|
المصباح | ||
|
ای خدای دگرگون کننده دلهاودیده ها ای تدبیرکننده روزوشب ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر حال مارابه بهترین حال دگرگون کن.
فرارسیدن سال نورابه خوانندگان المصباح تبریک وتهنیت میگویم وسال خوب وخوشی رابرایتان آرزومندم.لحظه هایتان پرازشکوفه باد.
سلام عشق سجده شکر نوروز مبارک
نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش بحال روزگار، خوش بحال چشمه ها و دشت ها، خوش بحال دانه ها و سبزه ها، خوش بحال غنچه های نیمه باز
سیمای نوروز و حوادث پیش امده ای که امام صادق (ع) برای نوروز برشمردند : کل عام و انتم بخیر، عساکم من العوادة اتمنی لکم سنة ملیئه بالحب والسلامة کل عام و انتم بخیر [ شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٢۳ ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
رازعددهفت
2 . هفت بار طواف بر گرد کعبه 3 . هفت طبقه جهنم 4 . هفت درب جهنم 5 . هفت سلام در قرآن که عبارتند از : 1 . «سلم قولا من ربّ رحیم »(یس ،58) 2 . «سلم على ابرهیم »(صافات ، 109) 3 . «سلم على نوح فى العلمین »(صافات ، 79) 4 . «سلم على موسى و هرون »(صافات ، 120) 5 . «سلم على ءال یاسین »(صافات ، 130) 6 . «سلم علیکم طبتم »(زمر ، 73) 7 . «سلم هى حتى مطلع الفجر»(قدر ، 5) 6 . هفت بار تطهیر در قوانین طهارت 7 . هفت عضوى که در سجده باید روى زمین باشد 8 . هفت شبانه روز بلاى قوم عاد 9 . هفت شهر عشق و هفت مردان در تصوف 10 _قرّاءسبعه . بیست بار با واژه «سبع » و چهار بار با واژه «سبعه » که عبارتند از : «سبع سموت » (بقره ، 29 / فصلت ، 12 / طلاق ، 12 / ملک ، 3 / نوح ، 15) «السموت السبع » (اسراء ، 44 / مؤمنون ، 86) «ویقولون سبعة .. . (کهف ، 22) «و سبعة إذا رجعتم » (بقره ، 196) «سبع شداد» (یوسف ، 48) «سبعاً شداداً» (نباء ، 12) «سبع سنابل » (بقره ، 260) «سبع بقرات سمان یأکلهن سبع عجاف و سبع سنبلت خضر» (یوسف ،43 و 46) «سبع سنین » (یوسف ، 47) «سبع طرائق » (مؤمنون ، 17) «سبع لیال » (حاقّه ، 7) « سبعاً من المثانى » (حجر ،87) «سبعة ابواب » (حجر ، 44) «سبعة أبحر» (لقمان ، 27) «بازخواست مردم ازهفت چیز در قیامت » ـ «وصیت به هفت چیز» ـ «محاجه امیرالمؤمنین(علیه السلام) با قوم خود در قیامت با هفت خصلت » ـ «واجبات نماز هفت چیز است » ـ وقت ، طهارت ، توجه ، قبله ، رکوع ، سجود ـ «اگر بنده اى گناه کند ، ملک موکل بر شانه راست هفت ساعت براى استغفار به او فرصت مى دهد» ـ «تقسیم بندى عمر فرزندان به سه هفت سال » (هفت سال نخست براى بازى ، هفت سال دوم براى آموزش و هفت سال سوم براى فراگیرى حلال و حرام ) ـ «کودک در هفت سال نخست آقایى مى کند و در هفت سال دوم فرمانبردار و در هفت سال سوم مشاور خانواده است » ـ «قرآن بر هفت حرف نازل شده . [ جمعه ٢۸ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٠٧ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
هفت سین قرآنی
تحویل سال باید در حقیقت تحول در روح و روان انسانها و زنده شدن نفس غفلت زده انسان باشد همانطور که در عالم طبیعت نیز بیداری طبیعت به وجود می آید و این همان معنای حقیقی یا محول الحول و الاحوال است و لذا در روایات سفارش شده که در هنگام تحویل سال سیصد و شصت مرتبه ذکر یا محول الحول و الاحوال الی آخر خوانده شود که این خود شاید باعث بیداری نفس انسان در این دنیای ظلمانی و پر از فتنه شود و چقدر خوب است که علاوه بر هفت سین باستانی از هفت سین قرآنی که امیر المومنین علی علیه السلام دستور داده اند استفاده شود و آن این است که : بر روی ظرف چینی با زعفرانی که با گلاب مخلوط شده این هفت ذکر قرآنی نوشته شود : 2 _ سلام علی نوح فی العالمین 3 _ سلام علی ابراهیم 4 _ سلام علی موسی و هارون 5 _ سلام قولا من رب رحیم 6 _ سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین 7 _ سلام هی حتی مطلع الفجر سپس این نوشته ها با آب شسته شود (که بهتر است آب زمزم و یا باران باشد) و آب جمع شده را به افراد خانواده بنوشانید امید است که باعث دفع بلا و کسب سلامتی در طول سال جدید شود . [ جمعه ٢۸ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٥٦ ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
