|
المصباح | ||
|
وصیت فراموش شده
زینب علیها السلام از دیدگاه دیگران1- جاحظ که خود ادیبی در عرب است و در این رشته کم نظیر می باشد از خزیمه روایت می کند که پس از شهادت امام حسین وارد کوفه شدند که با ورود اسیران اهل بیت در کوفه و زمان ایراد خطبه توسط زینب بود من هیچ زن اسیری را گویا تر از او ندیدم، چنان سخن می گفت که گویی سخنان از زبان علی علیه السلام خارج می شدند. 2- نیشابوری در شرح حال ، و بیان عظمت و مقام زینب می گوید:" زینب در فصاحت و بلاغت ، و در پارسایی و عبادت مانند پدرش علی (ع) و مادرش زهرا علیها السلام بود. " 3- ابن حجر عسقلانی می نویسد:" او ( حضرت زینب) مجسمه شجاعت و شهامت بود . روحی قوی و همتی بلند داشت، او دارای روحی عظیم، منطقی پایدار، قوت بیانی فوق العاده بود، آنچنان که حیرت مورخان را برانگیخته است." 4- فریشلر نویسنده غربی می گوید:" ایراد آن نطق در کوفه ثابت می کند که آن همه مصائب و سختی ها نتوانسته بودند روحیه آن زن را متزلزل کنند. در صورتی که این خطر وجود داشت که در همان حالِ سخنرانی او را به قتل برسانند. " 5- جلال الدین سیوطی در رساله "زینبیه" می نویسد :" زینب در زمان جدش رسول خدا پا به عرصه جهانی گشود و در دامن وی پرورش یافت . او هوشمندی توانا و دوراندیش ، و دارای قلبی پر قوت و پر صلابت بود . او 5 سال از عمر خویش را در کنار پیامبر خدا گذرانده و تربیت یافته است. " 6- ابن اثیر جزربی می نویسد:" زینب دخترعلی ابن ابیطالب، مادرش فاطمه دختر رسول خدا بود . زینب تنها خانم متفکر و دانشمندی بود که از قوت فکر بالایی برخوردار بود . او در واقعه کربلا همراه برادرش حسین بن علی بعد از شهادتش به همراه غافله روانه شام گشت. و در بربر یزید بن معاویه ، خطبه ای شیوا و پر معنا ایراد نمود. ایراد آن خطبه درایت ، عقل ، اندیشه و قدرت بالای قلبی وی را می رساند . " 7- محمد غالب شافعی مصری می نویسد :" یکی از بزرگترین زنان اهل بیت از نظر حسب و نسب و از مهمترین بانوان طاهره که دارای روحی بزرگ و مقام تقوا و آینه سرتا پا نمای رسالت و ولایت بوده، حضرت سیده زینب دختر علی ابن ابیطالب می باشد. که به نحو کامل او را تربیت کرده بودند و از سینه علم و دانش خاندان نبوت سیراب گشته بود. به حدی که در فصاحت و بلاغت یکی از آیات بزرگ الهی گردید و در حلم و کرم و بصیرت و تدبیر در امور، در میان خاندان بنی هاشم و بلکه عرب مشهور شد و میان جمال و جلال و سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت را جمع کرده بود . شب ها در حال و عبادت و روزها را روزه داشت و به تقوا و پرهیزگاری معروف بود. " از:تبیان [ چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٠ ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
قبر حضرت زینب علیهاالسلام کجاست؟
یکى از موضوعات مورد پرسش تعیین محل دقیق قبر مطهر حضرت زینب کبرى علیها السلام است. این سؤال به خاطر انتساب مکانهاى مختلفى به آن بانوى بزرگوار در کشورهاى مختلف است. از قدیم الایام سه مکان به عنوان قبر مطهر این بانوى بزرگوار مطرح است و هرکدام نیز طرفدارانى دارد.
1- قبرى که در شهرک زینبیه امروز در نزدیکى دمشق، پایتخت فعلى کشور سوریه وجود دارد. علماى قدیم از این مکان (شهرک زینبیه) به «غوطه» یا «راویه» تعبیر آوردهاند. زائران ایرانى که جهت زیارت به سوریه مىروند، این مکان را زیارت مىکنند.
2- محلى که در شهر قاهره پایتخت مصر به نام «زینبیه» مشهور است. 3- شهر مدینه نیز به عنوان محل دفن حضرت زینب علیها السلام معرفى شده است، گرچه در مدینة النبى محلى به این نام مثل دمشق و قاهره وجود ندارد.
مرحوم حاج شیخ عباس قمى به نقل از استاد خودش مرحوم محدث نورى(1)، و دیگران احتمال شام را تقویت کردهاند. محقق اخیر با روشى عالمانه احتمال مصر را رد کرده و با قرائن و شواهدى اثبات کرده است که حضرت زینب کبرى علیها السلام در شام دفن شده است.
براى هر یک از این سه احتمال دلائلى ذکر شده است که به بیان هر یک و نقد آن خواهیم پرداخت.
الف: احتمال مصر براى این احتمال دلایلی بیان شده است که مهمترین آنها دلیل روایی است: نسابه عبیدلى در کتاب «اخبار الزینبات» 6 روایت نقل کرده است که بر اساس مضمون آنها باید حضرت زینب (علیهاالسلام) درمصر دفن شده باشد.
