المصباح
 
لینک دوستان

وصیت فراموش شده

چند روزی از تولد خجسته ات می گذرد. اینک تو در آغوش گرم پر مهر پیامبر آرام خفته ای. جبرئیل امین نام زینب را برایت از سوی خدا تحفه آورده است. در آمدنت خدا نیز تهنیت می گوید. چقدر پیامبر تو را دوست می دارد و به تو مهر می ورزد: تو را به سینه می چسباند؛ چشمانت را می بوسد؛ تو را می بوید و سفارش می کند به همه امّت که حرمت این دختر را پاس بدارند. علاقه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به تو وصف ناشدنی است. تو زینب دردانه و عزیز دل رسول خدایی؛ هرچند جاهلان و کوردلان و کوته فکران امّت حرمت تو را پاس نداشتند و سفارش پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم را به فراموشی سپردند.
زینت پدر

خوش آمدی ای زینت پدر؛ ای مایه فخر عالم؛ ای تسلای دردهای مادر؛ خدا نام تو را زینب نهاد که تو زینت پدری. تو نگین زیبا و درخشان خلقتی؛ گل خوشبوی زیباترین بوستان آفرینشی؛ پدر خود زلال حیات در عالم است و تو زینت و مایه فخر او. در همه نیکی ها از پدر میراث برده ای، در شجاعت و شهامت، در فصاحت و بلاغت، در ادب و کمال و در عبودیت و تسلیم خدا بودن. پدر به تو فخر می کند و تو شایسته این افتخاری.

 

 

 

زینب علیها السلام از دیدگاه دیگران

 

1- جاحظ که خود ادیبی در عرب است و در این رشته کم نظیر می باشد از خزیمه روایت می کند که پس از شهادت امام حسین وارد کوفه شدند که با ورود اسیران اهل بیت در کوفه و زمان ایراد خطبه توسط زینب بود من هیچ زن اسیری را گویا تر از او ندیدم، چنان سخن می گفت که گویی سخنان از زبان علی علیه السلام خارج می شدند.

2- نیشابوری در شرح حال ، و بیان عظمت و مقام زینب می گوید:" زینب در فصاحت و بلاغت ، و در پارسایی و عبادت مانند پدرش علی (ع) و مادرش زهرا علیها السلام بود. "

3- ابن حجر عسقلانی می نویسد:" او ( حضرت زینب) مجسمه شجاعت و شهامت بود . روحی قوی  و همتی بلند داشت، او دارای روحی عظیم، منطقی پایدار، قوت بیانی فوق العاده بود، آنچنان که حیرت مورخان را برانگیخته است."

4- فریشلر نویسنده غربی می گوید:" ایراد آن نطق در کوفه ثابت می کند که آن همه مصائب و سختی ها نتوانسته بودند روحیه آن زن را متزلزل کنند. در صورتی که این خطر وجود داشت که در همان حالِ سخنرانی او را به قتل برسانند. "

5- جلال الدین سیوطی در رساله "زینبیه" می نویسد :" زینب در زمان جدش رسول خدا پا به عرصه جهانی گشود و در دامن وی پرورش یافت . او هوشمندی توانا و دوراندیش ، و دارای قلبی پر قوت و پر صلابت بود . او 5 سال از عمر خویش را در کنار پیامبر خدا گذرانده و تربیت یافته است. "

6- ابن اثیر جزربی می نویسد:" زینب دخترعلی ابن ابیطالب، مادرش فاطمه دختر رسول خدا بود . زینب تنها خانم متفکر و دانشمندی بود که از قوت فکر بالایی برخوردار بود . او در واقعه کربلا همراه برادرش حسین بن علی بعد از شهادتش به همراه غافله روانه شام گشت. و در بربر یزید بن معاویه ، خطبه ای شیوا و پر معنا ایراد نمود. ایراد آن خطبه درایت ، عقل ، اندیشه و قدرت بالای قلبی وی را می رساند . "

7- محمد غالب شافعی مصری می نویسد :" یکی از بزرگترین زنان اهل بیت از نظر حسب و نسب و از مهمترین بانوان طاهره که دارای روحی بزرگ و مقام تقوا و آینه سرتا پا نمای رسالت و ولایت بوده، حضرت سیده زینب دختر علی ابن ابیطالب می باشد. که به نحو کامل او را تربیت کرده بودند و از سینه علم و دانش خاندان نبوت سیراب گشته بود. به حدی که در فصاحت و بلاغت یکی از آیات بزرگ الهی گردید و در حلم و کرم و بصیرت و تدبیر در امور، در میان خاندان بنی هاشم و بلکه عرب مشهور شد و میان جمال و جلال و سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت را جمع کرده بود . شب ها در حال و عبادت و روزها را روزه داشت و به تقوا و پرهیزگاری معروف بود. "

از:تبیان

[ چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]

 

قبر حضرت زینب علیهاالسلام کجاست؟

 

یکى از موضوعات مورد پرسش تعیین محل دقیق قبر مطهر حضرت زینب کبرى علیها السلام است. این سؤال به خاطر انتساب مکان‏هاى مختلفى به آن بانوى بزرگوار در کشورهاى مختلف است.

از قدیم الایام سه مکان به عنوان قبر مطهر این بانوى بزرگوار مطرح است و هرکدام نیز طرفدارانى دارد.

 

1- قبرى که در شهرک زینبیه امروز در نزدیکى دمشق، پایتخت فعلى کشور سوریه وجود دارد. علماى قدیم از این مکان (شهرک زینبیه) به «غوطه‏» یا «راویه‏» تعبیر آورده‏اند. زائران ایرانى که جهت زیارت به سوریه مى‏روند، این مکان را زیارت مى‏کنند.

 

2- محلى که در شهر قاهره پایتخت مصر به نام «زینبیه‏» مشهور است.

3- شهر مدینه نیز به عنوان محل دفن حضرت زینب علیها السلام معرفى شده است، گرچه در مدینة النبى محلى به این نام مثل دمشق و قاهره وجود ندارد.

 

مرحوم حاج شیخ عباس قمى به نقل از استاد خودش مرحوم محدث نورى(1)، و دیگران احتمال شام را تقویت کرده‏اند. محقق اخیر با روشى عالمانه احتمال مصر را رد کرده و با قرائن و شواهدى اثبات کرده است که حضرت زینب کبرى علیها السلام در شام دفن شده است.

 

براى هر یک از این سه احتمال دلائلى ذکر شده است که به بیان هر یک و نقد آن‏ خواهیم پرداخت.

 

الف: احتمال مصر

براى این احتمال دلایلی بیان شده است که مهمترین آنها دلیل روایی است:

نسابه عبیدلى در کتاب «اخبار الزینبات‏» 6 روایت نقل کرده است که بر اساس مضمون آن‏ها باید حضرت زینب (علیهاالسلام) درمصر دفن شده باشد.

 

نقد و بررسی:

اما این روایات از نظر سند و محتوا قابل اعتماد نیست. محمد حسنین سابقى نویسنده کتاب مرقد العقیله زینب علیها السلام اشکالاتى را براین احادیث وارد کرده و می‌گوید اکثر راویانى که عبیدلى این روایات را از آنان نقل کرده است، مجهول هستند و پس از بررسى و تتبع فراوان در کتب رجال وتراجم و نسب هیچ اثرى از آنان به دست نیامد. مفاد این روایات نیز خالى از تناقض و اشکال تاریخى نیست.

 

زینب مدفون در مصر کیست؟

 

اکنون این پرسش پیش مى‏آید که اگر حضرت زینب علیها السلام دختر على علیه السلام در مصر دفن نشده است پس قبرى که در محله «قناطر السباع‏» قاهره است متعلق به کیست؟ در پاسخ به این پرسش باید یادآورى کنیم که از بررسى و تتبع در تاریخ روشن مى‏گردد که زینبى که در مصر (قاهره) دفن شده است، زینب بنت ‏یحیى المتوج بن الحسن الانور بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب است. ولى از آنجا که ذهن انسان با شنیدن نام مشترک بین چند نفر، متوجه مشهورترین آنها مى‏گردد، بسیارى از مردم تصور کرده‏اند که این همان زینب مشهور یعنى زینب دختر على بن ابى‏طالب علیهما السلام است (2)، در حالى که این تصور کاملا بى‏اساس است. البته نسبت دادن افراد به جد بزرگ آنان معمول است، چنانکه امامان ما را پسر پیغمبر مى‏خوانند. بنابراین اگر زینب بنت‏یحیى را زینب بنت على علیهما السلام بخوانند، هیچ اشکالى نخواهد داشت.

 

ب: احتمال مدینه

 

علامه فقید سید محسن امین معتقد است که حضرت زینب علیها السلام در مدینه دفن شده است و براى این مطلب دلیل مى‏آورد که:

بازگشت‏حضرت زینب علیها السلام پس از فاجعه کربلا به مدینه، قطعى و مسلم است اما خروج مجدد او از این شهر ثابت نشده است، بنابراین باید گفت: در مدینه وفات یافته و در همانجا دفن شده است، گرچه تاریخ وفات و محل دفنش دقیقا روشن نباشد. این دلیل در واقع نوعى استصحاب است که مرحوم امین به آن استناد کرده است.

 

نقد و بررسى

 

گرچه دفن حضرت زینب علیها السلام در مدینه (بقیع) یک امر ممکن و کاملا طبیعى است زیرا قبر برادرش امام حسن علیه السلام و بسیارى از بزرگان بنى هاشم در این قبرستان قراردارد که خصوصیات و تفصیل آن‏ها در کتب مربوط بیان شده است، اما باید توجه داشت که اگر او در این قبرستان دفن شده بود، طبعا قبرش با توجه به شخصیت و عظمت مقامش مشخص مى‏شد. در حالى که در هیچ یک از کتب مربوط به تاریخ مدینه و مزارات این شهر نامى از محل قبر او به میان نیامده است، با این که نام زنانى همچون «ام البنین‏» که در بقیع دفن شده‏اند در کتاب‏هایى مانند وفاء الوفاء منعکس شده است.