آداب تحویل سال نو ازدیدگاه بزرگان دین
در معارف اسلامی آمده است هر روزی که در آن گناه صورت نگیرد، عید است چنان که حضرت علی(ع) میفرماید: "کل یوم لا یعصی الله فیه فهو یوم عید." درباره نوروز فرموده است: "هیچ نوروزی نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم؛ زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ما است." در یکی از پیامهای نوروزی میفرماید: "این عید، هر چند یک عید اسلامی نیست ولی اسلام آن را نفی نکرده است." در جواب این سؤال که اعتقاد شیعه و روش شما دربارۀ روز اول سال(نوروز) چیست؟ چنین نوشت: نوروز مقتضای جهان است در بشر و حیوان و جماد، بلکه در آسمان و زمین و هوا و فضا و بر این اساس روایاتی از اهل بیت(ع) دربارۀ نوروز به ما رسیده که عید گرفتن را تأیید کرده اند و نیز به نماز، ذکر و عبادت سفارش نموده اند و ...
،نکات مهمی را در سه بخش قرائت دعا ،توسل به اهل بیت ومحاسبه اعمال ودوری از اختلافات خانوادگی یادآور شده و مرقوم نموده اند : در آخر دستورات ماهها، نمازی در آن روز نقل می کند و بعد از نماز دعائی و در آن دعا شرافت و کرامت آن عید را نقل می کند که خواندن آن خوب است. [ سهشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:۱٠ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
عید النوروز
عید النوروز یتزامن اول ایام رأس السنة الایرانیة مع بدایة اول ایام الربیع الذی یعلن انتهاء فصل الشتاء وتفتح اوراق الاشجار والزهور واعتدال المناخ فی اغلب مناطق البلاد لاسیما الشمالیة منها التی تستعد لاستقبال سیاحها. ویعتز الایرانیون على اختلاف اعراقهم وادیانهم باحیاء عید النوروز (رأس السنة الایرانیة) فیحتفل الفارسیون والاکراد والاتراک وقومیات أخرى هذاالعیدالذی یعتبر اهم واقدم الاعیاد الوطنیة والدینیة لدیهم باعتباره جزءا من الهویة القومیة . ویحتفل الایرانیون بالمناسبة القومیة التی تجمعهم حول مائدة واحدة على اختلاف اعراقهم وادیانهم من مسلمین ومسیحیین ویهود واتباع باقی الدیانات الاخرى کالزرادشتیه الذین یعتبرون انفسهم ورثة الایرانیین القدامى. وعلى الرغم من مرور آلاف السنین على هذه التقالید التی یعود تاریخها الى العهد الساسانی ظل الایرانیون یتوارثونها جیلا بعد الآخر حیث یتبادلون التهانی بهذه المناسبة باعتبارها اکبر الاعیاد لدیهم على الرغم من اعتناق اغلبهم الدین الاسلامی الحنیف. ومن اهم الطقوس التی اعتاد الایرانیون القیام بها منذ زمن طویل هی اعداد مائدة العید التی یطلق علیها هنا (سفرة هفت سین) حیث تشمل على سبع مواد تبدأ کلها بحرف السین کما یهتمون بشراء الثیاب الجدیدة وتغییر اثاث منازلهم والاستغناء عن الاشیاء التالفة وغسل السجاد والستائر استعدادا لاستقبال السنة الجدیدة. وتشمل مائدة العید سبع مواد تبدأ کلها بحرف السین وهی «سکه» وهی عبارة عن مسکوکة ذهبیة صغیرة و«سمنو»نوع من انواع الحلوی و«سیب» ای التفاح و«سرکه» وهو نوع خاص من الخل و«السماق» و«سیر» ای الثوم و «سنجد» وهو شبیه بالبلح المجفف الخلال ویطلق علیه فى بعض البلدان العربیة التمر الاعجمی. ویعتقد الایرانیون بان اعداد هذه المائدة التی تبدأ بحرف السین تبرکا بکلمة «سبز»ای الخضرة من شأنها ان توسع فی رزقهم کما یحرصون على زیارة الاقارب والاصدقاء خلال ایام عطل رأس السنة والسفر الى المناطق السیاحیة الخضراء للاستمتاع بمناخها الخلاب