المصباح

یادبادآن روزگاران(قسمت نوزدهم)

تصاویرمنتشرنشده ازانقلاب 57 درآران وبیدگل

 

ازراست:مرحوم میرزامهدی مصباحی،شیخ حیبب اله قاسمپور،شیخ احمداسلامی،سیدعباس بنی هاشمی،فرهنگی مرحوم آقاعلی شریفی،مرحوم شیخ ماششااله بلالی ویک روحانی آرانی دیگر

 

 سخنرانی آقای دخیل ضابطی درزیارت هلال بن علی(ع)

مراسم راهپیمایی دریکی ازخیابانهای بیدگل

 ازراست:مرحوم شیخ بلالی،سیخ احمداسلامی،مرحوم شیخ صادق شیدائیان،مرحوم مصباحی،مداح جوادیزلانی (بقیه ناشناس)

 قرائت قطعنامه توسط دکترحسن شریفی

 مراسم راهپیمایی(سراه معین آباد)

سخنرانی شیخ احمداسلامی درصحن محمدهلال(ع)(نفرایستاده راست مرحوم آقاعلی شریفی،دبیرعربی)

انتخابات وصندوق آراء درحسینیه توی ده بیدگل

ازراست نشسته:حاج آقای صمدیان،نوجوان ناشناس، حاج علیرضاصابری،حاج آقای جندقیان،حاج فضل اله طاهایی،و...

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:۳٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات ()

تسلیت

درگذشت مرحومین مغفورحجه الاسلام والمسلمین حاج شیخ صادق شیدائیان وابوالشهیدحاج غلامحسین شاهمیرزایی رابه  امت شهیدپرور وخانواده های ایشان تسلیت وتعزیت گفته وبرای آن عزیزان ازدست رفته غفران ورضوان الهی مسالت داریم.

وبلاگ المصباح

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٥٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات ()

وقتی گوشی های همراه ،مارابه بازی می گیرند

پرده اول:

گوش هایی که  دیگرنمی شنوند

 


مدت هاست در پیام های گوشی تلفن همراه خود غرق شده است و هر چقدر والدینش صدایش می زنند تا برای صرف شام از اتاقش بیرون بیاید فایده ای ندارد. مدام صدای پیام تلفنش به گوش می رسد و پیام های جدید وایبری به دستش می رسد. هر بار که می خواهد آن را خاموش کند و کنار بگذارد، دوباره پیام جدیدی می آید و او را وادار به پاسخ دادن می کند. گاهی صداهای عجیب و غریبی از اتاقش شنیده می شود و هنگامی که مادر با تعجب از او سوال می کند، می گوید: برای تفنن و سرگرمی با دوستان مجبور بودم پیام های صوتی بگذارم. یک ساعت طول می کشد تا از اتاقش بیرون بیاید اما هنگام شام خوردن هم دست از پیام بازی بر نمی دارد.

پرده دوم:

غرق در گوشی

در اتاقش مشغول بررسی پیام هایی است که برایش ارسال شده است. صدای گریه کودک 3 ساله اش از اتاق دیگر شنیده می شود اما او با شنیدن این صدا عکس العملی نشان نمی دهد. همسرش با تعجب نگاهی به او می اندازد و منتظر است تا به سراغ فرزندش برود و او را آرام کند اما زن از جای خود تکان نمی خورد و آن قدر در صفحه وایبر خود غرق شده است و پیام های مختلف را بررسی می کند که فرصتی برای رسیدگی به فرزندش ندارد.


پایان برنامه

آسیب استفاده بیش از حد از شبکه های اجتماعی زمانی مشخص می شود که متوجه می شویم بچه های مان از ما دور شده اند و به همان اندازه ای که در وایبر باشیم فرزندانمان از ما فاصله می گیرند و فرصت تعامل های رو در رو را از دست می دهند.

 اگر بچه ها مشاهده کنند چنین هنجارهایی در خانواده از سوی بزرگ ترها به ویژه والدین قانون مند شده است، آن ها نیز در این وادی گرفتار و حلقه های خانوادگی متزلزل می شوند.  افراد طبیعی و سالم آن هایی هستند که خودشان را تحت تاثیر شدید فناوری و فشارهای محیطی مختلف قرار نمی دهند.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات ()

تجمع باشکوه حمایت ازپیامبراعظم(ص)

تجمع باشکوه  اقشار مردم آران وبیدگل در اعتراض به هتک حرمت به پیامبر(ص) ظهر امروز سه شنبه درمسجداعظم محقق برگزار شد.

یت الله نمازی  نماینده ولی فقیه وامام جمعه کاشان در تجمع بزرگ ارادتمندان پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) ضمن محکوم کردن این حرکت ننگین، گفت: تمامی اقدامات ددمنشانه دشمنان، بخاطر ترس آنها از رشد گرایش مردم به اسلام در اروپا و آمریکاست.

وی تصریح کرد: گرایش مردمی در کشورهای اروپائی به سمت دین مبین اسلام کاملا مشهود می باشد واین مایه نگرانی حاکمان غربی است.

دراین تجمع که بااقامه نمازظهروعصربرگزارگردید علاوه براقشارمختلف مردم،فرهنگیان ودانش آموزان ،اصناف وبازاریان،ائمه محترم جمعه؛ آیت الله عبدالنبی نمازی (کاشان)،آیت الله سیدمحمدموسوی(آران وبیدگل)،حجج الاسلام والمسلمین مفرح زاده(ابوزیدآباد) ،زارع(سفیدشهر) ،علوی(نوش آباد)،رفیعی(مشکات)،مطهری(نیاسر)،قاسمی (بادرود)،ارمی (قمصر)،رحیمی (نطنز)، توکلی (دولت آباد)،سلمانی (مشهداردهال)،سلیمانی(جوشقان قالی)،دهشیری(اردستان)، حلاجی(برزک) ،عسگری (زواره) و جواهریان(مدیر محترم مرکز خدمات حوزهای علمیه کاشان و آران وبیدگل) نیزحضورداشتند.

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات ()

آیا مرگ ملک عبدالله باظهورامام زمان ارتباط دارد؟

 

این روزهابا مرگ «عبدالله بن عبدالعزیز» شاه عربستان سعودی پس از سال‌ها بیماری، روایاتی در فضای موبایلی و شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود و نوید نزدیکی ظهور را می‌دهد،‌ از جمله اینکه؛ ۱ـ ابوبصیر روایت می‌کند که گفت: شنیدم حضرت صادق(ع) می‌فرمود: هر کس مردن عبدالله را براى من ضمانت کند، من هم آمدن قائم را براى او ضمانت می‌کنم، بعد از آنکه عبدالله مرد، دیگر مردم بر سر کسى اجتماع نمی‌کنند و این امر به خواست خدا به صاحب شما منتهى می‌شود و بعد از آن سلطنت سال‌ها از بین می‌رود و به سلطنت ماه‏‌ها و روزها تبدیل مى‏‌شود، عرض کردم: آیا آن زمان طول می‌کشد؟ فرمود: نه! (الغیبة، شیخ طوسی، ص 447)

۲ـ رسول خدا(ص) فرمود: بر حجاز (عربستان) مردی که اسمش، اسم حیوان است، حکومت می‌کند (فهد=یوزپلنگ)، اگر از دور به او نگاه کنی در چشمش انحراف (چپی) می‌بینی، ولی اگر به او نزدیک شدی، در چشمش مشکلی نمی‌بینی، جانشین یا خلیفه‌اش برادرش که اسمش عبدالله است خواهد بود، وای بر شیعه ما از دست او! پس این جمله را سه بار تکرار کرد، بشارت مرگش را به من بدهید شما را به ظهور حجت بشارت می‌دهم.

 

اولین منبع نقل این روایت، کتاب «250 علامة حتی ظهور الامام المهدی(ع)»، اثر محمدعلی طباطبایی حسنی است. این فرد خود را به صورت خود خوانده علامه معرفی می‌کند و مبلغینی از احمد، جهت انحراف ذهن مخاطبان از او با عنوان علامه طباطبایی نام می‌برند تا گمان شود نویسنده کتاب، علامه طباطبایی(ره) صاحب تفسیر المیزان است!

با مراجعه به کتاب مسند احمد بن حنبل و سایر متون روایی شیعه و سنی روشن می‌شود که این روایت وجود خارجی نداشته و تاکنون کسی آن را ذکر نکرده است، جالب اینکه نویسنده کتاب «250 علامت»، خود نیز این روایت را در هیچ منبع حدیثی ندیده است و در استناد آن به مسند احمد و رسول خدا(ص) چنین می‌گوید: «هذ الخبر نقله إلیّ أحد الفضلاء المطلعین»، این خبر را یکی از فضلای مطلع برای من نقل کرده است!  


درباره روایت نخست نیز باید دقت داشت نخستین و تنها مصدر نقل این روایت کتاب غیبت شیخ طوسی است و تمامی منابع بعدی از ایشان نقل کرده‌اند، پس، از مفردات شیخ طوسی است و مفردات شیخ طوسی محل تأمل است. همچنین باید توجه کرد روایت مذکور هیچ دلالتی بر کشور حجاز و عربستان ندارد و علامه کورانی به صورت استنباط شخصی این نکته را به روایت نسبت داده است که نمی‌توان سخن وی را پذیرفت.
این روایت مشخص نمی‌کند که مراد از عبدالله کیست، چه بسا صد سال دیگر پادشاهی از خاندان آل سعود به نام عبدالله در آن سرزمین به مسند قدرت بنشیند و منظور از این روایت، او باشد
مهم‌تر اینکه على بن یوسف بن المطهر حلی (برادر علامه حلی و متوفای 703 هجری) در کتاب خود مراد از این عبدالله را آخرین پادشاه بنی العباس (عبدالله المستعصم، 656 ق) می‌داند و واقعه‌ای است که رخ داده است. (ر.ک. العدد القویّة، ص78)

 از:فارس

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات ()

انا احب محمدا (ص)

 

طرح:شمسی

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٢۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٦ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات ()

دل پاک مهم تراست یاحجاب؟

 

آیت‌الله مظاهری به یک استفتاء مبنی بر اینکه دل پاک مهم‌تر است یا حجاب؟اینگونه  پاسخ داد.

«پرسش:

اگر انسان دلش پاک باشد، دروغ نگوید، غیبت نکند، کسی را آزار ندهد، به یاد خدا باشد و مقداری هم موی خود را بیرون بگذارد، اشکالی دارد؟

پاسخ:

در سلامت نفس او و اجتناب از غیبت و دروغ او، باید از او تشکر کرد و خداوند هم پاداش می‌دهد؛ امّا گناه و از‌جمله بیرون‌گذاشتن مو حرام است و کیفر دارد و گناه آن از نظر روایات ما بزرگ است؛ چنان‌که زن چادری، اگر دروغ بگوید یا غیبت‌ کند، از نظر چادر باید از او تشکر کرد و پاداش دارد؛ ولی دروغ و غیبت او گناه دارد و گناهش خیلی بزرگ است.»

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٢۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات ()

بالاخره شاه سعودی مرد

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۳ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات ()

یادشهداجاودان

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٥٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۳ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات ()

حاج قاسم وبچه هایش

تریلی تا خرخره پر بود از ایرانیهایی که فقط با یک مهر پایانه مرزی زائر کربلا و اربعین شده بودند.«باسم» تنها عراقی جمع بود که با زبان اشاره ، فارسی و عربی  سعی داشت مناظر اطراف را برای زوار ایرانی تشریح کند.جمع ایرانی ها هم عجیب متنوع و قاراشمیش بود! از میوه فروش همدانی و کارگر اردبیلی گرفته تا بچه شیک پوشهای تهرانی و سیگاری های حرفه ای که داخل آن فضای تنگ هم خلق الله را از دود سیگارشان بی نصیب نمی گذاشتند!

باسم عراقی با دست و پا و چشم و دهانش خودش را می کشت تا شاید بتواند چیزی را به زوار ایرانی فارسی زبان بفهماند.وسط این حرکات موزون باسم و تکانهای شدید تریلی، یکی از همان شیک پوش های تهرانی گفت:«اخی باسم! قاسم سلیمانی؟!» که مثلا یعنی «برادر باسم، شما قاسم سلیمانی را می شناسید؟».صدای خنده و فریاد ناشی از غرور همه ایرانی ها بلند شد، وقتی باسم عراقی بعد گفتن «نعم! نعم!» ، شروع به تعریف و تمجید از حاج قاسم سلیمانی کرد! 

منبع

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٠٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات ()

آیا داعش همان سفیانی درروایات است؟

 

سفیانی پس از سرکوب مخالفان، هدفی جز حمله به عراق ندارد، از این‌رو، با سپاهی بزرگ به سمت عراق رهسپار می‌شود، در میانه راه، در منطقه‌ای به نام قرقیسیا جنگی هولناک درمی‌گیرد و بسیاری کشته می‌شوند.

 با تحرک تروریست‌های تکفیری داعش، باز برخی شروع به داستان‌سرایی در عرصه تطبیق نشانه‌های ظهور کرده‌اند و بازار را برای سخنان عوامانه و به تعبیر مقام معظم رهبری صرف تخیلات و توهمات خود مناسب دیده‌اند، مدعی شده‌اند که این گروه همان سفیانی روایات است.

