را فتح مى کرد، بر ایران و هند و چین و تسلط یافت ، وقتى که قرآن ذوالقرنین را چنین معرفى مى کند که بر همه جا تسلط یافت و در تاریخ ثابت شده که اسکندر قاف تا فاف عالم را گرفت پسذوالقرنین همان اسکندر است.

در میان هم کسانی بوده‌اند که  مصداق اسکندر را برای ذوالقرنین نامناسب دانسته‌اند و در گفتار فخر رازى چند اشکال وارد دانسته‌اند:
نخست اینکه کسى که از نظر تاریخ بر مشرق و مغرب و شمال و جنوب تسلط یافته باشد، تنها اسکندر نیست ، بلکه افرادى نیز مثل کورش ، بخت النصر و چنین استیلاء پیدا کردند.
دوم اینکه قرآن، ذوالقرنین را مؤ من به خدا و روز قیامت و یگانه پرست معرفى مى‌کند، در صورتى که اسکندر از ستاره پرستان بود و نقل کرده‌اند که حیوانى را براى ستاره مشترى ذبح نمود.
سوم اینکه در هیچیک از تواریخ ذکر نشده که اسکندر مقدونى سد یأجوج و مأجوج را ساخته باشد.
چهارم اینکه اسکندر در راه کشورگشائى، افراد بسیارى را کشت و خونریزى درعالم بپا کرد، در صورتى که قرآن، ذوالقرنین را عادل و مهربان و مخالف ظلم معرفى کرده است

با همه مصادیقی که برای ذوالقرنین در کتب روایی و تاریخی مطرح شده است نظرعلامه طباطبایی‌، آیة‌الله مکارم شیرازی‌ و محتمل‌الصدق است و آن این است که ذوالقرنین همان کورش کبیر پادشاه هخامنشی است‌.

همچنین مولانا ابوکلام آزاد وزیر فرهنگ هند در دولت مهاتما گاندی در کتاب فوق‌العاده مفیدی که تحت عنوان «ذوالقرنین یا کوروش کبیر» نگاشته است و دکتر ابراهیم باستانی پاریزی آنرا به فارسی برگردانده است، با برهان‌هایی انکارناپذیر اثبات می‌کند که تنها کسی که می‌تواند مقصود قرآن از «ذوالقرنین» باشد کوروش کبیر است ولاغیر.

آنچه قرآن از وصف ذوالقرنین آورده با این پادشاه عظیم تطبیق مى‌شود، زیرا اگر ذوالقرنین مذکور در قرآن مردى مؤمن به خدا و به دین توحید بوده کورش نیز بوده است. اگر او پادشاهى عادل و رعیت‌پرور و داراى سیره رفق و رأفت و احسان بوده کوروش هم اینگونه بوده است. اگر او نسبت به ستمگران و دشمنان مردى سیاستمدار بوده او نیز بوده و اگر خدا به اواز هرچیزى سببى داده به این نیز داده است. اگر میان دین وعقل وفضائل اخلاقى و عده وعده و ثروت وشوکت وانقیاد اسباب براى اوجمع کرده براى کوروش هم نیز جمع کرده بود.
همانطور که قرآن کریم فرموده است کورش نیز سفرى به سوى مغرب کرده حتى بر لیدیا و پیرامون آن نیز مستولى شده بود و بار دیگر به سوى مشرق سفر کرده تا به مطلع آفتاب برسید و در آنجا مردمى دید صحرانشین و وحشى که در بیابان‌ها زندگى مى‌کردند. همچنین کورش سدى بنا کرده که به طورى که شواهد نشان مى‌دهد سد بنا شده در تنگه داریال میان کوه‌هاى قفقاز ونزدیکی‌هاى شهر تفلیس است.

مرحوم علامه طباطبائى نیز این سخنان را قابل انطباق‌تر از اقوال دیگر با قرآن و قابل قبول‌تر مى دانند. بنابراین به احتمال زیاد ذوالقرنین همان کوروش یکى از پادشاهان هخامنشى در ایران است که در سالهاى ۵۳۹ ۵۶۰ بر ایران سلطنت داشته است و شاید بتوان گفت یکی از افتخارات ما ایرانیان داشتن پادشاهی است که درقرآن از او به نیکی یاد شده است.

برای آشنایی بیشتر دراین زمینه مراجعه کنیدبه منابع زیر:

تفسیر المیزان جلد ۱۳ تفسیر سوره مبارکه کهف ایات مربوط به ذوالقرنین .
کتاب کوروش و ذوالقرنین تالیف ابوالکلام ازاد ترجمه باستانی پاریزی .
کتاب کوروش کبیر در قران و عهد عتیق نوشته دکتر فریدون بدره ای .
کتاب تاکیدی بر یگانگی کوروش و ذوالقرنین نوشته محمد کاظم توانگر زمین .

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات ()

اللهم وال من والاه

اهلا ومرحبا باالسیدالقائداهلا ومرحبا باالسیدالقائد

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

عالم آل محمد(صلوات الله علیه)

نرفع أسمى آیات التهانی والتبریکات بمناسبه ولاده ثامن الحجج الامام علی بن موسی الرضاعلیه السلام الی  سلطان العصر
والزمان الحجه المنتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف
ولمراجعنا العظام وللعلماء
وشیعة امیرالمومنین ومحبیه أجمعین

میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، شاه انیس النفوس،
عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد،نگین درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا علیه سلام الله مبارک
 
 

 

 

عالم آل محمد صلی الله علیه و آله

 

دانشمندان بزرگی چون بوعلی و ملاصدرا که آوازه آنها به جهان گسترده شده، پس از عمری مجاهدت و سختی و تحصیل دانش به چنین مقامی نائل می‏آیند و در نهایت‏به این مقام می‏رسند که می‏گویند: «دانستم که هیچ نمی‏دانم‏» ; اما ائمه علیهم السلام علم خویش را از مبدء فیاض می‏گیرند و بدون اینکه نیازمند معلمی باشند، با غمزه‏ای از جانب پروردگار، مدرس و معلم تمام آموزگاران می‏شوند .
در این میان علم و دانش امام هشتم علیه السلام آن چنان نمایان و درخشان است که او را «عالم آل محمد» می‏خوانند . محمد بن اسحاق از پدرش نقل می‏کند که امام هفتم علیه السلام به فرزندان خود چنین سفارش می‏فرمودند: «هذا اخوکم علی بن موسی عالم آل محمد فاسالوه عن ادیانکم واحفظوا ما یقول لکم; این، برادرتان علی فرزند موسی، «عالم آل محمد» است، در مورد مسائل دینی خود از او سؤال کنید و آنچه به شما می‏گوید، حفظ کنید .»
«فانی سمعت ابی جعفر بن محمد علیهما السلام غیر مرة یقول لی: ان عالم آل محمد لفی صلبک، ولیتنی ادرکته فانه سمی امیر المؤمنین علی; پس همانا از پدرم جعفر بن محمد بارها شنیدم که به من می‏فرمود: همانا عالم آل محمد در صلب توست . و ای کاش او را درک می‏کردم که همانا او هم نام امیرمؤمنان علی علیه السلام می‏باشد .»
علم و دانش امام رضا علیه السلام آن چنان برجسته بود که دانشمندان متعصبی از اهل سنت همچون ابن حجر عسقلانی و سمعانی، زبان به تحسین گشوده و می‏گویند: «وکان الرضا من اهل العلم والفضل مع شرف النسب; حضرت رضا علیه السلام اهل دانش و فضیلت‏بود و از نسب شریفی برخوردار بود .» 1

1- تهذیب التهذیب، ابن حجر عسقلانی (از علماء اهل سنت) دارالکتب العلمیه، ج‏7، ص‏328

الانساب، سمعانی (از علماء اهل سنت) ، دارالکتب العلمیه، ج‏3، ص‏74 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٥٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

مسیرعبورامام رضا (ع)به خراسان

 

 

 

 

 

 

زآستان رضاخط امان دارم
رخ نیاز بر این پاک آستان دارم
اگر چه کم زغبارم، به شوق نکهت گل
همیشه جای، در این طرفه بوستان دارم
ز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم
درین چمن به صد امید آشیان دارم

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

ولادت امام رضا(ع)

مولد الرضا(ع)

فی الحادی عشر من ذی القعدة عام 148 للهجرة، بشائر متلألئة تهبط إلى الأرض من عوالم الغیب لتمنّ على أهل الأرض بنور مقدس من أنوار الإمامة الإلهیة الساطعة یولد الإمام الرؤوف علیّ بن موسى الرضا صلوات الله علیه تجلّیاً جدیداً للخیر والهدى وحقیقة التوحید، وقائداً ربانیاً منقذاً فی عواصف التسلّط والهوى والانکفاء، وإماماً أماناً هو الثامن من أئمّة أهل البیت الطاهرین المعصومین مبارک هو یوم مولده، ومبارکة للناس هذه الهبة الالهیة الکبیرة، وفّقنا الله تعالى فی الدنیا لزیارته، وأنالنا فی الآخرة شفاعته، وتلک نعمة سابغة، وفوز کبیر.

سلالة العصمة

 أنّ الإمام الرضا علیه السّلام ینتمی إلى شجرة النبوّة، وبیت الرسالة والوحی، ویتّصل بأهل بیت النبیّ صلّى الله علیه وآله بلا واسطة، وإنّما مباشرةً عن طریق آبائه الأبرار، فهو ابن موسى الکاظم، ابن جعفر الصادق، ابن محمّد الباقر، ابن علیّ السجّاد زین العابدین، ابن الإمام السبط الشهید أبی عبدالله الحسین، ابن سیّد الأوصیاء علیّ أمیر المؤمنین، ابن أبی طالب، بن عبدالمطّلب.. ومن هذا الأصل فأُمُّه الصدّیقة الطاهرة فاطمة بنت سیّد الخلق محمّد بن عبدالله، علیه أفضل الصلاة والسّلام وأزکاهما وعلى آلهِ المیامین.

وهذا النسب أشرفُ الأنساب وأزکاها وأسماها، إذ ینتمی الإمام علیّ بن موسى الرضا علیه السّلام إلى أشرف سلالة وأطهرها وأکثرها برکة.

 

المَقْدم الیُمْن


عَهِد الناس أن تبدأ حیاة أهل البیت علیهم السّلام بالفضائل والکرامات، وتنتهی بها. وفی مطلع الإشراقة القدسیّة السعیدة لمولد الإمام علیّ الرضا صلواتُ الله علیه رُویت هذه الروایة عن أکثر من شخص :
عن الشیخ سلیمان القندوزیّ الحنفیّ قال: قالت [أمّ الرضا «علیه السّلام»]: لمّا حملتُ بابنی علیّ الرضا لم أشعر بثقل الحمل، وکنت أسمع فی منامی تسبیحاً وتحمیداً وتهلیلاً من بطنی، فلمّا وضعته وقع إلى الأرض واضعاً یده على الأرض، رافعاً رأسه إلى السماء، محرّکاً شفتیه کأنّه یناجی ربَّه، فدخل أبوه فقال لی: هنیئاً لکِ کرامةَ ربِّکِ عزّوجلّ.
فناولتُه إیّاه، فأذَّنَ فی أُذُنه الیمنى، وأقام فی الیسرى، فحنّکه بماء الفرات.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٤۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

خاطرات جبهه

اللهم ارزقنا ترکشاً ریزاً


استاد سرکار گذاشتن بچه‌‌ها بود. روزی از یکی از برادران پرسید: «شما وقتی با دشمن روبه‌رو می‌شوید برای آنکه کشته نشوید و توپ و تانک آنها در شما اثر نکند چه می‌گویید؟»

 آن برادر خیلی جدی جواب داد: «البته بیشتر به اخلاص برمی‌گردد والا خود عبادت به تنهایی دردی را دوا نمی‌کند. اولاً باید وضو داشته باشی، ثانیاً رو به قبله و آهسته به نحوی که کسی نفهمد بگویی:

اللهم ارزقنا ترکشاً ریزاً بدستنا یا پاینا و لا جای حساسنا برحمتک یا ارحم‌الراحمین»
طوری این کلمات را به عربی ادا کرد که او باورش شد و با خود گفت: «این اگر آیه نباشد حتماً حدیث است» اما در آخر که کلمات عربی را به فارسی ترجمه کرد، شک کرد و گفت:«اخوی غریب گیر آورده‌ای؟»

از:خاطرات جبهه

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

حافظ شیرازی(زندگینامه واشعاربه عربی)

الشاعر الایرانی الکبیر حافظ الشیرازی

 

شمس الدین محمد المعروف حافظ الشیرازی والملقب بلسان الغیب وترجمان الأسرار من أعظم شعراء الغزل فی الأدب الفارسی بل الأدب العالمی.
تاریخ ولادته على أفضل تقدیر عام 726ه/1325م وتاریخ وفاته على أفضل تقدیر أیضاً عام 791ه/1388  وعلى هذا یکون قد عاش نحواً من خمس وستین سنة. وتزیّن حیاته زهاء ثلاثة أرباع القرن الثامن الهجری والقرن الرابع عشر المیلادی.
وإذا کانت المدن ترسخ وجودها على الأرض بالاتساع والعمران واستمرار البقاء فإن بعضها یؤکد خلوده فی غمار الزمان بأبنائه العظام. ولاشک أن شیراز تدین بشهرتها الواسعة الآبدة لعلمائها الکبار وعارفیها الفضلاء ولکنها تدین بشهرتها خاصة لولدیها العالمیّین العظیمین سعدی فی القرن السابع الهجری وحافظ فی القرن الثامن.
ولد حافظ فی هذه المدینة من أب کان یشتغل بالتجارة. وکان أصغر أولاده الثلاثة. وتوفی الوالد وتفرق الأخوة. وبقی الابن الصغیر شمس الدین محمد مع والدته فی شیراز. وتذکر الموسوعة الإسلامیة نقلاً أنه کان له أخت أیضاً.
اشتغل حافظ فیما یروى حین کان صغیراً أجیر خباز: فکان یفیق فی غلس اللیل لیقوم بعمله حتى الفجر. فإذا فرغ اشتغل بالعبادة. ثم انصرف إلى حلقات بعض العلماء الأعلام فی مدینته یأخذ عنهم علوم عصره شأن الفتیان الذین تفتحت قلوبهم وبصائرهم على محبة العلم والتفقه فیه.
وأقبل خاصة على دراسة علوم الدین واللغة العربیة والفارسیة وبرع فی ذلک کله، وحفظ القرآن الکریم وهو فتى فوصف بالحافظ، حتى غدا هذا الوصف لقباً له شُهِر به وتمسک هو به حتى جعله اسماً له یزهى به.
  بل کان یعزو الفضل فی لطف شعره وسحر بیانه إلى ما یرمز إلیه 
هذا اللقب.
وله بیت من الشعر الفارسی یفید هذا المعنى:
ما رأیت ألطف من شعرک یا حافظ
           
بالقرآن الذی یکنّه صدرک
وقد أجاد اللغة العربیة إجادة تامة واطلع على التآلیف العربیة التی کانت متیسرة ورائجة فی بلده شیراز.
درس "الکشاف عن حقائق التنزیل" لأبی القاسم جار الله الزمخشری (متوفى 538) و "المصباح" فی النحو للإمام ناصر بن عبد السید المطرزی، (متوفى 610) و "طوالع الأنوار من مطالع العلوم" فی البلاغة وفی بقیة العلوم للعلامة سراج الدین یوسف أبی یعقوب السکاکی (متوفى عام 626).
ونلاحظ أن هؤلاء المؤلفین جمیعهم من إیران وخوارزم. وأحدهم وهو البیضاوی أبو الخیر ناصر الدین عبد الله بن عمر نسبته إلى البیضاء وهی مدینة بإقلیم فارس قریبة من شیراز تدعى الیوم تل بیضا، اسمها عربی مفرد فی فارس، دعاها بهذا الاسم الجنود العرب الذین عسکروا فیها بعد إذ حصنوها حین حاصروا اصطخر زمن الفتح الإسلامی. وکانت قلعتها تستبین من بعد ویرى بیاضها وهی تقع فی شرق الوادی الجمیل شعب بوان.
وإنما توافرت کتب أولئک المؤلفین بفضل انتشار الوراقة ولقرب العهد بها ولتدریسها جیلاً بعد جیل. هذا وتسلسل التعلیم والروایة عن العلماء والإجازات التی تخرج الطلاب النبهاء متواصلة فی تلک الحضارة الواسعة لشرف العلم والعلماء فیها.
وقد نشأ حافظ وشهر بعلمه واطلاعه على العلوم العربیة والآداب العربیة والفارسیة وسمی معلماً فی مدرسة شیراز. وهو قد أحب مدینته حب سلفه سعدی لها، ولکنه لم یقم على خلاف سعدی بأسفار طویلة ما عدا سفراً قصیراً إلى بندر هرمز وسفراً آخر إلى مدینة یزد وزیارة لقبر علی الرضا فی مشهد. وقضى سائر عمره فی شیراز التی تَمَلَّى أرضها وسماءها وکان طوال حیاته هزارها الذی تغذى جناها وسلسالها وغنى جمالها أجمل غناء. وقد دفن فیها وغدا ضریحه مزار الناس ومرتاد المعجبین بشعره وغزله.

