المصباح

یادبادآن روزگاران(16)

تجمع دانش آموزان بسیجی درصحن قدیمی امامزاده محمدهلال(1363)

 

پدران شهید دریک قاب

ازچپ ایستاده:پدرشهیدمصطفوی،مظفری،پدرشهیدی دیگر،ناشناس،مرحوم حسین الماسی،آقای حاج امراله جندقیان و..ناشناس

 

 اهدای یادبودتوسط امام جمعه اسبق حجه الاسلام یوسفیان(درعکس نفرنشسته کارمندپاسدارمرحوم زاهدی وشهرداریوسفیان نیزدیده میشود)

 پذیرایی باصرف آش درمدرسه

 حضورمسئولین شهردرپایگاه صاحب الزمان بیدگل

 تشییع جنازه یک شهیددرخیابان؟

 ازراست:فرماندارکاشان،حجج اسلام مشکینی،یوسفیان،ناشناس،خرم آبادی و...

جلسه معاونین پرورشی مدیریت آموزش وپرورش

 ازچپ:حجج اسلام محدث،روحانی،ناشناس،آقایان بنی طبا،مصطفوی،عصاری

 

جلسه معلمان ومعاونین درسالن مدیریت

 

قلعه مرنجاب (قبل ازمرمت)

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

حال وهوای محرم درزندان کاشان

شورحسینی درندامتگاه کاشان

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:۳٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

آیا سوم آذر 93 پیروزی دیگری برای مارقم خواهدخورد؟

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٥٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

اززیارت ناحیه مقدسه چه میدانیم؟


سوگنامه امام مهدی درعزای سیدالشهداء(ع)

 

زیارت «ناحیه مقدسه» سوگنامه تأثرانگیز و مرثیه سوزناک امام مهدى(عج) براى جد بزرگوارش حضرت سیدالشهدا(ع) در روز عاشوراست که عاشقان و شیفتگان اهل بیت در روز عاشورا و غیر آن زمزمه‌اش مى‌کنند. امام زمان(عج)، کسى که زمان در اختیار او و تمام صحنه‌ها و لحظه‌های هر روز در مقابل نگاه اوست. با چشمی نافذ جاى جاى دشت بلا و لحظه به لحظه حماسه عاشورا را مشاهده و سوز عطش و سوزش سیلى و تازیانه را بر پیکر عاشورائیان لمس مى‌کند.

هیچ زیارتى همانند این زیارت، عمق فاجعه کربلا را بیان نکرده است. در حقیقت این زیارت آموزه‌هایىاز عشق، معرفت، عرفان، سوز، حماسه و توسل است. در عین حال که مرثیه است، مسؤولیت آفرین و حرکت‌ساز هم هست.

این زیارت شامل 10 بخش کلی است:

1. سلام
این نام الهى و زمزمه بهشتیان، رمز گشایش و سلامت است. سلام درنوردیدن فاصله‌ها و نشانه نبودن فاصله است. راستى در طلیعه کدام زیارت «سلام» نیست؟ اما این زیارت از اکثر قریب به اتفاق آنها بیشتر سلام دارد که مجموع آنها در چهار محور بیان شده است:

1ـ1. سلام بر انبیا: در ابتداى این زیارت نام 23 تن از انبیاى الهى علیهم‌السلام ذکر شده است که سلام بر آنها و اعتراف به مقامات و فضایل آنان، زائر را به جایگاه توحید و نبوت رهنمون می‌سازد. در اینجا دقت به دو نکته بسیار ضرورى است:یک) معدن تمام این حسنها و جلالتها، ذات اقدس الهى است و «نبوت» رشته پیوند خلق و خالق است و استحکام آن به امر «ولایت» می‌باشد که در دنبال به آن اشاره شده است. دو)اغلب صفات ذکر شده انبیا یادآور رنج و محنت‌هاست؛ مانند صبر ایوب و زکریا، شهادت یحیى علیهم‌السلام و... که قابل مقایسه با مصائب کربلا نیست.

2ـ1. سلام بر اولیاى دین: امام زمان(عج) در سه جاى این زیارت براى زائر درس و پیام امام شناسى دارد:
یکم. در اوایل زیارت بعد از سلام بر پیامبران، نام چهار تن از اصحاب کسا(علیهم‌السلام) با ذکر برخى از خصوصیاتشان بیان شده است:
ـ سلام بر امیر مؤمنان که تنها او شایستگى و افتخار برادرى با رسول خدا صلى‌الله علیه وآله را داشت.
ـ سلام بر فاطمه که دختر و پاره تن رسول خداست.
ـ سلام بر امام حسن مجتبى که جانشین پدر بزرگوار خود بود.
ـ سلام بر حسین که خونش را به اسلام هدیه کرد.
دوم. در قسمت دعا و درخواست امام زمان(عج)مى‌آموزاند که امام‌شناسى به هنگام توسل، تنها راه است؛ لذا زائر، خداوند متعال را به انوار طیبه معصومین قسم می‌دهد و نام ائمه هدی را ـ یک به یک ـ ذکر کرده، سپس درخواستش را عرضه مى‌دارد.
سوم. در دعاى قنوت دوباره یاد ائمه شکوفا می‌شود و ویژگی‌هاى پنج تن آل عبا در این قسمت بسیار حائز اهمیت می‌باشد.

3ـ1. سلام بر روح زیارت: سلام بر سالار شهیدان در زیارتهاى دیگر یک جا و به صورت کلى آمده است؛ ولى در این زیارت سلام، گاهى با ذکر نام و فضایل و عملکرد ایشان و گاهى بر اعضا و جوارح بیان شده است.
ـ سلام بر اعضا و مصیبت جانسوز آنها: «السلام على الشیب الخضیب: سلام بر محاسن به خون خضاب شده».
ـ «السلام على الخدّ التریب: سلام بر گونة خاک‌آلود».
ـ «السلام على الثغر المقروع بالقضیب: سلام بر لبى که با نى زده شد».
ـ «السلام على الرأس المرفوع: سلام بر سرى که بالاى نیزه شد».
ـ «السلام على الاجساد العاریه فى الفلوات: سلام بر اجسادى که برهنه در بیابان رها شد».
نکته قابل دقت در این بخشها، اشاره به نوع مصیبت‌هاست که عمق فاجعه یزیدیان و مظلومیت اهل بیت را روشن می‌سازد.
 
ذکر فضایل و مناقب سیدالشهدا(ع)
 
در بخشى از سلامها به نمونه‌اى از فضایل و کرامات امام حسین علیه‌السلام اشاره شده است؛ مانند: «السلام على ابن خاتم الانبیاء: سلام بر فرزند خاتم پیامبران»، «السلام على من بکته ملائکه السماء: سلام بر کسى که فرشتگان آسمان بر او گریستند»، «السلام على من اطاع الله فى سره و علانیته: سلام بر کسى که در آشکار و نهان اطاعت خدا کرد»، «السلام على من جعل الله الشفاء فى تربته: سلام بر کسى که خداوند شفا را در تربت او قرار داده است»، «السلام على من الاجابه تحت قُبـته: سلام بر کسى که دعا زیر گنبدش اجابت می‌شود»، «السلام على مَنِ الائمه من ذریته: سلام بر کسى که امامان از فرزندان او هستند».
در روایتى نیز آمده است: «انه سبحانه، عوض شهادَته بثلاث خصال جعل الشفاء فى تربته و اجابه الدعاءِ تحت قبته والائمه من ذریته:خداوند سبحان در ازای شهادت امام حسین، سه موهبت به او عنایت کرد: شفا در تربتش، اجابت دعا در زیر گنبدش و ائمه را از ذریه‌اش قرار داد»؛ لذا امام صادق علیه السلام به هنگام بیماری، دستور دادند شخصى به کربلا برود و برایشان دعا کند.
 
4ـ1. سلام بر حسینیان
یاران امام حسین علیه السلام اصحاب فداکارى بودند که در رأس اصحاب و یاران تمام انبیا و اولیا بوده و هستند؛ همان طورى که امام خود فرمود: «انى لا اعلم اوفى و لا خیراً من اصحابى: من یارانى باوفاتر و بهتر از اصحاب خود سراغ ندارم.» امام‌زمان(عج) بر یاران پاکباز و سربازان مخلص، سلامهایى می‌کند که مانند سلام بر مولایشان است، تا زائران بیاموزند براى یاورى ولى زمان چگونه باید بود:
ـ «السلام على النفوس المصطلمات: سلام بر بدنهاى به زنجیر کشیده شده».
ـ «السلام على الارواح المختلسات: سلام بر روحهاى به پنهانى برده شده».
ـ «السلام على الاجساد العاریات: سلام بر پیکرهاى عریان».
ـ «السلام على الجسوم الشاحبات: سلام بر جسمهاى نحیف و رنگ باخته».
ـ «السلام على الابدان السلیبه: سلام بر بدنهاى جامه ربوده».
ـ «السلام على المجدلین فى الفلوات: سلام بر جنگاوران بیابان».
ـ «السلام على النازحین عن الاوطان: سلام بر دورافتادگان از وطن».
 
2. دلدادگى به امام حسین(ع)
 
خدمت در محضر سالار شهیدان و توفیق یارى حضرت و شمشیر زدن در رکاب او، از بزرگترین توفیقات الهى بود که نصیب برخى از خواص آن عصر شد. امام زمان(عج) نیز عاشق جد بزرگوار خود و مشتاق خدمت به اوست و به ما نیز می‌آموزاند که باید این چنین بود که می‌فرماید: «اگر روزگار مرا به تأخیر انداخت و مقدرات از یارى و نصرت تو در روز عاشورا بازداشت، صبح و شام بر تو ندبه می‌کنم و به جاى قطرات اشک برتو خون می‌گریم».
 
