|
المصباح | ||
|
چندراهکاربرای موفقیت وپیشرفت که شایدتاحال نشنیده یابه آن فکرنکرده ایم
۱) دل آرام و مطمئن، انرژی روحی و روانی فراوانی جهت حل و فصل مسائل زندگی را برای ما فراهم می آورد.یاد خدا دلهای ما را آرامش می دهد . 2) برای رسیدن به هدفهای زندگی باید همواره از خطا و خطرکردن در زندگی خود نهراسید واز موقعیت های ایجاد شده به عنوان تجربه استفاده کنید. تجربه آن چیزی نیست که برای انسان روی می دهد بلکه واکنشی است که وی در برابر آن رویداد از خود نشان می دهد. 3) وقتی ترس را رها کنیم، فقط علاقه مندی و امید است که برجا می ماند در این زمان باورهایی در فرد به وجود می آید که او می تواند به جای آشفتگی، آرامش و به جای ترس، شجاعت، عشق و امید به فردای زندگی را با اختیار خود برگزیند. 4) اگر می خواهید تصویر و نگاه خوبی از خویشتن داشته باشید باید دست از مقایسه خود با دیگران بردارید. چون شما منحصر به فرد هستید و شخصیت شما وابسته به خودتان می باشد. هیچکس دیگر در این جهان بزرگ نمی تواند خود شما باشد. او نبوده و نخواهد آمد. حملات مهاجمان درونی و بیرونی را با نیروی خودباوری خنثی کنید و پیوسته کاری را انجام دهید که موجبات خرسندی وجدانتان را فراهم سازد. 5) ما همان گونه زندگی می کنیم که به خویشتن نگاه می کنیم. 6) نگرش در انسان حرکت ایجاد می کند. اگر نگرش مثبت باشد حرکت سازنده و نتیجه مطلوب و اگر نگرش منفی باشد حرکت تخریبی و نتیجه اش ناخوشایند. 7) اندیشمندان همیشه می گویندکه اگر می خواهید انسان بزرگی شوید باید نسبت به همه چیز و همه کس نظر مناسب و نگاه خوبی داشته باشید و برای رسیدن به خود واقعی و کسب باورهای ارزشمند، خویشتن را دوست داشته باشید. 8) با توجه به توانائیهای خود به کاری که انجام می دهید ایمان داشته و باور درونی داشته باشید. در این صورت موفقیت قطعی خواهد بود. 9) به دنبال رخدادهای جذاب بوده و زندگی عاشقانه و آگاهانه را از خود انتظار داشته باشید. 10) انسان تا زمانی که خود را باور نداشته باشد، آرامش ندارد. 12) همیشه سعی کنید احساس خوبی از بودن خود داشته باشید، به شاد زیستن و شادکامی زندگی خود فکرکنید. 13) این حقیقت را بپذیرید که از آنچه که فکر می کنید بهتر هستید. 14) هیچ وقت خودرادست کم نگیرید.خیلی وقتهااین احساس انسان راشکست می دهد. 15) به جای آنچه هستید به آنچه که می توانید باشید توجه کنید. 16) بدانید برای تغییرکردن هیچ وقت دیرنیست. 17) در جریان خودباوری، انسان باید از آنچه انجام می دهد لذت ببرد و به نیروی برتر خود ایمان داشته باشد. 18) هیچ گاه نیروی عظیم اراده را در جسم کوچک خود زندانی نکنید. 19) به تقویت روحیه و اعتقادات خود بپردازید و دلگرم و مقاوم به زندگی ادامه دهید. اگر می خواهید تصویر و نگاه خوبی از خویشتن داشته باشید باید دست از مقایسه خود با دیگران بردارید. چون شما منحصر به فرد هستید 20) همواره برنامه ها و مسیرهای خود را بازشناسی کنید تا در زندگی دچار وقفه نشوید. 21) اگر به پیروزی خود معتقد باشید، مطمئنا پیروز و برنده خواهید شد. و نیل به خواسته های زندگی برای شما سهل و آسان می گردد. 22) هیچ وقت نخواهید کسی یا کسانی که به جای شما تصمیم بگیرند و یا به جای شما زندگی کنند، باید باور کنید وقتی که چیزی را بخواهید مطمئنا آن را بدست خواهید آورد.
[ سهشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠٩ ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
الکلمات العربیة المستعملة فی الفارسیة الحدیثة.
أرید هنا أن أفتح صفحة فیما تخص الکلمات العربیة المستعملة فی الفارسیة الحدیثة. ومن الجدیر قبل بدء الحدیث ذکر أربع مقدمات: الأولی. إن نقطة اشتراک الفارسیة والعربیة لغةً، کثرة الکلمات العربیة التی تستعمل فی الفارسیة، وإلا فإنها انحدرت من جذر هندوأروبیة والعربیة تحدرت من السامیة.
