المصباح

یادبادآن روزگاران(17)

 

بازدیدوزیرسابق آموزش وپرورش(حسین مظفر)ومدیرکل استان اصفهان ازمدارس آران وبیدگل

ذبح قربانی درمراسم استقبال ازوزیر(خیابان معلم )

ازراست:آقایان صنعت پور،یوسفیان(شهرداروقت)،احمدابادی

 

 مراسم تجلیل ازفرزندان فرهنگی ممتاز

 

 

تشییع جنازه یک شهید(خیابان محمدهلال)

 

شورای ادارات

 

جلسه یادبودشهدا

اردوی فرهنگیان

تشییع شهید (سه راهی خیابان شهدا وشهیدرجایی)

پرداختی ستاری ودکل قدیمی مخابرات درتصویرمشاهده میشود)

وآموزگارانی که دیگر دربین مانیستند

ازچپ:حجه الاسلام عسگرپور ومحدث،دکترباغبانی،ناشناس،محمدرضاواثقی(مدیر دبیرستان شهیدان عبداللهی)،حجه السلام احمداسلامی،ناشناس ،معروفی

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

هرکس بدین سرای آید،نانش دهند وازنامش نپرسند

آنکه که عالم همه دیوانه اوست


امسال مراسم اربعین حسینی (ع) را از منظرهای گوناگون می‌توان بی‌نظیر خواند. 

۲۰ میلیون جان شیدا به پابوس مرقد سرور آزادگان رفتندو هر زائر شوریده، ده‌ها دل مشتاق و محروم به دنبال خود می‌کشاند و تا حرم دوست می‌برد.

 



روی  تابلوی این آقا نوشته است :من ایزدی هستم جانم فدایت حسین.

 

در میان بیش از ۲۰ میلیون زائری که به حرم مطهر حضرت اباعبدالله الحسین (ع) مشرف شدند، ازهرمذهب ومرامی آمده بودندحتی ایزدی مذهب ها.

آنهاخود را به کربلای معلی رسانده‌ بودندتا ضمن همبستگی با شیعیان از آیت‌الله العظمی سیستانی مرجع عالیقدر شیعیان تشکر کنند.

 

روی پارچه‌نوشته این جوان که از زائران پیاده اربعین حسینی هست نوشته شده: شهدای ما (شیعه، سنی، مسیحی و ایزدی) جاودانند و دختران ایزدی که ربوده شدند ناموس ما هستند. خون ما یکی است. ماهمه عراقی هستیم.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٤٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٦ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

همه مجتهدشده ایم!

 


این روزها وقتی یه موضوع یاحکم دینی رابرای بعضی هاشرح بدهی ،یاابتدانمی پذیرند یااگه بخواهندبپذیرندفلسفه وعلت تشریع آن راجویامیشن ویااینقدر (اما واگر)میارن ودرآخرمیگن بنظرمن اگه ...
یکی از معضلات تحمیلی به اذهان عمومی جامعه، مقوله‌ی «به نظر من»، آن هم در مقابل احکام روشن خداوند متعال است و اتفاقاً همین امر محل بزرگ‌ترین آزمایش است.
شروع انحطاط از صراط بندگی از همین «به نظر من» آغاز می‌شود. انحراف اولیه نیز همین بود. ابلیس لعین گفت: به نظر من، من برتر از آدم هستم، چون او از خاک و من از آتش خلق شده‌ام، پس تو را در امر سجده اطاعت نمی‌کنم ... و خلاصه چرایی اطاعت از هوای نفس خویش را چنین توجیه کرد، که البته پذیرفته نشد. و حال آن که شرط بندگی همین است که انسان حکم خدا را به نظر خودش ترجیح دهد.
معضل بزرگ‌تر بعدی برای جامعه‌ی ماایرانی هامجتهد شدن همگان است، حتی به رغم آن که هیچ اطلاعاتی از اصول اسلام، معارف قرآنی و سیره نبوی نداشته باشند، چه رسد به احکام.

امروزه اذهان عمومی قبول کرده‌اند که حتی توپ‌بازی، علم می‌خواهد، چه رسد به داوری در توپ‌بازی و چه رسد به هر علم و هنر دیگری، با به قرآن و احکام که می‌رسد، اغلب گمان می‌کنند که بدون هیچ علمی می‌توانند [بر اساس به نظر من] اجتهاد کنند.از این رو اغلب بدون این که بخواهند یا متوجه شوند، بر اساس «به نظر من» فتوا داده و سپس به فتوا و رساله نظری خود - به جای رساله عملیه فقها - عمل می‌کنند! که البته این نیز عمل به امر نفس خودشان است و نه عمل به اوامر الهی که تنها شرط بندگی است.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٥٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

ساکنان کشنی نوح به ماغبطه می خورند

 

مسافران سفینه الحسین (ع)

 

رسم تاریخی راهپیمایی کربلا، امسال به اوج عظمت خود رسید و منجر به شکل گیری بزرگ‌ترین گردهمایی‌ تاریخ در گرداگرد حرم امام حسین (ع) شد؛ گردهمایی که 20 میلیون نفر در آن حضور داشتند که بیش از 5 میلیون نفر از آنها، از جمله 1.3 میلیون ایرانی از ده‌ها کشور خارجی به این تجمع بزرگ پیوستند تا بدین شکل کیلومترها آن سوتر از کربلا، سیه پوش باشد.

زمانی شمر و یزید قصد داشتند حتی نام حسین (ع) را حذف کنند ولی برعکس نیت شوم خود، امروزه نام حسین (ع) عالم گیر شده است و شمر و یزیدیان زمانه هم قصد سانسور یاد حسین (ع) را دارند و باز هم خواهیم دید که روزگار با آنها چکار خواهد کرد و بالاخره مجبور می شوند به قدرت شیعه حتی در حد یک خبر کوتاه اشاره کنند.  شمرو یزید زمانه را باید شناخت.

دیروز کربلا دیدنی ‌ترین منظره هستی راباخودداشت با جلوه ‌ها و شگفتی ‌های نو به نو که با هر نگاهی، رازی از رازهای‌ آن گشوده می‌شد؛ ولی با این وجود هرگز اسرار آن، تمام شدنی نیست، چرا که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلاست.

 

 


واما یک خبر:

 

سالهاست هر عاشقی که قصد زیارت کربلا می کند در بین الحرمین این را حس کرده است که گنبد امام حسین (ع) به جهت اینکه قبر مطهر ایشان نسبت به گنبد حضرت عباس (ع) در سطح پایین تری قرار دارد ، دید مطلوبی ندارد و همه در دلشان این را می خواهند که کاش کمی گنبد مولا بالاتر بود تا دلربایی آن بیشتر شود.

در همین راستا با توجه به محدودیت دید گنبد مطهر حرم حسینی، ستاد بازسازی عتبات عالیات طرح ترفیع گنبد امام حسین (ع) را به حرم مطهر ارائه کرده که پس از توافق و عقد قرارداد در سال 92 وارد مرحله اجرایی آن شده است. به گفته مسئولین ستاد بازسازی عتبات عالیات، این طرح با توجه به اینکه حرم حضرت سیدالشهداء از ابتدا تا کنون 8 بار تخریب و به دست محبان اهل بیت (ع) ساخته و بازسازی شده است، بسیار مهم بوده و وقایع نگری، طرحها و برنامه ها ، اشخاص و عوامل بازسازی آن برای آینده ثبت و ضبط می شود در این پروژه که پس از 700 سال به دست ایرانی ها و ستاد بازسازی کرمان انجام خواهد شد. گنبد مطهر 7.5 متر بالاتر قرار خواهد گرفت.



طراحی این طرح توسط پروفسور سلاجقه از اساتید دانشگاه کرمان انجام شده است و در قالب همین پروژه 4 ستون عریض دور ضریح مطهر نیز به 8 ستون با ابعاد کوچکتر تبدیل می شود. در حال حاضر مطالعات ژئوتکنیک آن در حال سپری شدن است و سازه اسکلت پیش ساخته گنبد آن نیز در حال ساخت است و فاز مطالعات ساخت خشتهای گنبد نیز انجام شده است.

 

 

 

 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

اربعین ،یکی ازرازهای خلقت

 



درفرهنگ عاشورا، اربعین به چهلمین شب شهادت حسین بن علی(ع) گفته میشود که مصادف با روزبیستم ماه صفر است. از سنتهای مردمی گرامی داشت چهلم مردگان است، که به یاد عزیز فوت شده خویش، خیرات و صدقات میدهند و مجلس یاد بود بر پا میکنند، در روز بیستم صفر نیز، شیعیان، مراسمسوگواری عظیمی را در کشورها و شهرهای مختلف به یاد عاشورای حسینی بر پا میکنندعاشقان و پیروان آن امام، در سحال اسرار اربعین به ذکر پرداخته و باران اشکبار چشم خویش را بامظلومیت حسین و یارانش پیوند می زنند. این راه، راه تداوم عشق است و بی گمان هیچگاه بی رهرونخواهد بود.


 
 نخستین اربعین
 در نخستین اربعین شهادت امام حسین (ع)، جابر بن عبدالله انصاری و عطیه عوفی موفق به زیارت تربت و قبر سید الشهدا شدند. بنا به برخی نقلها، در همان اربعین، کاروان اسرای اهل بیت (ع) دربازگشت از شام و سر راه مدینه، از کربلا گذشتند و با جابر دیدار کردند. البته برخی از مورخان نیز آنرا نفی کرده و نپذیرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمی در «منتهی الامال» دلایلی ذکر میکند که  دیداراهل بیت از کربلا در اربعین اول نبوده است. به هر حال، تکریم این روز و احیای خاطره غمبار
 عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورایی در زمانهای بعد بوده است.

 در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعین) جایگاه ویژه اى دارد. چله نشینى براى رفع حاجات, حفظکردن چهل حدیث, اخلاص چهل صباح, کمال عقل در چهل سالگى, دعا براى چهل مؤمن, چهل شبچهارشنبه… از این نمونه هاست.
آمده است که چون حضرت موسی (ع) را قابل استماع کلام بی واسطه خداوند میکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود:«… و اذا واعدنا موسی اربعین لیله »
 و پیامبر حکیم (ص) فرمود:
 « من اخلص لله اربعین یوماً فجر الله ینابیع الحکمة من قلبه على لسانه »
  هر کس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حکمت را از قلبش برزبانش جارى مى‏سازد.»
 صاحب مرصاد العباد، عارف نامی نجم الدین شیرازی نیز گفته است:" و عدد اربعین را خاصیتی است در استکمال چیزها که اعداد دیگر را نیست. چنانکه در حدیث صحیح آمده است:
 ان خلق احدکم بجمع فی بطن امه اربعین یوما ثم یکون علقه مثل ذلک.
  و خواجه علیه السلام ظهور چشمه های حکمت از دل بر زبان را اختصاص اخلاص اربعین صباحا فرموده است، و حوالت کمال تخمیر طینت آدم علیه السلام به اربعین صباحا کرد و از این نوع بسیاراست."
 


 اینکه چرا اربعین و در این رمز، در این نماد، در این عدد، چه رازی نهفته است؟ بهتر آنکه چند وچون را کنار بگذاریم و در برابر علم خدا و نبی تسلیم باشیم. اربعین از رازهای هستی است چنانکه چون موسی (ع) را قابل استماع کلام بی واسطه خداوند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوندفرمود: و اذ واعدنا موسی اربعین لیله و پیامبر حکیم فرمود: من اخلص لله اربعین صباحا ظهرت ینابیع الحکمه من قبله علی لسانه. در تقدیر رموز اربعین همین بس. صاحب مرصاد العباد، عارف نامی نجم الدین رازی نیز گفته است: و عدد اربعین را خاصیتی است در استکمال چیزها که اعداد دیگر را نیست.


نخستین سوگواران حسین (ع) در اربعین سالار شهیدان، به یادش گریستند. آنان در این میعادگاه به تاْمل در افق رسالت ، و حقیقتی که از جوشش خون حسین (ع) باز تافته بود پرداختند. از آن پس، عاشقان و پیروان آن امام، در سحاب اسرار اربعین به ذکر پرداختند و بار آن اشکبار سرنوشت خویش را به مظلومیت حسین (ع) و یارانش پیوند زدند. این راه، راه تداوم عشق است و بی گمان هیچگاه  بی رهرو نخواهد ماند.

 

 

کربلا قبله دلهاست خدامیداند

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

اربعین سانسورشد

چراغی راکه ایزدبرفروزد...

 

در دنیای امروز به واسطه گسترش رسانه های گوناگون، اگر حتی یه خواننده در گوشه ای از دنیا فوت کند، کمتر از چند دقیقه تمامی مردم جهان از آن موضوع باخبر می شوند و یا اینکه وقتی که در آخرین چهارشنبه ماه اوت در اسپانیا هزاران نفر به سمت یکدیگر گوجه فرنگی پرتاب می کنند، این اتفاق به طور گسترده در رسانه های جهان بازتاب پیدا می کند و در بخش های مختلف خبری خود به انعکاس آن می پردازند و در سایت های خبری انواع گزارش ها و تصاویر آن منتشر می شود، اما این رسانه ها که ادعای “آزادی بیان” می کنند، حاضر نیستند راهپیمایی میلیونی را حتی در حد یک بخش خبری انتشار دهند.

سال گذشته؛ ویکی پدیا از این تجمع به عنوان “عظیم ترین تجمع صلح آمیز جهان” نام برد؛ اما با فشار صهیونیست ها بلافاصله صفحه پیاده روی اربعین را از صفحات خود حذف نمود.

برای اثبات عظمت این تجمع معنوی کافی است نگاهی به آمار بیندازیم: در مکه و مدینه سالانه ۷ تا ۱۰ میلیون نفر، مشهد مقدس سالانه بین ۲۵ تا ۴۵ میلیون نفر، زیارتگاه “ساباریمالا” که متعلق به هندوهاست، سالانه ۵۰ میلیون نفر، معبد “سن سوجی” در ژاپن سالانه ۲۰ تا ۳۰ میلیون نفر و در واتیکان نیز سالانه ۱۸ میلیون نفر می باشد، اما زائران کربلا سالانه ۴۵ تا ۵۵ میلیون نفر هستند و در یک روز اربعین به بیش از ۲۰ میلیون نفر می رسد.