3. اوصاف، ویژگیها و سیرت حسینی
 
امام زمان(عج) در این باره می‌فرماید: امام حسین(ع) داراى حسب و نسب شریف و ارزشمند و منقبت‌هاى فراوان و سوابق درخشان و متخلق به اخلاق نیکو است. به نمونه‌هایى از این فضایل در چهار بخش اشاره مى‌شود:
1ـ3. فعالیتهاى اجتماعى: حضرت در این خصوص خطاب به جد بزرگوارشان مى‌گوید: «اشهد انک قد اقمت الصلاه و آتیت‌الزکاه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و العدوان: گواهى می‌دهم که تو نماز را بر پا داشتی و زکات پرداختی...»، «و سننتَ السنن واطفأت الفتن و دعوتَ الى الرشاد و اوضحْتَ سبل السداد: سنتها را انجام دادی و آشوبها را فرو نشاندى، به پاکى و راستى خواندی و راههاى صلاح را روشن و مبین ساختى»، «و لعماد الدین رافعا و للطغیان قامعا و للطغاه مقارعا و للامه ناصحا: بر پا دارندة پایه و اساس دین، و درهم کوبنده طغیان و سرکشى، سختگیر و کوبنده بر آشوبگران و طغیانگران و نصیحتگر امت بودى».
«تَحوط الهُدى و تنصره و تبسط العدل و تنشره و تنصرالدین و تظهره، و تَکف العابِثَ و تَزجره و تأخذ للدنى من الشریف، و تساوى فى الحکم بین القوى والضعیف: نگاهبان هدایت و یاور دین، گستراننده عدالت و یاریگر و نمایانگر دین بودى. بازیچه دین را از کارش باز داشتی و او را منع نمودى. حق زیردستان را از موالیشان گرفتی و بین قوى و ضعیف در قضاوت به مساوات رفتار کردى».
2ـ3. مطیع بودن: این قسمت جلوه‌اى خاص دارد و به زائر می‌آموزاند: باید مطیع مولاى زمان بود: «و کنتَ لله طائعاً و لجدک محمد صلى الله علیه وآله تابعاً و لقول ابیک سامعا و الى وصیه اخیک مسارعا: همواره نسبت به خدا فرمانبردار و نسبت به جدت، پیرو و نسبت به فرموده پدرت، مطیع و شنوا بودى و وصیت و سفارش برادرت را به انجام رساندى».
3ـ3. مردم و اسلام: در این قسمت، امام حسین علیه‌السلام چنین توصیف شده است: «کنتَ ربیع الایتام و عصمه الانام و عز الاسلام و معدن الاحکام و حلیف الانعام سالکاً طرائق جدک و ابیک: تو بهار یتیمان و ملجأ و پناهگاه مردم و عزت اسلام و کانون احکام و هم پیمان بخشش‌ها و نیکو کارى، رهرو راه جدت و پدرت بودى»؛ «و للاسلام و المسلمین راحما و للحق ناصرا و عند البلاء صابرا و للدین کالئاً و عن حوزته مرامیا: براى اسلام و مسلمین مهربان و یاور حق و صبور و بردبار در هنگام بلا و محافظ دین و نگهبان آن بودى».
4ـ3. عبودیت: سالار شهیدان که به بیان امام زمان شب زنده‌دار (متهجداً فى الظلم) و عابد و زاهد روزگار خویش بود، به ما درس چگونه زیستن را مى‌آموزد. این مبحث نقطه مهمى در این زیارت و داراى معانى بلندى است: «کنت للرسول‌ صلى الله علیه وآله، ولداً و للقرآن سنداً و للامه عضدا...: تو براى پیامبر، فرزند و براى قرآن، سند و براى امت، بازویى بودى. در طاعت خدا تلاشگر و نسبت به عهد و پیمان، حافظ و مراقب بودى. از راه فاسقان سر برمى‌تافتى و هر چه توان داشتى، در راه احیاى احکام خدا بذل نمودى. رکوع و سجود طولانى داشتى و نسبت به دنیا زاهد و پارسا بودى و با دیده وحشت‌زده بدان نگاه می‌کردى». امام زمان(عج) در این عبارتِ بسیار جالب و جامع، جد بزرگوار خود را با ده عنوان وصف کرده است که به نحو مستقیم یا غیرمستقیم، عبودیت حضرتش را بازگو می‌کند:
ـ امام حسین فرزند رسول خداست.
ـ او سند و پشتوانه قرآن (روح قرآن) است.
ـ توان اسلام، امامت است و امام حسین علیه‌السلام بازوى پرتوان امت و دین اسلام در همه اعصار است.
ـ در راه اطاعت پروردگار سختکوش و تلاشگر بود.
ـ آن بزرگوار نگهدار عهد و میثاق است و با خدا و خلق او در عهد و پیمان، استوار و با وفاست.
ـ آن حضرت از راه و روش فاسقان رویگردان بود و از راه مسامحه و مداهنه وارد نمى‌شد.
ـ سوز حضرت دردمندانه بود؛ مانند کسى که بار سنگینى از غصه در دل دارد و درد سینه‌اش جراحتى التیام‌ناپذیر است.
ـ آن حضرت رکوع و سجده‌هاى طولانى داشت.
ـ نسبت به دنیا زاهد و بى علاقه بود.
ـ نظر او به دنیا، نظر وحشت‌زدگان بود و آنجایى که نظر دیگران به دنیا عاشقانه و دل پسندانه بود، نظر حضرت، مانند انسان هراسان بود.
 
4. طرح نهضت و زمینه‌هاى قیام
 
هر واقعه و انقلابى که در جهان به وقوع می‌پیوندد، نتیجه علل و عواملى است که در به وجود آمدن آن، نقش به‌سزایى دارد. پیدایش پدیده عاشورا نیز مرهون علل و عواملى است که رهبر این قیام، آنها را بازگو فرموده است. علتهایى مانند: فساد دستگاه خلافت و رهبرى، ظهور بدعتها، انحطاط اخلاقى و خطر بازگشت به جاهلیت، بى عدالتى و گسترش ظلم و منکرات و... از جمله عوامل قیام سالار شهیدان است. امام زمان(عج) در این خصوص خطاب به جد بزرگوارش می‌گویند: «حتى اذا الجور مَد باعَهُ، واسفر الظلمُ قِناعه و دَعَا الغى اَتباعه، و انت فى حرم جدک قاطن و للظالمین مباین...: تا آنگاه که ظلم و بیداد دست از آستین بیرون آورد و با سلاح به میدان آمد و گمراهان در ضلالت خود غرق شدند؛ در حالى که تو در حرم جدت ساکن، و از ستمگران دورى گزیده بودى، در خانه و محراب به سر برده، از امیال و شهوات بر کنار و با قلب و زبان به مقدار توان زشتى را زشت می‌شمردى».
«ثم اقتضاکَ العِلْم للانکار، و لِزَمکَ ان تجاهد الفجار، فَسِرْتَ فى اولادک و اهالیکَ و شیعتک و موالیک...: آنگاه که موقعیت مقتضى گردید، پرچم مخالفت برداشتی و با مخالفان کارزار کردى، با فرزندان و خاندان و پیروان و دوستان به راه افتادی و با حکمت و پند و اندرزهاى نیکو به سوى خداوند خواندی، و به بر پا داشتن حدود و فرمانبرى از معبود امر نمودى و از پلیدى و سرکشى بازداشتی و با ظلم و ستم مقابله کردى».
 
5. توصیف صحنه کربلا
 
این بخش نقطه اوج این مرثیه جانسوز است و هر انسانى که توصیف این صحنه‌ها را می‌شنود، آبشار اشک و طوفان غم و اندوه، امانش را مى‌بُرد. امام زمان علیه‌السلام در این قسمت می‌فرماید: «پس از آنکه آنان را از کار خود بازداشتی و حجت و دلیل را برایشان تأکید نمودى؛ بیعتت را شکستند و بر پروردگار و جدت خشم گرفتندو با تو جنگیدند. و آن شخص ملعون به لشکریانش دستور حمله داد، تو را از آب و وارد شدن به آن بازدارند... تیرها و سنگها را به طرف تو پرتاب کردند و دستهاى جنایتکارشان را براى نابودی‌ات گشودند... پس از هر سو تو را محاصره کردند و زخمهاى عمیق بر تو وارد ساختند... تا اینکه تو را از اسبت انداختند و مجروح بر زمین افتادى، اسبها با سمهایشان بر تو تازیدند و ستمگران شمشیرهاى برانشان را بر تو فرود آوردند...و الشمر جالس على صدرک، و مولغٌ سیفه على نحرک، قابض على شیبک بیده، ذابح لکِ بمُهَندِهِ: در حالى که شمر بر روى سینه‌ات نشسته و شمشیرش را بر گودى زیر گلوى تو فرو برده و محاسنت را با دستش گرفته بود، سرت را با شمشیر خود برید!»
 
6. مرثیه و مصیبت بعد از عاشورا
 
ظلم و ستم یزیدیان با کشتن فرزند پیامبر خدا صلى الله علیه وآله پایان نپذیرفت و کینه‌هاى خود را ادامه دادند. امام(عج) در این مورد مى‌فرماید: «و رُفع على القناه رأسُکَ و سُبى اهلُکَ کالعبید، وصُفدوا فى الحدید، فوق اَقتابِ المطیاتِ، تلفحُ وجوهُهُم حر الهاجرات، یساقون فى البراری والفلوات، ایدیهم مغلوله الى الاعناقِ، یطافُ بهم فى الاسواق: سرت بر فراز نیزه قرار داشت و خانواده‌ات همچون بندگان اسیر و در غل و زنجیر قرار گرفتند. چهره شان از گرما مى‌سوخت و در بیابانها و دشتهاى پهناور پیش برده می‌شدند، دستهایشان به گردن آویخته و در بازارها آنان را می‌گرداندند».
 
7. بازتاب این جنایات
 
در جایى که: «اذا مات العالم ثلم فى الاسلام ثلمه لا یسدها شىء» است، با شهادت امام حسین علیه‌السلام عالم چطور خواهد بود؟ امام زمان(عج) این ضایعه عظمى را مساوى با کشتن اسلام و... بیان مى‌فرماید: «واى بر سرکشان گنهکار! به کشتنت اسلام را کشتند و نماز و روزه را بیهوده و مهمل گذاشتند. سنتها و احکام را شکستند و پایه‌هاى ایمان را نابود کردند. آیات قرآن را تحریف و در فساد و دشمنى سخت تلاش نمودند... کتاب خدا رها شد و به حق خیانت گردید».
«وفقد بفقدک التکبیر والتهلیلُ والتحریم والتحلیلُ والتنزیل والتأویلُ وظهر بعدک التغییر والتبدیلُ والالحاد والتعطیلُ والاهواء والاضالیلُ والفتن والاباطیل: با رفتن تو، الله اکبر، لااله الاالله، حرام و حلال، تنزیل و تأویل از میان رفت. پس از تو تغییر، تبدیل، بى دینى، کفر، خواهشهاى نفسانى، گمراهى‌ها، آشوبها، بیهودگى‌ها و باطلها آشکار شد».
 
8. بازتاب این مصیبت در هستی
 
عظمت این مصیبت به نحوى است که سرتاسر هستى، عزادار و به ماتم و سوز و ندبه نشستند: «پیامبر آشفته‌خاطر شد و دلش گریست و به خاطر تو فرشتگان و پیامبران به او تسلیت گفتند و به خاطر تو مادرت زهرا سوگوار و مصیبت‌زده شد. فرشتگان مقرب براى سوگوارى و تسلیت گفتن به پدرت امیر مؤمنان نزد او می‌رفتند و برایت در اعلى علیین مجلس عزا و ماتم بر پا شد... آسمان و ساکنانش، بهشت و خزانه‌دارانش، و کوههاى گسترده بر روى زمین و کرانه‌هایش، و دریاها و ماهیانش، و جنیان و فرزندانشان و خانه خدا و مقام ابراهیم و مشعرالحرام و حل و احرام براى تو گریستند».
 
9. نیایش و دعا
 
چه زیبا و پر بهاست که عرض ارادت به ساحت مقدس سالار شهیدان را وسیله‌اى براى ارتباط و انس با خداوند متعال قرار داد. «دعا» سبب بینش و معرفت عمیق، موجب آرامش و سکون نفس و تشخیص رذایل از فضایل، محرک به سوى خوبیها، بازدارنده از کژیها، سازنده روح و روان و ایجاد‌کننده روح تعهدات اجتماعى است. انگاره‌هاى یاد شده در این بخش از این زیارت مقدس، موج مى‌زند. علاوه بر آنکه امام زمان(عج) ضمن دعاها به ما می‌آموزد که در این هنگام، توسل به ائمه اطهار تنها راه است و با سیر در این دعا مى‌آموزیم که محور دعاها چه باشد و چگونه دعا کنیم.
 
10. نماز زیارت: شایان توجه است که مکمل این زیارت ـ خصوصاً قسمت اخیر آن ـ نماز خاص زیارت است که با سوره‌هاى انبیا و حشر خوانده مى‌شود و داراى یک دعاى بسیار عالى در قنوت است.
 