. إن الکلمات العربیة المستعملة فی الفارسیة تنقسم إلی ستة أقسام:
[ سهشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠٢ ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
چگونه فردی دوست داشتنی شویم ؟ ج گام 1 - از انتقاد بیجا ، سرزنش مداوم و گِله و شکایت بپرهیزید. گام 2 - در ارزیابی های خود صادق و بی ریا باشید. گام 3 - دیگران را دوست بدارید و به آنها علاقه مند شوید. گام 4 - خواسته های دیگران را درک کنید . گام 5 - همیشه لبخند را زینت چهره خود کنید. گام 6 - به خاطر داشته باشید نام هر شخصی زیباترین نت موسیقی اوست ؛ پس دیگران را به نام صدا بزنید و با او احساس نزدیکی کنید . گام 7 - شنونده خوبی باشید و دیگران را تشویق کنید که درباره خودشان و علاقه مندیهایشان حرف بزنند . گام 8 - در جهت علایق دیگران سخن بگویید . گام 9 - این باور را به دیگران القا کنید که قدرت زیادی دارند و برای خود کسی هستند، و در انجام این کار نهایت صداقت را داشته باشید . گام 10 - همیشه برای این که بهترین نتیجه را از بحث و مجادله بگیرید، سعی کنید از شرکت در آن بپرهیزید . گام 11 - به عقاید دیگران احترام بگذارید و هرگز از عبارت « تو اشتباه می کنی » استفاده نکنید . گام 12 - اگر خطایی از شما سرزد، با قاطعیت به آن اعتراف کنید و اعتماد به نفس داشته باشید و بدانید که « انسان جایز الخطاست » . گام 13 - همیشه صحبت های خود را دوستانه آغاز کنید . گام 14 - به گونه ای رفتار کنید که همیشه دیگران تأییدتان کنند . گام 15 - سعی کنید از راه های مناسبی برای کسب آرامش استفاده کنید تا دیگران برای شریک شدن در آرامشتان به سوی شما بیایند . گام 16 - اجازه بدهید همیشه دیگران بیش از شما صحبت کنند . گام 17 - خالصانه به هر اتفاقی از دید دیگران نگاه کنید و تک محور نباشید . گام 18 - باورها و علایق سایرین را همانگونه که هستند بپذیرید چرا که هرکس از دید خود بهترین است . گام 19 - همواره به سوی انگیزه های بهتر و قوی تر بروید، تا بهترین باشید .
و بالاخره گام آخر ؛ همواره باورهایتان را پیش روی خود مجسم کنید و چالش های زندگی را با آغوش باز پذیرا شوید تا برای دیگران یک نمونه و الگو باشید . از:تبیان [ شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٢:٢٦ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
حضور موساد در واقعه 11 سپتامبر
یک هفتهنامه آمریکایی با ارایه شواهد و مدارک تازه از ارتباط یکی از هواپیماربایان حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 با نهاد جاسوسی اسرائیل (موساد) سرنخهای جدیدی از ارتباط سرویس جاسوسی اسرائیل و این حملات فاش کرد. به گزارش فارس، هفتهنامه "آمریکن فریپرس " در شماره این هفته خود به مقالهای اشاره میکند که در شماره 19 فوریه روزنامه "نیویورک تایمز " فاش شد و در آن آمده بود عرب لبنانی که به اتهام 25 سال جاسوسی برای اسرائیل در لبنان در حبس به سر میبرد، پسرعموی یکی از هواپیماربایان اصلی است که حملات 11 سپتامبر را ترتیب دادند. نیویورک تایمز در این شماره خود نوشت که اگر چه "علی الجراح " خود را در ملاء عام یک طرفدار سرسخت نهضت فلسطینیان نشان میداد اما اکنون مشخص شده که وی در واقع بیش از دو دهه، مامور مزدور موساد بوده و به ملت خود خیانت کرده و در عین حال عملیات متعدد جاسوسی علیه گروههای فلسطینی و حزبالله لبنان اجرا نموده است. با این حال نیویورک تایمز در گزارش خود اینگونه مطرح میکند که یکی از پسرعموهای جراح، "زیاد الجراح " جزو 19 تن از هواپیماربایان در واقعه یازده سپتامبر بود. این روزنامه در عین حال تلاش میکند که مطرح کند این دو مرد 20 سال با یکدیگر اختلاف سنی داشتند و "به نظر نمی رسد که همدیگر را خیلی خوب میشناختند " اگر چه "علی الجراح " خود را در ملاء عام یک طرفدار سرسخت نهضت فلسطینیان نشان میداد اما اکنون مشخص شده که وی در واقع بیش از دو دهه، مامور مزدور موساد بوده و به ملت خود خیانت کرده و در عین حال عملیات متعدد جاسوسی علیه گروههای فلسطینی و حزبالله لبنان اجرا نموده است. آمریکن فریپرس در ادامه تاکید میکند پیشنهاد دور از ذهن تایمز مبنی بر اینکه این دو عموزاده "به نظر نمی رسد که همدیگر را خیلی خوب میشناختند، نوعی فریبکاری است، چرا که به تازگی مشخص شده این دو یکدیگر را میشناختند و این درست مطابق حرف کسانی است که میگویند عموزاده بزرگتر، به احتمال زیاد پسرعموی کوچکتر از خود را به عنوان مامور سازمان اطلاعاتی اسرائیل جذب کرده است. موضع محتاطانه تایمز به هیچ عنوان تعجبآور نیست، چرا که بنا بر شواهد موجود، روزنامه نیویورکتایمز از این حقیقت که بسیاری از منابع خبری از جمله هفتهنامه آمریکن فریپرس