مسعودى در شرح حال امام حسن مجتبى علیه السلام مى‏نویسد: «حسن بن على در کنار قبر مادرش فاطمه علیها السلام به خاک سپرده شدو در این قبرستان تا این ‏زمان سنگى است که روى آن چنین نوشته شده است:

«الحمدلله مبید الامم ومحیى الرمم هذا فاطمة بنت رسول‏الله صلى الله علیه و آله سیدة نساء العالمین و الحسن بن على بن ابى‏طالب و على بن الحسین بن على و محمد بن على و جعفر بن محمد رضوان الله علیهم اجمعین.» (3)

و این نشان مى‏دهد که قبر آن بزرگواران در قرن چهارم یعنى تا زمان مسعودى مشخص بوده است، و اگر قبر حضرت زینب علیها السلام در این قبرستان قرار داشت، نام او هم حداقل تا زمان مسعودى روى قبر نوشته مى‏شد. چنانکه قبر همسرش عبدالله بن جعفر در همان قبرستان مشخص است، بنابراین چگونه ممکن است قبر حضرت زینب در بقیع باشد، اما هیچ نشانى از آن نباشد، و در هیچ تاریخى یاد نشده باشد؟

از طرف دیگر موضوعات تاریخى جاى اعمال استصحاب نیست که بگوییم: بازگشت‏حضرت زینب علیها السلام به مدینه قطعى است، اما خروج او از این شهر ثابت نشده است، پس در همان شهر و همانجا به خاک سپرده شده است. (4)

 

ج: احتمال شام

طرفداران این نظریه مى‏گویند: در مدینه قحطى و دست تنگى شدیدى به وجود آمد. عبدالله جعفر تصمیم گرفت‏با همسر خود ; حضرت زینب علیها السلام به شام که مقدارى زمین زراعتى داشت‏سفرکند. پس از مسافرت به شام حضرت زینب علیها السلام در همانجا درگذشت. (5)

 

نقد و بررسى

1- اینکه گفته شده است که عبدالله بن جعفر در حومه دمشق مزرعه و قریه داشته و همراه همسرش جهت‏سرکشى یا بهره بردارى از آن‏ها رفته بوده و در این سفر حضرت زینب علیها السلام درگذشته است مطلب بى‏اساسى است. در هیچ یک از کتب تاریخى از چنین مزرعه‏اى اسمى به میان نیامده و اصولا چون عبدالله فرد بخشنده‏اى بوده هرگز مال و ثروت در دست او دوام نمى‏آورده است، بنابراین چگونه ممکن است داراى چنین مزرعه و قریه‏اى بوده باشد؟

2- اگر فرضا عبدالله بن جعفر چنین مزرعه‏اى داشته، ممکن بود شخصا براى رسیدگى به وضع آن به شام برود و دیگر نیازى به بردن همسر و دیگر اعضاى خانواده خود که مستلزم هزینه زیادى بود، نداشت.

3- مدینه از شهرهاى مهمى است که مثل بسیارى از شهرهاى مهم دنیا براى آن تاریخ‏هاى متعددى نوشته‏اند. بعضى از این کتاب‏ها به حوادث مهمى که در مدینه اتفاق افتاده مثل زلزله، آتش گرفتن حرم پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله، وزیدن باد سرخ و... پرداخته‏اند. اگر چنان قحطى و گرسنگى در آن سال در مدینه اتفاق افتاده بود، قطعا در این کتاب‏هاى تاریخى درباره آن بحث مى‏شد، در حالى که چنین چیزى مطرح نشده است.

 

نتیجه بحث

پس از بررسى سه احتمال در مورد محل دفن حضرت زینب کبرى علیها السلام مى‏توان چنین نتیجه گرفت که:

احتمال مصر اشکالات فراوان دارد، احتمال مدینه بدون دلیل است، و احتمال شام به نظر استوارتر مى‏آید گرچه دو اشکال باقى مى‏ماند:

یکى اینکه به چه دلیل عبدالله جعفر حضرت زینب علیها السلام را به شام برده است‏با اینکه حضرت زینب علیها السلام دل خوشى از شام نداشت، و اشکال دیگر اینکه بسیارى از مورخین نوشته‏اند: آنکه در شام دفن است «ام‌کلثوم‏» فرزند على علیه السلام است. (6)

اشکال دوم را بدین صورت مى‏توان حل کرد که منظور از «ام کلثوم‏» همان زینب کبرى علیها السلام است ولى مشکل اینجاست که کسانى مثل ابن جبیر از این ام کلثوم به «زینب صغرى‏» و نه «زینب کبرى‏» تعبیر آورده‏اند و در سنگ نوشته‏اى که از خاک مقبره در شام استخراج شده است، چنین نگاشته شده است که: «هذا قبر زینب الصغرى المکناة بام کلثوم ابنت على بن ابوطالب امها فاطمة البتول سیدة نساء العالمین ابنت‏سید المرسلین محمد خاتم النبیین صلى الله علیه و سلم.» (7)

گرچه نتوان به یقین مشخص کرد که قبر حضرت زینب علیها السلام در کجا واقع است ولى مى‏توان گفت: زیارتگاه‏ها و اماکنى که به این دودمان منسوبند همه از مصادیق آیه شریفه «فى بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه‏» (8) مى‏باشند. این خانه‏ها و زیارتگاه‏ها ولو منسوب به آن‏ها باشد - جاى ذکر و توجه به خدا و انسان‏سازى و پیوند با شهیدان و اهل بیت است. محل دفن اهل بیت هر کجا که باشد یاد و خاطره‏شان زنده است و در سینه‏هاى مردم عاشق جاى دارند. چه زیبا سروده‏اند که:

بعد از وفات ، تـربـت مـا در زمیـن مجـوى 

     در سینه‏هاى مردم عارف مزار ماست

 

 

آرى مزار زینب علیها السلام در واقع دل‏هاى مردم عارف است و در هر نقطه‏اى که مدفون باشد تمام زیارتگاه‏هاى منسوب به او مورد احترام است و محل استجابت دعا.

 

تحقیق از:استاد مهدى پیشوایى

 

1. هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، حاج شیخ عباس قمى، ص 353.

2. اعیان الشیعه، ج 7، ص 142.

3. التنبیه و الاشراف، ص 260، چاپ مصر.

4. مرقد العقیله زینب، محمد حسنین السابقى، ص 103

5. خیرات حسان، محمد حسن خان، ص 29، هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، حاج شیخ عباس قمى، ص 353; نزهة اهل الحرمین، سید حسن صدر، ص 39.

6. رحلة ابن جبیر، داربیروت، ص 253، معجم البلدان یاقوت حموى، ج 3، ص 20; سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمدعلى موحد، ج 1، ص 99.

7. سفرنامه حج، میرزا على‏خان امین الدوله صدراعظم، مقدمه کتاب، ص 3.

8. نور/ 36.

 

 

[ سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]

 

مبروک على امة محمد میلاد العقیله سیدتی ومولاتی زینب
نرفع اسمى ایات التهانی والتبریکات الى سیدی ومولای
الحجة ابن الحسن عجل الله تعالى فرجه بمیلاد
قلعة الصبر والابى ام المصائب بطلة کربلاء
سیدتنا زینب الکبری سلام الله علیها

 

 

 

 

 

عادت لنا البشرى
فی عید مولد زینب الکبرى

یاشیعة أل المصطفى
بمولد بنت علی المرتضى
وسیدة الحوراء
من فضلها لا یخفى
إلیکم أعزائی تهانیاتی
بعطر هده المناسبة البهیجة
فی مولد الصامدة العظیمة
سیدتنا زینب علیها السلام

  

جزیتی أیتها الکریمة
التی دائما سباقة
فی تزیین صفحات منتدانا
بزینة الأفراح
وتیعلق شرائط ملونة
بأزهى الألوان
وتکتب بالمفرقات
فی السما الزرقاء
أن شیعیة تهدیکم
بمولد إبنة الزهراء
أجمل وأروع إحتفال
کیف لا وهی دوما ..!!!
لم تکن لترضى
إلا أن یخرج کل الحاضرین
وهم مبتهجین بما قدم لهم فی
میلاد السیدة زینب الکبرى
بعد أن دعوا الإلاه
أن یجازی الکریمة شیعیة
بجزیل الثواب
اللهم یا کریم
بحق ما لدیهم من فضیل الصفات
لک منی کل الود
وکامل التحیات ودمتم من الله بخیر

 



پنجم جمادی الاولی سال ششم هجری روز ولادت با سعادت بانوی قهرمان کربلا و پرچمدار نهضت حسینی علیه السلام ، حضرت زینب کبری سلام الله علیها می باشد.

 

بشارت ولادت

جناب سلمان خبر ولادت نورسیده مولا علی بن ابی طالب علیه السلام ، را به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، می رساند و در انتظار می ماند تا شادی و شعف این بشارت را در چهره ایشان ببیند. امّا اشک مجال شادی به چشمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نمی دهد و در پاسخ حیرت سلمان، پیامبر به مصیبت هایی اشاره می کند که آن کودک شیرین و نو رسیده باید در آینده تحمّل کند. میلاد مبارک و خجسته او آغاز راه صبوری بود و زینب علیهاالسلام ، اسوه صبر الهی و بانوی بردباری و رضا، آمده بود تا از همان کودکی دشواری را تحمّل کند و دلش را از صبر و تحمل لبریز سازد.


نامی از آسمان

در خانه نورانی و آسمانی مولا علی علیه السلام شادیِ آمدنِ نورسیده ای برپاست. حضرت فاطمه علیهاالسلام ، نوزاد را در آغوش مولا نهاده، از او می خواهد اکنون که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در مدینه حضور ندارند، ایشان نامی برای کودک برگزیند. امام علی علیه السلام ، می فرمایند: «من بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، در نام گذاری او پیشی نمی گیرم». چند روزی از تولد نوزاد می گذرد تا آن که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، به مدینه بازگشته و چون همیشه، ابتدا به خانه دردانه اش فاطمه زهرا علیهاالسلام ، وارد شدند. اندکی بعد نوزاد در آغوش جدّش آرام خفته است و چشمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بر آسمان است. فرشته مقرب خدا، جبرئیلِ امین، نازل می شود. سلام و تهنیت خدا را می رساند و می فرماید: «نام این مولود را زینب بنه که این نام را خدا در لوح محفوظ نوشته است».

 

                                                    

القاب حضرت زینب علیها السلام

 

عظمت و قدرت روحی دختر امیر المومنین علیه السلام در میدان های مختلف ، سبب گردید که او استوانه چنان محکم باشد که بخش سنگینی از بار امامت و زعامت پدر و دو برادرش را بر دوش  کشد. محدثان و مورخان برای آن بانو ، القاب گوناگونی ذکر نموده اند  که هر کدام ، نشانگر قوت موضع گیری آن بانوی بزرگوار در برابر حوادث و رویدادهای مختلف است ، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نام او را " زینب" یعنی زینت پدر گذارد. دیگر لقب های حضرت عباتند از :

عقیله بنی هاشم، عقیلة الطالبین ، عقیلة النساء، عقیله قریش،  ام المصائب، زینب کبری، صدیقه صغری، عالمه غیر معلمه، عارفه ، عامله، شریک الحسین ، محبوبه مصطفی، زاهده، باکیه.

 

حضرت زینب علیه السلام مظهر صفات اخلاقی

 

زینب (س) که تربیت شده مکتب وحی بود همانند پدر و مادرو اهل بیت  بزرگوار خویش ،  دارای سجایای اخلاقی بود.