دو پرسش و پاسخ:

چرا زیارت ناحیه در مفاتیح نیامده است؟

حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام را جمع‌آورى نموده، توجهش بیشتر به فصاحت و بلاغت بود؛ لذا برخى از سخنان حضرت را نیاورد. حتى مفاتیح الجنان از 54 دعاى صحیفه سجادیه، فقط دعاى «مکارم الاخلاق» را ذکر نموده است. البته محدث عالى مقام شیخ عباس قمى(ره) در کتاب نفس‌المهموم به بخشى از این زیارت استناد و اشاره کرده است.6 بنابراین شاید به خاطر طولانى بودن این زیارت و ذکر کردن «زیارت عاشورا» در مفاتیح‌الجنان، ایشان ذکر آن را لازم ندانسته است.
 

. آیا زیارت ناحیه مستند است؟

این زیارت از طریق یکى از نایبان خاص امام زمان(عج) به دست برخى از اساتید شیخ مفید و سپس به شیخ مفید و سید مرتضى و ابن مشهدى رسیده است. «زیارت ناحیه» داراى سندهاى مختلف و معتبر بوده، در کتابهاى این سه بزرگوار ثبت و ضبط گردیده است. متأخرین از سید بن طاووس تا زمان حال نیز آن را نقل و صریحاً تأیید کرده‌اند. ضمن آنکه مضامین این زیارت همسو با روایات و سایر زیارتهاست و عبارات گویا و معانى عمیق و دقیقش، شاهد صدقى است که این زیارت از ناحیه معصوم صادر شده است. ابن مشهدى در کتاب «المزار الکبیر» این زیارت را نقل نموده و در مقدمه کتابش نیز فرموده است: «فقط احادیث مستند و صحیح را در این کتاب مى‌آورم.»
در میان زیارتهاى سالار شهیدان، دو زیارت از ناحیه مقدسه رسیده است:
الف) زیارتى توسط شیخ محمد بن غالب اصفهانى در سال 252ق براى ابومنصور بن عبدالمنعم بن نعمان بغدادى صادر شده که در آن اسامى هشتاد نفر از اصحاب امام حسین(ع) آمده است. این زیارتنامه با توجه به تاریخ صدورش مربوط به امام‌هادىعلیه‌السلام است و متن آن در کتابهاى زیر آمده است: اقبال، بحارالانوار، عوالم، ناسخ‌التواریخ، کتاب الدعا والزیاره، رمز المصیبه، انصارالحسین.
ب) زیارتى از ناحیه مقدسه توسط یکى از نواب آن حضرت رسیده که در منابع زیر آمده است: شیخ مفید (مزار، مخطوط)، المزار الکبیر، بحارالانوار، کتاب الدعا والزیاره، رمز المصیبه، الصحیفه الهادیه، الصحیفه المهدویه، کلمه الامام المهدى علیه‌السلام. براى زیارتنامه شروحى نوشته شده که از آن جمله است:
1ـ الذخیره‌الباقیه، محمدجعفر شاملى شیرازى، (فارسى).
2ـ الشمس الضاحیه، جمعى از علما، (فارسى).
3ـ تحفه قائمیه، حاج شیخ محمدباقر فقیه ایمانى (فارسى).
4ـ کشف داحیه، برخى از علمای هند، (اردو).
5ـ همره نور، شرح زیارت ناحیه مقدسه، سید هدایت‌الله طالقانى.
6ـ سلام موعود، (بیان تحلیلى و توصیفى زیارت ناحیه مقدسه)، دکتر محمد رضا سنگرى.
از:پژوهشکده باقرالعلوم

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٢٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۱ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

عزاداری های جدید

هردم ازاین باغ بری می رسد

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:۱٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

وقتی ما می میریم

 

یامن فی الممات قدرته

یامن فی القبورعبرته

 

یکی ازسفارشات دین به ماتوصیه برای یادمرگ وعالم قبروبرزخ وحشراست.توصیه ای که دردنیای ماشینی ومدرن امروزی کمتربدان عمل میشود.البته مقصوداز یادآوری مرگ ،یادکردن جسدمتعفن شده ورو به زوال نیست .بلکه مقصود این است که ما با مرگ ،فانی نمی شویم بلکه به عالمی دیگرمنتقل میشویم عالمی بسایرگسترده تر وفراترازاین دنیای پست .جسم مانابودمیشود ولی عمل ما می ماندکه بایددرمواجه باخدا وفرشتگانش پاسخگوی باشیم.

دراین نوشتارنگاهی شده به وضعیت جسدبعدازمردن ، باشدکه خواندن آن قدری مارابه تامل واندیشه وادارد.

سلولها ازهم می پاشد

 

س از مرگ، طبیعت با بدن انسان به هیچ عنوان مهربان نیست. فرآیندطبیعی تجزیه بدن انسان پس از مرگ ما را به خاک باز می گرداند.

فرآیند تجزیه بدن انسان تنها چند دقیقه پس از مرگ آغاز می شود. هنگامی که تپش قلب متوقف می شود ما "سرمای مرگ" را تجربه می کنیم و دمای بدن در هر ساعت 1.5 درجه فارنهایت کاهش می یابد تا در نهایت به دمای اتاق برسد. تقریبا بلافاصله پس از مرگ خون شرایط اسیدی‌تری پیدا می کند زیرا دی اکسید کربن تولید می شود. این مساله به فروپاشی سلول ها و تخلیه آنزیم به بافت ها منجر می شود که تجزیه خود را آغاز می کنند.

 بدن انسان سفید و بنفش می شود

لحظاتی پس از مرگ نیروی گرانش اثر خود را بر بدن انسان می گذارد. در شرایطی که قسمت های دیگر بدن به رنگ سفید در می آیند، سلول های خونی قرمز به سمت قسمت هایی حرکت می کنند که نزدیک‌تر به زمین هستند. این مساله به واسطه متوقف شدن گردش خون رخ می دهد. در نتیجه، لکه های بنفشی در بخش های پایینی شکل می گیرند که به نام "جمود کوفتگی" شناخته می شود. در حقیقت، بر اساس مطالعه نشانه های جمود کوفتگی است که پزشکی قانونی می تواند زمان دقیق مرگ را مشخص کند.

 ماهیچه ها به واسطه کلسیم منقبض میشود

در حالت "جمود نعشی" بدن انسان حالتی سفت پیدا می کند و حرکت اندام ها دشوار می شود. پمپ هایی در غشای سلول های عضلانی ما وجود دارند که میزان کلسیم را تنظیم می کنند. هنگامی که فعالیت پمپ ها پس از مرگ متوقف می شود کلسیم سلول ها را فرا می گیرد و انقباض و سفت شدن عضلات را موجب می شود. در نتیجه جمود نعشی شکل می گیرد.

 اندام ها به دست خودشان تجزیه میشوند

فساد پس از جمود نعشی آغاز می شود. این روند را می توان با مومیائی کردن به تاخیر انداخت اما در نهایت بدن تسلیم خواهد شد. آنزیم های موجود در پانکراس آغاز تجزیه اندام به دست خود را آغاز می کنند. میکرب ها به همراه این آنزیم ها رنگ بدن را از شکم سبز می کنند. در شرایطی که باکتری بدن ما را تجزیه می کند، پوترسین و کاداورین آزاد می شوند. این ترکیبات بوی بد جسد انسان پس از مرگ را موجب می شوند.

واسکلت میشویم وبعدخاک...

پس از فساد جسد، بدن انسان به سرعت روند تبدیل شدن به اسکلت را دنبال می کند.

حال بااین اوضاع آیا دیگرجای داردکه دراین دنیای چندروزه فخرفروشی بورزیم،ستم نماییم،حق دیگران راپایمال کنیم؟

 

 

اگر شیری اگر میری اگر مور
گذر باید کنی آخر لب گور
دلا رحمی به جان خویشتن کن
که مورانت نهند خان و کنند سور


 

تلک الدارالاخره نجعلها للذین لایریدون علوا فی الارض ولافسادا والعاقبه للمتقین.

از:عصرایران

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

یادیادآن روزگاران(15)

 

 استادعلیجانزاده،مرحوم استادحاج علی شریفی،استادشهاب تشکری

 استادتشکری،آقایان تحقیقی،ربانی،بنی طبا،بندشاهی

مراسم تجلیل ازاساتید بازنشسته

 

 اردوی دریاچه نمک

 آقایان اشرف پور،مظفری،مهدی،شیخ عباس وشیخ مهدی روحانی،آقای راستگو...

آقایان تمسکی،مهدی،طاهایی،تجملی ومبینی

آقایان مهدی،مظفری،جلوداریان،امیدی ومنعمی

اردوی پیشاهنگی (1354)

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

دشت قاضی،شمال آران وبیدگل درسال 1354

 

دشتبان مزرعه قاضی دردهه 50(مرحوم نصراله خدمتی)

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

نگاهی متفاوت به یک تشییع جنازه

تشییع جنازه یافیلمبرداری

 

 

اینکه مرتضی پاشایی خواننده محبوب و با اخلاق کشورمان به رحمت خدا رفتند برای همه تاسف آمیز است و اینکه به گفته پدرش او به نماز اول وقت و ائمه و نظام مقدس جمهوری اسلامی ارادت خاصی داشت بر همگان مشهود است.

اما رفتار برخی افراد که به  بهانه این مراسم دست میزنند پایکوبی میکنند و یا اینکه تنها به دنبال جمع آوری فیلم برای به اشتراک گذاشتن در صفحات اجتماعیشان هستند بسی جای تعجب است.

متاسفانه تب روشنفکرمآبی یقه بسیاری از جوانان ما را گرفته است تا جایی که حتی مرگ هم سن سالان هم گاهی ما را از خواب غفلت بیدار نمیکند. شاید اکثر کسانی که دارند فیلم میگیرند به جای اینکه به فکر مرگ باشند به  این فکر میکنند که این فیلم را به فلان دوستانم نشان میدهم تا بگویم من هم در این مراسم شرکت کردم و کلی کلاس میگذارم.

ای کاش همه ما وقتی خبر مرگ کسی را میشنویم در ابتدا تلنگری به خود زنیم و بدانیم که با هر پست و مقام و در هر جایگاهی که باشیم باید روزی از دنیا برویم و تنها چیزی که برایمان میماند اعمال و رفتار ما است و الا روشن کردن شمع و خواندن دسته جمعی شعر های مرتضی پاشایی نه روح آن مرحوم را خوشحال میکند و نه مشکلی از ما را برطرف میکند.

شاید صدای مرتضی پاشایی در تشیع جنازه اش این باشد که بلند فریاد میزند.

ای مردم گناه نکنید این دنیا ارزشش را ندارد…

وَ اَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَ اَنَّ ناکِرًا وَ نَکیرًا حَقٌّ، وَ اَشْهَدُ اَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ، وَ الْبَعْثَ حَقٌّ، وَ اَنَّ الصِّراطَ حَقٌّ، وَ الْمِرْصادَ حَقٌّ، وَ الْمیزانَ حَقٌّ، وَ الْحَشْرَ حَقٌّ، وَ الْحِسابَ حَقٌّ،وَ الْجَنَّهَ وَ النّارَ حَقٌّ، وَ الْوَعْدَ وَ الْوَعیدَ بِهِما حَقٌّ

 

در عکس فوق که عکاس خبرگزاری مهر آن را انعکاس داده از ۹۰ نفری که در کادر هستند ۷۰ نفر در حال فیلمبرداری از تشیع جنازه هستند.