نقد و بررسی: اما این روایات از نظر سند و محتوا قابل اعتماد نیست. محمد حسنین سابقى نویسنده کتاب مرقد العقیله زینب علیها السلام اشکالاتى را براین احادیث وارد کرده و میگوید اکثر راویانى که عبیدلى این روایات را از آنان نقل کرده است، مجهول هستند و پس از بررسى و تتبع فراوان در کتب رجال وتراجم و نسب هیچ اثرى از آنان به دست نیامد. مفاد این روایات نیز خالى از تناقض و اشکال تاریخى نیست.
زینب مدفون در مصر کیست؟
اکنون این پرسش پیش مىآید که اگر حضرت زینب علیها السلام دختر على علیه السلام در مصر دفن نشده است پس قبرى که در محله «قناطر السباع» قاهره است متعلق به کیست؟ در پاسخ به این پرسش باید یادآورى کنیم که از بررسى و تتبع در تاریخ روشن مىگردد که زینبى که در مصر (قاهره) دفن شده است، زینب بنت یحیى المتوج بن الحسن الانور بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب است. ولى از آنجا که ذهن انسان با شنیدن نام مشترک بین چند نفر، متوجه مشهورترین آنها مىگردد، بسیارى از مردم تصور کردهاند که این همان زینب مشهور یعنى زینب دختر على بن ابىطالب علیهما السلام است (2)، در حالى که این تصور کاملا بىاساس است. البته نسبت دادن افراد به جد بزرگ آنان معمول است، چنانکه امامان ما را پسر پیغمبر مىخوانند. بنابراین اگر زینب بنتیحیى را زینب بنت على علیهما السلام بخوانند، هیچ اشکالى نخواهد داشت.
ب: احتمال مدینه
علامه فقید سید محسن امین معتقد است که حضرت زینب علیها السلام در مدینه دفن شده است و براى این مطلب دلیل مىآورد که: بازگشتحضرت زینب علیها السلام پس از فاجعه کربلا به مدینه، قطعى و مسلم است اما خروج مجدد او از این شهر ثابت نشده است، بنابراین باید گفت: در مدینه وفات یافته و در همانجا دفن شده است، گرچه تاریخ وفات و محل دفنش دقیقا روشن نباشد. این دلیل در واقع نوعى استصحاب است که مرحوم امین به آن استناد کرده است.
نقد و بررسى
گرچه دفن حضرت زینب علیها السلام در مدینه (بقیع) یک امر ممکن و کاملا طبیعى است زیرا قبر برادرش امام حسن علیه السلام و بسیارى از بزرگان بنى هاشم در این قبرستان قراردارد که خصوصیات و تفصیل آنها در کتب مربوط بیان شده است، اما باید توجه داشت که اگر او در این قبرستان دفن شده بود، طبعا قبرش با توجه به شخصیت و عظمت مقامش مشخص مىشد. در حالى که در هیچ یک از کتب مربوط به تاریخ مدینه و مزارات این شهر نامى از محل قبر او به میان نیامده است، با این که نام زنانى همچون «ام البنین» که در بقیع دفن شدهاند در کتابهایى مانند وفاء الوفاء منعکس شده است. مسعودى در شرح حال امام حسن مجتبى علیه السلام مىنویسد: «حسن بن على در کنار قبر مادرش فاطمه علیها السلام به خاک سپرده شدو در این قبرستان تا این زمان سنگى است که روى آن چنین نوشته شده است: «الحمدلله مبید الامم ومحیى الرمم هذا فاطمة بنت رسولالله صلى الله علیه و آله سیدة نساء العالمین و الحسن بن على بن ابىطالب و على بن الحسین بن على و محمد بن على و جعفر بن محمد رضوان الله علیهم اجمعین.» (3) و این نشان مىدهد که قبر آن بزرگواران در قرن چهارم یعنى تا زمان مسعودى مشخص بوده است، و اگر قبر حضرت زینب علیها السلام در این قبرستان قرار داشت، نام او هم حداقل تا زمان مسعودى روى قبر نوشته مىشد. چنانکه قبر همسرش عبدالله بن جعفر در همان قبرستان مشخص است، بنابراین چگونه ممکن است قبر حضرت زینب در بقیع باشد، اما هیچ نشانى از آن نباشد، و در هیچ تاریخى یاد نشده باشد؟ از طرف دیگر موضوعات تاریخى جاى اعمال استصحاب نیست که بگوییم: بازگشتحضرت زینب علیها السلام به مدینه قطعى است، اما خروج او از این شهر ثابت نشده است، پس در همان شهر و همانجا به خاک سپرده شده است. (4)
ج: احتمال شام طرفداران این نظریه مىگویند: در مدینه قحطى و دست تنگى شدیدى به وجود آمد. عبدالله جعفر تصمیم گرفتبا همسر خود ; حضرت زینب علیها السلام به شام که مقدارى زمین زراعتى داشتسفرکند. پس از مسافرت به شام حضرت زینب علیها السلام در همانجا درگذشت. (5)
نقد و بررسى 1- اینکه گفته شده است که عبدالله بن جعفر در حومه دمشق مزرعه و قریه داشته و همراه همسرش جهتسرکشى یا بهره بردارى از آنها رفته بوده و در این سفر حضرت زینب علیها السلام درگذشته است مطلب بىاساسى است. در هیچ یک از کتب تاریخى از چنین مزرعهاى اسمى به میان نیامده و اصولا چون عبدالله فرد بخشندهاى بوده هرگز مال و ثروت در دست او دوام نمىآورده است، بنابراین چگونه ممکن است داراى چنین مزرعه و قریهاى بوده باشد؟ 2- اگر فرضا عبدالله بن جعفر چنین مزرعهاى داشته، ممکن بود شخصا براى رسیدگى به وضع آن به شام برود و دیگر نیازى به بردن همسر و دیگر اعضاى خانواده خود که مستلزم هزینه زیادى بود، نداشت. 3- مدینه از شهرهاى مهمى است که مثل بسیارى از شهرهاى مهم دنیا براى آن تاریخهاى متعددى نوشتهاند. بعضى از این کتابها به حوادث مهمى که در مدینه اتفاق افتاده مثل زلزله، آتش گرفتن حرم پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله، وزیدن باد سرخ و... پرداختهاند. اگر چنان قحطى و گرسنگى در آن سال در مدینه اتفاق افتاده بود، قطعا در این کتابهاى تاریخى درباره آن بحث مىشد، در حالى که چنین چیزى مطرح نشده است.