اعلام میکنند توطئه 11 سپتامبر توسط سرویس اطلاعاتی اسرائیل رصد شده بود - اگر نگوییم کاملا بوسیله سرویس اطلاعاتی اسرائیل کنترل میشد- خوشنود نبود. این هفته نامه در ادامه گزارش، مورد مذکور را به دیگر متهمان 11 سپتامبر تعمیم میدهد و مینویسد: "اگر الجراح جوان، حقیقتا یک مهره اسرائیلی در توطئه 11 سپتامبر بود، پس در اینصورت این اولین باری نیست که یک عرب مسلمان در نقش یک مامور موساد در حمله به مرکز تجارت جهانی دست دارد. در این گزارش با ذکر سوابق تاریخی این عملکرد موساد آمده است که در 3 آگوست 1993، نیز "رابرت فرایدمن " خبرنگار هفته نامه "صدای روستا " گزارش داد فردی به نام "احمد عجاج "، یک فلسطینی 27 ساله از کرانه باختری که به اتهام دست داشتن در توطئه حمله اول به مرکز تجارت جهانی در سال 1993 در بازداشت پلیس ایالتی به سر می برد، به احتمال زیاد یک جاسوس دوجانبه موساد بوده است. عجاج در تاریخ یک سپتامبر 1992 در فرودگاه "کندی " درست پس از ورودش با یک پرواز بین المللی پاکستانی از پیشاور بازداشت شد. وی یک جزوه راهنمای ساخت بمب و یک گذرنامه تقلبی سوئدی با خود داشت. پس از آن عجاج زندانی شد و متعاقب آن به دلیل ورود غیرقانونی به کشور مجرم شناخته شد. مسافر همراه عجاج یک عراقی به نام "رمزی احمد یوسف " بود که به گفته منابع پلیسی قضایی "بازیگر کلیدی " در بمبگذاری اول در مرکز تجارت جهانی بود. باید به این نکته توجه داشت که این عجاج بود که منبع "جزوه راهنمای تروریستی القاعده " بود، جزوهای که پس از حملات دوم به مرکز تجارت جهانی در 11 سپتامبر شدیدا مورد توجه پلیس فدرال آمریکا (افبی آی) قرار گرفت. بعلاوه، همکار عجاج، رمزی یوسف، خواهرزاده "خالد شیخ محمد " یعنی کسی که به گفته دولت آمریکا مغز متفکر حملات 11 سپتامبر بود از این بابت، این نکته حائز اهمیت است که برای سالهای سال حتی قبل از اولین حمله به مرکز تجارت جهانی، بسیاری از چهرهها در محافل اسلامی بر این باور بودند که محمد و یوسف از مهرههای مخفی اسرائیل هستند. نکته حائز اهمیت است که برای سالهای سال حتی قبل از اولین حمله به مرکز تجارت جهانی، بسیاری از چهرهها در محافل اسلامی بر این باور بودند که محمد و یوسف از مهرههای مخفی اسرائیل هستند. اگر چه پلیس فدرال آمریکا عجاج را به عنوان یک تروریست ارشد شناسایی کرده که دارای کانالهای ارتباطی با حماس (جنبش مقاومت اسلامی فلسطین) است، اما "کل هایر "، یک هفته نامه عبری زبان چاپ بیت المقدس فاش کرد که عجاج هرگز در فعالیتهای مربوط به انتفاضه، حماس یا حتی سازمان آزادیبخش فلسطینی دست نداشته است. طبق گفته کل هایر، عجاج در واقع فقط یک جاعل دون پایه بود که در سال 1988 به جرم جعل دلار آمریکا در شرق بیتالمقدس بازداشت شد. عجاج به جرم ارتکاب جرم جعل به دو سال و نیم زندان محکوم شد. فرایدمن در نشریه صدای روستا اینگونه ادامه میدهد: "طبق گفته منابع اطلاعاتی اسرائیل، در همان دوران زندان بود که موساد وی را جذب کرد. در زمان آزادی در حالی که تنها یک سال از دوران محکومیت خود را گذرانده بود، از قرار معلوم عجاج دیگر آن عجاج پیشین نبود، در وی تغییرات بنیادین ایجاد شده بود. فرایدمن گزارش میکند که عجاج ناگهان یک مسلمان مذهبی و یک ناسیونالیست متعصب شد. سپس این طور تصور میشود که عجاج به جرم قاچاق سلاح به داخل نوار غزه برای گروه فتح بازداشت شد. اما فرایدمن اذعان میکند که این جز یک عملیات ساختگی، چیزی بیش نبود. منابع فرایدمن در سرویس اطلاعاتی اسرائیل میگویند که این بازداشت و متعاقب آن تبعید عجاج تنها یک صحنهسازی از طرف موساد بود تا عجاج بتواند اعتبار خود را به عنوان یک فعال انتفاضه کسب کند. ظاهرا موساد عجاج را مامور نفوذ در گروهای فلسطینی خارج از اسرائیل نمود. منابع اطلاعاتی اسرائیلی میگویند که موساد معمولا از بزهکاران معمولی عضوگیری نمیکند و مورد عجاج کاملا غیرمعمول است. پس از اخراج عجاج از اسرائیل، وی به پاکستان رفته و در گروه مجاهدین افغانی ضد شوروی مشغول فعالیت شد. این نشان دهنده این است که عجاج برای موساد کار میکرد (طبق بولتن اطلاعاتی عملیات پنهان - سپتامبر 1987). برای ایجاد خطوط تامین مالی و تدارکات برای مجاهدین که نه تنها دومین عملیات پنهانی در تاریخ سیا بود بلکه طبق گفته مامور عملیاتی سابق موساد "ویکتور استروسکی " در کتاب "روی دیگر نیرنگ " این عملیاتها تحت هدایت و نظارت مستقیم موساد صورت میگرفت. استروسکی مینویسد: آن یک کانال بسیار پیچیده بود، چرا که قسمت اعظم سلاحهای مجاهدین ساخت آمریکا بودند و مستقیما از اسرائیل به مجاهدین انتقال داده میشد و از حاملان بادیهنشین که مناطق غیرنظامی صحرای سینا را در مینوردیدند، استفاده میشد.