لابدّ من الإشارة إلى أنّ الغزل هو التغنّی بالجمال، وإظهار الشوق إلیه، والشکوى من فراقه. والجمیل المطلق هو (الله) سبحانه، والغَزَلیّ الحقیقی هو العاشق. والعشق هو التخلّص من قیود الذاتیة والأنانیة، والسموّ فی مدارج الکمال الإنسانی من هنا فان لحافظ وأمثاله دوراً تاریخیاً کبیراً فی إیقاظ الشعور، وتحریر الأمة من النظرات الضیقة، ومن ثم فان لهم دوراً فی توحید الأمة واستنهاضها.
سمی حافظاً لأنه حفظ القرآن واستوعبه وتمثله فی وجوده وفاضت قریحته من منهله، فهو ابن الحضارة الإسلامیة، وثمرة من ثمارها. وحافظ الشیرازی خیر من یعبرون عن معنى "العشق" فی الأدب الفارسی.
القسم الأعظم من دیوانه حدیث عن "العشق" ضمن مقطوعات تسمى "الغزلیات" وکل غزلیة تتکون من عدد من الأبیات (فی حدود 7 أبیات عادة) ذات قواف وأوزان متحدة، والبیت الأول مصرّع حتماً، وکل بیت له معنى یکاد یکون مستقلاً عن غیره.
أول غزلیاته یبدأها بشطر بیت عربی یدعو فیه الساقی أن یناوله کأساً کی یخفّف عنه أثقال هموم العشق الذی بدا فی أوله سهلاً، لکنّ ثقل أعبائه بدت على مرّ الأیام:
ألا یا أیها الساقی أدر کأساً وناولها
که عشق آسان نمود اول ولى افتاد مشکلها
أی: فالعشق بدا فی أوله سهلاً ثم وقعت المشاکل"
وفی بیت آخر من هذه الغزلیة یتحدث عن نفسه التی لا تدعه یستقرّ لأن شوط العمر قصیر:
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هــر دَم
جَرَس فـریاد مى دارد که بربندید محملها
أی : أیُّ أمن عیش لی فی منزل الحبیب،إذ فی کل لحظة/ یدق الجرس أن ارزمـوا محملکم".
وفی بیت آخر من هذه الغزلیة یشیر إلى مایحیط به من أهوال تعبّر عن الهموم الکبیرة التی یحملها، ویرى أن الذین یخلدون إلى الراحة ودعة العیش لا یفهمون ما یثقل صدور العاشقین:
شب تاریک وبیم موج و گردابى چنین هایل
کجـا دانند حال ما سبکباران ساحلها
أی: لیل مظلم وموج مخیف، ولـُجّة هائلـة/ من أین لسکان السواحل أن یعرفوا حالنا".
ثم یدعونفسه لأن یسیر على طریق العشق إذا أراد أن یکون حاضراً، أی إذا أراد أن یکون ذا مکانة فی ساحة الإنسانیة المتکاملة:
حضورى گر همى خواهى ازاوغایب مشوحافظ
متى ما تلق من تهـوى دع الدنیا وأهملهـــا
أی: إذا أردت حضوراً مستمراً فلا تَغِب عنه یا حافظ / متى ماتلق من تهوى دعِ الدنیا وأهملها".
ویلاحظ أن البیت الأول الذی یشیر فیه إلى سهولة العشق فی بدایة مراحله، وظهور مشاکله وثقل أعبائه فی مراحل تالیة، له ما یشابهه فی الغزل العربی، یقول الشاعر:
تولـّع بالعشق حتـى عشق فلمـا استقـلّ به لم یُطق
رأى لـجّـة ظنّهـا موجـــــــــة فلمّـا تمکـّن منهـــــــا غرق
نار العشق: النار والنور من رموز الطاقة المحرکة والضیاء فی الأدب. وعن ارتباط النار بالعشق یقول حافظ:
در ازل پـرتو حسنت زتجلـّى دم زد
عشـق پیـدا شد وآتش به همه عالم زد
أی: نور جمالک تجلـّى منذ الأزل/ فظهر العشق وأضرم فی العالم ناراً".
فالجمال هو الذی خلق العشق وأضرم النار فی العالم. والبرق الذی سطع من منزل لیلى أضرم النار فی بیدر مجنون:
برقى از منـزل لیلى بدرخشید سحــر
وه که با خَرمَن مجنون دل افگار چه کرد
أی: لقد سطع من منزل لیلى فی السحر برق/ آه، ماذا فَعَل ببیدر المجنون المسکین".
أما نار الوادی المقدس فلم تبعث البهجة فی قلب حافظ فحسب، بل إن موسى (ع) جاء إلى ذلک المکان على أمل الحصول على قبس:
ز آتش وادى ایمن نه منم خُرّم وبس
موسى آنجا به امید قبسى مى آیــد
أی: لستُ وحدی جذلاناً من الوادی الأیمن/ موسى (أیضاً) جاء على أمل قبس الى ذلک الوادی".
العشق ولوم اللائمین : الحدیث عن اللائمین یردده جمیع العشّاق، ویکررون القول بأنهم لا یبالون بهؤلاء لأنهم لا یعرفون معنى العشق ولم یذوقوه. والحدیث عن اللائمین نراه عند حافظ إذ یقول:
به رغم مُدَّعیانى که منع عشــق کننـد
جمال چهره ى تو حُجّت موجّه ماست
أی: رغم الادعیاء الذین یمنعون العشق/ جمالک حجتنا الوجیهة".
فالجمال حجة کافیة للعشق رغم لوم اللائمین.
ویرى أن الزاهد المتمسک بالمظاهر لا یفهم حال العشاق فله الحق فیما یقول:
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ماهرچه گوید جاى هیچ اکراه نیست
أی: الزاهد المتظـاهر لا یعلم بحالنا/ فکلّ ما یقوله بحقّنا لا یسیء إلینـا".
وللعشاق ألف شغل فی کل خصلة من شَعرِ الحبیب فأین العشاق من اللائمین الفارغین؟!
هر سر موى مرا با تو هزاران کار است
مـا کجاییم وملامتگر بیکار کجــاست
أی: لنـا ألف شغل فی کلّ خصلة من شعرک / أیـن نحن مـن هذا اللائم العاطــل؟

الخروج من الذاتیة: وللتفریق بین العاشق الحقیقی وبین طالب الشهوة یرى حافظ أن العاشق لابد أولاً أن یتحرر من الذاتیة، وإذا کان حبیس ذاته فهو لا یفهم أبداً العشق وأسراره:
بــا مدّعى مگویید اسرار عشق ومستى
تا بــى خبر بمیرد در درد وخود پرستى
أی: لاتتحــدثوا مع المدعی عن أسرار العشق / کی یموت جاهلاً فی الألم وعبادة الــذات".
ویفدی حافظ نفسه لمن بلغت همته أن یتحرر من کل مالَهُ طابع انشداد أرضی:
غــلام همّت آنم که زیر چرخ کبود
زهــر چـه رنگ تعلّق پذیرد آزاد است
أی: أناغلام همّة ذاک الذی تحت السماء الزرقاء / قد تحرر من کلّ ماله لون التعلـق بالارض".
وطریق منزل لیلى محفوف بالأخطار والشرط الأول للسیر على هذا الطریق أن تکون مجنوناً، أی عاشقاً حقیقیاً متحرراً من ذاته:
در ره منزل لیلى که خطرهاست در آن
شـرط اوّل قدم آن است که مجنون باشى
أی: فی طریق منزل لیلى المحفوف بالاخطـار/ الشرط الأول لوضع قدمک فی الطریق أن تکون مجنوناً ".
وأی معبود تتجه إلیه خارج ذاتک هو أفضل من عبادة ذاتک:
گر خود بُتى ببینى مشغول کار او شو
هر قبله یى که بینى بهتر ز خود پرستى
أی: إذا رأیت صنماً فاشتغل به/ کل قبلة تتجه إلیها أفضل من عبادة الذات".
وإذا أردت أن تسأل عن أسرار آلام العشق فاسأل ذلک من الشمعة لا من تیار الهوى:
خواهى که روشنت شود اسرار درد عشق
از شمع پـُرس قصـــه زباد هوا مپرس
أی: "إذا أردت أن تتضح لک أسرار العشــق /فاسأل عن القصة من الشمعة لامن تیارالهوى".
العشق لا یفهمه إلا الخواص: والخواص لیسوا هم الذین کدسوا المعلومات، بل هم الذین طهّروا قلوبهم من کل ما سوى العشق، وهؤلاء هم الذین یعرفون أسرار العشق، والمدّعون لا یستطیعون أن یقفوا على أسراره، بل إذا أرادوا التفرج على ساحة الأسرار تصدهم ید الغیب عن ذلک:
مدّعى خواست که آید بــه تمـاشاگه راز
دسـت غیب آمـد و برسینه نامحرم زد
أی: أراد المدّعی أن یأتی لیتفرج على الأسرار/ فجـاءت یدُ الغیب وضربت على صدرالأجنبی".
وما أجمل ما قاله الحلاج عن العشق، إذ قال لا تسألوا الشافعی (أی لا تسألوا العلماء والفقهاء) عن مثل هذه المسائل:
حـلاج برسر دار این نکته خوش سرآید
از شافعـى نپرسید امثال این مسایـل
أی: الحلاج على المشنقة، قال بشکل رائع هذه النکتة/ لا تسألوا الشافعی عن أمثال هذه المسائل".
ومَحرَم القلب هو الذی یبقى فی حرم الحبیب، ومن لیس کذلک (الاجنبی) یبقى فی الإنکار:
هر که شد مَحْرَم دل در حَــرَم یار بمانـد
و آن که ایـن کــار ندانست در انکار بماند
أی: من أصبح مَحرَماً للقلب بقی فی حریم الحبیب/ ومَن لـم یعرف کیف یکون محرماً بقی فی التردید".
وحدیث العشق حدیث النفس والقلب لا حدیث العقل والمدرسة ومباحث القیل والقال الکلامیة:
مباحثى که در آن حلقه جنون مى رفت
وراى مـدرسه وقـال وقیل مسأله بود
أی:المباحث التی کانت تدور فی حلقة الجنون تلک /هی ما وراء المدرسة وما وراء القیل والقال".
العشق فطرة وحیاة: الناس منجذبون فطریاً لعشق الجمال، سواء منهم من نهج طریق العقل أو نهج طریق العرفان. وکلّ أماکن العبادة یعبّر فیها المؤمنون عن انشدادهم بالعشق.
همه کس طالب یارند چه هشیار وچه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
أی: کل الناس یطلبون المعشوق، الصاحی منهم والثمل/ وکل مکان بیت للعشق مسجداً کان أم کنیساً".
والعشق موهبة وصلت الإنسان من میراث الفطرة:
مى خور که عاشقى نه به کسب است واختیار
ایـــن موهبـــــت رسید ز میراث فطرتم
أی: عبَّ المدام، فالعشق لیس بالکسب والاختیار / هذه موهبة وصلتنی من میراث فطرتــی".
والعاشق العارف لم یتعلم سوى عشق جمال الحبیب:
نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست
چه کنم حرف دگـر یاد نداد استادم
أی: لیس على لوح قلبی سوى ألف قامة الحبیب / ماذا أفعل إذ لم یعلمنی أستاذی غیر ذلک".
والعشق هو الحیاة ولیس سواه إلا الموت، ویُفتی حافظ بأداء صلاة المیت على من خلا قلبه من العشق:
هرآن کسى که درین حلقه نیست زنده به عشق
بر او نمرده به فتواى ِ من نماز کنید
أی: کل من لم یکن فی هذه الحلقة حیاً بالعشق/ بفتوای أقیموا علیه صلاة المیت وهو حیّ".
البلبل والوردة: کل الکون یتحرک بالعشق، والعلاقات بین الکائنات هی علاقة عاشق ومعشوق، وإلى هذه الحقیقة یرمز حافظ فی حدیثه عن علاقة البلبل بالزهرة. فالبلبل یُنشد متغزلاً حین یبهره جمال الزهرة:
بُلبل ازفیض گـُل آموخت سُخن ورنه نبود
این همه قــول وغزل تعبیه در منقارش
أی: البلبل تعلم الکلام من فیض جمال الزهــرة وإلا /ما کان کلّ هذا الکلام والغزل معبّأ فی منقاره".
والبلبل فی تغریدة یُنشد ترانیم روحیّة یدعو فیها الى الامعان فی جمال الزهرة وماتشعّه من نور هو ذاته ما رآه موسى (ع) من نار فی طور سیناء، لتقرأ فی هذا الجمال درس التوحید.
بلبل زشاخ سرو به گلبانک پهلـــوى
مى خواند دوش درس مقامات معنـوى
یعنى بیا کــه آتش موســى نمود گل
تـــا از درخت نکتــه توحید بشنوى
أی: "البلبل من غصن شجرة السرو باللحن البهلوی/ کان ینشد أمس دروساً فی المنازل المعنویة/ تعال فقد أبرز الورد نــار موســى لتسمع من الشجرة ترانیـــم التوحیـد".
فالجمال یبعث فی النفس ذلک العشق الذی یکسر صنم الذات ویجعل الإنسان یطلب الکمال المطلق وهو الله تعالى.
هذه هی طبیعة الوردة أن تشع بحسنها، وهذه هی طبیعة البلبل أن یکون قرین العشق. لا فی تلک تغیّر ولا فی هذا تبدّل:
گل یار حُسن گشته وبلبل قریــن عشق
أیــن را تغیّرى نــه وآن را تبدّلـى
أی:  الورد أصبح قرین الحسن والبلبل قرین العشق/لا فی هذا تغیّر ولا فـی ذلـک تبــدّل".

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٦:٥۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

(مختارنامه )درکویرآران وبیدگل

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

پشت‌صحنه ( مختارنامه)

پشت‌صحنه سریال( مختارنامه)

پایگاه جام جم آنلاین مدتی پیش توضیحاتی درموردمراحل تولیدسریال تاریخی مختارنامه ونیزپشت صحنه وعوامل این سریال ارائه دادکه به مناسبت آغازپخش ان ازشبکه اول سیمامشروح این گزارش را می آورم:

از آن صبح فروردین‌ماهی که در کویر آران و ‌بیدگل، فیلمبرداری سریال مختارنامه به کارگردانی داوود میرباقری آغاز شد، 7 سال می‌گذرد. ..

