المصباح

جوانهای ماچرا این جور شده اند؟

پرده اول:معلم وکلاس سومی ها

 

 بچه های کلاس سوم را نصیحت می کنم برنامه ریزی کرده و درس بخوانند چون معدل امسالشان بخشی از نمره کنکور خواهد بود. یکی از بچه ها می گوید: مهم نیست آقا. می ریم دانشگاه آزاد. می گویم حدأقل تفاوت دانشگاه دولتی و آزاد غیر از بحث اعتبار آنها هزینه ای است که بر دوش خانوادۀ شما می افتد. یکی دیگر از بچه ها می گوید: پدرمون وظیفه داره خرجمون رو بده. می خواست مارو به دنیا نیاره! بگذارید رک باشم. به عنوان یک معلم بارها این حرف و این نوع رفتار بی قید و بی منطق را در کلاسهایم دیده ام و برای پدر این بچه ها ناراحت شده ام. این بی قیدی فقط در مورد خانواده ها نیست. در مورد دولت هم هست. خیلی از این بچه ها معتقدند دولت وظیفه دارد تمام مخارج آن ها را از پول نفت بدهد. وقتی می پرسم در عوض شما قرار است برای این کشور چه کار کنید جواب هایی که همگی رگه هایی از تمسخر دارد می شنوم. این اتفاق هم بارها تکرار شده است.

 

پرده دوم:معلم وکلاس چهارمی ها

تدریس کتاب  یکی از کلاس های چهارم دبیرستان تمام شده است. یک جلسه وقت اضافه مانده است. دبیر از بچه ها می خواهد کتاب کمکی را که می داند همه دارند با خود بیاورند تا نمونه سئوال های اضافه با آنها کار کند. این کار وظیفۀ معلم نیست و در حقیقت لطف در حقّ آنها است. البته دبیر با تجربه می داند هفته بعد بچه ها سهوی یا عامدانه کتاب نمی آورند و با پیش بینی این نکته نمونه سئوالی را به مدیر داده و از او می خواهد آن را برای بچه ها تکثیر کند. این کار هم وظیفۀ مدرسه نیست امّا مدیر همکاری می کند. هفتۀ بعد برگه ها را بین بچه ها پخش کرده و از آنها می خواهد به سئوالات جواب دهند تا بعد با هم جوابها را بحث کنند. از کلاس 30 نفره فقط 10 نفر که همیشه جدّی هستند این کار را می کنند. بقیه وقت را به شیطنت و در بهترین حالت به حرف زدن دربارۀ وایبر و فیس بوک و ... می گذرانند و به توصیه ها و تذکرهای معلم هم گوش نمی کنند. یکی از بچه ها مدام از جایش بلند می شود و با بچه ها درگیری های کوچکی درست می کند و با تذکر معلم می نشیند. بار پنجم بالأخره معلم عصبانی می شود و به او می گوید چرا دائم در کلاس سرگردان است. دانش آموز برگشته و به معلم می گوید نباید به او توهین کند و استفاده از لفظ سرگردان در کلاس توهین است!!؟؟ معلم که از رفتار "ریاکارانۀ" دانش آموز عصبانی است او را از کلاس بیرون می کند و همراه  با مبصر به دفتر می فرستد.

پرده سوم:کلاس فوق برنامه

3- کارگاه آموزش اصول خبرنگاری برای دانش آموزان دختر و پسر برگزار می شود. سخنران در حال توضیح مطالب خود است. هر چند جمله اش با تکه ای بی مزه و بی ربط  و عمدتاً از سوی پسرها همراه می شود. سخنران تحمل می کند و بالأخره بعد از نیم ساعت رو به بچه ها می کند و خواهش می کند اگر کسی جلسه را دوست ندارد آنجا را ترک کند و بگذارد بقیه استفاده کنند. جالب اینجا است که این کارگاه اختیاری است و مزایای زیادی هم برای شرکت کنندگان دارد و تازه نیم ساعت از آن گذشته است و مشکل خستگی بچه ها هم نیست!

مشکل ازکجاست؟

بیایید با هم رو راست باشیم  و تعارف را کنار بگذاریم چون یکی از بدترین اخلاق های ما ایرانیان تعارفات دروغین و ظاهری است. همۀ جوان ها اینطور نیستند امّا به جرأت می توان گفت نیمی از آنها یا بیشتر اینگونه هستند. این 50 درصد خیلی زیاد است. در حدّ فاجعه است. راستش "بخشی" از این نوع رفتار این جوان ها تقصیر آنها نیست هر چند شخصاً معتقدم با همۀ مشکلات و نقص ها خوب ماندن هنر ما است و این همان چیزی است که یک انسان واقعی را متمایز می کند.

بخشی مهمی از مشکل از خانواده ها است، اولین جایی که اصول اخلاقی باید به بچه آموزش داده شود. بچه ها هر چه را در خانواده می بییند یاد می گیرند. وقتی پدر در خانه سیگار می کشد قبح سیگار کشیدن برای بچه هم می ریزد. وقتی پدر موقع رانندگی چراغ قرمز را رد می کند یا هر جا دلش خواست پارک می کند بچه هم از او یاد می گیرد. اگر خانواده در رفتار با همسایگان و فامیل خودخواهانه رفتار کند بچه هم یاد می گیرد خودخواه باشد.

بخشی از مشکل هم در سیستم آموزشی ما است. وقتی حجم مطالب درسی تئوری و البته بی خاصیت آنقدر بالا است که معلم به جای یاد دادن اصول زندگی و اصول اخلاقی فقط به دنبال تمام کردن کتاب و پر کردن مغز بچه ها با فرمول های عجیب و غریب است نباید انتظار داشت این بچه وقتی وارد دوره متوسطه می شود و بعد که وارد جامعه می شود رفتار خوب و بد را تمیز دهد و این زمانی است که دیگر شاخۀ کوچکی نیست که بتوان آن را خم کرد بلکه درخت تنومندی است که دیگر خم نمی شود. حالا یا می شکند یا برمی گردد و به صورتمان می خورد. زنگ های ما طولانی است و زنگ های تفریح کوتاه. بچه ها فرصت با هم بودن و حرف زدن ندارند و حرف زدن و شلوغیشان را به کلاس می آورند و در برابر معلم که مجبور است کتاب را تمام کند مقاومت می کنند و حتّی کار به درگیری هم می کشد. می دانید وقتی کشور دچار تحریم شد اولین جایی _بعد از حق و حقوق معلم_ که بودجه اش قطع شد کجا بود؟ ورزش مدارس! در حالی که در کشورهای پیشرفته ورزش یکی از مهم ترین بخش های برنامه آموزشی است در ایران فقط یک اسم در برنامه هفتگی مدارس است. در حالی که در کشورهای پیشرفته قهرمانان آینده از مدارس شناسایی و مورد حمایت قرار می گیرند، در ایران ورزش تبدیل به بی اهمیت ترین بخش آموزش مدارس شده است!

بخشی از مشکل هم به جامعه برمی گردد. مردم مسابقه سرعت گذاشته اند، سرعت در پول بیشتردرآوردن به هر شکل، خرید خانه و سکه و موبایل، خرید آپارتمان های بیشتر، گرانفروشی و اخیراً کم فروشی، دروغ و ریا. مسئولین هم در این امر دخیل هستند. همه چیز رو به سرگردانی تا بی نهایت است، نظارتی وجود ندارد، دائم دزدی و اختلاس رو می شود و البته اکثر مواقع در حدّ حرف اول اسم مجرمین باقی می ماند، اکثر مواقع برخورد جدّی با متخلفان اقتصادی و اخلاقی و اجتماعی نمی شود، و البته بیرون بودن کمی موی سر خانم ها از همۀ اینها مهمتر است!؟ اگر به خاطر حقّت شکایت کنی کسی ترتیب اثر نمی دهد. هر کس به خود اجازه می دهد زور بگوید. ارگانها و سازمانها قدرت مطلق هستند و دولت هم حریفشان نیست! بانک ها جلوی چشم مردم رژه می روند و مثل قارچ های سمی رشد می کنند و سر به فلک می کشند. مخابرات به خودش اجازه می دهد دائم روی اعصابت باشد. شما در چنین جامعه ای حقّ انتخاب ندارید. قرار است برای تقلبهای علمی در پایان نامه ها قانون جزایی درست کنند امّا خود دولت بزرگترین تخلف علمی قرن را در قضیه بورسیه ها مرتکب شده و هیچ کس مجازات نمی شود و آدم های بی سواد اماّ رانت دار دکتری می گیرند و استاد دانشگاه هم می شوند. یک رئیس جمهور "بگم بگم" راه می اندازد و  بر خلاف تمام قواعد اخلاقی و حقوقی لیست خلافکاران بزرگ را لو نمی دهد و وزیر رئیس جمهور دیگری دم از پول های آلوده می زند و فهرستش را در جیبش گم می کند! و همۀ این ها جوان های ناپخته در گردش روزگار و خسته از فشار درس و مشق را عاصی تر و ناامیدتر می کند.  خود جوان هم مقصر است امّا او تنها گناهکار نیست.

آقای احمدوند

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

13 رجب میلادآقاامیرمومنان علی علیه السلام مبارک باد

 

نجف 1436

نجف(یک قرن پیش)

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٠٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

دور دور


١١ شب؛ تهران، سعادت اباد


ساعت ١١شده؛ خیابان شلوغی خود را حفظ کرده. دور دور بازها از ایست‌ها و گشت‌های سعادت‌آباد خسته شده‌اند و به اندرزگو می‌روند، به میعادگاه مشهور بچه مایه‌دارهای پایتخت؛ بوگاتی، مازراتی، پورشه، کاپرا، بی‌ام‌و. آنها ایستگاهِ هم را می‌گیرند و با اسکل کردن یکدیگر وقت می‌گذرانند. یکی از دخترها که سوار بر یک هیوندای در بلوار حرکت می‌کند، چشم پدرام را می‌گیرد. «سه جاشو عمل کرده، اگه بهش توراهی نخوره سراغ دوست پسرش می‌ره؛ البته ما یه شانس داریم، مدل ماشینمون بالاتره، اگه مکالمه شو قطع کرد، یعنی می‌خواد پا بده.»

این اتفاق هم می‌افتد؛ به خودرویش که نزدیک می‌شویم، شیشه را پایین می‌دهد و پورشه داریوش قرار با دوست پسرش را به هم می‌ریزد و شکل رابطه‌شان را عوض می‌کند. مسیر را که ادامه می‌دهیم، دختری کنار دوست پسرش سوار بر پرشیا درحال رانندگی است، او به داریوش و پورشه‌اش چشمکی می‌زند و میزان عمق رابطه‌ای که با همراهش دارد را مشخص می‌کند. حالا ممکن است همراه او خیلی دوستش داشته باشد، عاشقش باشد، از کار و زندگی‌اش گذشته باشد، اما پولی ندارد که بخواهد پرشیایش را به پورشه داریوش تبدیل کند. داریوش هم با همه این اوصاف بی‌خیال این مورد می‌شود و با حرف پدرام متوجه دختری با موهای چتری می‌شود که سوار بر یک مازراتی است. 

ماشین‌ها با یک، دو، سه و یا چهار سرنشین رد می‌شوند؛ اکثرا براساس جنسیت تفکیک شده‌اند. خیلی‌ها از تیکه‌هایی که داریوش با پورشه‌اش به آنها می‌اندازد شاد می‌شوند و به خود می‌بالند. پدرام شیشه را پایین می‌دهد و به راننده خانم ٢٠۶ سفیدرنگی می‌گوید: «لاستیک لاستیک، پنچر شده.» او هم جدی می‌گیرد و دستپاچه می‌شود. بعد از چند لحظه پدرام قهقهه‌ای می‌زند و می‌گوید: «دیدی گولت زدم؟ می‌خواستم سر صحبتو باهات باز کنم.» او هم که‌ هاج و واج مانده، می‌خندد و از شوخی پدرام استقبال می‌کند؛ اسمش را می‌گوید و شماره‌اش را برای پدرام می‌خواند. پدرام می‌گوید: «اینا همش شگردهایی واسه پایین کشیدن شیشه ماشین دخترهاس، با هر دلقک بازی این کارو انجام می‌دیم. البته اگه ماشینت خوب باشه، پنجره شیشه ماشین اکثر دخترها اتوماتیک پایین میاد.»

وقت‌گذرانی از روی ناچاری
داریوش از آدم‌هایی است که علاقه‌ای به دور دور در آخر هفته‌ها ندارد؛ او می‌گوید: «من اصلا این کارو، کار چیپی می‌دونم. اما خب مسأله اینجاس که ما هیچ تفریح جایگزین دیگه‌ای نداریم. وقتی بچه‌ها حتی نمی‌تونن با هم به ورزشگاه برن، چه انتظاری می‌شه داشت؟» خیابان برای داریوش و دوستانش به یک پاتوق تبدیل شده، پاتوق جذابی که توانسته جای کافه‌ها را هم بگیرد؛ حالا خیابان به کافه‌ای بزرگ تبدیل شده که آدم‌ها در آن حرکت می‌کنند. داریوش می‌گوید: «ایران جاهای خوبی واسه گشتن و تفریح کردن داره، اما بحث اینجاس که بچه‌ها جرات نمی‌کنن باهم برن. بچه‌ها توی خیابونا گم و گور شدن و نمی‌دونن چه تفریحای مناسب‌تری می‌تونه وجود داشته باشه. اصلا لذت یه صبحونه توی کافه روباز رو نمیشه با هیچی عوض کرد.»