از:کاشان حامی

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٤٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

حجاب وغیرت ،دو پیام بزرگ نهضت حسینی

 

یکی ازپیامهای نهضت حسینی (ع)برای ما حفظ ارزشهای دینی است ویکی ازمصادیق بارز این ارزشها اهمیت به حجاب بانوان وغیرت مردان است.درتاریخ کربلامی خوانیم:حمید بن مسلم از راویان کربلا نقل میکند :
 در غارت خیمه ها  می دیدم زنان و دختران حسین (ع) در ندادن روپوش های خود سخت پافشاری می کردند و نمی گذاشتند به سادگی چادر ومعجر شان را از سر بربایند .
همه ما می دانیم که حضور زینب سلام الله علیها در حفظ و اشاعه این ارزش ها بسیار امری مهم و کلیدی بوده است.

احساس ناراحتی و غم از هتک حرمت ناموس خدا و حرم آل الله؛ به نوعی حس غیرتی که ما به ناموس  اهل بیت داریم در واقع در کنار گریه به خاطر جفایی که در حق این بزرگواران روا شده نمی توانیم حس ناموس پرستی را انکار کنیم.

ولی جالب است در میان افرادی که در مجالس عزاداری شرکت می کنند کسانی هستند که با اینکه در میان مصیبت ها بر مصیبت زینب سلام الله علیه می گریند و آه و ناله سر می دهند اما مخالف آنچه ارزش اهل بیت و درون مایه آن روضه ها است عمل می کنند.

گریه می کنند بر اینکه چرا ناموس اهل بیت در مقابل چشم نامحرم آورده شد اما زنان و دختران آنها با پوششی که مورد رضایت اهل بیت و سفارش ایشان نیست در مراسم های عزاداری شرکت می کنند، حضور آنها در جامعه نیز به همین منوال است اما  علاوه بر پوشش این افراد در روابط با نامحرمان عفاف به خرج نمی دهند.

در کنار این مردان، زنانی قرار دارند که آن ها نیز بر این مصایب اسارت و جسارت بر حرم رسول الله سوگواری می کنند اما  در پوشش خود قید خاصی ندارند، موی خود را برای نامحرم به نمایش می گذارند اندام خود را با لباس های بدن نما می نمایند و در رفتار خود نیز چهار چوب خاصی ندارند. البته مانعی برای حضور این افراد نیست  فقط می خواهیم تلنگری به خود بزنیم که آیا نمی توان این حضور را  به گونه ای کرد که مورد رضایت بیشتر اهل بیت و همسوی ارزش هایی باشد که امام حسین جان خود را برای آن فدا کردند.

گویا این مردان و زنان حجاب و عفاف و ناموس پرستی را برای اهل بیت ،خوب می دانند و  بر گریه در اینباره بسنده می کنند. نمی خواهند پیام عاشورا در این موضوع را دریافت و عمل کنند و نمی بینند که امام زمانشان بر این کوتاهی ها از جانب آنان گریه می کند!

 در واقع گریه و سوگواری های بسیاری از ما بر مصیبت ناموس اهل بیت فاقد مغز می باشد و درکی درست از آنچه برای آن می گرییم نداریم. برای همین هم است که روز تاسوعا و عاشورا به دسته های عزاداری را می بینیم همراه با دوستی های خیابانی و  آرایش مخصوص این دو روز!

 گریه بر امام حسین (علیه السلام) و عمل بر خلاف ارزش هایی که ایشان برای آن فدا شدند چه معنایی می دهد؟ چگونه بر مصیبت های اسارت، شام و شب یازدهم محرم گریه می کنیم اما مقید به حفظ حجاب و عفاف نیستیم.

گریه می کنند بر اینکه چرا ناموس اهل بیت در مقابل چشم نامحرم آورده شد اما زن و دختران آنها با پوششی که مورد رضایت اهل بیت و سفارش ایشان نیست در مراسم های عزاداری شرکت می کنند

خودنمایی جوانان در ظاهر و باطن از آسیب هایی است که  جامعه ما  بدان مبتلا است بدحجابی و بی عفافی در رفتار در کنار عدم غیرت مندی مردان از حلقه مفقوده دیگری است که باعث شده  این ناهنجاری ها گسترش یابد.

عاشوراعلاوه بر درس وفاداری برای ما درس غیرتمندی نیز به همراه دارد و ما در این روز علمدار کربلا را بسیار می ستاییم اما به جای تاسی به حضرت عباس علیه السلام   و تمسک به ارزش های مکتب عباسیه و حسینی روز به روز غرق در ارزش ها و فرهنگ سازی شبکه های ماهواره ای و درس هایی اباحه گری آن ها می شویم و حتی با همان فرهنگ هم در مجالس عزا شرکت می نماییم.

ارزش حفظ حجاب، عفاف و ناموس پرستی موردی است که باید آن را این روزها در کنار گریه بر مصائب امام حسین علیه اسلام  در مجالس به عنوان درسی از پیام های عاشورا فرا گیریم و سعی در عمل به آن کنیم 

بیش از اشک بر  مصیبت های اباعبدالله الحسین علیه اسلام  این دریافت و عمل به ارزش های عاشورا و اهل بیت از جمله حفظ حجاب و عفاف زنان ما می باشد که التیامی است بر زخم های امام حسین (علیه السلام) و لبیک یاری به آن حضرت.

دراینجا به ذکرچندموردازرویدادهای اسارت آل الله می پردازم تا برمامعلوم شودکه برای ائمه ماحفظ دین واهمیت ارزشهای دینی بسیاربالاترازحفظ مال وجان می باشد.

نقل است درآن ساعتی که جناب زینب کبری (س)درعصرعاشورا مشغول جمع آوری دختران وزنان آواره درصحرای کربلابودبه دردانه امام حسین (ع)رسید.آن دختربجای گریه وسوز ازمصائبی که دیده بودخطاب به عمه اش کردوپرسیدآیا چادری داردکه خودراازنامحرمان بپوشاند.(هل من خرقه استربهاراسی؟قالت:عمتک مثلک)

 

درجای دیگروقتی ازامام سجاد(ع)می پرسندکدام مصائب دراین سفربیشتربه شما سخت تر گذشت؟امام می فرماید:(الشام الشام الشام)وعلت راهمان اسارت زنان ونوامیس پیامبر وآل اوعلیهم السلام می داند.

یادرلحظاتی که جناب زینب درکاخ سبزاموی با یزید مواجه می شود،ازشهادت نزدیکان خویش شکوه نمی کندبلکه میپرسد:ای یزیداگردراین ساعت پیامبرزنده شود ودراین مجلس حضوریابدتوچه پاسخی برای او داری که حرمش رامقابل بیگانگان آورده ای؟!

آیا اینها  برای مااهمیت ارزشهای مقدس اسلامی همچون غیرت،حفظ حریم خانواده،حفظ حجاب وعفت رانمی رساند؟!

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٢:٢۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

نگاهی دیگر به ترکیب بند عاشورایی صباحی بیدگلی

 

حاجی سلیمان صباحی، در شمار گویندگانی است که بعد از روزگار صفویه، لزوم پیروی از شیوه سرایندگان متقدم را شعار شاعری خویش کردند و بدین صورت کوشیدند تا با هرج و مرجی که رفته رفته در سبک هندی پدیدار آمده و شعر دلاویز فارسی را از مسیر مطلوب خود خارج کرده بود ، به مبارزه برخیزند.

زادگاه صباحی ، بیدگل در ۱۲ کیلومتری شمال شرقی شهر کاشان واقع شده و نیز در همین شهر جهان را بدرود گفته و به خاک سپرده شده است.

تاریخ ولادت وی به درستی معلوم نیست . خود نیز در اشعارش اشارتی بدان نمی کند ، همچنانکه زمان درگذشت او هم نامشخص است و تنها می توان گفت که درگذشت او در اوایل سلطنت فتحعلیشاه قاجار روی داده است.

از حوادث رقّت انگیز زندگی وی، سانحه زمین لرزه هول آور کاشان به سال ۱۱۹۶ هجری قمری است که بر اثر آن شاعر ، عائله خویش را از دست می دهد و حاصل این فاجعه ، ترکیب بند تاثر آوری است که وی به مرثیت عزیزان از دست داده خود به یادگار گذاشته است.

صباحی ، با هاتف اصفهانی و آذر بیگدلی دوستانی همدل و استوار بوده اند . نسبت به آذر بیگدلی با حرمتی که شاگرد از استاد خود سخن می گوید یاد می کند، ظاهرا” مربی هنری و راهنمای وی در شاعری آذر بوده است و چنانکه آذر خود در شرح احوال صباحی در تذکره آتشکده خویش می نویسد ، تخلص صباحی را نیز همو برای وی برگزیده است.

دیوان صباحی بیدگلی ، نخستین بار در سال ۱۳۳۸ هجری خورشیدی به تصحیح و مقابله شادروان پرتو بیضائی و اهتمام آقای عباس کی منش ” مشفق کاشانی ” صورت طبع یافته است.

صباحی در سرودن انواع قالبهای شعری تبحر داشته است یکی از این قالبها ترکیب بند است واز مشهورترین آنها چهارده بندی است که در رثای امام حسین (ع) و شهیدان کربلا سروده است.

چهارده بند صباحی بیدگلی که یکی از مشهورترین اشعار وی است به اقتفای ترکیب بند محتشم کاشانی سروده شده و ظاهرا به نیت چهارده معصوم چهارده بند است و بنا به پژوهش های انجام شده بر دیگر ترکیب بندها رجحان دارد. بند اول این ترکیب بند با بیت:

افتاد شامگه به کنار افق نگون       

خورچون سر بریده از این تشت واژگون


شروع می شود .در جای جای این ترکیب بند ، استقبال از محتشم کاشانی به خوبی نمایان است که به چند مورد آن اشاره می شود.

محتشم :
این کشته فتاده به هامون حسین توست    

           این صید دست وپا زده در خون حسین توست…
صباحی:
این رفته سر به نیزه اعدا حسین توست   

            وین مانده بر زمین تنِ تنها حسین توست…
محتشم :
ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند     

                           یک باره بر جریده ی رحمت قلم زنند
ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر        

                      دارند شرم کز گنه خلق دم زنند…
صباحی:
ترسم دمی که پرسش این ماجرا شود     

                  دامان رحمت از کف مردم رها شود
ترسم که در شفاعت امّت به روز حشر   

                   خاموش از این گناه لب انبیا شود…
صباحی در این ترکیب بند نیز مانند دیگر اشعارش ، هنر خود را به لحاظ اشاره به مسائل و اصطلاحات علوم نقلی و عقلی و تلمیح به داستان ها و روایات دینی به رخ می کشد . تر کیب ها و کلماتی مانند : امّهات اربعه ، آبای سبعه ، دختران نعش ، جُدَی ، مُلک ری ، دار عیسی ، خون یحیی ، عقد ثریا ، داستان حضرت یوسف و… خود به خوبی نمایانگر این مدّعاست .

در پایان جهت حُسن خِتام بند پنجم این چهارده بند آورده می شود.