یکی از نشانه‌های سفیانی شیعه‌کشی و دشمن اهل بیت بودن است، در حدیث معتبری از امام باقر(ع) چنین آمده است: «فَإِنَّ حَنَقَهُ وَ شَرَهَهُ إِنَّمَا هِیَ عَلَى شِیعَتِنَا»؛ شدت خشم و حرص او تنها بر شیعیان ماست، گروه تروریستی داعش نیز در این نشانه شبیه سفیانی است، اما آیا می‌توان به صرف یک مشابهت چنین حکم کرد که این گروه همان سفیانی روایات است؟ روشن است که برای اثبات این تطبیق باید تمام روایات سفیانی در نظر گرفته شود، حجت‌الاسلام و المسلمین جواد جعفری(کارشناس مهدویت) در خصوص این شبهه به شش تفاوت داعش با سفیانی اشاره می‌کند و بیان می‌دارد:
*نشانه نخست
در حدیث معتبری امام صادق(ع) فرمودند: «إِنَّ أَمْرَ السُّفْیَانِیِّ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ وَ خُرُوجُهُ‏ فِی‏ رَجَب» و در حدیث معتبر دیگری امام صادق(ع) فرمودند: «خُرُوجُ الثَّلَاثَهِ الْخُرَاسَانِیِّ وَ السُّفْیَانِیِّ وَ الْیَمَانِیِّ فِی‏ سَنَهٍ وَاحِدَهٍ فِی شَهْرٍ وَاحِدٍ فِی یَوْمٍ وَاحِد» طبق این دو روایت سفیانی در ماه رجب و همزمان با خراسانی و یمانی شورش خواهد کرد، روشن است که به هیچ وجه این نشانه قابل تطبیق بر داعش نیست، زیرا هنوز نه خراسانی قیام کرده نه یمانی.
*نشانه دوم
در حدیث معتبری امام صادق(ع) فرمود: «مِنْ أَوَّلِ خُرُوجِهِ إِلَى آخِرِهِ خَمْسَهَ عَشَرَ شَهْراً سِتَّهُ أَشْهُرٍ یُقَاتِلُ‏ فِیهَا فَإِذَا مَلَکَ الْکُوَرَ الْخَمْسَ مَلَکَ تِسْعَهَ أَشْهُرٍ وَ لَمْ یَزِدْ عَلَیْهَا یَوْماً» از اول قیام سفیانی تا آخر کارش ۱۵ ماه است. شش ماه می‌جنگد و پنج آبادی را می‌گیرد و نه ماه حکومت می‌کند و یک روز هم بیشتر نمی‌شود.
در روایت دیگری امام صادق(ع) این پنج آبادی را در شام نام می‌برد: «مَلَکَ کُوَرَ الشَّامِ الْخَمْسَ دِمَشْقَ وَ حِمْصَ وَ فِلَسْطِینَ وَ الْأُرْدُنَّ وَ قِنَّسْرِینَ» مناطق پنجگانه آمده در روایات اکنون چهار کشور سوریه، لبنان، فلسطین و اردن است.
طبق این بیان اولاً سفیانی کسی است که شش ماه بتواند چهار کشور را بگیرد و بسیار روشن است که این نشانه به هیچ وجه قابل تطبیق بر داعش نیست، ثانیاً کل شورش و حکومت سفیانی از ظهور تا افولش بیش از پانزده ماه نخواهد بود، در حالی که داعش بیش از دو برابر این مدت است که شر کشورهای اسلامی شده است و حتی یک کشور را هم نتوانسته است بگیرد.
*نشانه سوم
در حدیث معتبری امام باقر(ع) فرمودند: «وَ أَمَّا النِّسَاءُ فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ بَأْسٌ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَی» شر سفیانی به زنان شیعیان نخواهد رسید، در حالی که گروه وحشی داعش میان زنان و مردان شیعه فرقی نمی‌گذارند.
*نشان چهارم
امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «یَخْرُجُ بِالشَّامِ فَیَنْقَادُ لَهُ‏ أَهْلُ‏ الشَّام»سفیانی شورش می‌کند و اهل شام از او پیروی می‌کنند، در حالی که روشن است مردم سوریه در انتخابات داعش را حمایت نکردند.
*نشان پنجم
سفیانی پس از سرکوب مخالفان، هدفی جز حمله به عراق ندارد، از این‌رو، با سپاهی بزرگ به سمت عراق رهسپار می‌شود، در میانه راه، در منطقه‌ای به نام قرقیسیا(شهری در سوریه در محل اتصال رود خابور و فرات) جنگی هولناک درمی‌گیرد و بسیاری کشته می‌شوند.
سپاه سفیانی پس از پیروزی در نبرد قرقیسیا به صورت هم‌زمان با دو سپاه مختلف به مدینه و عراق یورش خواهد برد.
چنان که در این روایت آمده سفیانی پس از تسلط بر چهار کشور سپاهی را به عراق خواهد فرستاد، در حالی که داعش پس از شکست در سوریه به سراغ عراق آمده است، علاوه قبل از آمدن به عراق سفیانی نبرد قرقیسیا را خواهد داشت که نبردی بسیار خونین خواهد بود، در حالی که داعش چنین نبردی را نکرده است و در واقع به عراق فرار کرده است.
*نشان ششم
در روایتی امام باقر(ع) فرمود: «وَ یَبْعَثُ السُّفْیَانِیُّ بَعْثاً إِلَى الْمَدِینَهِ فَیَنْفَرُ الْمَهْدِیُّ مِنْهَا إِلَى مَکَّهَ فَیَبْلُغُ أَمِیرَ جَیْشِ السُّفْیَانِیِّ أَنَّ الْمَهْدِیَّ قَدْ خَرَجَ إِلَى مَکَّهَ فَیَبْعَثُ جَیْشاً عَلَى أَثَرِهِ فَلَا یُدْرِکُهُ … َ وَ الْقَائِمُ یَوْمَئِذٍ بِمَکَّهَ قَدْ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَى الْبَیْتِ الْحَرَامِ مُسْتَجِیراً بِه‏»
این بیان نیز نشان می‌دهد قیام سفیانی هم زمان با ظهور امام عصر(عج) خواهد بود، در حالی که حرکت داعش به قیام امام ربطی نیافته است.
با توجه به این نشانه‌های روشن که در روایات معتبر و کتاب‌های متقن ما آمده است، معلوم می‌‌شود هیچ شباهتی میان داعش و سفیانی وجود ندارد، ادعاهای بی‌اساسی که برخی افراد بدون دقت در روایات بیان می‌کنند، موجب رواج مدعیان دروغین، منحرف کردن مردم از حقیقت انتظار، ایجاد امید کاذب در جامعه و مشکلات بین المللی برای کشور می‌شود، امید است کسانی که تریبون‌های عمومی مخصوصاً مقدس در اختیار آنهاست در اظهار نظر کردن در مورد نشانه‌های ظهور محتاطانه عمل کنند و از ماجرهای چند سال گذشته عبرت گرفته موجب به خطر افتادن آبروی خود و دیگران نشوند.
منابع:

الغیبه للنعمانی

کمال الدین و تمام النعمه
 الغیبه (للطوسی)، کتاب الغیبه للحجه

لینک

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

چهارمین هدیه به نهضت امام خمینی(ره)

جهادمغنیه فرزندعمادمغنیه به لقاء الله پیوست

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٢۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

من عاشق محمد(ص)هستم

 

 

تصاویر این روزهای فرانسه تکان دهنده است.وحدت فرانسویان و برخی از ملل دیگر به بهانه کشته شدن هفده نفرو ما در اینجا در جهان اسلام سالهاست که داریم قربانی می دهیم و کک مان هم نمی گزد!چند ماه است که داعش در عراق و سوریه دارد سر می برد،تجاوز می کند و ویران می کند و ما در خوابیم.

ای مسلمین !ای شیعیان !ای اهل سنت وجماعت!بیاییدهمگی زیرلوای پیامبرمهربانی ها وپاکیها گردآمده وندای وحدت وهمبستگی سردهیم وبه وجود مقدس رحمه للعالمین حضرت محمدمصطفی(صلی الله علیه وآله)واهلبیت مطهرش(علیهمالسلام)درود وصلوات فرستیم وایشان راسرمشق والگوی مسیرزندگی خویش قراردهیم وازاین خفت وذلت رهایی یابیم.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٤٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

ناگفته هایی ازجریان انحرافی شیعه


وقتی به شکل گیری وهابیت و قدرت گرفتن محمد بن عبدالوهاب به عنوان یک مذهب افراطی نگاه می اندازیم تشابهات بسیار زیادی را با فرقه ضاله شیرازی ها می بینیم. فرقه ای که کاملاً مورد حمایت روباه پیر است. همان روباهی که باعث شکل گرفتن وهابیت در عربستان شد و امروز با حمایت از شیعه افراطی قصد ایجاد تفرقه بین مسلمین جهان را دارد.
صادق شیرازی که هم‌کیشانش او را آیت الله می نامند افراطی شیعه ای است که بارها علیه اسلام قدم برداشته و به همراه برادرش بارها توهینات زیادی را نثار انقلاب و امام خمینی و رهبر معظم کرده اند. تا جایی که زمانی بیت شیرازی ها پاتوقی برای ساواک بوده است و از مردم در خواست می کرند که در مقابل رژیم شاهنشاهی مقاومت نکنند.
فرقه شیرازی ها به لطف انگلیس از حمایت مالی بسیار خوبی برخوردار هستند تا جایی که 13 شبکه ماهواره ای را بدون حتی پخش یک پیام بازرگانی پشتیبانی مالی می‌کنند در حالی که اکثر کانال های ماهواره ای شیعه مسدود شده اند اما کانال های شیرازی ها همچنان به لطف غربی ها فعالیت خود بدون هیچ مشکلی برای برهم زدن وحدت مسلمین ادامه می دهند.
رهبرمعظم انقلاب در این خصوص می فرماید : آن تشیعی که بخواهد از لندن و آمریکا تبلیغ شود به درد شیعه نمی‌خورد.
متن ذیل گزیده ای ازمصاحبه ای است که یکی ازرسانه هابا با آیت‌الله محسن اراکی دبیرکل مجمع تقریب مذاهب کرده وایشان دراین گفتگوبه به بررسی انحرافات جریان شیعه انگلیسی پرداخته است:

انگلیس کارخانه ساخت مرجع تقلیددارد

..عالم و مرجع شدن معیار دارد. عالمی که به درجه اجتهاد میرسد، باید نظریه علمی قوی ارائه بدهد، سالها در محضر اساتید بزرگ زانو بزند و علم بیاموزد و سپس بتواند دانش خود را در قالب سخنرانی‌ها و کتابهایی به دیگران منتقل کند، شاگردانی را تربیت کرده باشد که گواه بر فضل و دانش استاد خود باشند. همه مراجع  همواره از بزرگترین اساتید حوزه بوده و طلاب بیشماری پای درس آنها نشسته و آنان را به عنوان دانشمند قبول داشته‌اند.
این آقا نه شاگرد برجسته‌ای دارد و نه کتاب ارزشمندی. بنده شاگردان ایشان را دیده و کتابهای ایشان را که کاملاً گواه بر بیسوادی ایشان است مطالعه کرده‌ام. اگر ایشان کتاب نمینوشت، شاید در ذهن ما این شبهه ایجاد میشد که ایشان چیزهایی میداند، اما نمیگوید و نمینویسد. از همه مهمتر اینکه محضر استاد برجستهای را هم درک نکرده است. هیچ نشانهای از اطلاع از علوم جدید هم که در ایشان نیست، با این همه نه تنها رسانه‌های ضد انقلاب و سلطنت‌طلبها که حتی خود رسانه‌های انگلیس هم سعی دارند برای ایشان در جهان تشیع جایگاهی را دست و پا کنند.
ما نمیخواهیم بگوییم آقای «سید صادق شیرازی» مزدور انگلیسی‌هاست، بلکه میخواهیم بگوییم انگلیسیها دارند ایشان را به عنوان چهره شاخص تشیع معرفی میکنند. اگر ایشان مثل همه طلبه‌ها درس بخواند، مشکلی نیست، ولی اگر بخواهند او را که واجد هیچ یک از شاخص‌های مرجعیت نیست و حتی در حد یک عالم فاضل حوزوی هم سواد ندارد، به عنوان مرجع معرفی کنند، جای چون و چرا دارد. برخی از طلبه‌های فاضل حوزه به لحاظ علمی در جایگاه بالاتری از ایشان قرار دارند و اصلاً با هم قابل مقایسه نیستند. اینکه فقط کسی محاسنی و شکل و قیافهای داشته باشد و بتوان او را برای عوام به عنوان یک آدم بزرگ جا انداخت که دلیل مرجعیت نمیشود.