والمعتدل. کما یقوم الایرانیون بشراء اسماک الزینة الصغیرة التی یکون لونها احمر وتوضع فی اناء زجاجی یتم الاعتناء بها حتى یمر یوم الـ13 من الشهر الاول للسنة الجدیدة باعتباره یوم نحس وشؤم حسب التقالید الفارسیة. وفی هذا الیوم یخرج الایرانیون الى احضان الطبیعة متشائمین من هذا الرقم لکی یکونوا بمنأى عن النحس الذی قد یصیبهم فی حال عدم الخروج والارتماء فی احضان الطبیعة باعتباره یوم نحس وشؤم حسب التقالید والاعراف الایرانیة القدیمة. ویستمر الاحتفال بالعید على مدى اسبوعین على الرغم من ان العطلة الرسمیة التی لا تتجاوز الخمسة ایام الا ان الایرانیین اعتادوا مواصلة العطلة حتى یوم الطبیعة ال 13 من الشهر الاول للسنة الجدیدة ویطلق علیه (سیزده بدر) وذلک باعتباره خاتمة ایام العید. [ سهشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٥٩ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
فایده صلوات بر خاندان پیامبر)ص) چیست؟
فایده صلوات بر خاندان پیامبر)ص) چیست؟ آنها که نیازی به درود و صلوات ما ندارند.؟ مرحوم علامه طباطبایی به فردی که چنین سؤالی از ایشان پرسیده بود پاسخ لطیفی دادند. فرمودند: صلواتی که ما میفرستیم اولاً از خودمان چیزی اهدا نمیکنیم بلکه به خدا عرض میکنیم و از او میخواهیم که بر پیامبر و خاندانش رحمت ویژه بفرستد و ثانیاً گرچه این خاندان نسبت به ما محتاج نیستند ولی به ذات اقدس اله که نیازمندند وباید دائماً فیض الهی بر آنها نازل شود. ما با این صلوات در واقع خود را به این خاندان نزدیک کردهایم. بعد مثال میزدند و میفرمودند: اگر باغبانی در باغی که همه گلها و میوههایش مِلک صاحب باغ است کار کند و از صاحب باغ حقوق بگیرد، روز عید، یک دسته گل از باغ تهیه کند و به حضور صاحب باغ ببرد آیا عمل او موجب تقرب به صاحب باغ هست یا نه؟ مسلماً هست. این عمل نشانه ادب باغبان است. صلوات هم ادب ما را ثابت میکند واِلاّ ما که از خودمان چیزی نداریم. بلکه از ذات اقدس اله مسئلت میکنیم بر مراتب و درجات این بزرگواران بیفزاید. و همین عرض ادب برای ما تقرّب است. از:آیه الله جوادى آملى
[ سهشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۳۸ ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
اسراییل وعزاداری امام حسین
علامه شیخ علی کورانی در کتاب خویش بنام الانتصار جلد9 صفحه 190 داستان زیبایی را نقل میکنه ،اجرا برمیگرده به عاشورای سال 1983میلادی در نبطیه لبنان در اون سال تمام شهرهای جنوب لبنان در تصرف یهود اسراییل بود و مرتب گشتهای اسراییلی در شهر دور میزدند که اوضاع شهر از تسلط انها خارج نشود دراین بین گشتهای اسراییلی به هیئت قمه زنی میرسندتو اون لحظه مداح هیئت داشته مصیبت حضرت علی اکبر رو میخونده وجمله ای که ایشون به پدرشون فرمودند که (ای پدر تا زمانی که ما بر حق باشیم فرقی نمکند ما به سوی مرگ بشتابیم و شهید شویم یا مرگ ما را فرا گیرد)در این حین به سمت لشگر اسراییل حمله میکنند و در حالی که خون از سرشان جاری ساخته بودند با دست خالی به جنگ سربازان اسراییلی میروند و در مقابل سربازان اسراییلی فرار را بر قرار ترجیح میدهند حتی در حین فرار یکی از ماشینها با دیوار تصادف میکند و منفجر میشود بعد از این جریان یهود گمان میکند که اسمی که عزاداران صدا میزده اند اسم سردسته انها بوده است وحتی کسانی که اسمشان حیدر بوده است را دستگیر میکردند ولی بعدا متوجه میشوند این اسم همان ابر مردی است که قلعه خیبر انها را فتح نمود فلذا از همان زمان تصمیم به مبارزه با این عزاداری گرفتند وبا تمسخر این نوع عزاداری سعی بر حذف این عزاداری داشته و دارند. بعد از نقل این قضیه علامه کورانی که خود از بزرکان علمای لبنان است اضافه میکند:شروع حرکت مقاومه اسلامی لبنان از همان عزاداری روز عاشورا بوده است.
[ شنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۳٢ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
حکایتی ازامیرکبیر
[ جمعه ٢۱ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ٩:۳۱ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
اکنون دوسال از آغاز به کاراین خانه مجازی می گذرد.دراین دوسال نقدهاونظرات محبت آمیزی از دولت مهر دوستان شامل حال من شدواینجانب آرزوی موفقیت و شادی برای همه دوستان ،همکاران وخوانندگان عزیز را دارم.گرامیان، دریک سخن میگویم هیچ قلمی نمی تواند آن گونه که شایسته ی شماست بنویسد.درپناه دولت یار پیروزباشید. [ یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۳٥ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
لعن در زیارت عاشورا، چرا؟
در فرهنگ ما، ناسزایی گویی، ناروا گویی و فحش دادن زشت و ناپسند است. اما نفرین کردن و لعنت نمودن بسیار سنگین تر است. همگی می ترسیم نکند به لعنت و نفرین دیگران مبتلا شویم، حتی بدترین این لعن و نفرین ها در حق پدر و مادر و خاندان افراد گفته می شود. حتی پیامبر اسلام(ص) فرمودند ؛ خداوند مرا لعنت کننده نیافرید، بلکه مایه رحمت آفرید. برخی سؤال می کنند اگر نفرین و لعن اینقدر مذموم و ناپسند است چرا در زیارت عاشورا، بیش از 114 بار لعن و نفرین می فرستیم. حتی می گوییم خدایا بر آنها لعن و نفرین ابدی و فنا ناپذیر فرو فرست؟! پاسخ این سؤال را باید از زبان قرآن بشنویم. خداوند بزرگ در قرآن کریم بیش از 40 بار واژه لعن را به کار برده اند برای گروه های مختلف گناه کار، ستم کاران غیر قابل بازگشت، کافران، بنی اسراییل مسخ شده، کسانی که عادت بر آزار پیامبر داشتند، یهودیان کتمان کننده حق و کسانی که به زنان پاک نسبت ناروا می زنند را مورد لعن خویش قرار داده اند. بالاتر از همه اینکه در آیه 159سوره بقره خداوند بزرگ، تمامی مؤمنان را به لعنت کردن این گروه امر می نماید و دستور می دهد. پس همان گونه که خداوند ارحم الرحمین است در جایگاه عفو و رحمت؛ اَشَّدُالمعاقبین (شدیدترین مجازات کننده) در جایگاه تنبیه و مجازات نیز هست. وظیفه ما بندگی و اطاعت است و رمز اطاعت در این آیه نهفته است؛ « قل إن کنتم تحبون الله فاتبعونی یحبیکم الله و یغفرلکم ذنوبکم »(آیه31،سوره آل عمران) ای پیامبر به مردم بگو، اگر خدا را دوست دارید، از شخص من (پیامبر) اطاعت کنید تا خداوند مهربان نیز شما را دوست بدارد. حال اطاعت، از پیامبر در زیارت عاشورا چنین است: الهم ان هذا تبرکت به بنو امیه و ابن آکله الاکباد العین بن العین علی لسانک و لسان نبیک صلی الله علیه و آله فی کل موقف وقف فیه نبیک صلی الله علیه و آله الهم العن اباسفیان و معویه و یزیدبن معاویه علیهم منک اللعنه اَبد الابدین. خداوندا این روز روزی است که مبارک و میمون دانستند آن را بنی امیه و پسر آن زن جگر خوار، آن ملعون، پسر ملعون که لعن شده بر زبانت و زبان پیغمبرت درود خدا بر او و خاندانش باد در هر جا و هر مکانی که توقف کرد در آن مکان پیامبرت که رحمت خدا بر او و خاندان او، خدایا لعنت کن ابوسفیان و معاویه و یزید بن معاویه را که لعنت باد بر ایشان از جانب تو برای همیشه . از: تبیان [ شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ٥:٥٢ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