سید عبدالحسین شرف الدین که از مفاخر اسلام محسوب می شود درباره ایشان می گوید:" بزرگوارتر از نظر اخلاق ، مثل حضرت زینب دیده نشده است. خشم و غضب بر او چیره نشد واز مقامش کم نکرد . و هیچ عالمی بر حلم و صبرش غالب نگشت . درتیزهوشی و صفای باطن و قوت دل و اطمینان قلب ، آیتی از آیات خدا بود .

صاحب انساب الطالبین می نویسد : " زینب سلام الله علیها به صفات نیک بسیار و اوصاف گرانقدر و باشکوه و با خصلت های پسندیده نسبت به دیگران ممتاز شد ؛ خلق و خوی سعادت آفرین او و صفات اخلاقی بارز و افتخار آفرین ایشان و فضیلت های پاک و طاهر او نسبت به دیگران ممتاز بود".

                                                

صبر واستقامت ، و ایمان و تقوی از صفاتی هستند که فقط صاحبان مکارم اخلاق به آنها وابسته اند و سایر افراد ممکن است با بعضی ازصفات آشنا باشند . " حضرت زینب (س) در شکیبایی و استقامت و قدرت ایمان و تقوی ، یگانه بود ودر فصاحت و بلاغت حضرت علی (ع) بود .

سویوطی درباره حضرت می گوید:" حضرت زینب سلام الله علیها زنی خردمند ، تیز بین و فصیح بود، البته خردمندی که قدرت قلبی نیز داشت."

 

 

 

نبذة مختصرة من حیاة السیدة

زینب سلام الله علیها

 

کانت ولادتها فی السنة الخامسة للهجرة، وفیها عاد رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم من سفره، وأشرق بیت فاطمة علیها السلام بقدومه، واحتضن رسول الله الحفیدة وسمّاها زینب و کلمة زینب تعنی أصل الشجرة الطیبة.

عُرفت بالعقیلة أو عقیلة بنی هاشم لأنها کریمة قومها وعزیزة بیتها.

کان أمیر المؤمنین علیه السلام یرد الطالبین بزواجها وعندما تقدم عبد الله بن جعفر بن أبی طالب، وهو الکفؤ لعقیلة بنی هاشم الذی لُقب بـ(بحر الجود)، وافق أمیر المؤمنین علیه السلام على زواجه منها.. فأبوه جعفر بن أبی طالب ذی الجناحین وأمه أسماء بنت عمیس الخثعمیة من المهاجرات المؤمنات المعروفة بالتقى والصلاح والتی عبّر عنها الإمام الصادق علیه السلام بالنّجیبة.

وزینب عقیلة بنی هاشم رغم أنها تزوجت وانتقلت إلى بیت ابن جعفر إلاّ أنها لم تتخل عن المسئولیة لتدیر بیت أبیها وتهتم بشئون أخویها وتصبح المسئولة بهم أولاً وآخراً، فقد انتقلت من المدینة إلى الکوفة تبعاً لانتقال مرکز الخلافة وکان بمعیتها زوجها وأولادها لتعیش على مقربة من الإمام بصفتها الإبنة الکبرى لعلی علیه السلام بعد وفاة أمها فاطمة علیها السلام.

وزینب بحکم مرکزها فی البیت العلوی تختلف عن باقی النساء، فصُورُ مأساة فقدِ جدها رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم وأمِها الزهراء علیها السلام ما زالت عالقةً فی ذهنها، وقد شارکت بذلک الأحداث ومشاکل الحرکات التی ثارت فی وجه أبیها التی کان آخرها رؤیتها له صریعاً فی محرابه بسیف الشقی بن ملجم، کما قد سمعت وصیة أبیها أمیر المؤمنین علیه السلام بأن رسول الله أمره أن یوصی إلى ابنه الإمام الحسن علیه السلام بالإمامة وولایة الأمر، ویأمره أن یدفعها لأخیه الحسین علیه السلام من بعده ثم لابنه علی بن الحسین علیه السلام ثم لابنه محمد علیه السلام .. فلم تکن زینب علیها السلام بمعزل عن هذه الوصیة ووعتها جیداً.

 

مع الحسین علیه السلام

"والله لا أعطی بیدی إعطاء الذلیل ولا أقر إقرار العبید.." فهمت زینب علیها السلام من خلال کلمات الإمام الحسین علیه السلام وتضحیاته، أبعاد الموقف المرتقب ألا وهی تحمل مسئولیة القضیة التی ضحى من أجلها الإمام الحسین علیه السلام فی نشر نهضته الجبارة فی وجه الباطل، تلک النهضة التی هی امتداد للرسالة التی جاء بها النبی الأکرم صلى الله علیه وآله.

[ دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ٧:۱٢ ‎ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]

 

علوم غریبه


انسان موجود بسیار پیچیده‌ای است و دارای قدرتهای عجیب و غریب فراوان می‌باشد، که این خود نشانه و آیت عظمت خالق تواناست(فتبارک الله احسن الخالقین). از این روست که می‌تواند کارهای خارق‌العاده و غیر طبیعی انجام دهد، این گونه کارها معمولاً از ابعاد فیزیک و متافیزیک وجود بشر منشاء می‌گیرد. در بعد فیزیک انسان می‌تواند با کمک ابزار و با انجام تمرینات، سرعت خود را در انجام برخی کارها افزایش دهد و یا نسبت به برخی پدیده‌ها عادت پیدا کند که برای سایرین عجیب می‌نماید. در بعد متافیزیک انجام این کار با استفاده از نیروی‌های روانی، فراروانی و روحی صورت می‌گیرد. برخی افراد با بهره‌گیری از این توانایی‌های خارق‌العاده اقدام به پیشبرد اهداف شوم خود می‌کنند و یا حداقل این امور را بهانه‌ای برای کسب درآمدهای مالی و مادی قرار می‌دهند. البته محدود افرادی نیز یافت می‌شوند که از این توانمندیها برای خدمت به خلق و یا در انجام کارهای خیر و مثبت بهره می‌گیرند. در جامعه امروز علی‌رغم تمام پیشرفتهای صنعتی و علمی، هنوز افراد زیادی برای حل مشکلات خود به این روشها روی می‌آورند و به این بهانه‌ها مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند. لذا بر آنیم تا با تشریح و نقد و بررسی این مقولات آگاهی لازم را به عموم منتقل نموده تا جلوی سوء استفاده برخی افراد فرصت طلب گرفته شود، همچنین می‌خواهیم یادآور شویم که یگانه قدرت مؤثر در عالم خدای قادر می‌باشد(لله الواحد القهار)، لذا بهتر است برای حل مشکلات بجای روی آوردن به سحر، طلسم، جادو و امثال آن به درگاه رحمت حضرت حق پناه بریم، جای بسی تأسّف است که هنوز در عمل، به این مطلب مهم اعتقاد پیدا نکرده‌ایم که«و من یتوکل علی الله و کفی بالله وکیلا».

 

اقسام علوم غریبه



انجام امور خارق‌العاده معمولاً از طریق علوم غریبه صورت می‌گیرد. علوم غریبه دارای پنج شاخه اصلی می‌باشد که عبارتند از: علم کیمیا، علم لیمیا، علم هیمیا، علم سیمیا و علم ریمیا. البته این علوم دارای شاخه‌های فرعی نیز می‌باشند که از آن جمله می‌توان به علم اعداد و اوفاق، علم احضار ارواح، علم تنویم مغناطیس و خافیه اشاره کرد. موضوع علم کیمیا، چگونگی تبدیل صورت یک عنصر به صورت عنصر دیگر می‌باشد. این همان است که در طول تاریخ افراد زیادی به دنبال آن بوده‌اند و قصد تبدیل خاک به طلا داشته‌اند. داستانهای زیادی در ادبیات ملل مختلف دربارة کیمیا وجود دارد، ظاهراً عرفا دارای این قدرت بوده‌اند(آنان که به یک نظر خاک را کیمیا کنند). علم لیمیا، علم تسخیرات است. در این شاخه چگونگی تأثیرهای ارادی در صورت اتصالش با موجودات ماورائی مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. لیمیا منجر به کسب قدرت تسخیر جن و روح می‌شود. منظور از تسخیر آن است که موجودات در اختیار و به فرمان انسان باشند.

معمولاً افـراد سودجـو معمولاً افـراد سودجـو برای رسیدن به اهداف خود(که عمدتاً اهداف غیر معنوی و مادی است) از این موجودات تسخیر شده بهره می‌برند. در علم هیمیا، ترکیب قوای عالم بالا با عناصر عالم پایین مد نظر است و به آن علم طلسمات نیز می‌گویند. در طلسم از طریق برخی ابزار و وسایل مادی(عناصر عالم پایین) نیروهای ماورائی جهت انجام کارها به خدمت گرفته می‌شوند. ظاهراً طالع‌بینی نیز زیر مجموعة هیمیا می‌باشد. در طالع‌بینی اعتقاد بر این است که محل و موقعیت قرار گرفتن ستارگان در لحظه تولد نوزاد، بر سرنوشت و آینده او تأثیر می‌گذارد و از این طریق نسبت به پیشگویی در مورد آینده اقدام می‌شود. طالع‌بینان معمولاً با استناد به تأثیرات ماه، خورشید و ستارگان دیگر پیشگویی می‌کنند. در کل پیشگویی و اطلاع از اخبار آینده مورد تأیید نمی‌باشد، هر‌چند که ممکن است این کار عملی باشد. اگر لازم بود انسان از آینده با خبر باشد، مسائل آینده در حجاب و پوشش قرار نمی‌گرفت و یقیناً پوشیده بودن آن حکمت الهی داشته و خیر عموم در آن است. سیمیا علم ترکیب نیروهای روانی و جسمانی است. به عبارت دیگر هماهنگ ساختن و خلط کردن قوای ارادی با قوای مخصوص مادی می‌باشد. از این علم برای دست‌یابی و تحصیل قدرت در تصرفات عجیب و غریب در امور طبیعی استفاده می‌شود. برای مثال تصرف در خیال مردم و تغییر آن از این دسته است. علم ریمیا استفاده از قوای مادی در انجام امور خارق‌العاده است. مانند کاری که معمولاً شعبده‌بازان انجام می‌دهند. این افراد از توان نهفته در امکانات و وسایل مادی با ظرافت خاصی برای انجام کارهای عجیب و غریب بهره می‌گیرند. کهانت و سحر نیز از همین مقولات می‌باشند. کهانت خبرگیری و یا طلب یاری از جن یا ارواح و امثال آن است.

