المصباح
|
||
چندی است افکار و عقاید خارجیگری در سایر فِرَق اسلامینفوذ کرده و طرز فکر خارجیگری در مسلک وهابیت به شکلی مقدس مآبانه تر و خشونتآمیزتر و مصیبت بارتر احیا شده و رواج دارد و موجب بروز فاجعههائی در قلب عالم اسلام گشته و میشود.
انواع کشتارها بمب گذاری هاوعملیات انتحاری وقربانی شدن زنان وکودکان وپیرمردان حاصل این عقایدنجس وآلوده است.
از نظر محققان، مسلک وهابیت شباهت زیادی با مسلک خوارج دارد و چنین مینماید که کیش وهابی ادامه تاریخی فکر خارجیگری و اندیشه خوارج است. و میدانیم که فرقه خوارج در جنگ صفین از جریان حکمیّت پیدا شد که خود داستان مفصلی دارد.

مرحوم علاّمه امین در کتاب گرانقدر «کشف الارتیاب فی اتباع محمد بنعبدالوهاب» درباره شباهتهای وهابیها به خوارج بحث نسبتا مفصلی دارد که خلاصه آن را در اینجا ذکر میکنیم:
1. شعار خوارج این بود که: «لا حکمَ الاّ للّه» (حکومتی جز حکومت خدا نیست) و این کلمه حقّی است که از آن باطل اراده شده است. چنانکه امیرمؤمنان علی(علیه السلام) فرمود: آری این کلمه به خاطر مطابقتی که با قول خداوند «إِنِ الحُکمُ اِلاّ لِلّه» دارد، کلمه حقی است ولی از آن باطل اراده شده است.
همچنین شعار وهابیها این است که: «لا دُعاءَ اِلاّ لِلّه، لا شفاعَةَ اِلاّ لِلّه، لا توسُّلَ اِلاّ بِاللّه، لا استغاثَةَ اِلاّ بِاللّه و...» دعا، شفاعت، توسل و مددخواهی جز از خدا و برای خدا نیست و این سخن، درست است ولی وهابیها منظور نادرستی از آن اراده کردهاند.
2. شباهت دیگر وهابیان با خوارج آن است که خوارج خیلی به ظاهر مقدس بودند و نسبت به نماز و تلاوت قرآن اهتمام زیاد میورزیدند، حتی از کثرت سجده، پیشانی آنها پینه بسته بود و طالب حقیقت بودند
وهابیها نیز این چنیناند به ظاهر تعصّب در دین دارند و در مسائل دینی سختگیرند، نماز را به موقع میخوانند و در عبادت خدا خود را خسته میکنند و در طلب حقاند ولی راه خطا میپیمایند و از محرمات شدیدا اجتناب مینمایند تا آنجا که از تلگراف که حکم شرعی آن معلوم نیست، استفاده نمیکنند از شواهد تعصب و مقدس مآبی آنها آن که من خودم یک نفر نجدی (وهابی) را دیدم ریالهای جدید را با ریالهای کهنه با تفاوت صرف میکرد، مردی خواست به او ریال قدیم با اضافه ریال جدید بدهد، وهابی فورا گفت: نه هرگز این رباست. دلاّل یهودی همراه او بود وقتی که خواست از او جدا شود، یهودی گفت: ما را دعا کن. گفت: خداوند تو را هدایت کند، آنگاه رو به من کرد و گفت: این مرد یهودی است.
3. شباهت سوم وهابیها با خوارج این است خوارج جز خود، بقیه مسلمانان را کافر میدانستند و میگفتند کسی که مرتکب گناه کبیره میشود، در آتش مخلّد خواهد بود و همچنین خون و مال مسلمانان جز خود را حلال میدانستند و فرزندان آنها را اسیر میکردند و میگفتند کشور اسلامی اگر گناه کبیره در آن آشکار گردد، تبدیل به کشور کفر میشود.
وهابیها نیز وضعی مشابه آنها را دارند، آنان سایر مسلمانان را مشرک میدانند و خون و مال آنها را حلال میشمارند و مسلمانان را مشرک خطاب میکنند و کشورهای اسلامی را سرزمین کفر معرفی مینمایند و هجرت از آنها را لازم و ضروری میدانند و کسی را که نماز راترک کرده، اگرچه منکر آن نباشد، واجب القتل میشمارند.
دوم این که مسلمانان را به سبب ارتکاب گناه کافر دانستند و در اثر آن حکم به حلّیت خون و مال آنها دادند و سرزمین اسلام را سرزمین کفر شمردند. پس سزاوار است که مسلمانان از این دو اصل و پایه غلط برحذر باشند و از نتایج آن دو اصل: دشمنی مسلمانان و لعن و سرزنش آنان و حلال شمردن خون و مال آنها و به طور کلی از هر بدعتی، بپرهیزند و این ویژگی که او برای خوارج گفته است، بعینه در وهابیان وجود دارد.