چون تشنگی عنان ز کف شاه دین گرفت   

             از پشت زین قرار به روی زمین گرفت


پس بی حیایی که دستش بریده باد  

                   از دست داد دین و سر از شاه دین گرفت
داغ شهادت علی ایّام تازه کرد                    

        از نو ،جهان عزای رسول امین گرفت
برتشت مجتبی جگر ِ پاره پاره ریخت         

           پهلوی حمزه چاک ز مضراب کین گرفت
هم پای پیل خاک حرم را به باد داد    

                  هم اهرمن ز دست سلیمان نگین گرفت
در خاک ،خون ناحق یحیی گرفت جوش 

               عیسی ز دار ، راهِ سپهرِ برین گرفت


گشتند انبیا همه گریان و بوالبشر        

                بر چشم تر ز شرم نبی آستین گرفت
کردند پس به نیزه سری را که آفتاب     

                 از شرم او نهفت رخ خویش در حجاب

از:محمدغلامی نصرآبادی

منبع:پایگاه کاشان حامی

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٠٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

مراحل عشق امروزی

 

عشقهایی کزپی رنگی بود

عشق نبودعاقبت ننگی بود

 

حواواره

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٤٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

تشیعی که به اندازه وهابیت خطرناک است

 

 

تشیعی که ازلندن وواشنگتن تبلیغ شودبدردنمی خورد

 

۹۰ درصد هیأت‌های ما برای خدا و به عشق اباعبدالله کار می کنند و اگر هیأت های عزاداری نبودند اصلاً عزاداری اباعبدالله فراموش می شد. اما مجالسی هست که آبروی شیعه را می برد که ان شاالله ریشه این هیأت ها خشک شود.

 برخی از مداحان برای یک دهه عزاداری سی، چهل میلیون پول می‌گیرند. اینها اگر روز عاشورا بودند به صحنه نمی‌آمدند. اینهایی که در مجالس‌شان می گویند من رقاصه عباسم هیچکدام حاضر نیستند با داعش بجنگند. امام حسین(ع) فرمود الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم... فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون. هنگامی که باید از جان و آبرو بگذرند فرار می‌کنند. آن کسانی به اباعبدالله(ع) و حضرت محسن ارادت واقعی داشتند که در بدر و خیبر و زیر آتش و بمباران ایستادگی کردند و جنگیدند نه شما شیعه‌های انگلیسی که کمک می کنید به وهابیت و فیلم عزاداری‌های‌تان را در شبکه های ماهواره‌ای پخش می‌کنند. شماها طرفدار حضرت محسن نیستید. کاسب اید.

 هدف دشمن و وهابیت این است که نشان دهند شیعه احمق است و جنگ داخلی راه بیندازند. بنده این افتخار را دارم که توسط وهابیت تهدید به ترور شدم و احتمالاً توسط این شیعه‌های انگلیسی نوکر لندن نیز این افتخار نصیبم خواهد شد.

 چندی پیش هم ۲ تن از مراجع ما گفتند که آن چه به ما رسیده دهه عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) است و اگر بخواهید دهه های عزاداری دیگری درست کنید عزاداری عاشورا تحت الشعاع قرار می گیرد. ما باید ۳۶۵ روز سال تابع و محب اهل بیت باشیم ولی نباید عزاداری اهل بیت عادی شود و رغبت به آن از بین برود. به همان مراجع هم حمله کردند و آنها را مراجع بی ولایت نامیدند.

 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت :ما پرسیدیم چرا به معارف اهل بیت کار ندارید بعد دروغ بستند و گفتند فلانی گفته است که اصلاً حضرت محسن نبوده است و گفته است عزاداری برای حضرت محسن بدعت است. چرا دروغ می گویید؟ این حرف هایی که می گویند محبت کافی است این حرف های مسیحی ها و بودایی هاست. یک عده شیعیان واقعی اند و عده ای شیعیان قالتاق که ربا می خورند و گران فروشی می کنند و دروغ می گویند. اینها امام خمینی(ره) و شهید مطهری را هم لعن می کنند.

 امروز اینها شبکه های ماهواره ای راه انداخته اند و در حال تربیت طلبه اند. اینها همان هایی هستند که وقتی ۱۵ خرداد شد امام گفت ما عزاداریم و امسال جشن نیمه شعبان نمی گیریم گفتند خمینی(ره) سیاسی است و ما نیمه شعبان را رها نمی کنیم.
 به آنهایی که به ما گفتند به کوری چشم مراجعی که اهل ولایت نیستند ما دهه محسنیه و اصلاً شهر محسنیه می گیریم گفتم یک روایت از حضرت زهرا(س) بخوانید بلد نبودند. اینها شاه و صدام و داعش را می پذیرند ولی با خمینی و خامنه ای و مطهری درگیر می شوند. اینها به انقلابیون با بغض نگاه می کنند. کینه ای که به امام خمینی داشتند به شاه نداشتند. اصلاً کینه ای نسبت به شاه نداشتند.

دکتر رحیم پور با دعوت همه هیأت های مذهبی به خواندن منشور مداحی رهبری که اخیراً منتشر شده است گفت: یک کلمه ایشان گفت که لخت نشوید چه سروصداهایی به راه انداختند. از اول جمادی الاولی تا ۲۰ جمادی الثانی ۵۰ روز عزاداری می کنید و یک روز تولد می گیرید ولی چیزی از معارف حضرت زهرا نمی دانید. رهبری یک جلسه فرمودند این که نیم ساعت می گویید "حسین وای" چه فایده ای دارد؟ روایات اباعبدالله(ع) را بخوانید.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه به برخی آسیب های موجود در عزاداری ها اشاره کرد و گفت: الان آهنگ های مبتذل و لهوی در برخی هیأت ها خوانده می شود و آهنگ های جاز و رپ و راک در برخی هیأت ها راه انداخته اند. قلاده به گردن می اندازند و عوعو می کنند. در همین مشهد این کار را کردند. می خواندند :کنم عوعو دهم دست ولایت و جمعیت دو دقیقه عوعو می کنند. می خوانند که یک تکه استخوان امشب بس است ما را. ذکر اباعبدالله(ع) وسط صدای سگ. در هیأت های لخت می شوند و تلوتلو می خورند و می خوانند: ما گر ز سر بریده می ترسیدیم/ در محفل عشاق نمی رقصیدیم. رقص خون در بدر و خیبر بود. رقص خون شهادت عباس (ع) بود که فرمود : والله ان قطعتموا یمینی انی احامی ابداً عن دینی. شما اصلاً درد دین ندارید.

 می گویند امام(ره) باید آن دنیا جواب دهد چون گفته است با قاتلان حضرت زهرا(س) اتحاد کنید. بروید به مناطق اهل سنت ببینید آیا این برادران ما قاتلان فاطمه زهرا هستند؟ برخی از آنها برای اهل بیت عزاداری می کنند. چرا زیر دیگ وهابیت هیزم می گذارید و می خواهید ایران را به سوریه و عراق تبدیل کنید؟

فرازهایی ازسخنرانی دکتررحیم پورازغدی قبل ازخطبه های نمازجمعه این هفته درتهران

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

مصاحبه

 مشروح مصاحبه پایگاه جامعه وبلاگ نویسان استان اصفهان رابااینجانب:

اینجا راکلیک کنید.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

عشق حسینی

هیات مسلم بن عقیل (ع)کاشان

ورودی حسینیه درآغازجلسه

چهارشنبه 93/8/23

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

همه چیزدرباره زیارت عاشورا

 سندوفضیلت زیارت عاشورا

درروایات آمده است: «امام صادق (علیه السلام) پس از زیارت امیرالمومنین علیه السلام به طرف کربلا اشاره کردند و این زیارت را قرائت کردند، اما در واقع این زیارت از ناحیه خود خداوند متعال نازل شده و از احادیث قدسی است، چون شیخ عباس قمی، در مفاتیح الجنان از امام صادق علیه السلام نقل می کند که: آن حضرت از پدر بزرگوارش و ایشان از اجداد طاهرینش و آنان از پیامبر اکرم(ص) و آن حضرت از جبرئیل و جبرئیل از خداوند متعال نقل می کنند که حضرت احدیت به ذات مقدس خود قسم خورده که هر کس امام حسین(ع) را با این زیارت، از دور یا نزدیک زیارت کند، زیارت او را می پذیرم و خواهش و حاجت او را برآورده می کنم و فوز به بهشت و آزادی از جهنم را به او عطا می کنم و شفاعت او را در حق هر کس که بخواهد قبول می نمایم»
سپس امام صادق (ع) به صفوان می گوید: «هرگاه حاجتی پیدا کردی این زیارت را بخوان که برآورده خواهد شد»

 


همچنین در بحارالانوار از علقمه بن محمد حضرمی از امام باقر( علیه السلام) حدیثی را نقل کرده که مضمونش چنین است که حضرت فرمود: «هر کس امام حسین(ع) را با این زیارت (زیارت عاشورا) زیارت کند خداوند متعال صدهزار هزار درجه به او بدهد و مثل کسی باشد که با امام حسین(ع) شهید شده باشد و از آن روزی که امام حسین(ع) شهید شده و هر پیغمبر و رسولی و هر کس که آن حضرت را زیارت کرده، خداوند ثواب همه آنها را در نامه اعمال او بنویسد»
همانگونه که در بحث خداشناسی، اول باید انسان ظرف وجودی اش را از همه آلودگی ها پاک کند و با گفتن «لااله» نفی الوهیت از همه خدایان دروغین و طاغوت ها بنماید آنگاه با گفتن «الا الله» تسلیم در مقابل حضرت احدیت شود، در زیارت عاشورا نیز همین مساله حاکم است و به قول عرفا و حکما، اول باید تخلیه صورت گیرد، سپس تحلیه انجام شود، یعنی برای این که انسان ملبس به لباس مقدس تولی و تبری شود و شیعه و پیرو بودن خود را به اثبات برساند، اول باید از دشمنان حضرات معصومین تبری بجوید و ظرف وجودی اش را پاک سازد تا خودش را آماده کند برای تقدیم سلام به حضور مقدس امام حسین و اولاد و اصحاب آن حضرت.
روی این حساب است که در زیارت عاشورا دستور داده شده که اول باید دشمنان و ظالمان و ستمگران به خاندان عصمت و طهارت را لعن و نفرین کرد بعد به امام حسین علیه السلام سلام داد. اما برای اینکه انسان کاملا دشمنی خود را نسبت به دشمنان اهل بیت و امام حسین(ع) و دوستی خود را نسبت به خاندان پیامبر اکرم مخصوصا حضرت اباعبدالله الحسین برساند، باید اول صد مرتبه لعن و نفرین کند، بعد صد مرتبه سلام و درود و تحیت. که منقول است خیلی از بزرگان و مراجع و عرفا، زیارت عاشورا را با صد بار لعن و سلام می خواندند از جمله نقل شده که امام خمینی(ره) چنین زیارت می کردند.
همچنین حضرت آیت الله العظمی بهجت می گوید: «شیخ انصاری زیارت عاشورا را با صد لعن و سلام می خواندند.»
بنابر این زیارت عاشورا محکی برای شیعیان خاندان نبوت و رسالت است. وهابی ها، در کربلا، نجف، عتبات عالیات، مکه و مدینه از همراه داشتن مفاتیح توسط شیعیان و خواندن آن جلوگیری می کردند که عمده مخالفتشان به خاطر زیارت عاشورا است.