فیلمبرداری مختارنامه در فروردین 1383 آغاز شد، اما نقطه شروع این کار به سال‌ها پیش از آن باز می‌گردد. حدود سال 1371 و زمانی که داوود میرباقری مشغول ساخت سریال امام علی(ع) بود، محمدابراهیم سلطانی‌فر نیز مشغول تحقیق برای نگارش فیلمنامه‌ای به نام «توابین» بود. سال‌ها بعد و در بهار 1381، متن نوشته شده توسط سلطانی‌فر از سوی محمود فلاح به داوود میرباقری ارائه می‌شود تا در خصوص انتخاب کارگردان برای آن مشورت شود. متن به لحاظ تاریخی کاملا مستند بود و این مساله فضای تاریخی دوره مورد نظر را برای میرباقری قابل لمس کرد، اما فیلمنامه به جهت تفاوت‌هایی که با معیارهای ذهنی او داشت، برای ساخت به بازنویسی نهایی نیاز داشت. البته میرباقری در آن مقطع در انتظار فراهم‌شدن شرایط برای ساخت سریال سلمان فارسی به تهیه‌کنندگی بهروز خوشرزم برای شبکه یک سیما بود که با منتفی شدن ساخت آن سریال، وی روی مختارنامه متمرکز شد.

تا دوم مهر 1381 که مختارنامه در گفتگوی تفصیلی داوود میرباقری با خبرگزاری ایسنا به نوعی رونمایی شد، طرح اولیه کار 3 بار از سوی حسن میرباقری، محمد بیرانوند و خود او بازنویسی شد تا در نهایت فیلمنامه در 5 دفتر که هر یک شامل 4 قصه هستند، آماده ارائه شود. داستان این مجموعه از زمان خلافت امام حسن(ع) آغاز می‌شود و با مرور صلح امام حسن(ع)، وقایع عاشورا و... به حکومت عبدالملک مروان منتهی می‌شود که در مجموع، مقطعی حدودا 18 ساله را به تصویر می‌کشد.

مختار کیست؟

سریال مختارنامه سریالی شخصیت‌محور است. داستان شخصیت مختار را به عنوان شخصیتی اصلی و محوری زیر ذره‌بین گرفته و از نگاه او وقایع و رخدادهای مقطعی تاریخی را به تصویر کشیده است. این شخصیت از نظر تاریخی اهمیت خاصی دارد و به همین دلیل است که دنبال کردن داستان زندگی او برای مخاطب جذاب است. این سریال در 47 قسمت داستان زندگی و قیام مختار ابو‌عبید ثقفی ملقب به ابواسحاق را روایت می‌کند. سریال به 3 مقطع جوانی، میانسالی و پیری مختار می‌پردازد. مختار یک علوی است که عشق و ارادت زیادی به خاندان پیامبر(ص) دارد. او سیاستمداری کهنه‌کار و باهوش و در عین حال جنگاوری بی‌نظیر است. شهرت مختار به دلیل قیامی است که پس از واقعه عاشورا برای خونخواهی از شهدای دشت کربلا توسط او شکل می‌گیرد و به پیروزی می‌رسد. زمانی که مردم کوفه از امام حسین(ع)‌ برای آمدن به کوفه دعوت می‌کنند، او و قبیله‌اش نیز به طرفداری از امام حسین(ع)‌ حرکت خود را آغاز می‌کنند، اما مختار توسط عبیدالله بن زیاد دستگیر و روانه زندان می‌شود و در روز عاشورا نیز در زندان است. توطئه بنی‌امیه برای قتل او به نتیجه نمی‌رسد و در نهایت او پس از آزادی از زندان، با شعار یالثارات الحسین به خونخواهی امام حسین(ع)‌ قیام خود را آغاز می‌کند. قیامی که به قصاص تمامی قاتلان کربلا و در نهایت تشکیل حکومتی شیعه و عدالت محور منجر می‌شود. البته خود مختار نیز در پایان این ماجرا سرنوشتی غم‌انگیز، اما حماسی پیدا می‌کند.

چه مقدماتی برای ساخت مختار فراهم شد؟

تدارکات اولیه برای ساخت سریال مختارنامه از مهر 1381 آغاز شد و از شهریور 1382 نیز سریال وارد مرحله پیش تولید شد و پس از 6 ماه پیش تولید، فیلمبرداری آن به شیوه 35 میلی‌متری در رمل‌ها و بیابان‌های کاشان آغاز شد.

سریال‌های تاریخی همیشه به فضای خاصی نیاز دارند تا در آن داستان خود را روایت کنند. به این فضا در اصطلاح دکور می‌گویند که معمولا در هر سریالی هزینه فراوانی برای ساخت دکورها صرف می‌شود که این هزینه حدودا یک سوم هزینه کلی سریال است.

بخش عمده‌ای از دکورهای سریال مختارنامه در منطقه احمدآباد مستوفی در جنوب غربی تهران ساخته شده که احتمالا در زمان پخش میزبان علاقه‌مندان خواهد بود. این دکورها شامل 3 شهر است: کوفه، مدائن و مکه. با توجه به حساسیت‌های داوود میرباقری هر یک از این شهرها نیز با جزئیات فراوان ساخته شده، مثلا شهر کوفه شامل بناهای مسجد کوفه، کاخ دارالعماره کوفه، آب انبار، میادین شهر، خانه مختار، خانه عمر سعد، خانه شمر، خانه خولی و... است. دکورهای شهر مکه نیز شامل: بنای کعبه و رواق‌های آن، چاه زمزم، حجر اسماعیل، کاخ دارالعماره مکه و خانه‌های اطراف کعبه است. شهر مدائن نیز که معماری خاص و ایرانی دارد شامل محله‌های مختلف، بازار ماست‌بندها، بازار فرش‌فروش‌ها، بازار رنگرزها، کاخ دارالعماره و چند بنای دیگر است.

تور ایرانگردی سریال مختارنامه

فیلمبرداری سریال مختارنامه تنها به منطقه احمدآباد مستوفی محدود نبوده است و دست‌اندرکاران این سریال برای خلق منظره‌های چشم‌نواز به شهرها و نقاط مختلفی از ایران سفر کرده‌اند. شهرستان آبادان و روستاهای اطراف آن یکی از بخش‌هایی است که سریال مختارنامه طی 6 ماه در آن صحنه‌هایی که نیاز به نخل و رودخانه بوده را به تصویر کشیده است.

گروه سازنده مختارنامه 6 ماه نیز در شهرستان شاهرود و حوالی جاده ابر صحنه‌های جنگی سریال را به تصویر کشیده‌اند. در دوره دیگری نیز که از اواخر سال 1386 آغاز شد و تا اوایل تابستان 1388 ادامه یافت، گروه سازنده در روستای طرود صحنه‌های مربوط به کربلا را به تصویر کشیدند. طرود، روستایی در 125 کیلومتری شاهرود است که در آن صحنه‌های کربلا و چادرهای امام حسین(ع)‌ و نیز گودال قتلگاه و نهر علقمه بازسازی شده است.

ورامین نیز محل دیگری بود که دست‌اندرکاران سریال مختارنامه طی 2 مقطع به آنجا رفتند و با کاشتن دوربین مختارنامه در گندمزارهای ورامین سپس روستای عشق‌آباد، بخش‌هایی از این سریال را به تصویر کشیدند.

یکی دیگر از محل‌هایی که چند ماهی پذیرای دست‌اندرکاران سریال مختارنامه بود، «شهرک سینمایی دفاع مقدس» بود که در آن، بخش‌هایی از سریال در دکورهای روستای کنعان سریال یوسف مقابل دوربین رفت، سپس در بخش دیگری از همین شهرک صحنه‌هایی از جنگ‌های خونین مختار به تصویر کشیده شد.

جشنواره بازیگران سینما و تلویزیون

در سریال «مختار نامه» 110 بازیگر اصلی، 400 بازیگر فرعی و بیش از 2000 نفر سیاهی‌لشکر جلوی دوربین رفته‌اند.

داوود میرباقری به عنوان کارگردانی که سبک و سیاقی «کلاسیک» را در کارهایش دنبال می‌کند، همیشه بر استفاده از بازیگران حرفه‌ای اعتقاد و اصرار دارد. البته در مختارنامه گاه بنابه ضرورت افرادی مانند حامد حدادی بسکتبالیست تیم ملی نیز به دلیل فیزیک خاص مقابل دوربین رفتند. احمد ایراندوست یا همان غول برره هم دیگر بازیگری بود که انتخاب آن از سوی مختارنامه نگاه‌های زیادی را متوجه این سریال کرد. گاه در این سریال نقش‌های آنقدر خاص و جالب وجود داشت که برخی عوامل پشت‌‌دوربین ایفاگر آن شدند. مسعود ولدبیگی، طراح چهره‌پردازی این سریال یکی از افرادی بود که در نقش سردسته خوارج مقابل دوربین رفت. مسعود میمی، برنامه‌ریز سریال هم نقش جاسوسی را ایفا کرد که پس از شناسایی و دستگیری، چشمانش کور و زبانش بریده می‌شود.

جمشید خندان، منشی صحنه سریال نیز نقش شخصیتی به نام ابن ربیع را ایفا کرد. مجید علی‌الاسلام، مدیر صحنه سریال نیز در نقش منذر‌بن زبیر جوانی جنگجو و از اهالی مکه مقابل دوربین رفته است. حامد میرباقری، فرزند داوود میرباقری هم یک بار در نقش پسر مختار در این سریال ایفای نقش کرد و یک بار هم نقش وهب نصرانی را ایفا کرد که بازی وی در نقش دوم با گریمی سنگین و خاص همراه بود. وهب، جوانی مسیحی است که در کربلا به شهادت می‌رسد. برخی دست‌اندرکاران این سریال نیز به جز ایفای نقش در این سریال، برخی فعالیت‌های خاص را انجام دادند. مثلا حسن میرباقری فیلمنامه نویس این اثر ایفاگر نقش ابراهیم مالک بود، حامد میرباقری دستیار کارگردان، محمود اردلان بازیگر نقش پسرعموی مختار، طراح حرکات رزمی سریال مختارنامه هم بوده است.

در این سریال برخی بازیگران برای مقطعی طولانی درگیر این سریال بودند و برخی دیگر نیز برای مدتی کوتاه در این سریال مقابل دوربین رفتند. فریبرز عرب‌نیا بازیگر نقش مختار از سال 1383 و در اولین سکانس‌های این سریال در کاشان، در این سریال مقابل دوربین رفت و بازی او تا آخرین روزهای ساخت سریال ادامه داشت. عرب‌نیا در طول این سال‌ها فقط امکان حضوری کوتاه مدت در فیلم‌های صندلی خالی، طاووس‌های بی‌پر و مانگرو داشت و جز این ترجیح داد تا وقت خود را صرف ایفای نقش در مختارنامه کند. البته او این روزها بازیگر پرکاری شده است.

بازیگر دیگری مانند رضا رویگری که در این سریال نقش یار ایرانی مختار را داشت، در این سال‌ها نقش‌های مختلفی را در فیلم‌ها و سریال‌ها ایفا کرد.

مهدی فخیم‌زاده، بازیگر نقش عمر سعد سال 83 مقابل دوربین رفت، سپس در مقاطع مختلف به شکل کوتاهی در این سریال ایفای نقش کرد و این روزها نیز که درگیر ساخت سریال جدید خود به نام «قتل در ساختمان 85» است، برای 4 جلسه به طرود آمد تا در بخش‌های مربوط به کربلا مقابل دوربین برود.

فهرست بازیگران و نقش‌هایی که در سریال مختارنامه ایفا کرده‌اند، بسیار مفصل است. از امین زندگانی بازیگر نقش مسلم بن عقیل تا پرویز پورحسینی بازیگر نقش میثم تمار و ژاله علو که نقش مادر مختار را ایفا کرده است. ویشکا آسایش هم در این سریال در نقش جعده همسر امام حسن (ع) مقابل دوربین رفته و کریم اکبری مبارکه، بازیگر نقش ابن‌ملجم در سریال امام علی(ع) هم این بار در نقش یکی از یاران مختار در این سریال ایفای نقش کرده است.

محمدرضا شریفی‌نیا بازیگر نقش ولید هم این اواخر به سریال مختارنامه پیوست و نقش «محمد بن حنفیه» را بازی کرد. به این فهرست می‌توان نام‌های دیگری را هم اضافه کرد. مثلا اکبر زنجانپور که در این سریال، نقش عموی مختار را ایفا کرده یا نسرین مقانلو که ایفاگر نقش همسر مختار بوده است. در این سریال نقش حضرت ابوالفضل(ع) هم توسط جوانی 20 ساله به نام کاوه فتوحی ایفا شده است. رضا کیانیان هم نقش عبدالله بن زبیر حاکم مکه را ایفا کرده است.

بد نیست بدانید بهنوش بختیاری هم در نقش یک شاهزاده اشرافی مقابل دوربین رفته و البته بازی وی مدتی قبل پایان یافته است.

بهناز جعفری نیز در این سریال نقش یکی از زنان شرور کوفه را ایفا کرده و همسر او نیز که در اغلب فعالیت‌هایش با او همکاری می‌کند، کسی نیست جز شهرام حقیقت‌دوست. از دیگر بازیگران فیلم می‌توان به محمد فیلی در نقش شمر، صدرالدین حجازی در نقش خولی، انوش معظمی در نقش حرمله و الهام حمیدی و حدیث فولادوند در نقش 2 تن از زنان مختارنامه اشاره کرد.

چند اتفاق جالب نیز در زمینه بازیگری در این سریال اتفاق افتاد، مثلا در بخش کربلا، فردی که به عنوان شمایل امام حسین(ع) در این مجموعه حضور دارد؛ رضا میرباقری، برادر کوچک داوود میرباقری و از اهالی شهرستان شاهرود است که تا به حال در هیچ کار تصویری حضور نداشته است. البته در این سریال، تصویر چهره او نشان داده نخواهد شد.

شهره لرستانی هم در این سریال در 2 نقش حضور یافته است؛ یکی در نقش زن کوفی که دوستدار امام حسین(ع) است و یک بار هم در نقش خواهر مختار.

شترها، مارها، موش‌ها و گرازها

داوود میرباقری در ساخت سریال مختارنامه به جنبه‌های مختلفی توجه داشته است تا این سریال را به زندگی عادی نزدیک و از همین فضا، آن را قابل لمس کند. در ساخت سریال مختارنامه از حیوانات مختلفی هم استفاده شده است؛ یکی از این حیوانات غیر از اسب‌، شتر است که در صحنه‌های مختلف به کار گرفته شده است. در صحنه‌های مختلف سریال مختارنامه شاهد حرکت شترهای مختلف نیز خواهید بود که این شترها به صورت اجاره در اختیار این سریال قرار گرفته است. در صحنه‌هایی از سریال که در زندان کوفه می‌گذشت، مارها و موش‌های فراوانی داخل زندان وجود داشتند که این حیوانات از سوی گروه تدارکات از سرم‌سازی حصارک تهیه و در اختیار گروه سازنده قرار گرفت.

بد نیست بدانید در یکی از صحنه‌های آغازین سریال، گرازی به مزرعه مختار حمله و بخشی از محصول گندم او را نابود می‌کند. مختار به دنبال این گراز می‌رود و او را شکار می‌کند. برای به تصویر کشیدن این صحنه، گرازی به شکل ماکت ساخته شد، اما برای طبیعی‌تر درآمدن صحنه‌ها یک بچه گراز در اختیار گروه قرار گرفت و با تربیت طولانی مدت این گراز، تلاش شد تا او را برای این صحنه‌ها آماده کنند.

مختارنامه، سریالی کم‌حادثه

کار کردن در سریالی که حیواناتی مانند اسب در آن سروکار دارند و صحنه‌های جنگی، بخش جدایی‌ناپذیر کار است و نیز اثری که جابه‌جایی جغرافیایی فراوانی دارد، خطرهایی برای عوامل سازنده به دنبال دارد. در همان آغاز کار، یک بار اسبی که فریبرز عرب‌نیا بر آن سوار بود، با حرکت غیرعادی خود به چشم این بازیگر ضربه‌ای زد و بالای ابروی عرب‌نیا زخم شد.