اما چرا ایشان انتخاب شده است؟ دلیلش روشن است. ایشان با تمام مبانی انقلاب مخالف است و در صحبت‌هایش به جوانها میگوید پدرانتان اشتباه کردند که انقلاب کردند. آیا پدران جوانها اشتباه کردند که آمریکا و انگلیس را از این مملکت بیرون انداختند؟ اشتباه کردند که گفتند اسلام و قرآن؟ ما قبل از انقلاب یک نفر را هم نداشتیم که بتواند قرآن را لااقل از رو درست بخواند. ایشان میگوید آمریکاییها بر این مملکت حاکم نبودند. جوان ما در دانشگاه جرات نداشت نماز بخواند، اما الان این همه قاری و حافظ قرآن داریم و جوانان ما در هنگام اعتکاف مساجد را پر میکنند. ما آن دوران را دیدیم که یک خانم باحجاب جرات نداشت در دانشگاه درس بخواند. زنان ما به دلیل فسادی که در دوران شاه بر دانشگاه‌ها حاکم بود، از درس خواندن محروم میشدند. امروز دانشجویان دختر ما از دانشجویان مرد بیشترند.
امام در یکی از سخنرانیهایشان میفرمایند ما مملکتی داشتیم که شرابفروشیهایش از کتابفروشیهایش بیشتر بود. واقعاً همین طور بود، ولی حالا الحمدلله این مملکت دارد در تولید علم یکی از کشورهای سرآمد دنیا میشود. جوانان ما در دوره دبیرستان تا کنون 50 اختراع ثبت شده دارند، در حالیکه در دوره شاه از استادان دانشگاه هم اختراع ثبتشده نداشتیم. وقتی این آقا میگوید دوران شاه خیلی خوب بود، معلوم است چه کسانی دارند از او حمایت میکنند و چرا.
قرآن کریم میفرماید کسانی که حقایق را نمیگویند، در روز قیامت در پیشگاه خداوند متعال مسئولند. ما که میگوییم رسانه‌هایی که در اختیار ایشان هستند و درباره ایشان تبلیغ میکنند، از سوی انگلیس پشتیبانی میشوند، برای این حرف مدرک داریم. اولاً آدمهایشان آمده و مطالب و مسائل پشت پرده این رسانه‌ها را گفتهاند که در جای خود باید توسط مقامات رسمی اعلام شود، ولی مدرکی که برای همه روشن است و چندان مطلب دشوار و رازآمیزی نیست پاسخ به این پرسش ساده است که مگر اروپا و آمریکا همه ماهواره‌های ما را نبستند؟

 

«سحر»، «العالم»، «پرس تی وی»، «المنار حزب الله»، الاقصای حماس مسدود نشدند؟ من تجربه بسیار طولانی و مستندی از وضع آزادی در اروپا دارم که باید در وقت خود به شکل مبسوط و مستدل بیان کنم تا معلوم شود آنها واقعاً چه نوع آزادیای را ترویج میکنند. در اینجا فقط به چند مورد ساده اشاره میکنم.

شما در انگلستان چندین موسسه و نشریه تاسیس کردهاید که «کالج اسلامی لندن» یکی از آنهاست. آیا در این کشور واقعاً فضا برای فعالیت تمام گروه‌های مذهبی باز است. آیا همان امکاناتی که در اختیار گروه‌هایی مانند جریان شیرازی قرار داده میشود برای شما نیز فراهم بود؟
ما مدت‌ها تلاش کردیم در آنجا یک رادیو راه بیندازیم و رسانهای داشته باشیم و به شدت مانع شدند..
از این نمونه‌ها بسیارند. آنها به‌هیچ‌وجه اجازه نمیدهند هیچ خبر مثبتی از مقام معظم رهبری در رسانه‌هایشان منتشر شود. مقام معظم رهبری پیام حج فرستادند و ما هر چه سعی کردیم لااقل بخشهایی از این پیام را در رسانه‌های آنها منعکس کنیم، اجازه ندادند. بالاخره با روزنامه گاردین صحبت کردیم و گفتیم شما که هر چیزی را آگهی میکنید، ما هم میخواهیم یک آگهی به شما بدهیم. خلاصه قبول کردند و پول آگهی را از ما گرفتند و ما در نیم صفحه از روزنامه گاردین، پیام حج مقام معظم رهبری را به زبان انگلیسی منتشر کردیم. فکر میکنید با مسئول روزنامه گاردین چه کردند؟

جریمه‌اش کردند؟
هم جریمه کردند، هم تعقیب و هم دادگاهیاش کردند و از او تعهد گرفتند که این کار دیگر تکرار نشود. این آزادی حاکم بر این کشورهاست. من همیشه گفتهام چون کسی جرات ندارد علیه آنها حرفی بزند، میگویند آزادی. اگر کسی سخن، منطق و حرفی داشته باشد که در دیگران اثر کند و   برخلاف حرف آنها باشد، آن وقت معلوم میشود چقدر اهل آزادی هستند و چقدر تحمل صدای مخالف را دارند.
چرا با پیام مقام معظم رهبری چنین برخوردی شد؟ چون در این پیام آمده است رژیم غاصب و بهزعم آنها کلمه غاصب موجب ایجاد نفرت از یهود میشود. الان رسانه‌های این آقایان که همگی از انگلیس و آمریکا پخش میشوند، نفرت به مسلمین را ترویج نمیکنند؟ جنگ ایجاد نمیکنند؟ اینها شب و روز دارند میگویند لعنت بر فلان، لعنت بر بهمان. شیعه و سنی هم برایشان فرقی ندارد. هر دو را علیه هم میشورانند.

شیخ حسین شحاطه،این عالم شیعی مصری چرا کشته شد؟ دلیلش کاری بود که یکی از رسانه‌های سید صادق شیرازی کرد. این رسانه زیر نظر داماد برادر آقای سید صادق شیرازی اداره میشود. اینها با شیخ حسن شحاطه مصاحبه و او را وادار کردند به بعضی از مقدسات اهل سنت جسارت کند و حرفهای بسیار زشتی بزند. نتیجه این شد که مردم کوچه و خیابان ریختند و آن شیخ و همراهانش را کشتند. اینها نه القاعده بودند، نه داعش، بلکه مردم بودند. برنامه‌های آن ماهواره را بین مردم پخش و آنها را تحریک کردند. خود من پوسترهایشان را دیدم که به دیوارها چسبانده و روی آن نوشته بودند مردم! چگونه کسی را که به مادر شما اتهام زنا میزند، تحمل میکنید؟ منظور ام المومنین عایشه است. چگونه تحمل میکنید کسی را که در باره مقدسات شما اینگونه صحبت میکند؟ مردم شوریدند و این آقا را کشتند و جنازهاش را روی زمین کشیدند.   
کاملاً روشن است که این رسانه‌ها چه میکنند. اروپاییها کوچکترین اعتراضی به این مساله ندارند که چرا شیعه و سنی را به جان هم میاندازید؟ مگر شما نگفتید مردم را نباید به جان اسرائیلی‌ها انداخت؟ مگر نگفتید نباید به نفرت از سامیها دامن زد؟ عربها هم مثل اسرائیلیها سامی هستند. چطور نژاد سامی در آنجا کار میکند و در اینجا نمیکند؟ چرا اعتراض نمیکنید و برای اینها شرط نمیگذارید؟ اما نه تنها اعتراض نمیکنند که حمایت هم میکنند.
کانال چهار انگلیس در باره این ماهواره‌ها مستندی را پخش میکند تا اثبات کند این ما نیستیم که به اینها پول میدهیم، بلکه تجار شیعه و سنی از این کانال‌ها حمایت میکنند. سوال این است که شما انگلیسی‌ها چه انگیزهای دارید که سعی میکنید چهره این رسانه‌ها را برای مردم موجه جلوه بدهید؟ آیا این یک حمایت رسمی نیست؟ اینکه ما میگوییم این کانالها انگلیسی هستند، مدارکی داریم که برای هر انسان عاقل متعارفی کافی هستند. این رسانه‌هایی که ادعای تشیع دارند درباره چه کسی تبلیغ میکنند؟ آنها رسماً میگویند تنها مرجع سید صادق شیرازی است. آیا این رسانه‌ها قربه الی الله این کار را میکنند؟


ما که میگوییم مواظب باشیم انگلیسیها برایمان مرجع نتراشند، داریم حقیقتی را بیان میکنیم و هشدار میدهیم. البته هشدار اول ما به خود سید صادق شیرازی است. او باید بداند که مردم -خصوصاً قمیها - تا ابد کسی را تحمل نمیکنند. مردم احترام نگه میدارند و علمای حوزه مدارا میکنند، منتهی این مدارا حدی دارد. اگر ببینند سید صادق شیرازی به انقلاب حمله میکند و قصد دارد با پیاده کردن نقشه انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها، در ایران اختلاف ایجاد کند، بیتفاوت نخواهند نشست، بنابراین هشدار اول به خود ایشان و دستگاه‌هایی است که از ایشان حمایت میکنند.
در ثانی، هدف ما روشن کردن مواضع است. مواضع ما کاملاً مشخصند. ما معتقدیم که باید همه مذاهب اسلامی با هم در صلح و آشتی باشند. آشتی هم به این معنا نیست که اختلاف فکری نداشته باشند. ما شیعه اثنی عشری هستیم و به مبانی تشیع کاملاً معتقدیم، اما در عین حال وظیفهای داریم که از ائمه اطهار، از امیرالمومنین تا امام زمان به عده ما قرار گرفته است. همه آنان گفتهاند باید با اهل تسنن برادر باشید؛ باید با آنها معاشرت و به آنان محبت کنید. به ما گفتهاند بروید و در مساجد آنها نماز بخوانید، به آنها اقتدا و در تشییع جنازه‌هایشان شرکت کنید؛ اگر مریض شدند به عیادتشان بروید. این دستور ائمه ماست و ما باید به آن  عمل کنیم. حالا اگر کسی خواست علیه این دستورات در جامعه بلوا برپا کند...

 و تفرقه ایجاد کند...
آن هم تفرقه خونین. ما قطعاً اجازه نخواهیم داد اتفاقاتی را که در عراق، پاکستان و سوریه میافتند، در ایران بیفتند. اجازه نخواهیم داد در ایران شیعه و سنی را به جان هم بیندازند و اگر بفهمیم کسی دارد چنین راهی را دنبال میکند، او را به عنوان مفسد تشخیص میدهیم، چون یکی از مصادیق افساد همین است که در داخل جامعه، گروهها را به جان هم بیندازند و یک گروه مقدسات گروه دیگر را لعن کند تا گروه دیگر تحریک شود و بیاید افرادی را از این گروه بکشد و این دور باطل تکرار شود و بلوا به راه بیفتد. ما اجازه چنین کاری را نخواهیم داد. ما غرض شخصی با کسی وحتی با خود این آقا هم نداریم و نمیخواهیم کسی را بکوبیم، بلکه میخواهیم خطری را که احساس میکنیم دین و جامعه ما را تهدید میکند، دفع کنیم.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٥٤ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٧ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

بوسه ای که دردسر سازشد

قابل توجه طرفداران ارسال سیگنال مثبت به عربستان و....

 

اواخر بهمن سال٩٢، بن‌غرمان‌الشهری‌، آخرین سفیر ریاض در تهران‌ منصوب شد، ولی چندی نگذشت ‌دوباره به ریاض فراخوانده شد. مقامات عربستانی ‌رسما در مورد ترک سفیر عربستان از تهران اعلام کردند که بن غرمان‌الشهری برای ماموریت دیگری تعیین شده ‌و مأموریت وی در تهران پایان یافته است؛ اما ظاهراً موضوع چیز دیگری بوده است.

در ابتدا که این اتفاق افتاد در خبرهای غیر رسمی بیان می‌شد که سفیر عربستان در دیدار با اکبر هاشمی‌رفسنجانی پیشانی وی را می‌بوسد و علت فراخوانی سفیر، همین بوسه بوده است. از آن‌ زمان تاکنون ریاض در تهران سفیر ندارد

یک بوسه بر پیشانی هاشمی، باعث بازگشت سفیر عربستان به کشورش می‌شود؛ جالب اینکه عده‌ای از تحلیلگران در روزهای اخیر، معتقدند که یکی از راه‌های بهبود روابط میان دو کشور، میانجیگری آقای هاشمی به سبب دوستی وی با سران آل سعود است.

مشخص شدن پشت پرده بازگشت سفیر عربستان نشان می‌دهد که مشکلات فعلی عربستان و ایران، فرا‌تر از روابط دوستانه شخصی است و به راحتی قابل ترمیم نیست.

حال فقط باید به سفیر جدید عربستان ـ که احتمالاً به زودی به تهران سفر خواهد کرد ـ توصیه نمود مواظب باشد ‌پیشانی کسی را ‌نبوسد، زیرا ممکن است دوره سفارتش حتی به چند ماه هم نرسد.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:۱٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

پیشگویی امیرمومنان علی(ع)درباره ایرانیان

 

«عباد بن عبدالله اسدی می‏گوید: من روز جمعه ‏ای در مسجد نشسته بودم و علی علیه‏السلام بر فراز منبری از آجر خطبه می‏خواند و »ابن صوحان« در پای منبرش نشسته بود. »اشعث« آمد و پا برگردن مردم می‏گذاشت و می‏گذشت تا نزدیک آن حضرت رسید، و چون روبروی آن حضرت قرار گرفت، گفت: »یا أمیرالمؤمنین غلبتنا علیک هذه الحمراء«؛ ای امیرمؤمنان! این سرخ رویان (یعنی: ایرانیان) در نزدیکی به تو بر ما غلبه کرده ‏اند و جلو روی شما بر ما (عربها) چیره شده ‏اند و مقربان درگاه حضرتت گردیده ‏اند و تو جلو آنها را نمی‏گیری!!!
آن حضرت از شنیدن این سخن خشمناک شد و پای خود را محکم به منبر کوبید، تا اینکه «ابن صوحان» گفت: ما را با این مرد (ابن اشعث) چکار آنگاه گفت: بطور مسلم امروز علی علیه‏السلام سخنی خواهد گفت که پرده از چهره ‏ی عرب بردارد و نشان خواهد داد که عرب چکاره است. امروز علی علیه‏السلام سخنی خواهد گفت که آنچه نهان است آشکار شود و برای همیشه در خاطره‏ ها بماند.
آنگاه علی علیه‏السلام فرمود: چه کسی است که عذر مرا از این شکم گنده ‏های بی‏ فایده بخواهد، (یعنی مرا از شر اینگونه افراد خلاص کند) که خودشان در بستر نرم استراحت می‏کنند، و مانند حیوانات و چهارپایان درازگوش اینطرف و آن طرف ملق می‏زنند و یکی از آنها (بعنوان نمایندگی از دیگران) پیش می‏آید و در حالی که بر روده‏ های خود زیر و رو می‏شود (یعنی: بقول معروف از باد شکم سخن می‏گوید)و مردمی هم (یعنی موالی و ایرانیان) آفتاب می‏خورند و روزهای گرم بخاطر خدا فعالیت می‏کنند و او (یعنی اشعث)به من فرمان می‏دهد که من آنها را (یعنی: موالی را) از خود برانم و از نزد خویشتن دورشان سازم تا از ستمکاران باشم!!!. سپس فرمود:
«أما والذی فلق الحبة و برء النسمة لقد سمعت محمدا صلی الله علیه و اله یقول: لیضربنکم و الله علی الدین عودا کما ضربتموهم علیه بدءا»
«قسم به پروردگاری که دانه را شکافت و گیاه را رویاند و انسان را آفرید، من خود از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و اله شنیدم که می‏فرمود: بخدا قسم همچنانکه شما در ابتداء کار، با ایرانیان بخاطر اسلام خواهید جنگید، بعد ایرانیان، بخاطر تازه شدن اسلام و حمایت از دین با شماها خواهند جنگید.