آیا تجمع ۲۰ میلیون نفر در یک زمان خاص در یک مکان خاص، دارای ارزش خبری نیست که رسانه ‌های آمریکایی و صهیونیستی آن را به طور کامل سانسور می کنند و حتی اشاره‌‌ای به آن نمی کنند؟ حتی شبکه هایی وابسته به آل سعود مانند “الجزیره” و “العربیه” از زیرنویس آن هم دریغ کردند.

شبکه های ماهواره ای که به زبان فارسی برنامه پخش می کنند، هدف خود از تاسیس شبکه و پخش برنامه برای ایرانیان را “احترام به سلیقه و نظر مخاطب ایرانی” بیان می کنند و از “صداقت” و “رفتار حرفه ای” می گویند؛ اما آیا واقعیت هم همین است؟

“صدای آمریکا” و “بی.بی.سی فارسی” از جمله شبکه های خبری فارسی زبانی هستند که ادعای “احترام به دیدگاه و سلیقه مخاطبان” خود را همیشه مطرح کرده و می کنند.

بی.بی.سی فارسی که مدیران آن بارها از واژه هایی مانند “رسانه حرفه ای”، “رفتار صادقانه”، “احترام به مخاطبان ایرانی” و … سخن می گویند، سال گذشته تنها دو خبر از پیاده روی زائران در کربلا پخش کرد که در هر دوی آنها با القای “عدم وجود امنیت”، به شکلی حرفه ای در راهپیمایی و زیارت، شک و تردید بوجود آورد.

این شبکه وابسته به خاندان سلطنتی انگلیس، امسال و تاکنون هیچ اشاره ای به راهپیمایی و تجمع میلیونی نکرده است که خود صداقت رسانه های غربی را نشان می دهد! و رسانه هایی که خود را سرمدار آزادی بیان و آزادی رسانه ها و مخالف سانسور می دانند، امروز خود بزرگترین سانسورگرهای دنیا شده اند.

البته هیچ بایکوت رسانه ای و سانسور خبری نمی ‌تواند نور اهل بیت را در دل مسلمانان و شیعیان حسین (ع) خاموش کند و اگر هزار و اندی سال پیش، جمع کثیری از به ظاهر مسلمانان، با بی بصیرتی خود امام زمانشان را تنها گذاشتند و فقط ۷۲ نفر به ندای امام زمان خود لبیک گفتند، اما امروز میلیون ها مسلمان و حتی غیرمسلمان از سراسر جهان یکصدا فریاد لبیک یا حسین (ع) را سر می دهند

حتی رسانه های وابسته به امپریالیسم غرب وقتی می بینند که به جز شیعیان، سنی ها و حتی مسیحیان، ایزدی ها و زرتشتی ها و … هم به عنوان خادم زائران و حتی زائر در این تجمع میلیونی شرکت می کنند، آن وقت است که می فهمند این اتفاق چقدر مهم است و مجبور به سانسور خبری می شوند.

زمانی شمر و یزد قصد داشتند حتی نام حسین (ع) را حذف کنند ولی برعکس نیت شوم خود، امروزه نام حسین (ع) عالم گیر شده است و شمر و یزیدیان زمانه هم قصد سانسور یاد حسین (ع) را دارند و باز هم خواهیم دید که روزگار با آنها چکار خواهد کرد و بالاخره مجبور می شوند به قدرت شیعه حتی در حد یک خبر کوتاه اشاره کنند.  شمرو یزید زمانه را باید شناخت.

البته نباید از عصبانیت غرب و دست پرورده های آنها مانند داعش تعجب کرد. آنها شیعیان را به خاطر داشتن دو عنصر مهم “ولایت” و “شهادت”، مهمترین دشمن نیات شوم خود در جهان می دانند و هیچ چیزی بیشتر از این تجمع های مذهبی آن هم در کربلا، گروه‌های ترور را به خشم نمی‌آورد که ببینند زائران شیعه به خاطر بزرگ ترین تجلی ایمانشان گردهم می‌آیند و حتی از تهدیدهای داعش و داعشیان هم هراسی ندارند.

آنها نآنخوب می دانند که هر کدام از زائران، یک قاسم سلیمانی هستند که اگر غیرت حسینی شان به جوش آید، دیگر اسمی از داعش و داعشیان وجود نخواهد داشت. شیعیان جهان با تجمع میلیونی خود در کربلا، داعش و داعشیان را به “چالش تجمع میلیونی” دعوت کردند!

مسئولان گینس که رکورد ماراتن هل دادن کالسکه، گشاد ترین دهان دنیا، پوشیدن  ۲۴۵ تی شرت، بلندترین گوش سگ دنیا، شکستن کاسه با یک انگشت، بلندترین ریش و سبیل و ناخن و … را ثبت می کند، چرا حاضر نیست بزرگترین راهپیمایی و تجمع را به نام شیعیان در کربلا ثبت کند؟

چرا مسئولان گینس توزیع بیش از ۵۰ میلیون وعده غذایی در روز را تا کنون ثبت نکرده اند؛ این در واقع طولانی ترین میز غذای پیوسته ای است که برخی از میزبانان عراقی حتی با فروش خانه خود این وعده‌های غذایی را تدارک دیده اند.

مسئولان گینس کجا هستند تا ۷۰۰ میلیون وعده غذایی برای تمام مدت این مراسم را ثبت کنند؟ غذاهایی که نه سازمان های دولتی و جهانی، بلکه توسط خود مردم تامین شده است. مسئولان گینس کجا هستند تا بزرگترین وحدت و همدلی آن هم در میان شیعیان جهان را ثبت کند؟

مسئولان گینس کجا هستند که برقراری امنیت تجمع چند ده میلیونی، آن هم در شرایطی که داعش مدام تهدید به بمب گذاری و کشتار شیعیان می کند را ثبت کنند؟ امنیت مراسمی که نه بر عهده دولت و ارتش، که برعهده‌ داوطلبانی است که یک چشم بر داعش دارند و یک چشم بر محافظت از مسیر پیاده‌روی زائران.

اگر برائت از مشرکین از ارکان حج است، برائت از دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) نیز جزو ارکان اصلی مراسم کربلاست. این روزها کربلا دیدنی ‌ترین منظره هستی است با جلوه ‌ها و شگفتی ‌های نو به نو که با هر نگاهی، رازی از رازهای‌ آن گشوده می‌شود؛ ولی با این وجود هرگز اسرار آن، تمام شدنی نیست، چرا که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلاست.

اینجا

 

 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

چندپیامک به مناسبت اربعین حسینی

 

 به یاد کربلا دل‏ها غمین است
دلا خون گریه کن چون اربعین است


بسوز ای دل که امروز اربعین است

عزای پور ختم المرسلین است
قیام کربلایش تا قیامت

سراسر درس، بهر مسلمین است

 

بــاز دگر بـاره رســیــد اربـعـیــن

جوش زند خـون حـسـیـن از زمیــن

شـد چـهـلـم روز عــزای حـسـیــن 

جــان جــهــان بـــاد فدای حـسین . . .

 

امام صادق-ع: آسمان چهل روز در عزای حسین ع گریست . . .

اربعین حسینی برشما و خانواده ی محترمتان تسلیت

 

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز

دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند . . .

 

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم 

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

 

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است . . .

 

ای به دل بسته ، قدری آهسته

کن مدارا با ، زینب خسته ...

یا حسین مظلوم ...

 

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن

تموم حاجتا رو همه ازون می گیرن

بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه

شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عطر مُشکه

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه

سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ...

 

آبروی حسین به کهکشان می ارزد

یک موی حسین بر دو جهان می ارزد

گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست

گفتا که حسین بیش از آن می ارزد . . .

اربعین سرور وسالارشهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)به همه عاشقان وشیفتگان آن حضرت تسلیت باد.

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٥۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

تشیع بی ضرر

برخی هاقمه می زننداما به جنگ داعش نمی روند
 
بعضی هاتشیع رادرقمه زدن ولطمه واردکردن به صورت می دانند.بایک زندگی آرام وبی دغدغه ،بدون هیچ تحرک ،بدون داشتن حساسیت به وضعیت جامعه ،بدون امربه معروف ونهی ازمنکر،دریک کلام تشیعی ازجنس عبیدالله بن حرجعفی.

رحیم پور ازغدی دراین زمینه درسخنرانی خویش درمسیرپیاده روی اربعین ابرازمی دارد: امروز برخی قمه می‌زنند اما به جنگ داعش و صهیونیست‌ها نمی‌روند. اینها جزو همان کسانی هستند که به امام حسین (ع) می‌گفتند شما حق هستید و ما هم شک نداریم اما آیا آمدن ما به کربلا در پیروزی شما نقش دارد یا بی فایده است که اگر نقشی ندارد، آمادگی مردن نداریم.
 
برخی تشیع بی ضرر برای خود ساخته اند و تا زمانی که سود می‌برند پای کار عزاداری‌ها هستند اما به محض اینکه کمی ضرر کنند، مجبور به رعایت حلال و حرام شوند، در مقابل ظلم بایستند و با استکبار مقابله کنند، عقب می‌نشینند.
 
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با طرح این سؤال که چرا از بین صدها هزار محب امام علی (ع) تنها ۷۲ نفر به یاری اباعبدالله الحسین (ع) آمدند، گفت: اسلام آمریکایی و شیعه لندنی که امام و رهبری فرمودند، افرادی هستند که کارهای بی ضرر مذهبی انجام می‌دهند اما حاضر به اهدای جانشان در حمایت از دین نیستند.
 
 
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه با اشاره به راهپیمایی اربعین با بیان اینکه هیچ کجای جهان جمعیت ۱۵ تا ۲۰ میلیونی یکجا جمع نمی‌شود، این امر را پاداش خداوند به حسین بن علی (ع) عنوان کرد که از جان و مال خود برای نجات دین گذشت.
 
+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:۱٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

تلنگری به نماینده مجلس

آقای تیمسارمنصوری،خباثتهای انگلیس رافراموش کرده اید؟


پایگاه تحلیلی خبری خطب شکن راکلیک نمایید

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٠٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

16 آذر امسال چه گذشت؟

 

 منبر یکطرفه

 

درشانزده آذر امسال :

سخنرانی همسر شهید علیمحمدی در دانشگاه هنر تبریزلغوگردید .

سخنرانی آقای شریعتمداری در دانشگاه امیرکبیرلغوگردید.

سخنرانی  حجه الاسلام رسایی در دانشگاه صنعتی قم لغوگردید.

 سخنرانی آقای پیام فضلی نژاد در دانشگاه اصفهان لغوگردید.

 سخنرانی سید محمود نبویان در دانشگاه آزاد اراک لغوگردید.

 

 

وبالاخره اینکه:

چیدمان سخنرانان جلسه رییس جمهورمنتسب به یک طیف سیاسی بود.

دانشجویان به صورت گزینش شده درمراسم سخنرانی رئیس جمهورحاضر شدند.

اجازه صحبت کردن به نمایندگان تشکل های دانشجویی منتقد دولت داده نشد.
تصویری که در محضررئیس جمهور از دانشگاه ارائه گردید، تصویری هم سو و بی انتقاد از سیاست های دولت بود.

 همه چی آرومه ،من چقدرخوشبختم...



 

ودرپایان رئیس جمهور درجمع هوادارانش سخنرانی کرد ومنتقدانش را جمعی تازه به دوران رسیده خطاب کرد.

 

دریای احترامی و ما ورپریده ایم

تو سرو استواری و ما سر خمیده ایم

رنگ بنفش چون به تن خود ندیده ایم

ما تا همیشه تازه به دوران رسیده ایم

 

 

ما دزد میشویم که باشی پلیس پس

ما را حراج کن که نباشی خسیس پس

مدرک نداشتیم چون از انگلیس پس

ما تا همیشه تازه به دوران رسیده ایم

.

اصلا نیامدی تو به چشمان کور ما

عیب از غرور توست وَ یا از غرور ما

از فتنه چون جداست مسیر عبور ما

ما تا همیشه تازه به دوران رسیده ایم

 

اصلا چه زود مرغک پر بسته می شوی

نرمی ولی به سفتی یک هسته می شوی

از انتقاد کردن ما خسته می شوی؟

ما تا همیشه تازه به دوران رسیده ایم

.

زیر گلوت تیزی شمشیر ما که نیست

راه نجات را تو بگو گیر ما که نیست؟

تمدید شد مذاکره تقصیر ما که نیست

ما تا همیشه تازه به دوران رسیده ایم

 

 

 

حال جناح باد به هم خورده ظاهرا

آن وعده ها که داد به هم خورده ظاهرا

اوضاع اقتصاد به هم خورده ظاهرا

ما تا همیشه تازه به دوران رسیده ایم

 

چون خیر دیده ایم از این دولت شما

جای تشکر است از این همت شما

با افتخار عرض کنم خدمت شما

ما تا همیشه تازه به دوران رسیده ایم

 

(شعرفوق ازحسین صیامی است)



+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:۱٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

سبک زندگی اسلامی

وقتی بیمارمیشویم به پزشک مراجعه می کنیم.پزشک متخصص نسخه ای تجویزمیکند، مانسخه راتهیه میکنیم و موبه مو به توصیه های پزشک ونسخه مربوطه رفتارمیکنیم.نه اینکه نسخه رازیر بالشت بگذاریم وبخوابیم بدان امیدکه صبح شفایافته باشیم.حال بشنویم حضرت ایت الله جوادی آملی دراین زمینه چه می فرمایند؟

آیت‌ الله العظمی عبدالله جوادی آملی  در این زمینه می فرماید:

برای اسلامی شدن سبک زندگی باید به دستورات قرآن عمل کنیم وگرنه با نوشتن بسم الله بر سردر یک مغازه و چسباندن عکس امام و رهبری نمی‌توان آن را دینی کرد.

 کسب اسلامی وقتی است که کاسب به دستورات اسلامی پایبند باشد وگرنه روش کنونی که تا ساعاتی از صبح می‌خوابیم و بعد تا ساعاتی از شب در مغازه‌ها باز است با سبک زندگی دینی سازگار نیست.
 خداوند فرمود شب را برای آسایش قرار دادیم مگر اینکه بیداری آن برای ضرورت باشد، و ائمه نیز فرموده‌اند که حق چشم را اگر کسی ادا نکند و شب کار کند حرام است البته تقسیم کار در شیفت‌های مختلف چیز دیگری است.