به قول پدرام، دور دور یک تفریح خاص است که نهایتا ٢٠درصد از جوانان تهران می‌توانند آن را انجام دهند؛ چراکه این تفریح توانایی مالی خاصی می‌طلبد. البته این تفریح یا وقت‌گذرانی توانسته برای عده‌ای سود اقتصادی فراوان داشته باشد؛ دور دور باعث پیشرفت و توسعه بسیاری از شغل‌ها شده، داریوش می‌گوید: «امیر چاکلت رو دور دور امیر چاکلت کرد، حالا چندتا مغازه دیگه هم داره. من یادم میاد اینجاها همش زمین خاکی بود.»

قضیه ماشین و شخصیت
«اونقد دور دور کرده که دیگه نمیتونه رانندگی کنه، پاهاش درد گرفته.» «با خودش قهره، حرف زدن باهاش حوصله میخواد.» اینها حرف‌های رد و بدل شده بین داریوش و پدرام در بلوار اندرزگو است. نگاه آنها همه بلوار را دربرگرفته و یک نفر هم از زیر دستشان در نمی‌رود؛ با یک نگاه همه را تا آخر می‌شناسند و حتی تا تعداد دوست‌های پسر سابقشان هم پیش می‌روند. 

داریوش معتقد است که دخترها می‌گویند پول امنیت می‌آورد؛ برای همین دنبال ماشین‌های مدل بالا هستند؛ چراکه پشت بندش ویلا و چیزهای دیگر هم هست؛ او می‌گوید: «خرج کردن واسه دخترها یه وظیفه شده. این‌که اونو سوار کنی و بیرون ببری و خرج کنی و بعدشم برسونی خونه. اصلا بین دخترها کل کل شده که دوست کدومشون بیشتر خرج میکنه. دخترها با نگاه کردن به ماشین طرف مقابل دوستاشونو انتخاب میکنن.» پدرام هم در ادامه صحبت‌های داریوش می‌گوید: «اتفاق عجیبی که توی چند سال اخیر افتاده اینه که خیلی از دخترها به بهونه این‌که امنیت ندارن، پدر و مادرشونو مجاب می‌کنن که ماشین داشته باشن، من پدر و مادرهایی رو می‌شناسم که مدل ماشین‌شون از مدل ماشین بچه‌شون پایین‌تره.»

«آنیتا»، دختر خوش‌چهره و صدایی که در دور دورِ امشب با داریوش دوست شده اما چیز دیگری می‌گوید. او در پاسداران زندگی می‌کند؛ موازی پورشه داریوش حرف‌هایش را با صدای بلند می‌زند: «پسری که توی دور دور باشه تکلیفش مشخصه.» او نمی‌خواهد قبول کند که تمام دخترها دنبال پول پسرها هستند و برای همین در دور دور‌ها دنبال ماشین مدل بالا می‌گردند. 

«البته تجربه به ما دخترها ثابت کرده که آدمایی که سوار ماشینای مدل پایین هستن ممکنه برخوردای مناسبی نداشته باشن و واسه همینه که بچه‌ها با پسرایی که ماشینای گرون‌ قیمت دارن راحت‌تر ارتباط برقرار میکنن.» 

آنیتا دور دور را یک هواخوریِ بدون دردسر می‌داند که پیاده‌روی و خستگی هم ندارد و هر وقت که حوصله‌اش سر می‌رود این کار را انجام می‌دهد. او انتخاب‌هایش را تنها براساس مدل ماشین طرف مقابل نمی‌داند و می‌گوید به طرز صحبت کردن و دیگر موارد اخلاقی هم بستگی دارد، وگرنه دوستی به همان یک شب و حرکت کردنِ موازی در خیابان خلاصه می‌شود. 

آنیتا می‌گوید: «دور دور واسه این به وجود اومده که حوصله آدم سر می‌ره و دنبال دوست جدیده و جای دیگه‌ای هم وجود نداره. موزیک داریم و هوای خنک و هیچ خستگی هم در کار نیس؛ چه چیزی از این بهتر؟ البته خیلی از بچه‌ها واقعا هیچ هدف خاصی از دور دور ندارن و همینجوری میان و حتی دنبال دوست جدید هم نیستن؛ به صورت لحظه‌ای این کارو انجام میدن.» به قول داریوش که سرنشین هر ماشینی را که اراده کند به چنگ می‌آورد.

دوستی‌های دور دوری
راه بند آمده؛ دو دختر که سوار یک بنز شده‌اند، از همه سو درخواست دارند. آنها می‌توانند به تنهایی یک خیابان را ببندند و راننده‌های تمام ماشین‌ها را به له‌له بیندازند؛ قدرتی که شاید در ایست‌های بازرسی و گشت‌های نامحسوس هم پیدا نشود. 

«آتوسا» نام یکی از آن‌هاست؛ شگردهای داریوش او را به حرف می‌اندازد: «این کار توی هر گروه سنی انجام می‌شه. من خودم دوستای ۴٠ساله‌ای دارم که این کارو انجام می‌دن و دخترهای خوبی هم هستن و فقط دنبال دوست می‌گردن. البته معمولا شکست می‌خورن و اون وقت نسبت به کل افراد جامعه بی‌اعتماد میشن. طبیعتا این رابطه‌ها بدون هیچ اعتمادی شکل می‌گیره و هر دو طرف می‌دونن که طرف مقابل همون شب به آدمای زیادی شماره داده و از آدمای زیادی هم شماره گرفته. این رابطه‌ها از اساس با یه اشکال شکل می‌گیره.» 

داریوش که دوست‌های دختر زیادی دارد، وقتی کانتکت‌های گوشی‌اش را نشان می‌دهد، بیش از ۵٠درصد از لیست بلندبالای دوست‌های دخترش را در دور دور پیدا کرده. «همه اینا هرزه نیستن. اما خب دوستی‌هایی که با دور دور شکل میگیره، پایدار نیس. واقعیتش، این دوستی‌ها بیخوده و با چرخ زدنِ بیشتر میشه ده تا دیگه هم پیدا کرد. هرچقدر هم که خوب باشی، ماشینتو نشونه شخصیتت می‌دونن. من آدمایی رو می‌شناسم که توی خونه کوچیکِ اجاره‌ای زندگی می‌کنن اما ماشین مدل بالا سوار می‌شن تا از این طریق شخصیت خودشونو نشون بدن.»

ترافیک سنگین است و کسی نمی‌خواهد از لاین خلوت بلوار عبور کند. در قسمتی از خیابان یک بی ام و موازی با یک لکسوس درحال حرکت است. پسری می‌خواهد شماره‌اش را به یکی از دخترهای سوار بر لکسوس بدهد، دختر هم با لبخند و روی باز آیفونِ خود را بالا گرفته و در صفحه لاک (قفل) گوشی‌اش ادای ذخیره کردن شماره را درمی‌آورد. دور دور مصافِ کل کل باز‌ها است. سرنشینان پشت ماشین این دخترها هم سگ‌های سفید و سیاهی هستند که سرشان را چند لحظه یکبار از شیشه بیرون می‌آورند.

دور دوربازها هفته‌ای چندبار همدیگر را می‌بینند و ناخودآگاه با هم آشنا شده‌اند، برای همین سعی می‌کنند هر هفته با ماشین جدیدی در صحنه حاضر شوند. ساعت  ١١:٣٠ است، موزیک‌ها و سرعت‌ها کم و زیاد می‌شود. خیلی‌ها از دور دورِ خود به نتیجه رسیده‌اند و حالا به مقصد می‌روند. بعضی از دخترها سوار بر ماشین مدل بالایشان چشمکی می‌اندازند و با لبخند رد می‌شوند. داریوش به این لبخندها می‌گوید «خنده حرص»؛ چون نمی‌توان به آنها رسید و تنها می‌خواهند به این ترتیب پسرها را عذاب دهند. آدم‌های داخل ماشین یک پیک‌نیک کوچک راه انداخته‌اند؛ ۴نفره، دونفره، و دنبال آدم‌هایی برای افزایش این تعداد هستند.

١٢ بامداد؛ برگر فکتوریِ سعادت‌آباد


ساعت ١٢ است، دور دور به پایان رسیده و در برگر فکتوری سعادت‌آباد نشسته‌ایم. داریوش دوباره کانتکت‌های گوشی‌اش را نشان می‌دهد و دوست‌هایش را مرور می‌کند. «این الهه س، پنجشنبه توی دور دور دوست شدیم و یکشنبه باهم رفتیم استانبول. واقعیتش اینه که دوستی‌های غیردور دور پایدار‌تر بودن و به یه مهمونی رفتن ختم نشدن. واقعیتش اینه که دخترهایی که دور دور نمی‌اومدن حالا ازدواج کردن، اما دور دوری‌ها نتونستن ازدواج کنن، مثه خود من که توی ٣٠سالگی همین‌طوری موندم و اونقد دوست زیاد داشتم که دیگه نمی‌تونم ازدواج کنم.» داریوش که حالا پخته‌تر شده و دیگر مثل جوانی‌اش استفاده از وسایل نقلیه عمومی را ننگ نمی‌داند و تنها به خاطر آن‌که  ٣‌سال از تهران دور بوده دلش برای دور دور تنگ شده و هر از گاهی این کار را انجام می‌دهد، می‌گوید: «صحبتِ دور دور توی بقیه کشورها یه چیز مسخره س؛ اونجاها اینقد تفریح هست که آدم دنبال این کارها نره. وقتی یکی از دوستام توی ترکیه از من پرسید که تفریح شما چیه و منم قضیه دور دور رو گفتم، اصلا نمی‌تونست باور کنه.»

شاید قرار است تهران به این شکل توسعه یافته شود، از صف مترو و اتوبوس کاسته و به تعداد ماشن‌های مدل بالای تک سرنشین اضافه شود و پدیده «رژه تجمل» روز به روز نمایان‌تر از پیش جلوه کند. پول‌های بادآورده آن‌قدر زیاد شده که دیگر صاحبانش نمی‌دانند با آن چه بلایی باید سر خود و دیگران بیاورند. پول‌های بادآورده‌ای که تنها می‌تواند به خشم طبقاتی بیفزاید و اکثریت جامعه را - که زیر خطی به نام فقر روزگار می‌گذرانند - به فکر تغییر و دگرگونی جهت رفع این اختلاف بیندازد و آنها را از پورشه، پورشه‌سوار و کارخانه تولید پورشه متنفر کند. آدم یاد مادر و پسری می‌افتد که اردیبهشت‌ماه‌ سال ٩٢ با خرید یک خودرو پیکان در خیابان‌ها به تصادف عمدی با خودروهای مدل بالا می پرداختند و حداقل به ازای هر تصادف از راننده خودرو دیگر مبلغ ۵٠٠‌هزار تومان جهت بیعانه، می‌گرفتند تا در ادامه به پلیس مراجعه کرده و میزان خسارت وارده را ارزیابی کنند.

یک سوال، فکر می‌کنید نتیجه شکاف طبقاتی چه خواهد شد؟

منبع

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٤٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

علامه کیست؟

درحوزه های علمیه برای خطاب دانش پژوهان وطلاب وفضلا،از القاب وعناوین خاصی استفاده میشود:

ثقه الاسلام،حجه الاسلام (والمسلمین)،آیه الله(العظمی)،مجتهدومرجع وزعیم و ازاین قبیل.

اما چه کسی درخورعنوان (علامه) هست؟

لفظ علامه برای علمایی استفاده می شود که سال های متمادی مشغول تحقیق وپژوهش علمی عمیق بوده اند و هفتاد، هشتاد سال از عمر خود را صرف آن کرده اند .ازآن جمله تعداد محدودی هم چون علامه امینی صاحب مجمع الغدیر و علامه طباطبایی صاحب تفسیر گران سنگ المیزان و علامه جعفری برازنده ی این عنوان شدند. این لفظ مخصوص عالمان بزرگی است که به مراتب بلند علمی رسیده اند که تئوری پردازی کنند.

اما  چه شده این روزهاکه دیگر القاب درجای خودقرارنمی گیرند.آیا افراد بیش ازحدعنوان ولقب گرفته اند یاعناوین والقاب ارزش خودراازدست داده اند؟!

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٠٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

 

 

به این میگن شهردار


 

درشمیم هجرت بخوانید

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٠٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

این آقازاده ازما بهترون!

خاطرات سال ۱۳۷۰ اقای هاشمی تحت عنوان سازندگی وشکوفایی را چندروزی است خوانده ام.در خاطرات این سال به روشنی سیر تبدیل اقازاده ها به شاهزاده ها مشخص است.سفرهای خارجی ،فرستادن والاحضرت ها به عنوان نماینده ویژه به سایر کشورها.شروع این روند تقریبا دوسال پس از عروج امام و پایان جنگ شروع شده است.وای به حال سالهای بعد برسد.در اینجا فقط گوشه ای از این قدرت نمایی والاحضرت ها وعلیاحضرت ها،شاهپورها وشاهدختها را بخوانید:

۸فروردین:

محسن و مهدی به همراه تیم وزارت نفت ،برای بررسی وضعیت صنعت نفت وچاه های نفت کویت که در حال سوختن بود و فرایندکمک رسانی و بازسازی و همچنین نحوه خاموش کردن چاه ها، به کویت رفته اند.

۱۵فروردین:

یاسر از مدینه تلفن کرد.از سفرعمره اظهار رضایت کرد.

۱۶فروردین: یاسر از عربستان رسید. شرحی از سفرش داد. شناخته شده بود و با فهد شاه عربستان ملاقات داشته است.