سناریوی دیگر این است که وی پیشاپیش اطلاعاتی از بمبگذاری مرکز تجارت جهانی داشته و آنها را به موساد نیز منتقل کرده و موساد به هر دلیلی این اسرار را نزد خود نگه داشته است. اگر این مطلب درست باشد، منابع اطلاعاتی آمریکا اینطور تصور میکنند که موساد ممکن است تصمیم گرفته باشد تا از اطلاعات به شدت حراست کند تا مبادا مامور مخفی خود در خطر لو رفتن قرار گیرد. بعد از معاملات عجاج با مجاهدین، وی در نیویورک ظاهر شد و اقدام به برقراری طرح دوستی با محفل کوچکی به نام "رادیکال " کرد که به دور "شیخ عبدالرحمان " نابینا حلقه زده بودند. عبدالرحمان متهم به این است که طراح اصلی و مغز متفکر بمبگذاری مرکز تجارت جهانی است. در 26 فوریه 1993، روز بمبگذاری مرکز تجارت جهانی، عجاج در زندان فدرال دوران محکومیت شش ماهه خود را به اتهام ورود به کشور با یک گذرنامه جعلی، پشت سر میگذاشت. پس از آن، وی به دلیل دست داشتن در توطئه بمبگذاری مرکز تجارت جهانی تحت تعقیب قرار گرفت. به گفته رابرت فرایدمن، اگر عجاج توسط موساد جذب شده بود، مشخص نیست که آیا وی پس از اخراج از اسرائیل به همکاری خود برای آژانس جاسوسی اسرائیل ادامه داد یا نه. یک احتمال این است که پس از ترک اسرائیل و در حین ملاقات با مسلمانان رادیکال نزدیک به شیخ مصری نابینا، وفاداری وی تغییر کرد. به هرحال، فرایدمن احتمال هولناک دیگری را نیز مطرح میکند. سناریوی دیگر این است که وی پیشاپیش اطلاعاتی از بمبگذاری مرکز تجارت جهانی داشته و آنها را به موساد نیز منتقل کرده و موساد به هر دلیلی این اسرار را نزد خود نگه داشته است. اگر این مطلب درست باشد، منابع اطلاعاتی آمریکا اینطور تصور میکنند که موساد ممکن است تصمیم گرفته باشد تا از اطلاعات به شدت حراست کند تا مبادا مامور مخفی خود در خطر لو رفتن قرار گیرد. منبع:فارس
[ چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ٢:٢٤ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
تاثیر شگفت آورتلقین
دستگاه عصبی ما با توجه به آنچه فکر می کنیم یا خیال می کنیم که حقیقت دارد واکنش نشان می دهد. دستگاه عصبی ما تجربه خیالی را از تجربه واقعی تمیز نمی دهد. در هر دو مورد با توجه به اطلاعاتی که از ناحیه مغز در اختیار او قرار می گیرد واکنش نشان می دهد. این یکی از قوانین اولیه و اصولی ذهن است. در واقع اینطوری ساخته شده ایم. وقتی این قانون را در افراد هیپنوتیزم شده مشاهده می کنیم شک می کنیم که حتما نیرویی مرموز یا فوق طبیعی در کار است. در واقع آنچه را که می بینیم فرایند طبیعی عمل مغز و دستگاه عصبی انسان است و نه چیز دیگر.در پدیده هیپنوتیزم اگر بیمار بدرستی گفته های شخص هیپنوتیزم کننده معتقد باشد کارهای حیرت آور انجام می دهد و بیمار رفتاری متفاوت از خود نشان میدهد زیرا طرز فکر و باورش تغییر کرده است. هیپنوتیزم یا خواب مصنویی همیشه به نظر اسرار آمیز بوده است زیرا همیشه فهم اینکه چگونه باور کردن می تواند منجر به رفتار غیر عادی انسان شود دشوار بوده است. با خواب مصنویی چنان برخورد شده که انگار نیرو یا قدرت ناشناخته ای در کار است. اما حقیقت این است که وقتی شخصی را متقاعد می کنید که قدرت شنوایی اش را از دست داده رفتار ناشنوایان را پیدا میکند. وقتی او را متقاعد می کنید که نسبت به درد حساسیت ندارد، می تواند بدون بیهوشی تحت عمل جراحی قرار گیرد و در این میان نیروی مرموزی هم در کار نیست. خب حالا یه سفارش: ازتون میخوام که لحظه به لحظه مواظب گفته ها و فکرا و حرفای دلتون باشین مواظب باشین که بخودتو چی میگین هیچ وقت نگین که چرا زندگی من اینجوری چون همش دست خودتونو این شمائین که زندگی خودتون رو به ویرونه و کلبه ای خرابه تبدیل میکنین یا به قصری باشکوه و شاهکاری بی نظیر! [ دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٥٩ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
مهارت (نه) گفتن!