آیت الله جوادی آملی به رزاقیت خدا به عنوان یکی از اسماءالله و از جمله نعمت‌های او به بشر اشاره کرد و گفت: رزاقیت خدا به معنای این نیست که او روزی دهنده است و دیگران هم هستند اما در رتبه کمتر بلکه تمام رزق از خداست و دیگران هم رزق او را به افراد دیگر می‌دهند.

وی خواب را از جمله نعمت‌های خدا دانست و افزود: خدا فرمود در عالم خواب چه کسی شما را می‌ غلتاند، چه کسی شما را از خطرات می‌‌رهاند و بعد خودش فرمود ما شما را‌ تر و خشک می‌کنیم. اما متأسفانه ما به این مسائل بی توجه هستیم چون سبک زندگی ما اسلامی نیست .

 اگر زندگیمان مطابق سبک اسلامی باشد شب، زمان رفتن به مسجد و وقت گذاشتن برای خانواده و فرزندان و راز و نیاز با خداست.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:۳٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

نوحه سرایان،حساب شد!


آیا در این جهان پر از کافری رواست
هنگام دست بستن شیعه طناب شد
آیا روا بود که در این عصر شیعه کش
در صید بلبلان حسینی عقاب شد؟
آیا سزا بود عوض انتقام او
در قتل مادر این همه پا به رکاب شد؟
تنها به صرف خواندن شعری اگرچه سست
آیا بنای عالم امکان خراب شد؟
هرجا که نوحه خوان جوان نوحه سردهد
بس نو سواد که از حسدش نکته یاب شد
آخر گناه نوحه سرای جوان چه بود
کز طفل و پیر این همه بر او عتاب شد
در قتلگه که نوحه خواند بر او دخترش
خندیدن به نوحه گران فتح باب شد
خنده به گریه‌های یتیمش گناه نیست
جایی که سربریدن طفلش ثواب شد
دشمن خطاب کردن یارش عجیب نیست
وقتی عزیز فاطمه کافر خطاب شد
دشمن به محو نقش جمالت ز قلب دوست
بس نقشه‌ها کشیده که نقش بر آب شد
شاعر مدان هر آنکه قلم زد علیه او
گرچه سروده‌‌هاش هزاران کتاب شد
رحمت به محتشم که ز یک نوحه خوانی‌اش
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد
فردا که پرسش از همه گردد چه داشتی
گوید حسین، نوحه سرایان حساب شد

شاعر:ناشناس

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

محسن افشانی کربلایی شد

 

محسن افشانی، بازیگر سینما: یه حالى‌ام!!!! دارم میرم کربلا. حلالم کنید. قابل باشم دعاگوى همه خواهم بود. از نجف تا حرم رو میخوایم پیاده بریم من و زندگیم (مادرم) یا حسین(ع) بطلبى اربعین کنارتم.


+ عبدالعظیم خدمتی ; ٢:٢٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

به قله قران کریم سری بزنیم

آیه الکرسی

 

على علیه السلام نقل شده که فرمودند: ” برگزیده قرآن سوره بقره و برگزیده بقره، آیة الکرسى است، در آن پنجاه کلمه است و در هر کلمه ‏اى پنجاه برکت است”. و نیز فرمودند: بعد از شنیدن فضیلت این آیه، شبى بر من نگذشت، مگر آنکه آیة الکرسی را خوانده باشم.
 
اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَۆُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ (بقره ـ 255)
 
اللَّه، که جز او معبودى نیست، زنده و برپادارنده است. نه خوابى سبک او را فرا گیرد و نه خوابى سنگین. آنچه در آسمان‏ها و آنچه در زمین است، از آنِ اوست. کیست آنکه جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند. گذشته و آینده آنان را مى‏داند. و به چیزى از علم او احاطه پیدا نمى‏کنند مگر به مقدارى که او بخواهد. کرسى (علم و قدرت) او آسمان‏ها و زمین را در برگرفته و نگهدارى آن دو بر او سنگین نیست و او والا و بزرگ است.
 
به مناسبت وجود کلمه‏ ى «کرسى» در آیه، رسول اکرم صلى اللَّه علیه و آله این آیه «آیة الکرسی» نامید. در روایات شیعه و سنى آمده است که‏ این آیه به منزله‏ ى قلّه قرآن است و بزرگترین مقام را در میان آیات دارد. (تفسیر روح المعانى، ج 3، ص 10 )
 
در اهمیت و فضیلت این آیه همین بس که از پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده است که از ابى بن کعب سۆال کرد و فرمود: کدام آیه برترین آیه کتاب اللَّه است؟ عرض کرد: اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ، پیامبر صلی الله علیه و آله دست بر سینه او زد و فرمود: دانش بر تو گوارا باد، سوگند به کسى که جان محمد صلی الله علیه و آله در دست او است این آیه داراى دو زبان و دو لب است که در پایه عرش الهى تسبیح و تقدیس خدا مى‏گوید.
 
در حدیث دیگرى از على علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله مى‏خوانیم که فرمود: ” برگزیده قرآن سوره بقره و برگزیده بقره، آیة الکرسى است، در آن پنجاه کلمه است و در هر کلمه‏ اى پنجاه برکت است”.
 
همچنین نسبت به تلاوت این آیه سفارش بسیار شده است، از على علیه السلام نقل کرده‏ اند که فرمود:
 
بعد از شنیدن فضیلت این آیه، شبى بر من نگذشت، مگر آنکه آیة الکرسی را خوانده باشم. (المیزان، ج 2، ص 355)
 
در این آیه، شانزده مرتبه نام خداوند و صفات او مطرح شده است. به همین سبب آیة الکرسی را شعار و پیام توحید دانسته‏اند. هر چند در قرآن بارها شعار توحید با بیانات گوناگون مطرح شده است، مانند:«لا إله الا الله» (صافات، 35)،«لا إِلهَ إِلَّا هُوَ» (بقره، 16)، «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ» (انبیاء، 87)، «لا إِلهَ إِلَّا أَنَا» (نحل، 2)، ولى در هیچ کدام آنها مثل آیة الکرسی در کنار شعار توحید، صفات خداوند مطرح نشده است.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

وجه اشتراک وهابی ها وشیعه های افراطی

رحیم پورازغدی بیان داشت:

شیعه افراطی و وهابی‌ها ظاهرا باهم مخالف هستند اما در حقیقت در یک جبهه هستند، وهابی ها با توسل مشکل دارند و این شیعیان منحرف نیز می گویند خدا را حذف کن، اهل بیت خودشان خدایی می کنند. اولین کسانی که با چنین شیعیانی مخالفت کردند و آن ها را طرد نمودند خود اهل بیت(ع) هستند.

از:کاشان حامی

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

گذر زمان

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

چراقران به زبان فارسی نازل نشد؟

 

قرآن کتابی است عظیم الشأن که ما معمولا از توجه به آن غافل بوده ایم و قلبی که در آن چیزی از قرآن نباشد، همچون خانه ویران است . روزانه یک آیه از قرآن و نکات پیرامون آن منتشر می شود.
خداوند در سوره فصلت آیه  44 می فرماید:

  اعوذبالله‌من‌الشیطان‌الرجیم


«وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِیًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آیَاتُهُ أَأَعْجَمِیٌّ وَعَرَبِیٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ فِی آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَیْهِمْ عَمًى أُوْلَئِکَ یُنَادَوْنَ مِن مَّکَانٍ بَعِیدٍ»

اگر قرآن را به زبان عجم می فرستادیم ، می گفتند : چرا آیاتش به روشنی بیان نشده است کتابی به زبان عجم و پیامبری عرب ? بگو : این کتاب برای آنها که ایمان آورده‌اند هدایت و شفاست و آنها که ایمان نیاورده اندگوش‌هاشان سنگین است ، و چشمانشان کور است ، چنانند که گویی آنها را ازجایی دور ندا می دهند


در تفسیر نمونه آمده است:

بدون شک زبان عربى از غنى ترین و پرمایه ترین زبانهاى دنیا است اما با این حال عظمت قرآن از این نظر نیست که به زبان عربى است ، بلکه عربى بودن آن به خاطر این است که خداوند هر پیامبرى را به زبان قوم خود مى فرستد، تا در درجه اول آنها ایمان بیاورند و بعد دامنه آئین او به دیگران گسترش ‍ پیدا کند.
اما بهانه جویانى که مانند کودکان هر روز مطلب غیر منطقى تازه اى را مطرح مى کردند، و با حرفهاى کودکانه و ضد و نقیض خود نشان مى دادند که به دنبال حق طلبى نیستند، یکروز مى گفتند چرا این قرآن تنها به زبان عرب نازل شده ؟ آیا بهتر نبود همه یا قسمتى از آن به غیر این زبان بود تا دیگران نیز بهره گیرند؟ (در حالى که آنها هدف دیگرى داشتند منظورشان این بود که توده مردم عرب از جاذبه فوق العاده محروم گردند).
و اگر این خواسته آنها انجام مى شد، مى گفتند: چگونه او عرب است و کتابش غیر عربى ؟
خلاصه هر روز به بهانه اى خود و دیگران را سرگرم و از راه حق باز مى داشتند.
اصولا (( بهانه جویى )) همیشه دلیل بر این است که انسان درد دیگرى دارد که نمى خواهد آن را فاش بگوید، درد این گروه نیز این بود که توده هاى مردم سخت مجذوب قرآن شده بودند، و لذا منافع آنها سخت به خطر افتاده بود، براى خاموش کردن نور اسلام به هر وسیله اى متوسل مى شدند.
+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:۳٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

اندرحکایت شیب ملایم بازاویه 30 درجه

 

این نان به نرخ روزنیست

 

گفتم که گرانی‎ات نبینم، دیدم

آمد به سرم از آنچه می‌ترسیدم

«نوبخت» بیامد و سخن‌هایی گفت

از نو بر این بخت بدم خندیدم

این رسم وفا نبود با ما مردم

نان گشت گران و من به خود لرزیدم

تا قیمت تازه را بدیدم ناگه

سرگیجه گرفته دور خود چرخیدم

آسیب پذبرم و غذایم نان است

نسبت به حیات خویش در تردیدم!

امید به زندگانی‎ام پایین رفت

این غول گران کرد همی تهدیدم

دیگر نکند صرف غذای نانی

ناچار ز سفره این قلم برچیدم

باید که کنم سیب زمین جایگزین

هرچند از این لحاظ در تحدیدم

یارب سببی ساز که برگشت کند

آن قیمت قبل و بعد آن امیدم

از:شاعرتقوایی

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٤٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

تاکربلارسیدن،یک یاحسین دیگر

 

 

آرزومندنگاری به نگاری برسد!

 

اگرازآسمان داعشی ببارد بازهم به زیازت حسین (ع)میرویم

 

این پاهابوسیدن دارد

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

قدردان این استادآزاده فرهنگ وهنر باشیم

وقتی هنر بابصیرت عجین میشود


چندروز قبل حسین علیزاده آهنگساز و موسیقیدان ایرانی در یک اقدام قابل تحسین نشان شوالیه را که می توانست اعتبار مالی و جایگاه بین المللی زیادی را نصیب او کند، رد کرد.

استاد  آزادگی و آزادمردی پیشه کرد .او در نامه‌ای مودبانه و محترمانه ضمن احترام به همه بزرگانی که پیش از این نشان شوالیه گرفته‌ بودند اعلام کرد که از شوالیه بودن بی‌نیاز است و خود بودن خودش را ترجیح می‌دهد. نشانی که در صورت دریافت، علاوه بر جایگاه و اعتبار این نشان در سطح بین المللی، عواید مالی فراوانی را هم نصیب علیزاده می کرد. و علیزاده همه این عواید را وانهاد و ترجیح داد مسلمان و ایرانی بودنش را به رخ بکشد.

 


کاری که استاد علیزاده انجام داد و مناعت طبع ایشان اگرچه شاید در ظاهر یک تصمیم شخصی باشد اما در نگاه کلان‌تر حرکتی مهم و استراتژیک تلقی می‌شود. حرکتی که ریشه در تلاش برای محکم کردن ریشه‌های هویتی ایرانی اسلامی دارد.

حالا حسین علیزاده اولین استاد ایرانی است که این نشان را نپذیرفته و گفته‌ است که به نام خودش قانع است. این یعنی شکستن تابو و تردید انداختن در صف علاقمندان دریافت جایزه. علیزاده که سابقه نامزدی و دریافت بزرگترین جوایز جهانی را هم در کارنامه‌اش دارد با نهایت متانت و ادب و با احترام به پیشکسوتانی که نشان شوالیه را پذیرفته‌اند گفته‌ است:
«ضمن قدردانی از مسئولین کشور و سفارت فرانسه، به احترام مردم هنرپرور و هنردوست ایران، به نام حسین علیزاده قناعت کرده، تا آخر عمر به آن پیشوند یا پسوندی نخواهم افزود
حالا نوبت ماست که تکریم و قدردانی‌مان را از این استاد نشان دهیم و مردانگی و غزت نفس او را تکریم کنیم و ببالیم  از اینکه او به ایرانی بودنش می‌بالد.

دستگاه‌ها و نهادهای مختلف فرهنگی و هنری حالا باید شناخت و دریافتشان را از اتفاقات فرهنگی هنری نشان دهند و واکنش‌های به‌موقع و درستی داشته باشند. واکنش‌هایی که شاید بقیه اساتید و نخبگان را هم ترغیب کند تا با نپذیرفتن نشان شواله عزت ایرانی و مسلمان بودنشان را به‌رخ بکشند و تمایل نداشته باشند بقیه عمرشان را در زیر سایۀ این لقب، زندگی کنند.

دستگاه‌های مختلف فرهنگی و هنری حالا باید با تقدیر و گرامیداشت این تصمیم دلاورانه استناد علیزاده نشان دهند که مرد عملند و در عالم واقعیت و جدا از شعارها، در عمل حامی ایرانیان آزاده و مسلمانی هستند که عزت مسلمانی و ایرانی بودنشان را حفظ می‌کنند.
+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۱ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

به مناسبت روزمجلس

تاریخچه نمایندگان دوره اول تا نهم کاشان و آران و بیدگل در مجلس

درپایگاه خبری تحلیلی خطب شکن بخوانید

اینجا

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۱ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

جریان افراطی گرای شیعه

 

 

ماوقتی تاریخ صدراسلام راموردنگرش وتامل قرار می دهیم, می بینیم که ازشخص حضرت علی علیه السلام گرفته تا امام عسگری علیهم السلم در دوران زندگی‌شان همواره با تمام اطراف و طیفها ارتباط داشتند و بسیاری از مخالفان این بزرگوران هم خدمت آنها می‌رسیدند و این بزرگواران با آنها صحبت می‌کردند.