منبع: شرح نهج ‏البلاغه ابن ابی ‏الحدید ج 19، ص 124، ط -مصر، والغارات ج 2، ص 498
از:پایگاه حضرت مهدی(ع)

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٠٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

وقتی دل روی ویبره قرارمیگیرد

ویژژژژژ. ..ویژژژژژ....
صدایی آشنا برای همه ما ...
صدای ویبره...
اما این صدا این روزا داستان های دیگه ای هم داره ...
ویبره دیگه فقط موبایل های ما رو نمی لرزونه. ...
باهاش یه جوک میاد که اعتقاداتمون رو می لرزونه
تو وایبر و واتس اپ و لاین و ... پشت سر هم پیامهای محرم و نامحرم برامون میاد
دیگه به جای صدای گرم اعضای خونواده مون ... درست در همون لحظه ای که کنار خونواده نشستیم و باید حواسمون به اونا باشه، داریم پیام و عکسهایی رو که تو وایبر برامون اومده می خونیم و نیگاه می کنیم.
جدیدا فرهنگ، ارزش ها، اعتقادات، آداب و رسوم و قومیت ها و هزار چیز دیگه ما هم با این ویبره های مکرر در حال لرزیدن هستن...
یادمون باشه لرزش اعتقاداتمون یعنی لرزش دلی که به خدا سپردیم...
یعنی دور شدن از خدایی که وقتی دچار مشکل میشیم و از صاحبان این ویبره ها خبری نیست، باز با شرمندگی بهش پناه می بریم.

از:الیاس

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٠٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

طنزتلخ سال

شریک دزد یارفیق قافله


 

اولاند ونتانیاهو وابوبکربغدادی

راهپیمایی ضد تروریسم با عنوان اتحاد در پاریس، بسیاری از شهروندان این کشور و حتی اروپا را به خیابانهای پاریس کشاند. این تجمع چند صد هزار نفری به ندرت توسط ملتهای اروپا در حمایت از هزاران قربانی بی گناه تروریستهای فربه شده به دست غرب از فلسطین و نیجریه تا عراق و سوریه برپا می شود.

از همه مضحک تر نمایش بشر دوستانه رهبران و مسئولین بلندپایه غرب در این تجمع اعتراضی بود که هر کدام به نوعی در نا آرامیهای خاورمیانه شریک تروریستهایی از قبیل خلیفه داعش نقش داشته و حضورشان پر رنگ است.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:۳٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

من وکامی

 

وقتی کامی پایتخت تمام کشورهای جهان را از بر می‌گفت، من تازه یاد گرفته بودم انگشتم را بگذارم روی لبم، فوت کنم و صدای «بِرررررر» درآورم. وقتی مدرسه‌ی البرز قبولش کردند، من رفتم مدرسه‌ی بغل خانه. در آنجا کامی زبان انگلیسی یاد گرفت، من یاد گرفتم دماغم را بمالم زیر میز. نصف هفته پدر مادرش فخر می‌فروختند به ما و مابقی هفته پدر مادرم توی سرم می‌زدند کامی را.

خانواده‌ی کامی سه نفر بود، خانواده‌ی ما سی نفر. امتحانات، کامی را می‌فرستادند ویلای لواسانات برای درس خواندن، من می‌رفتم توی کمد برای درس خواندن. دانشگاه، او قبول شد در رشته‌ی فیزیک هسته‌ای، من قبول شدم در رشته‌ی کتابداری.

او دانشگاه تهران درس خواند، من در یکی از دانشگاه‌های نقاط صفر مرزی. چند سال طول کشید کامی مهندس شود، رشته‌ی ما یک ترمه تمام شد. یاد گرفتیم گرد و خاک کتاب‌ها را بگیریم و اگر بغل کاغذ دست‌مان را بُرید، چطور چسب زخم را مستقر کنیم دقیق روی جای زخم. الان هم عکس گذاشته روی فیس‌بوک، جام شرابش را گرفته بالا، من چای‌نباتم را هم می‌زنم و هر چه لایک می‌کنم عکسش را نمی‌شود. اینترنتم قطعی دارد گویا.

از:یاسرنوروزی

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٤٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

بازسازی یک عکس خاطره آمیز

رزمندگان لشکر14 امام حسین(ع)

 عکس فوق، نتیجه خلاقیت هنرمندانه گروهی از جوانان حزب اللهی است برای شبیه‌سازی نمادین یکی از تصاویر رزمندگان «لشکر 14 امام حسین(صلوات الله علیه)» ظاهراتعدادی ازجوانان موجود در عکس، فرزندانِ افراد حاضر در عکس تاریخی هستند.  این عکس می‌تواند الگویی باشد برای چنین شبیه‌سازی‌هایی در شبکه های مجازی.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:۳٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

کتاب (یوسف صدیق)به بازارآمد

 

 کتاب (یوسف صدیق )به زیورطبع آراسته گردید.

کتابی در دو جلد ،شعر روان کودکانه

سراینده :آقای علی اصغر سلمانی بیدگلی

ایشان متولد تیر ماه1357شهرستان آران وبیدگل وساکن محله فخاخانه هستند.

و در سال 1371در اثر بیماری آسیب بزرگی به مغزشان رسیده و

قدرت تکلم و راه رفتن را از دست داده اند.

واین کتاب ماحصل زحمت های فراوان ایشان وخانواده محترمشان است.

برای تهیه کتاب به لوازم التحریری های زیر مراجعه کنید:

1.بلوار امام خمینی بعد از بریدگی اول، مغازه (آقای ایمانیان)

2-.لوازم التحریری کتیبه خیابان نواب صفوی (خانم عنایتی)

3.مغازه آقای طاهایی میدان شهدا

4.لوازم التحریری المهدی بازار هادی

و یا با این شماره   09130130676 تماس بگیرید.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:۳۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۱ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

وحدت واتحاد ،درسی که امیرمومنان(ع) به ما آموخت.

 چرا برخی ازماکاسه داغترازآش شده ایم؟!

 

حضرت امیرالمومنین علی (ع) خلافت را حق خود می‌دانستند.آن جناب حدود چند ماهی بعد از سقیفه نیز تلاش کردند تا شاید بتوانند حق از دست رفته را برگردانند اما از آنجا که دیدند ‌دیگر مردم بیعت کرده‌اند و کار‌ تمام شده است، هیچ گاه ضرر و خطری ‌برای دستگاه حاکمه ایجاد نکردند و فرمودند:
همانا می‌‏دانید که سزاوار‌تر از دیگران به خلافت من هستم، سوگند به خدا به آنچه انجام داده‏اید گردن می‌‏نهم تا هنگامی که اوضاع مسلمین رو براه باشد و از هم نپاشد، و جز من به دیگری ستم نشود و پاداش این گذشت و سکوت و فضیلت را از خدا انتظار دارم و از آن همه زر و زیوری که به دنبال آن حرکت می‌‏کنید، پرهیز می‌‏‌کنم.

ایشان در این جمله بیان می‌دارند تا زمانی که امور مسلمین با سلامت در جریان است و کسی جز او مورد ستم قرار نمی‌گیرد، دست روی دست خواهند گذاشت و تسلیم خواهند بود.

حضرت علی (ع) در تمام مدت بیست و پنج ساله دوری از خلافت ظاهری، در حد امکان و در صورت نیاز به خلفا کمک کردند. خود ایشان جایگاه خود را در تمام این مدت، «وزارت» توصیف کرده و می‌فرمایند:

 اگر‌‌ رهایم کنید مانند یکى از شما خواهم بود، و شاید شنوا‌تر و فرمانبردار‌تر از شما براى کسى باشم که حکومت خود را به او مى‌سپارید‌ و من براى شما به وزارت بنشینم بهتر از قیام به امارت است.(نهج‌البلاغه، خطبه ۹۲)

این درسهای وحدت بخش حضرت راچقدر پاس داشته ایم؟چرا برخی ازما کاسه داغترازآش شده ایم؟شیعه ترین افراد در طول تاریخ کسانی بودند مثل جناب ابوذر و سلمان و بعضی دیگر که در زمان خود حضرت علی علیه السلام بوده اند و محبتشان به خاندان اهل بیت بیشتر از ما بوده که سلمان به درجه " منا اهل البیت " رسیده است ولی این افراد در آن زمان به خاطر این جریان کذایی سکوت کردند چرا که تبعیت از امام را واجب تر از هر کاری می دانستند و چون حضرت علی علیه السلام ( به خاطر باقی ماندن اسلام ) امر به سکوت کرده بودند ، این افراد هم ساکت بودند و فقط در دل از آنها بیزار بودند و تنفر داشتند

تصویری ازراهپیمایی موهن هفته گذشته تحت عنوان (برائت)که درقم توسط طرفداران فرقه انحرافی (صادق شیرازی) برگذار شد.


این درحالی است که برخی جریانهای شیعه همانند داعش تنها ظواهر مکتب اسلام را می‌بینند و با ایجاد مراسم‌های من درآوردی به صورت کاملا افراطی خط سیر اسلام جاهلانه را در این سوی میدان پیگیری می‌کنند. فرقه شیرازی یکی از آن دسته گروهایی است که با قرائت خاص مقاطع حساس تاریخ تشیع تلاش می‌کند تا مفاهیم شیعی را به سمت یک افراطی‌گری پوچ، بی مغز و کاملا تحریک آمیز حرکت دهد که خالی از هرگونه بعد عقلانی و معرفتی است.

فلسفه سبک  های جدید عزاداری  مثل رفتن روی خار یا سینه خیز رفتن ویاقمه زنی اینگونه عنوان می‌شود که در صدد است تا ابعاد درد و رنج خاندان پیامبر اکرم(ص) در ماجرای عاشورا را به تصویر بکشد غافل از اینکه آنچه از رنج اهل بیت در حوادث سال 61 هجری رخ داد بعد مادی آن نیست چرا که حضرت زینب(س) یعنی شاهد و راوی اصلی واقعه عاشورا در توصیف رنج و درد مادی این جنایت تاریخی می‌فرمایند «ما رایت الا جمیلا»

دراینجا باید یادآورشویم امروز تمام استراتژی‌های مقابله با داعش در عراق و سوریه شکست خورده است و تنها راه‌حلی که توانسته در طول چند ماهه گذشته از پیشروی این غده سرطانی جلوگیری کند وحدت بین شیعه و سنی و استفاده از یگان‌های مشترک در مقابله با داعش است حال چه ضرورتی دارد که ما در چنین شرایطی بر روی اختلافات تکیه کنیم و یک جبهه و انشقاق جدید را در دنیای اسلام بوجود بیاوریم. ایجاد فضای دوقطبی خواست و استراتژی اول دشمنان اسلام برای به آشوب کشیدن فضای کشورهای اسلامی است و تا زمانی که این قبیل اختلافات در دنیای اسلام پررنگ است هیچگاه جامعه مسلمانان ره به جایی نخواهند برد،وبالاتراینکه خودمان دربسیاری ازخونریزیها وکشتاربی گناهان ،شریک جرم خواهیم بود.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٥۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

یادبادآن روزگاران(قسمت هجدهم)

 

نمایی ازحرم وخیابان محمدهلال(ع)(سال 1359)

 صحن شمالی امامزاده هادی (سال 1365)

 نمایی اززیارت امامزاده هادی وپیرامون آن(خیابان شهدا)

 حضورامام جمعه فقیدکاشان حضرت آیت اله یثربی (ره)دربین فرهنگیان

افتتاح یک طرح آموزشی توسط امام جمعه ومدیریت وکارکنان سابق آموزش وپرورش

 جلسه اداری باحضورمعاون مدیرکل آ.پ

 تشییع شهیدی سرافراز دریکی ازخیابانهای شهر

 امام جمعه اسبق جناب حجه الاسلام والمسلمین یوسفیان

 جلسه اهدای جوایز به دانش آموزان ممتازفرهنگی

 گروه تئاتر آموزشگاه شهیدعلی خدمتی

شورواشتیاق اعزام به اردو

 تیم جوانان محله فخارخانه ؛ازراست:  علی جندقیان حاجی مرتضی  کریمشاهی  علی صباغیان  علی رضا رمضانی کریمشاهی  ؟ علیرضا  رمضانی

نشسته :ماشاالله جندقیان  مرحوم محمدصباغیان شهید محمدجندقیان مجید نوحی علی مولایی علی محمد قربان حسن کریمشاهی

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

lمسجداعظم محقق- 13 دی ماه 93

مراسم سالگردمرحوم حجه الاسلام شیخ حسینعلی حقیقیان(ره)

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٤٤ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

اگرفتنه 88 ادامه پیدامیکرد...

 

اعملوا آل داود شکراوقلیل من عبادی الشکور(سوره سبا/آیه 13)

 


براستی چقدرشکرگذاریم؟

 

در سال 88  درکنارهمه فتنه هاوناملایمات که گریبانگیرمیهن اسلامی ماشده بود،رخدادجدیدی ذهن مسوولین وقت رابه خودمشغول ونگران کرده بود.گروهک تروریستی ریگی.آری عبدالمالک ریگی با گروه تروریستی خود و با جنایات عجیب خود  همه را شوکه کرده بود. از انفجار مساجد، تا ترور هموطنان ما از نظامی و غیر نظامی.