4. همان طوری که وهابیها در شبهههای خود به ظاهر برخی از آیات که به زعم آنها به کفر مرتکب کبیره دلالت دارند، استناد کردهاند وهابیها نیز در این شبهه به ظواهر بعضی آیات و ادلّه که گمان میکنند بر حرمت و شرک بودن اشتغاثه و استعانت از غیر خدا، دلالت دارند، تمسک جسته اند، چنانکه در بحث از عقائد وهابیان بیان شده است.
5. خوارج جنگ و قتال و قیام بر ضد حکام اسلام را حلال میشمارند زیرا به عقیده آنها، همه آنها ائمه ضلال و گمراهی هستند، عقیده وهابیها نیز همینطور است.
6خوارج مردمان قشری و کوته نظر و کودن بودند، در عین حال که از خوردن خرمائی که در سر راه افتاده بود، خودداری میکردند و کشتن خوک وحشی را در بیابان، فساد در زمین میپنداشتند ولی کشتن صحابی پیامبر را که روزه دار بوده و قرآن به گردن داشته واجب میدانستند و تمام مسلمانان را کافر تصور نموده و هرگناه کبیره را کفر تلقّی میکردند
وهابیها نیز از اینگونه قشری گری و کوته نظری دارند از یک طرف رحمت فرستادن و ذکر گفتن را حرام میدانند و در حلیت تلگراف تردید نشان میدهند و استعمال دخانیات راحرام و مرتکبش را مجازات میکنند، ولی از سوی دیگر مسلمانان را کافر و مشرک میدانند و خون و مالشان راحلال دانسته و قتلشان را به بهانه این که از صاحبان شفاعت طلب شفاعت میکنند و به مقرّبان ربوبی توسّل میجویند، لازم میشمارند.

7- همچنان که خوارج مسلمانان را میکشتند ولی بتپرستان و مشرکان از شر آنها در امان بودند، وهابیها نیز چنین میکردند در هیچ تاریخی نقل نشده که وهابیان باکفار جنگ کرده باشند آنان هرچه کشتهاند، از مسلمانان کشتهاند، بیآنکه گناهی از آنها سر زده باشد. کافی است که به تاریخ آنها مراجعه کرده و کشتار بیرحمانه آنها را در حمله به مکه و مدینه و طائف، کربلا و یمن و نجف و سایر بلاد اسلامی از نظر بگذرانیم در صورتی که درهمین زمان، کفر و الحاد در روی زمین گسترده و عالمگیر شده بود وهابیان به فکر پیکار با آنان برنیامدند، بلکه با انگلیسیها و دیگر بیگانگان ساختند و مسلمانان را قتل عام کردند.
8- در حق خوارج گفته شده، «کلما قطع منهم قرن نجم قرن» «هرگاه شاخی از آنها قطع شود شاخی دیگر برُوید و ظاهر گردد». بارها خوارج ریشه کن شدند، باز گروهی از جای دیگر سر بلند کردند و همینطورند وهابیان، شریف با آنها پیکار کرد و محمد علی پاشا آنها را از بُن برانداخت و فرزندش ابراهیم پاشا به مرکز درعیه حمله کرد و آن را با خاک یکسان ساخت ولی باز از جای دیگر سر درآوردند و فتنه و آشوب بپا کردند
جمعیت خوارج که در اواخر دهه چهارم قرن اول هجری در اثر یک اشتباه خطرناک به وجود آمده بودند، بیش از یک قرن و نیم دوام نیاوردند و در اثر تهوّرها و بیباکیهای جنون آمیز مورد تعقیب خلفا قرار گرفتند و خود و مسلکشان را به نابودی و اضمحلال کشاندند و در اوائل دولت عباسی یکسره منقرض گشتند ولی این مسلک خطرناک اثر خود را باقی گذاشت.
افکار و عقاید خارجیگری در سایر فِرَق اسلامی نفوذ کرد و طرز فکر خارجیگری در مسلک وهابیت به شکلی مقدس مآبانهتر و خشونتآمیزتر و مصیبت بارتر احیا شده و رواج دارد و موجب بروز فاجعههائی در قلب عالم اسلام گشته و میشود بنابراین فرقه خوارج اگرچه منقرض شده، ولی مکتب و طرز فکر خارجیگری در جهان اسلام باقی است.