اداره آموزش وپرورش ما هرازچندگاه دوره های آموزشی ضمن خدمت برای ارتقای آموزشی ما معلمان برگزار میکند که اغلب درآنها مطالبی تکراری وملال آوربازگو میشود.اماچندی پیش یک دوره آموزشی باعنوان مهارتهای زندگی درمحل درمانگاه فاطمیه توسط اساتیدوهمکاران ارجمند جناب آقایان حسن آقائیان، احمدرضا سعیدی ، وآقای بشارتی برگزار شد که حرفهای تازه ای برای گفتن داشتند.مطلب زیر برداشتی ازیکی ازجلسات استادسعیدی ونیز یک سایت دیگراست که می خوانید:
چگونه « نه » بگوییم؟
برخی اوقـات برای شما پیش آمده که در مـقابل خـواسته دیگران،برخلاف میل باطنی جواب مثبت داده و درخواسـت او را قبول کرده اید.ممکن است جواب منفی دادن سخت به نظر برسد ولی ما چند راه مفید را برای رهای شـما از این مـوقیعت خـاطر نشان میکنیم. به یاد داشته باشـید که اگر بخواهید کسی را از سر خود باز کنید ممـکن است مجبور به گفتن "دروغ مصلحتی" شوید دروغهایی که ظریف و بدون ضـرر هـستند و صدمه ای را به طرف مقابل وارد نمی کنند. گاهی اوقات نیز باید رودربایستی را کنار گذاشت و با صراحت جواب منفـی داد چون در غیر اینصورت ممکن است از کار خود پشیمان و مدتها به دلیل عواقـب آن دچار مشکل و دردسرشوید. سعی کنید قدرت "نه" گفتن را در خود تقویت نمایـید الـبـتـه طـوری کـه باعث کدورت نشود. برقراری رابطه دوستی
گاهی شخصی از شما درخواست رابـطه دوستـی مـی کند و مـی خــواهد که بهترین دوست او باشید ولی شما بدلایل مختلف مایل به این کار نیستید. برای رهای از دست او بگویید: وقت ندارم. به او بفهمانید که دوست صمیمی بودن نیازمند داشتن وقت زیاد و از خود گذشتگی است و شما بدلیل ذیق وقت نمی توانید از عهده اش برآیید. مسئولیتش را نمی توانم بپذیرم. وارد شدن شخصی بعنوان یک "دوست صمیمی" به زندگی باری به مسئولیتهای فراوان شما اضافه می کند و شما آنقدر گرفتار هستید که نمی توانید آنرا قبول کنید. تو لایق بهترین ها هستی. به او بگویید که هر شــخصی لایق داشتن بهترین چیزها در زندگیش است و شما خود در حد و اندازه ای نمی بـیـنـید کـه بتوانـید برای او بهترین باشد. من شخصی منزوی هستم. انزوا و ترس شـدیـد از حـضور در اجتماع باعث شده که شما نتوانید با دیگران ارتباط برقرار کنید تا آنجا که حتـی حـاظر بـه شرکت در مراسمات مختلف نیستید و از آن و حشت دارید. شما باید از این مـورد بـه عنـوان آخـرین راه حـل استفاده کنید و قبل از آن مطمئن شوید که او اطلاعی از قـابلیت های اجتماعی شما ندارد.
مراحل بعدی کار
سخاوتمند باشید. نپذیرفتن دوستی دلیل بر تغییرات کلی رفتار شما با او نمی باشد. با او به مهربانی و گشاده رویی رفتار کنید. شـخص دیـگری را به او مـعرفی کنید. او مـمکن اسـت به این عـلت شـما را بـرای دوستی انتخاب نموده باشد که تصور می کرده شما بهترین و آخرین گزینه می باشید. افراد دیگری را برای دوستی به او پیشنهاد دهید. دم دستش باشید. هر گاه متوجه شدید که به کمک و یاری شما نیاز دارد دریغ نکرده و داوطلبانه به سراغش رفته و مشکلاتش را حل نمایید.
ضمانت های پولی، بانکی و کاری
پول و ضمانت کاری 2 مسئله حساس میباشند.دوستی که میدانید دارای سوابق سوء و بدحسابی های بانکی است به سراغ شما آمده و درخواست میکند که برای افتتاح حساب یا کار، ضامن او شوید. وقتی موضوع پول بمیان آمد به هیچکس اعتماد نکنید. برای رهای از دست او بگویید: حساب بانکی خودم هم اعتبار ندارد. وقتی پرونده شما در بانک وضعـیت منـاسبی نداشته باشد چگونه می توانید ضامن کس دیگری شوید؟ قولش را به کس دیگری داده ام. با چـهره ای نا امیـدانـه به او بگویید که قبلا شخص دیگری این درخواست را نموده و نمی توانید برای چند نفر اینکار را انجام دهید. دوست ندارم مسائل کاری و دوستی باهم قاتی شوند. این گفته میـتـواند روابـط دوستی شما را تضعیف کند چراکه شما اهمیت بیشتری برای مسائل کاری قائـل شـده اید تا روابط دوستی.برای توجیه بهتراست به اوبگویید که تجربه تلخی درگذشته داشتید که باعث جدایی شمابادوست سابقتان شده و دیگر دوست ندارید آن اتفاق تکرار شود.
مراحل بعدی کار
به او پول قرض دهید. اگر قبول نکردید که ضـامن او بـرای دریافـت وام از بانـک شـویـد، درصورت امکان به او پیشنهاد قرض مقداری پول دهید. اگرچه ممکن است که هیچ وقت دوباره روی پـول خـود رانبینید ولی این بهتر از آنـست که بدلیل ضامن شدن دردسرهای بسیار بزرگتری گریبانگیر شما شود.
سرپوش گذاری بر جرم و شهادت دروغ
معمولا افراد توقع دارند که دوستشان بر عمل خلاف و غیر قانونی آنها سرپوش گذاشته و برای نجات او شهادت دروغ دهند. این عمل خلاف از خیانت به همسر گرفته تا دزدی و قتل ممکن است متفاوت باشد. در ایـن حالت شـما تـمایل نـدارید خـودتان را درگـیـر یـک مسئله غیرقانی نمایید.
برای رهای از دست او بگویید:
دروغ گوی خوبی نیستم. من بـرای نـجات جان خودم هم نـمی تـوانم دروغ بگویم و اصلا" دروغ گفتن بلد نیستم و مطمئن هستم که کار را خرابتر می کنم و داستان تو بر ملا خواهد شد. در تحقیقات لو میروم. به دوست خود بفهمانید که شخص مناسبی نیستید که بتواند هنگام بازجویی بخصوص تحقیقات پلیسی دوام بیاورد و صحبت نکند. نمی خواهم برای خانواده ام ایجاد مشکل کنم. دردسـر و عـواقب بـد نـاشـی از درگیر شدن یک فرد در مسائل غیر قانونی برای خانواده آن فرد بیشتر از خود اوست. به دوستتان بگویید که نمی خواهید ریسک از دست دادن خانواده خود را قبول کنید. هنگام جرم من در مکانی شلوغ بودم. ممکن است دوستتان از شما بخواهد که برای او شهادت دروغ بدهید. به او بگویید هنگامیکه او مرتکب جرم شده، شما در یک محل شلوغ و پر رفت و آمد بودید که بسیاری از این موضوع مطلع هستند و پلیس در تحقیقات خیلی راحت متوجه این مطلب خواهد شد. مراحل بعدی کار
به او اطمینان دهید که چیزی نخواهید گفت. اگرچـه دادن شـهادت دروغ را قبـول نکرده اید، به دوست خود اطمینان دهید که چنانچه کسی برای پرس وجو پیش شما آمد، خودتان را به بی اطلاعی زده و هیچ پاسخی به او نخواهید داد. [ شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٢٢ ب.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
شصت گام جهت بالا بردن اعتماد به نفس
1- اولین گام در موفقیت «خودشناسی» است.