نتیجه بحث پس از بررسى سه احتمال در مورد محل دفن حضرت زینب کبرى علیها السلام مىتوان چنین نتیجه گرفت که: احتمال مصر اشکالات فراوان دارد، احتمال مدینه بدون دلیل است، و احتمال شام به نظر استوارتر مىآید گرچه دو اشکال باقى مىماند: یکى اینکه به چه دلیل عبدالله جعفر حضرت زینب علیها السلام را به شام برده استبا اینکه حضرت زینب علیها السلام دل خوشى از شام نداشت، و اشکال دیگر اینکه بسیارى از مورخین نوشتهاند: آنکه در شام دفن است «امکلثوم» فرزند على علیه السلام است. (6) اشکال دوم را بدین صورت مىتوان حل کرد که منظور از «ام کلثوم» همان زینب کبرى علیها السلام است ولى مشکل اینجاست که کسانى مثل ابن جبیر از این ام کلثوم به «زینب صغرى» و نه «زینب کبرى» تعبیر آوردهاند و در سنگ نوشتهاى که از خاک مقبره در شام استخراج شده است، چنین نگاشته شده است که: «هذا قبر زینب الصغرى المکناة بام کلثوم ابنت على بن ابوطالب امها فاطمة البتول سیدة نساء العالمین ابنتسید المرسلین محمد خاتم النبیین صلى الله علیه و سلم.» (7) گرچه نتوان به یقین مشخص کرد که قبر حضرت زینب علیها السلام در کجا واقع است ولى مىتوان گفت: زیارتگاهها و اماکنى که به این دودمان منسوبند همه از مصادیق آیه شریفه «فى بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه» (8) مىباشند. این خانهها و زیارتگاهها ولو منسوب به آنها باشد - جاى ذکر و توجه به خدا و انسانسازى و پیوند با شهیدان و اهل بیت است. محل دفن اهل بیت هر کجا که باشد یاد و خاطرهشان زنده است و در سینههاى مردم عاشق جاى دارند. چه زیبا سرودهاند که: بعد از وفات ، تـربـت مـا در زمیـن مجـوى در سینههاى مردم عارف مزار ماست
آرى مزار زینب علیها السلام در واقع دلهاى مردم عارف است و در هر نقطهاى که مدفون باشد تمام زیارتگاههاى منسوب به او مورد احترام است و محل استجابت دعا.
تحقیق از:استاد مهدى پیشوایى
1. هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، حاج شیخ عباس قمى، ص 353. 2. اعیان الشیعه، ج 7، ص 142. 3. التنبیه و الاشراف، ص 260، چاپ مصر. 4. مرقد العقیله زینب، محمد حسنین السابقى، ص 103 5. خیرات حسان، محمد حسن خان، ص 29، هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، حاج شیخ عباس قمى، ص 353; نزهة اهل الحرمین، سید حسن صدر، ص 39. 6. رحلة ابن جبیر، داربیروت، ص 253، معجم البلدان یاقوت حموى، ج 3، ص 20; سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمدعلى موحد، ج 1، ص 99. 7. سفرنامه حج، میرزا علىخان امین الدوله صدراعظم، مقدمه کتاب، ص 3. 8. نور/ 36.
[ سهشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٥ ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
مبروک على امة محمد میلاد العقیله سیدتی ومولاتی زینب
عادت لنا البشرى
جزیتی أیتها الکریمة
پنجم جمادی الاولی سال ششم هجری روز ولادت با سعادت بانوی قهرمان کربلا و پرچمدار نهضت حسینی علیه السلام ، حضرت زینب کبری سلام الله علیها می باشد.