نکاتی در موردخواندن زیارت عاشورا:


1- اگر قرائت صدبار لعن و سلام در هنگام زیارت عاشورا باعث عسر و حرج و یا سبب نخواندن زیارت عاشورا شود اگر چنانچه بعد از هر بخش از لعن ها و سلام ها بگوید: «تسعا و تسعین مره» ان شاءالله ثواب زیارت کامل را خواهد داشت.
2- در مفاتیح الجنان چند جمله در حاشیه زیارت عاشورا آمده یعنی «و بالبرائه ممن قاتلک و نصب لک الحرب و بالبرائه ممن اسس اساس الظلم و الجور علیکم و ابرء الی الله و الی رسوله»
چون در خیلی از کتب ادعیه معتبره این جملات جزء زیارت عاشورا آمده لذا خواندن این جملات الزامی است.
3- یکی از ویژگی های زیارت عاشورا : علاوه بر ثواب عظیم اخروی که ذکر شد- باعث برآورده شدن حاجت های لاعلاج است، شاهدش هم داستان هایی است که در کتاب ها آمده است. بدین سبب سفارش می شود هرکس برای هر حاجتی که متوسل به این زیارت شریف می شود، 40 روز مرتب آن را قرائت نماید و افضل اوقات آن نیز بعد از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب است.
4- بعد از خواندن زیارت عاشورا حتما دو رکعت نماز زیارت امام حسین(ع) را بخواند که همانند نماز صبح می باشد.
5- بعد از زیارت عاشورا و دو رکعت نماز، دعای علقمه حضرمی را نیز بخواند که در مفاتیح الجنان با نام «دعای بعد از زیارت عاشورا» آمده است.
6- اگر کسی بتواند زیارت عاشورا را روزی دو بار بخواند خیلی خوب است، یعنی یکبار اول شب و یا آخر روز و یک بار هم اول صبح و قبل از طلوع آفتاب، زیرا از عارف بزرگ و جمال العارفین حضرت آیت الله سید علی قاضی تبریزی منقول است که بعد از ارتحالشان کسی ایشان را در عالم رویا دید و سوال کرد: چه عملی در آنجا از همه مهمتر است؟ می فرماید: زیارت عاشورا، بعد می گوید: من پشیمانم که چرا روزی یک بار زیارت عاشورا را قرائت کردم و دوبار نخواندم»
 
 



+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

برای آنانکه ادعای حسینی بودن دارندوعلم یزیدرابرافراشته اند

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

پسورد -یاحسین -

خداهمیشه آنلاینه
کافیه دلت ♥ رو آپدیت کنی
اون موقع میبینی که درتک تک لحظات کنارت بوده وهست وخواهدبود
اگردیدی خطها شلوغه وجوابی نمیاد
ازپسورد ◀یا حسین▶ استفاده کن
خدابه این پسوردحساسه وجواب میده!


+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

نمازاول وقت

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

سبک زندگی

از:حرف ما

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

چرا هر روز زیارت عاشورا بخوانیم؟

 

یکی ازاعمالی که بزرگان وعلمای مابه انجام روزانه آن مقیدبوده اند ومارانیزبدان سفارش کرده اند خواندن زیارت عاشوراست.درجامعه ماگاها زمزمه هایی درگوشه وکنارمیشودمبنی براینکه این زیارت حاوی لعن ونفرین متعددوبالتبع باعث القای نوعی خشونت طلبی وهرج ومرج افکنی درجامعه میشود.برای رفع اینگونه شبهات نگاهی می افکنیم به وصیتنامه امام راحل وسخنان بزرگان دین.


حضرت امام خمینی(رض)دروصیتنامه سیاسی الهی خودمی فرمایند:لعن و نفرین و فریاد از بیداد بنی امیّه لعنةالله‏ علیهم با آن که آنان منقرض و به جهنّم رهسپار شده اند، فریاد بر ستمگران جهان و زنده نگه داشتن این فریاد ستم شکن است. و لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمهٴ حق(علیهم سلام الله) به طور کوبنده فجایع و ستمگری های ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود.

حضرت آیت الله جوادی آملیدرکتاب «شکوفایی عقل درپرتونهضت حسینی» دراین زمینه می فرمایند:سر این که سفارش کرده ‏اند هر روز زیارت عاشورا بخوانید و نسبت به اهل‏ بیت(علیهم ‏السلام) تولّی داشته و بر آنان صلوات و درود بفرستید و از دشمنانشان تبرّی بجویید، برای آن است که طرز فکر معاندان ایشان منفور شود وگرنه هم ‏اکنون سخن از معاویه و یزید نیست تا آنها را لعنت کنیم. نام و یاد آنها رخت ‏بربسته و قبرشان نیز زباله ‏دانی بیش نیست، الآن سخن از فکر و راه یزید و یزیدیان عصر است.

زن فرعون وقتی که به درگاه الهی دعا کرد، نگفت خدایا مرا فقط از فرعون نجات بده بلکه گفت: ﴿ربّ ابْنِ لی عنْدک بیتاً فی الجَنّة ونجّنی من فرْعوْن وعمله ونجّنی من القوْم الظالمین﴾[تحریم آیه 11] یعنی مرا از فرعون و فرعونیان، که طرفداران سنّت سیّئه و رفتار ناپسند او هستند، نجات بده. تفکرّ برای همیشه باقی می‏ ماند هر چند که اسم و عنوانش تغییر پیدا کند.
بعد از تار و مار شدن خوارج در نهروان و خارج شدنشان از صحنهٴ حیات و زندگی، به علی‏ بن ابی‏طالب(علیهماالسلام) عرض شد: این مقدس ‏های خشک از بین رفتند. فرمود: اینها نطفه ‏هایی هستند در پشت مردان و قرارگاه زنان. هرگاه مقداری از اینها از بین بروند، عده ای دیگر ظهورمی کنند تا این که سرانجامِ کار، سارقانِ مسلّح و رهزنانِ غارتگر خواهند شد.
اکنون نیز، هم راه سالار شهیدان زنده است و هم‏ مرام و مسلک اموی و مروانی و عباسی وجود دارد. این که سفارش فراوان به اشک ریختن و عزاداری کردن نموده ‏اند برای آن است که اشک بر شهید اشتیاق به شهادت را به همراه دارد، خوی حماسه را در انسان زنده و طعم شهادت را در جان او گوارا می‏ گرداند. چون اشکْ رنگ کسی را می گیرد که برای او ریخته می ‏شود و همین رنگ را به صاحب اشک نیز می‏دهد. از این‏رو انسان حسینی‏ منش، نه ستم می‏ کند و نه ستم می‏ پذیرد. این که عده‏ ای به فکر ظلم کردن یا ظلم‏ پذیری هستند برای آن است که خوی حسینی در آنها نیست وگرنه شیعهٴ خاص حسین‏ وعلی(علیهماالسلام) نه ظلم می کند و نه ظلم می‏پذیرد. آن کسی که ظلم ‏پذیر است اموی مسلک است چنان‏که ظالم هم اموی صفت است، هر چند که زمزمهٴ «یا حسین» بر لب داشته باشد. و در قیامت که هر کسی را به نام زمامدارش صدا می زنند: ﴿یوْم ندْعوا کلَّ أُناسٍ بإمامهم﴾[اسراءآیه14]، شخص ستمگر در صف امویان شرکت می کند. لذا اگر انسان بخواهد بفهمد که راهیِ راه حضرت حسین ‏بن علی(علیهماالسلام) است یا راهیِ راه امویان، باید ببیند که در او خوی ستم‏پذیری یا سلطه ‏گری وجود دارد یا نه. اگر گرایش به این خصلت‏ های زشت را در خود دید باید در اخلاق خود تجدیدنظر کند..

گریه بر امام حسین (ع)چرا؟


براساس نقلی معروف از حضرت سکینه (علیه‏ السلام) بالای بدن مطهّر امام حسین (علیه‏ السلام)، ایشان به این اصل کلی سفارش کردند که هر حادثهٴ تلخی پیش آمد کرد، آن را بهانه کنید و برای من اشک بریزید: «أو سمعتم بغریب أو شهید فاندبونى» «هرگاه داستان غریب یا شهیدی را شنیدید، برای مظلومیت من گریه کنید»؛ زیرا اگر امام حسین (علیه‏ السلام) به خلافت می‏ رسید، دیگر غریب یا شهیدی وجود نداشت..
بنابراین، اصل کلی این است که هر حادثهٴ تلخ و ناگواری را باید بهانه کرد و برای سالار شهیدان اشک ریخت؛ نه آن‏ که افراد داغدیده برای تسکین عواطف و احساسات خود آن حضرت (علیه ‏السلام) را بهانه کنند و برای التیام زخم خویش اشک بریزند و ندبه نمایند و بین این دو گونه عزا داری فرق وافر است؛ زیرا محصول یکی تعزیت برای حضرت امام حسین (علیه‏ السلام) است و نتیجهٴ دیگری تسلیت برای خود؛ هر چند ممکن است بهانه قرار دادن واقعهٴ جان سوز کربلا هم بی‏اثر نباشد.
وجود مبارک سیدالشهداء (علیه‏ السلام) فرمودند: «أنا قتیل العبرة» یعنی من که به هدف اِحیای حق و اِمحای باطل کشته شدم، باید عَبَرات داشته باشم؛ به طوری که چشمان علاقه‏ مندان به سالار شهیدان پر از اشک شود و آن اشکْ فراوان از شبکهٴ چشم خارج گردد و به صورت انسان عبور کند تا عَبَرات بشود..
این سنّت حسنه، آثار فراوانی دارد، از جمله این که محبت اهل بیت (علیهم‏ السلام) در قلب شیعیان حضور پیدا می ‏کند؛ آنگاه دوست امامان معصوم (علیهم ‏السلام) هرگز فکر و راه و روش آنان را رها نمی ‏کند؛ زیرا رهبری جوارح به دست جانحه و دل است و زمامداری قلب را محبت به عهده می‏ گیرد و دلِ دوستان حسین بن‏ علی (علیه ‏السلام) جوارح را به جانب صراط مستقیم رهنمون می ‏سازد.
 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:۱۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

شاهکارجدید داعش

 

اللهم العن...