ابتدا سعی کنید شناخت درستی از خود و ویژگی های اخلاقی و شخصیتی خود کسب کنید و با توجه به این که هیچ کس کامل نیست، اگر ایرادی یا مشکلی دارید که خود به تنهایی قادر به یافتن راه حل مناسبی برای مقابله با آن نیستید و شخص قابل صلاحیتی برای مشورت ندارید، از مشاوران و متخصصین کمک بخواهید. ۲- تاریک ترین زمان شب، نزدیک ترین زمان به سپیده صبح است. این جمله را به خاطر بسپارید و با کوچکترین ناملایمات از تلاش خود دست بر ندارید و به سادگی خود را بازنده تلقی نکنید. ۳- بدون توجه به نتیجه کار، تمامی نیروی خود را به کار گیرید تا مسئولیتی که به عهده شماست، به بهترین نحو انجام پذیرد. در واقع اولین هدف در انجام وظایفتان باید،داشتن وجدان کاری، دقت و تلاش باشد. با انتخاب این الگو، حتی اگر به موفقیت هم نائل نشوید، وجدانی آسوده خواهید داشت و لطمه ای به اعتماد به نفس شما وارد نخواهد شد. ۴- همیشه هدف مند باشید. اگر خواسته هایتان خیلی دور از دسترس به نظر می آید، برای تحقق آنها برنامه ای چند مرحله ای طراحی کنید. یعنی برای خود اهداف کوتاه مدت انتخاب کنید و مطمئن باشید حتی اگر یک گام کوچک، اما درست بردارید، این گام در دستیابی به اهداف نهایی شما بسیار مؤثر خواهد بود و در واقع، فاصله شما را به هدف دلخواهتان کوتاه تر خواهد کرد. ۵- در لحظات سختی که احساس تنهایی و ناامیدی می کنید، به خاطر بیاورید یگانه قادر متعال در کنار شماست. به خدا توکل کنید، محکم و راسخ گام بردارید و پس از موفقیت شکر گزار باشید. ۶- هیچ گاه اجازه ندهید افراد منفی باف با عقاید ناسالم خود، ذهن شما را مسموم کنند. اگر از درستی کاری که قصد انجام آن را دارید، اطمینان حاصل نموده اید، بدون فوت وقت آن را به انجام برسانید و نگذارید کسی به اراده شما خللی وارد کند. ۷- از شوخی های توهین آمیز که باعث خدشه دار ساختن شخصیت خودتان یا دیگران می شود، خودداری کنید. ۸- توانایی های خود را دست کم نگیرید، استعدادهای خود را باور داشته باشید و مطمئن باشید انسان در فرهنگ مذهبی ما بی جهت «اشرف مخلوقات» نامیده نشده و می تواند با اراده و پشتکار، به موفقیت های نامحدودی دست یابد. ۹- در لحظات سختی و پریشانی، دقایقی را با خود خلوت کنید و سعی کنید عوامل مولد نگرانی تان را پیدا کرده و درصدد رفع آن عوامل برآیید. اجازه ندهید افکار منفی به ذهنتان هجوم بیاورد. خود را دلداری بدهید و تصمیم بگیرید تلاش های خود را از سر بگیرید. ۱۰- نسبت به کودکان خود بیش از حد سخت گیر نباشید و با خشونت با آنان رفتار نکنید. سعی کنید بین خودتان و آنان رابطه دوستانه ای برقرار سازید و در صورتی که خطایی انجام می دهند، با تذکرات به جا و دوستانه آنان را متنبه کنید. ۱۱- قبل از انجام هر کاری به عواقب حاصله آن خوب فکر کنید، در صورت نیاز به راهنمایی با افراد مثبت اندیش، واقع گرا و آگاه مشورت کنید و از انجام کارهای غیرمنطقی و غیراصولی که می تواند به شکست یا سرزنش دیگران منتهی شود، بپرهیزید. ۱۲- اگر خواستار دیگران هستید، اول خودتان به خودتان احترام بگذارید. ۱۳- سعی نکنید با توسل جستن به کارهای ضد ارزشی و غیرانسانی، موفقیتی کسب کنید. به خود گوشزد کنید موفقیتی که در گرو لطمه زدن به سجایای انسانی باشد، فاقد ارزش و ناپایدار است. ۱۴- محیط کاری شما به مثابه یک دهکده کوچک است. قطعاً هر حرف یا اظهارنظری که در مورد همکارانتان انجام دهید، دیر یا زود به گوش آنان خواهد رسید. پس مراقب رفتار و سخنان خود باشید. شاید یک حرف نسنجیده و نادرست، رابطه شما را برای همیشه با دوستی خوب و همکاری شایسته و دلسوز قطع نماید و شما هرگز قادر به جبران این خسارات معنوی نباشید. ۱۵- با افراد حسود و بدبین مشورت نکنید. ۱۶- اگر عادت یا ویژگی در شما وجود دارد که باعث آزارتان می شود، با برنامه ریزی درست و اصولی آن را از خود دور کنید. مثلاً اگر اندام ناموزونی دارید، با انجام ورزش و رژیم های درست غذایی اندام خود را متناسب کنید. ۱۷- اگر می خواهید از پیشرفت خود اطلاع حاصل کنید، خود را نسبت به گذشته خودتان مقایسه کنید نه با دیگران. ۱۸- «همیشه نیمه پر لیوان را ببینید نه نیمه خالی آن را» . بسیاری از ما حداقل یک بار هم که شده این جمله زیبا را شنیده ایم. سعی کنیم از این جمله، به عنوان یک تکنیک مثبت اندیشی استفاده کنیم. ۱۹- همه