بشارت ولادت
القاب حضرت زینب علیها السلامعظمت و قدرت روحی دختر امیر المومنین علیه السلام در میدان های مختلف ، سبب گردید که او استوانه چنان محکم باشد که بخش سنگینی از بار امامت و زعامت پدر و دو برادرش را بر دوش کشد. محدثان و مورخان برای آن بانو ، القاب گوناگونی ذکر نموده اند که هر کدام ، نشانگر قوت موضع گیری آن بانوی بزرگوار در برابر حوادث و رویدادهای مختلف است ، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نام او را " زینب" یعنی زینت پدر گذارد. دیگر لقب های حضرت عباتند از : عقیله بنی هاشم، عقیلة الطالبین ، عقیلة النساء، عقیله قریش، ام المصائب، زینب کبری، صدیقه صغری، عالمه غیر معلمه، عارفه ، عامله، شریک الحسین ، محبوبه مصطفی، زاهده، باکیه.
حضرت زینب علیه السلام مظهر صفات اخلاقیزینب (س) که تربیت شده مکتب وحی بود همانند پدر و مادرو اهل بیت بزرگوار خویش ، دارای سجایای اخلاقی بود. سید عبدالحسین شرف الدین که از مفاخر اسلام محسوب می شود درباره ایشان می گوید:" بزرگوارتر از نظر اخلاق ، مثل حضرت زینب دیده نشده است. خشم و غضب بر او چیره نشد واز مقامش کم نکرد . و هیچ عالمی بر حلم و صبرش غالب نگشت . درتیزهوشی و صفای باطن و قوت دل و اطمینان قلب ، آیتی از آیات خدا بود . صاحب انساب الطالبین می نویسد : " زینب سلام الله علیها به صفات نیک بسیار و اوصاف گرانقدر و باشکوه و با خصلت های پسندیده نسبت به دیگران ممتاز شد ؛ خلق و خوی سعادت آفرین او و صفات اخلاقی بارز و افتخار آفرین ایشان و فضیلت های پاک و طاهر او نسبت به دیگران ممتاز بود".
صبر واستقامت ، و ایمان و تقوی از صفاتی هستند که فقط صاحبان مکارم اخلاق به آنها وابسته اند و سایر افراد ممکن است با بعضی ازصفات آشنا باشند . " حضرت زینب (س) در شکیبایی و استقامت و قدرت ایمان و تقوی ، یگانه بود ودر فصاحت و بلاغت حضرت علی (ع) بود . سویوطی درباره حضرت می گوید:" حضرت زینب سلام الله علیها زنی خردمند ، تیز بین و فصیح بود، البته خردمندی که قدرت قلبی نیز داشت."
نبذة مختصرة من حیاة السیدة زینب سلام الله علیها
کانت ولادتها فی السنة الخامسة للهجرة، وفیها عاد رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم من سفره، وأشرق بیت فاطمة علیها السلام بقدومه، واحتضن رسول الله الحفیدة وسمّاها زینب و کلمة زینب تعنی أصل الشجرة الطیبة. عُرفت بالعقیلة أو عقیلة بنی هاشم لأنها کریمة قومها وعزیزة بیتها. کان أمیر المؤمنین علیه السلام یرد الطالبین بزواجها وعندما تقدم عبد الله بن جعفر بن أبی طالب، وهو الکفؤ لعقیلة بنی هاشم الذی لُقب بـ(بحر الجود)، وافق أمیر المؤمنین علیه السلام على زواجه منها.. فأبوه جعفر بن أبی طالب ذی الجناحین وأمه أسماء بنت عمیس الخثعمیة من المهاجرات المؤمنات المعروفة بالتقى والصلاح والتی عبّر عنها الإمام الصادق علیه السلام بالنّجیبة. وزینب عقیلة بنی هاشم رغم أنها تزوجت وانتقلت إلى بیت ابن جعفر إلاّ أنها لم تتخل عن المسئولیة لتدیر بیت أبیها وتهتم بشئون أخویها وتصبح المسئولة بهم أولاً وآخراً، فقد انتقلت من المدینة إلى الکوفة تبعاً لانتقال مرکز الخلافة وکان بمعیتها زوجها وأولادها لتعیش على مقربة من الإمام بصفتها الإبنة الکبرى لعلی علیه السلام بعد وفاة أمها فاطمة علیها السلام. وزینب بحکم مرکزها فی البیت العلوی تختلف عن باقی النساء، فصُورُ مأساة فقدِ جدها رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم وأمِها الزهراء علیها السلام ما زالت عالقةً فی ذهنها، وقد شارکت بذلک الأحداث ومشاکل الحرکات التی ثارت فی وجه أبیها التی کان آخرها رؤیتها له صریعاً فی محرابه بسیف الشقی بن ملجم، کما قد سمعت وصیة أبیها أمیر المؤمنین علیه السلام بأن رسول الله أمره أن یوصی إلى ابنه الإمام الحسن علیه السلام بالإمامة وولایة الأمر، ویأمره أن یدفعها لأخیه الحسین علیه السلام من بعده ثم لابنه علی بن الحسین علیه السلام ثم لابنه محمد علیه السلام .. فلم تکن زینب علیها السلام بمعزل عن هذه الوصیة ووعتها جیداً.