در کلام مـعصومین از کـاهن به عنوان کافر یاد شده است. سحر، انجام امور خارق عادت از طریق دعا، افسون و طلسم می‌باشد. سحر کفر به خداست و تصرف و دست یازیدن در عالم بر خلاف وضع عادی آن می‌باشد. سحر مایة شر بوده، شوم‌ترین منابع فساد در اجتماع بشری است. منشاء سحر ابلیس می‌باشد و از این طریق نیز به سایر شیاطین(انسی و جنی) منتقل شده است. کسانی که از سحر و جادو استفاده می‌کنند با شیاطین در ارتباط هستند. امروزه وجود و تأثیرات سحر، طلسم و امثال آن از دیدگاه دین و علم اثبات شده است ولی دین رفتن به سمت این امور و استفاده از آن را شدیداً نهی می‌کند. مبین آن اینکه حضرت علی(علیه‌السلام)ـ امام عارف و آگاه به علوم غیب ـ می‌فرمایند:«هر که چیزی از جادو بیاموزد، کم یا زیاد، کافر است.» موضوع دیگر از این مقولات نجوم می‌باشد، که از دو دیدگاه قابل بررسی است. اول علم نجوم که توسط دانشمندان فیزیک، ریاضی و ستاره‌شناسان و به صورت علمی و یا روشهای تجربی مورد نقد و بررسی است. دوم علم نجوم که بیشتر توسط طالع‌بینان و با روشهای متافیزیک برای کشف امور پنهانی مورد استفاده می‌باشد. ظاهراً حالت اول بلامانع و حالت دوم محل اشکال است. در حالت دوم می‌توان به سه صورت به موضوع نظر داشت. اول اعتقاد به تأثیر حرکات کواکب در موجودات و عالم هستی که تحریم شده است، دوم اعتقاد به خدای سبحان به عنوان تنها مؤثر در عالم هستی که اندیشه‌ای بسیار عالی است، سوم اعتقاد به اینکه ارتباط حرکات کواکب با حوادث و رخدادها از نوع ارتباط کاشف و مکشوف است که این دیدگاه اشکال ندارد(تحریم نشده ولی تأیید نیز نشده است). خلاصة کلام آنکه اگر انسان، ستارگان و کواکب و حرکات آنها را عامل مؤثر بر سرنوشت بداند(و یگانه قدرت مؤثر بر هستی را از یاد برد) و از این طریق پیشگویی کند، راه را خطا رفته و از سبیل الی‌الله خارج شده است. در پاورقی صفحة 6235 کتاب گرانقدر“میزان الحکمه” به نقـل از مبحث تنجیم کتاب مکاسب آمده است:«پیشگویی کردن از روی اوضاع کواکب و حرکات آنها اشکال ندارد، به این معنا که کسی، با مشاهدة وضع معینی در ستارگان مانند نزدیکی و دوری و مقابله و اقتران میان دو ستاره، به صورت گمان و تخمین حکم به وقوع فلان حادثه در آینده بکند… و بلکه علی‌الظاهر، پیشگویی کردن به صورت قطع و جزم نیز اشکالی ندارد…» سحر و طلسم علی‌رغم وجود و تأثیرات غیر قابل انکار آن، قابل ابطال است. ابطال سحر و طلسم از طرق مختلف امکان پذیر است. احتمالاً تنها کار مجاز در امور سحر و طلسم نیز ابطال آن به قصد کمک به خلق با نیت رضای حق تعالی می‌باشد. بهترین شیوه برای ابطـال طلسمات، توکـل به خداوند قهـار و جبار و پناه بردن به اقیانوس بی‌کران رحمت او، قرآن کریم می‌باشد، چرا که«و ننزل من القرآن ما هو شفاءٌ و رحمه للمؤمنین». برای جلو گیری از تأثیرات سحر و طلسم قرائت قرآن کریم بخصوص سوره‌های کافرون، اخلاص، فلق و ناس بسیار مؤثر است. بخصوص تلاوت سوره‌های فلق و ناس در ابطال تأثیرات سحر و طلسم بی‌نهایت مفید می‌باشد. جای بسی تأمل و تعمق است که انسان می‌تواند آن همه توان و نیروهای خارق‌العادة خود را(که موهبتی الهی است) در راه شناخت حق تعالی صرف کند و جزو سالکان طریق الی‌الله قرار گیرد، با این حال چگونه با استفاده‌های منفی از توانمندیهای خود جزو سالکان در طریق الی شیطان می‌شود؟! (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم)

منبع: http://www.farshad7.com/akhbar4/metafizik/telesm


[ یکشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]


22 سؤالاً من قسیس مسیحی وسؤالاً واحداً من مسلم!!!

کان رجل مسلم له صدیق مسیحی فألح المسیحی علی المسلم بأن یذهب معه للکنسیة لیحضر درس من قسیس و یدلی رأیة للمسیحی فوافق المسلم و ذهب معه فعرفه القسیس وقال یوجد بینکم محمدی ای  مسلم 
فوقف المسلم وقال له:کیف عرفت؟
فقال القسیس:سیماههم فی وجوههم.
فتبسم المسلم


و قال له القسیس:أرید ان اسألک اثنان وعشرون سؤال؟

إلیک الأسئلة:

1
ما هو الواحد الذی لا ثانی له؟

2
ما هما الاثنان اللذان لا ثالث لهما؟

3
ما هم الثلاثة الذین لا رابع لهم؟

4
ما هم الأربعة الذین لا خامس لهم؟

5
ما هم الخمسة الذین لا سادس لهم؟

6
ما هم الستة الذین لا سابع لهم؟

7
ما هم السبعة الذین لا ثامن لهم؟

8
ما هم الثمانیة الذین لا تاسع لهم؟


9
ما هم التسعة الذین لا عاشرة لهم؟

10
ما هی العشرة التی تقبل الزیادة؟
11
ما هی الإحدى عشر الذین لا ثانی عشرة لهم؟

12
ما هی الاثنا عشر الذین لا ثالث عشر لهم؟

13
ما هی الثلاثة عشر الذین لا رابع عشر لهم؟

14
ما هو الشیء الذی یتنفس ولا روح فیه؟

15
ما هو القبر الذی سار بصاحبه؟

16
من هم الذین کذبوا ودخلوا الجنة؟

17
ما هو الشیء الذی خلقه الله و أنکره؟

18
وما هی الأشیاء التی خلقها الله بدون أب و أم؟

19
من هو المخلوق الذی من نار ومن هلک بالنار ومن حفظ من النار؟

20
ومن الذی خلق من حجر وهلک بالحجر وحفظ بالحجر؟

21
ما هو الشیء الذی خلقه الله واستعظمه؟

22
وما هی الشجرة التی لها اثنی عشر غصنا وفی کل غصن ثلاثین ورقة وفی کل ورقة خمس ثمرات ثلاث منها بالظل واثنتان بالشمس؟
فأبتسم المسلم ابتسامة الواثق بالله... وسمّّّا بالله


*
بسم الله الرحمن الرحیم *

1
الله سبحانه وتعالی الواحد لا ثانی له

2
والاثنان اللذان لا ثالث لهما: اللیل والنهار


وجعلنا اللیل والنهار آیتین


3
والثلاثة التی لا رابع لها هی: أعذار موسى مع الخضر


إعطاب السفینة وقتل الغلام وإقامة الجدار


4
والأربعة الذین لا خامس لهم: القرآن و الإنجیل والتوراة والزبور

5
والخمسة التی لا سادس لهم: الصلوات الخمس المفروضة

6
والستة التی لا سابع لها: الأیام التی خلق الله تعالى فیها الکون

7
والسبعة التی لا ثامن لهم: السموات السبع

الذی خلق السبع سموات طباقا ما ترى من خلق الرحمن من تفاوت.


8
والثمانیة الذین لا تاسع لهم: هم حملة عرش الرحمن

ویحمل عرش ربک یومئذٍ ثمانیة


9
والتسعة اللاتی لا عاشر لها: هی معجزات موسى علیه السلام

العصا ، الید , الطوفان , السنون , الضفادع , الدم , القمل , الجراد , شق البحر


10
وأما العشرة التی تقبل الزیادة: هی الحسنات

من جاء بالحسنة فله عشرة أمثالها والله یضاعف الأجر لمن یشاء

11
والأحد عشر الذین لا ثانی عشر لهم: هم أخوة یوسف علیه السلام

12
والاثنا عشر التی لا ثالث عشرة لها: هی معجزة سیدنا موسى

وإذا استسقى موسى لقومه فقلنا اضرب بعصاک الحجرفانفجرت منه اثنا عشر عیناً

13
والثلاثة عشرة الذین لا رابع عشر لهم: هم إخوة یوسف وأبیه وأمه

14
وأما الذی یتنفس ولا روح فیه: فهو الصبح

والصبح إذا تنفس

15
وأما القبر الذی سار بصاحبه: هو الحوت عندما التقم سیدنا یونس علیه السلام

16
وأما الذین کذبوا ودخلوا الجنة: هم أخوة یوسف علیه السلام

17
والشیء الذی خلقه الله و أنکره: هو صوت الحمیر

إن أنکر الأصوات لصوت الحمیر

18
وأما ما خلق ولیس له أب وأم فهم :آدم علیه السلام و ناقة نوح و کبش الفداء والملائکة

19
وأما ما خلق من نار: فهو إبلیس ومن هلک بالنار: فهو أبو جهل ومن حفظ من النار: فهو إبراهیم علیه السلام

20
وأما ما خلق من الحجر: فهی ناقة صالح علیه السلام ومن هلک من الحجر:فهم أصحاب الفیل وأما من حفظ بالحجر: فهم أصحاب الکهف

21
وأما ما خلقه الله واستعظمه: فهو کید النساء

إن کیدهن عظیم

22
والشجرة: هی السنة التی لها اثنی عشر شهرا 'غصنا' والثلاثین ورقة:هی الأیام فی کل شهر والخمس ثمرات: هی الصلوات الخمس والثلاث التی بالظل:هی صلاة الفجر والمغرب والعشاء والاثنتان التی بالشمس:هی الظهر والعصر

هذا کان رد المسلم فاستعجب القسیس والحضور ولکن فوجئ القسیس بسؤال واحد موجه من الشاب المسلم
وهو:

ما هو مفتاح الجنة؟

هنا لم یقدر القسیس على الإجابة لکنه اضطر للإجابة بعد إلحاح الوجود
ولکنه طلب الأمان.

أتتوقعون لماذا؟!

لأن الإجابة هی:

أشــــهد أن لا إلـه إلا الله وأن مــــحمدا رســـــول الله
فأسلم القسیس ومن معه فی الکنیسة
اترون ما اعظم الثقة بالله .

من: بغیازی

[ جمعه ٢٧ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ٩:٤٠ ‎ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]

اللهم صل علی محمدوآل محمد

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در نخلستانی نشسته بودند و حضرت علی (ع) نیز در خدمت ایشان حضور داشتند. ناگاه زنبور عسلی نزد آن حضرت آمد و شروع به چرخش دور پیامبر اکرم (ص) نمود.