روزه ما با انبوهی از ایده های مختلف که متعلق به افراد پیرامون ماست، روبه رو هستیم. به باورهای خود ایمان داشته باشید و هرگز اجازه ندهید ایده های یأس آور دیگران، شما را از رسیدن به اهدافتان باز دارد و یا ریتم حرکت شما را کند کند. ۲۰- اگر مشکلات حرفه ای خود را نمی توانید به تنهایی حل کنید، از افراد زبده و با تجربه کمک و مشورت بخواهید و دانش حرفه ای خود را گسترش دهید و از سؤال کردن هراسی نداشته باشید. ۲۱- هر جایی از مسیر زندگیتان که هستید، اگر متوجه شده اید جهت یابی درستی انجام نداده اید و نیاز به تغییر مسیر دارید، پس از حصول اطمینان از صحت مسیر جدید، بدون تأسف و درنگ از خود انعطاف نشان دهید و راه و روشی را برگزینید که سبب بهتر شدن نتیجه غایی شما و میانبری برای رسیدن به هدفتان باشد. ۲۲- اگر می خواهید حرکت نوینی را در زندگی آغاز کنید، پس از تحقیق و جمع آوری اطلاعات موثق، اولین گام را پرتوان بردارید و تردید را از خود دور کنید. ۲۳- فرزندان خود را از کودکی به مستقل بودن تشویق کنید و با دادن مسئولیت های متناسب با سن آنان، روحیه استقلال و خودباوری آنها را شکوفا سازید. ۲۴- در هر کاری تعادل را حفظ کنید و از افراط و تفریط بپرهیزید، چون هر کدام می توانند به اندازه دیگری عاملی جهت شکست شما به حساب آیند. ۲۵- همیشه خوش ژست و پرانرژی باشید. حتی در لحظات بحرانی بر خود مسلط باشید و قیافه انسان های شکست خورده را به خود نگیرید. ۲۶- اندیشه های امروز شما، فردای شما را خواهد ساخت، پس همیشه مثبت اندیش باشید و ضمن انجام فعالیت های لازم خود را برنده تلقی کنید. ۲۷- گاهی تنبلی در انجام وظایف روزمره باعث می شود در برنامه های زندگی مان خلل ایجاد شود و عقب بمانیم. برای جلوگیری از این معضل، برنامه روزانه ای برای خود تهیه کنید و بر حسب اولویت، موارد را در آن درج نمایید و سعی کنید در طی روز آنها را به انجام برسانید. ۲۸- هر شکستی را پلی به سوی موفقیت قلمداد کنید. از اشتباهات خود درس بگیرید و به جای سرزنش کردن خود یا دیگران، دنبال راه حل مناسبی جهت تغییر شرایط باشید و توجه داشته باشید از تکرار مجدد آن اشتباهات، خودداری کنید. ۲۹- «همه چیز را همگان دانند» ، اگر این جمله زیبای سقراط را به خاطر داشته باشید، توقع بیش از حد از خودتان یا دیگران نخواهید داشت. ۳۰- بر همگان مسلم است تواضع، صفت بسیار نیک و پسندیده ای است. اما تواضع را با خوار و حقیر شمردن خود اشتباه نگیرید و خود را بی ارزش جلوه ندهید. ۳۱- در به انجام رساندن کارهای مهم و کارهایی که جبران آن مشکل است، از تمرکز و دقت حواس بیشتری کمک بگیرید. با توجه به این ضرب المثل «پارچه را دوبار اندازه بگیرید و یک بار ببرید» در به انجام رساندن کارهایی که امکان تکرار یا جبران ندارند، بیش از مابقی کارها دقت داشته باشید. ۳۲- به دیگران و خودتان شانس جبران اشتباهات را بدهید. شاید یک شروع جدید، زندگی جدیدی برایتان به ارمغان بیاورد. ۳۳- کودکان خود را نزد دوستانشان و در جمع اقوام تنبیه نکنید و با شرح دادن اشتباهات آنان در جمع، خجالت زده و شرمنده نکنید. ۳۴- اگر هر چه سعی می کنید ولی به مقصدتان نمی رسید؟ قدری تأمل کنید و از زاویه جدیدی به خواسته هایتان بنگرید، شاید درهای جدیدی به سوی شما گشوده شود. ۳۵- برای کم کردن ضریب خطاهای خود در محیط کار، استانداردهای کاریتان را رعایت کنید. ۳۶- لیستی از مواردی که در زندگی تان وجود دارد و برایتان آزاردهنده است را تهیه کنید و با بررسی علل به وجود آمدن آنها به مقابله با آنان بپردازید. ۳۷- در برابر افراد پیر و مسن بیشتر احساس مسئولیت کنید، یادتان باشد آنان حساس و شکننده هستند و نباید با خشونت و بدخلقی از رفتارهایی که شاید در سن و سال آنها طبیعی است، ایراد بگیرید و اعتماد به نفس آنها را از بین ببرید. ۳۸- وقتی که مسئولیتی را به عهده کودکان خود می گذارید، از دور آنها را کنترل کنید و طوری کمک شان کنید که خود را ناتوان احساس نکنند. ۳۹- وقتی در جمع دوستان قرار دارید، سعی کنید به همه توجه نشان دهید و فقط یک یا چند نفر را مخاطب قرار ندهید. ۴۰- وقتی در یک مجموعه کار می کنید، تنها مهم نیست که خودتان خوب و بی نقص باشید. در نظر داشته باشید حتی اگر یک نفر هم در جمع درست کار نکند، باز نتیجه کاملاً مطلوب حاصل نمی شود. پس برای