مع الحسین علیه السلام "والله لا أعطی بیدی إعطاء الذلیل ولا أقر إقرار العبید.." فهمت زینب علیها السلام من خلال کلمات الإمام الحسین علیه السلام وتضحیاته، أبعاد الموقف المرتقب ألا وهی تحمل مسئولیة القضیة التی ضحى من أجلها الإمام الحسین علیه السلام فی نشر نهضته الجبارة فی وجه الباطل، تلک النهضة التی هی امتداد للرسالة التی جاء بها النبی الأکرم صلى الله علیه وآله. [ دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ٧:۱٢ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
علوم غریبه
اقسام علوم غریبه
منبع: http://www.farshad7.com/akhbar4/metafizik/telesm [ یکشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٤ ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
من: بغیازی [ جمعه ٢٧ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ٩:٤٠ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
اللهم صل علی محمدوآل محمد
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در نخلستانی نشسته بودند و حضرت علی (ع) نیز در خدمت ایشان حضور داشتند. ناگاه زنبور عسلی نزد آن حضرت آمد و شروع به چرخش دور پیامبر اکرم (ص) نمود. در این حال حضرت رسول به مولای متقیان فرمودند: یا علی ، این زنبور قصد دارد ما را ضیافت دهد ، و می گوید که مقداری عسل در فلان محل قرار داده ام ، امیرالمؤمنین علی (ع) را بفرستید ، تا آن را بیاورد. لذا حضرت علی (ع) رفتند و آن عسل را یافته و در مجلس حاضر نمودند. رسول خدا از زنبور پرسیدند: غذای شما که شکوفه تلخ است ، به چه سبب آن شکوفه به عسل شیرین مبدل می شود؟ زنبور عرض کرد: یا رسول الله، این شیرینی از برکت وجود شماست ، چون هر وقت که مقداری شکوفه بر می داریم ، بلافاصله الهام می شود که سه نوبت بر شما صلوات بفرستیم و از برکت فرستادن صلوات ، شکوفه تلخ به عسل شیرین مبدل میشود. خزینة الجواهر ص 586/ لمعات الانوار، ص 53 یک روز که پیغمبر [ پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۳:٠٥ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
امروزحدیثی ازپیامبر(ص)درمورد عظمت قران وتلاوت آن برایتان می آورم . آن حضرت فرمود:
«ان اردتم عیش السعداء وموت یوم الحسرة والظل یوم الحرور ، و الهدى یوم الضلاله ، فادرسوا القرآن ، فانه کلام الرحمن و حرز من الشیطان و رجحان فى المیزان»
(اگر زندگى سعادتمندانه و مرگ شرافتمندانه و شهادت گونه و نجات روز قیامت و سایه در گرماى محشر و هدایت در روز سرگردانى و حیرت مى خواهید پس قرآن را فرا گیرید ،زیرا قرآن کتاب خداى مهربان و حرز و حفظ از شر شیطان و سنگینى در سنجش اعمال خواهد بود)
بحار الانوار ج92 ص 19
[ سهشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱۱ ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
یک نمونه اعجاز علمی قرآن
این هم از ادنی الارض در دانش نامه ویکی پدیا: ([Only registered and activated users can see links]) و فلسطین ([Only registered and activated users can see links]) و در نزدیکی بیت المقدس ([Only registered and activated users can see links] D8%B3) واقع شده است.
ساحل آن پستترین نقطهٔ خشکیهای زمین و شورترین دریاچهٔ دنیاست. در سال ۶۱۴ میلادی، در کنار این دریاچه نبردی میان ارتش ساسانی به پادشاهی خسرو دوم و ارتش روم به پادشاهی هراکلیوس در گرفت که در نتیجهی آن روم شکست سنگینی خورد و اورشلیم توسط ایرانیان تصرف شد. [ دوشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٧ ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
وضعیت انرژیکی انسان قبل وبعد از عمل وضو
مشاهده شده که عمل وضو بیشتر چاکراها ونادی ها (کانالهای انرژی) را فعال و بزرگ می کند. در اینجا لازم می دانم که مطالبی را از کتاب انرژی درمانی (چو-آ-کوک سویی روانشاس و استاد دانشگاه میلان ) که مترجم آن جمشید هاشمی (آرام) می باشندبدلیل جالب و علمی بودن عینا" ذکر کنم : " مشاهده شد که انجام عمل وضو بطور کلی اکثر چاکراها و کانالهای انرژی را بزرگ و فعال می کند . اما نکته جالب آن است که دراین عمل , میزان افزایش در چاکراهای پایینی بسیار بیشتر از چاکراهای بالاییی است . یعنی اگر چاکراهای بالایی تا 5/1 برابر بزرگتر شده اند , چاکراهای پایینی ( قاعدهای , جنسی و نافی) به راحتی تا دو برابر و حتی بیشتر رسیده اند . و ایشان می نویسندکه : " در ادامه رعایت چنین آدابی است که تجربیات خداشناسی آغاز می شود . بررسیانرژیکی وضو , پیوند زیبای آن با فریضه ای همانند نماز را به خوبی نشان می دهد. بههنگام پرداختن به نماز , سیل انرژی عظیمی برنمازگزار جاری می شود. تمیز بودنکانالهای انرژی فرد و فعال بودن چاکراهای وی , باعث می شود تا انرژی به میزانبیشتری جذب و درک شود و بطور کلی پتانسیل نمازگزار برای مبادله میزان انرژی بیشترفراهم شود. لذا توصیه می شود قبل از پرداختن به هر عمل دیگری –همانند قرائت قرآن یادعا خواندن –با وضو باشیم . این عمل باعث می شود تا آنچه که از آن قرائت یا دعاقرار است نصیبمان شود, دو چندان شود. ". در واقع محل آن درساهاسرارا چاکرا (چاکرای هفتم ) است و همانطور که می دانیم این چاکرا سرچشمه و نقطه شروع تجلی تمام چاکراهاست. در ادامه باید گفت که هرچه چاکرای ساهاسرارا بیشتر بازباشد میزان گره ها و قفلهای شش چاکرای باقی مانده باز شده و انرژی هایشان بابالاترین فرکانسهای ممکن ساطع می گردد. به محض اینکه چاکرای تاج کاملا" آگاه شود , کار جذب انرژی کیهانی اش به پایان می رسد و شروع می کند به تشعشعات انرژی بر طبقآکورد خودش.واین است آن رمزی که می گویند باید همیشه نیت خیر داشته باشید. با تفکربه نیکیها و داشتن نیت پاک هر لحظه بر میزان باز شدن ساهاس رارا افزوده می گردد. کهبا قطورتر شدن آن انرژی روحی بیشتری (شیوا) بدرون فرد وارد می گردد (وجه خالص انرژیالهی) . حال با شروع عمل وضو , ابتدا صورت را می شوییم , پوست بدن قابلیت جذب ونگهداری میزان زیادی انرژی را در خود دارد . انرژی های اضافی که ناشی از مشغله ها , استرسها , امواج منفی و دیگر موارد است در ان هستند. ما حداقل در روز سه بار وضو میگیریم و با اینکار سه با ر پاکسازی صورت می پذیرد. البته میزان انباشت انرژی منفیدر پوست صورت بدلیل حساسیت بیش از اندازه آن از سایر جاها بیشتر است. با دست کشیدنروی فکها بر چاکرای فرعی فک تاثیر می کنیم و این عمل اثر مستقیمی روی سیستم اعصاب وحافظه دارد.از نظر علمی آب قادر است مقدار زیادی انرژی در خود ذخیره سازد .حال چرااز آب سرد بجای گرم استفاده کنیم بهتر است علت آن این است که آب سرد قابلیت جذبانرژی بیشتری دارد نسبت به آب گرم(آبگرم بدلیل فاصله بیشتر بین ملکولی, خود حاویمقدار زیادی انرژی است و قابلیت جذب زیادی ندارد). در مرحله بعد با هر دست روی دستدیگرآب میریزیم. در بیان علت آن باید گفت که اصلی ترین کانال انرژی بدن , در اصطلاح"سوشومنا" می باشد که این کانال اصلی, در ناحیه شانه ها به دو کانال فرعی تقسیم میگردد که در نهایت به دو دست می رسد . در ادامه , این کانال اصلی, در ناحیه خاجی بهدو بخش دیگر تقسیم شده, وارد پاها می گردد. در امتداد این کانال اصلی , کانالهایفرعی دیگری موجود است که هر کدام به عضو و اندام خاصی بر می گردد. در جای جایسوشومنا مخروط مانندهای کوچک و بزرگی وجود دارد که دایما" در حال چرخشهستند(چاکراها). حال ما بر آرنج(برای مردان) آب می ریزیم و دست می کشیم تا انتهایانگشتان, با این کار انرژی های منفی از این کانال فرعی زدوده می شود .حرکت روبه جلوباعث تحریک این نادی و تخلیه شدید انرژی راکد و منفی در آن می گردد . لمس کردن تاکف دست و نوک انگشتان ادامه می یابد . به این می ماند که انرژی های منفی را مشایعت می کنیم تا کاملا" خارج گردد. با این عمل هم چاکراهای کف دست بدلیل لمس سریع فعالمی شوند وهم بین انرژی های چپ و راست بدن تبادل و تعادل صورت می پذیرد . در توضیح تبادل دو دست باید گفت که در فلسفه قدیم چین , شناخت به سه مهم تقسیم می شود : 1-یانگ : بمعنی "روشنایی خورشید"(مثبت). از خصوصیات آن خورشید , آسمان , فعالیت, درخشندگی و خشونت است . در طرف چپ قرار گرفته و سیاهرنگ است , رقم آن فرد و سایرارقام یانگ نیز طاق هستند. 2-این : بمعنی "فقدان روشنایی " و به معنی سایه , تاریکیاست (منفی) . از خصوصیات آن زمین , ماه , عدم فعالیت , کدورت , نرمش و خلا است . درطرف راست قرار گرفته و سفیدرنگ است , رقم آن زوج (دو) و ارقامش جفت هستند. 