سال 1384 داوود میرباقری به دلیل فشار کار چند روزی در بیمارستان بستری شد. سال 1385 نیز محمود فلاح دچار عارضه قلبی شد و به بیمارستان رفت. فلاح اواخر سال 87 نیز برای درمان مجدد این عارضه، تحت عمل جراحی قرار گرفت.

چند تن از بدلکارهای سریال نیز در صحنه‌های جنگی دچار آسیب‌دیدگی شدند. یک بار چنین اتفاقی برای رضا رویگری رخ داد و مدتی نیز عظیم جوانروح، مدیر فیلمبرداری این سریال به دلیل شدت یافتن بیماری از سر‌صحنه فیلمبرداری روانه بیمارستان شد.

زندگی خانوادگی در مختار

سریال مختارنامه در طول 6 سالی که از ساخت آن می‌گذرد شاهد ازدواج برخی از عوامل آن بوده و برخی افراد نیز در طول همین مدت صاحب فرزند شده‌اند. برخی افراد و چهره‌های حاضر در این سریال با گذشت زمان صاحب تجربه‌ای ارزشمند شدند و از این تجربه در زمینه فیلمسازی استفاده کردند. علی کریم و یعقوب غفاری 2 نفر از اعضای گروه کارگردانی این سریال بعدها وارد عرصه کارگردانی و ساخت فیلم بلند شدند. در دیگر موارد نیز افراد فعال در بخش‌های مختلف به عنوان دستیار، این روزها در حال تجربه‌های مستقل هستند.

در مقطعی از ساخت این سریال، هنروران سیاهپوست از آبادان به تهران آمدند و در این سریال مقابل دوربین رفتند. برخی از آنها در این محل صاحب فرزند شدند. زندگی آنها جنبه‌های جالبی دارد که به اندازه سریال می‌تواند جذاب باشد.

خیج روستای پدری داوود میرباقری در شاهرود است. از آن محل افرادی که سوارکارانی قابل بودند به تهران آمدند و در بخش‌های مربوط به مکه و جنگ‌ها ایفای نقش کردند. زندگی آنها در سریال مختارنامه نیز می‌تواند دستمایه گزارشی جالب باشد. از طرفی در سریال مختارنامه نسل‌های مختلف فیلمسازی و سریال‌سازی در تلویزیون با تفاوت‌های سنی مختلف کنار هم قرار گرفتند و این کار را پیش بردند.

تاثیر ساخت سریال مختارنامه در شهرهایی که مختار آنجاها مقابل دوربین رفت نیز موضوع جالب دیگری است. طولانی بودن زمان تولید سریال مختارنامه و همزمانی آن با اتفاق‌هایی همچون سهمیه‌بندی بنزین نیز حتی می‌تواند دستمایه کار پژوهشی قرار گیرد. این آثار طولانی تا حدود زیادی متکی بر بحثی به نام انرژی هستند. استفاده از فناوری در مختارنامه، بررسی سبک در زمینه‌هایی مانند گریم، فیلمبرداری، طراحی صحنه، لباس و... زندگی راننده‌ها و نیروهای خدماتی مختار، گزارشی از مشکلاتی که بر اثر طولانی شدن کار پیش می‌آید و مواردی مانند دزدیده شدن ایده‌ها، لو رفتن برخی نکات در زمینه صحنه و لباس که به خسته شدن آدم‌ها منتهی می‌شود، حضور افغانی‌ها در بخش‌هایی از سریال مختارنامه همه و همه ایده‌های جذابی هستند که در صورت پرداخت درست همزمان با نمایش این سریال می‌توانند به عامل جذابیتی مضاعف تبدیل شوند.

سالشمار ساخت سریال مختارنامه

فروردین 81: پس از موافقت میرباقری با کارگردانی این اثر، وی نگارش متن اولیه را آغاز می‌کند.

مهر 81: آغاز نگارش نهایی متن

اسفند 81: آغاز پیش‌تولید و سفرهایی برای بازبینی لوکیشن به مناطقی همچون جنوب کشور، شاهرود، سمنان، سبزوار و...

خرداد 82: آغاز ساخت دکورها

تیر 82: آغاز دوخت لباس‌ها

مرداد 82: آغاز آماده‌سازی لوازم صحنه

شهریور 82: آغاز انتخاب بازیگران

آذر 82: آغاز تست گریم بازیگران

فروردین 83: آغاز فیلمبرداری در کاشان

خرداد 84: آغاز تدوین همزمان

تیر 85: آغاز فیلمبرداری در ورامین

آذر 85: آغاز فیلمبرداری در آبادان

فروردین 86: آغاز فیلمبرداری در تهران

شهریور 86: آغاز فیلمبرداری در شاهرود

خرداد 87: آغاز فیلمبرداری در شهرک سینمایی دفاع مقدس

تابستان 87: آغاز فیلمبرداری دوباره در احمدآباد مستوفی

زمستان 87: آغاز فیلمبرداری در شاهرود

بهار 88: پایان فیلمبرداری در شاهرود

تیر 88: پایان فیلمبرداری

اسفند 88: پایان تدوین اولیه

برخی مشخصات

تعداد بازیگر اصلی: بیش از 60 نفر

تعداد بازیگر فرعی: بیش از 140 نفر

تعداد سیاهی لشکر: بیش از 2000 نفر

تعداد نیروهای انسانی درگیر در طرح: بیش از 1430 نفر

تعداد لوکیشن‌های داخلی و خارجی: بیش از 122 لوکیشن

میزان ساخت دکور: 7 هکتار در زمینی به وسعت 24 هکتار

تعداد اسب مورد استفاده در طرح: بیش از 80 رأس

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

کریمه اهل بیت

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:۳٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

اول ذی قعده ولادت حضرت معصومه(س)

 

یا بنتَ موسى وابـنةَ الأطهـارِ       أختَ الـرضـا وحبیبةَ الجبّار

أنتِ الـودیعةُ للإمام على الورى     فخر الکریم وصاحب الأسرارِ

لا زلتِ یا بنت الهدى معصومةً           مِن کلّ ما لا یَرتـضیه الباری

مَن زار قبرَکِ فی الجِنان جزاؤهُ      هذا هو المنصوصُ فی الأخبارِ

 

کوثر همیشه جاری ، کریمه اهل بیت


ضریح نورانی ات را در آغوش می گیریم و از بین شبکه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می کنیم. باورمان نمی شود! آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ایم! تو که زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است!
حضرت فاطمه معصومه(س) در روز اول ذیقعده سال 173 هجری، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. این بانوی بزرگوار، از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاک سیرت و نیکو سرشت به شمار می رفت. پدران این خاندان، همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت، گوهرهای تابناک امامت و سکان داران کشتی انسانیت بودند.
حضرت معصومه (س) در خاندانی که سرچشمه علم و تقوا و فضایل اخلاقی بود، پرورش یافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوی گرامی به شهادت رسید، فرزند ارجمند آن امام، یعنی حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نیز بر عهده گرفت.
در اثر توجهات زیاد آن حضرت، هر یک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامی والا دست یافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکی در این باره میگوید: «هر یک از فرزندان ابی الحسن موسی معروف به کاظم، فضیلتی مشهور دارد». بدون تردید بعد از حضرت رضا (ع) در میان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمی و اخلاقی، والا مقام ترین آنان است. این حقیقت از اسامی، لقب ها، تعریف ها و توصیفاتی که ائمه اطهار (ع) از ایشان نموده اند، آشکار است و این حقیقت روشن می سازد که ایشان نیز چون حضرت زینب (س) «عالمه غیر معلمه» بوده است.
حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشیع است و مقام علمی بلندی دارد. نقل شده که روزی جمعی از شیعیان، به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (ع) و پرسیدن پرسش هایی از ایشان، به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش های خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکی خردسال بیش نبود، تحویل دادند. فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام رفتند، ولی هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش های خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدی به خدمت امام برسند، غافل از این که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتی پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان، شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار در بین راه با امام موسی بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. وقتی امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدایش.
درباره فضیلت زیارت حضرت معصومه (س) روایات فراوانی از پیشوایان معصوم رسیده است. از جمله، هنگامی که یکی از محدثان برجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفیاب می شود، امام هشتم خطاب به ایشان می فرماید: «ای سعد! از ما در نزد شما قبری است». سعد می گوید: فدایت شوم! آیا قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر (س) را می فرمایید؟ می فرماید: «آری، هر کس او را زیارت کند، در حالی که به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.
پیشوای جهان تشیع امام جعفر صادق (س) نیز در این باره می فرماید: «هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب گردد». و در حدیث دیگری آمده است: «زیارت او، هم سنگ بهشت است».
حضرت فاطمه معصومه (س) بانویی بهشتی، غرق در عبادت و نیایش، پیراسته از زشتی ها و شبنم معطر آفرینش است. شاید یکی از دلایل «معصومه» نامیدن این بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلی یافته است. بر اساس پاره ای از روایات، این لقب از سوی امام رضا (ع) به این بانوی والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقیه بلند اندیش و سپید سیرت شیعه، علامه مجلسی (ع) در اینباره میگوید: امام رضا (ع) در جایی فرمود: «هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است».
حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقیهان گران قدر شیعه، به لقب «کریمه اهل بیت» یاد می شود. از میان بانوان اهل بیت، این نام زیبا تنها به آن حضرت اختصاص یافته است. بر اساس رویای صادق و صحیح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آیت الله مرعشی نجفی، این لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در این رؤیا، امام صادق (ع) به آیت الله نجفی که با دعا و راز و نیاز، تلاش پیگیری را برای یافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کریمه اهل بیت.
فاطمه معصومه (س) از جهت شخصیت فردی و کمالات روحی، در بین فرزندان موسی بن جعفر (ع) بعد از برادرش، علی بن موسی الرضا (ع) در والاترین رتبه جای دارد. این درحالی است که بنا بر مستندات رجالی، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بین این همه بانوی گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شیخ عباس قمی آنگاه که از دختران موسی بن جعفر (ع) سخن می گوید، درباره فاطمه معصومه (س) می نویسد: «بر حسب آنچه به ما رسیده، افضل آن ها، سیده جلیله معظمه، فاطمه بنت امام موسی (ع) معروف به حضرت معصومه است.
حضرت فاطمه (س) پس از ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قید حیات بود و سپس دعوت حق را لبیک گفت و به سوی بهشت برین پرواز کرد. این حادثه در سال 201 هجری رخ داد. سلام بر این بانوی بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اینک آفتاب حرم باصفایش، زمین قم را نورانی کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پیام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتی. ای فاطمه! در روز قیامت، شفیع ما باش که تو در نزد خدا، جایگاهی ویژه برای شفاعت داری.

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام
تویـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو بـــر آن مقام رفیــع و بـر این مقام، ســلام

 

السیّدة فاطمة المعصومة (س)

هی السیّدة فاطمة المعصومة بنت الإمام موسى بن جعفر الکاظم علیه السّلام، سلیلة الدوحة النبویّة المطهّرة، وغصن یافع من أغصان الشجرة العلویة المبارکة، وحفیدة الصدّیقة الزهراء علیها السّلام، المحدِّثة، العالمة، العابدة. اختصّتها ید العنایة الإلهیّة فمنّت علیها بأن جعلتها من ذریّة أهل البیت المطهّرین. حدّثت عن آبائها الطاهرین علیهم السّلام، وحدّث عنها جماعة من أرباب العلم والحدیث، وقد ورد فی بعض التواریخ أنّ الإمام الرضا علیه السّلام لقّبها بالمعصومة.

ولادتها ونشأتها


وُلدت السیّدة المعصومة فی المدینة المنورة، وترعرت فی بیت الإمام الکاظم علیه السّلام، فورثت عنه من نور أهل البیت وهدیهم وعلومهم فی العقیدة والعبادة والعفّة والعلم، وعُرفت على ألسنة الخواصّ بأنّها کریمة أهل البیت علیهم السّلام.
نشأت السیّدة فاطمة تحت رعایة أخیها الإمام الرضا علیه السّلام، لأنّ الرشید العبّاسی أمر أبیها عام ولادتها، فأودعه سجونه الرهیبة الواحد تلو الآخر، إلى أن اغتاله بالسمّ عام 183هـ، فعاشت السیّدة المعصومة مع إخوتها وأخواتها فی کنف الإمام الرضا علیه السّلام. وقد أجمع أصحاب السیر والتراجم على أنّ أولاد الإمام الکاظم علیه السّلام کانوا أعلاماً لائحة فی العبادة والتقوى والنُّسک.

الظروف الاجتماعیّة والسیاسیّة
ولدت السیّدة المعصومة فی عهد الرشید العبّاسیّ، ففتحت عینیها منذ صغرها على وضع سلطوی إرهابیّ؛ فلقد قامت أرکان الدولة العبّاسیّة على أنقاض الدولة الأمویّة، وتستّر العبّاسیّون وراء شعار رفعوه فی بدایة أمرهم هو «الرضا من آل محمّد» لیوهموا طائفة من المسلمین الموالین لأهل البیت علیهم السّلام، لکنّهم ما إن تسنّموا سدة الحکم واستتبّت لهم الأمور حتّى قلبوا لأهل البیت ظهر المجنّ، وامتدّت أیدیهم بالقتل والبطش والقمع لکلّ من یمتّ لهذه الدوحة العلویّة الشریفة بصلة، فلاحقوا أئمّة أهل البیت علیهم السّلام وقتلوهم وسجنوهم.

السیّدة المعصومة ترحل طلباً لأخیها علیهما السّلام
اکتنفت السیّدةَ المعصومة علیها السّلام ـ ومعها آل أبی طالب ـ حالةٌ من القلق الشدید على مصیر الإمام الرضا علیه السّلام منذ أن استقدمه المأمون إلى خراسان. لقد کانوا فی خوف بعدما أخبرهم أخوها أبو الحسن الرضا علیه السّلام أنّه سیُستشهد فی سفره هذا إلى طوس خاصّة وأنّ القلوب الکلیمة ما تزال تَدمى لمصابهم بالکاظم علیه السّلام الذی استُقدم إلى عاصمة الحکم بغداد، فلم یخرج من سجونها وطوامیرها إلاّ قتیلاً مسموماً. کلّ هذا یدلّنا على طرف ممّا کان یعتمل فی قلب السیّدة المعصومة علیها السّلام، ممّا حدا بها ـ حسب روایة الحسن بن محمّد القمّی فی تاریخ قم ـ إلى شدّ الرحال، لتتحسّس عن أخیها الإمام.
وهکذا رحلت تقتفی أثر أخیها الرضا علیه السّلام، والأمل یحدوها فی لقائه حیّاً، لکنّ وعثاء السفر ومتاعبه اللذینِ لم تعهدهما کریمة أهل البیت أقعداها عن السیر، فلزمت فراشها مریضة مُدنَفة، ثمّ سألت عن المسافة التی تفصلها عن قم ـ وکانت آنذاک قد نزلت فی مدینة ساوة ـ فقیل لها إنّها تبعد عشرة فراسخ، فأمرت بإیصالها إلى مدینة قم، فحمُلت إلیها على حالتها تلک، وحطّت رحالها فی منزل موسى بن خزرج بن سعد الأشعریّ، حتّى توفیّت سلام الله علیها بعد سبعة عشر یوماً.
وفی أصحّ الروایات أن خبرها لمّا وصل إلى مدینة قم، استقبلها أشراف قم، وتقدّمهم موسى بن خزرج، فلمّا وصل إلیها أخذ بزمام ناقتها وقادها إلى منزله، وکانت فی داره حتّى تُوفیّت... فأمرهم بتغسیلها وتکفینها، وصلّى علیها، ودفنها فی أرض کانت له، وهی الآن روضتها، وبنى علیها سقیفة من البَواری، إلى أن بَنَت زینب بنت محمّد الجواد علیه السّلام علیها قبّة.