۲۶فروردین:

محسن برای سفر به کره جنوبی جهت بازدید از صنایع سنگین و واگن سازی امد ،مذاکره کردیم.

۲۸فروردین: برای پرواز به سوی استان فارس به فرودگاه رفتیم. عفت ، فاطی ، مهدی ، فرشته ها و بچه ها و بعضی از بستگان هم بودند.

۳اردیبهشت:محسن امد.گزارش سفر به کره جنوبی را داد؛ تحت تاثیر صنایع کره قرارگرفته است.

۷اردیبهشت:عازم سفر به سوریه هستیم…عفت ،فاطی ،سعید لاهوتی ،فرشته و نوه ها همراه مان بودند.

۲۷ اردیبهشت:محسن امد و گزارشی از سفر به پاکستان به همراه وزیر نفت داد.

۱۴خرداد: ساعت ده صبح باهلی کوپتر به مرقد امام رفتیم. عفت هم امد…فائزه به شمال رفته ، محسن هم به سوی شمال رفته بود که به خاطر شلوغی جاده برگشته است.

۲۳خرداد: ظهرعفت و فاطی و یاسر و سارا و علی امدند. ناهار را بامن خوردند و از انجا برای سفر به لیبی ،عازم فرودگاه بودند. در همان لحظه ،ساعت دو بعداز ظهر خوابم برد. وقتی که بیدارشدم نبودند؛ دلگیرشدم.

۲۹خرداد:ساعت هفت و نیم صبح به فرودگاه مهراباد رسیدیم.مهدی و یاسر هم با من بودند…به سوی نوشهر پرواز کردیم.

تیر:محسن امد. گزارش سفر به شوروی را داد. از عدم انسجام شوروی …و عدم استقبال خوب از هیات و وزیر نفت و بهتر بودن وضع چکسلواکی گفت.

۱۸ تیر: یاسر سر میز صبحانه ،شرح سفرش به جزایر کومور، موریس و ماداگاسکار را داد.

۳۰ تیر:

باهلی کوپتر به سد لتیان امدیم. بچه ها هم تاظهر کم کم رسیدند…هوای خوبی دارد.همراه بچه ها ،خواستم اسکی روی اب یاد بگیرم .کمی دنبال قایق کشیده شدم. بدنم امادگی برای چنین ورزشی ندارد؛… یک نفرچینی پیش بینی کرده است که ساعت هشت امروز ، زلزله ای به قدرت ۶/۸ ریشتر در تهران روی خواهد داد. به همین خاطر بسیاری از مردم تهران سفرکرده و یا از خانه بیرون رفته اند.امدن ما به لتیان هم بی ارتباط با این نیست؛ اگر چه خودم اصلا قبول ندارم ؛ فقط به خاطر بچه ها امدم.

حدود ساعت هشت ،بیرون از ساختمان و در تراس کنار باغچه نشسته بودیم .همان لحظه از دفتر ،تلفنی خبر دادند که دولت چین ،رسما اعتبار این پیش بینی را منکر شده وگفته است که ما چنین دانشمندی نداریم.

طبق تحقیق سفارت خودمان ،او یک کارگرکارخانه چین است و تعادل ندارد.

۱۵مرداد:عصربه خانه امدم .فائزه از کره شمالی برگشته و راضی است. با اقای کیم ایل سونگ ، رهبرکره شمالی ملاقات کرده و او ضیافت نهار به هیات ایرانی داده است.

۲۵ مرداد: محسن امد درباره سفر به کشورهای جنوب خلیج فارس سئوال کرد.همراه اقای اقازاده ،وزیر نفت ، پیام من را برای سران این کشورها می برند.

۹شهریور:مهدی از سفر استرالیا وزلاندنو امد و گزارشی از سفر داد.

۱۱مهر:به سوی دشت مغان پرواز کردیم.چند نفر از وزیران ،معاونان و نمایندگان و مهدی ،عفت ،فاطی و فرشته همراه بودند.

۱۷اذر:ساعت هفت و ربع صبح ،همراه عفت ویاسر وفاطی و علی وسید علی مرعشی وخانم عباسی به سوی فرودگاه حرکت کردیم…ساعت هشت ونیم صبح به سوی داکارپرواز کردیم.

۲۰ اذر:عفت امروزناهار هم مهمان خانم رییس جمهور سنگال بود…از مسجد شیعیان بازدید کرده که نامرتب وکثیف دیده وبازار سنگال را هم کثف دیده است.فاطی وفائزه هم از بازار صنایع بازدید کرده بودند وفائزه از یک مدرسه ورزشی ویاسر هم درسفر طوبی با من بود.

۲۳:اقای بشیر رییس جمهور سودان تقریبا از هیات جدا نمی شود.اقامتگاه ،کنار منزل شخصی اوست.فائزه ویاسر امروز به مکه رفتند.

۶دی:فائزه به مشهد رفته بود.یاسرهم برای اسکی به دیزین رفته است.

۲۶دی:برای استراحت به محل سد لتیان رفتیم.مغرب رسیدیم وتااخرشب ،بعضی از بچه ها هم رسیدند.عفت واقدس خانم،خواهرش قبل از من رسیده بودند.

۲۷دی:دوسه ساعت درمحوطه بازجلوی ساختمان{ در سد لتیان}،بابچه ها بابرف ،بهمن های بزرگ درست کردیم وتالب سدغلطاندیم.

۲۹ اسفند:فاطی ازباکو در اذربایجان شوروی ،تلفنی تماس گرفت.

۳۰اسفند:فاطی وبچه هایش در اذربایجان هستند.فائزه هم به کیش رفته است…بافرشته ومهدی ،تلفنی صحبت کردم،از وضع شان در استرالیا راضی اند……

منبع

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

شب آرزوها

 

 لیله الرغائب

 

رغائب جمع رغیبه است به معنی «امرٌ مرغوب فیه عکاء کثیر» یعنی شبی که در آن عطاها و مواهب فراوان بدست می ‏آید در حدیث است شب جمعه اول این ماه احیاء و بیداری و نیایش فضیلت ویژه دارد و موجب دست‏یابی به عطایای ارزشمند حضرت پروردگار است، در حدیث است که رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: ملائکه این شب را به این نام نهادند و محدثان در کتاب‏های دعا نمازی با کیفیت مخصوصی در این شب ذکر کرده‏ اند که پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: هر کس این نماز را در این شب انجام دهد ثواب این نماز به نیکوترین صورت با روی خندان و درخشان و با زبانی فصیح در شب اول قبر در حضور این فرد ظاهر شود و به او می‏ گوید: ای دوست من مژده می ‏دهم تو را که از هر شدّت و سختی نجات یافتی، نمازگزار می‏گوید: تو کیستی که من تاکنون چنین صورتی زیبا با چنین جلوه ‏ای ندیدم و سخنی شیرین‏تر از کلام تو نشنیده ‏ام و بویی بهتر از بوی تو نبوئیدم در پاسخ می‏گوید: من همان نماز لیلة الرغائبم که شما انجام دادی. امشب آمده‏ ام نزدت باشم تا حق را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من در عرصه قیامت سایه بر سر تو خواهم افکند پس خوشحال باش که خیر از تو معدوم نخواهد شد.

گرچه تمام ماه رجب، نزد خداوند و اولیاء گرامیش عزیز و ارجمند است لیکن برخى از اوقات آن، فضیلت ویژه اى دارد; مثلا اوّلین شب جمعه ماه رجب، داراى امتیازى بزرگ است. پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید; فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» مى نامند. چرا که وقتى یک سوم از شب گذشت، هیچ فرشته اى نیست مگر اینکه در کنار کعبه مشرفه آید; آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان کند و فرماید: فرشتگانم! هرچه خواهید از من بخواهید. فرشتگان گویند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است که روزه داران ماه رجب را بیامرزى; خداوند متعال فرماید: آمرزیدم.

یکى از کارهاى مهم و شایسته در ماه رجب، کمک به مستمندان است. امام صادق(علیه السلام) از پدران گرامیش از امام على(علیه السلام) نقل مى کند که آن حضرت فرمود:...هرکس به خاطر خدا در ماه رجب صدقه بدهد، خداوند وى را آنچنان اکرام فرماید که نه چشمى دیده و نه گوشى شنیده و نه بر قلب انسانى خطور کرده باشد.(8)

در بیان فضیلت ماه رجب، به همین چند حدیث شریف بسنده مى کنیم و مى گوییم: اگر هیچ حادثه اى در ماه رجب رخ نمى داد، باز هم رجب ارزش خاص و ویژگى استثنائى خود را داشت; لیکن حوادثى در آن به وقوع پیوسته است که موجب شرافت و کرامت مضاعف این ماه شده است. آن حوادث عبارتند از:

الف: ولادت امام هادى(علیه السلام) در دوم یا پنجم رجب (بنابر روایتى); گرچه قول دیگر هم هست.

ب: ولادت حضرت امام جواد(علیه السلام) در دهم این ماه، گرچه قول دیگر هم هست.

ج: ولادت مبارک امام على(علیه السلام) در خانه کعبه معظمه در سیزدهم ماه رجب، ده سال قبل از بعثت.

د: شهادت حضرت امام کاظم(علیه السلام) در بیست و پنجم این ماه.

هـ: بیست و هفتم این ماه، عید مبارکى است; چرا که آخرین پیامبر برگزیده الهى حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) در این روز از جانب خداى متعال مأمور هدایت مردم و ابلاغ هدایت و رسالت الهى گردید.

بندگان صالح و آگاه الهى، ماه رجب و شعبان را به عنوان زمینه و مقدمه اى جهت کسب آمادگى براى درک درست و شایسته ماه مبارک رمضان به حساب مى آورند. خوشبختانه هم اکنون در برخى از شهرهاى کشور عزیزمان ایران، اهل عبادت و معرفت دو برنامه دارند و آن ها را با هم اجرا مى کنند: یکى «اعتکاف» که دستور اکید اسلام است با احکام و دستورات ویژه اش و دیگرى برنامه اى به نام عمل ام داود، دستورى که از حضرت امام صادق(علیه السلام) به ما رسیده است.

براى آگاهى از برنامه ها و عبادات و دعاهاى این ماه به کتب ادعیه چون «مفاتیح الجنان»، «اقبال الأعمال» و غیره مراجعه کنید.

کوتاه سخن اینکه رجب، عید اولیاء الهى، بهار راز و نیاز و عبادت، موسم خضوع و خشوع به درگاه الهى، موعد حضور و خواستن، و زمان قرار صالحان با معشوقشان حق تعالى است. پیامبر گرامى و جانشینان به حق حضرتش سه ماه رجب، شعبان و رمضان را فراوان پاس مى داشتند و این سه ماه را به روزه مى گذراندند.


 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٢٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

قبربدخوب است،اما برای همسایه

 

درتصویرفوق چه می بینید:

این عکس که سندگویای بازی شیادانه وهابیت بامذهب اسلام است نشان میدهد پادشاه بزرگ آل سعود و مؤسس سلسله پادشاهی آل سعود، در صدر هیأت بزرگی از شاهزادگان در سال 1947 به واشنگتن سفر کرده بود،برای اثبات وفاداری و بندگی اش نسبت به سران کاخ سفید، بر مزار «جورج واشنگتن» نخستین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا حاضر شده و به احترام برای وی تاج گل برده است

این درحالی است که طبق آموزه های وهابیت، هر نوع بنا بر سر قبور مصداق شرک به حساب می آید و به همین علت، باید تمام ابنیه موجود بر سر قبور ویران شود. هم چنین حضور بر سر قبور و احترام به مردگان نیز شرک به حساب آمده و زوّار را به همین علت از دین خارج شده می دانند. با این حال به نظر می رسد پیشقراولان وهابیت در جهان اسلام و مؤسس کشور عربستان و حاکمیت آل سعود، تنها با مسلمانان و قبور آنان سر جنگ داشته است و بزرگان آمریکا و کاخ سفید را – حتی پس از مرگ – احترام می کرده است؛ عمللی که به ادعای خود آنان «شرک در پرستش خداوند» به حساب می آید!

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

فرهنگ غنی ما که اسیر(شهوت)شده

شما به عنوان یک کاربر ساده ی اینترنت، روزانه با چندین لینک و سایت و تبلیغ زننده دست و پنجه نرم می کنید که دست از قضا بیشترین تعداد کلیک خور در این فضا را به خود اختصاص داده است.

این روزها بستر اینترنت با تغییر شکلی نه چندان سخت، به زمینه ای برای به فحشا کشیدن رابطه ها و به ابتذال کشیدن الفاظ و تهی کردن ارتباطات و تکنولوژی از معنا تبدیل شده است.

اینترنت در ایران سالهاست تحت تاثیر مقوله ای به نام شهوت قرار گرفته است، شهوتی که سر تا پای تعاملات و بستر ارتباطات و تکنولوژی این کشور را به سخره گرفته است.

و حال، حاصل پیشرفت سریع تکنولوژی کشور، اینترنتی ست که حول محور و مدار جنسیت فعالیت میکند.

فرهنگ از دست رفته یعنی سلطنت شهوت بر عقل و روح و علم و احساس یک کاربر اینترنت، شهوت که یکی از خصلت های طبیعیِ انسان است به طور غیرطبیعی‌ ای برجسته بشود و به صورت تبلیغاتی و مبالغه‌آمیزی بزرگ بشود و اصالت پیدا کند و سَرَک بکشد توی همه‌ی شئون زندگی و امیری کند بر همه‌ی ابعاد
تکنولوژی و ارتباطات و اینترنت یک جامعه.