اگردر نهج البلاغه و نامه‌های امیرالمونین و خطبه‌ها و...  دقت کنید در هیچ کدام نمی‌بینید که حمله خاصی یا نگرش تندی نسبت به طرفی یا شخصی وجود داشته باشد، با وجود اینکه که حضرت با آنها زندگی می‌کرده است! در باقی احادیث و روایاتی که از دیگر امامان معصوم(ع) به ما رسیده است همین را می‌بینیم.اصل مهم وحیاتی تقیه درجای جای زندگی ائمه واصحاب به چشم میخوردوآنان شیعیان رابه رعایت این اصل همواره سفارش میکردند.

پس حد وسط بودن و میانه‌روی و اعتدال به عنوان راه مستقیم است. در سیره اهل بیت(ع) هیچ گونه تندروی و افراط‌گری و... وجود ندارد.

چندشب پیش دریکی ازجلسات عزاداری هیات صاحب الزمان کاشان حضورداشتم.خطیب دربین سخنانش تسامح مسوولین مملکت رادرمورد برخوردباجریان اهل تسنن به چالش کشید وگفت اگر20 سال پیش وازهمان روزاول شیعیان دربرابر برخی اقدامات طیف مقابل موضع گیری میکردیم کاربدینجا نمی کشید.واین قبیل استدلات خام و ساده لوحانه راچاشنی کلام خویش میکرد.

متاسفانه جریانات افراطی گرای داخل کشور با الهام ازبیت شیرازی هاازامنیت وآرامش کشور به نفع خویش بهره برداری کرده وباتقابل با اندیشه وایده وحدت مسلمین مایه ایجاد بسیاری ازخطرات بالقوه درداخل وخارج کشورشده است.

 ازسوی دیگرتبلیغات مسموم این بیت مبنای اختلاف بین جامعه شیعیان شده و نظرات و رفتار آنان دست‌مایه تعداد زیادی از رسانه‌های خارجی شده است. این رسانه‌ها با نمایش فعالیت‌ها و مواضع این گروهک‌‌های خاص تصویری وارونه از شیعیان به دنیا مخابره کرده روز به روز به اختلاف افکنی میان مسلمانان با یکدیگر و همچنین تخریب مذهب تشیع میان پیروان ادیان دیگر می‌پردازند.

 

ترویج خون‌ریزی، قمه‌زنی و اهانت به همسران و اصحاب رسول‌الله(ص) به‌بهانه عزاداری برای ائمه معصومین (علیهم السلام) که با نظر منفی بسیاری از علما و مراجع روبه‌رو شده است، بخش قابل توجهی از رفتارهای این گروه را نمایش می‌دهد که با واکنش منفی قاطبه مردم و مسلمانان سرتاسر جهان نیز مواجه شده است. سوءاستفاده و نمایش تصاویر تیغ‌زنی و خون‌ریزی متأثر از قمه‌زنی در شبکه‌های جهانی متعلق به جریان ضداسلام موجب به هم ریختگی تصویر واقعی و البته زیبای دین اسلام در نظر مردمان جهان شده است. این تصاویر همگی از پوشش چند مجلس خاص که با هدایت این جریان انحرافی برگزار شده، تهیه شده است.

جریان موسوم مدتی است که ذیل عنوان مرجعیت آقای شیرازی دست به ترویج این دیدگاه‌های اختلافی که عموماً ریشه در مسائل سیاسی و جناحی و در ضدیت کامل با بسیاری از مؤلفه‌های دینی دارد، زده اقدامات رسانه‌ای و تکفیر جریانات مختلف دینی را در دستور کار خود دارند. صدمات زیادی از ناحیه مواضع تند و رادیکال و بعضاً غیرعقلانی آنان متوجه مسلمانان و خصوصاً شیعیان شده است. کارشناسان دینی عموماً حرکات این جریان انحرافی در میانه ایام عزاداری برای سید و سالار شهیدان را حرکتی در تضعیف توان آگاهی‌بخش و دستاوردهای این دستگاه می‌دانند و به نقد آن می‌پردازند.

 

عمده انتقادی که کارشناسان برجسته دینی مطرح می‌کنند این است که چطور در شرایطی که جمهوری اسلامی در تحریم کامل بانکی قرار دارد جریانی امکان تجارت و تبادل مالی بین‌المللی با برخی مجالس داخلی داشته یا شبکه‌های رسانه‌ای و ماهواره‌ای گسترده‌ای را که سرمایه مالی عجیبی برای هدایت آن‌ها مورد نیاز است مدیریت می‌کنند.

آنان همچنین از وجود حساب‌های بانکی در انگلستان و واریز وجوه مالی از کشورهای منطقه و برخی کشورهای اروپایی که در تمام این سال‌ها عمده تمرکز خود را بر تخریب وجهه اسلام و تشیع قرار داده و امروز به‌عنوان اسپانسرها و پشتیبانان اصلی این جریان محسوب می‌شوند، ابراز تعجب کرده اتفاقاً آن را دلیل محکمی در انحراف این جریان و توجیه محکمی در هدایت آنان از خارج کشور برمی‌شمارند. آن‌ها اشارات زیادی به نفوذ جریانات ضداسلام و یهودی به بدنه مسلمانان و سابقه طولانی دولت انگلستان در ایجاد فرقه‌های انحرافی در اسلام و تشیع می‌کنند و نسبت به قوت گرفتن این جریانات هشدار می‌دهند.

«تخریب وحدت مسلمانان جهان» یکی از بزرگترین آسیب‌هایی است که این جریان شانه به شانه جریانات تکفیری‌ای از جنس داعش که در جناح مقابل آنان و با توجیه مقابله با این جریان ایجاد شده، مشغول دامن زدن به آن است. حرکات این جریان انحرافی باعث شده است که با تکیه بر اقدامات آنان اختلافاتی کاذب و غیرعقلانی میان جریانات مختلف اسلامی ایجاد شده و با کوبیدن بر طبل اختلاف شیعیان و اهل‌سنت به یک‌پارچگی و برادری مسلمانان با یکدیگر لطمات شدیدی بزنند.این لطمات به جایی رسیده که در نقاط مختلف دنیا جریانات تندرو به جان مسلمانان در مذاهب گوناگون افتاده و امنیت خانواده‌های مسلمانان با بحران جدی مواجه شود. این جریان تاکنون در جهت مواضع ضدوحدت و انحرافی خود بارها به ساحت علمای بزرگ اهل‌سنت و شیعیان بی‌احترامی کرده از عبارت‌های ناپسندی در مواجهه با آنان بهره برده‌اند.

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٢٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

آقای سعیدطامه به مسابقات جهانی مراکش 2015 راه یافت

 

 

کسب مقام نخست مسابقاتACMICPC  آسیادرشهرلاهورپاکستان توسط جناب آقای سعیدطامه وراهیابی ایشان به مسابقات جام جهانی 2015 مراکش را به این دانشجوی عزیزوبه خانواده ووالدگرامیش جناب آقای ابوالفضل طامه تبریک وتهنیت میگویم.

وبلاگ المصباح

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٥٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

من جانم رابرای رهبرم میدهم

جواد مقدم، مداح جوانی است که هرازگاهی شایعاتی درباره‌اش مطرح می‌شود. چندی پیش بود که یک فایل صوتی از او منتشر شد و عده‌ای با شنیدن آن، تصور کردند که جواد مقدم حرف‌هایی علیه ولایت فقیه بر زبان آورده است. اما این ذاکر جوان، با صراحت اعلام کرد که به هیچ وجه چنین منظوری نداشته و همواره خودش را سرباز ولایت فقیه می‌داند.


هر چند که می‌توان انتقاداتی به روش‌‌ها و گفتارهای مقدم و بسیاری از ذاکران شناخته شده دیگر داشت، اما قرار دادن او در مقابل نظام مقدس جمهوری اسلامی، هدفی است که توسط جریان‌های خاص که به دنبال نفوذ در هیات‌ها هستند دنبال می‌شود. جریان‌هایی که در چند ماه اخیر سعی داشتند با پرداخت مبالغ سنگین به جواد مقدم، او را مصادره کنند که خوشبختانه ناکام ماندند. جواد مقدم تصمیم گرفت خودش به این شایعات پاسخ دهد و با صراحت ارادت خود به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و مقام معظم رهبری را اعلام کند تا جای هیچ تفسیر دیگری باقی نماند. این حرف‌های جواد مقدم آب پاکی را روی دست شایعه‌سازان و موج‌سواران این جریان می‌ریزد.

متن صحبتهای این مداح جوان رابخوانید:

بنده مدتی پیش صحبت‌هایی در جلسه‌ای در تهران داشتم که عده‌ای قصد داشتند با جوسازی آنها را مقابل ولایت فقیه قرار دهند. به همین دلیل تصمیم گرفتم این نکته‌ها را بیان کنم تا دیگر کسی آب به آسیاب دشمن نریزد. من نوکر امام حسین هستم و پای ولایت فقیه جانم را هم می دهم. پای رهبرم ایستاده‌ام. پای نظام هم می ایستم و هیچ کس نمی‌تواند این رشته را پاره کند.

الان مدتی است که برخی جریان‌ها می‌خواهند نوکران امام حسین را خراب کنند و به هر بهانه‌ای را آنها را مقابل رهبری عزیز قرار دهند، اما این کلک‌ها قدیمی شده است. در مورد سید جواد ذاکر این حرف‌ها را می‌زدند تا آنکه سید جواد صحبت کرد و گفت من ولایت فقیهی هستم. حالا من می‌خواهم حرف‌هایم را بزنم و به کسی اجازه برداشت ندهم. همه شایعه‌سازان بدانند؛ جواد مقدم ولایت‌فقیهی است و ولایت فقیهی می‌ماند. منظورم از ولی فقیه رهبرمان است که پرچمدار این انقلاب است. من پای خون شهدا و رهبر و امام و انقلاب می‌ایستم و اگر گاهی اوقات از برخی اتفاقات انتقاد می‌کنیم، برای آن است که مسائلی را می‌بینیم که اتفاقا دل رهبرمان را هم خون می‌کند. مگر حضرت آقا کم تذکر می‌دهند؟ چرا آنهایی که وظیفه دارند به حرف‌های ایشان گوش نمی‌دهند؟ اگر ما به ربا و رشوه و اختلاس هجمه می‌کنیم، به دلیل آن است که عاشق انقلابیم و می‌خواهیم شاهد این اتفاقات نباشیم، آن وقت می‌خواهید با این حرف‌ها ما را مقابل ولایت‌فقیه قرار دهید؟ ما از این ناراحتیم که رهبرمان از برخی کارها خون دل می‌خورد. کسی که یک تنه ایستاده و این کشور را مدیریت می‌کند. شخصی که در بهترین نقطه های تهران خانه های ویلایی چند میلیاردی می سازد چه ربطی به رهبر دارد؟ چرا انتقاد به این افراد را مقابله با نظام تلقی می‌کنید؟ هر چقدر هم می‌گوییم ما منظورمان افراد دیگری استکه دل رهبر را خون کرده‌اند، کسی گوشش بدهکار نیست. می خواهند مردم و مداحان و شیعیان را به جان هم بیندازند. بعضی‌ها زندگی‌شان از راه اختلاف افکنی می‌گذرد. می‌خواهند شیعه و سنی را به جان هم بیندازند، بین شیعه و شیعه، سنی و سنی، عرب و عجم، مداح و نظام و خلاصه هر کس که می‌توانند فتنه‌ای ایجاد کنند.

 

کور خوانده‌اند کسانی که فکر می کنند می‌توانند اینگونه ما را در مقابل نظام مقدس و رهبر عزیزمان قرار دهند، ما اگر انتقادی هم می کنیم بنا به فرمایش آقاست که فرمودند اگر انتقادی دارید بگویید. خودشان هم بارها در این باره تذکر داده‌اند، مداحان بزرگ‌تر از من هم فرموده‌اند.

من اگر گفتم حضرت آیت‌الله! منظورم به آنهایی است که عکس من را با فتوشاپ کنار عکس فلان آقا گذاشته‌اند و بعد هم شایعه کردند جواد مقدم حامی فلان مرجع و فلان آدم است. من را به آدم‌هایی وصل کردند که قصد داشتند با وعده پول و وام و زمین و حسینیه، من را حامی خودشان کنند. مگر منی که خودم را نوکر سیدالشهدا می‌دانم، می‌توانم به راه شهدا خیانت کنم؟ من جانم را برای رهبرم می‌دهم. باور کنید امروز، اروپایی‌‌ها و آمریکایی‌ها هم فهمیده‌‌اند که هر چه آقا می‌گوید درست است، مگر می‌شود ما که زیر سایه رهبری ایشان هستیم، رهبرمان را قبول نداشته باشیم؟ مردم ساده زیستی و درایت رهبرشان را می‌بینند، چطور می‌شود به این رهبر پشت کرد؟ به ما می‌گویند بهترین حسینیه را در بهترین نقطه تهران به شما می‌دهیم، فقط از فلان آقا حمایت کن، اما من تنها عکس کسی را به سینه می‌زنم که شهدا به سینه داشتند. من عکس کسی را پشت سرم می‌گذارم که شهدا برایش خون دادند، من زیر پرچمی سینه می‌زنم که عطر شهدا داشته باشد. جواد مقدم ولایت فقیهی بوده و خواهد ماند و این را مایه افتخار خودش می‌داند. خدا را شکر با تمام مشکلات مملکتمان دست امام زمان است، روزی یکی از مسئولان طراز اول کشور به من گفت که بزرگتریم افتخارم را روضه خوانی برای امام حسین می دانم. خدا را شکر از این مسئولان هنوز در کشور ما هستند و باید خدا را شکر کنیم که در چنین کشوری زندگی می‌کنیم.

در چنین شرایطی برخی از افرادی که خودشان کارنامه سیاهی دارند به من می‌گویند ضد ولایت فقیه! من که می‌گویم جانم را، زندگی‌ام را، اصلا همه چیزم را فدای ولایت فقیه می‌کنم. ما ضد ولایت فقیه هستیم؟ کور خوانده‌اید! سید جواد ذاکر وقتی از دنیا رفت، همه فهمیدند که عاشق این نظام بود، ولی من در زمان حیاتم می‌گویم، همه بشونید، من عاشق رهبرم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای هستم. من دنبال رضایت سیدالشهدا هستم و این حرف‌ها را می‌گویم، به عده‌ای هم گفته‌ام که دیگر من را دعوت نکنید، چون نمی‌توانم پا روی اعتقاداتم بگذارم. اگر روز قیامت شهدا جلوی من را بگیرند، می‌گویم که من ایستادم، به اندازه توانم، هر چند که خیلی‌ها نایستادند. خداوند ان شاءالله به حق مهدی فاطمه رهبر عزیزمان را حفظ کند.