عمر السیّدة فاطمة المعصومة
لم تتوفّر مصادر تاریخیّة موثّقة تحدّد سنة ولادة السیّدة فاطمة المعصومة علیها السّلام، وقد ذکر البعض أنّها وُلدت سنة 173 هجریّة، فیما ذکر آخرون أنّ ولادتها کانت سنة 183هـ وهو قول فیه نظر؛ لأنّنا نعلم أنّ الإمام الکاظم علیه السّلام استُشهد سنة 183هـ، ونعلم کذلک أنّه استُدعی قبلَ ذلک مِن قِبل الرشید فأُرسل إلى البصرة فحُبس فیها سنة، ثمّ نقل إلى بغداد فحبس فیها ثلاث سنین، حتّى استشهد.
وإذا أخذنا بالقول أنّ السیّدة قد ولدت سنة 173هـ، فإنّ عمرها الشریف سیکون عند وفاتها سنة 201هـ فی حدود 28 عاماً. بَیْد أنّ المعصومة علیها السّلام ـ على أیّة حال ـ لا تتأخّر عن سنة 179هـ وهی سنة اعتقال والدها الکاظم علیه السّلام، فیکون عمرها الشریف 22 سنة فی أقلّ التقدیرات.

وصیّة الإمام الکاظم وصدقته
جعل الإمام الکاظم علیه السّلام ـ فی وصیّته ـ أمر تزویج بناته بید ولده الإمام علیّ بن موسى الرضا علیه السّلام دون بَنیه الآخرین، وأنّه ـ وهو الأعرف بمناکح قومه ـ إن شاء تزویج أخواته من الأکفاء فعل، وإن أراد أن یترک تزویجهنّ ـ لعدم وجود الأکفاء، أو لوجود ظروف قاهرة ـ ترک. کما نلاحظ أنّ الإمام الکاظم علیه السّلام تصدّق بأرض ـ حدّدها بحدودها ـ على أولاده وبناته ما دُمنَ لم یتزوّجن ولم یکن لهنّ معیل، فإن عادت إحداهن، بعد زواجها، ـ کأنْ یُتوفّى زوجها ـ عاد إلیها سهمها من الصدقة، وأضحى شأنها شأن من لم تتزوّج من أخواتها.

حول زواج السیّدة المعصومة
إنّ نظرة فاحصة إلى مُجمل الأوضاع العصیبة التی عاصرتها السیّدة المعصومة علیها السّلام، والضغط الشدید والارهاب اللذین تعرض لهما العلویّون والطالبیّون فی عهد الرشید، انتهاءً بالاعتقال والقتل الفجیع الذی تعرّض له کبیرهم الإمام الکاظم علیه السّلام.. یجعلنا ندرک سبب عدم زواج السیدة المعصومة وأغلب بنات الإمام الکاظم علیه السّلام.
ولقد کان العلویّون والطالبیّون مُلاحَقین مُشرّدین، یلاحقهم جلاوزة الرشید أینما حَلُّوا. أما الأکفاء من الآخرین، فالظاهر أنّ أحداً منهم لم یجرؤ ـ وقد عرف عداء الرشید للکاظم علیه السّلام ـ على التعرّض لسخط هارون من خلال مصاهرته للإمام الکاظم علیه السّلام، کما ندرک الحکمة التی جعلت الإمام الکاظم علیه السّلام ـ وهو العارف بهذا الظرف العصیب ـ یخصّص أرضاً معیّنة لتُوزّع عائداتها على بناته إن فقدن المُعیل الذی یُعیلهنّ.
ویبقى أمر عدم زواج السیّدة المعصومة، وأغلب أخواتها الأخریات من بنات الإمام الکاظم علیه السّلام أحد الشواهد على الظلم والإرهاب اللذین تعرّض لهما أهل البیت علیهم السّلام فی زمن العبّاسیین عامّة، وفی عصر الرشید على وجه الخصوص.


هل استشهدت المعصومة بالسمّ ؟
ذکر بعض المصادر أنّ المأمون لمّا بلغته أخبار القافلة التی تحرّکت من المدینة إلى خراسان، وفیها اثنان وعشرون علَویّاً، وعلى رأسها السیّدة فاطمة بنت موسى علیها السّلام، وأنّ عدد أفراد القافلة یتعاظم کلّما تقدّمت فی مسیرها، أوعز بالتصدّی لها، فتصدّى لها جماعة من جلاوزة النظام، وقتلوا وشرّدوا کلّ من کان فیها. وقیل إنّ السمّ دُسّ بعد ذلک إلى السیّدة المعصومة فی مدینة ساوة، فلم تلبث إلاّ أیّاماً قلیلة حتّى فارقت الحیاة .

دفن السیّدة المعصومة
روى الحسن بن علیّ القمّی أنّ فاطمة (المعصومة) رضی الله عنها لمّا توفیّت وغُسلّت وکُفّنت، حُملت إلى مقبرة (بابلان) ووضعت على حافّة سرداب حُفر لها، فاختلف آل سعد فی مَن یُنزلها إلى السرداب، ثمّ اتّفقوا على أن یتولّى ذلک خادم لهم صالح کبیر السنّ، فلمّا بعثوا إلیه رأوا راکبَین مُقبلَین من جانب الرملة وعلیهما لِثام، فلمّا قَرُبا من الجنازة نزلا وصَلّیا علیها، ثمّ نزلا السرداب وأنزلا الجنازة ودفناها فیه، ثمّ خرجا ولم یُکلّما أحداً، ورکبا وذهبا ولم یدرِ أحد مَن هما.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:۱٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

آیت الله بهجت

 

همه چیز درباره شایعات مربوط به آیت الله بهجت



حجت الاسلام و المسلمین شیخ علی بهجت فرزند آیت الله بهجت (رض)اخیرا در گفت و گویی با خبرنگار یکی ازرسانه ها گفت: در زمان آیت الله بهجت شایعاتی نسبت به ایشان روا شده است که ناحق بوده و ایشان همیشه توصیه می کردند که به این شایعات جواب ندهم.
وی تصریح کرد: کسانی هستند که در ظاهر به ایشان تواضع می کنند ولی در باطن بزرگترین خنجرها را به ایشان می زنند که من می دانم این هاچه کسانی هستند.
وی در تکذیب اولین شایعه ابراز داشت: عده ای با ظرافت خاصی، روز جمعه ای را در تقویم مشخص کرده اند و آن روز در سال 1414 را روز ظهور امام زمان مشخص کرده اند. این افراد اول این مطلب را از قول آقای بهجت نقل و به ایشان منسوب کردند و بعد با تقویم ثابت کردند این تاریخ در روز جمعه قرار داشته و مخاطب هم این مطلب را به راحتی باور می کرد.
وی ادامه داد: شایعه دیگری که منتسب به ایشان کرده بودند، این بود که ایشان گفته است در کرمان بناست زلزله ای رخ دهد که در پی انتشار این شایعه تماس های مکرری گرفته می شد برای اطلاع یابی از صحت این خبر.
وی افزود: این افراد در ساختن شایعات به اینجا هم بسنده نکردند و در ادامه گفتند که آقای بهجت رفتن به خیابان صفاییه را حرام اعلام کرده است. یک وقتی ایشان بعد از نماز با جوانی مواجه شدند و آن جوان گفت که آقا شما چرا رفتن به این خیابان را حرام اعلام کرده اید؟ آیت الله بهجت گفتند که من این را گفته ام؟
  آن جوان گفت از قول شما گفته اند که در آن خیابان مغازه هایی وجود دارد که ویترین ها جالبی ندارد.
وی ادامه داد: آیت الله بهجت در جواب این شخص گفت که حالا اگر همین مغازه ها در خیابان های دیگری وجود داشته باشد چه؟ باز هم رفتن به آن خیابان ها حرام است؟ این در صورتی است که منزل آیت الله بهجت در همین خیابان صفائیه قرار دارد.
شیخ علی بهجت شایعه دیدن قاتل امام زمان(عج) و بیهوش شدن موقع گرفتن وضو را نیز تکذیب کرد.
وی افزود: بازهم شایعات را بردند بالا و به بحث های مالی رساندند و گفتند که آقای بهجت این قدر از وجوهات مردمی دریافت کرده است وقتی ما حساب کردیم در 15سال مرجعیت ایشان حتی نصف این مال را هم به ایشان به عنوان وجوهات از سوی مردم نداده اند.
 
وی شایعه ای که ایشان در نظرات فقهی شان است که باید در عصر غیبت خمس را در زیر خاک پنهان کرد تا خود امام زمان تشریف بیاورد را رد کرد و اظهارداشت: ایشان معتقد بودند که در زمان غیبت کار مسلمانان نباید لنگ بماند و اصل ولایت فقیه را قبول داشتند.
وی شایعه تعطیلی دفتر آیت الله بهجت را نیز از سوی دفتر مقام معظم رهبری تکذیب کرد و افزود عده ای با پخش این شایعه قصد ضربه زدن به ایشان را داشتند و مقام معظم رهبری نیز در این حادثه مظلوم واقع شد.
وی در پاسخ به این سووال که می گویند ایشان دیانت را از سیاست جدا می دانست صحیح است یا خیر اظهار داشت: ایشان در سیاست کاملا صاحب نظر بود و نظرات را خود را هم اعلام می کرد، ولی به اهلش نه به رسانه ها و تلوزیون که به هیچ کاری نیاید.
وی ادامه داد: این که می گویند ایشان در انتخابات شرکت نمی کرد نادرست است.آیت الله بهجت شرکت نکردن در انتخابات را حرام می دانست. ولی ازآنجایی که از دوربین ها فراری بود لذا در انظار عمومی رای نمی داد.
وی بحث موت اختیاری را از آنجایی مورد تایید قرار داد که امام خمینی نقل کرده اند و افزود عارفی بود که می گفت که من 25 مقام از ایشان می شناسم که عهد کردم که به کسی نگویم.
وی کراماتی نظیر طی الارض و چشم بصیرت ایشان را نیز تایید کرد و افزود علاوه بر اینها دیدارهایی هم ایشان با امام زمان داشته اند که متاسفانه عده ای از صحت این رویداد ها سوء استفاده کردند.
وی شایعه نماز خواندن پشت سر امام زمان را بی اطلاع دانست و ابراز کرد در تاریخ بودند کسانی که پشت سر امام زمان نماز خواندن ولی حداقل بنده اطلاع ندارم که ایشان نماز خوانده اند یانه؟
وی در پاسخ به این سووال که آیا آیت الله بهجت در مورد رییس جمهور و یا شخصیت های دیگر کشور اظهار نظری کرده بودند گفت: ایشان به هیچ عنوان در مورد اشخاص اظهار نظر نمی کرد.
وی شایعات دیگری نظیر معتقد بودن ایشان به قمه زنی و رد نظریه ولایت فقیه و دیدن قاتل امام زمان هنگام وضو و بیهوش شدندش را نیز تکذیب کرد.
وی ابراز داشت: در نقل و قول این شایعه ای که گفته شده است آیت الله بهجت از یکی از دوستانش در مورد ظهور می پرسد و او می گوید که امام زمان فرموده پیرمردها هم امید داشته باشند مقداری اشتباه صورت گرفته شده است و ایشان از کسی این سووال را نپرسیده بلکه درستش این است که آیت الله ناصری از آیت الله بهجت پرسیده آیا بشارتی از ظهور دارید که ایشان می گوید کسی بعد از نماز آمد کنار محراب و گفت امام زمان گفته است پیرمردتر از تو و آیت الله بهجت هم امید داشته باشند که ظهور را درک خواهند کرد.
دفتر آیت الله بهجت تاکید می کند که این شایعه متاسفانه این طور نبوده که آیت الله بهجت قصد انتشارش را داشته باشد و بعد از شنیدن این خبر هم ایشان بسیار ناراحت می شوند و می گویند که اگر می خواستم که کسی بداند می گفتم.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

فوایدبهداشتی نماز

فواید طبی نماز


این مبحث را با سخنى از دکتر الکسیس کارل آغاز مى کنیم آنجا که درباره فواید طبى نماز مى گوید:
نتایج نماز و نیایش را با علم نیز مى توان دریافت زیرا نماز و نیایش نه تنها به روى حالات عاطفى بلکه روى کیفیات بدنى نیز اثر مى کند و گاهى در چند لحظه یا چند روز بیمارى جسمى را بهبود مى بخشد این کشفیات هرچقدر هم که غیر قابل درک باشند: بایستى به واقعیت شان معترف شد. دفتر مشاهدات طبى لورد بیش از دویست مورد درمان فورى و غیر قابل تردید سل ریوى، فونت کلیه و سرطان و امراض بدنى دیگر را ضبط کرده است. «راه و رسم زندگى، الکسیس کارل، ص 173 و نیایش، ص 12»
اما حرکات نماز: چنانچه امروزه ثابت گردیده: تکرار قیام و قعود در نماز بهترین وسیله اى است که سرعت گردش خون را افزایش داده و از این رو نماز را یکى از عوامل موثر در بکار انداختن جهاز هاضمه دانسته‏اند که راه اشتها و میل به غذا را نیز هموار مى سازد. و جالب این است که اوقات نماز و مواقع هضم غذا کاملا مناسب و هماهنگ بوده و چنانکه ملاحظه مى نماییم در این امر: حکمت عجیبى بکاربرده شده به این ترتیب که وقت نماز صبح پیش از شروع به غذاى صبحانه بوده است و ظهر قبل از آنکه انسان به نهار بپردازد و عصر یا همان وقت که هضم غذا آغاز شده ... و به هنگام غروب یا موقعى که انسان بین دو وعده نهار و شام قرار دارد. و به همین ترتیب موقع عشا که هضم غذا تازه شروع گردیده ... طب جدید این موضوع را ثابت کرده و مدلل ساخته که نماز بهترین وسیله اى است که از بالارفتن فشار خون جلوگیرى کرده و در حفظ تعادل آن: اثر به سزایى خواهد داشت.
آرى طبق نظریه پزشکان چنانچه در اداى نماز مراقبت و محافظت به عمل آمده و حرکات موزون آن به آرامى و طمأنینه که از شرایط صحت آن است توأم باشد ثابت و مسلم گردیده که از شرایط صحت آن است.توام.باشد.
ثابت و مسلم گردیده که از بسیارى از بیماریهاى ناشى از فشار خون جلوگیرى خواهد کرد .... و این خود اثر آنى و فورى بر قلب گذاشته و از ضربان تند و سریع آن مانع خواهد شد.
مجله.ریدرزدایچست.مینویسد:
بر اساس تحقیقات معلوم شده است افرادى که به طور مرتب به عبادتگاه مى رونددر برابر بسیارى از بیماریها نظیر فشار خون: بیماریهاى قلبى: سل و سرطانهاى ناحیه گردن مصونیت دارند.
دکتر ادروین فردریک پاورز استاد امراض عصبى در ایالات متحده آمریکا مى گوید:
علم طب در دنیاى کنونى از بسیارى از رموز و اسرار بیماریها به طرز معجزه آسایى پرده برداشته است. با این وصف هنوز هم هزاران بیمارى و مرض باقى است که بزرگترین اطباى هوشمند و نوابغ پزشکى کمترین بارقه امیدى به کشف و معالجه آنها بدست نیاورده‏اند اما بررسى و دقت در مطالعات این اطبا و نوابغ این نکته را روشن مى سازد که اغلب آنها این نظریه را تأیید نموده و اعتقاد پیدا کرده‏اند که در میان معجزات فراوانى که براى نماز شمرده‏اند: یکى اعاده صحت و تندرستى روحى و شفاى کلیه بیماریهائى است که مداوا شده و کلیه روشهاى پزشکى در برابر آنها عاجز مانده است «نقل از اسلام و علم جدید عبد الرزاق نوفل ترجمه حسین وجدانى و روزنامه همشهرى شماره 811»
یک جراح مصرى اخیرا بایک سرى تحقیقات گسترده اعلام داشت: نماز بهترین درمان براى بیماران مبتلا به جابجایى غضرفهاى ستون فقرات است. دکتر الزیات استاد دانشگاه نوادا در آمریکا پس از مطالعه بر روى چهل بیمار گفت: حرکتهاى ناشى از پنج بارنماز در روز مى تواند عمل جراحى ناشى از بیمارى مذکور را در مدت یک هفته بهبود بخشد. این پزشک مصرى به بیماران جراحى شده خود توصیه کرده است بلافاصله پس از عمل جراحى حرکت کرده و به مدت یک هفته روزى پنج بار حرکات نماز بجا آورند و این حرکات را در هر صورت تا پایان عمر ادامه دهند همچنین یک دانشمند آمریکایى در کتابى که به تازگى بنام بیماریهاى فقرات منتشر ساخته: گفته‏هاى این پزشک مصرى را تأییدکرده و به بیماران خود نیز سفارش کرده است که روزانه پنج نوبت حرکاتى شبیه نماز مسلمانان انجام دهند
.