اینترنتی که به صورت واضحی همه ی ابعاد علمی، هنری، ادبی و …. اش را دستخوش وابستگی به شهوت و جنسیت کرده است، اینترنتی که از بُعد ادبی اروتیکش و در بُعد سینما و هنر، صنعت پورن کلیک خور دارد.

اینترنت کثیف، یعنی بستری که به جای مقاله های علمی و مذهبی و کاربردی، جوک ها و شوخی های + 18 سال ، متلک های جنسی، عکس و فیلم های مستهجن و زندگی خصوصی افراد مشهور و بازیگران بیشترین بازدید و نمایش را دارند.

ضد فرهنگی که چند سالیست به به روح کاربران اینترنت تبر زده، قبح ارزش هایمان را ریخته و فرهنگ اسلامی مان را متغیر کرده است.

فرهنگ اینترنت ما کجا و فرهنگ چندین و چند ساله ی ایرانیان کجا !، کمی تامل….

منبع

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:۳٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

درود بربرادران غیور وانقلابی عرب زبان ومرگ برآل سعود

 

 

کامنت:

عرب با آمریکایی چه فرقی داره وقتی می گیم مرگ بر..... دیگه نباید جداشون کنیم بقیه ی کشور ها هم بنده ی خدان و کسی نباید چیزی بگه ایرانیان از زمان های گذشته تا به امروز با عرب جماعت مشکل داشته و خواهشا بخاطر ائمه برای اونا مصونیت ایجاد نکنید ائمه ی ما یک تافته ی جدا بافته است که متعلق به هیچ جایی نیستند و خواهشا ائمه را با عربان یکی نکنید

پاسخ:

این منازعات قومی وقبیله ای زمان ائمه هم بوده،زمان رسول خداهم بوده،این شدکه نهایتاآن حضرت فرمود:لافضل لعربی علی عجمی ولا عجمی علی عربی الا بالتقوی:عرب رعجم برتری ندارد وعجم هم برعرب،جز به پرهیزکاری.

ما وبرادران عرب زبان باهم برادریم،چه شیعه چه سنی.همین عربهابودندکه امسال از٢۴میلیون زائر اربعین  از تمام مال و جانشان گذشتندکه ۴میلیون  شان زوار ایرانی بودند.عرب یعنی سید حسن نصر الله و حزب الله لبنان.عرب یعنی حزب الله ده ها هزار نفریِ عراق.عرب یعنی سپاه ٩ بدر عراق.عرب یعنی مردم رشید ودلاور خرمشهروسوسنگرد وبستان ودشت آزادگان.

 عرب یعنی جبهه ی جهاد اسلامی فلسطین .عرب یعنی انصارالله یمن که عربستان رو به ذلت میکشاند.ماچگونه برای این برادران عزیزمان آرزوی مرگ بکنیم.

لعنت بر وهابیت و آل سعود.مرگ برآل خلیفه.مرگ برپادشاهان شکم باره وعیاش حوزه خلیج فارس .

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٦:٥٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

ما باآل سعودمشکل داریم

عرب وعجم فرقی ندارند


حادثه تلخ تجاوز به دو زائر جوان ایرانی در فرودگاه جده باعث رنجش خاطر و خشم بی سابقه ایرانیان شد، به طوری که جمعیت کثیری شنبه صبح با برگزاری تجمعی خودجوش در مقابل سفارت عربستان اعتراض خود را نسبت به رفتار ناشایست ریاض با ایرانیان نشان دادند.

درحالیکه نارضایتی و عصبانیت مردم رو به افزایش بود، پیام هایی در شبکه های اجتماعی دست به دست شد که اکثر آنها دارای محتوای نامناسب و غیرعقلانی بود و حکایت از آن داشت که نویسندگان آن، بی اطلاع از مسائل مختلف، تنها به تخلیه روحی و روانی خود مشغولند و یا آنکه عامدانه، بر طبل این اقدام می کوبند.

در این متون که در گروه های مختلف در وایبر و امثالهم انتشار پیدا می کرد به جای انتقاد از رفتار حکومتی که سرزمین عربستان را اداره می کند و وظیفه ی حراست از دو مسجد مقدس و زائرین آن را برعهده دارد، بعضاً به نژاد عرب بدگویی می کنند و دشنام های فراوان نثار آن ها می کند.

 اما این مسئله نباید منجر به آن شود که فردی به خود اجازه توهین به نژاد و قومی دیگر را دهد، بالاخص آنکه یکی از اقوام دوست داشتنی و غیرتمند «ایران»، اعرابی هستند که در برخی استان های جنوبی زندگی می کنند ؛ قومی که در طول تاریخ و بالاخص در تاریخ معاصر و در هشت سال دفاع مقدس، غیورانه در برابر دشمن بعثی ایستادند و و حتی بیش از دیگر اقوام ایرانی ، هزینه های سنگینی متحمل شدند.

از همه این مسائل نیز بگذریم، کلام گوهربار حضرت رسول(ص)در این مورد ، حقیقتاً زیباست و جای تامل بسیار دارد. ایشان می فرمایند: «ای مردم خدای شما یکی است، پدر شما یکی است. هیچ برتری برای عرب و عجم نیست و نه عجم بر عرب و نه سیاه بر سفید و سفید بر سیاه و سرخ پوست به سیاه و سیاه بر سرخ پوست شرافتی ندارد، مگر به تقوی. شریف ترین شما نزد خداوند کسی است که تقوایش بیشتر باشد.»

جا دارد آن دسته از هموطنان گرامی که در گروه های موبایلی مانند وایبر ، تلگرام و ... مشغول باز نشر نوشته ها و پیام های توهین امیز نسبت به نژاد عرب هستند، از این اقدام ناپسند دست بردارند و اگر انتقادی نیز به این حادثه دارند، آن را در قالب متنی متین و به دور از تعصبات نژادی اظهار کنند. دیگر همطونان نیز، می توانند در قبال چنین واکنش های احساسی و دور از منطق و آداب نیز تذکر داده و خواستار انتقاد مودبانه و موثر، نسبت به چنین وقایعی شوند.

بی تردید، این گونه فضاهای ناپاک در جامعه ، که بعضاً با دخالت مشکوک برخی جریان های خطرناک ، فعال می شوند، منجر به تشدید تنش های فرقه ای می شود که ضرر آن، در شرایطی حساس فعلی بس خطرناک و هولناک خواهد بود.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

عادات منفی ات را «دلیت» کن

 

خارپشتی ازیک مار تقاضا کرد که بگذار من نیز در لانه تو ,مأواگزینم وهمخانه تو باشم مارتقاضای خارپشت راپذیرفت واورا به لانه تنگ وکوچک خویش راه داد!
چون لانه مارتنگ بود خارهای تیز خارپشت هردم به بدن نرم مار فرو می رفت و وی را مجروح می ساخت.
اما مار از سر نجابت دم بر نمی آورد
سرانجام مارگفت :
نگاه کن ببین چگونه مجروح وخونین شده ام میتوانی لانه من را ترک کنی؟
خارپشت گفت من مشکلی ندارم اگرتوناراحتی میتوانی لانه دیگری برای خود بیابی .
عادت ها ابتدابه صورت مهمان وارد میشوند امادیری نمیگذرد که خودرا صاحبخانه می کنند وکنترل مارا به دست می گیرند.
مواظب خوارپشت عادتهای منفی زندگیتان باشید
خودت باش ، نقاط مثبتت را فراموش نکن

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٦:٥٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

پروتکلهای دانشوران صهیون

 

در فرازی از پروتکل چهارم آمده است:

اگر ایمان به خدا حاکم شود آن گاه ملت میتواند حکومت کند........به همین علت ما موظفیم مذهب را به کلی ریشه کن کنیم و اصل اعتقاد به وجود خدا را از اذهان بیرون آوریم و به جای آن ارقام محاسباتی و نیازهای مادی را بگذاریم .برای آن که فرصت تفکر و تأمل را از آنها بگیریم باید اذهان آنها را متوجه صنعت و تجارت سازیم....

و در فرازی از پروتکل سیزدهم آمده است:

برای آنکه توده ها همواره در گمراهی بمانند و ندانند در اطرافشان چه میگذرد و با آنها چه میشود با ایجاد وسایل تفریح و سرگرمی و بازیهای خنده دار و انواع ورزشها و لذت بردن و شهوترانی و....آنها را به خودمشغول خواهیم کرد......در نتیجه ما هر کار بخواهیم میکنیم ...از آنجا که توده ها از نعمت تفکر مستقل بی بهره اند و فاقد قدرت استنباط هستند از ما تقلید خواهند کرد و به شیوه ما خواهند اندیشید......

 

متن فوق عباراتی بودازکتاب (پروتکلهای دانشوران صهیون)

این کتاب ترجمه متن عربی کتابی اثر محقق و حقوقدان فلسطینی"عجاج نویهض"است. و به زبانهای مختلف در سراسر جهان ترجمه شده است.

بخش اصلی کتاب به  اشاره دارد که شامل بیست و چهار سخنرانی است که یکی از اکابر یهود در مجمعی متشکل از مغزهای متفکر صهیونیسم ایراد کرده است. 

صهیونیسم چیست؟ریشه در کجا دارد؟..

بنیانگذاران آن چه کسانی هستند؟چه اهدافی را برای سلطه بر جهان دنبال میکنند؟

پروتکلها به چه منظوری تدوین شده است و چگونه این برنامه سری ومحرمانه بر ملا شده است؟

در پی افشای آن صهیونیستها چه واکنشی نشان دادند و بر سر نسخه های  منتشر شده آن چه آمد؟

و دهها پرسش دیگر سؤال هایی است که این کتاب به آنها پاسخ داده است.

خواندن این کتاب و مقاصد شیطانی صهیونیزم به خواننده آن شوک میدهد.

از:گلی درکویر

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٢٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

درباره مدعای جدیدآقای هاشمی رفسنجانی

 

 

 

 

آیانوشیدن جام زهربرای امام شیرین بود؟

 آیت‌الله هاشمی رفسنجانی دیروز در سخنانی در همایش بانوی انقلاب در خصوص پذیرش قطعنامه توسط حضرت امام(ره) و توصیف جام زهر روایت تازه‌ای را مطرح کرد و گفت:«امام(ره) به این نتیجه رسید که باید تا قبل از خودشان جنگ را تمام کند البته گفتند جام زهر را نوشیدم اما دو سه ماه پس از جنگ به خود من گفتند که جام زهر برای من شیرین شد».

 برای روشن شدن صحت و سقم ادعای «آیت‌الله»، تنها به بازخوانی گوشه‌ای از تاریخ در آن مقطع حساس زمانی با ترتیب توالی زمان می‌پردازیم، این در حالی است که هم در پیام تاریخی امام خمینی(ره) در پذیرش قطعنامه و هم در خاطرات مرحوم سید احمد آقا خمینی به عنوان اعّز اشخاص نزد حضرت امام و نزدیک‌ترین فرد به ایشان صحت چنین ادعایی تایید نمی‌شود:

بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ چند روز امام درست نمی توانستند راه بروند

خدا می داند بر خانه امام چه گذشت هیچکس جرئت نمی کرد خانه امام برود پیش امام برود. بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ چند روز امام درست نمی توانستند راه بروند. همه اش می گفتند: خدایا شکرت ما راضی هستیم به رضای تو.

 

 

بعد از پذیرش قطعنامه امام دیگر در جماران سخنرانی نکردند

شما فرزندان امام روحیه امام را بهتر از هر کس دیگر می دانید. بعد از (قطعنامه ) امام دیگر سخنرانی نکردند. دیگر برای سخنرانی به حسینیه جماران نیامدند، تا مریض شدند و به بیمارستان رفتند. یک پسر بچه ای من دارم، کوچک است نامش علی است؛ با او خیلی مانوس بودند. آن روزهای آخر، این بچه ای که بیش از سه سالش نبود می خواست خدمت امام برود. امام از اینکه ساعات آخر را می خواست با خدای خودش راز و نیاز کند، به مادر این بچه گفت:ما اصلا نخوابیده و همه اش نماز خوانده و بعد پیغام داد برای مردم، که مردم شما شهید دادید، شما اسیر دادید، شما مجروح و معلول دادید از خدا بخواهید که مرا قبول کند.

تلخ‌ترین خاطره‌ای که از امام به یاد دارم پذیرش قطعنامه و شیرین‌ترین خاطره فتح خرمشهر است.

مجموعه آثار یادگار امام(جلد ۱)

سردار غلامعلی رشید نیز در سخنانی عنوان می‌کند: «مرحوم سید احمد خمینی در یکی از سخنرانی‌های خود اعلام کردند که پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و حمله مجدد عراق به ایران و اعزام خیل بی شمار نیروهای مردمی به جبهه، امام فرمودند اگر می‌دانستم مردم این گونه به جبهه می‌آیند، قطعنامه را قبول نمی‌کردم.»

*بعد از قطعنامه دیگر خنده بر لب امام ندیدم

«حاج عیسی(خادم امام خمینی) می‌گفت که امام تا دو روز بعد از پذیرش قطعنامه چیزی نخوردند و وقتی بعد از دو روز وارد اتاق شدم امام من را در بغل گرفت و یک ساعت گریه کرد و گفت حاج عیسی! شهدا به مقامی که بخواهند می‌رسند، جانبازان اجرشان را می‌گیرند، اسرا هم برمی‌گردند. اما من چه کار کنم؟»

مرحوم حجت الاسلام محمدرضا توسلی از مسئولان دفتر امام خمینی نیز در این رابطه می‌گوید: «بعد از آنکه امام(ره) قطعنامه را پذیرفتند و گفتند جام زهر را نوشیدم من دیگر خنده بر لب ایشان ندیدم.»