3-تائو: وجود تضاد بین شب و روز, اختلاف روشنایی و تاریکی , گرما و سرما , خشکی و رطوبت میباشد. این قانون جوهر و چکیده عالم است. در واقع با اتصال دست چپ وراست به یکدیگربین این دو انرژی تبادل صورت می گیرد . مرحله بعد مسح سر است. با این عمل ساهاسراراچاکرا تحریک می گردد . قبلا" در مورد تحریک آن وتاثیرات آن در سطور پیشین توضیحداده شده است. از دیگر تاثیرات آن می تواند ایجاد تعادل بین نیمکره های چپ و راستبدن کند و به این ترتیب در احساسات و عواطف (نیمکره راست) و نیز در تفکر و منطقمتعادل گردد. مرحله بعدی مسح پاهاست که دو اثر دارد. اول اینکه نیمه بالایی بدن بانیمه پایینی تبادل انرژی می کند و به این ترتیب نوعی توازن صورت می گیرد. تاثیر دومآن تحریک چاکراهای کف پاست و این امر سبب دریافت انرژی بیشتر از زمین می گردد . بهاین طریق , یعنی با تداوم وضو در کارها , چاکراهای پاها همواره تقویت شده و لذاهمواره انرژی بیشتری از طریق پاها وارد مولادهاراچاکرا و شوادهیستاناچاکرا (چاکرای جنسی) می گردد و به این طریق فرد کمتر دچار خستگی می گردد. به این ترتیب فرد دارای استحکام و قوت درونی می گردد. فرد با خوش بینی بر روی زمین زندگی کرده, همواره شاکرو سپاسگزار خواهد بود. ورود انرژی بیشتر به مولادهارا خیلی اهمیت دارد چراکه این چاکرا اساس نیروی حیات تمام چاکراهای بالاتر را شکل می دهد و سرچشمه نیروی حیاتاست. در این چاکرا منبع لایزال انرژی کندالینی (یانگ) وجود دارد . سوشومنا , آیدا وپینگالا که سه کانال اصلی انرژی بدن هستند نیز از این چاکرا شروع می شوند. [ یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٤ ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
گذشت و ایمان
محمدرضا فروتن در گفتگویی عنوان کرده که گذشت و ایمان برای او بهتر از برنده شدن و جایزه گرفتن است به گزارش سرویس فرهنگ و هنرجهان، او در این گفتگو عنوان کرده که من از کاندیدا شدن در جشنواره ها خیلی خوشحال نمی شوم چون اگر بیفتم و بمیرم خدا از من نمی پرسد که چند تا اسکار گرفتی و یا چند بار کاندیدا شدی؛ می پرسد از فرصتی که به تو دادم چطور استفاده کردی. دوست دارم بیشتر زندگی کنم و از زندگیم بیشتر لذت ببرم. انسان خوبی باشم، در عشق سیر کنم و به کارهای خودم دقیق شوم و از میانسالیم استفاده لازم را ببرم . خوشبختی های واقعی مردم فقیر
منبع: http://www.jahannews.com/vdcivpazpt1auq2.cbct.
[ جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٢٧ ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
زیباترین دختر روزگار
(اجمل بنات عصرها)
ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که می آمد "من به الکفایه" قطعا به وجود می آمد و جلسه دست او قرار می گرفت . علامه جعفری(ره) در جواب خاطره ای از دوران طلبگی این داستان را تعریف می کنند و می فرمایند که هر چه دارند از کراماتی ست که بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده است منبع:دوست عزیزم (م،ص) که به نقل ازسایت علمی دانشجویان ایران این مطلب جالب رانقل کرده اند. [ پنجشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠۱ ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
پنج شنبه نوزدهم فروردین ماه 1389
دعای(شرف الشمس) در روز 19 فروردین هر سال برای برآورده شدن حاجات نوشته می شود،از طلوع تا غروب آفتاب فرصت دارید دعا را بنویسید و در زیر آن حاجاتتان را بیان کنید و در قرآن قرار دهید.
انگشتر شرف شمس اصولا انگشتر شرف شمس غلط مصطلح است زیرا فقط نقش آن مهم است. چون باید بر سطح زردرنگ نقش گردد از عقیق زرد استفاده میشود ومیتوان آن را روی کاغذ زرد یا پارچه زرد هم نقش کرد.
وامانگین شرف الشمس دارای خواص ذیل است:
این نگین ضمن اینکه از عقیق اصل تهیه میشود مزیت دیگری هم دارد وآن موجب شده تا هم کمیاب وهم پرطرفدار باشد وآن طلسمی است که روایات فراوانی دال بر اسم اعظم بودن آن متواتر آمده است .این نقوش فقط درنوزدهم فروردینهرسال که به روز شرف الشمس معروف است در ساعات محدودی وبا آداب مخصوص آن بر عقیق اصل حک میشود .اگر خارج از این ساعات حک شود خاصیت های لازم را نداشته وبی اثر خواهد بود .چون این نگین ها را توسط اساتید انگشت شماری حک میشوند ودر این ساعات منحصر بفرد تنها تعداد بسیار محدودی را میتوانند تهیه نمایند کمیابی و پرطرفداری اش را موجب میشود.مشابه این نگین در بازار یافت میشود ولی در بموقع نوشته شدن آن تردید های فراوان وجود دارد.