سیمای محمد(ص)
ازکتاب «پیامبر(ص)» انتشارات کتاب دانشجویی [ چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ٥:٠٦ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
بلغ العلی بکماله کشف الدجی بجماله حسنت جمیع خصاله صلواعلیه وآله
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد ، دل رمیده ما را انیس و مونس شد
به امر رب خود لبیک گوییم ، به همراه ملائک جمله گوییم ، سلام و رحمت حق بر محمد اللهم صل علی محمدوال محمد
[ سهشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۳۱ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
طلع البدر علینا من ثنیات الوداع وجب الشکر علینا ما دعى لله داع
ما شب چهارده از گردنه وداع بر ما طالع شد. شکر خدا بر ما واجب است؛ تا هنگامی که ندای دعوت به سوی خدا طنین انگیز باشد
أیها المبعوث فینا جئت بالأمر المطاع جئت شرفت المدینة مرحباً یا خیر داع
ای که بر ما مبعوث شده ای، تو با دستوری پذیرفته آمدی آمدی و با ورودت مدینه را شرافت دادی ، خوش آمدی ای بهترین دعوت کننده .
ماه ربیع الاول، سومین ماه تاریخ هجری قمری و از ماههای معروف و سرنوشت ساز تاریخ اسلام است.
[ شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٤۸ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
افزایش فشار خون یکی از شایع ترین دلایل مراجعه به پزشک در سرتاسر دنیاست. به علت عوارض خطرناک و متعددی که این بیماری برای بسیاری از اعضای بدن از جمله قلب، مغز، کلیه و چشم و .. دارد، سعی و اهتمام فراوانی در دانش پزشکی برای پیشگیری و کنترل این بیماری وجود دارد.
در تمامی منابع معتبر علمی، برای پیشگیری از ابتلا به افزایش فشار خون و همچنین کنترل تعداد زیادی از بیماران که افزایش فشار خونی در حد خفیف یا متوسط دارند، رعایت برخی اصول و استفاده از درمان های غیر دارویی توصیه می شود. درمان های غیر دارویی ضمن آن که هزینه چندانی را بر بیمار تحمیل نمی کنند، در پایین آوردن فشار خون و ممانعت از بروز و پیشرفت آن مؤثرند. چهار درمان اولیه و بسیار مهم غیر دارویی که در منابع جدید علمی برای کنترل فشار خون مورد توجه قرار می گیرند ، عبارتند از: 1. کاهش اضطراب و استرس 2. کاهش یا عدم مصرف الکل 3. کم کردن وزن 4. انجام ورزش های سبک به طور منظم در شبانه روز اما با توجه به نقش بسیار مهمی که نمازهای واجب یومیه، در ایمن کردن انسان در مقابل استرس ها و مشکلات گوناگون زندگی ایفا می کنند( از جمله تأثیر نماز بر اضطراب که در قسمت های بعدی مورد توجه قرار خواهد گرفت ) و نیز با توجه به الزامی که نماز به شخص نمازگزار مبنی بر عدم مصرف مشروبات الکلی می دهد، می توان این امر را قدم مؤثری در پیشگیری و کنترل فشار خون تلقی کرد. از طرفی نماز با حرکات موزون و قیام و قعود و رکوع و سجود منظمی توأم است که قابل مقایسه با یک نرمش سبک روزانه مشابه آنچه که در درمان های غیر دارویی فشار خون توصیه می شود، می باشد. همچنین اگر به یاد آوریم که مسلمان نمازگزار، رو به قبله مکتبی نماز می خواند که خدای آن مکتب از پُرخوری و شکم پارگی بیزار است و مثلاً "عالمان فربه و چاق را دشمن می انگارد " متوجه خواهیم شد که هر چهار درمان غیر دارویی مذکور، برای کنترل و پیشگیری افزایش فشار خون، در ورای احکام نورانی نماز نهفته است.
[ جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٥٧ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
این مقاله رابمناسبت نهم ربیع الاول سرآغازامامت حضرت ولیعصر تقدیم خوانندگان المصباح می کنم. مسأله طول عمر امام زمان (علیه السلام) از چه راههایى قابل تبیین است؟ بنابر اعتقاد شیعه هیچگاه زمین از حجت خالى نیست، چه آن حجت ظاهر باشد یا غائب. آخرین حجت الهى در روى زمین حضرت مهدى (علیه السلام)است که از دیدگان غائب است; ایشان در سال 255 ق متولد گشته اند، تا این زمان زنده هستند و در پس پرده غیبت به سر مى برند تا آنگاه که شرائط و زمینه ظهور و تشکیل حکومت جهانى آماده شود و به اذن و اراده الهى، حضرت ظاهر شوند و جهان را پر از عدل و داد نمایند. براى تبیین عمر طولانى حضرت راههاى گوناگونى وجود دارد: 1 ـ قدرت نامحدود الهى: خداوند تعالى داراى قدرت مطلق و نامحدود است و بر هر چیز قادر و توانا است «ان الله على کل شىء قدیر» خدایى که انسان را از هیچ آفرید، هرگاه اراده کند، مى تواند سالها و قرنها یک انسان را زنده نگه دارد و اراده الهى بر این تعلق گرفته است که زمین از حجت خالى نباشد و امام زمان (علیه السلام) تا آماده شدن جهان براى تشکیل حکومت جهانى و برقرارى حکومت جهانى و عدل و داد در جهان، زنده باشند. 2 ـ یافته هاى علمى: در علم طب و فیزیولوژى به اثبات رسیده است که اگر کسى از جهت ترکیبات جسمانى در کمال اعتدال باشد، اعضاى اصلى بدنش مانند: قلب، اعصاب، کلیه، کبد، مغز، معده و همه نیرومند و سالم باشند، تمام دستورات بهداشتى را بداند و مراعات کند، خواص و آثار خوردنى ها و نوشیدنى ها را بداند، از مفید آنها استفاده کند و از زیان بخش آنها خوددارى نماید، تا میکروبها و عوامل تولید آنها را بشناسد، از طریق پیشگیرى امراض بالاخص پیرى و مرگ آگاه باشد، از سموم آگاهى کامل داشته باشد و از آنها اجتناب کند، احتیاج هاى ضرورى بدن را از جهت غذا او اقسام ویتامین تأمین کند، از پدر و مادر و اجداد مرضى را به ارث نبرده باشد، از اخلاق زشت و اضطراب روح که سبب فرسودگى اعصاب و مغز و مولّد کثیرى از امراض هستند منزه باشد، تمام اخلاق نیک که آسایش بخش روح و جسم هستند در او جمع باشدو علاوه به تمام اینها، مدبر ترکیب جسمانى او، روحى باشد در حد اعلاى کمال انسان، چنین فرد ممتازى استعداد آن را دارد که چندین برابر افراد متعارف نوع خود بلکه هزاران سال زندگى کند، امام زمان (علیه السلام) تمام این شرائط و زمینه هاى را براى طول عمر دارند. 3 ـ معمّرین در طول تاریخ: در طول تاریخ افراد زیادى وجود داشته اند که عمرهاى طولانى نموده اند مانند حضرت آدم 930 سال، شعیب 912 سال، انوش 960 سال، لوط 732 سال، ادریس 300 سال، نوح بیش از 950 سال، کیومرث 1000 سال، عاد 1200 سال. گر چه ممکن است برخى از این موارد خالى از مبالغه نباشد ولى عمر حضرت نوح (علیه السلام) نص صریح قران است که 950 سال مدت نبوت ایشان بود. پس اینگونه نیست که عمر طولانى در تاریخ وجود نداشته و امام زمان (علیه السلام) در این مورد منحصر به فرد باشند. بنابراین عمر طولانى هم در تاریخ واقع شده است و هم از نظر قدرت الهى و یافته هاى علمى امرى ممکن است. از:یوسف گمگشته [ پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠٩ ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
مصباح درقران به چه معناست؟
بسم الله الرحمن الرحیم
الله نور السموات والارض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح المصباح فی زجاجة الزجاجة کانها کوکب دری یوقد من شجرة مبرکة زیتونة لاشرقیة ولا غربیة یکاد زیتها یضیء ولو لم تمسسه نار نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء و یضرب الله الامثال للناس والله بکل شیء علیم به نام خداوند بخشنده ی مهربان « خدا نور آسمان و زمین است. مثل نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی، و آن چراغ در شیشه ای است. آن شیشه گویی اختری درخشان است که از درخت خجسته ی زیتونی که نه شرقی است و نه غربی، افروخته می شود. نزدیک است که روغنش ـ هر چند بدان آتشی نرسیده باشد ـ روشنی