منبع

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:۱٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

بالاخره حج عمره تعلیق شد

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٢٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

کاری میکنیم که مردان ایرانی زنان شان رابه نمایش بگذارند

 

 

دایه دلسوز

 

 

چندی پیش مدیر عامل شبکه فارسی زبان فارسی وان ( farsi1 ) مهمان برنامه صدای آمریکا ( VOA ) بود. وقتی مجری برنامه از او پرسید: برنامه آینده شما چیست؟ او گفت تا سال ۲۰۲۰ کاری می کنیم که مردهای ایرانی خودشان زن هایشان را برای نمایش دادن از خانه بیرون بفرستند.


مجری برنامه گفت: مگر می شود مردهای ایرانی با آن همه غیرت این کار را بکنند؟

در جواب این سوال مهمان برنامه گفت: وقتی در آب صد درجه یک قورباغه را بیندازی یک دفعه بیرون می پرد، چون خیلی داغ است، اما وقتی یک قورباغه را در آب خنک بیندازی، برایش خیلی خوب است و وقتی آرام آرام آب جوش بیاید، قورباغه با اینکه گرمش است و می خواهد بیرون بپرد اما دیگه توانی برای بیرون پریدن ندارد. ما کاری می کنیم که زن های ایرانی آرام آرام تا جایی پیش بروند که دیگر خودشان بدانند که راهی برای برگشت ندارند.


آیا تاکنون با خود فکر کرده اید که چرا درحالی که دولت انگلیس با بحران‌های گسترده اقتصادی، بیکاری کارگران و اعتراضات عمومی‌ مواجه است، بی بی سی فارسی با افزایش بودجه، پیگیر اهداف خاص دولت انگلیس است؟ چرا مردم جزیره‌ انگلیس برای مشاهده‌ کانال‌های مختلف بی.‌بی.‌سی داخلی باید هزینه و مالیات بپردازند، اما این تلویزیون به صورت رایگان برای مردم فارسی زبان برنامه پخش می‌کند؟! یا حتی یک نکته مثبت از ایران در گزارش‌های بی.بی.سی پخش نمی‌شود؟ چرا تلویزیون BBC فارسی که با شعار اخبار بی‌طرفانه پا به عرصه گذاشت، در پوشش اخبار جهت‌دار فرقه ضاله بهائیت کاملا یک‌ طرفه عمل کرده است؟ چرا با وجود تعطیلی و کاهش ساعات برنامه‌های بی بی سی روسی، عربی، اردو و… برنامه‌های بخش بی بی سی فارسی افزایش یافته؟ چرا اکثر کارمندان بی بی سی، بهایی و از فرزندان طلاق هستند؟

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٢٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

تاخت وتازدشمن درفضای رهاشده مجازی

 

هیچ‌کس سر منافع ملی‌اش تعارف نمی‌کند. ولی در کشور ما متأسفانه این‌گونه نیست. در بررسی‌ای که درباره نحوه برخورد کشورها با این موضوع داشتم مشاهده کردم که مثلاً کره جنوبی بااینکه با آمریکایی‌ها دوست است ، شبکه‌اجتماعی آمریکایی را به کشورش راه نداده است. کره شبکه‌اجتماعی «لاین» را راه‌اندازی کرد ، جمعیت این کشور ۵۰ میلیون نفر است الآن تعداد اعضای لاین ۴۰۰ میلیون نفر است ، یعنی توانسته فرهنگ خودش را به کشورهای دیگر ازجمله ایران صادر بکند. یا تانگو برای کشور ژاپن است. چند برابر جمعیت ژاپن عضو دارد. واتس‌آپ و اینستاگرام آمریکایی است و فقط ده درصد افرادی که در آن فعال هستند آمریکایی‌اند. تلگرام برای رئیس کنگره صهیونیست‌های روسیه و آلمان است. وایبر برای اسرائیل است.

یعنی هر کشوری آمده برای خودش یک شبکه‌اجتماعی راه انداخته و مردم خودش را وارد شبکه‌اجتماعی خودش کرده است. و معلوم است که هیچ آدم عاقلی اجتماع خودش را دست غریبه‌ها نمی‌دهد. حتی اوباما که رئیس‌جمهور کشوری است که لشکرکشی می‌کند به کشورهای دیگر و به‌اصطلاح دنبال این است که برای آن کشورها مثلاً آزادی به ارمغان بیاورد در شبکه ان بی سی نیوز آمریکا خبرنگار ازش می‌پرسد که دختر شما از سیزده سال رد شده و هم‌اکنون پانزده ، شانزده سال سن دارد ، چرا اجازه نمی‌دهید در شبکه‌اجتماعی فعال باشد؟ می‌گوید من نگران بچه‌ام هستم به خاطر همین اجازه نمی‌دهم وارد شبکه مجازی بشود. و حریم خصوصی‌اش نقض بشود. بعد خبرنگار می‌پرسد اگر بچه شما بخواهد با این سن کم با ماشین برود و از شهر خارج بشود، شما بیشتر نگران می‌شوید یا اینکه برود در این شبکه‌های اجتماعی؟ می‌گوید اگر وارد این شبکه‌ها بشود نگرانی من بیشتر است. از میشل اوباما همسر رئیس‌جمهور آمریکا می‌پرسند، می‌گوید که من به‌هیچ‌عنوان اجازه ورود به این شبکه‌ها را نمی‌دهم و اصلاً این شبکه‌ها برای ما ساخته نشده‌اند. بعد اوباما وارد یک مدرسه می‌شود و یک دانش‌آموز به او می‌گوید من می‌خواهم یک روز رئیس‌جمهور بشوم.چه‌کار بکنم؟ به او می‌گوید وارد این شبکه‌ها نشو(!)

شما ببینید غربی‌ها خودشان دارند با این قضیه برخورد می‌کنند و حتی برای افراد زیر ۱۳ سال سایت آن را فیلتر کرده‌اند ولی در ایران اجازه این کار داده نمی‌شود(!)

چه باید کرد؟

با این تفاسیر چه باید کرد؟ ازیک‌طرف بحث فیلترینگ هوشمند مطرح می‌شود و از سوی دیگر برخی قائل به این هستند که با وجود فیلترشکن‌ها اصلاً امکان فیلتر وجود ندارد و این خود باعث وجود حساسیت در بین شهروندان می‌شود؟

– اول اینکه فیلتریک هوشمند منطق اجرا ندارد. چرا که اطلاعاتی که شما وارد شبکه‌های اجتماعی می‌کنید به صورت رمز در می‌آیند و وقتی که رمز می‌شود دیگر به صورت انبوه قابل رمز گشایی نیست که بخواهند ببینند که این فیلم و یا عکس چیست تا وقتی که دیدند که آن‌ها نامناسب هستند انتقال پیدا نکند.

دوم اینکه اگر فیلترینک هوشمند بکنند تا آن نرم افزار بخواهد فیلم و عکس را بررسی بکند اینترنت به صورت آفلاین در آمده است. که چنین چیزی شدنی نیست.

سوم اینکه حتی اگر بپذیریم که می‌توانند بررسی بکنند مثل این می‌ماند که هواپیمای آمریکا را ما ببریم کارواش، تمیزش بکنیم و به آن گل بزنیم و بعد بگوییم که این هواپیمای خوشگل بیاید موشک‌های خودش را روی سر مردم بریزد و بعد هم ذوق بکنیم(!) شبکه‌های اجتماعی تجهیزات نظامی ارتش آمریکا و اسرائیل هستند و مسلم است که اسرائیل چیزی نمی‌سازد که ما را به تعالی برساند.

در نتیجه مثل جنگ موشک جواب موشک. اگر او تانک دارد ماهم باید تانک داشته باشیم اگر او هواپیما دارد ما هم هواپیما داشته باشیم.نه اینکه بیاییم هواپیمای دشمن را خوشگلش بکنیم. این‌ها می‌گویند یک سری از آلودگی‌های این شبکه‌ها را می‌گیریم -که در اینستاگرام دیدیم که اصلا موفق نبودند- بعدش می‌گذاریم در کشور فعالیت بکند و اطلاعات مردم ما را خارج بکنند. خوب این چه منطقی است؟! بروید تولید کنید، بروید بسازید و زحمت بکشید. فیلترینگ هوشمند خوب است اما برای ۲۵ درصد «گیت وی» نه برای صد در صد آن. ۷۵ درصد «گیت وی» با محتوای رمز است. اصلا قابل پردازش نیست که بخواهد فیلترینگ اعمال بشود.

منبع

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٦:٤۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

جدیدترین فتوای مفتیان عربستان

 

گوشت همسرتان رامی توانیدبخورید!

 

عبدالعزیز آل شیخ مفتی جنجالی عربستان سعودی با صدور فتوای جدیدی خوردن گوشت همسر را برای مرد مباح اعلام کرد.

وی در توجیه فتوای عجیب خود گفت: در صورتی که شوهر احساس گرسنگی کند که این گرسنگی منجر به مرگ وی شود، جایز است که بخشی از گوشت بدن همسر خود را بخورد!

وی افزود که این امر در چارچوب ضرورت اطاعت محض زن از همسر خود قابل قبول است.

فتوای جدید مفتی عربستان با واکنش های متفاوتی از سوی جهان عرب مواجه شده و بسیاری از نخبگان و اندیشمندان عرب این فتوا را محکوم کرده اند.

پیش از این عبدالعزیز آل شیخ با صدور فتوای دیگری ازدواج دختران کم سن و سال با مردان سالمند را جایز دانست.

تابناک

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:۱۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

ایاعمره راباید باهرذلتی بجا آورد؟!


آیت اله مکارم شیرازی با اشاره به مسأله فرودگاه جده تصریح کرد: سؤال ما از مسئولان عمره‌گذار این است که آیا باید عمره مستحب را به هر قیمت برویم؟ من به دنبال تحریم عمره نیستم، ولی بیان می‌کنم که آیا باید عمره را با هر ذلتی به جای آورد؟

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٠٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

19 فروردین،روزشرف الشمس

شرف الشمس 94


شرف الشمس چه قدر واقعیت دارد؟

نوزدهمین روز از ماه فروردین برای منجمان مسلمان اهمیت ویژه ای داشته است. روزی که خورشید 19 درجه در برج حمل(فروردین) باشد. آن ها می گویند این روزخاص بنابه محاسبات نجومی، روزی خوش یمن و بابرکت است و البته در ساعت های خاصی در این روز، بهترین موقعیت خورشید در کهکشان در سال است.
ابوریحان بیرونی در کتاب التفهیم  در باب  « در احکام نجوم »  فصل « بهرهای (بهره ها ) ستارگان اندر بروج »   زیر عنوان «شرف و هبوط ستارگان کدامند ‌‌» مطالبی را در خصوص شرف سیارات نوشته است .
براساس جدول کتاب التفهیم  شرف شمس هنگامی است که خورشید 19 درجه در برج حمل  باشد.
 
شرف الشمسی که سنگ نیست

در باور عامیانه، «شرف الشمس» نگین انگشتری زردرنگ است که بعضی ها به نیت گشایش در کارها به دست می کنند. اما در واقع شرف الشمس سنگ نیست. بلکه دعایی منسوب به امام علی(علیه السلام) است که در روز نوزدهم فروردین با آدابی خاص می نویسند و نقشی رمزگونه را پشت انگشتر عقیق زردرنگ حک می کنند.
در روز شرف الشمس شکل شرف الشمس را از ساعت 11 ظهر تا ساعت 23 روی طلا ، عقیق زرد ، پارچه زرد کشیده و یا حک نموده و یا با خط زرد روی کاعذ و یا پارچه می نویسید و دعای آورده شده را خوانده و نوشته و بعد هر حاجتی که از خدا دارند را زیر دعا می نویسند و در قرآن می گذارند.
"شرف الشمس از علوم غریبه است، لکن درکتب متقدمین اعم از روایی وادعیه و اذکار اثری نیافتم ، فقط متاخرین در چند قرن اخیر معتبر می دانند و بیاناتی درباره شرف الشمس و طریقه تکسیر آن به صورت مربع یا مسبع و غیره و نیز آثار و برکات آن مطالبی متذکر شده اند و بعضی آن را ماخوذ از اسم اعظم تلقی کرده اند و در کتاب جواهر مکنونه که از کتب خطی اذکار است و همچنین در کتاب السحاب اللئالی تالیف سید عبدالله بوشهری و کتب دیگر، آثاری از جمله دفع فقر و بیماری ها و حفظ از گزند جانوران و ایمنی از بلایا وکسب عزت و بزرگی متذکر شده اند"
اما نقش های رمز گونه ای که شرف ‏الشمس نامیده می‏شود در کتاب «جنة‏الوافیه» مشهور به «مصباح کفعمی» آمده است. کفعمی در حاشیه کتاب می‏نویسد: «در بعضی از کتاب‏های علمای شیعه دیدم که این شکل از امیرالمۆمنین(علیه السلام) نقل شده است.که وقتی عازم جهاد بود در بین راه که استراحت می کردند این شکل ها را بر روی سنگی حک کرد و فرمود: این رمز پیروزی ماست . به نظر می‏رسد بیان چنین نقلی محکم نیست؛ چون سند این روایت تا امیرالمۆمنین(علیه السلام) ذکر نشده است. » مرحوم شیخ بهایی هم همین شکل را در کتاب «سرّ المستتر» با اندکی تغییر آورده است. البته در کتاب‏های یاد شده این شکل به «شرف‏ الشمس» نامیده نشده است و احتمالاً تشخیص اساتید علم ختوم و اذکار این بوده که این شکل در شرف شمس - که نوزدهم فروردین ماه است - نوشته شود که ساعت خوبی است و باعث تأثیر بیشتر این شکل خواهدبود.
در کتاب «هزار و یک نکته»، نکته 277، تألیف آیت‏اللّه‏ حسن‏ زاده آملی نیز مطالبی راجع به این شکل آمده است.
در کتاب های اسلامی هم نقش شرف الشمس هم را شامل پنج اسم اعظم خداوند می دانند که آنها را کلمات مبارکه: الله، جمیل، رحمن، مۆمن و نور گفته اند و بجای نقش از پنج حرف اول آنها بصورت ا.ج.ر.م.ن میتوان استفاده کرد.
از سنگ شرف الشمس برای : چشم زخم ، گشایش امور ، برآورده شدن آرزوها ، افزایش رزق و روزی استفاده می شود.