 از:صدای شیعه 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

شهادت صادق آل محمد(ع)

الإمام جعفر بن محمد الصادق (ع)

 

بطاقة الهویة:

الإسم: جعفر (ع)

اللقب: الصادق

الکنیة: أبو عبد الله

اسم الأب: محمد بن علی (ع)

اسم الأم: أم فروة

الولادة: 17 ربیع الأول 83ه

الشهادة: 25 شوال 148ه

مدة الإمامة: 34 سنة

القاتل: المنصور العباسی

مکان الدفن: البقیع

 

زوجاته وأولاده (ع)

 

تزوج الامام الصادق (ع) من فاطمة بنت الحسین بن علی بن الحسین (ع) فأنجب منها اسماعیل الذی تنسب إلیه الفرقة الاسماعیلیة وعبد الله الأفطح الذی تنسب إلیه الفرقة الفطحیة وأم فروة أم الامام موسى بن جعفر (ع)، وله من إمائه الأخریات العباس، وعلی وأسماء وفاطمة

 

  حیاته


 کان یطعم حتى لا یبقی لعیاله شیء . وکان سمحاً عفواً حلیماً مخلصاً بل کان الإخلاص هذا له من معدنه لأنه من شجرة النبوة وقد توارثه خلفاً عن سلف وفرعاً عن أصل .
کان
  صبوراً قویاً بإیمانه المتزاید المعتصم بحبل الله والمستقیم بسنة رسوله  منصرف عن الأهواء والنـزوات . إذ کان بهذه الصفات وغیرها طالباً للحق والحقیقة لتوجیه النفوس إلى الغایة السامیة والهدی إلى طریق الحق .
فعن سفیان الثوری
قال :
 دخلت على جعفر الصادق وعلیه جبة خز وکساء خز، فجعلت أنظر إلیه معجباً .
قلت : یا ابن رسول الله لیس هذا ملبسک ولا ملبس آبائک .
فقال
: یا ثوری کان ذلک زماناً مقفراً .. وکانوا یعملون على قدر إقفاره ، وهذا زمان قد أقبل کل شیء فیه ، ثم حسر عن ذیل جبته وإذا تحتها جبة من صوف بیضاء یقصر الذیل عن الذیل والردن عن الردن .
فقال
 : یا ثوری لبسنا هذا لله ، وهذا لکم ، فما کان لله أخفیناه ، وما کان لکم أبدیناه .

الإمام (ع) والمنصور العباسی

 

وکان المنصور العباسی یغتاظ من إقبال الناس على الإمام والإلتفاف حوله وکان یعبّر عن الإمام (ع) بأنه: الشجى المعترض فی الحلق" وینقل المفضل بن عمرو حقیقة الموقف له: إن المنصور همّ بقتل أبی عبد الله الصادق (ع) غیر مرّة، وکان إذا بعث إلیه لیقتله فإذا نظر إلیه هابه ولم یقتله. غیر أنه منع الناس عنه. ومنعه عن القعود للناس. واستقص علیه أشد الاستقصاء".

فکان یخشى من التعرّض للإمام لأنه سیؤدی إلى مضاعفات کبیرة. وإزاء تزاید الضغط وإحکام الرقابة نصح الإمام أصحابه بالسریة والکتمان فکان یقول: التقیة من دینی ودین ابائی ولا دین لمن لا تقیة له". ولکن المنصور لم یکن لیتورّع رغم تحفظات الإمام من ارتکاب أبشع جریمة عن طریق دسّ السم للإمام الذی استشهد من جراء ذلک سنة 148 ه. ودفن فی البقیع إلى جانب أبیه وجدّه وجدّته فاطمة وعمه الحسن علیهم جمیعاً صلوات الله وسلامه.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

امام جعفربن محمدالصادق

زندگی امام  جعفر صادق (ع)

 

 

امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الاول و یا غره رجب سال 80 هجری، معروف به سال قحطی، در مدینه دیده به جهان گشود. اما بنا به گفته شیخ مفید و کلینی و شهید، ولادت آن حضرت در سال 83 هجری اتفاق افتاده است. لکن ابن طلحه روایت نخست را صحیح‏تر می‏داند و ابن خشاب نیز در این باره گوید: چنان که ذراع برای ما نقل کرده، روایت نخست، سال 80 هجری، صحیح است.

وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزی از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روایتی نیمه ماه رجب سال 148 هجری روی داده است. با این حساب می‏توان عمر آن حضرت را 68 یا 65 سال گفت که از این مقدار 12 سال و چند روزی و یا 15 سال با جدش امام زین العابدین (ع) معاصر بوده و 19 سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زیسته است که همین مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار می‏آید و نیز بقیه مدتی است که سلطنت هشام بن عبد الملک، و خلافت ولید بن یزید بن عبد الملک و یزید بن ولید عبد الملک، ملقب به ناقص، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد ادامه داشته است. وفات امام صادق (ع) پس از گذشت ده سال از خلافت منصور عباسی روی داد و پس از مرگ در آرامگاه بقیع، در جوار پدرش امام باقر و جدش امام زین العابدین و عموی بزرگوارش امام حسن بن علی علیهم السلام به خاک سپرده شد.

مادر امام صادق (ع)

کنیه مادر امام (ع) را ام فروه گفته‏اند. برخی نیز کنیه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قریبه یا فاطمه، پدرش قاسم بن محمد بن ابی بکر و مادرش را اسماء، دختر عبد الرحمن بن ابی بکر ذکر کرده‏اند. و این همان مفهوم فرمایش امام صادق (ع) است که گفت: به راستی ابو بکر دو بار مرا به دنیا آورد. و شریف رضی نیز در این باره سروده است:

و حزنا عتیقا و هو غایة فخرکم

بمولد بنت القاسم بن محمد (1)

شیخ کلینی در کتاب کافی به سند خود از عبد الاعلی نقل کرده است که گفت: روزی ام فروه را دیدم که به گرد کعبه طواف می‏کرد، او لباسی بر تن کرده بود که با آن شناخته نمی‏شد پس حجر الاسود را با دست چپ استلام کرد. ناگهان یکی از مردانی که به طواف مشغول بود رو به ام فروه کرد و گفت: ای بنده خدا، سنت را خطا کرده‏ای. پس ام فروه گفت: ما از علم شما بی‏نیازیم.

کنیه امام صادق (ع)

کنیه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و این کنیه از دیگر کنیه‏های وی معروف‏تر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گوید: برخی کنیه آن حضرت را ابو اسماعیل دانسته‏اند. ابن شهر آشوب نیز در کتاب مناقب می‏گوید: آن حضرت مکنی به ابو عبد الله و ابو اسماعیل و کنیه خاص وی ابو موسی بوده است.

لقب امام صادق (ع)

آن حضرت القاب چندی داشت که مشهورترین آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. از آنجا که وی در بیان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند.

فرزندان امام صادق (ع)

آن حضرت ده فرزند داشت. هفت پسر و سه دختر. برخی فرزندان آن حضرت را یازده تن ذکر کرده‏اند که هفت نفر از آنان پسر و باقی دختر بوده‏اند. نام فرزندان آن حضرت چنین بوده است: اسماعیل اعرج که او را اسماعیل امین نیز خوانده‏اند، عبد الله، ام فروه، وی همان کسی است که با پسر عموی خود که همراه با زید بن علی قیام کرده بود ازدواج کرد. شیخ مفید گوید: مادر آنان فاطمه، دختر حسین بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب بوده است. عبد العزیز بن اخضر جنابذی گوید: مادر آنان فاطمه، دختر حسین اثرم بن حسن بن علی بن ابی طالب نام داشته است.

فرزندان دیگر آن امام (ع) عبارت بودند از: امام موسی کاظم، محمد دیباج و اسحاق و فاطمه کبری، که از کنیزی به نام حمیده بربریه، زاده شده بودند. عبد العزیز بن اخضر جنابذی گوید: وی به همسری محمد بن ابراهیم بن محمد بن علی بن عبد الله بن عباس درآمد و در خانه او نیز وفات یافت.

دیگر از فرزندان آن حضرت عبارت بودند از: عباس، علی عریضی، اسماء و فاطمه صغری، که هر یک از کنیزی متولد شده بودند. کسانی که فرزندان امام (ع) را ده تن دانسته‏اند از ذکر نام فاطمه کبری خودداری کرده‏اند و آنان که اولاد وی را یازده نفر کرده‏اند فاطمه کبری را جزو فرزندان امام صادق (ع) قلمداد کرده‏اند.

از عبارت ابن شهر آشوب در کتاب مناقب چنین برمی‏آید که ام فروه همان اسماء بوده است. چنان که می‏گوید: «اسماء ام فروه، کسی است که پسر عمویش که در رکاب زید بن علی قیام کرده، او را به زنی گرفت‏». صحت این نظر بعید نیست. چرا که ام فروه، کنیه به حساب می‏آید نه اسم. با این ترتیب اگر فاطمه کبری را جزو فرزندان امام ذکر کنیم و ام فروه و اسماء را یک تن بدانیم، اولاد آن امام همان ده تن خواهد بود.

شهادت امام صادق (ع)

 

در اصول کافى، ارشاد شیخ مفید، کشف الغمه و برخى کتابهاى دیگر، از رحلت امام صادق (ع) به لفظ «مضى‏» «مات‏» و «قبض‏» تعبیر شده است.

ظاهر این لفظها نشان مى‏دهد امام به مرگ طبیعى جهان را بدرود گفته است، اما در فصول المهمه و مصباح کفعمى (به نقل مجلسى در بحار) نیز در کتابهاى دیگرى آمده است: امام را زهر خوراندند. (1)

ابن شهر آشوب در مناقب نوشته است ابو جعفر منصور او را زهر خورانید (2) و بایست چنین باشد، زیرا با کینه‏اى که منصور از او داشت و بیمى که از روى آوردن مردم بدو در دل وى راه یافته بود، آسوده نمى‏نشست. آنان که با تاریخ زندگى این مرد آشنایند، مى‏دانند او به کسانى که براى رساندنش به مسند خلافت هر کوشش را به کار بردند، رحم نکرد و از جمله آنان ابو مسلم بود که برپایى دولت عباسیان مرهون رنجهایى است که او در این باره بر خود نهاد. گناه ابو مسلم-چنان که ازاسناد تاریخى بر مى‏آید، این است که هنگام خلافت‏سفاح، به منصور چنان که باید حرمت نمى‏نهاد، پس طبیعى است کسى را که از او مى‏ترسد و از علاقه و احترام مردم بدو آگاه است آسوده نگذارد و تحمل نکند. ولى چنان که خواهیم دید، به ظاهر از رحلت آن امام بزرگوار دریغ مى‏خورد.

کلینى به اسناد خود از ابو ایوب روایت کند: نیم شبى منصور مرا خواست. چون بر او در آمدم، بر کرسى نشسته بود و شمعى پیش روى داشت و نامه‏اى مى‏خواند و مى‏گریست. بر او سلام کردم. نامه را به سوى من انداخت و گفت: از محمد بن سلیمان است. از مرگ جعفر بن محمد خبر مى‏دهد و سه بار «انا لله و انا الیه راجعون‏» را بر زبان آورد و گفت: کجا مانند جعفر یافت مى‏شود؟ سپس گفت: بنویس! در بالاى نامه نوشتم اگر شخص معینى را وصى قرار داده گردن او را بزن. چون پاسخ نامه رسید، معلوم شد پنج تن را وصى خود کرده است: منصور، محمد بن سلیمان، عبد الله، موسى و حمیده. و در روایت دیگرى به جاى محمد بن سلیمان، محمد بن جعفر است و به جاى حمیده، مولایى از موالى ابو عبد الله و اضافه دارد: منصور گفت اینان را نمى‏توان کشت. (3)

یعقوبى از اسماعیل بن على بن عبد الله بن عباس روایت کند: بر منصور در آمدم، دیدم ریش او از اشک چشمش نمناک است. سبب پرسیدم، گفت: نمى‏دانى به خاندان تو چه رسیده است.

-امیر مؤمنان چه شده؟ -سید و عالم و باقى مانده گزیدگان آنان درگذشت.

-امیر مؤمنان چه کسى؟

-جعفر بن محمد!

-خدا امیر مؤمنان را مزد دهد و او را براى ما باقى گذارد.

-جعفر از آنان بود که خدا در باره‏شان گفته است: ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا (4) او از کسانى بود که خدایش گزید و از سابقان در خیرات بود. (5)

ابن فضال روایت کند: نزد ام حمیده رفتم تا او را به رحلت امام تعزیت دهم. گریست و من از گریه او به گریه در آمدم. پس گفت: اگر ابو عبد الله را هنگام مرگ مى‏دیدى چیزى شگفت مشاهدت مى‏کردى. چشم خود را گشود و گفت: هر کس را با من خویشاوندى دارد گرد آورید. همه را گرد آوردیم. بدانها نگریست و گفت: شفاعت ما به کسى نمى‏رسد که نماز را سبک بدارد. (6)

کلینى به روایت‏خود از امام موسى بن جعفر روایت کند: من پدرم را در دو جامه شطوى (7) کفن کردم که آن دو، جامه احرام او بود و در جامه‏اى از جامه‏هایش و عمامه‏اى که از على بن الحسین بود براى آنکه آن را به چهل دینار خریده بود. (8)

یکى از اصحاب آن حضرت گفته است: بر او در آمدم موسى بن جعفر پیش روى او نشسته بود و او وى را وصیت مى‏کرد. آنچه از آن وصیت‏به یاد دارم این است:

پسرکم وصیت مرا بپذیر و گفتارم را به خاطر سپار. اگر آن را به خاطر سپارى خوشبخت زندگى خواهى کرد و ستوده خواهى مرد.

پسرکم! آنکه بدانچه خدا بدو داده قناعت کند بى‏نیاز بود، و آنکه دیده به مال دیگرى دوزد مستمند مى‏میرد. آنکه بدانچه خداى عز و جل بدو داده خرسند نباشد خدا را در قضاى او متهم کرده است. آنکه گناه خود را خرد داند گناه جز خود را بزرگ شمارد. و آنکه گناه دیگرى را خرد به حساب آرد، گناه خود را بزرگ انگارد. آنکه پرده از عیب دیگرى برگیرد، عیبهاى درون خانه‏اش آشکار شود. آنکه شمشیر ستم کشد، بدان کشته شود. آنکه براى برادر خود چاهى کند، خود در آن بیفتد.

آنکه با سفیهان بیامیزد حقیر شود و آنکه با علما نشیند وقار یابد. آنکه در جاى‏هاى بد در آید متهم شود. پسرکم حق را بگو! به سودت باشد یا به زیانت. از سخن چینى بپرهیز که آن کینه را در دلهاى مردم مى‏کارد. پسرکم! اگر جستجوى بخشش مى‏کنى به معدنهاى آن روى آور. (9)

پى‏نوشتها:

1. ج 47، ص 2-1.

2. مناقب، ج 4، ص 280.

3. اصول کافى، ج 1، ص 310.

4. سپس میراث دادیم کتاب را به کسانى که برگزیدیم از بندگانمان (فاطر: 32) .