چرا جلیلی؟
یک- مقام معظم رهبری در چهارده بهمن سال 90 در خطبه نماز جمعه در بیان نقاط ضعف انقلاب اسلامی عدم پیشرفت در اخلاق رابه تناسب با سایر حوزهها یکی از ضعفهای اساسی نظام بر شمرده و بیان کردند: «یکى دیگر از ضعفهاى ما این است که ما به موازات علم، به موازات پیشرفتهاى علمى، پیشرفت اخلاقى و تزکیه اخلاقى و نفسى پیدا نکردهایم؛ این عقبماندگى است. البته امروز در مقایسه با قبل از انقلاب، بمراتب و مراتب بهتر است -در این هیچ شکى نیست- اما باید پیشرفت میکردیم. در علم پیشرفت کردیم، در سیاست پیشرفت کردیم؛ باید در معنویت و در تزکیه نفس هم پیشرفت میکردیم. در قرآن هر جا تزکیه و تعلیم از زبان پروردگار است، تزکیه مقدم است بر تعلیم؛ آن هم تعلیم کتاب و حکمت - «یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة» فقط یک جا از زبان حضرت ابراهیم، تعلیم مقدم است.. بنابراین ما از تزکیه اخلاقى و نفسى غفلت کردیم.»
دو- ایشان دهه اخیر را دهه پیشرفت و عدالت نامیدهاند و در تبیین الگوی پیشرفت در نظام اسلامی اخلاق و معنویت را یکی از شاخصههای اساسی پیشرفت عنوان میکنند در اندیشه مقام معظم رهبری آن گونه که در سال 1385 در میان جوانان سمنانی الگوی پیشرفت اسلامی را تبیین کردند؛ مهمترین بخش پیشرفت در جامعه اسلامی پیشرفت در اخلاق و معنویت است. و میفرمایند: «عشق به معنویت و ارتباط با خدا، مهمترین عاملی است که پیشرفت یک ملت را به معنای واقعی خودش تضمین میکند؛ اگر این نشد، همه آنچه که دستاوردهای به معنای عرفی و رایج جهان پیشرفته محسوب میشود، ممکن است در راههای غلطی مصرف شود. ... این در منطق ما درست نیست..»
سه- پس از ماجراهای تاسف برانگیز استیضاح وزیر راه مقام معظم رهبری در فرمایشاتی در جمع مردم آذزبایجان در تاریخ 28 بهمن سال گذشته به شدت علیه آن حادثه موضع گرفتند و در بخش از سخنان خود فرمودند: «یکى از حقوق اساسى مهم مردم این است که در آرامش روانى و در امنیت روانى زندگى کنند؛ در کشور امنیت اخلاقى برقرار باشد.».
چهار- حضرت آقا در هفتم اردیبهشت سال جاری در دیدار با کارگران هنگام بیان شاخصههای منتخب اصلح این بار علاوه بر معیارهایی که گذشته بیان میکردند بر تهذیب اخلاقی رییس جمهور نیز تاکید داشتند.
پنج- در منظومه فکری امام خامنهای علاوه بر تهذیب اخلاقی فردی تقوای جمعی نیز مهم و اساسی است: «ما یک تقواى فردى داریم، که هر کسى خود را تحت مراقبت دائم داشته باشد...اگر کسى بخواهد به فلاح برسد، به فوز برسد، به نجات ابدى برسد، بایستى تقوا داشته باشد. هر مقدار این حالت بیشتر بود، فوز و فلاح بیشتر است. یک تقواى جمعى هم داریم. تقواى جمعى این است که جمعها مراقب خودشان باشند. جمع به حیث جمع، مراقب خودشان باشند. بىمراقبتى جمعها نسبت به مجموعهى خودشان، موجب میشود که حتّى آدمهائى هم که در بین آن جمعها تقواى فردى دارند، با حرکت عمومىِ آن جمعها بغلتند و به جائى بروند که نمیخواهند. در طول این سى سال، ما از این ناحیه ضربه خوردهایم.» (بیانات در دیدار با نمایندگان مجلس 08/03/92)
وجلیلی درهر5مورد والاترین گزینه جهت مسندنشینی برقوه مجریه دراین برهه می باشد.
جلیلی براساس تکلیف به میدان آمده و هیچ بار و بنهای در اختیار ندارد.
www.bibaknews.com/shownews.php?idnews=10904#