پرسش


شرف الشمس چیست ؟ چه آثاری دارد ؟ آداب آن چگونه است ؟ در چه روز واقع می شود ؟ آیا تکرار آن در هر سال لازم است ؟ و ده ها سوال دیگر؛ از جمله نکاتی است که علیرغم مبتلا به بودن اذهان مردم به این موضوع ،غالبا در رسانه های دینی به آن پرداخته نشده است.
 
پاسخ علما
حضرت آیت الله مبشر کاشانی با اشاره به نکات جالب و ناگفته ای در این باره ، مبحث شرف الشمس را جزء علوم غریبه دانست و مرقوم کرد:
"شرف الشمس از علوم غریبه است، لکن در کتب متقدمین اعم از روایی و ادعیه و اذکار اثری نیافتم ، فقط متاخرین در چند قرن اخیر معتبر می دانند و بیاناتی درباره شرف الشمس و طریقه تکسیر آن به صورت مربع یا مسبع و غیره و نیز آثار و برکات آن مطالبی متذکر شده اند و بعضی آن را ماخوذ از اسم اعظم تلقی کرده اند و در کتاب جواهر مکنونه که از کتب خطی اذکار است و همچنین در کتاب السحاب اللئالی تالیف سید عبدالله بوشهری و کتب دیگر، آثاری از جمله دفع فقر و بیماری ها و حفظ از گزند جانوران و ایمنی از بلایا وکسب عزت و بزرگی متذکر شده اند."
معظم له در ادامه افزود: "کفعمی هم در کتاب جنت الواقیه آورده اند که این حروف شکل ، اسم اعظم است و در بعض کتب علمای شیعه دیدم که این شکل از امیرالمۆمنین علیه السلام می باشد ولی سندی برای ادعای خود ذکر نکرده اند.
مرحوم شیخ بهائی نیز در کتاب سرالمستتر ، در رابطه با این شکل که بعضا به شرف الشمس معروف شده مطالبی بیان فرموده است."
علامه مبشر کاشانی در پایان ، به زمان و آداب و کیفیت شرف الشمس نیز اشاره و یادآور شد: " می گویند که شرف الشمس باید در روز 19 حمل که مطابق با روز 19 فروردین است از طلوع آفتاب تا ظهر بر عقیق زرد و در صورت عدم امکان بر کاغذ زردی نوشته شود و با خود حمل نماید ولی در تجدید آن در روز مذکور در سال های بعد شرط نشده است و لازم نیست."
همچنین حضرت آیت الله روحانی نیز ابعاد خواندنی دیگری از شرف الشمس را بیان و مکتوب کرد:
"اهل این گونه فنون می گویند که اگر یک بار شرف الشمس به طریق مخصوص نوشته شود، دیگر احتیاجی به تکرار در سال بعد ندارد و اثرش باقی است – ولی چون در طرز نوشتن آن اختلاف است ، مثل شکل ستاره آن یا حرف میم آن، بعضی به همه وجوه آن می نویسند ، مثلا یک بار با ستاره پنج گوشه و یک بار با ستاره شش گوشه."
معظم له در پایان جوابیه خود به پرسش خبرنگار ما تکرار شرف الشمس در هر سال را لازم ندانست و مرقوم کرد:
"به هر حال جدید تهیه کردن آن در هر سال لازم نیست. "
در این حال ، حضرت آیت الله مظاهری در پاسخی کوتاه و گویا ، با اشاره به قابل اعتماد بودن شرف الشمس ، افزود: "شرف الشمس مورد اعتماد است و اگر کسی داشته باشد تجدید لازم نیست."  
در کتاب «هزار و یک نکته»، نکته 277، تألیف آیت‏اللّه‏حسن‏زاده آملی نیز مطالبی راجع به این شکل آمده است. در کتاب های اسلامی هم نقش شرف الشمس هم را شامل پنج اسم اعظم خداوند می دانند که آنها را کلمات مبارکه: الله ، جمیل رحمن ، مۆمن و نور گفته اند و بجای نقش از پنج حرف اول آنها بصورت ا.ج.ر.م.ن میتوان استفاده کرد
دعای شرف الشمس
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اَللّهُم اِنّی اَسئَلُکَ بِالهاءِ مِنْ اِسمِکَ الْاَعظَم و بالثَلآثِ العِصّیِ و بالالَفِ المُقَّّوِم و بِالمِیمِ الطَمیس الاَبتَر و بالسِّلمِ و بالاَربَعَه الَتِی ه ‍ ِی کالکَفِ بِلا مُعصَم و بِالهاءِ المَشقُوقَه و بالواوِ المُعظَّم صوره اِسمکَ الشَّریفِ الاَعظَم اَن تُصَلِیَ علی سَیِّدِنا مُحمَّدِ وَ آلِهِ بعدد حروف ماجری بِالقلم و اَن تَقضِی حاجَتِی.
 
نکاتی که در هنگام نوشتن باید رعایت شود:
1-هیچ خطی دوبار کشیده نشود
2-سوراخ های ستاره و میم و ها و واو بسته نشود
3-خطوط ابتدا و انتهای ستاره یگدیگر را قطع نکنند
4-اندازه الف ها یکسان باشد
5- واو آخر روی تمام نقش کشیده شود
6- اگر روی کاغذ نوشته میشوند با گلاب و زعفران نوشته شوند
جدول 4*4 شرف شمس نیز بدین شکل است که خواص یکسانی با نقش دارد.
دو نکته مهم دیگر درباره شرف شمس
1- اگر از نگین استفاده میکنید سعی کنید هر سال در ساعت ذکر شده و با آداب کامل بوسیله یک سوزن روی نقش کنده شده را دوباره خراش دهید.
2- اگر روی کاغذ نوشتید آن را باز نکنید و به کسی نشان ندهید و در آخرین چهارشنبه سال به آب روان بسپارید.

 از:تبیان


+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٢۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

اول باشیعه میجنگیم بعدبایهودی ها

 

این هفته ازعربستان  دوخبربدبرای ماایرانی ها رسید.اولی تجاوزپلیس وهابی جده به دونوجوان ایرانی به بهانه تفتیش بدنی.

ودیگری افاضات عبدالرحمان السدیس امام جماعت مکه، که درخطبه های نمازجمعه مکه طی سخنانی گستاخانه گفت: عربستان باید از صلاح الدین ایوبی الگو بگیرد و ابتدا با ایران و شیعه بجنگد. جنگ ما با ایران و فرقه شیعه است، جنگی بین سنی ها و شیعیان. جنگ ما با شیعیان جنگ بین ایمان و کفر است. ما با ایران و شیعه می جنگیم، چراکه آنها به ما اتهام وارد می کنند. ما باید از صلاح الدین الگو بگیریم که پیش از جنگ با مسیحیان و یهودیان با شیعیان جنگید.

بنظرمی رسدقضیه دشمنی آل سعودباشیعیان سردراز دارد.وباحملات شان به شیعیان یمن ،وهابیت آل سعودشمشیر راازروبرای مابسته اند.مسوولین کشور بایدسیاستی مناسب با این اقدامات توهین امیز بگیرند.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٢٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

وعده نسیه

خوردند و بردند

فقط نیم‌نگاهی به متن توافق لوزان به وضوح نشان می‌دهد امتیازاتی که ایران سخاوتمندانه تقدیم حریف کرده است، شفاف و قابل اندازه‌گیری است اما، آنچه حریف بر عهده گرفته است، مبهم، چندپهلو و تفسیرپذیر است.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٦:٤٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

آرزوی محال

یعنی ممکن میشود؟!

 

چند هزار وجب آن ورتر از شهر

دلم خیلی میخواهد ،یک خانه: دل کوه وسط سنگ لاخ

برایت چای بریزم قند پهلو .. گوشی جفتمان هم انتن ندهد

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

قبله ما وای فای !!!

 

 

منبع

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

رازطول عمرحضرت مهدی (عج)

 

متأسفانه برخی در پذیرفتن مسائل منطقی دین، دیرباور هستند

اگر یک روزنامه‏ خارجى گفته باشد که یک ماهى در اقیانوس اطلس پیدا شده است که سه میلیون سال عمر دارد، فوراً باور می‌کنند، اما اگر 150 حدیث داشته باشیم که امام زمان(عج) زنده است و هزار و سیصد سال عمر دارد، مى‏‌گوید: از نظر علمى نمى‌‏شود!

حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی

در ذیل آیه 14 سوره عنکبوت  می‌نویسد:

نکته‌ها:
1. قرآن، با بیان عمر طولانى انسان­‌های گذشته، آن را امری ممکن و شدنی خوانده است.«أَلْفَ سَنَةٍ»
2. تنها پیامبرى که مدت رسالتش در قرآن بیان شده، حضرت نوح(ع) است، البته 950 سال، مدت رسالت آن حضرت تا زمان طوفان است، اما مدت پیامبری ایشان پس از طوفان و سال­‌های عمرش بیان نشده است.
3. عمر طولانى دادن به بشر، برای خداوند محال نیست؛ همان­گونه که او حضرت مهدى(عج) را قرن‌ها زنده نگه داشته تا حکومت عدل جهانى را بر پا کند، گر چه جسم تمام مردم پس از کهولت سن فرسوده می‌­شود، ولى آن حضرت به گفته بزرگان دین، همچنان در چهره انسان چهل­‌ ساله ثابت است و این جاى تعجب نیست.
در صورت همه‏ ما، موى ابرو و مژه ده‌‏ها سال ثابت است، در صورتى که موى سر و صورت همواره در حال تغییر و تحول است، با آنکه آب و غذا و هوا و محل هر دو مو، یکى است. آرى! خداوند می‌‏تواند انسانى را ثابت و دیگران را متغیر قرار دهد.
4. گاهی پرسیده می‌شود که چگونه عمر بیش از هزار سال حضرت مهدى(عج) را باور کنیم؟ 
پاسخ آن است که در آیه‏ 259 سوره‏ بقره مى‏‌خوانیم: شخصى ـ که به گفته‏ روایات و تفاسیر، عُزیر نام داشت ـ از کنار یک آبادى عبور می­‌کرد که دیوارهاى آن بر روى سقف‏هایش فرو ریخته بود و مشخص بود که مدتی طولانى از مرگ ساکنین آن­جا و زمان تخریبش می‌‌گذرد، با خود گفت: «خداوند چگونه ساکنین اینجا را پس از مرگشان زنده مى‌‏کند؟».
خداوند در همان لحظه جان او را گرفت و پس از صد سال زنده کرد و به او گفت: «چقدر درنگ کردى؟»، گفت: «یک روز یا بخشى از یک روز!»، خداوند فرمود: «نه؛ بلکه صد سال است که در اینجا مانده‏اى، به غذا و نوشیدنى خود که همراه داشتى، نگاه کن که با گذشت سال­ها تغییر نکرده است، به الاغ خود نگاه کن که هیچ اثرى از آن باقى نمانده است، ما زنده شدن تو را نشانه و حجتى براى مردم قرار مى‏‌دهیم، اکنون به استخوان‏هاى الاغ مرده خود بنگر و ببین که چگونه آن­ها را به هم پیوند مى‏‌دهیم و بر آن­‌ها گوشت مى‏‌پوشانیم و زندگى دوباره به آن مى‌­بخشیم‏».
بنابراین آیه، غذا و نوشیدنى به مدت صد سال تغییر نکرد، در حالى ­که به طور طبیعى می­‌بایست پس از چند روز فاسد مى‏شد، صد سال برابر 5200 هفته است و خداوند غذایى که فقط یک هفته سالم می­‌ماند را 5200 برابر عمر طبیعى‏‌اش سالم نگاه داشت، اکنون به سراغ عمر امام زمان(عج) مى‌‏رویم که هنوز حتى به حد 20 برابر عمر طبیعى نرسیده است، بنابراین نه دلیل عقلى بر محدود کردن عمر انسان داریم و نه عمر طولانى، چیز محالى است.
از طرفى تعجب ما از طولانى بودن عمر به خاطر مقایسه آن با خودمان و قدرت محدود خودمان است، در حالی ­که نمونه‏‌هاى دیگرى از طول عمر نیز در تاریخ و طبیعت وجود دارد؛ از جمله: مدت رسالت حضرت نوح(ع) 950 سال، اصحاب کهف و خواب چند صدساله آن­ها، عمر چندین هزارساله نوعى ماهى و برخى از درختان و... . آرى! خداوندى که به استخوان، قدرت شنیدن و به پیه چشم، قدرت دیدن مى‌‏دهد، مى‏‌تواند عمر انسان را نیز طولانى کند.
منبع
+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

ژنرال بی مدال ایرانی وژنرالهای عرب

 

 

تصویری که این روزها در صفحات مجازی دست به دست می شود، چهار نفر را نشان می دهد؛ اولی پادشاه اردن است که بر سینه اش تعداد زیادی مدال نصب شده و طراح شوخ طبع، ذیل آن نوشته «جنگجویی شرکت کننده در 50 جنگ در محیط پلی استیشن در لاس وگاس که 1250 گرم مدال بر سینه دارد.»