5. تاریخ یعقوبى، ج 3، ص 117.

6. ثواب الاعمال، ص 205، بحار، ج 47، ص 2.

7. دهى در مصر که در آن چنان پارچه را مى‏بافتند.

8. اصول کافى، ج 1، ص 476.

9. حلیة الاولیاء، ج 3، ص 195، صفة الصفوه، ج 2، ص 170.

برگرفته ازکتاب: زندگانى امام صادق (ع)،

نویسنده سید جعفر شهیدى

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:۳۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

آل سعود

 

امام المسلمین؟

  

درمقاله( حجازدرزمان آخرالزمان)  که درمورخه 25 شهریور1389 دراین وبلاگ آمده برادر مسلمان وعزیزی نسبت به مقاله مزبورنقدی داشته که درذیل نقد و جوابیه آن رامیخوانید.

 

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
من ایشان را خادم الحرمین الشریفین میدانم و احترام زیادی برایشان قائل هستم و اصلا نمیخواهم (به علت به وجود آمدن سوء ظن)
 و نمیتوانم در مورد باطن افراد نظر بدهم چون فقط و فقط الله سبحانه و تعالی از درون بندگان خود آگاهی دارد .
والله باور کنید روی خطابم با شما نیست باور کنید اخی الغالی.
به همین علت است که دارم از لفظ ""من"" استفاده میکنم که به شما تهمت نزنم و اصولا از تهمت زدن به افراد بیزارم.
من خودم را میگویم دوست ندارم با دیدن یک عکس یا یک فیلم و حتی بدون هیچ واسطه در مورد افراد قضاوت کنم حالا این فرد میخواهد چه شاه باشد چه گدا ، چه رسد به اینکه بر علیه او نوشته ای دیده باشم یا اینکه مردم بر علیه او نزد من سخنی بگویند.
الله سبحانه و تعالی هر کسی را که عمل خوب و شایسته و نیک انجام داده باشد پاداش خیر میدهد و هر که اعمال بد و زشت مرتکب شود را مجازات میکند.
وهابیت فرقه گمراهی است و این موضوع کاملا واضح است و حتی خود برادران اهل سنت هم از این فرقه بیزارند.

ولی اینکه من بیایم و هر فردی را که گمان میکنم به این فرقه گمراه بچسبانم و نسبت دهم که کار درستی نیست .
حال با این اوصاف بهتر نیست که به این شکل سخن بگویم :
یا الله هر فرقه گمراهی با هر نامی و هر کسی که به اسلام و مسلمین ضربه میزنند و قابل هدایت هم نیستند را خوار کن و هر کس که اسلام و مسلمین را یاری میکند یاریش فرما . امین
بهتر نیست اینطور
 سخن بگویم و به برادر مسلمانم (اعم از پادشاه ، گدا ، کارگر ، مهندس ، پزشک ، معلم ، عرب ، عجم  و ....) تهمت نزنم؟؟؟  آیا من با تغییر لحن و گفتارم نمی توانم نظرم را به دیگران بگویم و قضاوت درباره ی افراد را به الله سبحانه و تعالی واگذار کنم بدون اینکه هیچ فردی از دست من ناراحت شود؟؟؟
برادر و استاد عزیزم الله سبحانه و تعالی شما را حفظ کند که در راه ترویج زبان قرآنش تلاش میکنید . ان شاء الله
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 

 

 

متن جوابیه:

 

دوست عزیزوبرادرمسلمان :

رسانه‌های دیداری جهان در پایان نشست گروه ۲۰ در نیویورک صحنه‌ای را واتاب دادند که واقعا شرم‌آور و حیرت‌انگیز است . این صحنه نشان می‌دهد ملک عبدالله پادشاه عربستان در حالی که جام شراب خود را به جام شراب بوش می‌زند آن را می‌نوشد. هر یک از رهبران ۲۰ کشور ثروتمند جهان در این نشست همزمان همین عمل را انجام می‌دهند . برای دیدن فیلم این مجلس شرابخواری میتوانید به ادرس زیرمراجعه فرمایید.

 

 http://www.youtube.com/watch?v=NEZ3IvFysY8


اکنون بیش از سه دهه است زنگ بیداری جوامع مسلمان به صدا درآمده است. تب اسلام‌گرایی همه جهان اسلام را گرفته است . چطور ملک عبدالله نمی‌دانست که حضور در مجلس شراب و آن هم زدن جام شراب خود به جام شراب بوش که منفورترین رئیس جمهور تاریخ آمریکا بود بازتاب نفرت انگیزی در کشور خودش و کشورهای اسلامی داشته ؟!

برادرمسلمان عزیز:آیاتاکنون ازخودنپرسیده ایدچراایشان درمقابل قران سوزی غربی ها عکس العملی نشان نداد؟چرا تظاهرات های مردمی در حمایت از مردم غزه راسرکوب نمود؟چرااصولادستگاه حکومتی ایشان  به تبع از علمای وهابی  هرگونه  اعتراضات علیه فلسطینیان راحرام  وممنوع کرده است؟ چرادرحج سال  1366دستورقتل عام 400 حاجی خانه خدا رادرحرم امن الهی دادندوصدهاچرای دیگر...ازخواب غفلت بیدارشوید. آیابازفکرمیکنیداینها ازفرقه وهابیت نیستند.اینهاامامان باطلی هستند که پیروان خودرانیزبه بسوی باطل رهنمون میسازندوبابستی ازایشان برائت جست .موفق وکامیاب باشید.

 

 

جهت آشنایی بهترباعملکردکلیددارکعبه درقرن پانزدهم نیزبه آدرس زیرمراجعه فرمایید:

 

http://www.tebyan.net/politics_social/politics/foreign_policy/analysis_article/2009/1/18/83597.html

 

 

 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۸ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

داراوسارا

داراوسارا

هنگام جنگ دادیم صدها هزار دارا
شد کوچه های ایران مشکین ز اشک سارا

سارا لباس پوشید ، با جبهه ها عجین شد
در فکه و شلمچه ، دارا به روی مین شد


چندین هزار دارا ، بسته به سر ، سربند
یا تکه تکه گشتند یا که اسیر و در بند

سارای دیگری در ، مهران شده شهیده
دارا کجاست؟ او در ، اروند آرمیده

دوخته هزار سارا چشمی به حلقه ی در
از یک طرف و دیگر چشمی به خون دل ، تر

سارا سؤال می کرد ، دارا کجاست اکنون ؟
دیدند شعله ها را در سنگرش به مجنون

خون گلوی دارا آب حیات دین است
روحش به عرش و جسمش ، مفقود در زمین است

در آن زمانه رفتند ، صدها هزار دارا
در این زمانه گشتند ده ها هزار « دارا »

هنگام جنگ دارا گشته اسیر و دربند
دارای این زمان با بنزش رود به دربند


دارای آن زمانه بی سر درون کرخه
سارای این زمانه در کوچه با دوچرخه

در آن زمانه سارا با جبهه ها عجین شد
در این زمانه ناگه ،‌ چادر « لباس جین » شد

با چفیه ای که گلگون از خون صد چو دارا ست
سارا خود ،‌ از برای ، ‌جلب نظر بیاراست

دارا و گشواره ،‌ حقا که شرم دارد
در دست هایش امروز ، او بند چرم دارد


با خون و چنگ و دندان ، دشمن ز خانه راندیم
اما به ماهواره تا خانه اش کشاندیم

جای شهید اسم خواننده روی دیوار
آن ها به جبهه رفتند ، اینها شدند طلبکار!!!

 

 

شاعر : مرحوم ابوالفضل سپهر

از:مطهرون

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٤٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

لعن خلفا

لعن علنی خلفامانع شیعه شدن جوانان سنی

 

باوجودتوصیه های فراوان علماوبزرگان مامبنی برعدم اهانت خلفای ثلاث وسفارش به وحدت شیعه وسنی هنوزدربرخی جلسات دینی مشاهده میشودکه این مهم ازسوی برخی اهل وعظ وخطابه یا مداحان محترم نادیده گرفته میشود.(این امربیشتردرایامی همچون نهم ربیع یاایام جشن سروربردرودیوارشهر نمودبیشتری پیدامیکند)وماپیامدهای سوء مستقیم وغیرمستقیم آن رادرعراق وافغانستان وحتی درزاهدان وکردستان ومهابادو...مشاهده مینماییم.

اخیرا رییس مرکز جهانی علوم اهل بیت‌(ع)دراین رابطه ازپیامد دیگری ازاین امرپرده برداشته وآن اینکه ادامه این روند مانع از شیعه شدن بسیاری از جوانان اهل تسنن می شود.

رییس مرکز جهانی علوم اهل بیت‌(ع) در سومین نشست علمی که با موضوع «نقد و بررسی شبهات جدید وهابیت درباره حضرت زهرا‌(س)» ، اظهارداشت: شبهاتی که وهابیت در همه موضوعات مطرح کرده همگی متاثر از افکار و اندیشه های ابن تیمیه است و وهابیت حرف جدیدی ندارد.

رییس مرکز جهانی علوم اهل بیت‌(ع) گفت: یکی از رهبران سرشناس وهابی از روند سب(دشنام) علنی خلفا بر منابر برخی روحانیون ابراز رضایت و خرسندی کرده و تاکید نموده ادامه این روند مانع از شیعه شدن بسیاری از جوانان اهل تسنن می شود.
حجت‌الاسلام والمسلمین احمد عابدی در نشست علمی که با موضوع «نقد و بررسی شبهات جدید وهابیت درباره حضرت زهرا‌(س)» اظهارداشت: شبهاتی که وهابیت در همه موضوعات مطرح کرده همگی متاثر از افکار و اندیشه های ابن تیمیه است و وهابیت حرف جدیدی ندارد.
وی افزود: متاسفانه بحث های عالمانه و نقادانه در راستای اندیشه های ابن تیمیه هنوز به اندازه نیاز صورت نگرفته که با توجه به هجوم سیل آسای شبهات وهابیون، حوزه باید به سرعت وارد عمل شود.
این استاد حوزه گفت: وهابیت هر آنچه ابن تیمیه معتقد است به نقل از همه مسلمانان جهان بیان می کند و آنچه که وی قبول ندارد را مورد قبول هیچ یک از مسلمانان جهان نمی داند که توجه به این مطلب برای پژوهشگران ضروری است.
وی با اشاره به جدیدترین شبهه وهابیت در رد عصمت حضرت زهرا‌(س) اظهارداشت: به نظر علمای وهابی عصمت کل موجب عصمت جزء نمی شود درحالی که طبق قواعد منطقی عصمت کل، دلیل بر عصمت جزء است و از آنجایی که پیامبر اکرم فرمودند فاطمه پاره تن و جزئی از من است بنابراین اگر پیامبر معصوم باشد فاطمه به عنوان جزء ایشان باید معصوم باشد.
حجت‌الاسلام والمسلمین عابدی ادامه داد: متاسفانه نظرات ابن تیمیه به اینجا ختم نمی شود و او قائل است که پیامبر اکرم‌(ص) معصوم نیست که 17 اشتباه و امیر المومنین‌(ع) 27 اشتباه داشته اند ولی خلیفه دوم اشتباهی نداشته است و همچنین قائل است ایمان به پیامبر‌(ص) ممکن است موجب ورود به جهنم شود!
فخر رازی که امام المشککین است و در جسم و محدود نبودن خدا شک کرده است در عصمت حضرت زهرا شکی ندارد چون بر مسلمانان جهان عصمت فاطمه‌(ص) پوشیده نیست.
وی در پایان تصریح کرده : بعد از جریان حزب الله لبنان، گرایش جوانان اهل سنت به سمت تشیع بسیار افزایش یافته و مشکل وهابیت نیز همین مسئله است بنابراین با هر عملی برای شیعه هراسی دست تلاش می‌کنند.

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

مقامات قرانی

دستگاه های موسیقی قرانی

 

 

در تلاوت قرآن از هفت مقام اصلی و گوشه های انها استفاده می شود که بصورت خلاصه در عبارت صنع بسحر گنجانیده شده اند.

- ص مخفف مقام صبا - ن نهاوند- ع عجم-  ب بیات-  س سه گاه-  ح حجاز و - ر مخفف مقام رست می باشند.

هر چند بعضی مقام چهار گاه را هم مقام مستقلی دانسته و در نتیجه به هشت مقام اصلی قائل گردیده اند.

در اینجا اشاره بسیار کوتاهی به این مقامات و بعضی فروعات آن خواهیم نمود.

 مقام (Gamme) یک طرح کلّی و الگویی است برای آفرینش نغمات و ملودی ها. اگر با یک نگاه کلی بنگریم می توانیم مفاهیم مقام، نغمه، لحن، آواز، دستگاه، گام و موارد مشابه آن را در یک تعریف کلی بگنجانیم، اگر چه در تعریف اصطلاحات برخی از این مفاهیم با دیگری تفاوت دارد. تمایز و تشخص هر مقام نتیجه تغییر حالات و کیفیات یک نغمه و ملودی و تفاوت هر مقام با مقام دیگر نتیجه اختلاف در تغییر مسافت ها و فواصلی است که بین درجات صوتی هر مقام نسبت به مقام دیگر وجود دارد. در موسیقی مقامی ایران (و شرق) فاصله 1 دیوان (اکتاو) را به 8 گاه تقسیم می نمودند (از یگاه تا هشتگاه). بعد از حمله اعراب به ایران در صدر اسلام و همچنین در دوران سلطنت عثمانی، این فواصل و پرده ها به طور کامل به کشورهای عربی و اسلامی منتقل گردید و تاکنون نیز همان فواصل و پرده ها با نام های ایرانی در فرهنگ موسیقی این کشورها به چشم می خورد. البته این مطلب سبب انکار اصالت موسیقی عربی نخواهد شد. تردیدی نیست که وارثان امروز موسیقی عربی ضمن تأثیرپذیری از فرهنگ و تمدّن ایرانی و برخی تمدّن ها و جریان های فرهنگی دیگر در طول تاریخ، بر میراث کُهن خود نیز تکیه داشته اند؛ میراثی که بخشی از آن را باید در تمدّن های باستانی عربستان جنوبی و بخش دیگری از آن را در تمدّن کهن مصریان ـ که در عصر کنونی طلایه دار موسیقی مقامی عرب می باشند جستجو نمود.

یاد این نکته هم خالی از لطف نیست که هر چند موسیقی مقامی عرب در رشد و بالندگی خود مرهون موسیقی ملّت های دیگر همچون ایرانیان بوده، اما امروز در میان موسیقی های جهان دارای هویتی کاملاً مستقل می باشد و در حال حاضر حتی از تحرّک و پویایی بیشتری نسبت به موسیقی مقامی ایران برخوردار است و به مرور جای خود را در میان موسیقی های جهانی باز نموده و صبغه بین المللی پیدا کرده است.

ـ تعریف مقام

در اصطلاح موسیقی به مجموعه ی اصواتی که بین یک نت و تکرار آن (جواب) با ترتیب معیّن قرار دارد مقام گفته می شود.

ـ تعریف نغمه

نغمه در لغت، عبارت از صدایی موسیقایی است که خالی از کلام و حرف باشد. در اصطلاح موسیقی نغمه در این معانی به کار رفته است: هر صدای موسیقایی (Sing)، ملودی (Melody)، در مقابل هارمونی (Harmony) [موسیقی چند صدایی]، مقام اصلی (Gamme)، مقام فرعی یا مشتقات یک مقام اصلی (گوشه) همچون نغمه شوری از مقام بیات، نغمه هزام از مقام سیکا و یا نغمه نکریز از مقام نهاوند.

ـ تعریف لحن

لحن در تلاوت قرآن، کیفیتی است که از استفاده صحیح و مطلوب مقامات و نغمات عربی برای ارایه آیات قرآن کریم بر اساس اصول و مبانی مربوط حاصل می آید.