بخشد. رو شنی بر روی روشنی است. خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت می کند، واین مثلها را خدا برای مردم می زند و خدا به هر چیزی داناست.» i. تفسیر کلمات این آیه : الله : نام مبارک خداوند جل شانه نور السموات والارض(نور آسمانها و زمین): حضرت محمد مصطفی (صل الله علیه وآله وسلم . مثل نوره(مثال نور او): حضرت امام علی (علیه السلام) مشکوة(چراغدان): حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، اشاره به به وجود آمدن دو چراغ( امام حسن و امام حسین (علیه السلام) از چراغدان حضرت زهرا سلام الله علیه. مصباح(چراغ اول: حضرت امام حسن (علیه السلام . المصباح دوم): حضرت امام حسین (علیه السلام)، اشاره به حدیث شریف نبوی (ص): ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة . الزجاجة(شیشه): حضرت امام سجاد (علیه السلام) کوکب(اختر، ستاره): حضرت امام باقر (علیه السلام) دری(درخشان): حضرت امام صادق (علیه السلام) یوقد من شجرة مبارکة زیتونة(از درخت خجسته ی زیتون، افروخته می شود) :حضرت امام موسی کاظم(علیه السلام)، اشاره به نوری که از درخت زیتون در کوه طور بر حضرت موسای پیامبر(علیه السلام) تابید.( اشاره به نام موسی
لاشرقیة ولا غربیة( نه شرقی است و نه غربی): حضرت امام رضا (علیه السلام)؛ اشاره به مرقد مطهر امام رضا (علیه السلام) در خراسان، که خراسان در جائی واقع شده که نه درشرق عالم است و نه در غرب آن. یکاد زیتها یضیء و لو لم تمسسه نار(نزدیک است که روغنش ـ هر چند بدان آتشی نرسیده باشد ـ روشنی بخشد.): حضرت امام جواد (علیه السلام)؛ اشاره به کودکی حضرت امام جواد (علیه السلام) که در نه سالگی وقتی حضرت در دربار مامون ، در محاصره ی علماء و دانشمندان مذاهبی که مامون برای عوام فریبی مردم جمع کرده بود تا مقام آن حضرت را پایین جلوه دهد، قرار گرفت، با وجود کودکی جواب همه ی علمای معاند را داد و همه را ضایع نمود و در حقیقت روشنی و نور داد قبل از اینکه به بلوغ رسیده باشد. نور علی نور(روشنی بر روی روشنی): نور اول: حضرت امام هادی (علیه السلام) ؛ نور دوم : حضرت امام حسن عسگری (علیه السلام یهدی الله بنوره من یشاء(خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت می کند): حضرت امام مهدی( عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ اشاره به نام مبارک حضرت و هدایتگری بشر به دست حضرت در زمان ظهور به اذن خداوند. [ دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٠۸ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
شهادت امام حسن عسکری(ع)
زندگینامه
امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدینه چشم به جهان گشود . مادر والا گهرش سوسن یا سلیل زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد . این زن پرهیزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد . کنیه آن حضرت ابامحمد بود . صورت و سیرت امام حسن عسکری (ع ) امام یازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت . ابروهای سیاه کمانی ، چشمانی درشت و پیشانی گشاده داشت . دندانها درشت و بسیار سفید بودخالی بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری (ع ) بیانی شیرین و جذاب و شخصیتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بی نظیر برای قرآن مجید بود . راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و به ویژه برای اصحاب بزرگوارش - در ایام عمر کوتاه خود - روشن کرد . دوران امامت به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع ) به سه دوره تقسیم می گردد :
شهادت امام حسن عسکری (ع )