نفر بعدی امیر بحرین است که با عنوان امپراتور بحرین از وی یاد شده و ذیل تصویرش نوشته شده است «شرکت کننده در جنگ های صید موطلایی ها در تفریح گاه های موناکو و ... با 870 گرم مدال».

«سلطان صحرا» نفر سومی است که با تعداد زیادی مدال بر سینه نشان داده می شود و ذیل آن آمده است: «خالد بن سلطان مشارکت کننده در ولگردی و تماشای صفحات نمایشی در اتاق عملیات طوفان صحرا با 650 گرم مدال برسینه».

نفر بعدی کسی نیست جز سردار قاسم سلیمانی که بر سینه اش به جای مدال یک علامت سوال نشانده اند و نوشته اند: «شرکت کننده در بیش از 50 جنگ و درگیری که متهم است در یک زمان در بیش از یک جبهه می جنگد، اما چگونه ؟ این را از من نپرسید، او هیچ مدالی ندارد.»

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:۱٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٤
comment نظرات ()

یوم النوروز ویوم السقیفه

قراربودهرروزمان نوروز باشد ولی روزسقیفه نگذاشت

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٠٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

اصحاب حسین(ع) و وارثان حرمله

 

به تازگی کلیپی درفضای مجازی منتشر شده که در آن برخورد انسانی ارتش و نیروهای مردمی عراق با اسرا و مردم تکریت را نشان می‌دهد.

 در این کلیپ یک کودک عراقی با مراجعه به مقر نیروهای عراقی از آنها برای پدر بزرگ بعثی خود غذا درخواست می‌کند. او به نیروهای عراقی می‌گوید: پدر بزرگم مرا فرستاده و می‌گوید برو کمی غذا از این سگ‌ها (نیروهای ارتش عراق) بگیر و برایمان بیاور. آنها به این کودک غذا می‌دهند و به او می‌گویند: برو به پدر بزرگت بگو: این غذای امام حسین(ع) است و ما از اهل بیت علیهم السلام آموخته‌ایم که با انسانیت رفتار کنیم.
علاوه بر این، تصاویری از این قبیل رفتارهای انسانی نیروهای عراقی با اسرای داعشی در تکریت منتشر شده که یکی از آنها آب دادن به یک اسیر داعشی توسط یک نظامی عراقی را نشان می‌دهد و زیر آن نوشته شده است:
اگر حرمله به تو چنین آموخته که کودکان شیرخوار را سر ببری، من از امام حسین(ع) آموخته‌ام که همه را – حتی حیوانات (اشاره به اسبان لشکر حر) – را سیراب کنم.
+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

جدیدترین بهانه برای اتهام نقض حقوق بشر

 

 گزارشگر حقوق بشر در ایران (احمدشهید)؛ در جدیدترین گزارش خود عدم رعایت حقوق همجنس‌گرایان در ایران را جدیدترین بهانه برای متهم کردن ایران به نقض حقوق بشر عنوان کرد!

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

زنگ خطر درمنطقه به صدادرامد

دریک قدمی جیره بندی آب هستیم

 

مدیرعامل آب‌های کاشان گفت: در صورتی که مشکل انتقال آب به کارشان حل نشود احتمال جیره بندی آب وجود دارد.

محمدرضا اسدی مدیرعامل شرکت آب‌های کاشان  گفت: در صورت حل شدن مشکل اقتصادی آب به کاشان در تابستان دچار مشکل می‌شویم.

وی در پاسخ به این سوال که بحث جیره بندی آب چقدر جدی است گفت: شرایط پیش رو بحرانی است و احتمال جیره بندی وجود دارد.

اسدی ادامه داد درحال حاضر حدود 80درصد آب مورد نیاز کاشان از آب‌های زیرزمینی و 20درصد از آب‌های سطحی تامین می‌شود.

لازم به ذکر است که 18سال پیش سهمیه در نظر گرفته شده بود که طبق گفته فرماندار کاشان تاکنون این سهمیه اختصاص نیافته است.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

دور گردون راببین

کیک تولدی که عراقی ها برای سردارایرانی طراحی کردند

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٠٩ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

فقط گوشی شما مشمول تحریم نیست

 

 

چرا اوباما علاقه ای ندارد تا ارتباط مردم ایران با هم و با خارج، محدود یا قطع شود؟

آخرین مدل گوشی های همراه قبل از اینکه بازار اروپا را فرا بگیرد در میان مردم ایران در حال معامله است. زیرا امروز، این فن آوری دیگر تنها یک تلفن همراه نیست بلکه یک وسیله فرهنگ ساز است.

اگر با سیستم وایبر در ارتباط باشید شما هم این مطلب را تایید خواهید کرد. در ماه های اخیر چند نفر از شما با  این جمله مواجه شده اید؟

خوشا به حال کسانی که ماه محرم زنجیر نمی زنند، اما زنجیری از پای گرفتاری، باز می کنند. سینه نمی زنند اما سینه دردمندی را از غم و اندوه، نجات می دهند. اشکی نمی ریزنند، اما اشک از چهره مسلمانی پاک می کنند.آن وقت با افتخار می گویند یا حسین!!!

“به جای نذری دادن برای امام حسین(ع) به زلزله زده ها کمک کنیم، به جای هیأت محرم، به مدرسه سوخته ها کمک کنیم، به جای صرف پول برای ساخت ضریح جدید امام حسین(ع)  به فقرا کمک کنیم.”

چند سالی است که گوشی های همراه عضو جدید هر خانواده ایرانی شده اند. این فن آوری روز دنیا به همین سادگی وارد خانه های ما شده است و ساده تر از آن توانسته آهسته و پیوسته بسیاری از آداب ایرانی – اسلامی ما را هم تغییر بدهد. در برخی از خانواده ها این وسیله ارتباط جمعی مانع از آن می شود تا اعضای خانواده در کنار هم و بر سر یک سفره غذا بخورند.

به برکت وجود گوشی های همراه پیامک های تکراری جای دید و بازدیدهای نشاط آور را گرفته است. و تأسف بار تر از همه این روزها این گوشی های همراه پا را فراتر گذاشته اند و با ایجاد شبهه در آداب اسلامی ایرانی ما ایرانیان مسلمان سعی دارند تا در سبک عزاداری ها و جشن های ما نیز خدشه وار کنند.

آمریکا و رژیم اشغالگر قدس بی دلیل از تحریم این فن آوری چشم پوشی نکرده اند بلکه نقشه آنها این است که به وسیله گوشی های همراه به خانه های ما رخنه پیدا کنند تا بتوانند، سبک زندگی غربی را وارد کنند و بدون تردید برای این کار نیازمند این هستند که ابتدا سبک زندگی اسلامی و بسیاری از آداب و ارزش های دینی ما را تغییر دهند تا بتوانند جایگزینی برای آن قرار دهند.

بنابراین تجهیز گوشی های همراه به دوربین های پیشرفته که می تواند به راحتی وارد حریم خصوصی ما شود و فن آوری بدون هزینه “وایبر”و “واتس آپ” که در اصل از طریق فروش اطلاعات به سازمان های جاسوسی کسب درآمد می کنند، بی دلیل در خانه های ما رخنه پیدا نکرده اند.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:۱۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

وایبر

نگاهی به آسیبهای یک ابزارجاسوسی صهیونیسم

 

«وایبر» یکی از نرم افزارهای ارتباطی است که حالا در کنار سایر نرم افزارهای مشابه جایگاه خاص و مشتریان ثابت خود را دارد. اما آنچه مدتی است مشتریان وایبر را درگیر خود کرده گروه های وایبری است که در این فضای مجازی به راه افتاده و رفته رفته شکل گسترده تری به خود می گیرد.


اگر پیش از این جوانان یک خانواده در تنهایی و جمع برای رد و بدل کردن پیامک سر در گوشی های تلفن همراهشان داشتند حالا وایبر مرزهای سنی را هم رد کرده و افراد مختلفی در سنین متفاوت با وایبر مشغولند و اگر در گروههای وایبری عضویت داشته باشند مشغله شان دوچندان خواهد شد.

عضویت همزمان در چند گروه وایبری که هر کدام بین 50 تا 100 عضو دارند به ویژه در شرایطی که شما خود را ملزم می کنید در جریان همه مکالمات صورت گرفته در این گروه ها قرار بگیرید باعث خواهد شد شما برای مدت زمان زیادی سر در گوشی یا تبلتتان داشته باشید و به تبع آن وقت زیادی از شما گرفته خواهد شد و چه بسا این امر موجب تهدید نهاد خانواده شود.

یکی دیگر از معایب گروههای وایبری این است که ممکن است بدون اطلاع و خواستتان به عضویت یک گروه وایبری درآیید. در این شرایط اگرچه امکان ترک گروه هم برای شما وجود دارد اما به محض ورودتان به گروه مذکور سایر اعضای گروه که ممکن است بسیاری از آنها را نشناسید به نام، شماره تلفن و احتمالا عکسی که از خود در وایبر گذاشته اید دسترسی پیدا می کنند.

از دیگر مشکلاتی که ممکن است کاربران وایبر به دلیل کم اطلاعی با آن مواجه شوند مطلع شدن افراد ناشناس از محل سکونت آنها در صورت فعال بودن گزینه location(آدرس) است که حتی می تواند این کاربران را با مشکلات جدی مواجه کند.

به اشتراک گذاشتن مطالب غیر واقع، شایعات و حتی جمله ها و عباراتی منسوب به نویسندگان و اندیشمندان بزرگ که بسیاری از آنها منطبق بر واقعیت نیست هم از دیگر آسیب ها گروههای وایبری است.

گاهی هم گروههای وایبری به واسطه آشنایی و صمیمیتی که بین افراد ناشناس ایجاد می کنند موجب عادی سازی نوع خاصی از روابط و حتی گاه شکسته شدن حریم ها خواهد شد.

قطعا این نوشتار در پی این نتیجه گیری نیست که باید نرم افزارهای ارتباطی را غیر فعال کرد یا بر مزایای آن هم چشم پوشید چرا که به هر حال هر تکنولوژی به فراخور امکاناتی که در اختیارمان قرار می دهد موجب سهل تر شدن برخی امور از جمله ارتباط بین افراد هم می شود اما آنچه در این میان اهمیت دارد داشتن اطلاع دقیق از نقاط ضعف این نرم افزارها برای در امان ماندن از آسیب های آن است.
+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

مصاف نابرابر

 

 

عیاس عراقچی دو عکس از مذاکره پنج شنبه شب ایران و 1+5 در مونترو سوئیس را منتشر کرده . در یک تصویر او به همراه پنج عضو تیم و مدیرکل دیپلماسی رسانه ای وزارت خارجه دیده می شود و در تصویر دیگر سه ردیف طولانی از کارشناسان و دیپلمات های ارشد شش کشور قدرتمند اروپایی.

این تنها تصویری است که طی دو سال گذشته از مصاف نابرابر دو تیم به لحاظ تعداد کارشناسان درجهان مخابره شده است.

عراقچی در زیر تصویر نوشته است:


7 نفر در برابر حدود 50 نفر! نشست معاونین وزرای خارجه ا یران و 1+5 در مونترو سوئیس؛ 14 اسفند1393

کامنت:

بله... این نبرد نابرابر دوران جنگ 8 ساله هم بود 21کشور غربی با حساب کاناد و استرالیا  و  50 کشور عربی بعلاوه شوروی سابق (که 11 جمهوری بود) هر کدام به قدر وسعشان مقابل امثال شهید فهمیده 14 ساله ایستادند... ولی حالا خودشون صدام رو دفن کردند و سردار قاسم سلیمانی فرمانده عملیات تکریته!!... و مکرو ومکرالله ... یه کم صبر و صبر و صبر می خواهد ... یه کوجولو امتحان الهیه که قرآن فرموده بعضی پیمبرا هم توش نیمه رفوزه شدند بعد نصرت الهی رسید!!!! ..موفق باشید.. گلگل

نویسنده: تفکر میان رشته ای

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

این جماعت بهانه گیر

 

رقص عربی آری،دین عربی خیر!

 

وقتی که صحبت از دین است و نماز است و دعا و عبادت ، آن رگ آریایی شان گل می کند که مگر ما آریایی نیستیم ؟ پس چرا باید به زبان اعراب با خدا سخن بگوئیم ؟

چرا باید به زبان عربی نماز بخوانیم ؟ چرا باید قبله مان با قبله اعراب یکی باشد ؟

مگر ما ایرانی نیستیم ؟ مگر دین اجدادمان کوروش و داریوش چه اشکالی داشت که دین اعراب را به ما تحمیل کرده اند؟

..و دهها چرا و مگر و اگر دیگر که در یک آن برایت ردیف می کنند ! اما...

اما نکته جالب اینجاست که وقتی پای رقص و بزم و آوازه خوانی به میان می آید همه شان می شوند کشته مرده نانسی  و هیفا  و زبان عربیی که در اینمورد خاص برایشان چه زیبا می شود و چه فصیح و چه بلیغ !