منبع :پایگاه عقیق


+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:۳۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

وابیر و واتساپ خوب یابد؟

 

دیشب مادرم داشت در خانه راه می‌رفت، زمین خورد. اتفاقی که همیشه از آن می‌ترسیدیم؛ سالمندی و تهدید همیشگی زمین خوردن و شکستگی استخوان.

سراسیمه بردیمش بیمارستان، رادیولوژیست‌ها بودند، اما خبری از پزشک ارتوپد آنکال نبود؛ همان درد همیشگی نبود متخصص در روزها و شب‌های تعطیلی.

خواهرم با پزشک متخصص ارتوپدی که می‌شناخت تماس گرفت.

او که بر خلاف بیشتر پزشکان امروزی، حتما در هر شرایطی پاسخت را می‌دهد، گفت از عکس رادیولوژی، عکسی بگیرید و با وایبر برایم بفرستید.

همین کار را انجام دادیم، پزشک متخصص در چشم برهم زدنی آن را دید و گفت: استخوان ران در محل اتصال به لگن ترک برداشته، اما نیاز به جراحی نیست و در صورت استراحت مطلق طی سه هفته جوش می‌خورد.

او حتی از طریق وایبر برای مادرم نسخه نوشت و من و خواهرها و برادرانم را از نگرانی وصف‌ناپذیر رها کرد. برای همین است که می‌گویم وایبر بد نیست.

وایبرو واتس آپ واسکایپ فناوری‌هایی از این دست ـ که هر لحظه از راه می‌رسد ـ ابزارهایی است که سبب می‌شود بشر قرن بیست‌و‌یکم حتما از انسان‌های قرون پیشین خوشبخت‌تر باشد که می‌تواند از آنها برای زندگی بهتر استفاده کند.

اما وایبر گاهی بد می‌شود؛ خیلی هم بد. آن هم وقتی است که ما بد می‌شویم.

وایبر وقتی بد می‌شود که ما در آن تغییر چهره می‌دهیم، آن آدم روبه‌راه و آرام و متین و محجوب در خانه و اداره و....؛ به یکباره آدم دیگری می‌شویم.

شکلمان عوض می‌شود، بی‌ریخت می‌شویم، نقاب پس می‌زنیم و گمان می‌کنیم با این عکس‌های متفاوت و حرف‌های نامانوس و سخیف زیباتر شده‌ایم.

انگار پرده از خود واقعی‌مان برداشته‌ایم، غافل از این‌که آدم‌هایی که ما را با این چهره جدید می‌بینند، باورشان نمی‌شود این ما هستیم.

حتی خودمان هم گاه باورمان نمی‌شود این ما هستیم که پا روی اخلاق و تعهد و همه آنچه نشان آدمیت ماست، گذاشته‌ایم.

وایبر وقتی بد می‌شود که با آن‌که متاهلیم، دور از چشم شریکمان تمام وقت خود را در وایبر و ... به گپ و گفت و ادبیاتی رکیک با جنس مخالف می‌گذرانیم.

وایبر وقتی بد می‌شود که با استفاده از آن عکس‌های مستهجن به اشتراک می‌گذاریم و ذره‌ای هم شرمنده نمی‌شویم.

وایبر وقتی بد می‌شود که مثل کبک سرمان را در برف فرومی‌بریم و گمان می‌کنیم کسی ما را نمی‌بیند.

وایبر وقتی بد می‌شود که اخلاق و تعهد را در زندگی فراموش می‌کنیم و به لذت‌های زودگذر و استفاده نادرست از ابزارهای ارتباطی کنونی دل می‌بندیم.

وایبر بد نیست؛ این ما هستیم که بد می‌شویم. گاه خیلی هم بد.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۸ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

تقدیر می شود

 

تقدیر وتشکر های پایانی محرم ازجنس دانشجوی بیدگلی

اینجا

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٠٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۸ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

شکوه بسیج در5 آذر آران وبیدگل

 

عکس :از ای بی نیوز

 

بسیجی یعنی:

بسیج یعنی عزیزاله فرمانیان که می گوید وقتی جنگ شروع شد من چون خدمت سربازی رفته بودم، چیزهایی یاد گرفته بودم که به درد بچه های جبهه می خورد. به عنوان بسیجی بیش از هفتاد ماه یا خمپاره انداز بوده و یا مسئول تدارکات گردان امام محمد باقر (لشکر 14 امام حسین) و شبی که دشمن خمپاره ی زمانی می زند، با موج انفجار از زمین بلند می شود و با سر زمین می خورد و وقتی به خودش می آید بچه های سنگر بهداری ترکش های دست و گردنش را بیرون می آورند و زخم هایش را پانسمان می کنند به او می گویند خونریزی گردنت قطع نشده و باید به عقب اعزام شوی ولی عزیز می گوید: من آمده ام خدمت کنم نیامده ام که دو تا ترکش ریز بخورم برگردم عقب، شما یک کاری کنید خونریزی بند بیاید و من اینجا بمانم. و تمام اینها را با لبخند تعریف می کند.

بسیجی یعنی حسین خرازی فرمانده لشکر 14 امام حسین(ع) که بعد از عملیات کربلای چهار وقتی نوجوان بسیجی (علی باغبانی) را در اردوگاه شهید عرب با لباس های گل آلود و دست تیرخورده می بیند، از راننده موتورش می خواهد توقف کند، پیاده می شود، اسم و رسم بسیجی را می پرسد، بابت رزم او و همرزمانش از او تشکر می کند، دست نوازش بر سرش می کشد و وقتی متوجه می شود این نوجوان مجروح برای رسیدگی به گلوله ای که بادگیر و پوست و گوشت بازویش را سوخته و به هم دوخته پیاده می رود، از راننده اش می خواهد اول نوجوان را برساند بعد به سر وقت حسین بیاید.

بسیج یعنی حاج شیخ جواد قاسم پور که حسین گرجی می گوید یک روز شیخ جواد از من خواست در حمام لشکر بدنش را کمی مشت و مال دهم ولی در میانه ی کار ناگهان دیدم شیخ جواد از حال رفت، دستپاچه شدم، آب سرد آوردم و به سر و صورتش زدم تا به هوش آمد. پرسدم چه شد؟ گفت یک لحظه دستت رفت روی یکی از ترکش ها، قلبم گرفت... و حسین گرجی می گوید تمام بدن این مرد مثل آبکش شده بود  و دیگر جای سالم نداشت این قدر ترکش خورده بود اما به قدری خوددار بود و حرفی از ترکش ها نمی زد که کسی خبر از حالش نداشت.

بسیجی یعنی اصغر بهرامی نژاد که اگر دو روز در یک منطقه مسقر می شد یک روز را به استحکام سنگر می پرداخت تا بچه ها کمترین تلفات را بدهند.

بسیجی یعنی علی اکبر احسن زاده که نود و هفت ماه در جبهه های غرب و جنوب و لبنان سر و دست و کمر و گردنش تیر و ترکش خورده و پنج سال فرمانده گردان امام محمد باقر بوده اما وقتی صحبت از ولی نعمت می شود می گوید کار ما چیزی به حساب نمی آید ولی نعمت ما آن رزمنده ای است که در عملیات بدر جانباز شده و از آن سال تا به حال در آسایشگاه اصفهان در اتاقی به یک پهلو خوابیده است و از آینه هایی که روبرو، پشت سر و سقف اتاق است متوجه می شود کی همسرش به عیادتش می آید؟

بسیج یعنی ناصر جاویدنیا که تیر و ترکش و بمب های شیمیایی کاری بر سرش اورده که برای یک مصاحبه ی نیم ساعته سه بار در زمان های مختلف بساط دوربین و ضبط را اماده کردیم تا خاطراتی را که مدب نظر دارد برایمان بازگو کند و او پیش از ما در محل آماده است اما آخر یکی از خاطرات را نتواند به یاد بیاورد و فرمانده اش(علی اکبر احسن زاده) بگوید  امروز وقتی امثال جاویدنیا که با این همه تیر و  ترکش و درد خیلی ساده در اجتماع ظاهر می شوند، کسی به انها اعتنا نمی کند چون اصلا کسی نمی داند این ها در سن نوجوانی و جوانی چه فرماندهان لایقی بودند و چطور با پوست و گوشت و استخوانشان  و با دست خالی جلوی هجوم دشمن ایستادند و تسلیم نشدند؟!

بسیج یعنی ابوالفضل عباسی که به خاطر سن کم، او را به خانه می فرستند و با دست بردن در شناسنامه و پوشیدن کفش های پاشنه دار مشکلات اعزامش را بر طرف می کند و از این شادی در پوست نمی گنجد و قصه ی اعزامش را با آب و تاب برای مادرش تعریف می کند. همان کسی که وقتی به مرخصی می آید و خانواده متوجه می شوند حالش خوش نیست در جواب پرسش آنها می گوید موقع آمدن در قطار سرما خورده ام اما یکی دو روز بعد دوستانش او را لو می دهند که ابوالفضل دچار موج انفجار شده و در بیمارستان بستری بوده ولی ابوالفضل می خندد و می گوید: شما این حرف ها را باور می کنید؟ بچه ها شوخی می کنند...

بسیج یعنی جواد سربند که چند تیر به پشت و لگنش خورده و دوستانش(ناصر جاویدنیا و حسین ارباب) در عقب نشینی ناچار می شوند او را با کمی آب و آذوقه در سنگر عراقی ها بخوابانند و او بگوید وقتی بچه ها گفتند تو اینجا باش ما می رویم امبولانس بیاوریم، از نگاهشان فهمیدم که عراقی ها پیشروی کرده اند و بچه ها ناچارند بروند و هر چه اصرار کردند حداقل یک نفرشان پیش من بماند اجازه ندادم و گفتم شما هم گرفتار می شوید.

 و این قصه یک هفته زمان می برد و این نوجوان مجروح در حالت هوش و بی هوشی در منطقه ای بین دوست و دشمن بماند و وقتی چشم باز کند خود را در بیمارستان امام خمینی تهران ببیند که از اتاق عمل بیرون آمده و ناصر و حسین  با پرس و جو او را پیدا کرده اند و از اولین ملاقات کننده های او شده اند.

جواد وقتی برای مصاحبه می آید، تا ناصر هستف مدام لبخند بر لب دارد و بین حرف هایش دست روی پای ناصر می گذارد و به تکرار می گوید: یادت می آید ناصر؟ و وقتی ناصر خداحافظی می کند و می رود، اول اشک ها و گریه های جواد است که بگوید:

علی برادر ناصر دوست صمیمی من بود، در کربلای چهار شهید شد، من خیلی خانه ی آنها می رفتم اما الان که مادرش سراغم را می گیرد خیلی برایم سخت است که بروم جای خالی دوستم را ببینم، از طرفی هر وقت ناصر را می بینم تا دو سه روز حال خودم را نمی فهمم از بس این مرد درد دارد و هیچ نمی گوید و روز به روز وضعش بدتر می شود. تازگی ها هم دچار فراموشی شده و کم کم همه چیز دارد از خاطرش می رود...

و تو تازه می فهمی که  آن "یادت می آید ناصر؟" چه غمی را در خود نهفته دارد؟!

بسیج یعنی فرمانده لشکری که با یک کتری سیاه شده که کمی آب گرم دارد و یک شامپوی یک نفره کنار خیابان لشکر نشسته و از نوجوانی که می گذرد می پرسد می شود کمکم کنی سرم را بشویَم؟ و نوجوان با خودش می گوید ما که دو دستمان سالم است سختمان است در جبهه باشیم این بنده ی خدا چه حوصله ای دارد با یک دست آمده اینجا چه کند؟ و وقتی آب گرم روی سرش می گیرد یک دفعه به خودش می اید و می بیند اب و کف از لباس ان مرد بیرون زده است امام او با لبخند می گوید دستت درد نکند غسلمان هم دادی! و بعد دوستان نوجوان به او می گویند او را شناختی؟ او فرمانده لشکرمان حسین خرازی است!

بسیج یعنی جواد سربند که وقتی مصاحبه تمام و بساط مصاحبه جمع می شود، همان جا دم در ایستاده بگوید: یک نوجوان بود به نام بهرام عرب خیلی پاک بود، جلوی چشمم شهید شد، دیگری بود این طور دیگری بود این طور... و بگوید: از من چیزی ننویسید، خاطره باید از شهدا گفته شود از این بچه ها بنویسید... و برود و برگردد عین بچه های کلاس اولی معصومانه بگوید: تو را به خدا! قسمتان دادم! از شهدا بنویسید، برایتان باقیات صالحات است...

و بعدها در مصاحبه ای دیگر از زبان دیگری بشنویم که جواد بخاطر همان مجروحیت روده هایش را از دست داده و روده ی مصنوعی دارد و کف پاهایش درست به زمین نمی رسد و در راه رفتن مشکل دارد...

بسیج یعنی سید علی رضا بنی طبا که در نامه و تلفن به خانواده اش می گوید من بیشتر پشت جبهه هستم و خیال آنها که راحت شد، مسئولیت محور عملیاتی را بر عهده بگیرد.

و بسیج یعنی علی محمد اربابی که وقتی به مرخصی می آید شب در ایوان خانه روی زمین می خوابد و وقتی مادرش برایش رختخواب می آورد قبول نمی کند و می گوید اگر اینجا راحت بخوابم و راحتی به من مزه بدهد، برگشتن به جبهه برایم سخت می شود!

بسیج یعنی سید محمد حسین زاده که بعد از والفجر مقدماتی که عراق عده ای از بسیجی های نوجوان را به اسارت برده و روی آنها مانور تبلیغاتی راه می اندازد و بنا می شود ایران نوجوان ها را به خط نفرستد و برای بازرسی گردان ها بیایند و عده ای را بخاطر سن کم به عقب بفرستند و سید محمد بین آنها باشد  اما از پا ننشیند و با اعزام بعدی خودش را به جبهه برساند.