ا در آن سال هم درگیر جنایات عبدالمالک ریگی بودیم و هم ماجراهای اعتراضات و خسارت‌های سال 88. در همین میان عبدالمالک ریگی پیامی صادر می‌کند که شاید اکنون بشود فهمید که چه چیزی در انتظار ما بود.


ریگی: «طی چند روز اخیر بسیاری از مردم و جوانان ایران از نقاط مختلف ایران با روابط عمومی جنبش تماس گرفته و اعلام پیوستن به جنبش مقاومت نموده‌اند و آمادگی خود را برای عملیات‌های نظامی در تهران و اصفهان و مشهد و شیراز اعلام نموده‌اند.
جنبش مقاومت از احساسات پاک جوانان ایرانی تشکر و قدردانی نموده و اعلام می‌دارد که آماده همکاری کامل با همه مبارزان ایران در هر نقطه‌ای از ایران می‌باشد و همچنین جنبش آمادگی خود را برای آموزش جوانان ایرانی در زمینه‌های جنگ چریکی و بمب سازی و عملیات‌های انفجاری و تشکیل هسته‌های مقاومت و روش مبارزه چریکی شهری اعلام می‌دارد.جنبش مقاومت شهادت مظلومانه تعدادی از مردم مبارز تهران را به خانواده‌ها و به مردم ایران تسلیت گفته و خود را در غم و درد بازماندگانشان شریک می‌داند.»

 

تصور کنید در ایران:

همزمان با اعتراضات داخلی در سال 88 درگیری‌های مسلحانه در نقاط مختلف تهران شروع شد. و در عرض مدت کوتاهی گروه‌های مسلح تکفیری مانند گروه ریگی با بمب‌گذاری‌های خود در تهران، اهواز، شیراز و اصفهان حرکت‌های جدیدی را شروع کرده بودند.خبرهایی به گوش رسیده بود که از پاکستان و افغانستان گروه‌های القاعده هم با گروه ریگی و مانند آن هم پیمان شده‌اند. در آن روزها آرامگاه حافظ شیرازی، آرامگاه سعدی و حرم حضرت علی بن موسی الرضا (ع) و بسیاری از مکان‌های بزرگان دینی و ادبی در ایران تخریب شد.

 

مردم مظلوم ایران هر روز به کوچه و خیابان آورده شده و به صورت دسته جمعی توسط اعضای مسلح گروه‌های مخالف به رگبار بسته می‌شدند.

آمریکا و ناتو هم به بهانه برقراری آرامش در ایران نیروهای خود را پیاده کرده بودند و هر روز به بهانه مبارزه با تروریسم وارد منازل مردم می‌شدند و خانواده‌های محجوب ایرانی را مورد جسارت و تجاوز قرار می‌دادند.

دیگر لحظه‌های سرگرمی، سفر، زیارت برای ایرانی‌ها معنی نداشت ... سرزمین وسیع ایران به آذربایجان، کردستان، ترکیه، اهواز و ... تجزیه شد و ایران از نقشه جهان محو شد. تصور کردید؟!!



حال برگردید به زمان اعتراضات سال 88 در ایران ... کشور، پر آشوب و اوضاع مبهم، مردم ایران با هدایت رهبر خود حق و حقیقت را شناختند، احساس خطر کردند و در 9 دی 1388 به خیابان‌ها ریختند و  دست فتنه دشمن را قطع کردند.

عبدالمالک ریگی دستگیر و اعدام شد ، دیگر از جنگ‌های مسلحانه خبری نشد، از ورود نیروهای تروریسم جهانی خبری نشد، از لشگرکشی آمریکا خبری نشد، همه جای ایران سالم است ...
حافظ، سعدی، حرم علی بن موسی الرضا(ع) و ...خانواده ایرانی هنوز عزت دارد، غیرتمند است و سرش را همچنان بالا گرفته است؛ ایران رهبری دارد که با پشتوانه الهی و هوشیاری مردمش همیشه ایران را سرافراز نگه داشته است و این هوشیاری به حول قوه الهی ادامه خواهد داشت.

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:۱٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

سنگ قبرچینی هم رسید

بعدازمهروتسبیح ورکعت شمارچینی،سنگ قبری که قران میخواند

 

 چینی‌ها پس از مرگ نیز دست از سر مابرنداشته‌اند، آنها این‌بار اعتقادات و باورهای ما را دست مایه کسب درآمد کرده‌اند و دستگاهی ساخته‌اند که به سنگ قبر متصل می‌شود. باطری این دستگاه کوچک به وسیله نور خورشید در طول روز شارژ می‌شود و شب‌ها قرآن می‌خواند.این خلاقیت و نبوغ آنهاست یا سهل انگاری و بی توجهی ما به فرهنگ‌مان که باعث شده هرکس در هر کجای دنیا فکر کند می‌تواند آداب و رسوم دیگر کشورها را به مقری برای کسب درآمد تبدیل کند؟! چینی‌ها با سنگ قبرهای ما مانند عروسک‌هایی رفتار کرده اند که صداهای مختلفی روی آن ضبط می‌شود.

شما اگر مخاطبی نداشته باشید، صحبت می‌کنید؟ بلاتشبیه پخش قرآن شب هنگام در قبرستان مانند این است که کلام خداوند را که راه گشای زندگی بشر است، بدون مخاطب پخش کنیم، این کار بدون شک کاری بیهوده است و خداوند پیش از این ما را درباره کارهای بیهوده در آیه سوم سوره مؤمنون، مشخص کرده است.

آیا پخش قرآن به صرف آنکه پخش شود، برای کسی که از دنیا رفته ثواب دارد؟ لازم نیست اطلاعات مذهبی دقیق و جامعی داشته باشید تا بدانید که قرآن برای زنده‌ها آمده است و اگر ما آن را برای خیرات رفتگان می‌خوانیم، در درجه اول برای آرامش خودمان و بعد به نیابت از شخص فوت شده است.

این کار بی شک استفاده از عنصر حس گرایی عوام مردم است. قرآن برای قرائت انسان است تا در آن بیندیشد، پخش آن شب هنگام و در قبرستان‌ها چه سودی برای چه کسی خواهد داشت؟ ضمن اینکه بعضی افراد برای همین قرآن خواندن، بر سر مزار گذشتگان خود می‌روند و اگر این وظیفه را نیز به دست همت چینی‌ها بسپارند، دیگر هیچ بهانه‌ای برای حاضر شدن در قبرستان‌ها نمی‌یابند.
+ عبدالعظیم خدمتی ; ٢:٢۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

درسوگ یازدهمین امام خوبان

 

امروز 8 ربیع الاول سالروز شهادت امام حسن عسکری (ع) است.آن حضرت بیش از 29 سال عمر نکرد، ولی در مدت شش سال امامت بر حق و الهی خود آثار مهمی از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی شیعیانی که از راه‌های دور برای کسب فیض به محضر امام (ع) می‌رسیدند بر جای گذاشتند. در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی، جنبش علمی خاصی را تجدید کرد، و فرهنگ شیعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته‌های دیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون یعقوب بن اسحاق کندی، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعلیمات آن امام، گردید.

در قدرت علمی امام (ع) که از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت(ع) مایه گرفته بود، نکته‌ها گفته‌اند. از جمله: همین یعقوب بن اسحاق کندی فیلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ایرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد.

بنابراین اگر چه امام حسن عسگری علیه السلام شدیدا از طرف دستگاه خلافت عباسی تحت نظر و محدودیت شدید قرار داشت لکن آن حضرت بُعد علمی از آیین اسلام و اشکال‌ها و شبهات مخالفان و تعیین اندیشه صحیح اسلامی و تربیت شاگردان لحظه‌ای فرو گذار ننمودند

سرانجام حکومت عباسی که از نفوذ و معنویت امام علیه السلام در جامعه نگران بود به همان شیوه دیرینه متوسل شد و آن حضرت را پنهانی مسموم ساخت. آن حضرت در سال 260 هجری قمری به شهادت رسید و در خانه خود در سامراء در کنار مرقد پدرش به خاک سپرده شدند.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٩:٢٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

دراین کشورهمه آزادندبجزحزب اللهی ها

ﻓﺤﺶ ﺍﮔﺮ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﯿﺎﻥ ﺍﺳﺖ
ﺟﻮﺍﺏ ﺍﮔﺮ ﺑﺪﻫﯽ ، ﺑﯽ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ
ﺳﻮﺍﻝ ﺍﮔﺮ ﺑﮑﻨﻨﺪ ﺁﺯﺍﺩ ﺍﻧﺪﯾﺸﻨﺪ
ﺳﻮﺍﻝ ﺍﮔﺮ ﺑﮑﻨﯽ، ﺗﻔﺘﯿﺶ ﻋﻘﺎﯾﺪ
ﺗﻬﻤﺖ ﺍﮔﺮ ﺑﺰﻧﻨﺪ ﺩﺭ ﺟﺴﺘﺠﻮﯼ ﺣﻘﯿﻘﺘﻨﺪ
ﺟﻮﺍﺏ ﺍﮔﺮ ﺑﺪﻫﯽ، ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﯾﯽ
ﻣﺴﺨﺮﻩ ﺍﺕ ﺑﮑﻨﻨﺪ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﺍﺳﺖ
ﺟﻮﺍﺏ ﺍﮔﺮ ﺑﺪﻫﯽ، ﺑﯽ ﺟﻨﺒﻪ ﺍﯼ
ﺍﮔﺮ ﺗﻬﺪﯾﺪﺕ ﮐﻨﻨﺪ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ
ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﻋﻘﺎﯾﺪﺕ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻨﯽ، ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻃﻠﺒﯽ
** ﺣﺰﺏ ﺍﻟﻠﻬﯽ ﺑﻮﺩﻥ** ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺗﺮﺍﮊﺩﯼ
ﻫﺎﯾﺶ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ .
ﺩﺭ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻫﻤﻪ ﺁﺯﺍﺩﻧﺪ ﺍﻻ ﺣﺰﺏ ﺍﻟﻠﻬﯽ

سیدﺷﻬﯿﺪان اهل قلم : ﻣﺮﺗﻀﯽ ﺁﻭﯾﻨﯽ 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٥٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۸ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

مگر میشودفراموش کرد؟!

می گویند چرا اینقدر قضیه را کش می دهید؟ یک سوء تفاهم بود که بعد از چهار سال برطرف شد ، بگذارید اگر لکه سیاهی هم هست آفتاب آن را سفید نماید. اینقدر گذشته را یادآوری نکنید ، گذشته؛ گذشته است ، آن را فراموش کنید.

باشد؛ فرض می کنیم فراموش کردیم فتنه 88 چگونه با آبروی بین المللی نظام اسلامی بازی کرد،

فرض می کنیم فراموش کردیم فتنه 88 سال ها اقتصاد ایران را عقب انداخت و تحریم ها را تشدید کرد. تحریم هایی که هنوز هم داریم چوبش را می خوریم و هسته ای را معامله می کنیم تا شاید بخشی از آن را بردارند.

فرض می کنیم فراموش کردیم فتنه 88 چقدر دل مردم ایران و حتی دوستداران انقلاب اسلامی در سراسر جهان را خون کرد؛

 فرض می کنیم فراموش کردیم فتنه 88 چه خسارت های بزرگی به اموال عمومی و ارزش های دین و انقلاب زد ،

 فرض می کنیم فراموش کردیم فتنه 88 چگونه رای 40 میلیونی و انتخاباتی که همیشه مایه شادی و سرور مردم بود به فاجعه ای بزرگ تبدیل کرد که ایران اسلامی را به لبه پرتگاه برد.

اصلا بر فرض که همه این ها را فراموش کردیم اما...

اما مگر می شود به نازنین زهرا ،دختر خردسال شهید سید علیرضا ستاری هم بگوییم پدرش را فراموش کند!

مگر می شود به همسر شهید ستاری بگوییم وقتی پسر کوچکت امیرعباس بزرگ شد و سراغ قاتلان پدر را گرفت به او بگوید یک سوء تفاهم بود که برطرف شد.
بگوید پدرش در روزعاشورا رفت تا جان جوانی را که در آتش فتنه گران می سوخت و با فریاد یا حسین کمک می طلبید نجات دهد و نگذارد یزیدیان زمان ، او را زنده زنده بسوزانند اما فتنه گران ،آنقدر پدرش را زدند و شکنجه کردند که جانباز 70 درصد شد و بعد از چهار سال تحمل درد و جراحت به شهادت رسید.

آیا امیرعباس نمی پرسد قاتلان پدرم را قصاص کردند یا نه؟ آیا نمی پرسد چرا آنها را به حال خود رها کردند؟ آیا نمی پرسد چرا عده ای بی حیا به دنبال رفع حصر آنان بودند؟

منبع

 

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:۳٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۸ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

نهم دی،روزی متمایز

نهم دی 88، حادثه کوچکی نیست بلکه آن حرکت عظیم و ماندگار مردمی، شبیه حرکت بزرگ ملت در روزهای اول انقلاب است و باید تلاش شود در «سالگرد این حماسه»، حرف اصلی ملت ایران، یعنی حرکت در سایه دین و تحقق وعده‌های الهی تبیین شود.