عجزوهابیت دربرابررکن یمانی
چهار زاویه کعبه به عنوان چهار رکن شناخته میشود.
"رکن یمانی" آخرین رکن کعبه و بسیار مقدس است. پیامبر (ص) از میان این چهار ارکان کعبه تنها دو رکن را استلام میفرمود؛ یکی حجرالاسود و دیگری رکن یمانی.حضرت علی (ع) در روز جمعه سیزدهم رجب سال سیام عامالفیل مطابق با ۵۹۹ میلادی (۱۰ سال قبل از بعثت حضرت محمد (ص)) در مکه و بنابر روایات در مسجدالحرام و درون کعبه بهدنیا آمد.
مرحوم علامه امینی (رض)در کتاب الغدیر روایاتی را نقل میکند که مادر او فاطمه بنت اسد هنگامی که به علی(ع) حامله بود، به طواف خانه خدا آمد و در آن حال دچار درد زایمان شد. او از پروردگار کعبه یاری خواست.ناگهان دیوار کعبه شکافت و وی به درون خانه خدا داخل شد و در آن جا امیرمومنان«علی بن ابی طالب»علیه السلام را به دنیا آورد.

رکن یمانی اخیرابه درخواست وهابیها به وسیله یک دیواره فلزی کاملا پوشیده شد.عوامل وهابیت پیشتر نیز همواره سعی کرده بودند با وسایل مختلف از جمله میخ و پیچ و سیمان این اعجاز بزرگ را مخفی و آن را کمرنگ جلوه دهند، اما این بار تلاش کردند آن را کاملا بپوشانند.
سوال ایجاست آیانورعلی(ع) وآل علی (ع)رامی توان بااین افعال کودکانه خاموش نمود؟

تصویرنجف اشرف وحرم امیرالمومنین (ع)درحدود یک قرن پیش
مملکت روی پاهای قطع شده ی جانبازان استوار مانده، بعد یک فحاشی که ما همه اش احترام پدرش را نگه می داریم، پای قطع شده ی کاندیدای جانباز ریاست جمهوری را به سخره می گیرد که بگویید فلانی بیاید مسابقه ی دو!
پاهای قطع شده ی امثال سعید جلیلی است که علی مطهری را سرپا نگاه داشته تا با وقاحت تمام، دهان به هر توهین و تحقیری بگشاید!
صرف نظر از آنکه به جلیلی رأی می دهم یا نه، او برای من انسان ارزشمندی ست؛ و اولین ارزش او برای من همان پایی ست که ندارد؛ پایی که برای اسلام و میهنش داده و مطهری که از نام پدر نان می خورد، چه می داند ایستادن روی پای خود، خصوص پایی که در بهشت جا مانده، یعنی چه!
ازنوشتارخانم کبری آسوپار( یکی از کاربران پلاس )در واکنش به مطلب علی مطهری

آقای عزت اله انتظامی اخیرادردنامه ای خطاب به دولتی ها منتشرکرده وحقایقی ازحضورش دروزارت کشوررادراین نامه آورده است.نگاهی به تصاویر روز ثبت نام نشان میدهدکه بازیگرمطرح سینمای ایران آقای انتظامی در هیچ کدام از صحنه های مربوط به ثبت نام حضور ندارد و در عکس هایی هم که از او و مشایی و احمدی نژاد مشترکاً گرفته شده است ، بسیار غمگین و سرخورده به نظر می رسد. واین نشان میدهدکه گله مندی این بازیگرسالخورده سینما دورازواقعیت نمی باشد.
اگر انتظامی برای حمایت از مشایی به ستاد انتخابات رفته بود ، قاعدتاً باید در سالن ثبت نام و هنگام گرفتن عکس های تبلیغاتی از صحنه های ثبت نام و سخنرانی احمدی نژاد برای مشایی حاضر می شد نه این که در بیرون از آنجا و با چهره ای افسرده و سری پایین بر روی صندلی خارج از سالن. همچنین باید کلامی درباره کاندیدای مورد علاقه اش مطرح می کرد تا تیتر روزنامه های حامیان دولت باشد ولی چنین هم نشد.
این سوء استفاده شرم آور ، نشانگراین واقعیت است که
برای برخی ، رسیدن به هدف های مادی ، آنقدر مهم است که حاضرند برایش هر کاری ، حتی زشت و غیراخلاقی هم که باشد انجام دهند. این کار می تواند حتی سوء استفاده از یک پیرمرد ۸۹ ساله هم باشد.