بسیج یعنی برای این که سنّت کم بوده و شرایط اعزام نداشته ای، اما قلبت مشتاقانه می تپد و آرام و قرار نداری، به فکرت  برسد یواشکی قاطی مسافران سوار قطار شوی، خودت را  دو سه ساعت در توالت قطار حبس کنی و صدایت در نیاید بلکه مامور قطار متوجه ت نشود و بتوانی خود را به جمع بچه های رزمنده برسانی.

بسیج یعنی در سرمای زمستان به خاطر بی بلیت و بی برگه ی اعزام سوار قطار شدن، در مسیری بیابانی پیاده ات کنند، نه لباس گرمی تنت باشد و نه حتی کرایه ی برگشت به شهر و دیار خودت را داشته باشی و کلی سرگردان شوی و سختی بکشی اما اکنون بعد از سی سال وقتی آن لحظه ها را به یاد بیاوری، دلت برای آن ایام تنگ شود، بغض کنی و اشک هایت بی امان سرازیر شود...

از:فاطمه رمضانی مقدم

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٦ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

هم تحریمیم هم تعطیلیم

 

از:حرف ما

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٦ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

دلیل خوشبینی دشمن چیست؟

 

حرف ما

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:۱۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٦ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

روز بسیج درآران وبیدگل

 

 5 آذر 1393

آران وبیدگل ،خیابان جمهوری اسلامی

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٥ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

دولت تدبیر یاتمدید!

 

می ترسم مذاکرات آخر ژنو
درست مثل بازی آرژانتین باشد
با آن همه دوام که آوردیم
درست در دقیقه ی آخر
ناگاه کسی مثل مسی
بیاید و کار را تمام کند
می ترسم بعد بازی
عراقچی دوباره تبلت اش را بیرون بیاورد
تا به یادگار فیلم بگیرد
و کاپیتان ظریف
کراوات جان کری را به یادگار بگیرد
و ما بی خود به خیابان بریزیم
و جشن باخت بگیریم

از:شاعرعلیرضاقزوه



+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٤٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٤ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

شهر درشب اول ماه صفر

سکانس اول:

همه جا تزیین شده است، بسیاری از رهگذران لباس نو پوشیده‌اند و به یکدیگر تبریک می‌گویند، این‌ها را حاکم وقت به مردم حکم کرده است . جارچیان احکام حاکم را با صدای بلند در سطح شهر شام جار می‌زنند...

روز اول صفر است، قرار است اسرای واقعه کربلا را از دروازه ساعات، وارد شهر کنند.

اهل شهر لباس‌های زینتی پوشیده اند.

همگی در معابر رفت‌و‌آمد کرده، به یکدیگر تبریک می گویند.

پس از آمادگی کامل با طبل و شیپور به استقبال اسرا می روند.

جارچیان در شهر جار می زنند:

"سرهای بریده و زنان و اطفال کسانی به شهر وارد می‌شوند، که به قصد براندازی حکومت عازم عراق بوده‌اند، ولی عامل خلیفه یعنی "ابن زیاد" آنها را کشته است. هر کس خلیفه را دوست دارد امروز شادی کند".

شامیان نیز کوتاهی نکرده و بر فراز بام‌های خانه‌ها بیرق‌های رنگارنگ برافراشتند و در هر گذری بساط شراب پهن کردند.

 

نغمه آوازه خوانان بلند بود و مردم دسته دسته به سوی دروازه کوفه در دمشق می‌رفتند و عده‌ای از شهر خارج شده بودند. این در حالی است که اهل بیت(ع) مصیبت زده و داغدار پیامبر (ص) را - که جبرئیل امین پاسبان حریم محترمشان بود- همراه با نیزه‌داران تازیانه به دست و بی‌رحم وارد دروازه ساعات میکنند . شامیان همین که اسرا را می بینندزبان به جسارت می گشایند.

سکانس دوم:

خیابانهای شهردرشب اول صفر

شهرساکت وارام است.آرامشی نگران کننده .آرامشی قبل ازطوفان.ناگهان سوت پایان بازی توسط داورفوتبال دربی بصدا درمی آید.مردم ازپای گیرنده هابرخاسته وراهی میادین شهرمیشوند.درعرض چنددقیقه خیابانهامملو ازجمعیت میشود.اکثرا جوانند.گهگاه بینشان زنان ودخترکانی بزک کرده هم دیده میشوند.میادین وخیابانهای مرکزی شهربراثرترافیک قفل میشود.نورافشانی چشمها راخیره کرده .عده ای به تمسخرطرفداران تیم رقیب پرداخته ونمادشان رابه آتش می کشند.بعضی ها باخانواده سوارماشین شده ،بوق ممتدمی زنندوشادی میکنند.گروهی هلهله میکنندوبرخی دیگر به رقص وپایکوبی می پردازند.انگارنه انگارکه ماه عزای ارباب بی کفن است ودخت گرامی علی مرتضی امشب به شام بلا می رسد.راستی ما راچه میشود؟!


+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

بسیج مدرسه عشق است

 تشکیل بسیج مستضعفین، ارتش بیست میلیونی به فرمان امام خمینی(رحمه الله علیه) هوشیاری و درایت بی نظیر حضرت امام از جمله اساسی ترین عوامل در جهت خنثی سازی توطئه ها به حساب می آید که به برکت این دوراندیشی و هدایت انقلاب در مسیر اصلی خود، زمینه انقلاب دوم فراهم آمد و با سقوط لانه جاسوسی امریکا در تهران و برملاشدن ماهیت سلطه جو و تجاوزکارانه امریکا، شیطان بزرگ با ضربه ای سخت و جبران ناپذیر روبرو شد.
اسناد بدست آمده از لانه جاسوسی و اظهارات صریح حکام امریکایی مردم و رهبران کشور و بویژه حضرت امام را با این حقیقت آشکار مواجه ساخت که احتمال مداخله نظامی امریکا و هجوم وی به جمهوری اسلامی، امری بعید و غیرممکن نبوده و با توجه به سوابق این کشور در جهان لزوم آمادگی مردم جهت مقابله و رویارویی را در کوتاهترین زمان ممکن آشکار می ساخت.
بر این اساس امام امت در پنجم آذرماه سال 58، یعنی در مدتی کمتر از یک ماه بعد از انقلاب دوم، فرمان تاریخی تشکیل بسیج را صادر فرمودند:
یک مملکت بعد از چند سالی که بیست میلیون جوان دارد باید بیست میلیون تفنگدار داشته باشد و بیست میلیون ارتش داشته باشد و یک چنین مملکتی آسیب پذیر نیست و مردم دلسوخته و مسلمان پاکباخته که دل در گرو عشق به انقلاب و هدفهای والای آن داشتند، با آمادگی و قصد و اراده خلل ناپذیر جهت پاسداری از دستاوردهای انقلاب گروههای مقاومت مردمی را درپایگاههای بسیج و در آن زمان در مساجد سراسر کشور تشکیل دادند.
اولین تجربه آنها به صورت عملی یاری رساندن به سپاه و کمیته در قالب رویارویی با ضدانقلاب و خنثی سازی توطئه های آنها بود و از این راه نقش موثری در خدمت به انقلاب و اهداف الهی آن هم نشان دادند.
با هجوم و تجاوز ارتش عراق به کشور اسلامیمان در شهریور 59 این اعتقاد که یک سازماندهی جهت تشکیل بهتر نیروهای مردمی بوجود آید، قوت گرفت و از آن پس نیروهای مردمی صاحبان اصلی انقلاب اسلامی جهت حضور گسترده در جبهه گروه گروه به بسیج ملحق گردیدند و عملیاتهایی چون طریق القدس، حصر آبادان، فتح المبین، ثامن الائمه و الفجر 8 ، کربلای 5 و .... از دستاوردهای عظیم این تشکل الهی بود.
اگر امروز توفیق این را داشته ایم که کشور اسلامیمان و ملت سلحشور آن را از گزند نابکاران و نااهلان تاریخ حفظ کنیم به یمن حضور گسترده بسیج بوده و لاغیر. چنان که رهبر فقید انقلاب اسلامی حضرت امام(قدس سره الشریف) فرمودند:
رحمت و برکات خداوند بر بسیج مستضعفان که بحق پشتوانه انقلاب است.
آری رزمنده بسیجی، ضمن توان رزمی بسیار بالا در نبرد نامنظم، جنگجوی قابلی دردفاع منظم به حساب می آید تا حدی که سلاحهای سنگینی چون توپ و تانکهای پیش رفته را به حرکت در آورده و روبروی دشمن قرار داده. هدف از تشکیل واحد بسیج مستضعفین ایجاد توانایی های لازم در کلیه افراد معتقد به قانون اساسی و اهداف انقلاب اسلامی به منظور دفاع از کشور، نظام جمهوری اسلامی و همچنین کمک به مردم به هنگام بروز بلایا و حوادث غیرمترقبه یا هماهنگی مراجع ذیربط می باشد. بسیج جایگاهی ملکوتی است. مکانی برای درس چگونه زیستن انسانها، جایگاه عشق و صفا و صمیمت و در یک کلام، شهید جبهه ها و قهرمان یا مظلوم پشت جبهه هاست. بیش از یکسال از صدور فرمان امام خمینی(رحمة الله علیه) مبنی بر تشکیل بسیج نگذشته بود که رژیم بعثی عراق در تحقق اهداف پلید نظام سلطه جهانی، هجوم همه جانبه خود را به میهن اسلامی ما آغاز کرد.
انقلاب اسلامی در آن اوضاع بحرانی ناشی از دگرگونی ها و تغییر و تحولات آن زمان، هیچ گونه، آمادگی لازم را برای مقابله با متجاوزان بعثی نداشت. ارتش جمهوری اسلامی ایران که با حمایت امام خمینی(رحمة الله علیه) توانسته بود جایگاه خود را پیدا نماید، در حال خودسازی و تثبیت نظم و انظباط بود. سپاه پاسداران هم که نهادی نوپا و برای حفظ امنیت شهرها به وجود آمده بود، فاقد هرگونه تجهیزات لازم و تجربه کافی برای مقابله با تجاوز خارجی بود.
از آن سو دشمن هم با ارتشی تا بن دندان مسلح و برخوردار از پشتیبانی قدرتهای استعمارگر، کشور را مورد هجوم قرار داد. در این اثنا بود که نقش بسیج به عنوان یک نیروی جوشیده از متن مردم انقلابی، در صحنه دفاع مقدس ظهور پیدا کرد. دشمن که سودای فتح سه روزه را در سر می پروراند، در همان روزهای نخستین با مردمی مواجه شد که با دست خالی به دفاع از کیان مقدس نظام اسلامی خود برخاسته بودند و از ایثار خون خویش دریغ نمی کردند، جوانان سلحشوری که به فرمان امام(رحمة الله علیه) در پایگاههای مقاومت تحت نام 'بسیجی' گرد آمده بودند و با کوچکترین اشاره ایشان به جبهه های نبرد می رفتند و تا آخرین قطره خون خویش ایستادگی و مقاومت می کردند.
در طول هشت سال دفاع، بسیج آن چنان درخشید که دشمنان اعتراف کردند که 'قدرتی در بسیج نهفته است که می تواند با یکایک ارتش های کلاسیک جهانی مقابله کند'. بسیج علاوه بر حضور در خط مقدم نبرد وظیفه جذب، آموزش و سازماندهی نیروهای مردمی و اعزام آنها را به جبهه های نبرد برعهده داشت و در این مدت توانست جمیعت مؤمن و صاحب ارزشی را از امت حزب الله، در درون خود بپروراند و پایه ریزی ارتش مردمی را دنبال کند و سرانجام پس از هشت سال دفاع مقدس، بسیجیان مظلوم و سلحشور جبهه های توحید به همراه امت شهیدپرور، از این آزمایش الهی سربلند و پیروز بیرون آمدند.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

یادبادآن روزگاران(16)

تجمع دانش آموزان بسیجی درصحن قدیمی امامزاده محمدهلال(1363)

 

پدران شهید دریک قاب

ازچپ ایستاده:پدرشهیدمصطفوی،مظفری،پدرشهیدی دیگر،ناشناس،مرحوم حسین الماسی،آقای حاج امراله جندقیان و..ناشناس

 

 اهدای یادبودتوسط امام جمعه اسبق حجه الاسلام یوسفیان(درعکس نفرنشسته کارمندپاسدارمرحوم زاهدی وشهرداریوسفیان نیزدیده میشود)

 پذیرایی باصرف آش درمدرسه

 حضورمسئولین شهردرپایگاه صاحب الزمان بیدگل

 تشییع جنازه یک شهیددرخیابان؟

 ازراست:فرماندارکاشان،حجج اسلام مشکینی،یوسفیان،ناشناس،خرم آبادی و...

جلسه معاونین پرورشی مدیریت آموزش وپرورش

 ازچپ:حجج اسلام محدث،روحانی،ناشناس،آقایان بنی طبا،مصطفوی،عصاری

 

جلسه معلمان ومعاونین درسالن مدیریت

 

قلعه مرنجاب (قبل ازمرمت)

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

حال وهوای محرم درزندان کاشان

شورحسینی درندامتگاه کاشان

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:۳٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

اززیارت ناحیه مقدسه چه میدانیم؟


سوگنامه امام مهدی درعزای سیدالشهداء(ع)

 

زیارت «ناحیه مقدسه» سوگنامه تأثرانگیز و مرثیه سوزناک امام مهدى(عج) براى جد بزرگوارش حضرت سیدالشهدا(ع) در روز عاشوراست که عاشقان و شیفتگان اهل بیت در روز عاشورا و غیر آن زمزمه‌اش مى‌کنند. امام زمان(عج)، کسى که زمان در اختیار او و تمام صحنه‌ها و لحظه‌های هر روز در مقابل نگاه اوست. با چشمی نافذ جاى جاى دشت بلا و لحظه به لحظه حماسه عاشورا را مشاهده و سوز عطش و سوزش سیلى و تازیانه را بر پیکر عاشورائیان لمس مى‌کند.

هیچ زیارتى همانند این زیارت، عمق فاجعه کربلا را بیان نکرده است. در حقیقت این زیارت آموزه‌هایىاز عشق، معرفت، عرفان، سوز، حماسه و توسل است. در عین حال که مرثیه است، مسؤولیت آفرین و حرکت‌ساز هم هست.