رهبرمعظم انقلاب

9 دی در گذار از 8 ماه فتنه پیچیده‌، آخرین حلقه از اتفاقات تلخ و ناخوشایندی بود که با آفرینش آن، حلاوت پشتیبانی مردم از انقلاب‌شان ذائقه انقلاب اسلامی را شیرین کرد و از پی آن گرد و غبار 8 ماه آتش‌افروزی در خیابان‌ها و مساجد و پاره کردن عکس امام و شعارهای ضد فلسطینی و ضد مقاومت و آتش روزه‌خواری علنی و حمله به پایگاه بسیج و مردم بی‌دفاع و حمله به اموال عمومی و نهایتاً آتش جسارت به خیام ابا عبدالله در خیابان‌های تهران و عزاداران حسینی در هنگامه عزا و ماتم برای امام شهیدشان فرونشست و اینگونه نهم دی به تعبیر رهبر انقلاب، پرچم راهنمایی دیگران و روزی «متمایز» شد.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٤٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٧ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

دیگر بهشت وگلستان نداریم

نام  مقدس شهدارا ابزار اهداف پوچ خود نسازیم

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۸:٥٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٦ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

خبردادن حضرت علی (ع)ازگروهک داعش

 

 بخاری از راویان اهل سنت در الفتن نُعیم بن حَماد (ج1 ص 210) حدیث573 آورده است که حضرت علی(ع) فرموده است:

 "حَدَّثَنَا الْوَلِیدُ، وَرِشْدِینُ، عَنِ ابْنِ لَهِیعَةَ، عَنْ أَبِی قَبِیلٍ، عَنْ أَبِی رُومَانَ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ، رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ:

«إِذَا رَأَیْتُمُ الرَّایَاتِ السُّودَ فَالْزَمُوا الْأَرْضَ فَلَا تُحَرِّکُوا أَیْدِیَکُمْ، وَلَا أَرْجُلَکُمْ، ثُمَّ یَظْهَرُ قَوْمٌ ضُعَفَاءُ لَا یُؤْبَهُ لَهُمْ، قُلُوبُهُمْ کَزُبَرِ الْحَدِیدِ، هُمْ أَصْحَابُ الدَّوْلَةِ، لَا یَفُونَ بِعَهْدٍ وَلَا مِیثَاقٍ، یَدْعُونَ إِلَى الْحَقِّ وَلَیْسُوا مِنْ أَهْلِهِ، أَسْمَاؤُهُمُ الْکُنَى، وَنِسْبَتُهُمُ الْقُرَى، وَشُعُورُهُمْ مُرْخَاةٌ کَشُعُورِ النِّسَاءِ، حَتَّى یَخْتَلِفُوا فِیمَا بَیْنَهُمْ، ثُمَّ یُؤْتِی اللَّهُ الْحَقَّ مَنْ یَشَاءُ"


زمانی که پرچم های سیاه را دیدید از جای خود حرکت نکنید - به این معنا که دعوت آنان باطل است و نباید به کمک آنان بشتابید - سپس قومی ضعیف ظاهر می شوند که قلب هایشان مانند براده های آهن سخت است، آنها وفادار به هیچ عهدی نیستند، به حق فرا می خوانند در حالیکه از آن نیستند، اسامی شان، کنیه و نسبت هایشان از نام شهرها گرفته شده؛ تا اینکه در بین خود اختلاف نظر پیدا می کنند و خداوند خداوند اهل حق – هر کسی که بخواهد- را ظاهر می سازد..."

گفته می شود این سخن که مفهوم آن تماما با تروریست های "داعش" منطبق است کسانی که پرچم های سیاه دارند، اسامی شان، کنیه است مانند "ابو مصعب، ابوالبراء و..." و نسبت هایشان به شهرها می رسد مانند "البغدادی، الحرانی و..." .


یکی از نشانه ها و تحولات مهم عصر ظهور ، حرکت پرچم های سیاه می باشند  که به طور قابل ملاحظه ای
...
زمانی که پرچم های سیاه را دیدید از جای خود حرکت نکنید - به این معنا که دعوت آنان باطل است و نباید به کمک آنان بشتابید - سپس قومی ضعیف ظاهر می شوند که قلب هایشان مانند براده های آهن سخت است، آنها وفادار به هیچ عهدی نیستند، به حق فرا می خوانند در حالیکه از آن نیستند، اسامی شان، کنیه و نسبت هایشان از نام شهرها گرفته شده؛ تا اینکه در بین خود اختلاف نظر پیدا می کنند و خداوند خداوند اهل حق – هر کسی که بخواهد- را ظاهر می سازد..."

گفته می شود این سخن که مفهوم آن تماما با تروریست های "داعش" منطبق است کسانی که پرچم های سیاه دارند، اسامی شان، کنیه است مانند "ابو مصعب، ابوالبراء و..." و نسبت هایشان به شهرها می رسد مانند "البغدادی، الحرانی و..." .

یکی از نشانه ها و تحولات مهم عصر ظهور ، حرکت پرچم های سیاه می باشند  که به طور قابل ملاحظه ای مورد توجه محققین آخرالزمان و منتظران ظهور در جای جای سرزمین های اسلامی قرار دارد ، بیشتر توصیفات روایات در مورد این پرچم ها حالت تمجیدی و حمایتی داشته و مسلمانان عصر ظهور را به یاری این پرچم های فرا می خواند ، هرچند برخی روایات نیز به تقبیح آنها و لزوم کناره گیری و برحذر بودن از این پرچم ها فرمان می دهد.
در این مقاله در ابتدا با ذکر اکثر روایات وارده در باب پرچم های سیاه ، حقایقی که پیرامون آنها از لسان روایات وارد شده را مرور کرده و در ادامه احتمال ارتباط شگفت انگیز پرچمی که در آغاز حرکت سیدخراسانی برافراشته خواهد شد با پرچم اسرارآمیز امام مهدی(عج) را خواهیم دید. همچنین انواع پرچم های سیاه ذکر شده در روایات شریف را مورد بررسی قرار داده و خواهیم دید که ائمه اطهار(ع) با احادیث شریف علاوه بر بشارت برافراشته شدن پرچم های سیاه سپاه سیدخراسانی از برافراشته شدن پرچم های القاعده و طالبان در افغانستان و عراق خبر داده و آن را مذمت کرده و لعن فرموده اند.

بخشی از روایات پرچم های سیاه در  مجموعه روایات عصر ظهور :
 
-1 وقتى که دیدید از طرف مشرق بیرقهاى سیاهى نمایان شد فارس را اکرام کنید، زیرا که دولت ما در میان آنها است). ملاحم و الفتن ص 16)
-2 وقتى که بیرقهاى سیاه خارج شوند اول آنها فتنه و وسط آنها ضلالت و گمراهى و آخر آنها کفر خواهد بود) فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، باب 47 ص: 21)



-3وقتى که بیرقهاى سیاهى از طرف مشرق بیاید و بیرقهاى زردى از طرف مغرب بیاید تا در وسط شهر شام یعنى دمشق با یک دیگر ملاقات نمایند موقع بلاء خواهد بود.
ملاحم و الفتنص 70

-4سفیانى داخل کوفه خواهد شد و سه روز اهل کوفه را اسیر میکند و شصت هزار از اهل کوفه را خواهد کشت و (18) شب در کوفه اقامت مینماید که اموال آنها را تقسیم کند، تا اینکه بیرقهاى سیاهى (براى اخذ بیعت) بسوى مهدى علیه السّلام روانه میکند. فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 91 ص: 34

-5در آن وقت لشکرى با پرچم هدایت بیرون آمده لشکر سفیانى را دنبال میکنند تا بآنها میرسند و تمام آنها را بقتل میرسانند. بطورى که یک نفر از آنها را باقى نمیگذارند که خبرى از آنها ببرد! و اسیران و آنچه بغارت برده‏اند، از آنها میگیرند.
مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 954

-6بیرق سیاهى از بنى عباس خروج میکند آنگاه از خراسان بیرقهاى سیاهى خروج میکنند که کلاه آنها سیاه و لباسشان سفید خواهد بود. جلو آنها مردى از (بنى) تمیم است که آن را شعیب بن صالح یا صالح بن شعیب میگویند، اصحاب سفیانى را شکست میدهد تا اینکه وارد بیت المقدس شود و سلطنت آن را براى مهدى علیه السّلام مسخر نماید و سیصد نفر از شام بسوى او حاضر خواهند شد. بین خروج آن و بین اینکه تسلیم امر مهدى علیه السّلام شود هفتاد و دو ماه خواهد بود.
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 92 ص: 35
-7 رسول خدا(ص) : ما اهل بیتى هستیم که خدا آخرت را براى ما خواسته است و این اهل بیت من بعد از من دچار بلاء شده و (از حقوق خود) محروم خواهند شد تا اینکه عده ‏اى که بیرقهاى سیاهى دارند از طرف مشرق می آیند و دو مرتبه یا سه مرتبه حق خود را طلب میکنند و حق را بآنها نمیدهند تا اینکه جنگ کنند و غالب شوند، آنگاه حق آن‏ها را بآنها میدهند ولى قبول نمیکنند و حق را بمردى از اهل بیت من رد میکنند و او زمین را پر از عدل میکند بعد از آنکه از ظلم پر شده باشد هر کدام از شما آن را درک کردید باید خود را بآن برسانید و لو اینکه با دست و سینه خود از روى برف بروید زیرا که او مهدى علیه السّلام است.
غیبت نعمانی ص 145 ، الحاوی للفتاوی ج 2 ص 127 ، الامام المهدی ص 67 و 296 و ...
-8موقعى که دیدید بیرق‏هاى سیاه از طرف خراسان خارج شدند خود را بآنها برسانید و لو اینکه با دست و سینه از روى برف بروید چون که مهدى خلیفه خدا در میان آنها است.
بشارة الاسلام ص 290 ، الزام الناصب ص 253 ، منتخب الاثر ص 304 و ...
-9  رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله یاد بلائى کرد که دچار اهل بیتش می‏شود تا اینکه خدا مردى را با بیرق سیاه از طرف مشرق بفرستد کسى که آن بیرق را یارى کند خدا او را یارى میکند و کسى که نصرت آن را ترک کند خدا نصرتش را ترک میکند، بعدا میآیند نزد مردى که نامش نام من است و او را سرپرست خود میکنند و خدا او را یارى و تأیید مینماید
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 100ص: 38

-10 مرد کوسه یا کم ریش ، گندم گون و متوسط القامتى که شعیب ابن صالح نام دارد و غلام بنى تمیم است با چهار هزار نفر که لباسشان سفید، بیرقهاشان سیاه است از شهر رى خروج میکند، او مقدمه (خروج) مهدى علیه السّلام است، با کسى ملاقات نمیکند مگر اینکه آن را خواهد کشت.
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 95 - ص: 36
-11 و پرچمهائى بدون علامت که نه از پنبه و نه کتان و نه حریر است از مشرق زمین میایند در سر نیزه‏ هاى آنها مهر سید اکبر زده شده قائد آنها مردى از خاندان پیغمبر است آن پرچمها در شرق پدید می ‏آید و بوى آن مانند مشک معطر بغرب میرسد. ترس و رعب آنها یکماه پیش از آمدنشان همه جا در دل مردم قرار میگیرد، آنگاه در کوفه‏ فرود میایند و اولاد ابو طالب بخونخواهى پدران خود قیام میکنند در آن گیر و دار ناگهان لشکر یمنى و خراسانى مانند دو اسبى که مسابقه میدهند از راه میرسند
مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 1060
الزام الناصب – جلددوم- چاپ بیروت . الغصن الثامن - الآیة الثانیة عشرة - ص 120
بحار الأنوار، ج 52، ص 274، ب 25، ح 167.
-12 وقتى که مردى شهر شام را گرفت و مرد دیگرى مصر را مسخر کرد و با یک دیگر جنگ کردند و اهل شام، اهل مصر را اسیر نمودند و مردى از طرف مشرق با بیرق‏هاى سیاه کوچکى بسوى صاحب شام آمد آن مرد مطیع مهدى علیه السّلام خواهد شد فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 99 - ص: 36
-13 جابر از حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمود: جوانى از بنى هاشم که خالى در کف دست راست خود دارد با بیرقهاى سیاهى از طرف خراسان خروج میکند که شعیب بن صالح در جلو او خواهد بود و با اصحاب سفیانى جنگ کرده آن‏ها را شکست میدهد
عقدالدرر ص 128 ، الحاوی ج 2 ص 68 ، ملاحم ابن طاووس ص 53
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، ص: 36

-14 امیرمؤمنان(ع) می‌فرمایند: «سفیانی و صاحبان پرچم‌های سیاه با یکدیگر روبرو می‌شوند در حالی که میان آنان جوانی از بنی‌هاشم است که در کف دست راستش، خال سیاهی است و در پیشاپیش لشکریان او، شخصی از قبیلة بنی تمیم به نام شعیب بن صالح قرار دارد«.
ابن حماد، فتن، ص 86
منبع:اینجا

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٤ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

وقف ؛صدقه جاریه

یکی ازبهترین روزهای عمرش بودکه زمینی راوقف کردوگفت :هرتابستون درآمدمحصولات این زمین راخرج نیازمندان کنید.

150 سال ازآن موقع گذشته وهرسال بیش ازصدها نیازمندشهربااین هزینه حمایت میشوند.اوسالهاست که دستش ازاین دنیا کوتاه است اما زمین زراعی اش همچنان درحال پرکردن پرونده اعمالش است.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

عالم آل محمد(ص)

 

 

حضرت علی بن موسی  الرضا(ع) طی اقامت خود در مرو، مرکز علمی و اداری خراسان، تلاش گسترده ای را برای ترقی اندیشه و اعتقادات مردم ایران به عمل آوردند و با منظره های علمی با اهل کتاب و نحله های فکری گوناگون موجبات اعتلاء و ترقی معرفت و بینش دینی این منطقه را فراهم کردند. آن حضرت با تشکیل محافل علمی و کلامی و حدیثی به دفاع از اسلام و فرهنگ اهل بیت پرداخته و به ایرادات و شبهات فرق پاسخ می دادند.