اگر رای داد و شورای نگهبان هم آن رای را پذیرفت، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. اگربخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا است، این فساد است و مفسد است یک همچو آدمی، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد.

یکی از سلفی های وهابی با صدور فتوایی اعلام کرده: روشن کردن کولر برای زن، در غیاب شوهر حرام است.
رئیسجمهوری که با بنز تردد کند و خانه آنچنانی داشتهباشد از درد محرومین چه می فهمد!؟
این روزهاعلم علمدارروی گنبد(زینب (س)شده قوت قلب بچه ها
انسانها سلیقه های مختلفی دارند و هر انسانی نظرات خاصی برای خودداردو ممکن است دیگران باآن موافق نباشند. همین اختلاف نظرها باعث تشکیل گروههای مختلف با نظرات مخالف در سطح جامعه می گردد. در کشورهای پیشرفته همواره نظر مخالف مورد توجه قرار می گیرد و هیچگاه و شایدکمتر مورد حمله طیف مقابل قرارگیرد. زیرا گروه موافق خوب می داند که می تواند از نظر مخالف در جهت پیشرفت خود استفاده کند . متاسفانه در کشور ما این قضیه به یک مسئله لاینحل تبدیل شده است و نظرات مخالف همواره با برخوردهای قهر امیز روبرو می شوند . نمونه بارز ان را اخیرادرسخنرانی های برخی کاندیداها دیدیم.وواضح است که این رفتارهای نازیبا درهفته های پیش رو ودرمناظره ها ادامه پیداخواهدکرد.این بدرفتاری درحق دیگران ازامتی که پیشوایش حضرت رسول گرامی اسلام (ص)است دورمیباشد. .هموکه بارهاازامت خویش بی حرمتی دید ولی ازهمه کژیها وبی اخلاقی هایشان اغماض نمودودرقضیه فتح مکه همه دشمنان خودرابخشیدوازاباسفیان وآل امیه انتقامی نگرفت بلکه به ایشان فرمود:اذهبوا فانتم الطلقاء.برویدکه همه شماراآزادورهانمودم
امیدوارم همه ما به این سعه صدر دست پیدا کنیم که آراء و عقاید مخالفین خود رابتوانیم تحمل نماییم.

تشنج واعتراض درسخنرانی آقای دکترلاریجانی (قم)


تشنج درسخنرانی آقای دکترروحانی(تهران)

اعتراض وآشوب درسخنرانی آقای دکترقدیری ابیانه

آشوبگری درسخنرانی آقای کواکبیان (دانشگاه اهواز)


فرزندان و طرفداران آل امیه و آکله الاکباد به تبع ازاسلاف خودکه درجنگ احدجگرحمزه سیدالشهدا رادریده وخوردند، این هفته یک شیعه رادرحمص سوریه شهیدنموده وقلبش رابه دندان کشیدند.
یک فرمانده سلفی سوری به نام ابوصقر که تا کنون چندین ویدیوی خشن از خود در فضای مجازی و خصوصا وب سایت یوتیوب منتشر کرده این بار این خشونت را به اوج خود رساند.وفیلم آن رادرفضای اینترنت گذاشت.
این ویدیو که نشان می دهد ابوصقر سینه یک سرباز علوی را می شکافد و قلب او را در آورده و به دندان می کشد خشن ترین و هولناک ترین ویدیویی است که تا کنون از وقایع سوریه بر روی فضای مجازی منتشر شده است.
ابو صقر که فرمانده گردان عمر فاروق است در هنگام انجام این عمل وحشیانه می گوید: به خدا سوگند که ما قلب و جگر شما سربازان بشار اسد ... را می خوریم ... وی با اشاره به شورشیان گردانش می گوید: ما قهرمانان ،فرزندان عمر هستیم.
حال برای ماعینا آشکارمیشودکه چرادرزیارت عاشورامیخوانیم:
«وآخرتابع له علی ذلک»
وبعدتکرارمیکنیم:
«اللهم العنهم جمیعا»
چنین گفت رستم به اسفندیار
که کردار ماند ز ما یادگار
کنون داده باش و بشنو سخن
ازین نامبردار مرد کهن
اگر من نرفتی به مازندران
به گردن برآورده گرز گران
که کندی دل و مغز دیو سپید
که دارد به بازوی خویش این امید
سر جادوان را بکندم ز تن
ستودان ندیدند و گور و کفن
ز بند گران بردمش سوی تخت
شد ایران بدو شاد و او نیکبخت
مرا یار در هفتخوان رخش بود
که شمشیر تیزم جهانبخش بود
درآخرین ساعات ودقایق اسفندیارباجمعی ازدولتی هابه
آوردگاه(وزارت کشور)لشکرکشی کرد.
فرمانده الحق برایش سنگ تمام گذاشت.4000صلوات و3روز روزه برایش نذرکرد.