این زیارت شامل 10 بخش کلی است:

1. سلام
این نام الهى و زمزمه بهشتیان، رمز گشایش و سلامت است. سلام درنوردیدن فاصله‌ها و نشانه نبودن فاصله است. راستى در طلیعه کدام زیارت «سلام» نیست؟ اما این زیارت از اکثر قریب به اتفاق آنها بیشتر سلام دارد که مجموع آنها در چهار محور بیان شده است:

1ـ1. سلام بر انبیا: در ابتداى این زیارت نام 23 تن از انبیاى الهى علیهم‌السلام ذکر شده است که سلام بر آنها و اعتراف به مقامات و فضایل آنان، زائر را به جایگاه توحید و نبوت رهنمون می‌سازد. در اینجا دقت به دو نکته بسیار ضرورى است:یک) معدن تمام این حسنها و جلالتها، ذات اقدس الهى است و «نبوت» رشته پیوند خلق و خالق است و استحکام آن به امر «ولایت» می‌باشد که در دنبال به آن اشاره شده است. دو)اغلب صفات ذکر شده انبیا یادآور رنج و محنت‌هاست؛ مانند صبر ایوب و زکریا، شهادت یحیى علیهم‌السلام و... که قابل مقایسه با مصائب کربلا نیست.

2ـ1. سلام بر اولیاى دین: امام زمان(عج) در سه جاى این زیارت براى زائر درس و پیام امام شناسى دارد:
یکم. در اوایل زیارت بعد از سلام بر پیامبران، نام چهار تن از اصحاب کسا(علیهم‌السلام) با ذکر برخى از خصوصیاتشان بیان شده است:
ـ سلام بر امیر مؤمنان که تنها او شایستگى و افتخار برادرى با رسول خدا صلى‌الله علیه وآله را داشت.
ـ سلام بر فاطمه که دختر و پاره تن رسول خداست.
ـ سلام بر امام حسن مجتبى که جانشین پدر بزرگوار خود بود.
ـ سلام بر حسین که خونش را به اسلام هدیه کرد.
دوم. در قسمت دعا و درخواست امام زمان(عج)مى‌آموزاند که امام‌شناسى به هنگام توسل، تنها راه است؛ لذا زائر، خداوند متعال را به انوار طیبه معصومین قسم می‌دهد و نام ائمه هدی را ـ یک به یک ـ ذکر کرده، سپس درخواستش را عرضه مى‌دارد.
سوم. در دعاى قنوت دوباره یاد ائمه شکوفا می‌شود و ویژگی‌هاى پنج تن آل عبا در این قسمت بسیار حائز اهمیت می‌باشد.

3ـ1. سلام بر روح زیارت: سلام بر سالار شهیدان در زیارتهاى دیگر یک جا و به صورت کلى آمده است؛ ولى در این زیارت سلام، گاهى با ذکر نام و فضایل و عملکرد ایشان و گاهى بر اعضا و جوارح بیان شده است.
ـ سلام بر اعضا و مصیبت جانسوز آنها: «السلام على الشیب الخضیب: سلام بر محاسن به خون خضاب شده».
ـ «السلام على الخدّ التریب: سلام بر گونة خاک‌آلود».
ـ «السلام على الثغر المقروع بالقضیب: سلام بر لبى که با نى زده شد».
ـ «السلام على الرأس المرفوع: سلام بر سرى که بالاى نیزه شد».
ـ «السلام على الاجساد العاریه فى الفلوات: سلام بر اجسادى که برهنه در بیابان رها شد».
نکته قابل دقت در این بخشها، اشاره به نوع مصیبت‌هاست که عمق فاجعه یزیدیان و مظلومیت اهل بیت را روشن می‌سازد.
 
ذکر فضایل و مناقب سیدالشهدا(ع)
 
در بخشى از سلامها به نمونه‌اى از فضایل و کرامات امام حسین علیه‌السلام اشاره شده است؛ مانند: «السلام على ابن خاتم الانبیاء: سلام بر فرزند خاتم پیامبران»، «السلام على من بکته ملائکه السماء: سلام بر کسى که فرشتگان آسمان بر او گریستند»، «السلام على من اطاع الله فى سره و علانیته: سلام بر کسى که در آشکار و نهان اطاعت خدا کرد»، «السلام على من جعل الله الشفاء فى تربته: سلام بر کسى که خداوند شفا را در تربت او قرار داده است»، «السلام على من الاجابه تحت قُبـته: سلام بر کسى که دعا زیر گنبدش اجابت می‌شود»، «السلام على مَنِ الائمه من ذریته: سلام بر کسى که امامان از فرزندان او هستند».
در روایتى نیز آمده است: «انه سبحانه، عوض شهادَته بثلاث خصال جعل الشفاء فى تربته و اجابه الدعاءِ تحت قبته والائمه من ذریته:خداوند سبحان در ازای شهادت امام حسین، سه موهبت به او عنایت کرد: شفا در تربتش، اجابت دعا در زیر گنبدش و ائمه را از ذریه‌اش قرار داد»؛ لذا امام صادق علیه السلام به هنگام بیماری، دستور دادند شخصى به کربلا برود و برایشان دعا کند.
 
4ـ1. سلام بر حسینیان
یاران امام حسین علیه السلام اصحاب فداکارى بودند که در رأس اصحاب و یاران تمام انبیا و اولیا بوده و هستند؛ همان طورى که امام خود فرمود: «انى لا اعلم اوفى و لا خیراً من اصحابى: من یارانى باوفاتر و بهتر از اصحاب خود سراغ ندارم.» امام‌زمان(عج) بر یاران پاکباز و سربازان مخلص، سلامهایى می‌کند که مانند سلام بر مولایشان است، تا زائران بیاموزند براى یاورى ولى زمان چگونه باید بود:
ـ «السلام على النفوس المصطلمات: سلام بر بدنهاى به زنجیر کشیده شده».
ـ «السلام على الارواح المختلسات: سلام بر روحهاى به پنهانى برده شده».
ـ «السلام على الاجساد العاریات: سلام بر پیکرهاى عریان».
ـ «السلام على الجسوم الشاحبات: سلام بر جسمهاى نحیف و رنگ باخته».
ـ «السلام على الابدان السلیبه: سلام بر بدنهاى جامه ربوده».
ـ «السلام على المجدلین فى الفلوات: سلام بر جنگاوران بیابان».
ـ «السلام على النازحین عن الاوطان: سلام بر دورافتادگان از وطن».
 
2. دلدادگى به امام حسین(ع)
 
خدمت در محضر سالار شهیدان و توفیق یارى حضرت و شمشیر زدن در رکاب او، از بزرگترین توفیقات الهى بود که نصیب برخى از خواص آن عصر شد. امام زمان(عج) نیز عاشق جد بزرگوار خود و مشتاق خدمت به اوست و به ما نیز می‌آموزاند که باید این چنین بود که می‌فرماید: «اگر روزگار مرا به تأخیر انداخت و مقدرات از یارى و نصرت تو در روز عاشورا بازداشت، صبح و شام بر تو ندبه می‌کنم و به جاى قطرات اشک برتو خون می‌گریم».
 
3. اوصاف، ویژگیها و سیرت حسینی
 
امام زمان(عج) در این باره می‌فرماید: امام حسین(ع) داراى حسب و نسب شریف و ارزشمند و منقبت‌هاى فراوان و سوابق درخشان و متخلق به اخلاق نیکو است. به نمونه‌هایى از این فضایل در چهار بخش اشاره مى‌شود:
1ـ3. فعالیتهاى اجتماعى: حضرت در این خصوص خطاب به جد بزرگوارشان مى‌گوید: «اشهد انک قد اقمت الصلاه و آتیت‌الزکاه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و العدوان: گواهى می‌دهم که تو نماز را بر پا داشتی و زکات پرداختی...»، «و سننتَ السنن واطفأت الفتن و دعوتَ الى الرشاد و اوضحْتَ سبل السداد: سنتها را انجام دادی و آشوبها را فرو نشاندى، به پاکى و راستى خواندی و راههاى صلاح را روشن و مبین ساختى»، «و لعماد الدین رافعا و للطغیان قامعا و للطغاه مقارعا و للامه ناصحا: بر پا دارندة پایه و اساس دین، و درهم کوبنده طغیان و سرکشى، سختگیر و کوبنده بر آشوبگران و طغیانگران و نصیحتگر امت بودى».
«تَحوط الهُدى و تنصره و تبسط العدل و تنشره و تنصرالدین و تظهره، و تَکف العابِثَ و تَزجره و تأخذ للدنى من الشریف، و تساوى فى الحکم بین القوى والضعیف: نگاهبان هدایت و یاور دین، گستراننده عدالت و یاریگر و نمایانگر دین بودى. بازیچه دین را از کارش باز داشتی و او را منع نمودى. حق زیردستان را از موالیشان گرفتی و بین قوى و ضعیف در قضاوت به مساوات رفتار کردى».
2ـ3. مطیع بودن: این قسمت جلوه‌اى خاص دارد و به زائر می‌آموزاند: باید مطیع مولاى زمان بود: «و کنتَ لله طائعاً و لجدک محمد صلى الله علیه وآله تابعاً و لقول ابیک سامعا و الى وصیه اخیک مسارعا: همواره نسبت به خدا فرمانبردار و نسبت به جدت، پیرو و نسبت به فرموده پدرت، مطیع و شنوا بودى و وصیت و سفارش برادرت را به انجام رساندى».
3ـ3. مردم و اسلام: در این قسمت، امام حسین علیه‌السلام چنین توصیف شده است: «کنتَ ربیع الایتام و عصمه الانام و عز الاسلام و معدن الاحکام و حلیف الانعام سالکاً طرائق جدک و ابیک: تو بهار یتیمان و ملجأ و پناهگاه مردم و عزت اسلام و کانون احکام و هم پیمان بخشش‌ها و نیکو کارى، رهرو راه جدت و پدرت بودى»؛ «و للاسلام و المسلمین راحما و للحق ناصرا و عند البلاء صابرا و للدین کالئاً و عن حوزته مرامیا: براى اسلام و مسلمین مهربان و یاور حق و صبور و بردبار در هنگام بلا و محافظ دین و نگهبان آن بودى».
4ـ3. عبودیت: سالار شهیدان که به بیان امام زمان شب زنده‌دار (متهجداً فى الظلم) و عابد و زاهد روزگار خویش بود، به ما درس چگونه زیستن را مى‌آموزد. این مبحث نقطه مهمى در این زیارت و داراى معانى بلندى است: «کنت للرسول‌ صلى الله علیه وآله، ولداً و للقرآن سنداً و للامه عضدا...: تو براى پیامبر، فرزند و براى قرآن، سند و براى امت، بازویى بودى. در طاعت خدا تلاشگر و نسبت به عهد و پیمان، حافظ و مراقب بودى. از راه فاسقان سر برمى‌تافتى و هر چه توان داشتى، در راه احیاى احکام خدا بذل نمودى. رکوع و سجود طولانى داشتى و نسبت به دنیا زاهد و پارسا بودى و با دیده وحشت‌زده بدان نگاه می‌کردى». امام زمان(عج) در این عبارتِ بسیار جالب و جامع، جد بزرگوار خود را با ده عنوان وصف کرده است که به نحو مستقیم یا غیرمستقیم، عبودیت حضرتش را بازگو می‌کند:
ـ امام حسین فرزند رسول خداست.
ـ او سند و پشتوانه قرآن (روح قرآن) است.
ـ توان اسلام، امامت است و امام حسین علیه‌السلام بازوى پرتوان امت و دین اسلام در همه اعصار است.
ـ در راه اطاعت پروردگار سختکوش و تلاشگر بود.
ـ آن بزرگوار نگهدار عهد و میثاق است و با خدا و خلق او در عهد و پیمان، استوار و با وفاست.
ـ آن حضرت از راه و روش فاسقان رویگردان بود و از راه مسامحه و مداهنه وارد نمى‌شد.
ـ سوز حضرت دردمندانه بود؛ مانند کسى که بار سنگینى از غصه در دل دارد و درد سینه‌اش جراحتى التیام‌ناپذیر است.
ـ آن حضرت رکوع و سجده‌هاى طولانى داشت.
ـ نسبت به دنیا زاهد و بى علاقه بود.
ـ نظر او به دنیا، نظر وحشت‌زدگان بود و آنجایى که نظر دیگران به دنیا عاشقانه و دل پسندانه بود، نظر حضرت، مانند انسان هراسان بود.
 
4. طرح نهضت و زمینه‌هاى قیام
 
هر واقعه و انقلابى که در جهان به وقوع می‌پیوندد، نتیجه علل و عواملى است که در به وجود آمدن آن، نقش به‌سزایى دارد. پیدایش پدیده عاشورا نیز مرهون علل و عواملى است که رهبر این قیام، آنها را بازگو فرموده است. علتهایى مانند: فساد دستگاه خلافت و رهبرى، ظهور بدعتها، انحطاط اخلاقى و خطر بازگشت به جاهلیت، بى عدالتى و گسترش ظلم و منکرات و... از جمله عوامل قیام سالار شهیدان است. امام زمان(عج) در این خصوص خطاب به جد بزرگوارش می‌گویند: «حتى اذا الجور مَد باعَهُ، واسفر الظلمُ قِناعه و دَعَا الغى اَتباعه، و انت فى حرم جدک قاطن و للظالمین مباین...: تا آنگاه که ظلم و بیداد دست از آستین بیرون آورد و با سلاح به میدان آمد و گمراهان در ضلالت خود غرق شدند؛ در حالى که تو در حرم جدت ساکن، و از ستمگران دورى گزیده بودى، در خانه و محراب به سر برده، از امیال و شهوات بر کنار و با قلب و زبان به مقدار توان زشتى را زشت می‌شمردى».
«ثم اقتضاکَ العِلْم للانکار، و لِزَمکَ ان تجاهد الفجار، فَسِرْتَ فى اولادک و اهالیکَ و شیعتک و موالیک...: آنگاه که موقعیت مقتضى گردید، پرچم مخالفت برداشتی و با مخالفان کارزار کردى، با فرزندان و خاندان و پیروان و دوستان به راه افتادی و با حکمت و پند و اندرزهاى نیکو به سوى خداوند خواندی، و به بر پا داشتن حدود و فرمانبرى از معبود امر نمودى و از پلیدى و سرکشى بازداشتی و با ظلم و ستم مقابله کردى».
 