شمار مناظرات امام رضا با اهل کتاب و نمایندگان مسیحیان، یهودیان، مانویان، زرتشتیان، صابئین، و فرق اسلامی، فراوان است. از آن جمله روزی مامون سران ادیان و مذاهب زمان را جمع کرد و امام رضا را دعوت نمود تا با آن مناظره کنند .نخست جاثلیق مسیحی به آن حضرت گفت: شما و همه مسلمانان و تمامی ما مسیحیان نبوت حضرت عیسی و کتاب انجیل را قبول داریم ولی نبوت پیغمبر شما مشکوک است، زیرا او را تنها شما قبول دارید. امام رضا (ع) فرمود: ما مسلمانان حضرت عیسی و انجیلی را قبول داریم که امتش را پیغمبر آخرالزمان بشارت داده است و حوارین عیسی (ع) به او اقرار کرده اند، پس چرا مخالفت پیامبر و کتاب خود می کنی و پیغمبری را که بشارت داده اند، نمی پذیری این گونه مناظرات گویای حرکت عمیق علمی و فرهنگی آن حضرت است. مباحث این گفتگوهای علمی که به آرامی و در جو صمیمی برگزار می شده است درباره آفرینش جهان، توحید، صفات خداوند، انبیاء الهی، عصمت آنان جبر و اختیار و امامت، تفسیر آیات گوناگون قرآن، فضایل اهل بیت (ع) احادیث، دعا و احکام دین بود.

شهادت این امام همام رابه ساحت مقدس حضرت ولیعصر(عج)وشیفتگان حضرتش تسلیت میگوییم.


+ عبدالعظیم خدمتی ; ٢:٢۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

السلام علیکم یااهل بیت النبوه

مجلس روضه خوانی (بیت حجه الاسلام شیخ احمد روحانی)

صبح امروز

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٢:٢۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()

وصیتنامه نبی، عهدنامه وصی

 

آخرین وصایای رسول‏ خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و آله

مسلم این است که پیامبر اکرم(ص) در حضور مسلمانان، امیرمؤمنان را وصى خود قرار داده و على(ع) نیز این وصایت را پذیرفته است و عهد کرده است که به آنچه رسول خدا(ص) مى‏فرماید عمل نماید. امیرمؤمنان(ع) در این باره مى‏فرماید: وقتى رسول خدا(ص) در مریضى آخر خود در بستر بیمارى افتاده بود، من سر مبارک وى را بر روى سینه خود نهاده بودم و سراى حضرت(ص) انباشته از مهاجر و انصار بود و عباس عموى پیامبر(ص) رو به روى او نشسته بود و رسول خدا(ص) زمانى به هوش مى‏آمد و زمانى از هوش مى‏رفت. اندکى که حال آن جناب بهتر شد، خطاب به عباس فرمود:« اى عباس، اى عموى پیامبر(ص)! وصیت مرا در مورد فرزندانم و همسرانم قبول کن و قرض هاى مرا ادا نما و وعده‏هایى که به مردم داده‏ام به جاى آور و چنان کن که بر ذمه من چیزى نماند.»

عباس عرض کرد:«اى رسول خدا(ص) من پیرمردى هستم که فرزندان و عیال بسیار دارم و دارایى و اموال من اندک است [چگونه وصیت تو را بپذیرم و به وعده‏هایت عمل کنم] در حالى که تو از ابر پر باران و نسیم رها شده بخشنده ‏تر بودى [و وعده‏هاى بسیار داده‏اى] خوب است از من درگذرى و این وظیفه بر دوش کسى نهى که توانایى بیشترى دارد!»

رسول خدا(ص) فرمود:« آگاه باش که اینک وصیت‏ خود را به کسى خواهم گفت که آن را مى‏پذیرد و حق آن را ادا مى‏نماید و او کسى است که این سخنان را که تو گفتى نخواهد گفت! یا على(ع) بدان که این حق توست و احدى نباید در این امر با تو ستیزه کند، اکنون وصیت مرا بپذیر و آنچه به مردمان وعده داده‏ام به جاى ‏آر و قرض مرا ادا کن. یا على(ع) پس از من امر خاندانم به دست توست و پیام مرا به کسانى که پس از من مى‏آیند برسان.»
امیرمؤمنان(ع) گوید:« من وقتى دیدم که رسول خدا(ص) از مرگ خود سخن مى‏گوید، قلبم لرزید و به خاطر آن به گریه درآمدم و نتوانستم که درخواست پیامبر(ص) را با سخنى پاسخ گویم.»
پیامبر اکرم(ص) دوباره فرمود:« یا على آیا وصیت من را قبول مى‏کنى!؟» و من در حالتى که گریه گلویم را مى‏فشرد و کلمات را نمى‏توانستم به درستى ادا نمایم، گفتم:
آرى اى رسول خدا(ص)! آن گاه رو به بلال کرد و گفت: اى بلال! کلاهخُود و زره و پرچم مرا که «عقاب‏» نام دارد و شمشیرم ذوالفقار و عمامه‏ام را که «سحاب‏» نام دارد برایم بیاور...[ سپس رسول خدا(ص) آنچه که مختص خود وى بود از جمله لباسى که در شب معراج پوشیده بود و لباسى که در جنگ احد بر تن داشت و کلاه هایى که مربوط به سفر، روزهاى عید و مجالس دوستانه بود و حیواناتى که در خدمت آن حضرت بود را طلب کرد] و بلال همه را آورد مگر زره پیامبر(ص) که در گرو بود. آن گاه رو به من کرد و فرمود: « یا على(ع) برخیز و اینها را در حالى که من زنده‏ام، در حضور این جمع بگیر تا کسى پس از من بر سر آنها با تو نزاع نجوید.»
من برخاستم و با این که توانایى راه رفتن نداشتم، آنها را گرفتم و به خانه خود بردم و چون بازگشتم و رو به روى پیامبر(ص) ایستادم، به من نگریست و بعد انگشترى خود را از دست ‏بیرون آورد و به من داد و گفت: « بگیر یا على این مال توست در دنیا و آخرت!»
بعد رسول خدا(ص) فرمود:« یا على(ع) مرا بنشان.» من او را نشاندم و بر سینه من تکیه داد و هر آینه مى‏دیدم که رسول خدا(ص) از بسیارى ضعف سر مبارک را به سختى نگاه مى‏دارد و با وجود این، با صداى بلند که همه اهل خانه مى‏شنیدند فرمود:« همانا برادر و وصى من و جانشینم در خاندانم على بن ابى‏طالب است. اوست که قرض مرا ادا مى‏کند و وعده‏هایم را وفا مى‏نماید. اى بنى‏هاشم، اى بنى‏عبدالمطلب، کینه على(ع) را به دل نداشته باشید و از فرمان هایش سرپیچى نکنید که گمراه مى‏شوید و با او حسد نورزید و از وى برائت نجویید که کافر خواهید شد.»
سپس به من گفت:« مرا در بسترم بخوابان.» و بلال را فرمود که حسن(ع) و حسین(ع) را نزد او بیاورد بلال رفت و آنها را با خود آورد. پیامبر(ص) آن دو را به سینه خویش چسباند و آنها را مى‏بویید.

على(ع) مى‏گوید: من پنداشتم که حسن(ع) و حسین(ع) باعث‏ شدند که اندوه و رنج پیامبر(ص) فزونى یابد، خواستم آن دو را از حضرت(ص) جدا سازم. فرمود:« یا على(ع) آنها را واگذار تا مرا ببویند و من هم آنها را ببویم! بگذار تا آن دو از وجود من بهره گیرند و من نیز از وجود ایشان بهره گیرم! به راستى که پس از من مشکلات بسیار خواهند داشت و مصایب سختى را تحمل خواهند کرد، پس لعنت ‏خداوند بر آن کس باد که حق حسن(ع) و حسین(ع) را پست ‏شمارد. پروردگارا! من این دو را و على صالح ‏ترین مؤمنان را به تو مى‏سپارم!»

 

 

درمحضرفرشتگان


از برخى روایات استفاده مى‏شود که رسول خدا(ص) در محضر فرشتگان مقرب، على(ع) را وصى خود قرار داد و آنان شاهد بودند، از آن جمله روایتى است که از امام کاظم(ع) نقل شده است که امیرالمؤمنین فرمود: در شبى از شب هاى بیماری پیامبر(ص) من نشسته بودم و حضرت(ص) بر سینه من تکیه داده بود و فاطمه(س) دخترش نیز حضور داشت. رسول خدا(ص) فرموده بود که همسرانش و سایر زنان از نزد وى بیرون روند و آنها رفته بودند. پیامبر اکرم(ص) به من فرمود: «اى اباالحسن! از جاى خود برخیز و رو به روى من بایست.»

من برخاستم و جبرئیل به جاى من نشست و پیامبر(ص) بر سینه وى تکیه داد و میکائیل در جانب راست پیامبر(ص) بنشست. حضرت فرمود:« یا على(ع) دست هاى خود را بر هم بگذار!»

من این کار را انجام دادم. آن گاه فرمود:« من با تو عهد بسته بودم و اینک آن عهد را تازه مى‏کنم، در محضر جبرئیل و میکائیل که دو امین پروردگار جهانیانند. یا على! تو را به حقى که این دو بر گردن تو دارند، هر چه در وصیت من آمده است ‏باید به جاى آورى و مفاد آن را بپذیرى و صبر را پیشه خود سازى و بر راه و روش من پایدارى کنى نه روش فلان کس و فلان کس! اکنون هر چه را خدا به تو عنایت کرده است‏ با قدرت پذیرا باش.»

من دست هایم را به روى هم نهاده بودم و پیامبر(ص) دست مبارک خود را بین دو دست من گذاشت، به طورى که گویى بین آن دو چیزى قرار مى‏داد، سپس فرمود:« من بین دست هایت ‏حکمت و دانش آنچه را برایت پیش خواهد آمد، نهادم، تا چیزى از سرنوشت تو نباشد که از آن آگاه نباشى و هر گاه مرگ تو فرا رسید وصیت ‏خود را به امام پس از خود بگوى، بنابر آنچه من به تو وصیت کردم و همانند من عمل کن و نیازى به کتاب و نوشته‏اى نیست.»

نزول کتاب وصیت ازآسمان

امام موسى بن جعفر(ع) فرمود به پدرم اباعبدالله (ع) عرض کردم:« آیا نویسنده وصیت، حضرت على(ع) نبود و رسول خدا(ص) مفاد آن را بر او نمى‏خواند، در حالى که جبرئیل و سایر فرشتگان شاهد بودند؟» پدرم مدتى سکوت کرد، بعد فرمود: «اى اباالحسن! ماجرا چنین بود که گفتى لکن هنگامى که زمان رحلت رسول خدا(ص) رسید، وصیت‏ به صورت کتابى نوشته شده از آسمان نازل شد و جبرئیل(ع) همراه با فرشتگانى که امین خداى تبارک و تعالى هستند، آن را نزد رسول اکرم(ص) آورد و به ایشان گفت:« اى محمد(ص) هر کس که نزد توست ‏بیرون فرست مگر وصى خود را که باید کتاب وصیت را بگیرد و ما شاهد باشیم که تو وصیت را به وى دادى و او اجراى آن را ضمانت کند.»
رسول خدا(ص) همگان را دستور داد که از خانه بیرون روند. تنها على(ع) و فاطمه(س) بین پرده و در اتاق باقى ماندند.
جبرئیل(ع) به پیامبر(ص) عرض کرد:« پروردگارت تو را سلام مى‏رساند و مى‏گوید: این کتابى است که من با تو عهد بسته بودم و شرط کرده بودم [عمل به آن را] و من خود شاهد هستم و فرشتگانم را بر تو شاهد گرفتم و من تنها براى شهادت کافى هستم اى محمد(ص)!»


وقتى سخن به این جا رسید، مفاصل پیامبر(ص) به لرزه درآمد و گفت:«اى جبرئیل! خداى من، اوست که سلام است و سلام از وى است و سلام به سوى او باز مى‏گردد. راست گفت‏ خداى عزوجل و نیکى نمود، کتاب را به من ده!»
جبرئیل کتاب وصیت را به رسول اکرم(ص) داد و گفت که آن را به امیرمؤمنان(ع) دهد. چون على(ع) کتاب را گرفت، رسول خدا(ص) فرمود: «بخوان!»
امیرمؤمنان(ع) آن را کلمه به کلمه خواند، سپس رسول خدا(ص) به او گفت: یا على(ع) این عهد خدایم تبارک و تعالى به سوى من است و خواسته وى و امانت او پیش من است و به راستى که من آن را ابلاغ کردم و خیرخواهى نمودم و امانت را ادا کردم.»
على(ع) عرض کرد: « پدر و مادرم فداى تو باد! من هم شهادت مى‏دهم که تو پیام خود را ابلاغ کردى و نصیحت ‏خود گفتى و در آنچه فرمودى صادق بودى و گوش و چشم و گوشت و خون من نیز بر این امر گواه است!»
جبرئیل(ع) گفت:« من نیز بر آنچه مى‏گویید گواه هستم!»
پیامبر(ص) فرمود:« یا على(ع) وصیت مرا گرفتى و دانستى که چیست و با خداوند و من پیمان بستى که به هر چه در آن است عمل کنى.»
على(ع): «آرى، پدر و مادرم فداى تو باد! انجام آن به عهده من است و بر خداست که مرا یارى دهد و توفیق عطا فرماید که به مفاد آن وفا کنم.»
رسول خدا(ص): « یا على(ع) اراده نموده‏ام که بر پیمان تو شاهد بگیرم که روز قیامت ‏شهادت دهند که من به وظیفه خود عمل کردم.»
على(ع): «آرى گواه گیرید!»
پیامبر اکرم(ص):« همانا من جبرئیل و میکائیل(ع) که هر دو در این جا حاضرند و فرشتگان مقرب خداوند نیز با آنهایند بر آنچه اینک بین من و تو گذشت ‏شاهد مى‏گیرم.»
على(ع):« بله شهادت دهند، پدر و مادرم فدایت! من هم آنها را گواه مى‏گیرم.»
و رسول خدا(ص) فرشتگان را شاهد گرفت... سپس رسول اکرم، فاطمه، حسن، حسین علیهم السلام را به حضور خواند و مانند امیرالمؤمنین(ع) آنها را از وصیت ‏خود آگاه کرد. آنان هم مانند على(ع) سخن گفتند و قبول کردند و سرانجام کتاب وصیت ‏با طلایى که آتش به آن نرسیده بود مهر شد و تحویل امیرمؤمنان(ع) گشت.