حصول به نتیجه دلخواه، در حرکت های گروهی به افراد ضعیف بیشتر توجه کنید و با همسو کردن آنان با گروه، موفقیت جمع را تضمین کنید. ۴۱- اگر در معاشرین شما کسی وجود دارد که با روحیه شما سازگار نیست و یا با هم تفاهم ندارید، با کم کردن تدریجی ارتباط خود با آن شخص، او را از دایره رفت و آمدهای خود حذف کنید. ۴۲- به ظاهر و سلیقه شخصی دیگران بی احترامی نکنید. ۴۳- به دیگران کمک کنید تا ویژگی های شایسته خود را آشکار کنند. ۴۴- اگر اطرافیان شما همه سعی خود را انجام داده اند، اما نتوانسته اند از عهده مسئولیتی که شما به آنها داده اید بربیایند، نگذارید تلاششان را بیهوده تلقی کنند و با تشکر از تلاش آنان روحیه شان را تقویت کنید. ۴۵- در گردهم آیی های دوستانه اگر کسی در مورد موضوعی اظهار نظر کرد یا بر خلاف سلیقه شما سخنی به میان آورد، با انتقادهای تند و گزنده او را خجالت زده نکنید، از یاد نبرید انتقاد سازنده با توهین متفاوت است. ۴۶- انتخاب های خود را بر مبنای واقعیت و نیازتان انجام دهید، نه از روی اشتیاق های تند وگذرا. ۴۷- تصور نکنید همیشه نرمش و مهربانی مشکل گشا است. بر عکس گاهی در برخوردهای اجتماعی لازم است با جدیت و قاطعیت روی خواسته خود پافشاری کنید تا به شما اجحاف نشود. ۴۸- یاد بگیرید در مواقع ضروری بدون خجالت «نه» بگویید. ۴۹- وقتی عصبانی هستید، در مورد هیچ کس و هیچ چیز تصمیم نگیرید. ۵۰- اگر برای حل معضلی که پیش رو دارید، همه تلاش خود را انجام دادید و کار دیگری از دستتان برنیامد، تا حصول نتیجه صبور باشید و برای بهتر کردن شرایط با اقدامات زائد و غیرضروری، آرامش موجود را به هم نزنید.
۵۱- مدافع حق خود و خانواده تان باشید. به واسطه خجالت یا ترس یا عدم آگاهی، از چیزی که حق شماست، به سادگی نگذرید. اگر با اشخاص حقوقی دچار مشکل هستید که راه حلی به ذهنتان نمی رسد، از وکلای خبره و زبده کمک بگیرید تا در انجام کارها به صورت اصولی و قانونی به شما کمک کنند. ۵۲- دوستان واقعی شما سرمایه های پرارزشی هستند، آنها را حفظ کنید و به دلیل کدورت های بی اهمیت و بی ارزش ارتباط خود را با آنها قطع نکنید. ۵۳- گستاخی را از قاطعیت تمیز دهید. ۵۴- برای دوستانی که بیش از دیگران به شما کمک می کنند، تا معایب و کاستی های خود را جبران کنید ارزش ویژه ای قائل باشید.
۵۵- رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود (سعدی) ۵۶- گاهی تحمل فشار روحی حاصله از کارهای نیمه تمام و معوقه از سختی انجامشان دشوارتر است. برای رهایی از عذاب وجدان، از همین لحظه تصمیم بگیرید، برنامه ریزی کنید و با اتمام رساندن این گونه کارها به خود آرامش هدیه کنید. ۵۷- اگر بخشی از کارهای شما باید توسط شخصی یا دوستی انجام شود که فقط او شخصاً قادر به انجامش است، اما بی خیال یا پرمشغله است، درخواست خود را در موارد مناسب با آرامش و متانت مکرراً به او یادآوری کنید و این یادآوری را آن قدر تکرار کنید تا به نتیجه ای که می خواهید برسید. ۵۸- از هر کس فراخور سن و دانش اش توقع داشته باشید.
۵۹- اگر در معاشرت های خود مرتباً شکست می خورید و دنبال روش کم خرج و قابل اجرا هستید، صداقت و روراستی، مهربانی و بخشش را سرلوحه خود قرار دهید. 60-به قابلیت های خود ایمان داشته باشید و به خاطر بسپارید حتی یک «به دانه» با آن که کوچک است، خواص درمانی قابل توجهی دارد. منبع : www.mardoman.com [ شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٥٩ ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
سال 88 ، سال رسیدن به نماینده مستقل
دهمین گردهمایی سراسری دانشجویان آران و بیدگل با موضوع بررسی راهکارهای رسیدن به نماینده مستقل جمعه 7 فروردین ساعت 8:30 الی ۱۲ کانون شهید عربیان (نصر) انجمن دانشجویان آران و بیدگل [ جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۱۱ ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
می دونین کارتن هایی که دوست داشتیم عاقبتشون چی شد؟ آقای سکسکه عمل کرده, میره سر کار و میاد و زندگیشو می کنه! وبالاخره معاون کلانتر ارتقای شغلی پیدا کرده, داره میشه رئیس پلیس! منبع:گروه اینترنتی مبین
[ چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٢۱ ق.ظ ] [ عبدالعظیم خدمتی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||