واخرتابع له علی ذلک.اللهم العنهم جمیعا.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٠٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

ذاکرین حسینی(3)

زبان گویای اسلام


 

حجه الاسلام محمدتقی فلسفی

عالمی بود محقق و ناطق مدقق مفسر خبیر و محدثی بصیر متکلم است فاضل و واعظی کامل جامع معقول و منقول
در سال 1386شمسی در تهران متولد شده و در خاندان علم و فضیلت و مجد و شرافت تربیت یافته و مقدمات و ادبیات و سطوح را نزد اساتید بزرگ چون والد معظم خود و آشیخ یونس قزوینی و آشیخ علی رشتی و معقول و فلسفه را از مرحوم میرزا طاهر تنکابنی و آقا میرزا محمود قمی و میرزا مهدی آشتیانی استفاده نموده و حدود دو سال هم در زمان مرحوم آیت‏الله حایری یزدی در قم توقف و از محضر اساتید حوزه علمیه بهره‏مند شده و بعد به تهران مراجعت و به ادامه تحصیل و مطالعه کتب مختلفه و متنوعه عصری و قدماء گردیده و از هر خرمنی خوشه ‏ها چیده و از هر گلستانی گلها به دست آورده
حدود ۶ سال در ماه رمضان و ده شب اول محرم از مسجد سلطانی با دنیای امروز از اسلام و غیره صحبت کرده و حقایق اسلام را با بیانی بس رسا و ملیح خود به زبان عصری به وسیله دستگاه فرستنده به مردم جهان رسانیده و این به خدا فخر اسلام و مسلمین و به ویژه شیعیان اثنی‏عشر روی زمین است.
چندین سال متمادی ظهرهای ماه رمضان در مسجد حاج سید عزیزالله تهران صحبت می‏کردند ده‏ها هزار نفر از طبقات مختلف، روحانیین و اساتید دانشگاه و دبیران و آموزگاران و محصلین جدید و قدیم و تجار و اصناف برای استماع سخنرانیهای معظم‏له حاضر می‏شدند و چون صحن مسجد و شبستانها و ایوانها و راهروهای مسجد گنجایش آن همه جمعیت را نداشت.
قسمت مهمی از مستمعین در بازار و سراهای اطراف مسجد اجتماع می‏کردند و متجاوز از سی بلندگو که در نقاط مختلف نصب می‏شد صدا را به همه آنها می‏رسانید.
خاطرات آن مجلس باشکوه فراموش نشدنی است بسیاری از مشکلات دینی در آن مجلس مورد بحث قرار می‏گرفت و حل می‏شد و بسیاری از افراد منحرف با استماع آن سخنان نافذ به راه می‏آمدند و از سقوط و تباهی رهائی می‏افتند.
علامه فلسفی روش نوینی را در منبر پایه‏گذاری کرد و تحول عمیقی را در فن سخنرانی به وجود آورد روایات حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه طاهرین علیه‏السلام را که گوهرهای گرانقدر اسلامی است با منطق علمی روز تشریح و توضیح نموده و در نسل تحصیل کرده اثر بسیار عمیق گذارده و کتابهای ایشان نمونه‏ای از این روش نوین است.
در زمان حیات مرحوم آیت‏الله العظمی بروجردی قدس سره سالهای متمادی به دعوت آن مرجع بزرگ و عالیقدر در دهه آخر صفر به قم می‏رفتند صبح‏ها در منزل معظم‏له و شبها در صحن بزرگ قم به دعوت تولیت آستانه برای جمعیت زیادی که در صحن بزرگ و صحن کوچک و صحن موزه و خیابان مجاور صحن و شیخان گرد آمده بودند سخنرانی می‏کردند سخنان ایشان علاوه بر آثار مفیدی که در افکار تمام مردم می‏گذارد برای فضلاء طلاب حوزه علمیه که به منبر علاقه داشتند آموزنده و سرمشق بود و از روش ایشان استفاده بسیار می‏کردند، کلیه مراجع بزرگ تقلید نجف اشرف و قم و مشهد مقدس از گذشته و معاصر عنایت مخصوص و توجه خاصی به معظم‏له داشته و دارند.
خلاصه استاد و علامه فلسفی از نوابغ زمان و از افرادی است که می‏توان درباره شخصیت علمی و اخلاقی او و مسافرتهایش به کشورهای اسلامی حجاز و اعتاب عالیات و پاکستان و شهرهای مهم ایران که برای تبلیغ رفته و منبرهای مهیج و منابر معجزه‏آسا و خدمات دینی و اجتماعی و مبارزاتش با منحرفین و گروه‏های ضد اسلامی کتاب مستقلی نوشت.

آن مرحوم درسال 1377 درسن93 سالگی دعوت حق رالبیک گفت وپیکرش درجوارحضرت عبدالعظیم حسنی(ع) آرام گرفت.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

هیهات منا الذله

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

اندرحکایات آفات عزاداری ما



محرم در«ویگل»



ازرسومات بلادویگل، مرثیه سرایی ایشان درسوگ سومین مقتدای خویش باشدکه درمحرم سنه 61 ازهجرت درنینوابه شهادت رسیده است.قاطبه جماعت ویگل ازاناس وذکورپیش ازآمدن محرم ازمجالس جشن وسروردست بکشند وسیه جامه ای بپوشندوعقد نکاح راتادوماه بعدمعطل گذارند ودیگرموی سر حنانبسته و جوانان ژل نزنندومحاسن خویش واگذارند.

این سنت چندصباحی است دربین جوانان ویگل مرسوم افتاده که محاسن زیبا وبدیع واگذارندوبه آن ببالندوگاه دستاری سیاه برسربندندوخودراسوگوارنشان دهندولی باخاتمه عزاخودرا سه باره متیوغ سازندوبدان ستیغه همی گویند.

واما دیدن وشنیدن اخبار دهه آغازین محرم درویگل بسیارشنیدنی است.وغالب خلق خاصه جماعت نسوان دران شرکت نمایند.وچه مناسب سروده آن شاعرویگلی رحمه اله علیه درقدیم الایام که:

محرم آمد وعیدزنهاشد/برای گوشه نشینان بهانه پیداشد


واما باطلوع هلال محرم،اولین دسته ای که به راه افتدهیات موسوم به هیات سقایی بود.و اینان خالصانه تروبی آلایش ترازدیگران عزاداری کنندودربازارهادی به عزابنشینندوبه توی ده وخانه فخاران وسلمقانیان نیزهمی روند.

 

دسته سقایی رابدیگررستجات تفاوتی باشد وآن اینکه ایشان را نه علامتی باشدونه دمامه وسنجی ونه بوق وکرناونوای ارکستری.ودیگرآنکه ایشان به روزدرکوچه ها ومحلات اقامه عزاکنندوموجبات آزار دیگران رافراهم نکنند.
واما دیگردستجات شبانگاهان به حرکت پردازندوآنگاه که خلق خدا نیازبه آرامش دارنداینان برطبلها کوبندودرشیپورها همچون صور اسرافیل بنوازندودربوق وکرنا کنندکه ماهمی آییم.

وطبلهای ایشان بیش ازقامت یک انسان است لذانتوانندکه به تنهایی آن راحمل کنند.پس آن رابردرشکه نهندو دوطبال ازدوسوی برآن بشدت کوبند.وایشان وظیه خود همی دانندکه که محکم بر دهل خویش زنندهرچندپاسی ازنیمه شب گذشته باشدوبیماران وجماعت پیرمردان وپیرزنان درخواب باشندوهرچه بدیشان گویی این اسباب آزارخلق خداست،گویندت مابرای حسین میکوبیم.

 

پیش قراول هیات اشتران واسترانی به حرکت درآیند که نشان ازاسارت آل الله داردوخلقی بسیاربه تماشای آنان پردازندوبا آنها فیلم وعکس بگیرندوازاصل ماجرا غافل شوند.

وگاه بینی مهترایشان برفرازاشتری نیک منظر سوارشده ودرمقابلش طبلی است ومدام برآن میکوبدگویی کوس جنگ سرداده وسواره نظام لشکر عمرسعد،برای زهیربن قین بجلی رجزخوانی همی کند.وتوپیش خودمی پرسی که این رجزخوانی ها چه ربطی به سوگواری دارد؟!

درپی ایشان گروه نوازندگان اقامه عزاکنند!  واینان یک سمفونی پرسروصدایی تشکیل دهندو عمل ایشان راایضاشباهتی با عزای سالارشهیدان نباشد.

 

پس ازآن دمامه زنان آیندوایشان به رسم مردم جنوبگان ایران دشداشه پوشندوبنوازندوبخوانندواینان را ایضا شباهتی باسنت ویگلیان نباشد.


ازپی ایشان مصنوعه ای به حرکت درآیدکه بدان علمات گویندوآن

صلیب مانندی است که بر چوب یا آهن افقی که از آن از سوی پایین شالهای ترمه آویزند و سوی زیر لاله و تندیس‌هایی از مرغ وپرنده وشیرواژدهاوآهو روی  آن نصب کنند و در میانه از فلز طویل دارد و بر نوک آن فلز، پر یا گلوله ای از شیشه الوان نصب کنند و این زبانه های فلزی که به تیغ مشهور است دستکم هفت باشد.

وهرسال که بگذردبرتیغه هاافزوده شودواکنون برخی را24 یابیشترتیغه باشدوبه گمان که هرچه تیغه فزون تر،هیات مقرب تر. وکسی رایارای آن نباشدکه این پاره آهن را حمل نماید مگر آن که دستی در پاور لیفتیینگ داشته یاازاصحاب گود زورخانه باشد.درغیراین صورت ناگزیرآن راباچرخها حرکت دهندودر جلوی تکیه ها آن رابه نشانه سلام دادن ،به جلو خم دهندو برخی ازپهلوانان با هیاکل بادی بلدینگی ! آن رابه هرجانب بچرخانندواین رانشانه سوگواری بدانند!

 

 

 

واینک نوبت به اصل حکایت ما رسدکه همان دسته عزاباشدوایشان در اغلب محلات بازنجیرآیندوبا آن برشانه وکتف وپشت خودزنند.ازجمله ایشان محله بزرگ شهریعنی سلمقان باشدونیزرقیب ایشان دربریگ وکذالک مابقی . ودستجاتی اندک باشندکه به سینه زنی اکتفاکنندهمچون یزلان ودروازه ومختص آباد.وایشان  راکمتربه تفرج وتماشانشینند.


دراین حین دسته واردتکیه بشودوساعتی به اقتضای حال وهواوتوان مستمعین درآنجا نوحه بخوانند.این نوحه رادرقدیم 3 ضرب آهنگ بوده واز متانت و وزانت برخورداربوده وفی الحال به سبک وسیاق ذاکرانی چون هلالی وسیب سرخی وذاکر ومقدم ،شتاب گرفته .بیشترمریدان آن جوانان باشندکه ازصدای لس آنجلسی وار آن حظ وافربرده وهمین تضاد بین سنت وتجدددربرخی محلات ودستجات اسباب نزاع واختلاف بین پیران وجوانان رافراهم کرده وحتی گاها دعوی رانزدشرطه وقاضی برده اند ومحکمه قضانیز حکم صادرنموده است.
علی ای حال این دسته وظیفه خودداندکه درغالب تکایای ویگل نوحه سرایی کندتابدان وقت که به تکیه خودمراجعت نمایدواینک وقت خروس خوان باشد.

واما درپایان مراسم آنگاه که خلق ازسوگواری ومرثیه خوانی به تعب آمده اندپایان مراسم اعلان شودوهمگان رادعوت کنندبه تناول شام نذری که حکایتش بس شنیدنی ودردناک باشدواذن به مادهید که وارداین مبحث نشویم وازان سخنی نگوییم.
شگفت آنکه چون غروب عاشورارسدوشام غریبان آید،فی الواقع شام غریب ویگلیان فرارسیده چون همان شب این همه مراسم درغالب تکایا خاتمه یافته ومحرم درویگل به فرجام رسیده باشد.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

معرفی شیعه به جهان!