از:تبیان

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٠۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

امربه معروف به سبک آلمانی!


رسانه های آلمانی چگونه از یک آمر به معروف دفاع کردند؟!


«توگسی آلبایراک» صدای گریه و فریاد و درخواست کمک را از دستشویی رستوران‌های زنجیره‌ای «مک دونالدز» در شهر فرانکفورت آلمان می‌شنود، دو دختر مورد تجاوز ج ن س ی تعدادی جوان مست قرار گرفته‌اند.
«آلبایراک» که قصد کمک به آنها را دارد توسط ضارب به شدت به زمین پرتاب شده و به کما می‌رود.
پزشکان به پدر و مادر «توگسی آلبایراک» می‌گویند که دختر دانشجوی 23 ساله‌شان دیگر هرگز هوشیاری‌اش را به دست نمی‌آورد و به زندگی باز نمی‌گردد. او پس از ضربه مغزی شدید دچار حیات نباتی شده است، والدین او تصمیم می‌گیرند دستگاه‌هایی که برای حیات دخترشان به او متصل بوده را در روز تولد 23 سالگی‌اش خاموش کنند.
حادثه تا همین جا پایان می‌پذیرد اما آنچه بیش از این حادثه عبرت‌آموز است واکنش‌های بعد از آن است:
صدها تن به خاطر ادای احترام برای فداکاری دختر جوان در شهر برلین تجمع کردند تا یاد و خاطره او را زنده نگه دارند. آنها یک عریضه بلندبالا تهیه کرده و از دولت آلمان برای «توگسی آلبایراک» درخواست نشان «افتخار ملی» نمودند. جالب است بدانید که بیشتر از 100 هزار نفر این عریضه را امضا کردند.

رئیس‌جمهور آلمان بلافاصله اعلام کرد: «آن دختر جوان از جانب تمام مردم آلمان قدردانی و احترام فراوان دریافت کرده است، او به عنوان یک سرمشق و الگو برای تمام مردم باقی خواهد ماند. در زمانه‌ای که مردمان دیگر به چیزهای کم‌اهمیت توجه می‌کنند و همه راه دیگری را در زندگی خود پیش گرفتند، «آلبایراک» جوان، یک نمونه واقعی شجاعت، فداکاری و پایبندی به اخلاقیات است.» و تاکید کرد که حتما در مورد نشان افتخار ملی خانم «آلبایراک» تمام تلاشش را می‌کند.

مراسم‌های سوگواری و شب زنده‌داری، گرفتن شمع و پلاکاردهایی با عنوان «ممنون توگسی» و ادای احترام برای او در کل دو هفته گذشته در دانشگاهی که «آلبایراک» در آنجا تحصیل می‌کرد، برگزار می‌شود.
از زمانی که اخبار مربوط به مرگ «آلبایراک» منتشر می‌شود، صدها نفر در شبکه‌های اجتماعی در بحث درباره او مشارکت می‌کنند. یک کاربر توییتر می‌نویسد: «غم‌انگیز است که می‌بینیم انسان‌های جوانی مثل «آلبایراک» زندگی‌شان را از دست می‌دهند چون از خود شهامت مدنی‌(همان امر به معروف و نهی از منکر خودمان) نشان داده‌اند. روحش شاد!»

اشپیگل در این باره می‌نویسد: «اشتباه است که بگوییم نشان دادن شهامت مدنی (امر به معروف و نهی از منکر) کار غلطی است؛ ارزش‌کارهای خوب نباید به خاطر کردار انسان‌های بد از بین برود. مهاجم باعث مرگ دختر جوان شد نه شهامت مدنی (امر به معروف و نهی از منکر) و باید با مهاجم به عنوان یک فرد خاطی برخورد جدی شود.»

روزنامه فرانکفورت آلگماینه نیز در این خصوص نوشته است همه ما نیازمند شهامت مدنی (امر به معروف و نهی از منکر) ‌هستیم و با مجازات افرادی که به «آلبایراک» حمله کرده‌اند، باید جلوی کاهش شهامت مدنی (امر به معروف و نهی از منکر) را بگیریم.
و محاکمه قاتل نوجوان خانم «آلبایراک» همچنان ادامه دارد.

اما روی دیگر سکه سه سال پیش رقم می‌خورد. 25 تیرماه1390
 
 
 
«علی خلیلی» ساعت دوازده شب پنج، شش نفر را در حال اذیت دو زن می‌بیند که قصد دارند به زور یکی از آن‌ها را سوار ماشین کنند. علی خلیلی جلو رفته و تذکر می‌دهد. ضارب پس از درگیری به ناحیه گردن و شاهرگ علی خلیلی چاقو می‌زند و متواری می‌شود. خلیلی بیش از 15 دقیقه در خون خود می‌غلتید.
در این حادثه تعدادی از مراکز اورژانس بیمارستانی از پذیرش علی خلیلی امتناع کردند تا اینکه یکی از بیمارستان‌های خصوصی در ازای واریز مبلغ 6‌میلیون تومان حاضر به پذیرش وی می‌شود.
سرانجام علی خلیلی که به دلیل شدت خونریزی به حالت اغما رفته بستری می‌شود اما پزشکان امید زیادی به مداوای وی نداشتند. علی خلیلی پس از مرخص شدن از بیمارستان در منزل بستری شد اما هر از گاهی به دلیل مشکلات ناشی از حادثه رخ داده به بیمارستان منتقل شده و بستری می‌شود. وی بهمن ماه سال گذشته نیز مجدداً در بیمارستان بستری شده و پس از یک ماه به خانه منتقل می‌شود اما سرانجام در 3 فروردین امسال پس از تحمل سه سال جراحات ناشی از این حادثه به شهادت می‌رسد. با بررسی مجدد پرونده شهید خلیلی مرگ وی ناشی از جراحات وارده تشخیص داده شد و ضارب وی نیز به عنوان قاتل معرفی شد.
این حادثه نیز پایان می‌پذیرد اما واکنش‌های بعد از آن چگونه است:
عده‌ای در دوران حیات علی خلیلی او را به علت وارد شدن در چنان صحنه‌ای و دادن تذکر مورد مواخذه قرار دادند که سرانجام او را 15 روز مانده به شهادتش به چنین واکنشی واداشتند:
«من می‌ترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده‌ام که پیامبر (ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی‌شنود و بلا نازل می‌کند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم. اما اینجا بعضی‌ها می‌گویند کار بدی کرده‌ام... می‌گفتند به تو چه ربطی داشت؟!! مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد! ولی آن شب اگر من جلو نمی‌رفتم، ناموس شیعه به تاراج می‌رفت.»
در این میان عده‌ای نیز با مخالفت گسترده با فریضه امر به معروف و نهی از منکر خواستار عدم رسیدگی به قوانین امر به معروف و نهی از منکر در مجلس شدند.
رسانه‌های معاند و ضد نظام نیز تا توانستند این آب را گل‌آلود کردند، ماهی خود را گرفتند و بر فریضه امر به معروف و نهی از منکر تاختند، این در حالی است که همین روزنامه‌ها بعد مرگ دختر ناهی از منکر در آلمان او را به خاطر دفاع از ناموس جامعه لایق دریافت نشان لیاقت آلمان دانستند!!
تناقض‌گویی و عمل دوگانه رسانه‌های بیگانه در برخورد با حوادث مشابه در اروپا و ایران بار دیگر زنگ خطر را برای رسانه‌های داخلی به صدا در می‌آورد که:
در جهت بازتاب حادثه شهید علی خلیلی و حوادث مشابه آن مسئولیت رسانه‌ای خویش را به درستی انجام داده‌اند یا سکوتی معنادار را در پیش گرفته‌اند؟!
آیا به اندازه خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های آلمانی که به دفاع تمام قد از شهامت مدنی در جامعه غیر اسلامی خویش پرداخته‌اند آنان نیز در جهت گسترش فریضه امر به معروف و نهی از منکر در ایران اسلامی تلاش کرده‌اند؟!
و نکته پایانی مطلب روزنامه اشپیگل است که بعد از مرگ «توگسی آلبایراک» در آلمان می‌نویسد: «اشتباه است که بگوییم نشان دادن شهامت مدنی (امر به معروف و نهی از منکر) کار غلطی است؛ ارزش کارهای خوب نباید به خاطر کردار انسان‌های بد از بین برود».

منبع:حرف ما
+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

یادبادآن روزگاران(17)

 

بازدیدوزیرسابق آموزش وپرورش(حسین مظفر)ومدیرکل استان اصفهان ازمدارس آران وبیدگل

ذبح قربانی درمراسم استقبال ازوزیر(خیابان معلم )

ازراست:آقایان صنعت پور،یوسفیان(شهرداروقت)،احمدابادی

 

 مراسم تجلیل ازفرزندان فرهنگی ممتاز

 

 

تشییع جنازه یک شهید(خیابان محمدهلال)

 

شورای ادارات

 

جلسه یادبودشهدا

اردوی فرهنگیان

تشییع شهید (سه راهی خیابان شهدا وشهیدرجایی)

پرداختی ستاری ودکل قدیمی مخابرات درتصویرمشاهده میشود)

وآموزگارانی که دیگر دربین مانیستند

ازچپ:حجه الاسلام عسگرپور ومحدث،دکترباغبانی،ناشناس،محمدرضاواثقی(مدیر دبیرستان شهیدان عبداللهی)،حجه السلام احمداسلامی،ناشناس ،معروفی

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

هرکس بدین سرای آید،نانش دهند وازنامش نپرسند

آنکه که عالم همه دیوانه اوست


امسال مراسم اربعین حسینی (ع) را از منظرهای گوناگون می‌توان بی‌نظیر خواند. 

۲۰ میلیون جان شیدا به پابوس مرقد سرور آزادگان رفتندو هر زائر شوریده، ده‌ها دل مشتاق و محروم به دنبال خود می‌کشاند و تا حرم دوست می‌برد.

 



روی  تابلوی این آقا نوشته است :من ایزدی هستم جانم فدایت حسین.

 

در میان بیش از ۲۰ میلیون زائری که به حرم مطهر حضرت اباعبدالله الحسین (ع) مشرف شدند، ازهرمذهب ومرامی آمده بودندحتی ایزدی مذهب ها.

آنهاخود را به کربلای معلی رسانده‌ بودندتا ضمن همبستگی با شیعیان از آیت‌الله العظمی سیستانی مرجع عالیقدر شیعیان تشکر کنند.

 

روی پارچه‌نوشته این جوان که از زائران پیاده اربعین حسینی هست نوشته شده: شهدای ما (شیعه، سنی، مسیحی و ایزدی) جاودانند و دختران ایزدی که ربوده شدند ناموس ما هستند. خون ما یکی است. ماهمه عراقی هستیم.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ٧:٤٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٦ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

همه مجتهدشده ایم!

 


این روزها وقتی یه موضوع یاحکم دینی رابرای بعضی هاشرح بدهی ،یاابتدانمی پذیرند یااگه بخواهندبپذیرندفلسفه وعلت تشریع آن راجویامیشن ویااینقدر (اما واگر)میارن ودرآخرمیگن بنظرمن اگه ...
یکی از معضلات تحمیلی به اذهان عمومی جامعه، مقوله‌ی «به نظر من»، آن هم در مقابل احکام روشن خداوند متعال است و اتفاقاً همین امر محل بزرگ‌ترین آزمایش است.
شروع انحطاط از صراط بندگی از همین «به نظر من» آغاز می‌شود. انحراف اولیه نیز همین بود. ابلیس لعین گفت: به نظر من، من برتر از آدم هستم، چون او از خاک و من از آتش خلق شده‌ام، پس تو را در امر سجده اطاعت نمی‌کنم ... و خلاصه چرایی اطاعت از هوای نفس خویش را چنین توجیه کرد، که البته پذیرفته نشد. و حال آن که شرط بندگی همین است که انسان حکم خدا را به نظر خودش ترجیح دهد.
معضل بزرگ‌تر بعدی برای جامعه‌ی ماایرانی هامجتهد شدن همگان است، حتی به رغم آن که هیچ اطلاعاتی از اصول اسلام، معارف قرآنی و سیره نبوی نداشته باشند، چه رسد به احکام.

امروزه اذهان عمومی قبول کرده‌اند که حتی توپ‌بازی، علم می‌خواهد، چه رسد به داوری در توپ‌بازی و چه رسد به هر علم و هنر دیگری، با به قرآن و احکام که می‌رسد، اغلب گمان می‌کنند که بدون هیچ علمی می‌توانند [بر اساس به نظر من] اجتهاد کنند.از این رو اغلب بدون این که بخواهند یا متوجه شوند، بر اساس «به نظر من» فتوا داده و سپس به فتوا و رساله نظری خود - به جای رساله عملیه فقها - عمل می‌کنند! که البته این نیز عمل به امر نفس خودشان است و نه عمل به اوامر الهی که تنها شرط بندگی است.

+ عبدالعظیم خدمتی ; ۱:٥٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

← صفحه بعد