مقامات اصلی

 

 1ـ مقام راست

2ـ مقام بیاتی

3ـ مقام صبا

4ـ مقام سیکاه (سه گاه)

5ـ مقام حجاز

6ـ مقام نهاوند

7ـ مقام عجم (ماهور ـ راست پنجگاه در موسیقی ایرانی و گام ماژور در موسیقی غرب)

8ـ مقام کُرد

9ـ مقام نوا

10ـ مقام جهارکاه (چهارگاه)

 

در موسیقی مقامی عرب تعداد مقامات اصلی و فرعی (گوشه ها) بالغ بر سیصد است.

وجود ارتباط و تطابق مضامین آیات قرآنی با نغمات و مقامات گرچه به قول برخی از اساتید ما این امر کلیت ندارد و حالتی که قاری به مقام و نغمه می دهد، آن مقام را شاد و فرح زا و یا محزون و غمگنانه می کند، امّا رعایت تناسب و ارتباط میان مقام و موضوع آیه خودکاری هنری است. با شناخت حالت هر مقام و موضوعات آیات و تناسب آنها با یکدیگر و رعایت این تناسب، تلاوت قاری قرآن علاوه بر بیان لفظی، بیان تصویری پیدا می کند، این بیان یکی از مصادیق اعجاز لفظی قرآن است و تنها هنری که می تواند آن را به عرصه ظهور بیاورد، هنر قرائت است. تلاوتی که در آن، این تناسب رعایت نشود،

تلاوتی بی روح است و گاهی اوقات بی معنی. مثلاً اگر آیه شریفه «خذوه فغلوه ثم الجحیم صلّوه» که در مورد اهل عذاب است و انسان با قدری تأمّل و اندیشه در آیه، از فرط تأثّر و اندوه گریان خواهد شد، با نغمه ای شاد و فرح فزا و شوق افزا (همچون مقام نهاوند) خوانده شود، چنان بی معنی و ناسازگار است که قاری و مُستمع با فکر و صاحب ذوق را به درد می آورد.

1ـ مضامین متناسب با اجرای مقام رست

نشانه های عظمت پروردگار، هدایت تکوینی و تشریعی، آفرینش آسمان ها و زمین، بیان حقایق و معارف، نشانه های تجلّی انوار الهی در جهان، بیان و ابلاغ اسماء و صفات الهی، بیان ابلاغ نبوت و امامت، نشانه های الهی و ...

2ـ مضامین متناسب با اجرای مقام بیات

مقام بیات یکی از مقام های بسیار زیبا، حُزن انگیز و دارای لطافتی خاص است، در بیشتر مضامین کاربرد دارد همچون نزول عذاب الهی بر ناسپاسان و کافران، آیات منسوب به جهنم، لطافت و زیبایی اخلاق الهی و حُزن از عدم تزکیه نفس، عشق به لقاء الله، محبت و عشق به ایمان و حُزن از نبودن در زمره مؤمنین، عنایت حق تعالی نسبت به هدایت بندگانش، لطف و رحمت رسول اکرم، زیبایی و لطافت توحید، حُزن از عدم معرفت

3ـ مضامین متناسب با اجرای مقام صبا

توصیف جهنم، فرجام کار مجرمان در روز قیامت، خوف از حساب و کتاب و آلام محشر، حیاء از لقاء الله به جهت معصیت، غم و اندوه و ترس از عذاب، انذار و بیدار باش، خوف از عذاب الهی و ...

4ـ مضامین متناسب با اجرای مقام سه گاه

شادی اهل بهشت، شادی و سرور اهل ایمان، شادی از معرفت آیات ربّانی و ...

5ـ مضامین متناسب با اجرای مقام عجم

در موسیقی مقامی ایران با نام ماهور و در موسیقی غرب به گام ماژور نامبردار است. دارای مقامات فرعی همچون عجم عشیران، چهارگاه، سوز دل آرا و شوق افزا می باشد. نغمه ای شاد و شادی آور امّا نه به طور مطلق. بسیار اتفاق می افتد که مقام صبا و عجم را با هم ترکیب می کنند که خود حاوی معانی بدیعی می شود.

6ـ مضامین متناسب با اجرای مقام نهاوند

سرور از معرفت حق تعالی، لذت ایمان به نبوت و امامت خاصه، لذت و بهجت عبادت، لذت نعیم و پاداش اخروی، زیبایی و لطافت ایمان، امید و انتظار رحمت الهی، توصیف اهل بهشت، پیروزی، نصرت و سعادت مؤمنان و ...

7ـ مضامین متناسب با اجرای مقام کرد

این مقام از الحان بسیار حزین می باشد که در موسیقی مقامی عرب نیز از این مقام زیاد استفاده می شود. شباهت زیادی با مقام بیات دارد، به گونه ای که برخی آن را گوشه ای و مشتقی از مقام بیات می دانند.

8ـ مضامین متناسب با اجرای مقام حجاز

سرور و لذت رعایت اخلاق الهی، بشارت به اهل ایمان، عشق به حق تعالی در اثر معرفت او .

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۳ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

بازگشایی مدارس

بوی ماه مهر

بازهم با پایان یافتن فصل تابستان بوی مهر در شهرها و کوچه های کشورمان پیچیده است. و باز هم مدارس چشم به در دوخته اند و به انتظار نشسته اند تا سال تحصیلی جدید را همراه با دانش آموزان آغاز کنند. با آغاز سال تحصیلی در اول مهر، میلیون ها دانش آموز به شوق آموختن، روانه مدرسه می شوند. همه ساله با شروع ماه مهر کوچه ها و خیابان ها رنگ و بوی دیگری پیدا می کنند و شور و شوق دانش آموزان جلوه زیبایی به جامعه می بخشد.

دوره دبستان از جهت تعلیم و تربیت، بهترین دوران است. در این دوره، کودک ویژگی های روانی و آمادگی کاملی برای تربیت پذیری و ادب آموزی دارد. آموزش رسمی کودک از این مرحله آغاز می شود. بنابراین این دوران طلایی را که بهترین فرصت برای تعلیم و تربیت کودک است، نباید به سادگی از کف داد.

مشارکت خانواده ها در تعلیم و تربیت

غالبا خانواده ها می پندارند که اگر فرزند خود را روانه مدرسه کنند وظیفه تعلیمی و تربیتی خود را نسبت به وی انجام داده اند و دیگر نیاز به مشارکت جدّی آنها نیست. حال آن که هم در زمینه آموزش و هم از جنبه تربیت نیاز جدی به مشارکت آنها با اولیای مدرسه هست. مدرسه هرگز به تنهایی نمی تواند از عهده آموزش و پرورش دانش آموزان برآید و همه کمبودها را جبران نماید. بنابراین نمی توان از خانواده و واحدهای دیگر غیر از مدرسه سلب مسئولیت کرد و بار سنگین تعلیم و تربیت را تنها بر دوش معلمان و اولیای مدرسه نهاد.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()

هفته دفاع مقدس

]

دفاع مقدس در کلام رهبری:

هفته دفاع مقدس نمودار مجموعه ای از برجسته ترین افتخارات ملت ایران در دفاع از مرزهای میهن اسلامی و جانفشانی دلاورانه در پای پرچم برافراشته اسلام و قرآن است. در این مجموعه تابناک، درخشنده ترین و نفیس ترین نگین گرانبها یاد و خاطره شهیدان است.

 

ماجرای عیادت مالدینی از یک جانباز

 

خاطره‌ای که در زیر می‌آید در رابطه با یکی از جانبازان جنگ تحمیلی است که پس از مجروح شدن به علت وضع وخیمش به ایتالیا اعزام شده بود و در یکی از بیمارستان های شهر رم به مداوا مشغول بود.
وی  به طور اتفاقی متوجه می شود که خانم پرستاری که از او مراقبت می‌کند نام خانوادگی اش «مالدینی» است. ابتدا تصور می کند که تشابه اسمی باشد اما در نهایت از او سوال می کند که آیا با پائولو مالدینی ستاره شهیر تیم میلان ایتالیا نسبتی دارد؟
و خانم پرستار در پاسخ می‌گوید که پائولو مالدینی برادر وی است، دوست جانباز نیز در حالی که بسیار خوشحال شده بود از خانم پرستار خواهش می‌کند که اگر ممکن است عکسی از پائولو مالدینی برایش به یادگار بیاورد و خانم پرستار قول می‌دهد که برایش تهیه کند. صبح روز بعد دوست جانبازهنگامی که از خواب بیدار می‌شود کنار تخت خود مردی را می‌بیند که با یک دسته گل به انتظار بیدارشدنش نشسته است...
این مرد کسی نبود به جز پائولو مالدینی که از شهر میلان واقع در شمال غربی ایتالیا به شهر رم واقع در مرکز کشور ایتالیا که فاصله‌ای حدودا ششصد کیلومتری دارد آمده بود تا از این جانباز جنگی که خواستار داشتن عکس یادگاری اوست عیادت کند.
پائولو مالدینی با این کار خود درسی بزرگ به تمامی فوتبالیست‌های دنیا داد که قهرمان فوتبال را در زمین فوتبال نباید جست که می‌توان در بیرون از زمین فوتبال نیز آن را دید، قهرمانانی که پهلوانند ...
گفتنی است پائولو مالدینی اسطوره تیم ملی ایتالیا و باشگاه آث میلان محسوب می شود که سال‌ها کاپیتان این دو تیم بوده و یکی از برترین بازیکنان فوتبال در جهان به شمار می رود.

منبع :

 http://3noqte.com/main/akhbar/varzeshee/8664-janbaz-itali

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

اصطلاحات موبایلی

 

الفاظ متعلقة بالهاتف المحمول :

  اصطلاحات مربوط به موبایل(عربی به فارسی)

الرسائل: پیامک ها

نسخ; کپی

رسالة جدیدة; پیامک جدید

 معلومات الاسماء; اطلاعات مخاطبین

 صندوق الوارد;  صندوق دریافت

التزامن; همگام سازی

 حافظاتی; پوشه های من

 اعادة التسمیة; نام گذاری

المسودات; پیش نویسها

 ارقام الخدمة; شماره های سرویس

 الرسائل المرسلة; پیام های ارسال شده;

 الاسم الاول; نام

صندوق الحفظ; صندوق ارسال;

الاسم الاخیر; نام خانوادگی

 التقاریر; گزارشات; هاتف المحمول; موبایل

انشاء الرسالة; ایجاد پیامک;

 مکالمة الفیدیو; تماس تصویری

 اذاعة محمولة; پخش سلولی;

جهاز المناداة; پی جو

 اوامر الخدمة; فرمان خدمات; المسمی الوظیفی; عنوان شغلی

 الضبط; تنظیمات; السجل; ثبت تماس تعلیمان; راهنما

 آخر المکالمات; تماس های دیگر رسالة قصیرة; پیام متنی

 مدة المکالمات; مدت تماس ها

رسالة وسائط; پیام چند رسانه ای

 حزم البیانات; داده بسته ای رسالة صوتیه; پیام صوتی

 لم یتم الرد علیها; تماس های بی پاسخ  برید الکترونی; ایمیل

 مکالمات المستمة; تماس های دریافتی فتح; باز کردن

 الارقام التی طلبت; شماره های گرفته استماع; گوش دادن

 الامکالمات الاخیرة; آخرین تماس رد; پاسخ

 المستلمة; تماس های دریافتی مسح; حذف

; کل المکالمات; همه تماس ها تفاصیل الرسالة; جزئیات پیام

; مسح الموقتات; پاک کردن تایمر ها

فرزبـــ...; ترتیب بندی بر اساس

; البیانات المرسلة; کل داده ارسالی 

 نقل الی الحافظة; انتقال به پوشه

; البیانات المستلمة; کل داده های دریافت

 تحدید; علامت دار

; عرض التفاصیل; مشاهده جزئیات الغاء التحدید; بی علامت کردن

; برنامج; برنامه حافظة جدیدة; پوشه جدید; ترشیح; فیلتر کردن

تنزیل تطبیقات; دانلود برنامه ها; حفظ; دخیره 

 بیانات الذاکرة; جزئیات حافظة

; المسارات; ترانه ها ذاکرة الهاتف; حافظه تلفن

; مقاطع الصوت; کلیپ های صوتی  بطاقة الذاکرة; کارت حافظه

; روابط تشغیل; پیوند های جریانی  تقاریر التسلیم; گزارشات تحویل

; عروض تقدیمیة; نمایش ها  لا توجد رسائل; پیامکی وجود ندارد

; کل الملفات; همه پرونده ها الاسماء; مخاطبین(نام ها)

; استخدام الصورة; استفاده از تصویر  الخیارات; گزینه ها

; تعیین کصورة الخلفیة; تنظیم به عنوان پس زمینه 

 تعدیل; ویرایش; محرر فیدیو; ویرایشگر ویدیو (فیلم) 

 نسخة ثانیه; نسحه مشابه; استخدام فیدیو; کاربرد ویدیو

  المجموعة; گروه; نغمة الرنین; زنگ موبایل

الموضوعات; مضامین

; الاوضاع; نمایه ها اوامر صوتیة; فرمان صوتی; التوصیل;

اتصال ضبط الهاتف; تنظیمات تلفن; حدیث; پیام گو

طلب سریع; شماره سریع; مدیر بیانات; مدیر داده ها

معالج الضبط; برنامه تنظیم; برید مکالمات; صندوق پستی

عامة; موارد کلی; عرض القائمة; نمای فهرست

صورة خلفیة; پس زمینه; موفر الطاقة; ذخیره کننده نیرو

شبکة; جدولی; قائمة; لیست حدود حصان; شکل ها

; افتراضیة; پیش فرض صورة متحرکة; انیمیشن

; عام; عمومی صامت; بیصدا; فی الخارج;

جلسه  جهاز المناداة; محیط باز; غیر متصل; پی جو

  الکشف عن اللغة; بارگیری زبان; النقل; انتقال

تخصیص; شخصی سازی; الجهاز ملحق; هدفون 

 الحمایة; امنیتی; ضبط المصنع; تنظیمات کارخانه

 تحدید الموقع; تعیین موقعیت; تطبیقاتی; شخصی

 المواقع; مرزها; دردشة; پیام فوری محادثات; گفتگوها

; اسماء الدردشة; مخاطبین پیام فوری

دردشة مسجلة; ثبت گفتگو ها

; مرحبا; خوش آمدگویی المحول; مبدل; الحاسبة; ماشین حساب

  العملة; ارز; الکتلة; وزن القدرة; نیرو;

الوقت الحالی; وقت فعلی

 المنبة التالی; زنگ هشدار بعدی;

منبه غیر متکرر; هشدار بدون تکرار

 قید جدید; ورودی جدید; عرض الاسبوع; نمای هفته

عرض المهام; نمای کار های روزانه; مسح قید; حذف ورودی

 روابط اخباریة; سرویس های خبری;

علامات آلیة; نشانه های خودکار

رسوم; گرافیک ها; خیارات التنقل; گزینه های پیمایش

 کلمة السر; رمز; ملفات الاسترجاع; کوکی ها

 تدویر الشاشة; چرخش صفحه

; الوسائط; رسانه های مشغل فلاش; فلش پلایر

; الکامیرا; دوربین  دلیل المحطات; راهنمای ایستگاه

; الموالفة الیدویة; تنظیم دستی وضع; حالت

; تشغیل فی الخلفیة; پخش در پس زمینه

 الخدمة المرئیة; سرویس تصویری; التقاط; عکس گرفتن

 اظهار شریط الادوات; نمایش نوار ابزار

; وضع التسلسل; حالت متوالی موقت ذاتی; تایمر خودکار

; موازنة اللون; بالانس زنگ درجة اللون; تنظیم رنگ

; ایقاف; خاموش آلی; اتوماتیک;

الاجهزة الملحقة; برنامه های مفید

الاتصال; تماس گرفتن; الخائض الصوتیة; لوازم جانبی

  الواجهة; واسط; تطبیقات مفیدة; ویژگی های صوتی

 قائمة; فهرست ، منو; تنزیل; دانلود

 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات ()

← صفحه بعد صفحه قبل →