 


وقتی فتوای حرمت قمه زنی رهبر معظم انقلاب منتشر شد، یکی از دلایل اصلی این حکم قاطع، وهن دین توسط دشمنان اسلام بود.
با توجه به اینکه بسیاری از مسلمانان و عزاداران امسال با رعایت این اصل به عزاداری پرداختند و جلوه های بی نظیری از عاشورا خلق کردند، رسانه های دشمن با سواستفاده از غفلت عده ای از عزاداران روی موضوع قمه زنی مانور دادند.
امروز خبر صفحه اول سایت یاهو  - ویژه خاورمیانه - خبری در مورد مراسم روز عاشورا بود.
تصویر این خبر، به شکل مسمومی از مراسم قمه زنی روز عاشورا انتخاب شده ، که این نشان دهنده سواستفاده کثیف دشمنان از غفلت عده ی اندکی از عزاداران بود.
در خبری که سایت یاهو در مورد عاشورا منتشر کرده، آمده است:

" عاشورا سالروز کشته شدن امام حسین(ع) ، نوه حضرت محمد (ص) ، توسط ارتش یزید بوده است که زمینه شکل گیری بسیاری از عقاید شیعیان را فراهم کرد.
صد ها هزار نفر از زائران از تمام استان های عراق و از کشورهای عربی و دیگر کشور ها برای شرکت در مراسم روز عاشورا وارد کربلا شده اند.
صدها نفر از مردان شرکت کننده در مراسم،با پوشیدن لباس سفید و مخصوص مراسم قمه زنی، با شمشیر به سر و بدن خود می زنند تا در عزای نوه حضرت محمد (ص) سوگواری کنند. "

این سایت پرمخاطب با انتشار این مطلب به همراه تصویری که از عاشورا چهره ای کاملا خشن به نمایش می گذارد، دیدگاه کاربرانی که از مراسم روز عاشورا بی اطلاع هستند را نسبت به عزاداری شیعیان کاملا منفی می کند.
نکته قابل توجه اینجاست که این رسانه ها بدون پوشش دادن عزاداری های صحیح و صحنه های زیبایی که مردم مسلمان در عاشورا خلق می کنند، سراغ عده ای اندک از قمه زنان رفته است تا اهداف پلید خود را تحقق بخشد.

رسانه های غربی که پیش از این بارها نیت آلوده خود را به نمایش گذاشته بودند، با استفاده از غفلت برخی از شیعیان، فرصت را مناسب می دانستند تا با رد شدن از روی واقعیت عزاداری صحیح میلیون ها عزادار به نمایش چهره ای خشن و بی رحم از عاشورا بپردازند.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:۱٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

ما وعزای حسین(4)

هیاتی هستیم یاحسینی؟

 

دهه نخست محرم به پایان رسید.خیلی ها ازاین دهه بهره هابردندودرسوگ سالارشهیدان گریسند.به مردم خدمت رسانی کردند.پرچم وپرده سیاه زدند.به عزاداران چای ونوشیدنی دادند.یک عده مسئول نظم وآرامش شدند.برخی کفش جفت کردند.برخی خوش آمدگفتند.بعضی امربه معروف ونهی ازمنکرنمودندوراه ونهضت حسین(ع)راادامه دادند.امیداست اینهاهمه مرضی رضای پروردگارباشدوتوشه ای برای سفرآخرت.

اما همه اینگونه نبودند.برخی هم سوگواری برای ارباب رادر نمایش قدرت وتوان بازوی خوددرچرخاندن علامات به نمایان گذاشتند.بعضی ها نیمه شب بردهل وطبل وسنج کوبیدندورعایت حال بیماران راننمودند.برخی  کجرویها وانحرافاتی واردعزاداری هانمودند.

آفات وآسیبهای عزاداری فراوان بود.اختلاط زن ومرد,تماشاچی شدن برخی دیگر,نحوۀ سر و وضع حاضرین در دسته ها (هیکل های لخت شدۀ بادی بلدینگی ) و وضع تماشاچیان مراسم که گویی تازه از سالن آرایشگاه !درآمده اندتارقابت بین دستجات وحتی اختلافاتی که گاه به زدوخوردکشیده میشد.بعضی آنقدرموزیک ومارش نواختندکه هیات رابه یک ارکسترسمفونیک مبدل کردند.برخی شرکت کنندگان درمراسم بجای آنکه همچون کربلائیان غبارآلود سوگواری کنندهمچون شاه دامادها ونوعروسان حجله امدند.شبهای دهه اول رااصحاب امام حسین بامناجات وقران ودعابه صبح رساندندولی برخی ازمابانگ سحردرهرکوی وبرزن برطبل ودهل کوفتیم .یادم نمی روددرجایی ازمداحی شنیدم که خطاب به طبالان میگفت:(بزن,بزن ,تاگناهانت امشب پاک شود!)وآنگاه آن مداح همه رابیمه کردتا 11 ماه دیگر.

راستی بیاییدحسینی باشیم نه هیئتی.خودمان رابرای حسین بخواهیم.نه حسین رابرای خویش.هیئت مان رابرای حسین بخواهیم نه حسین رابرای هیات.وگرنه این همه تلاش مادراین شبها وروزهای عزابرای روز واپسین هیچ اجری  نخواهدداشت که شایدوبال گردن ماهم باشد.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٥٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

اعظم الله اجورنابمصاب الحسین(ع)

امام صادق (ع)فرمود:

اللهم ارحم تلک الدموع التی جرت رحمه لنا....

خداوندا ترحم نما برآن اشکهایی که برمصائب ماجاری شدند...

 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٠٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

ذاکرین حسینی(2)

 

آیت اله حاج شیخ اسداله روحانی

 

 

 

آیت الله اسدالله روحانی ـ دام ظله الربانی ـ در تاسوعای ۱۳۵۱ قمری برابر با ۱۳۱۱ هجری شمسی در بیدگل دیده به جهان گشود.
مرحوم والد معظم ایشان حضرت حجت الاسلام حاج آقا رضا فرزند مرحوم مغفور ملا اسد الله بن ملا محمد رضای مجتهد الزمان بوده است.
وی مقدمات دروس حوزه را تحت اشراف حضرت آیت الله العظمی میر سید علی یثربی (ره) در کاشان به پایان رساند و از اساتید وقت بهره مند شد؛ اساتیدی چون حضرات آیات آقا علی حائری و حاج شیخ علی آقا نجفی و حاج شیخ محمود تبریزی نجفی ـ اعلی الله مقامهم ـ.
سپس برای تکمیل مدارج علمی خود وارد حوزه علمیه قم شدو از دروس فقه، اصول و تفسیر اساتید بزرگی چون آ‌یات عظام صدوقی (شهید محراب)، مرعشی نجفی، مشکینی، شیخ راضی نجفی تبریزی،‌ فاضل قفقازی (والد مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی)، علامه طباطبایی و حاج شیخ ابوالفضل زاهدی و همچنین حضرت آیت الله العظمی بروجردی ـ اعلی الله مقامهم ـ بهره مند می‌شود.
حجت الاسلام و المسلمین روحانی یکی از افتخارات خود را حضور مستمر در درس اخلاق حضرت آیت الله سید رضا صدر می‌داند و همیشه از عنایات خاص حضرات آیات آسید احمد خوانساری و شیخ ذبیح الله قوچانی درباره خود به نیکی یاد می‌کند.
پس از مدتی تحصیل در قم براساس رسالت دینی به زادگاه خود مراجعت می‌کند و اکنون بیش از نیم قرن است که رهبری معنوی مردم شهرستان آران و بیدگل را بر عهده دارد.
کرسی درس اخلاق ایشان در مدارس علمی کاشان از معروفیت و رونق خاصی برخوردار بوده است و اخیراً به خواست خداوند متعال موفق به تأسیس مدرسه علمیه المهدی (عج) شدند که برکات فراوانی را برای شهرستان آران و بیدگل در پی داشته است.
فعالیت‌های تبلیغی وی با نبود وسایل و امکانات آن‌ هم در روستاهای محروم و با سختی‌هایی فراوان مواجه بوده است را به حق می‌توان جهاد در راه خدا دانست و آن را مجاهدت دینی نامید.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٥۸ ‎ق.ظ ; جمعه ٩ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

ماوعزای حسین(4)

مداحی لس انجلسی

 

مداحان در گذشته، بیش‌تر در نوحه‌خوانی محرم از مقام‌ها و گوشه‌هایی استفاده می‌ کردند که از موسیقی مذهبی ما و از تعزیه برداشت شده بود. بسیاری از آهنگسازان مذهبی هم از تعزیه برای ساخت این نوحه‌ها بهره می‌گرفتند و شعر را به تناسب فضا عوض می‌کردند. اما امروزه این روند تغییر کرده است و بیش‌تر مداح‌ها به جای این‌که پای تعزیه‌خوانی ونوای چاووشی بنشینند و از این فضا اثر بگیرند، گوشه‌چشمی به موسیقی لس‌آنجلسی و موسیقی پاپ و رپ دارند.
ازسوی دیگردر سال‌های اخیر با به صحنه آمدن مداحانی از جنس غیرسنتی و مخلوط کردن مطالب سست، انحرافی و بی‌محتوا با عزاداری‌های محرم و صفر، نقش مداحان سنتی هر روز کمتر شده و میراث گران بهائی که از نسل‌های گذشته در اختیار ما بود به تدریج دچار غربت و عزلت گردیده است.
این واقعیت تلخ را امروز نمی‌توان پنهان کرد که نسل جدید با ذائقه‌ای رشد کرده که با عزاداری‌های سنتی بیگانه است و تحت تأثیر چیزی به نام عزاداری قرار دارد که هیچیک از ویژگی‌های عزاداری سنتی را در خود ندارد.
 آهنگ‌های غربی، اشعار بی‌محتوا و حتی انحرافی، تعبیرات زشت، ادا و اطوارهای سبک و دون شأن عزاداری امام معصوم و چه بسا اهانت‌آمیز، اکنون محتوای بسیاری از مداحی‌ها و سینه‌زنی‌ها را تشکیل می‌دهندوغالبااز صدای زمینه نوحه خوانی  این جلسات چیزی شبیه دوبس دوبس بگوش می خورد.

اختلاط‌های خارج از چارچوب‌های شرعی که زمینه را برای ارتکاب محرمات در بعضی دسته‌های عزاداری فراهم می‌سازد یکی دیگر از ابتلائاتی است که به سراغ عزاداری‌ها آمده است. مزاحمت برای مردم به بهانه عزاداری و ایجاد مشکل برای مردمی که خود از عاشقان امام حسین علیه السلام و شهدای کربلا هستند و با دیدن این صحنه‌ها دچار تناقض و سؤال می‌شوند از دیگر عوارض منفی عزاداری‌های جدید است.
از اینها تأسف بارتر، نفوذ عناصر منحرف و بی‌اعتنا به احکام شرعی و توصیه‌های مراجع تقلید و بزرگان دینی است که با مطالب،‌ حرکات و روش‌های زننده خود، اساس عزاداری را با خطر مواجه کرده‌اند. این افراد با ایجاد محافلی در کنار مساجد تلاش می‌کنند مساجد، که بهترین مکان‌ها برای عزاداری و فراگیری تعالیم مکتب اهل بیت علیهم السلام هستند، را به تعطیلی بکشانند و نسل جوان را به طرف پوچی سوق دهند.

با این روش، به تدریج محافل عزاداری حسینی از خطبای باسواد و علمای آشنا با مکتب اسلام و اهل بیت منزوی می‌شوند و افراد بیسواد یا کم سواد جای آنها را می‌گیرند و این مجموعه دست به دست هم می‌دهند تا به جای ساختن نسل جوان، افراد را تهی مغز بار بیاورند.
در سال‌های اخیر، زنگ این خطر توسط مراجع تقلید نیز به صدا در آمده وهمه نسبت به آنچه درحال رخ دادن است هشدار داده‌اند و می‌دهند. با اینحال، جریان انحرافی آنقدر قوی است که تأثیر چندانی از این هشدارها دیده نمی‌شود و به نظر می‌رسد باید طرح جدیدی برای مقابله با آن و نجات عزاداری‌ها در انداخت.
 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٠۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۸ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

← صفحه بعد