بخاطریارغارش مرخصی گرفت.
بادی گاردش شد.

حتی شناسنامه اش رابالابرد.
آخراوقدیس است...
هردودستان بهم فشرده رابه علامت پیروزی بالابردند.به همین هم اکتفاننمود.
8مدیرارشددولت راهم باخودآوردوخرج اوکرد.

حمید بقایی معاون اجرایی رییس جمهور
علی نیکزاد وزیر راه و شهرسازی
محمد حسن نامی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات
سید حسن موسوی رییس دفتر رییس جمهور
حمید فاضلی سرپرست سازمان فضایی
بهمن شریف زاده از مدیران ارشد خبرگزاری و روزنامه دولت
عباس امیری فر مشاور نهاد ریاست جمهوری
محمد شیخان رییس ارتباطات دفتر رییس جمهوی
فرمانده، اینها را برای مشایعت اسفندیارآورده بود.
میکروفنش را تنظیم کرد

وبالاخره دم خروس بیرون زد و مشخص شد که سفرهای استانی اخیر تبلیغات برای قدیس بوده است.

اوهمه اینهاراانجام دادتابه روش پادشاهان عهدقدیم ،مرادوجانشین خودرابه همگان معرفی کرده باشد.
همزمان یل انتخاباتی دوم اسب خودرازین کرد

ونیم ساعته ازجماران به فاطمی رسید!

فرزندان ذکورواناث راهم باخودآورد

البته علیجناب سرخپوش را جمعی ازآقازاده هاومریدان همراهی اش میکردند.تاشایدرویای حکومت اقوام وبستگان ودوره ملوک الطوایفی واحیای تفکرسرمایه داری دیگربارتحقق یابد.

چون روز شد رستم زره اش را بر تن کرد و علاوه بر آن ببر بیان را روی زره اش انداخت.
کمندش را به ترک بند زین ببست و بر آن اسب فیل پیکر سوار شد.
همچنان تا کنار رود هیرمند بیامد در حالی که پیوسته تاسف می خورد و می خواست به اسفندیار پندهایی بدهد
از کنار رود گذر کرد و به سوی بلندی رفت در حالی که از کار روزگار شگفت زده بود.
خروش بر آورد که ای اسفندیار همرزم تو آمد آماده ی جنگ باش.
تاساعت نبرد...!
نکته:
حال گرچه این دوتن برای ورود به عرصه انتخابات رقابتی جدید در ظاهر و رفاقتی عجیب در باطن را در پیش گرفته اند، اما مشخص است که این دو جریان خواسته یا ناخواسته با یکدیگر همسو و همگرا شده اند تا در انتخابات آتی پروژه هایی تقریبا یکسان را اجرا کنند!