در این حال حضرت رسول به مولای متقیان فرمودند: یا علی ، این زنبور قصد دارد ما را ضیافت دهد ، و می گوید که مقداری عسل در فلان محل قرار داده ام ، امیرالمؤمنین علی (ع) را بفرستید ، تا آن را بیاورد. لذا حضرت علی (ع) رفتند و آن عسل را یافته و در مجلس حاضر نمودند.

رسول خدا از زنبور پرسیدند: غذای شما که شکوفه تلخ است ، به چه سبب آن شکوفه به عسل شیرین مبدل می شود؟ زنبور عرض کرد: یا رسول الله، این شیرینی از برکت وجود شماست ، چون هر وقت که مقداری شکوفه بر می داریم ، بلافاصله الهام می شود که سه نوبت بر شما صلوات بفرستیم و از برکت فرستادن صلوات ، شکوفه تلخ به عسل شیرین مبدل میشود.

خزینة الجواهر ص 586/ لمعات الانوار، ص 53

یک روز که پیغمبر
از گرمی تابستان  
همراه علی می رفت
در سایه ی نخلستان
دیدند که زنبوری
از لانه ی خود پر زد
آهسته فرود آمد  
بر دامن پیغمبر
بوسید عبایش را
دور قدمش پر زد
بر خاک کف پایش
صد بوسه ی دیگر زد
پیغمبر از او پرسید
آهسته بگو جانم
طعم عسلت از چیست
هر چند که میدانم
زنبور جوابش داد
چون نام تو میگویم
گل میکند از نامت
صد غنچه به کندویم
تا یاد تو را هر شب
چون گل به بغل دارم
هر صبح که بر خیزم
در سینه عسل دارم
از قند و شکر بهتر
خوشتر ز نبات است این
طعم عسل از من نیست
طعم صلوات است این

[ پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۳:٠٥ ‎ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]

 

امروزحدیثی ازپیامبر(ص)درمورد عظمت قران وتلاوت آن برایتان می آورم .

آن حضرت فرمود:

«ان اردتم عیش السعداء وموت یوم الحسرة والظل یوم الحرور ، و الهدى یوم الضلاله ، فادرسوا القرآن ، فانه کلام الرحمن و حرز من الشیطان و رجحان فى المیزان»

(اگر زندگى سعادتمندانه و مرگ شرافتمندانه و شهادت گونه و نجات روز قیامت و سایه در گرماى محشر و هدایت در روز سرگردانى و حیرت مى خواهید پس قرآن را فرا گیرید ،زیرا قرآن کتاب خداى مهربان و حرز و حفظ از شر شیطان و سنگینى در سنجش اعمال خواهد بود)

بحار الانوار ج92 ص 19

[ سه‌شنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]

 

یک نمونه اعجاز علمی قرآن



 در سال 619 میلادی، در جنگی که بین ایران و رم در منطقه‌ای از فلسطین به وقوع پیوست، سوره مبارکه«رم» نازل شد.
در اولین آیات این سوره مبارک که با حروف رمز آغاز می‌شود آمده است: «الم *غلبت الروم *فی ادنی الارض ... الخ».
در این آیه وجوه اعجاز علمی قرآن در «ادنی الاقرب» با بررسی‌های علمی اثبات شده است.
محققان علم جغرافیا دریافته اند که گودترین و پایین‌ترین منطقه روی زمین «بحر المیت» و این محل همان منطقه‌ای است که جنگ بین پارس و رم در آن واقع شد؛ جالب آنکه در قرآن کریم به این قضیه اشاره شده است.
«ادنی» در زبان عربی به معنی «گودترین و پست‌ترین» به کاربرده می‌شود.
گفتنی است اخیراً دکتر ذغلول النجار، حافظ و محقق قرآنی که یکی از دانشمندان فعال در زمینه اثبات اعجاز علمی قرآن است موفق شد جلوه دیگری از شگفتی‌های علمی قرآن حکیم برای یکی شدن خورشید و ماه در آینده دور را با استفاده از علم روز اثبات کند.

 

این هم از ادنی الارض در دانش نامه ویکی پدیا:

دریای مرده (در عربی: بحر المیت) در مرز اردن

 ([Only registered and activated users can see links]) و فلسطین ([Only registered and activated users can see links]) و در نزدیکی بیت المقدس ([Only registered and activated users can see links] D8%B3) واقع شده است.

 

 ساحل آن پست‌ترین نقطهٔ خشکی‌های زمین و شورترین دریاچهٔ دنیاست.

در سال ۶۱۴ میلادی، در کنار این دریاچه نبردی میان ارتش ساسانی به پادشاهی خسرو دوم و ارتش روم به پادشاهی هراکلیوس در گرفت که در نتیجه‌ی آن روم شکست سنگینی خورد و اورشلیم توسط ایرانیان تصرف شد.


این پیروزی پس از تصرف سوریه توسط ایران و آخرین پیروزی مهم ساسانیان بر روم بود. در قرآن به این نبرد به این شکل اشاره شده: «غلبت الروم فی ادنی الارض» یعنی «روم شکست خورد، در پست‌ترین زمین.

[ دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]

 

 

 

وضعیت انرژیکی انسان قبل وبعد از عمل وضو

 

 

مشاهده شده که عمل وضو بیشتر چاکراها ونادی ها (کانالهای انرژی) را فعال و بزرگ می کند. در اینجا لازم می دانم که مطالبی را از کتاب انرژی درمانی (چو-آ-کوک سویی روانشاس و استاد دانشگاه میلان ) که مترجم آن جمشید هاشمی (آرام) می باشندبدلیل جالب و علمی بودن عینا" ذکر کنم : " مشاهده شد که انجام عمل وضو بطور کلی اکثر چاکراها و کانالهای انرژی را بزرگ و فعال می کند . اما نکته جالب آن است که دراین عمل , میزان افزایش در چاکراهای پایینی بسیار بیشتر از چاکراهای بالاییی است . یعنی اگر چاکراهای بالایی تا 5/1 برابر بزرگتر شده اند , چاکراهای پایینی ( قاعدهای , جنسی و نافی) به راحتی تا دو برابر و حتی بیشتر رسیده اند . و ایشان می نویسندکه : " در ادامه رعایت چنین آدابی است که تجربیات خداشناسی آغاز می شود . بررسیانرژیکی وضو , پیوند زیبای آن با فریضه ای همانند نماز را به خوبی نشان می دهد. بههنگام پرداختن به نماز , سیل انرژی عظیمی برنمازگزار جاری می شود. تمیز بودنکانالهای انرژی فرد و فعال بودن چاکراهای وی , باعث می شود تا انرژی به میزانبیشتری جذب و درک شود و بطور کلی پتانسیل نمازگزار برای مبادله میزان انرژی بیشترفراهم شود. لذا توصیه می شود قبل از پرداختن به هر عمل دیگری –همانند قرائت قرآن یادعا خواندن –با وضو باشیم . این عمل باعث می شود تا آنچه که از آن قرائت یا دعاقرار است نصیبمان شود, دو چندان شود. ". در واقع محل آن درساهاسرارا چاکرا (چاکرای هفتم ) است و همانطور که می دانیم این چاکرا سرچشمه و نقطه شروع تجلی تمام چاکراهاست. در ادامه باید گفت که هرچه چاکرای ساهاسرارا بیشتر بازباشد میزان گره ها و قفلهای شش چاکرای باقی مانده باز شده و انرژی هایشان بابالاترین فرکانسهای ممکن ساطع می گردد. به محض اینکه چاکرای تاج کاملا" آگاه شود , کار جذب انرژی کیهانی اش به پایان می رسد و شروع می کند به تشعشعات انرژی بر طبقآکورد خودش.واین است آن رمزی که می گویند باید همیشه نیت خیر داشته باشید. با تفکربه نیکیها و داشتن نیت پاک هر لحظه بر میزان باز شدن ساهاس رارا افزوده می گردد. کهبا قطورتر شدن آن انرژی روحی بیشتری (شیوا) بدرون فرد وارد می گردد (وجه خالص انرژیالهی) . حال با شروع عمل وضو , ابتدا صورت را می شوییم , پوست بدن قابلیت جذب ونگهداری میزان زیادی انرژی را در خود دارد . انرژی های اضافی که ناشی از مشغله ها , استرسها , امواج منفی و دیگر موارد است در ان هستند. ما حداقل در روز سه بار وضو میگیریم و با اینکار سه با ر پاکسازی صورت می پذیرد. البته میزان انباشت انرژی منفیدر پوست صورت بدلیل حساسیت بیش از اندازه آن از سایر جاها بیشتر است. با دست کشیدنروی فکها بر چاکرای فرعی فک تاثیر می کنیم و این عمل اثر مستقیمی روی سیستم اعصاب وحافظه دارد.از نظر علمی آب قادر است مقدار زیادی انرژی در خود ذخیره سازد .حال چرااز آب سرد بجای گرم استفاده کنیم بهتر است علت آن این است که آب سرد قابلیت جذبانرژی بیشتری دارد نسبت به آب گرم(آبگرم بدلیل فاصله بیشتر بین ملکولی, خود حاویمقدار زیادی انرژی است و قابلیت جذب زیادی ندارد). در مرحله بعد با هر دست روی دستدیگرآب میریزیم. در بیان علت آن باید گفت که اصلی ترین کانال انرژی بدن , در اصطلاح"سوشومنا" می باشد که این کانال اصلی, در ناحیه شانه ها به دو کانال فرعی تقسیم میگردد که در نهایت به دو دست می رسد . در ادامه , این کانال اصلی, در ناحیه خاجی بهدو بخش دیگر تقسیم شده, وارد پاها می گردد. در امتداد این کانال اصلی , کانالهایفرعی دیگری موجود است که هر کدام به عضو و اندام خاصی بر می گردد. در جای جایسوشومنا مخروط مانندهای کوچک و بزرگی وجود دارد که دایما" در حال چرخشهستند(چاکراها). حال ما بر آرنج(برای مردان) آب می ریزیم و دست می کشیم تا انتهایانگشتان, با این کار انرژی های منفی از این کانال فرعی زدوده می شود .حرکت روبه جلوباعث تحریک این نادی و تخلیه شدید انرژی راکد و منفی در آن می گردد . لمس کردن تاکف دست و نوک انگشتان ادامه می یابد . به این می ماند که انرژی های منفی را مشایعت می کنیم تا کاملا" خارج گردد. با این عمل هم چاکراهای کف دست بدلیل لمس سریع فعالمی شوند وهم بین انرژی های چپ و راست بدن تبادل و تعادل صورت می پذیرد . در توضیح تبادل دو دست باید گفت که در فلسفه قدیم چین , شناخت به سه مهم تقسیم می شود : 1-یانگ : بمعنی "روشنایی خورشید"(مثبت). از خصوصیات آن خورشید , آسمان , فعالیت, درخشندگی و خشونت است . در طرف چپ قرار گرفته و سیاهرنگ است , رقم آن فرد و سایرارقام یانگ نیز طاق هستند. 2-این : بمعنی "فقدان روشنایی " و به معنی سایه , تاریکیاست (منفی) . از خصوصیات آن زمین , ماه , عدم فعالیت , کدورت , نرمش و خلا است . درطرف راست قرار گرفته و سفیدرنگ است , رقم آن زوج (دو) و ارقامش جفت هستند. 3-تائو: وجود تضاد بین شب و روز, اختلاف روشنایی و تاریکی , گرما و سرما , خشکی و رطوبت میباشد. این قانون جوهر و چکیده عالم است. در واقع با اتصال دست چپ وراست به یکدیگربین این دو انرژی تبادل صورت می گیرد . مرحله بعد مسح سر است. با این عمل ساهاسراراچاکرا تحریک می گردد . قبلا" در مورد تحریک آن وتاثیرات آن در سطور پیشین توضیحداده شده است. از دیگر تاثیرات آن می تواند ایجاد تعادل بین نیمکره های چپ و راستبدن کند و به این ترتیب در احساسات و عواطف (نیمکره راست) و نیز در تفکر و منطقمتعادل گردد. مرحله بعدی مسح پاهاست که دو اثر دارد. اول اینکه نیمه بالایی بدن بانیمه پایینی تبادل انرژی می کند و به این ترتیب نوعی توازن صورت می گیرد. تاثیر دومآن تحریک چاکراهای کف پاست و این امر سبب دریافت انرژی بیشتر از زمین می گردد . بهاین طریق , یعنی با تداوم وضو در کارها , چاکراهای پاها همواره تقویت شده و لذاهمواره انرژی بیشتری از طریق پاها وارد مولادهاراچاکرا و شوادهیستاناچاکرا (چاکرای جنسی) می گردد و به این طریق فرد کمتر دچار خستگی می گردد. به این ترتیب فرد دارای استحکام و قوت درونی می گردد. فرد با خوش بینی بر روی زمین زندگی کرده, همواره شاکرو سپاسگزار خواهد بود. ورود انرژی بیشتر به مولادهارا خیلی اهمیت دارد چراکه این چاکرا اساس نیروی حیات تمام چاکراهای بالاتر را شکل می دهد و سرچشمه نیروی حیاتاست. در این چاکرا منبع لایزال انرژی کندالینی (یانگ) وجود دارد . سوشومنا , آیدا وپینگالا که سه کانال اصلی انرژی بدن هستند نیز از این چاکرا شروع می شوند.

[ یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]

گذشت و ایمان

 

محمدرضا فروتن در گفتگویی عنوان کرده که گذشت و ایمان برای او بهتر از برنده شدن و جایزه گرفتن است

به گزارش سرویس فرهنگ و هنرجهان، او در این گفتگو عنوان کرده که من از کاندیدا شدن در جشنواره ها خیلی خوشحال نمی شوم چون اگر بیفتم و بمیرم خدا از من نمی پرسد که چند تا اسکار گرفتی و یا چند بار کاندیدا شدی؛ می پرسد از فرصتی که به تو دادم چطور استفاده کردی. دوست دارم بیشتر زندگی کنم و از زندگیم بیشتر لذت ببرم. انسان خوبی باشم، در عشق سیر کنم و به کارهای خودم دقیق شوم و از میانسالیم استفاده لازم را ببرم .
 
فروتن که با همشهری جوان مصاحبه کرده درادامه گفته: چه چیزی بالاتر از عشق و چه چیزی بالاتر از گذشت و ایمان است؟ آنقدر اسباب بازیهای دنیا مثل خانه و ماشین و قدرت و ثروت دور و بر آدم ریخته اند که از عشق دور می شود .

خوشبختی های واقعی مردم فقیر


اودر بخشهای دیگری ازاین مصاحبه گفته :در سفری که اخیرا به خاطر فیلم هایم به بلوچستان داشته ام در یکی از روستاها از مردم پرسیدم خوشبختید، می گفتند بسیار زیاد. واقعیتش این بود که فقیر بودند و واقعا احتیاج داشتند اما حقیقت چیز دیگری بود، اینکه واقعا خود را خوشبخت می دانستند. اما درون زندگی های شهری، برخی آدمها ماشین لوکس دارند و خانه آنچنانی دارند و ظاهرا خوشبختند اما حقیقت شاید چیز دیگری باشد.

منبع:

http://www.jahannews.com/vdcivpazpt1auq2.cbct. 

 

[ جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]

 

 

زیباترین دختر روزگار

 

(اجمل بنات عصرها)

 

ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که  می آمد  "من به الکفایه قطعا به وجود می آمد و جلسه دست او قرار می گرفت .

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (۱۰ الی ۲۱ مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با ۲۵ و یا ۳۵ درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آنسال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت وسریع !

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه درآورد .

عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید .

سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی . گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار ) نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».

علامه جعفری(ره) در  جواب خاطره ای از دوران طلبگی این داستان را تعریف می کنند  و می فرمایند که هر چه دارند از کراماتی ست که بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده است

منبع:دوست عزیزم (م،ص) که به نقل ازسایت علمی دانشجویان ایران این مطلب جالب رانقل کرده اند.

[ پنجشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]

 

پنج شنبه نوزدهم فروردین ماه 1389
ساعاتی بسیار با شگون است این روزی است که برای برآمدن حاجت میتوان ازدعای معروف شرف الشمس استفاده کرد. وحتی ان روز نزد ایرانیان باستان بعلت جاذبه و
انرژی مثبت بسیار با ارزش محسوب می شده است.


بنا به نقل دراین دعا اسم اعظم نهفته است و یا بهر حال
این حروف با رمزی که دارد موجبات خوش یمنی را به همراه می آورد.

 

دعای(شرف الشمس) در روز 19 فروردین هر سال برای برآورده شدن حاجات نوشته می شود،از طلوع تا غروب آفتاب فرصت دارید دعا را بنویسید  و در زیر آن حاجاتتان را بیان کنید و در قرآن قرار دهید.

 

 

انگشتر شرف شمس

اصولا انگشتر شرف شمس غلط مصطلح است زیرا فقط نقش آن مهم است. چون باید بر سطح زردرنگ نقش گردد از عقیق زرد استفاده میشود ومیتوان آن را روی کاغذ زرد یا پارچه زرد هم نقش کرد.

چون در سال فقط یکبار شرایط مهیا میشود تا ملایک موکل خورشید به زمین بیایند لذا امکان انجام این عمل در سال فقط یکبار است. آنهم فقط در شرف خورشید که خورشید در آن زمان نسبت به سایر کواکب روی زمین قدرت بیشتری دارد.
نکته اینجاست که این عمل یکبار مصرف نیز هست یعنی در واقع با کاهش اثر خورشید کمرنگ میشود.
اما چون در مدت زمانی که کارایی دارد پرقدرت است به زحمتش می ارزد.

 

وامانگین شرف الشمس دارای خواص ذیل است:


گشایش امور ومشکلات . باز شدن ابواب رزق وروزی .عزت ومقام رفیع یافتن .حفاظت از شر بلایا ودشمنان .حفاظت اموال .حفاظت در مقابل بد گویان زبان بند .بخت گشای بسیار موثر.
جلب محبت واحترام ومجذوب نمودن افراد .

 

 

 این نگین ضمن اینکه از عقیق اصل تهیه میشود مزیت دیگری هم دارد وآن موجب شده تا هم کمیاب وهم پرطرفدار باشد وآن طلسمی است که روایات فراوانی دال بر اسم اعظم بودن آن متواتر آمده است .این نقوش فقط درنوزدهم فروردینهرسال که به روز شرف الشمس معروف است در ساعات محدودی وبا آداب مخصوص آن بر عقیق اصل حک میشود .اگر خارج از این ساعات حک شود خاصیت های لازم را نداشته وبی اثر خواهد بود .چون این نگین ها را توسط اساتید انگشت شماری حک میشوند ودر این ساعات منحصر بفرد تنها تعداد بسیار محدودی را میتوانند تهیه نمایند کمیابی و پرطرفداری اش را موجب میشود.مشابه این نگین در بازار یافت میشود ولی در بموقع نوشته شدن آن تردید های فراوان وجود دارد.

 

حضرت آیت الله مبشر کاشانی با اشاره به نکات جالب و ناگفته ای در این باره ، مبحث شرف الشمس را جزء علوم غریبه میداندومیگوید:

"شرف الشمس از علوم غریبه است، لکن درکتب متقدمین اعم از روایی وادعیه و اذکار اثری نیافتم ، فقط متاخرین در چند قرن اخیر معتبر می دانند و بیاناتی درباره شرف الشمس وطریقه تکسیر آن به صورت مربع یا مسبع وغیره و نیز آثار و برکات آن مطالبی متذکر شده اند و بعضی آن را ماخوذ از اسم اعظم تلقی کرده اند و در کتاب جواهر مکنونه که از کتب خطی اذکار است و همچنین در کتاب السحاب اللئالی تالیف سید عبدالله بوشهری و کتب دیگر، آثاری از جمله دفع فقر و بیماری ها و حفظ از گزند جانوران و ایمنی از بلایا وکسب عزت و بزرگی متذکر شده اند."

"کفعمی هم در کتاب جنت الواقیه آورده اند که این حروف شکل ، اسم اعظم است و در بعض کتب علمای شیعه دیدم که این شکل از امیرالمؤمنین علیه السلام می باشد ولی سندی برای ادعای خود ذکر نکرده اند.

مرحوم شیخ بهائی نیز در کتاب سرالمستتر ، در رابطه با این شکل که بعضا به شرف الشمس معروف شده مطالبی بیان فرموده است."

علامه مبشر کاشانی در پایان ، به زمان و آداب و کیفیت شرف الشمس نیز اشاره و یادآور شد: " شرف الشمس باید در روز 19 حمل که مطابق با روز 19 فروردین است از طلوع آفتاب تا ظهر برعقیق زرد ودر صورت عدم امکان بر کاغذ زردی نوشته شود و با خود حمل نماید ولی در تجدید آن در روز مذکور در سال های بعد شرط نشده است ولازم نیست."

در این حال ، حضرت آیت الله مظاهری با اشاره به قابل اعتماد بودن شرف الشمس ،می فرماید"شرف الشمس مورد اعتماد است و اگر کسی داشته باشد تجدید لازم نیست."