همه مات و مبهوت حروف و کلمات این زبان می شوند که چه زیبا و ملیح از دهان این رقاصه ها و آوازه خوانان ادا می شود ! همه شان به دنبال فراگیری رقص عربی هستند تا در مجالس عروسی از یکدیگر کم نیاورند .

نکته جالب تر اینست که هم اینان چندی پیش با هجوم به سایت نانسی، عاجزانه از این فاحشه لبنانی خواسته بودند تا ترانه ای به زبان فارسی برای هواداران و کشته مرده های ایرانی خود بخواند که این فاحشه عرب درجواب این هم وطنان آریایی دو آتشه !

با توهین به ایران و ملت ایران ، به فحاشی می پردازد .

اینان همان جماعت بهانه گیر هستند که در مقابل حق و حقیقت همیشه بهانه جو بوده وهستند  .

اینان همان هایی هستند که تبریک کریسمس و ولنتاین و مناسبتهای غربی را باکلاس و روشنفکری می دانند و تبریک عید غدیر و مبعث و نیمه شعبان را بیگانه پرستی !

اینان همانهایی هستند که فحاشی شاهین نجفی و شارلی ابدو را آزادی بیان می دانند و هنر هنرمندانی چون حامد زمانی را چاپلوسی و نان خوری حکومت !

لخت شدن گلشیفته فراهانی را مظهر آزادگی و انتقاد و آزادی خواهی می نامند و چادری شدن الهام چرخنده را جوگیری و ریاکاری و چاپلوسی !

سجده بر مقبره کوروش را یکتاپرستی می نامند و بوسه بر ضریح مبارک حضرت عباس (ع) را بت پرستی !

زدن نارنجک و...به در و دیوار مردم در چهارشنبه سوری را جشن ایرانی ، باستانی می نامند و بیرون آمدن هیئات عزاداری راسلب آسایش از مردم !

نشر جملاتی جعلی و بی منبع منتسب به کوروش را افتخار می دانند و در مقابل نهج البلاغه پر از حکمت مولا علی (ع) سکوت می کنند !

امثال صادق هدایت و نیچه را الگو می نامند و حضرت علی(ع) مولود کعبه و موتوف محراب را عرب !

رستم و آرش و افسانه های باستان را می پرستند و شهید همت را فقط در حد نام یک اتوبان می شماسند ! راهپیمایی آن ور آبیه را آزادی بیان می نامند و راهپیمایی 22بهمن را اجتماع ساندیس خورها !

در سرمای زمستان با ساپورت در خیابان احساس سرما نمی کنند اما اگر در تابستان روسری بر سر داشته باشند از گرما هلاک می شوند !

باکفش پاشنه بلند داخل خیابانها جولان می دهند و جمع کردن چادر یا مانتو برایشان سخت و عذاب آور است !

 و اینان همان جماعت بهانه گیر هستند...

منبع

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

سفرنامه ویگل(بخش پایانی)

 راستی چه زیبابود قدیم

 

اندراحوالات جماعت ویگل نشین همی گفتیم که زندگی درمسیرساده وآرام خودجاری وساری بود.خلق الله بامحبت ومودت وانصاف ودرراه خدمت به فقراومساکین وایتام کمربربسته بودند،کینه یکدگر به دل نداشتند،دروغ درقاموس ایشان رواج نداشت وادب واحترام وصفا وخلوص درآداب ورفتارشان موج همی زد.

 کسبه وتجار وبازاریان به عدل وانصاف ،دادوستدهمی کردند.کسی سراغ از بیست درصد وسی درصدنمی گرفت .به یکدیگراعتماد داشتند،وبه خمس وزکات وصدقه وانفاق اعتقادداشته وزین خاطر خدای به بازارشان رونق همی دادوکسب وکارشان بابرکت بود.

زندگی وکارشان سراسربانام ویادخداآغازونیت شان خیر ودرراه خدمت به خلق خدابود.خداوندگارهم وجودشان راغرق دربرکت وصفا بنموده بودوباران رحمت خویش رامدام برایشان نازل بنمودی ومردمان هم شکرش بجای اورندی.

یک تومان شان ارج وقربی داشت بسی والاتر ازده دلار ویوروی این زمانه.

 

ساده وبی غل وغش وبدون مکروحیلت درپی کسب لقمه حلالی بودندی.

 

 یکی دوره گردی وفروشندگی بنمودی.

دیگری یامرکب واسترخویش سوخت رسانی  کردی وبدین حرفه ،سرای خلق گرم  بنمودی.

 

ریاضت وورزش ایشان ،بانام  اشجع الناس  حضرت مرتضی علی (ع) درزورخانه ومیدان شهرانجام ودراین ریاضت خانه، مردان خوش پرگارو سینه ستبربه گرفتن میل وکباده وشنای پیچ وشنای کشیده  پرداختندی ومرشد به ضرب گیری وآوازخوانی ،نوچه های خویش راتهییج ینمودی.دراین ریاضت سرا دیگر،میلیاردی معاهده نبستی وبامکرو دغلبازی، برای هماوردی کردن و پیشتازشدن دوپینگ ننمودی.بازوان وعضلات خویش راباریاضت بسیارحجیم بنموده نه باحمایت آمپول مسترون وقرص متان وتزریق هورمون .ریش وسبیل هزار ابهت به هیاکل حجیم شان میداد.وهرگز زیرابروان حویش برنداشته وخود راشبیه نسوان ننموده.هرچه قدرت وتوان خویش افزوده گردیدی ،تواضع وفروتنی هم درایشان بیشترجلوه گرمیشدی.

 

جماعت نسوان به حرفه خانگی که همان بافتن جاجیم وگلیم وفرشهای دیبا وابریشم،اشتغال همی داشتندی.

چون بانوان ازسرای خویش بیرون  آمدندی ،غرق درعفت وحجاب همی بودندی،ساپورت نپوشیدند وفکل ها نیاویخته وابروان تاتو ننموده وبامردان بیگانه اختلاط ونازوعشوه نمودندی.

وچون ظلمت شب همه جارافراگرفتی همگی زیریک سقف گردآمده وبه نان وقوتی بسنده نموده وهزاران شکرگفته  واگرنان وقوتی هم درسرای شان نبودصفا بودی.بزرگترها برای نوباوگان داستان های هزارویکشب وقصه حسین کردشبستری زمزمه کردی .هم وغم شان تانگو ولاین ووایبر و کامنتهای زن ومردبیگانه نبود.تابوق سگ جلوی ماه پاره (ماهواره) بدنبال شبکات ومستهجنات کفار ویهود ونصاری نودی.شب زودهنگام سر به بسترنهاده وباآوای خروسان سحری بیدارشده .نمازوطاعت خویش بنموده وبدنبال قوت روزشان همی رفتندی.


 محفل عقد وعروسی شان ساده وکم موونه انجام میشدی.مهریه ها وجهیزیه ها به مقادیراندک بودی وبدین سان جوانان عذب ،درسنین پایین ،متاهل شده ودست نوعروسان خویش بگرفته وبه سرای بخت رفتندی.دریکی ازغرفه سرای پدر سکنی گزیده ودرشب دامادی ،کاروان به راه نینداختی وبا هیاهو وغوغاوکارناوال و رقص دسته جمعی دربام شهر!،وکنارگذر! زندگی خودباهرزگی وعیاشی آغازنکرده،تاچندی بعد شیرازه زندگی شان باچشم وهم چشمی وشیطان صفتی به طلاق بینجامیده. زندگی راباسلام وصلوات وباقناعت واخلاص بنیان بنهاده،بالباس سپیدبه خانه بخت بیامده وباکفن سپیدازهم جدای شدندی.

 

 

وسفرهایشان چه جذاب ورویایی بودی .باحرکت قافله وصدای جرس اشتران وباربستن ودربیابانها وصحاری قدم نهادن وشب هنگام درکاروانسرا آرمیدن.

راستی چه زیبا بود قدیم!

مردانش، مردانه « مرد » بودند و نامردانش، مردانه «نامرد»

مردانه عرق می ریختند و مردانه عرق نمی خوردند!

چه قدر زرنگ بودند که سر هم کلاه نمی گذاشتند.

وچه نیکو زمزمه کرد:

خدا به سادگی وزیدن نسیم، برایشان روشن بود.

خودشان، مَشتی، خانه هایشان، خِشتی، با خدا همیشه آشتی

خانه های محقّر خشتی شان

از آسمان خراش ها ما

به عرش خدا نزدیک تر بود

خدا هر چه می خواستند می داد

زندگی، عشق، لبخند

کُرسی هایشان، غنی تر از سجاده های ما بود

دستشان اگر خالی بود

دلشان غنی تر از دریا بود

صورتشان اگر چروک می خورد

دلشان صاف تر از آینه بود

ساده اگر بودند

سادگی عرفانشان می شد

چون دعا می کردند

تا عرش خدا می رفت

ولی اینک چه!!

صورتمان صاف و دلمان چروکیده است

شیطان در وجودمان خروشیده است

ایمان فقط در زبانمان جاری است

« آه مان » از سقف فراتر نمی رود

دعایمان خالی از حسِّ پریدن است

آرزوهایمان، گنگ است!

سینه هامان تنگ است!

چه قدر رفتارمان با لعاب و با رنگ است.

بیایید خوب باشیم تا وقت است.

 

 

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

حاجی! صدای منو می شنوی؟

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٥۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٧ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

مرحوم صادق طباطبایی در پروازانقلاب

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٢:۳٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٤ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

پیام هایی ازجنس وایبر

زیر چشمی پیام های وایبر را در رکوع چک می کند


چند روزی میشود که نمازش را تندتر میخواند.این روزها موبایلی که تازه خریده را پایین مهرش میگذارد. سرعت نمازش را باسرعت دانلودهایش میزان میکند ، نکند که نماز تمام شود و دانلود ها روی زمین بماند.

بزار راحت تر بگویم توی رکوع هم زیر چشمی هوای پیام های وایبر و ... رادارد ، آهای امام جماعت کمی طول بده رکوع را...پیام را کامل نخواندم.در دلش غوغایی بود . پس کی این نماز تمام میشود؟


نماز تمام شد مثل فشنگ گوشی را برمیدارد ، از بس هول کرده رمز الگو را اشتباه میزند ...


دستی دراز است ، انگار حواسش نیست بغل دستی اش التماس دعا دارد ، فکر کنم حواسش به کسانیست که دست دراز کرده منتظر اویند تا نمازش تمام شود و او را در فضای مجازی "اد"کنند .


حالا 4G آمده خدای نسل جدید او پر رنگ تر از خدای حقیقی اش شده ...


ساعت ۳ بامداد است و او هنوز پای راز و نیاز با خداوندش ، چشمش سرخ و اشک آلود ، هنوز ۳۴درصد مانده...
این نماز شب اوست که هرشب میخواند.

امیدوارم ما اینجوری نشیم

منبع


+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٠٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٤ اسفند ۱۳٩۳
comment نظرات ()

نماد نفوذ ایران درعراق ازدیدگاه« واشنگتن پست»

 

واشنگتن پست اخیرا درمطلبی نوشت:

شاید هیچ چیزی نتواند به اندازه بیلبوردی که تصویر رهبر فقید ایران، آیت‌الله روح الله خمینی را به تصویر کشیده و اخیراً در میدان «فردوس» بغداد نصب شده، تحولی که این روز‌ها در عراق جریان دارد را به نمایش بگذارد. این بیلبورد در مقابل ستونی نصب شده که تا پیش از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، مجسمه صدام روی آن بود.

لحظه پایین کشیده شدن این مجسمه در سال ۲۰۰۳، لحظه‌ای نمادین بود که نمایانگر پیروزی آمریکا بر ارتش صدام بود؛ اما از سوی دیگر، این لحظه سرآغاز نفوذ مستمر و پیوسته ایران در عراق بود؛ روندی که از تابستان گذشته و در پی حملات گروه داعش به شمال عراق‌ تشدید شد.

بیلبورد مذکور یکی از مجموعه تصاویری است که در سرتاسر بغداد نصب شده و تبلیغ کننده گروه‌های شیعه‌ای است که برای مبارزه با داعش شکل گرفته و حمایت ایران از این گروه‌ها را نشان می‌دهد. بیلبورد نصب شده در میدان فردوس، متعلق به «کتائب قیام الحسین» است که یکی از گروه‌های تازه شکل گرفته برای مبارزه با داعش است. در این بیلبورد، تصویر آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر فعلی ایران نیز به چشم می‌خورد.

در پس‌زمینه تصویر، هتل فلسطین قابل مشاهده است که بسیاری از روزنامه‌نگارانی که جنگ عراق را پوشش خبری می‌دادند در آنجا مستقر بودند و تفنگداران آمریکایی نیز یکی از نخستین دفا‌تر خود را در آنجا مستقر کردند.

بخش عمده‌ای از اختلافاتی که امروز میان شیعه و سنی در عراق وجود دارد، به دوران جنگ ایران و عراق بازمی‌گردد. در زمان رژیم صدام و در دهه ۱۹۸۰، عراق جنگی هشت ساله را علیه ایران آغاز کرد که سبب جان باختن مجموعاً بیش از یک میلیون نفر شد. در آن جنگ، عراق مورد حمایت دولت‌های عرب حاشیه خلیج فارس و همچنین ایالات متحده قرار داشت.
اکنون ۳۵ سال از زمان حمله عراق به ایران می‌گذرد و رهبران وقت هر دو کشور (صدام و امام خمینی) درگذشته‌اند؛ اما این تصویر آیت‌الله خمینی است که اکنون در قلب پایتخت عراق به چشم می‌خورد.

منبع

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٠۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات ()

← صفحه بعد