5. توصیف صحنه کربلا
 
این بخش نقطه اوج این مرثیه جانسوز است و هر انسانى که توصیف این صحنه‌ها را می‌شنود، آبشار اشک و طوفان غم و اندوه، امانش را مى‌بُرد. امام زمان علیه‌السلام در این قسمت می‌فرماید: «پس از آنکه آنان را از کار خود بازداشتی و حجت و دلیل را برایشان تأکید نمودى؛ بیعتت را شکستند و بر پروردگار و جدت خشم گرفتندو با تو جنگیدند. و آن شخص ملعون به لشکریانش دستور حمله داد، تو را از آب و وارد شدن به آن بازدارند... تیرها و سنگها را به طرف تو پرتاب کردند و دستهاى جنایتکارشان را براى نابودی‌ات گشودند... پس از هر سو تو را محاصره کردند و زخمهاى عمیق بر تو وارد ساختند... تا اینکه تو را از اسبت انداختند و مجروح بر زمین افتادى، اسبها با سمهایشان بر تو تازیدند و ستمگران شمشیرهاى برانشان را بر تو فرود آوردند...و الشمر جالس على صدرک، و مولغٌ سیفه على نحرک، قابض على شیبک بیده، ذابح لکِ بمُهَندِهِ: در حالى که شمر بر روى سینه‌ات نشسته و شمشیرش را بر گودى زیر گلوى تو فرو برده و محاسنت را با دستش گرفته بود، سرت را با شمشیر خود برید!»
 
6. مرثیه و مصیبت بعد از عاشورا
 
ظلم و ستم یزیدیان با کشتن فرزند پیامبر خدا صلى الله علیه وآله پایان نپذیرفت و کینه‌هاى خود را ادامه دادند. امام(عج) در این مورد مى‌فرماید: «و رُفع على القناه رأسُکَ و سُبى اهلُکَ کالعبید، وصُفدوا فى الحدید، فوق اَقتابِ المطیاتِ، تلفحُ وجوهُهُم حر الهاجرات، یساقون فى البراری والفلوات، ایدیهم مغلوله الى الاعناقِ، یطافُ بهم فى الاسواق: سرت بر فراز نیزه قرار داشت و خانواده‌ات همچون بندگان اسیر و در غل و زنجیر قرار گرفتند. چهره شان از گرما مى‌سوخت و در بیابانها و دشتهاى پهناور پیش برده می‌شدند، دستهایشان به گردن آویخته و در بازارها آنان را می‌گرداندند».
 
7. بازتاب این جنایات
 
در جایى که: «اذا مات العالم ثلم فى الاسلام ثلمه لا یسدها شىء» است، با شهادت امام حسین علیه‌السلام عالم چطور خواهد بود؟ امام زمان(عج) این ضایعه عظمى را مساوى با کشتن اسلام و... بیان مى‌فرماید: «واى بر سرکشان گنهکار! به کشتنت اسلام را کشتند و نماز و روزه را بیهوده و مهمل گذاشتند. سنتها و احکام را شکستند و پایه‌هاى ایمان را نابود کردند. آیات قرآن را تحریف و در فساد و دشمنى سخت تلاش نمودند... کتاب خدا رها شد و به حق خیانت گردید».
«وفقد بفقدک التکبیر والتهلیلُ والتحریم والتحلیلُ والتنزیل والتأویلُ وظهر بعدک التغییر والتبدیلُ والالحاد والتعطیلُ والاهواء والاضالیلُ والفتن والاباطیل: با رفتن تو، الله اکبر، لااله الاالله، حرام و حلال، تنزیل و تأویل از میان رفت. پس از تو تغییر، تبدیل، بى دینى، کفر، خواهشهاى نفسانى، گمراهى‌ها، آشوبها، بیهودگى‌ها و باطلها آشکار شد».
 
8. بازتاب این مصیبت در هستی
 
عظمت این مصیبت به نحوى است که سرتاسر هستى، عزادار و به ماتم و سوز و ندبه نشستند: «پیامبر آشفته‌خاطر شد و دلش گریست و به خاطر تو فرشتگان و پیامبران به او تسلیت گفتند و به خاطر تو مادرت زهرا سوگوار و مصیبت‌زده شد. فرشتگان مقرب براى سوگوارى و تسلیت گفتن به پدرت امیر مؤمنان نزد او می‌رفتند و برایت در اعلى علیین مجلس عزا و ماتم بر پا شد... آسمان و ساکنانش، بهشت و خزانه‌دارانش، و کوههاى گسترده بر روى زمین و کرانه‌هایش، و دریاها و ماهیانش، و جنیان و فرزندانشان و خانه خدا و مقام ابراهیم و مشعرالحرام و حل و احرام براى تو گریستند».
 
9. نیایش و دعا
 
چه زیبا و پر بهاست که عرض ارادت به ساحت مقدس سالار شهیدان را وسیله‌اى براى ارتباط و انس با خداوند متعال قرار داد. «دعا» سبب بینش و معرفت عمیق، موجب آرامش و سکون نفس و تشخیص رذایل از فضایل، محرک به سوى خوبیها، بازدارنده از کژیها، سازنده روح و روان و ایجاد‌کننده روح تعهدات اجتماعى است. انگاره‌هاى یاد شده در این بخش از این زیارت مقدس، موج مى‌زند. علاوه بر آنکه امام زمان(عج) ضمن دعاها به ما می‌آموزد که در این هنگام، توسل به ائمه اطهار تنها راه است و با سیر در این دعا مى‌آموزیم که محور دعاها چه باشد و چگونه دعا کنیم.
 
10. نماز زیارت: شایان توجه است که مکمل این زیارت ـ خصوصاً قسمت اخیر آن ـ نماز خاص زیارت است که با سوره‌هاى انبیا و حشر خوانده مى‌شود و داراى یک دعاى بسیار عالى در قنوت است.
 
دو پرسش و پاسخ:

چرا زیارت ناحیه در مفاتیح نیامده است؟

حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام را جمع‌آورى نموده، توجهش بیشتر به فصاحت و بلاغت بود؛ لذا برخى از سخنان حضرت را نیاورد. حتى مفاتیح الجنان از 54 دعاى صحیفه سجادیه، فقط دعاى «مکارم الاخلاق» را ذکر نموده است. البته محدث عالى مقام شیخ عباس قمى(ره) در کتاب نفس‌المهموم به بخشى از این زیارت استناد و اشاره کرده است.6 بنابراین شاید به خاطر طولانى بودن این زیارت و ذکر کردن «زیارت عاشورا» در مفاتیح‌الجنان، ایشان ذکر آن را لازم ندانسته است.
 

. آیا زیارت ناحیه مستند است؟

این زیارت از طریق یکى از نایبان خاص امام زمان(عج) به دست برخى از اساتید شیخ مفید و سپس به شیخ مفید و سید مرتضى و ابن مشهدى رسیده است. «زیارت ناحیه» داراى سندهاى مختلف و معتبر بوده، در کتابهاى این سه بزرگوار ثبت و ضبط گردیده است. متأخرین از سید بن طاووس تا زمان حال نیز آن را نقل و صریحاً تأیید کرده‌اند. ضمن آنکه مضامین این زیارت همسو با روایات و سایر زیارتهاست و عبارات گویا و معانى عمیق و دقیقش، شاهد صدقى است که این زیارت از ناحیه معصوم صادر شده است. ابن مشهدى در کتاب «المزار الکبیر» این زیارت را نقل نموده و در مقدمه کتابش نیز فرموده است: «فقط احادیث مستند و صحیح را در این کتاب مى‌آورم.»
در میان زیارتهاى سالار شهیدان، دو زیارت از ناحیه مقدسه رسیده است:
الف) زیارتى توسط شیخ محمد بن غالب اصفهانى در سال 252ق براى ابومنصور بن عبدالمنعم بن نعمان بغدادى صادر شده که در آن اسامى هشتاد نفر از اصحاب امام حسین(ع) آمده است. این زیارتنامه با توجه به تاریخ صدورش مربوط به امام‌هادىعلیه‌السلام است و متن آن در کتابهاى زیر آمده است: اقبال، بحارالانوار، عوالم، ناسخ‌التواریخ، کتاب الدعا والزیاره، رمز المصیبه، انصارالحسین.
ب) زیارتى از ناحیه مقدسه توسط یکى از نواب آن حضرت رسیده که در منابع زیر آمده است: شیخ مفید (مزار، مخطوط)، المزار الکبیر، بحارالانوار، کتاب الدعا والزیاره، رمز المصیبه، الصحیفه الهادیه، الصحیفه المهدویه، کلمه الامام المهدى علیه‌السلام. براى زیارتنامه شروحى نوشته شده که از آن جمله است:
1ـ الذخیره‌الباقیه، محمدجعفر شاملى شیرازى، (فارسى).
2ـ الشمس الضاحیه، جمعى از علما، (فارسى).
3ـ تحفه قائمیه، حاج شیخ محمدباقر فقیه ایمانى (فارسى).
4ـ کشف داحیه، برخى از علمای هند، (اردو).
5ـ همره نور، شرح زیارت ناحیه مقدسه، سید هدایت‌الله طالقانى.
6ـ سلام موعود، (بیان تحلیلى و توصیفى زیارت ناحیه مقدسه)، دکتر محمد رضا سنگرى.
از:پژوهشکده باقرالعلوم

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٢٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۱ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

عزاداری های جدید

هردم ازاین باغ بری می رسد

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:۱٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

وقتی ما می میریم

 

یامن فی الممات قدرته

یامن فی القبورعبرته

 

یکی ازسفارشات دین به ماتوصیه برای یادمرگ وعالم قبروبرزخ وحشراست.توصیه ای که دردنیای ماشینی ومدرن امروزی کمتربدان عمل میشود.البته مقصوداز یادآوری مرگ ،یادکردن جسدمتعفن شده ورو به زوال نیست .بلکه مقصود این است که ما با مرگ ،فانی نمی شویم بلکه به عالمی دیگرمنتقل میشویم عالمی بسایرگسترده تر وفراترازاین دنیای پست .جسم مانابودمیشود ولی عمل ما می ماندکه بایددرمواجه باخدا وفرشتگانش پاسخگوی باشیم.

دراین نوشتارنگاهی شده به وضعیت جسدبعدازمردن ، باشدکه خواندن آن قدری مارابه تامل واندیشه وادارد.

سلولها ازهم می پاشد

 

س از مرگ، طبیعت با بدن انسان به هیچ عنوان مهربان نیست. فرآیندطبیعی تجزیه بدن انسان پس از مرگ ما را به خاک باز می گرداند.

فرآیند تجزیه بدن انسان تنها چند دقیقه پس از مرگ آغاز می شود. هنگامی که تپش قلب متوقف می شود ما "سرمای مرگ" را تجربه می کنیم و دمای بدن در هر ساعت 1.5 درجه فارنهایت کاهش می یابد تا در نهایت به دمای اتاق برسد. تقریبا بلافاصله پس از مرگ خون شرایط اسیدی‌تری پیدا می کند زیرا دی اکسید کربن تولید می شود. این مساله به فروپاشی سلول ها و تخلیه آنزیم به بافت ها منجر می شود که تجزیه خود را آغاز می کنند.

 بدن انسان سفید و بنفش می شود

لحظاتی پس از مرگ نیروی گرانش اثر خود را بر بدن انسان می گذارد. در شرایطی که قسمت های دیگر بدن به رنگ سفید در می آیند، سلول های خونی قرمز به سمت قسمت هایی حرکت می کنند که نزدیک‌تر به زمین هستند. این مساله به واسطه متوقف شدن گردش خون رخ می دهد. در نتیجه، لکه های بنفشی در بخش های پایینی شکل می گیرند که به نام "جمود کوفتگی" شناخته می شود. در حقیقت، بر اساس مطالعه نشانه های جمود کوفتگی است که پزشکی قانونی می تواند زمان دقیق مرگ را مشخص کند.

 ماهیچه ها به واسطه کلسیم منقبض میشود

در حالت "جمود نعشی" بدن انسان حالتی سفت پیدا می کند و حرکت اندام ها دشوار می شود. پمپ هایی در غشای سلول های عضلانی ما وجود دارند که میزان کلسیم را تنظیم می کنند. هنگامی که فعالیت پمپ ها پس از مرگ متوقف می شود کلسیم سلول ها را فرا می گیرد و انقباض و سفت شدن عضلات را موجب می شود. در نتیجه جمود نعشی شکل می گیرد.

 اندام ها به دست خودشان تجزیه میشوند

فساد پس از جمود نعشی آغاز می شود. این روند را می توان با مومیائی کردن به تاخیر انداخت اما در نهایت بدن تسلیم خواهد شد. آنزیم های موجود در پانکراس آغاز تجزیه اندام به دست خود را آغاز می کنند. میکرب ها به همراه این آنزیم ها رنگ بدن را از شکم سبز می کنند. در شرایطی که باکتری بدن ما را تجزیه می کند، پوترسین و کاداورین آزاد می شوند. این ترکیبات بوی بد جسد انسان پس از مرگ را موجب می شوند.

واسکلت میشویم وبعدخاک...

پس از فساد جسد، بدن انسان به سرعت روند تبدیل شدن به اسکلت را دنبال می کند.

حال بااین اوضاع آیا دیگرجای داردکه دراین دنیای چندروزه فخرفروشی بورزیم،ستم نماییم،حق دیگران راپایمال کنیم؟

 

 

اگر شیری اگر میری اگر مور
گذر باید کنی آخر لب گور
دلا رحمی به جان خویشتن کن
که مورانت نهند خان و کنند سور


 

تلک الدارالاخره نجعلها للذین لایریدون علوا فی الارض ولافسادا والعاقبه للمتقین.

از:عصرایران

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

یادیادآن روزگاران(15)

 

 استادعلیجانزاده،مرحوم استادحاج علی شریفی،استادشهاب تشکری

 استادتشکری،آقایان تحقیقی،ربانی،بنی طبا،بندشاهی

مراسم تجلیل ازاساتید بازنشسته

 

 اردوی دریاچه نمک

 آقایان اشرف پور،مظفری،مهدی،شیخ عباس وشیخ مهدی روحانی،آقای راستگو...

آقایان تمسکی،مهدی،طاهایی،تجملی ومبینی

آقایان مهدی،مظفری،جلوداریان،امیدی ومنعمی

اردوی پیشاهنگی (1354)

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

دشت قاضی،شمال آران وبیدگل درسال 1354

 

دشتبان مزرعه قاضی دردهه 50(مرحوم نصراله خدمتی)

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()

← صفحه بعد