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری نوشته اند . در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبیدالله بن خاقان گوید روزی برای پدرم ( که وزیر معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنی حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد . خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . یکی از ایشان نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بود ، امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبیبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گردیده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای مسیحی و یهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبید و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند . و این کارها را برای آن می کردند که آن زهری که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته ، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او می کردند ... . این جستجوها و پژوهشها نتیجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طریق روایات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) می پیوست ، شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدین جهت به بهانه های مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسیار می کردند ، و جستجو می نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بیابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم (ع ) و حضرت موسی (ع ) تکرار می شد . حتی قابله هایی را گماشته بودند که در این کار مهم پی جویی کنند . اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهید خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموریت الهی خود را انجام دهد
ذکری إستشهاد امام حسن بن علی العسکری (علیه السلام)
اعزی امام العصر(عج) و جمیع مسلمین العالم بذکرى إستشهاد امام حسن بن علی العسکری ( ع(
قال ابو الادیان کنت اخدم الحسن بن علی بن محمد علیهم السلام ، و احمل کتبه الی الامصار، فدخلت علیه فی علة التی توفٌی فیها صلوات الله علیه (علة التی کانت من السم الذی اعطاه معتمد العباسی) فکتب معی کتابة ، و قال امض بها الی المدائن فانک ستغیب اربعة عشر یوما ، و تدخل الی سرٌ من رای یوم الخامس عشر ، و تسمع الواعی فی داری ، و تجدنی علی المغسل.
قال ابوالادیان فقلت یا سیدی فاذا کان ذلک فمن امامنا بعدک؟ قال : من طالبک بجوابات کتبی فهو القائم من بعدی . فقلت : زدنی ، فقال : من یصلٌی علیٌ فهو القائم بعدی ، فقلت : زدنی، قال : من اخبر بما فی الهمیان فهو القائم بعدی ، ثم منعتنی هیبته ان اسأله عما فی الهمیان و خرجت بالکتب الی المدائن ، و اخذت جواباتها ، و دخلت سرٌ من رای یوم الخامس عشر کما قال لی ( علیه السلام ) و اذاً انا بالواعیة فی داره ، و اذاً به علی المغسل ، و اذاً انا بجعفر الکذاب ابن علی اخیه بباب الدار ، و الشیعة من حوله یعزٌونه ، و یهنٌـونه ، فقلت فی نفسی : ان یکن هذا الامام فقد بطلت الامامة ... فتقدمت و عزٌیت و هنٌـئت فلم یسئلنی عن شیئی ثم شخص قال : یا سیدی قد کفن اخوک ، فقم فصلٌ علیه. فدخل جعفر بن علی و الشیعة من حوله . . . فلما صرنا فی الدار اذا نحن بالحسن بن علی صلوات الله علیه علی نعشه مکٌـفنا فتقدم جعفر بن علی لیصلٌی علی اخیه ، فلما همٌ بالتکبیر خرج صبی بوجهه سمرة ، بشعره قطط ، باسنانه تفلیج ، فجذب برداء جعفر بن علی و قال تأخٌر یا عم ، فانا احق بالصلوة علی ابی. و تقدٌم الصبی صلوات الله علیه ، و دفن الی جانب قبر ابیه علیهما السلام ثم قال : یا بصری ، هات جوابات الکتب التی معک . فدفعتها الیه فقلت فی نفسی هذه بیٌـنتان ، بقی الهمیان . و نحن کنا جالسین اذ قدم نفر من قم فسئل عن الحسن بن علی (علیه السلام ) فعرف موته ثم اشاروا الی جعفر بن علی و قال : معنی کتب و مال (الذی جئت بهم من جانب الناس لأعطیهم لامام حسن العسکری) فتقول ممن الکتب ؟ و کم المال ؟ فأجاب ترید منا ان نعلم الغیب ؟ قال فخرج الخادم فقال : معکم کتب فلان و فلان و همیان فیه الف دینار و عشرة دنانیر منها مطلیة ، فدفعوا الیه الکتب و المال ، و قالوا الذی وجٌه بک لاجل ذلک فهو الامام . . . (منتخب الاثر صفحه 367 - 368 )
هکذا کان على مشیة الهیة، قد نصب امام العصر (عج) بالإمامة من جانب الله بعد ابیه فی صغر سنه کما بعث یحیى النبی بالرسالة وهو کان صبیا على نص أیة القرأن.
[ شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٥٦ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||