 

وامامتن این  دعابدین نحواست:

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اَللّهُم اِنّی اَسئَلُکَ بِالهاءِ مِنْ اِسمِکَ الْاَعظَم و بالثَلآثِ العِصّیِ و بالالَفِ المُقَّّوِم و بِالمِیمِ الطَمیس الاَبتَر و بالسِّلمِ و بالاَربَعَه الَتِی ه‍ِی کالکَفِ بِلا مُعصَم و بِالهاءِ المَشقُوقَه و بالواوِ المُعظَّم صوره اِسمکَ الشَّریفِ الاَعظَم اَن تُصَلِیَ علی سَیِّدِنا مُحمَّدِ وَ آلِهِ بعدد حروف ماجری بِالقلم و اَن تَقضِی حاجَتِی.

برگرفته ازپایگاه لبیک وکانون قران بااندکی تلخیص.

[ دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]

 

 

 

سردار شهید حمید باکری

قائم مقام لشکر 31 عاشورا
تاریخ شهادت: 6/12/1362 – جزیره مجنون

فرازی ازوصیتنامه شهید:

 

 

این دنیا، دنیای آزمایش است و همه می‌دانیم که هیچ کدام ماندگار نیستیم و همگی خواهیم رفت. فقط مواظب باشیم پرونده ما سفید باشد و …/

همیشه با توکل به خدا و توجه به ائمه معصومین(ع) و اطاعت از دستورهای رهبر عزیز و عالی‌قدرمان بر دشمنان بتازید/ما دو روند بیشتر نداریم: امامت و امت، امامت و حزب‌الله؛ والسلام/

اگر شبانه روز شکرگزار خدا باشیم که نعمت اسلام و امام را به ما عنایت فرموده، باز کم است/

از مردم می‌خواهـــم که پشتیبان ولایت فقیـــــه باشند، راه شهـــدای ما راه حق است/


دعا کنید که خداوند شهادت را نصیب شما کند، در غیر این صورت زمانی فرا می‌رسد که جنگ تمام می‌شود و رزمندگان امروز سه دسته می‌شوند:

 یک: دسته‌ای که به مخالفت با گذشته خود برمی‌خیزند و از گذشته خود پشیمان می‌شوند. دو: دسته‌ای که راه بی‌تفاوت را بر می‌گزینند و در زندگی مادی غرق می‌شوند. سوم: دسته‌ای که به گذشته خود وفادار می‌مانند و احساس مسئولیت می‌کنند که از شدت مصایب و غصه‌ها دق خواهند کرد. پس از خداوند بخواهید با رسیدن به شهادت از عواقب زندگی پس از جنگ در امان بمانید، چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد و جزو دسته سوم ماندن هم بسیار سخت و دشوار خواهد بود. 
 

 

[ یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]

ترجمه‌ قرآن کریم به زبان‌های گوناگون

 

 
قرآن کریم به زبان‌های مختلف در دنیا ترجمه شده تاکنون نزدیک به یک صد زبان ترجمه شده است و هر ترجمه نیز به موارد متعدد تکرار شده‌، مثلاً قرآن به زبان فارسی چندین مورد توسط مترجمان فارسی ترجمه شده است‌.
برخی از ترجمه‌های قرآن کریم به زبان‌های گوناگون عبارتند از:

1.
 ترجمه به فارسی‌، آیت الله مکارم شیرازی‌، قم‌، دارالقرآن‌.
2.
ترجمه به فارسی‌، محمد فولادوند، قم‌، دارالقرآن‌.
3.
ترجمه به فارسی‌، مهدی الهی قمشه‌ای‌، انتشارات امیرکبیر، تهران‌.
4.
ترجمه به فارسی‌، جلال‌الدین مجتبوی‌، انتشارات حکمت‌، تهران‌.
5.
ترجمه به فارسی‌، ابوالحسن شعرانی‌، کتاب فروشی اسلامیه‌، تهران‌.
6.
ترجمه به زبان انگلیسی‌، محمد اسد، (میل طارق‌، 1980 میلادی‌.
7.
ترجمه به زبان انگلیسی‌، م‌. م‌، خطیب (لندن‌، 1986، میلادی‌.
8.
ترجمه به زبان انگلیسی‌، محمد احمد، (لندن‌، 1979، میلادی‌.
9.
ترجمه به زبان ایتالیایی‌، ج‌. ویولانتی‌، سال 1911، در شهر رم ایتالیا.
10.
ترجمه به زبان ترکی‌، اسماعیل حقی بالتاچی اوغلو .
11.
ترجمه به زبان ترکی‌، عثمان‌بنی اوغلو.
12.
ترجمه روسی قرآن‌، الکساندرکونستانتی نوویچ بوروکوی‌، سال 1962، میلادی‌، شهر مسکو.
13.
ترجمه فرانسوی قرآن‌، ژاک برک‌، سال 1990 میلادی‌.
و نیز ترجمه‌های دیگری به زبان‌های اردو، البانیایی‌، ارمنی‌، ازبکی‌، اسپانیایی‌، اندونزیای و...


در میان ترجمه‌های موجود ترجمه آیت الله مکارم شیرازی به جهت روانی ترجمه و نزدیکی به متن قرآن با توجه به تفاسیر و نکات ادبی از بقیه ترجمه‌ها بهتر است‌.

منبع:

تاریخ ترجمه قرآن در جهان‌، جواد سلماسی‌زاده‌،

دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی‌، بهأالدین خرمشاهی‌، ج 1

 

[ جمعه ۱۳ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ٦:٤٧ ‎ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]


ترجمه قرآن کریم و تاریخچه آن


قرآن کریم در طول تاریخ، به زبان‏های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی، روسی، هندی، ژاپنی، مالزیایی، اندونزیایی، چینی، ترکی، زبان فارسی و در نهایت به زبانهای آفریقایی و آمریکایی ترجمه و چاپ شده است. برخی معتقد اند قرآن به 118 زبان رایج دنیا ترجمه شده است، (المجلة العربیة، شماره 4، مقاله «تراجم القرآن الکریم الی اللغات الاجنبیه).
   
کتاب‏های مستقل در این رابطه از طرف محققان به نگارش درآمده، که برای کسب آگاهی بیشتر می‏توان به این منابع مراجعه کرد،

 (سلماسی‏زاده، جواد، تاریخ ترجمه قرآن در جهان)

آذرنوش، آذر تاش، تاریخ ترجمه از عربی به فارسی(ترجمه‏های قرآنی 1 و 2)،

 مَرغی، جاسم عثمان، القرآن الکریم فی عالم الترجمه، نشر مؤسسه ابلاغ.
   
یکی از پژوهشگران غربی به نام «ج.و.پیرسن» گوید: قرآن در سال 127 به زبان بربری و در سال 270 به زبان سِندی ترجمه شده است؛ ولی هیچ یک از این‏ها باقی نمانده است، (نشریه تحقیقات اسلامی، سال اول، شماره 2، ص1).

به نظر محقّقان، کهن‏ترین، قدیمی‏ترین و اولین ترجمه کاملی که به دست ما رسیده، ترجمه تفسیر طبری (م 310) است. هم چنین دو ترجمه کهن دیگری در دسترس داریم که یکی تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار از خواجه عبدالله انصاری (م 396) و دیگری تفسیر ابوالفتوحرازی (روض الجنان و روح الجنان) است که نخستین تفسیر کامل شیعه به زبان فارسی به شمار می‏آید، (ر.ک: آذرتاش، تاریخ ترجمه از عربی به فارسی، ص 25؛ و مجله حوزه، شماره 24، ص 52؛ مروّتی،سهراب، بررسی ترجمه قرآن کریم، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده الهیات تهران.
   
اسامی برخی از مترجمان سالیان اخیر عبارت است از:
عبدالمحمد آیتی، مهدی الهی قمشه‏ای، زین العابدین رهنما، ابوالقاسم پاینده، عباس مصباح‏زاده، احسان الله علی استخری، محمدمهدی فولادوند، محمود یاسری، میر محمد کریم علوی حسینی موسوی، عبدالمجید صادق نوبری، داریوش شاهین، شاه ولی الله دهنوی، ابوالقاسم امامی، ناصر مکارم شیرازی، محمدصادق تهرانی، بهاء الدین خرمشاهی، محمدجواد مشکور، فیض‏الاسلام، عمادزاده، کاظم پور جوادی، امید مجد (ترجمه منظوم)، سید جلال الدین مجتبوی، محمدکاظم معزّی، محمد خواجوی، مسعود انصاری و...
   
در ترجمه قرآن بایسته است اصول و نکات زیر رعایت شود.

    1.
توجه به ظرافت‏های لفظی و معنوی در زبان عربی؛
    2.
توجه به ظرافت‏های لفظی و معنوی ویژه و نظم بدیعی که در قرآن به کار رفته است؛
    3.
توجه به معانی دقیق واژه‏ها در آیات؛
    4.
مطالعه وضعیت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی عرب‏ها در زمان نزول قرآن؛
    5.
توجه به همبستگی و وحدت آیات قرآن (با توجه به این که قرآن مجموعه‏ای متحد و از هم جدانشدنی است).
حضرت علی(ع) می‏فرماید: «  انّ الکتاب یصدّق بعضه بعضا  ؛   بخشی از قرآن کریم، بخش دیگر را تصدیق می‏کند »، (نهج البلاغه، حکمت، 18).
    6.
آگاهی کامل از اسباب و شأن نزول آیات؛
    7.
مطالعه و بررسی تفاسیر عمیق و ریشه‏دار قرآن؛
    8.
بهره‏گیری از توفیقات الهی؛
    9.
دقّت و توجّه به الفاظی که دارای معانی مشترک‏اند؛
    10.
ترجمه، باید به طور کامل صحیح، گویا و قابل فهم برای ناآشنایان به زبان عربی باشد؛
    11.
ترجمه، باید به گونه‏ای باشد که پیوستگی ایات مرتبط به هم حفظ گردد؛
    12.
گزینش قول و نظر برتر در ترجمه؛
    13.
پرهیز از به کارگیری لغات نامأنوس، معانی مستحدثه و مصطلحات علوم.
افزون بر این‏ها، به نظر قرآن پژوهان در مقام ترجمه، احاطه بر مقدمات ذیل هم ضروری است:

    -
تحقیق و صاحب نظر شدن در قواعد علم نحو و صرف؛
    -
اطلاع بر مطالب علوم معانی و بیان؛
    -
اعمال ذوق و دقّت در بیان مقاصد آیات؛
    -
علم به احکام فقهی؛
    -
آگاهی از آیات مربوط به آیه در دست ترجمه از طریق احاطه کامل به آیات.
منبع: روش علمی در ترجمه و تفسیر قرآن مجید، حسن مصطفوی، ،

بررسی ترجمه قرآن کریم)پایان‏نامه(.سهراب مروّتی،

 

[ پنجشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۳:٥٦ ‎ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]

 

عام الهمة المضاعفة والعمل المضاعف

 

 

المرشد الایرانی یسمی العام الایرانی الجدید بعام الهمة المضاعفة والعمل المضاعف.