حضرت آیت الله مبشر کاشانی با اشاره به نکات جالب و ناگفته ای در این باره ، مبحث شرف الشمس را جزء علوم غریبه میداندومیگوید: "شرف الشمس از علوم غریبه است، لکن درکتب متقدمین اعم از روایی وادعیه و اذکار اثری نیافتم ، فقط متاخرین در چند قرن اخیر معتبر می دانند و بیاناتی درباره شرف الشمس وطریقه تکسیر آن به صورت مربع یا مسبع وغیره و نیز آثار و برکات آن مطالبی متذکر شده اند و بعضی آن را ماخوذ از اسم اعظم تلقی کرده اند و در کتاب جواهر مکنونه که از کتب خطی اذکار است و همچنین در کتاب السحاب اللئالی تالیف سید عبدالله بوشهری و کتب دیگر، آثاری از جمله دفع فقر و بیماری ها و حفظ از گزند جانوران و ایمنی از بلایا وکسب عزت و بزرگی متذکر شده اند." "کفعمی هم در کتاب جنت الواقیه آورده اند که این حروف شکل ، اسم اعظم است و در بعض کتب علمای شیعه دیدم که این شکل از امیرالمؤمنین علیه السلام می باشد ولی سندی برای ادعای خود ذکر نکرده اند. مرحوم شیخ بهائی نیز در کتاب سرالمستتر ، در رابطه با این شکل که بعضا به شرف الشمس معروف شده مطالبی بیان فرموده است." علامه مبشر کاشانی در پایان ، به زمان و آداب و کیفیت شرف الشمس نیز اشاره و یادآور شد: " شرف الشمس باید در روز 19 حمل که مطابق با روز 19 فروردین است از طلوع آفتاب تا ظهر برعقیق زرد ودر صورت عدم امکان بر کاغذ زردی نوشته شود و با خود حمل نماید ولی در تجدید آن در روز مذکور در سال های بعد شرط نشده است ولازم نیست." در این حال ، حضرت آیت الله مظاهری با اشاره به قابل اعتماد بودن شرف الشمس ،می فرماید"شرف الشمس مورد اعتماد است و اگر کسی داشته باشد تجدید لازم نیست."
وامامتن این دعابدین نحواست:
بسم الله الرّحمن الرّحیم اَللّهُم اِنّی اَسئَلُکَ بِالهاءِ مِنْ اِسمِکَ الْاَعظَم و بالثَلآثِ العِصّیِ و بالالَفِ المُقَّّوِم و بِالمِیمِ الطَمیس الاَبتَر و بالسِّلمِ و بالاَربَعَه الَتِی هِی کالکَفِ بِلا مُعصَم و بِالهاءِ المَشقُوقَه و بالواوِ المُعظَّم صوره اِسمکَ الشَّریفِ الاَعظَم اَن تُصَلِیَ علی سَیِّدِنا مُحمَّدِ وَ آلِهِ بعدد حروف ماجری بِالقلم و اَن تَقضِی حاجَتِی. برگرفته ازپایگاه لبیک وکانون قران بااندکی تلخیص. [ دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٤٧ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
سردار شهید حمید باکری قائم مقام لشکر 31 عاشورا فرازی ازوصیتنامه شهید:
این دنیا، دنیای آزمایش است و همه میدانیم که هیچ کدام ماندگار نیستیم و همگی خواهیم رفت. فقط مواظب باشیم پرونده ما سفید باشد و …/ همیشه با توکل به خدا و توجه به ائمه معصومین(ع) و اطاعت از دستورهای رهبر عزیز و عالیقدرمان بر دشمنان بتازید/ما دو روند بیشتر نداریم: امامت و امت، امامت و حزبالله؛ والسلام/ اگر شبانه روز شکرگزار خدا باشیم که نعمت اسلام و امام را به ما عنایت فرموده، باز کم است/ از مردم میخواهـــم که پشتیبان ولایت فقیـــــه باشند، راه شهـــدای ما راه حق است/
یک: دستهای که به مخالفت با گذشته خود برمیخیزند و از گذشته خود پشیمان میشوند. دو: دستهای که راه بیتفاوت را بر میگزینند و در زندگی مادی غرق میشوند. سوم: دستهای که به گذشته خود وفادار میمانند و احساس مسئولیت میکنند که از شدت مصایب و غصهها دق خواهند کرد. پس از خداوند بخواهید با رسیدن به شهادت از عواقب زندگی پس از جنگ در امان بمانید، چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد و جزو دسته سوم ماندن هم بسیار سخت و دشوار خواهد بود.
[ یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۱٤ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
ترجمه قرآن کریم به زبانهای گوناگون
تاریخ ترجمه قرآن در جهان، جواد سلماسیزاده، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، بهأالدین خرمشاهی، ج 1
[ جمعه ۱۳ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ٦:٤٧ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
(سلماسیزاده، جواد، تاریخ ترجمه قرآن در جهان) آذرنوش، آذر تاش، تاریخ ترجمه از عربی به فارسی(ترجمههای قرآنی 1 و 2)، مَرغی، جاسم عثمان، القرآن الکریم فی عالم الترجمه، نشر مؤسسه ابلاغ. بررسی ترجمه قرآن کریم)پایاننامه(.سهراب مروّتی،
[ پنجشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۳:٥٦ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
عام الهمة المضاعفة والعمل المضاعف
المرشد الایرانی یسمی العام الایرانی الجدید بعام الهمة المضاعفة والعمل المضاعف.
سمى قائد الثورة الاسلامیة فی ایران ایة الله السید علی الخامنئی العام الایرانی الجدید " 1389" بعام "الهمة المضاعفة والعمل المضاعف " معربا عن امله بان یقترب الشعب الایرانی والمسؤولون فی القطاعات المختلفة خلال هذا العام من تحقیق اهدافهم الکبیرة متن پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب درسال89 سماللَّهالرّحمنالرّحیم اگر بنا باشدسال 88 در یک جمله تعریف شود، به نظر من عبارت است از: سال ملت ایران، سال عظمت و پیروزى این ملت بزرگ، سال حضور تاریخى و اثرگذار این ملت در عرصههائى که به سرنوشت انقلاب بزرگمان و به سرنوشت کشورمان بستگى داشت و منتهى میشد.
[ دوشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۳:۱۸ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||