بالاخره آخرین ساعت ثبت نام فرامی رسد.کاندیداهای مطرح دقیقه 90 ناگهان احساس تکلیف نمودند!وبرای ثبت نام آمدند.جالب بودآقای رییس جمهورایثارگری کردوبرای کاندیدای همیشه بهاری ازهمه چیزمایه گذاشت .بخاطرش مرخصی گرفت .پا به پایش آمد.برایش شوی تبلیغاتی گذاشت و گفت: سه روز روزه و چهار هزار صلوات برایش نذر کرده .باخبرنگارها مصاحبه کردودرمصاحبه(برخلاف قانون) به نفعش تبلیغ نمود.میگویندقصدداردبااین کارهای سخیف به ملت تحمیلش کند.امامردم هوشیارترازاین حرفهاهستند.
تا پیش از این ، رؤسای جمهور وقت ، برغم آن که هر کدامشان کاندیدای مطلوب خود را داشتند ، ولی می کوشیدند قواعد و مقررات را رعایت کنند و حتی طوری سخن نگویند که شائبه حمایت از یک فرد خاص به وجود بیاید. آیا آنها عقل شان نرسیده بود که در ایام تبلیغات ، به اصطلاح مرخصی بگیرند و برای کاندیدای خود تبلیغ کنند؟!
قطعاً اگر این "کلاه شرعی مضحک" روا بود ، آنها هم عقل شان به این می رسید ولی آنان این نکته را می دانستند که در عین حال مجری انتخابات نیز هستند ؛ موضوعی که احمدی نژاد درباره آن ، تغافل و تجاهل می کند ، گو این که او ، نه رئیس جمهور همه ملت و مجری انتخابات که رئیس ستاد انتخاباتی یکی از کاندیداهاست. او شأن ریاست جمهوری را در این حد فروکاسته است.
امایک سوال: راستی علت اینکه مشایی وهاشمی درست همزمان برای ثبت نام به وزارت کشورآمدند چه بود؟!
ساعت نزدیک 6 است که جمعیت اطراف وزارت کشور بیشتر می شود، چهره هایی که بعضا صورت خود را با ماسک و عینک آفتابی پوشانده اند و منتظرند؛ انتظاری که چندان طول نمیکشد و با آمدن بنزهای دودی رنگ از انتهای خیابان پایان می یابد.
شعارهای "خاتمی زنده باد، هاشمی پاینده باد"، "صل علی محمد، ناجی ملت آمد"، "درود بر هاشمی" و "هاشمی هاشمی، حمایتت می کنیم" نشان داد همچنان اردوکشی های خیابانی قبل از انتخابات مشابه آنچه در سال 88 رخ داد، اصلی ترین پتانسیل جریان فتنه برای انتخابات پیش روست.
لحظات ورود هاشمی به وزارت کشور بیش از هر چیز یادآور تجمعات خیابانی حامیان موسوی در فتنه 88 بود، احساسی کردن فضا، شعارهای تند و ممانعت از تردد ماشین ها در خیابان؛ یادآور روزهایی بود که میرحسین موسوی و مهدی کروبی با ادعای دروغ تقلب در انتخابات از هواداران خود خواستند تا به کف خیابان ها بیایند و امروز نیز اگرچه تعداد هواداران هاشمی بسیار کم هستند؛ اما نشان میدهد تاکتیک فتنه گران برای تقابل با نظام تغییری نکرده و همچنان اردوکشی خیابانی؛ اصلی ترین اهرم فشار برای آنها قبل و بعد از انتخابات خواهد بود، موضوعی که به نظر می رسد نقش مستقیمی با آزادی فرزندان هاشمی از زندان دارد؛ آنچنان که در سال 88 نیز برخی دستگیر شدگان به نقش مهدی هاشمی در سازماندهی تجمعات و آشوب های خیابانی اعتراف کرده بودند.
محمد بن سعد(عالم سنی) در کتاب الطبقات الکبری مینویسد:
جابر بن عبد الله گوید: هنگامی که معاویه قصد کرد تا نهر خود را که در احد قرار داشت، جاری کند، عاملانش به او نامه نوشتند: این کار ممکن نیست؛ مگر این که آن را از روی قبور شهدا جاری کنیم. معاویه در جواب نوشت: قبور را نبش کنید (بشکافید). راوی گوید: دیدم مردم از سر و کول همدیگر بالا میرفتند (تا برای نبش قبر سبقت بگیرند) انگار که مردم در خواب بودند. در هنگام نبش قبر، کلنگی به پای حضرت حمزه سلام الله علیه اصابت کرد و خون از آن جاری شد.
(الطبقات الکبری ، ج ۳، ص ۱۰)
طرفدارن اموی وسفیانی های روزگاربه تبع ازپیشوای سلف خودیعنی معاویه دریک اقدامی ننگین قبرمطهرصحابی جلیل القدرحجربن عدی راکه 800 سال مورداحترام ومحل زیارت سنیان وشیعیان بودنبش نمودندومورداعتراض تمامی مسلمانان قرارگرفتند.
البته اینان تهدیدکرده اندکه درآینده قبرحضرت زینب (س)ورقیه (س)رانیزتخریب خواهندنمود.