 

سمى قائد الثورة الاسلامیة فی ایران ایة الله السید علی الخامنئی العام الایرانی الجدید " 1389" بعام "الهمة المضاعفة والعمل المضاعف " معربا عن امله بان یقترب الشعب الایرانی والمسؤولون فی القطاعات المختلفة خلال هذا العام من تحقیق اهدافهم الکبیرة 
من خلال اتخاذ خطوات اکبر ومزید من همة العمل العالیة .

وهنا القائد فی خطابه الذی القاه بمناسبة بدء العام الایرانی الجدید حلول عید النوروز للشعب الایرانی خاصة اسر الشهداء ومعاقی الحرب والمضحین وکذلک الایرانیین المقیمین فی انحاء العالم معتبرا العام الایرانی الماضی " 1388 " بانه کان عام تالق الشعب وعام العظمة والانتصار والحضور التاریخی للشعب الایرانی فی المیادین المرتبطة بمصیر الثورة وایران .

واشار ایة الله الخامنئی الى المشارکة المنقطعة النظیر للشعب الایرانی فی الانتخابات الرئاسیة الفریدة والبارزة التی جرت فی 12 یونیو - حزیران الماضی وقال انه خلال الاختبار الکبیر الذی جرى بعد الانتخابات فقد ابدى ابناء الشعب فی حرکة عظیمة وحضور مصیری " ارادتهم وصمودهم وعزمهم الوطنی وبصیرتهم" .

واضاف ان اعداء ایران والنظام الاسلامی قد رکزوا وجندوا فی تلک الاحداث جل جهودهم وطاقاتهم وقواهم لکی یلحقوا هزیمة بالثورة فی الداخل الا ان الشعب قد افشل هذه المؤامرة الکبرى من خلال اعتماد البصیرة والصمود المنقطع النظیر وقدخلف ورائه تجربة ملیئة بالدروس والعبر التی هی فی الحقیقة تبعث على اعتزاز وشموخ الشعب .

واعرب قائد الثورة الاسلامیة عن تقدیره للجهود القیمة التی بذلها المسؤولون فی العام الایرانی الماضی فی مجال اعمار وتقدم وتطور البلاد وقال انه انجز خلال العام المذکور اعمال کبیرة فی المجالات العلمیة والصناعیة والاجتماعیة والسیاسة الخارجیة .

واعرب القائد عن امله بان یتمکن الشعب الایرانی العظیم والمسؤولون فی العام الایرانی الجدید الذی سمی بعام " الهمة المضاعفة والعمل المضاعف " وبالتوکل على الله المتعال وتعزیز العلم والایمان بشکل مضاعف ، یتمکنوا من اتخاذ خطوات اکبر فی القطاعات الاقتصادیة والثقافیة والسیاسیة والعمرانیة والاجتماعیة المختلفة ویقربوا اکثر ، ایران الاسلامیة العزیزة الى قمم التقدم والعدالة العالیة من خلال اجتیاز وطرق وسبل جدیدة.

 

 

متن  پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب  درسال89

 

سم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌ 

عید سعید نوروز و آغاز سال نو را - که آغاز بهار و سرزندگى طبیعت است -تبریک عرض می‌کنم به همه‌ى هم‌میهنان عزیز که در سراسر کشور پهناور عزیز ما زندگى میکنند، و همچنین به همه‌ى ایرانیانى که در هر نقطه‌اى از جهان هستند و چشم امید و انتظار به کشور عزیزشان دوخته‌اند؛ بخصوص به جوانان و مردان و زنانِ ازجان‌گذشته‌اى که براى هدفهاى عالى انقلاب و کشور فداکارى‌هاى بزرگى را انجام دادند؛ از جانِ خودشان مایه گذاشتند و جوانان خود را تقدیم انقلاب و سربلندى کشور کردند؛ به خانواده‌هاى عزیز شهیدان، به جانبازان و خانواده‌هاى فداکار آنها و به همه‌ى ایثارگران و کسانى که براى سربلندى کشور تلاش میکنند و کار انجام میدهند. و درود و سلام میفرستم به روح مطهر امام بزرگوارمان که سلسله‌جنبان این حرکت عظیم مردمى و مایه‌ى پیشرفت و اعتلاى کشور بزرگ اسلامى ایران بوده‌اند.
عید نوروز، آغاز رویش است. این رویش همچنان که در طبیعت محسوس است، میتواند در دلهاى ما و جانهاى ما و حرکت رو به پیشرفت ما نیز خود را مجسم و نمایان کند. نگاهى بیندازیم به سال 88 که اکنون به پایان آن رسیده‌ایم.

اگر بنا باشدسال 88 در یک جمله تعریف شود، به نظر من عبارت است از: سال ملت ایران، سال عظمت و پیروزى این ملت بزرگ، سال حضور تاریخى و اثرگذار این ملت در عرصه‌هائى که به سرنوشت انقلاب بزرگمان و به سرنوشت کشورمان بستگى داشت و منتهى میشد.
در آغاز سال 88 مردم با حضور بى‌سابقه‌ى خود انتخاباتى را ساماندهى کردند که در تاریخ انقلاب ما - و البته در تاریخ طولانى کشور ما سابقه نداشت و یک نقطه‌ى برجسته و اوج به حساب مى‌آمد. در طول ماه‌هاى بعد از انتخابات هم مردم در امتحانى بزرگ، در حرکتى عظیم و سرنوشت‌ساز، حضور خود، اراده‌ى خود، ایستادگى خود، عزم ملى خود و بصیرت خود را نشان دادند.
تفسیر کوتاهى که از حوادث بعد از انتخابات در طول چند ماه می‌شود ارائه کرد، عبارت از این است که دشمنان کشور و دشمنان نظام جمهورى اسلامى بعد از گذشت سى سال، همه‌ى تلاش خود و توان خود و نیروهاى خود را متمرکز کرده‌اند براى اینکه بتوانند این انقلاب را از درون شکست بدهند. ملت در مقابل این توطئه‌ى بزرگ، این حرکت خصمانه، با آگاهى و بصیرت و عزم و ایستادگىِ بى‌نظیرى توانست دشمن را به شکست بکشاند. تجربه‌اى که در این هشت ماه بعد از انتخابات تا بیست و دوم بهمن بر این ملت و بر این کشور گذشت، تجربه‌اى پر از درس، پر از عبرت و حقیقتاً مایه‌ى سربلندى ملت ایران است.
در سال 88 ملت خوش درخشید؛ مسئولین هم تلاشهاى ارزنده و بزرگى را انجام دادند. این تلاشها در حد خود، تلاشهاى باارزشى است؛ موجب تقدیر است. بر همه‌ى ناظران منصف فرض است که از این تلاش ها، از این زحمات و کار و کوششى که براى عمران و آبادانى و پیشرفت کشور در عرصه‌هاى مختلف انجام گرفت، قدردانى کنند. در عرصه‌ى علمى، در عرصه‌ى صنعتى، در فعالیتهاى اجتماعى، در سیاست خارجى، در بخشهاى مختلف، مسئولین کشور کارهاى بزرگى را انجام داده‌اند. خداوند به همه‌ى آنها اجر عنایت کند و توفیق پیشرفت مرحمت بفرماید.
آنچه که از ملاحظه‌ى وضعیت موجود کشور و ظرفیتهاى عظیمى که در دل این کشور و ملت بزرگ نهفته است، می‌شود به دست آورد، این است که آنچه ما انجام داده‌ایم، آنچه مسئولین و مردم انجام داده‌اند، در مقابل آنچه که ظرفیت عظیم این کشور براى پیشرفت و رسیدن به عدالت است، کار بزرگى نیست. باید تلاشها را بیش از آنچه که در گذشته انجام داده‌ایم، همه انجام بدهند و خود را موظف بدانند.
در این دعائى که در آغاز هر سال، در هنگام تحویل، همه میخوانیم، این فِقره جالب توجه است که می فرماید: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نمی فرماید ما را به روز نیکى، حال نیکى برسان؛ به پروردگار عرض می کند ما را به بهترین حالها، به بهترین روزها، به بهترین وضعیتها برسان. همت والاى انسان مسلمان همین است که در همه‌ى عرصه‌ها به بهترین‌ها دست پیدا کند.
امسال براى اینکه ما بتوانیم آنچه را که در این دعاى شریف به ما تعلیم داده شده است و وظیفه‌ى ماست، انجام بدهیم، براى اینکه بتوانیم بر طبق اقتضائات کشور و ظرفیتهاى کشور حرکت کنیم، احتیاج داریم به اینکه همت خودمان را چند برابر کنیم؛ کار را متراکم‌تر و پرتلاش‌تر کنیم. من امسال را به عنوان سال «همت مضاعف و کار مضاعف» نامگذارى می کنم. به امید اینکه در بخشهاى مختلف، بخشهاى اقتصادى، بخشهاى فرهنگى، بخشهاى سیاسى، بخشهاى عمرانى، بخشهاى اجتماعى، در همه‌ى عرصه‌ها، مسئولین کشور به همراه مردم عزیزمان بتوانند با گامهاى بلندتر، با همت بلندتر، با کار بیشتر و متراکم‌تر، راه‌هاى نرفته‌اى را بپیمایند و به هدفهاى بزرگ خود ان‌شاءاللَّه نزدیکتر شوند. ما به این همت مضاعف نیازمندیم. کشور به این کار مضاعف نیازمند است.
باید به خداى متعال توکل کنیم؛ از خداى متعال استمداد کنیم و بدانیم که زمینه براى کار، زیاد است. دشمنان، دشمن علم و ایمان جامعه‌ى ما هستند. علم و ایمان را به صورت مضاعف در میان خودمان باید تقویت کنیم. ان‌شاءاللَّه راه‌ها هموار خواهد شد؛ موانع، کوچک خواهد شد و کمک الهى و نصرت الهى، ملت ما و کشور ما و مسئولین ما را همراه و زیر سایه‌ى خود خواهد داشت.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌

 

 

 

 

[ دوشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۳:۱۸ ‎ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اینجانب عبدالعظیم خدمتی بیدگلی کارشناس ارشد و دبیر رشته زبان و ادبیات عرب آموزش و پرورش شهرستان آران و بیدگل سعی دارم مطالب مذهبی، فرهنگی.اجتماعی را در این وبلاگ درج نمایم.لطفا بانظرات خودمارانقدکنید. (یشرفنی وبسرنی کثیرا ان تکونوا انتم من زوار مدونتی هذه،انا عبدالعظیم الخدمتی من الجمهوریه الاسلامیه الایرانیه،المترجم ومدرس اللغه العربیه وارید ان اکتب فی هذه المدونه الموضوعات الثقافیه والاجتماعیه)
امکانات وب
RSS Feed